بهترین مطالب در مورد مشاوره کودک و نوجوان در سنین مختلف

کودکان گنجینه های زندگی بشر هستند.

پدر و مادر تمام زندگی خود را وقف رشد انان می کنند.

اما اگر این تلاش ها هدفمند نباشد.

کودک با مشکلات جدی روبرو خواهد شد.

مقالات مشاوره کودک و نوجوان

در این بخش مقالات بسیار معتبر و تاثیرگذاری در زمینه تربیت کودکان فراهم شده است.

این مقالات می تواند شما را در تربیت صحیح و درست فرزندتان یاری کند.

سایت مشاوره خانواده همواره با تیمی تخصصی سعی داشته تا زندگی خوبی را برای کودکان در بستر خانواده به وسیله آموزش والدین فراهم کند.

مقالات مشاوره کودک و نوجوان

برخی مشکلات کودکان

در این بخش مقالاتی برای غلبه بر مشکلات کودکان ارائه شده است.

موضوعات در نظر گرفته مشکلات عمومی و فراگیری هستند که باید در مورد کودکتان دقت کنید.

برای مثال کودک آزاری و تجاوز به کودکان در تمام جهان یک بحران در دوره کودکی است.

یا فوبیا های افراد در دوره کودکی شکل می گیرد و در صورت عدم درمان بیماری فوبیا روز به روز بزرگتر می شود.

دعوا و کشمکش میان فرزندان همچون دعوای برادر و خواهر در محیط خانواده می تواند برای همه طاقت فرسا باشد.

یا اعتیاد به موبایل به گوشی های همراه که یک مشکل فراگیر در خانه و مدرسه تبدیل شده است.

به دلیل ناآگاهی خانواده کودک دچار بلوغ زودرس می شود.

دوست دارید دلیل پرخاشگری نوجوان خود را بدانید.

کودک شما شبها مشکل ادراری دارد وبه دنیال درمان شب ادراری هستید.

فامیل و دوستان از رفتار کودک شما شکایت می کنند و نیاز به درمان بیش فعالی او دارید.

سن تربیت کودک

سن تربیت کودک، از چه سنی کودک را تربیت کنیم؟

آیا سن تربیتی کودک مربوط به دوره خاصی می باشد؟ همه پدر و مادر ها دوست دارند تا فرزند آن ها به بهترین شکل تربیت شوند و از همان روزهای ابتدای زندگی کودک سعی می کنند تا به بهترین نحوه به کوک برخورد کنند، تا فرزندشان را به خوبی پرورش داده و تربیت کنند.

اما بسیاری از والدین نمی دانند تا در چه سنی چه رفتاری با کودکشان داشته باشند هنگامی که والدین آگاهی لازم در مورد سن تربیت کودک و چگونگی آن به دست آوردند می توانند رفتاری متناسب با درک کودک ارائه دهند.

در این مقاله سن تربیت کودک و رفتار های متناسب در هر دوره از رشد مورد بررسی قرار گرفته است، با مطالعه این مقاله می توانید این اطلاعات را کسب کرده و هم چنین می توانید از مشاور و روانشناس کمک بگیرید تا با توجه به این موضوع راهنمایی های لازم را برای شما انجام دهد.

بهترین زمان و سن تربیت کودک

به طور کلی یادگیری کودک سن خاصی ندارد و نمی توان تربیت کودک را به سن خاص و دقیقی اختصاص داد، در واقع از همان ابتدای زندگی کودک والدین بر روی رفتار او اثر می گذارند.

به عنوان مثال انجام دادن رفتار های ساده ای مثل بغل کردن کودک، نگاه کردن، حرف زدن و بوسیدن او  در سنین پایین و پاسخ به نیازهای جسمی و عاطفی او در همان اوایل زندگی بر شکل دهی شخصیت، عاطفه و رفتار های بعدی فرزندتان تاثیر می گذارد، همچنین بر اساس پژوهش های انجام شده صحبت با کودک پیش از تولد همراه با موسیقی، تغذیه مناسب، دور بودن از استرس و اضطراب کودک تاثیر می گذارد.

با این وجود تربیت مستقیم کودک در سنی آغاز می شود که او قدرت درک و پاسخ کلامی داشته باشد، این مقاله با توجه به دوره های حساس و مهم رشد و نیاز های مختص هر دوره با توجه به سن تربیت آن دوره تقسیم بندی شده است، در این مقاله با هر بخش و نکات تربیتی مربوط به آن بخش آشنا خواهید شد.

تربیت کودک زیر یکسال

در سنین زیر یک سال ارتباط شما با کودک تان باید بسیار زیاد باشد و فرزندتان باید احساس آرامش و امنیت در کنار شما داشته باشد تا در آینده بتواند شخصیتی مستقل برای خود ایجاد کند. در ماه های ابتدایی تولد، شما می توانید توانایی ذهنی کودک را افزایش دهید و محیط اطراف کودک را با توجه به وسایلی که برای او جذابیت و تنوع دارد غنی سازید و در کنار آن در آغوش کشیدن، لبخند زدن به او و بازی کردن را فراموش نکنید و سعی کنید به کودک حس آرامش و امنیت بدهید زیرا تلاش های شما در این سن به افزایش بهداشت جسمی و روانی کودک منجر خواهد شود.

سن تربیت کودک، تربیت در ۱۸ ماهگی

در این سن کودک دستورات ساده را درک می کند اما به طور کامل نمی تواند دستورات پیچیده تر را درک کند، در این سن دستوراتی که والدین به کودک می دهند باید خیلی ساده، مشخص و با اشاره حرکت دست باشد، دستورات باید در همان لحظه بوده و برای این که رفتار درست را به کودک بگویید باید در همان لحظه دستور را تکرار کنید.

انتظار نداشته باشد کودک حرف های شما را مدت ها  در ذهنش نگه دارد و دوباره آن را اجرا کند.

سن تربیت کودک، تربیت در ۲ تا ۳ سالگی

در این سن کودک شروع به حرف زدن می کند و رشد کلامی او روز به روز افزایش یافته و به همین دلیل باید قوانین و چهارچوب های مشخصی را برای کودک تعیین کرد.

نکته ای که در تربیت کودک در سن ۲ تا ۳ سالگی وجود دارد این است که به طور قابل ملاحظه ای در کودک رفتار های لجوجانه و بهانه گیری نشان داده می شود زیرا در این سن او یاد می گیرد تا شخصیت مستقلی پیدا کند و به همین دلیل در تحول استقلال خود از کلماتی مانند نه، نمی خوام، مال خودمه و غیره زیاد استفاده می کند.

به اصطلاح می گویند کودک در سن (نه) قرار دارد والدین باید سعی کنند در این سن نسبت به رفتار لجبازانه کودک صبر و حوصله داشته باشند و این نکته را در نظر بگیرید که واکنش های افراطی و تنبیه بدنی نه تنها تاثیر مثبتی ندارد بلکه لجبازی کودک را بیشتر می کند.

والدین باید برای کودک قوانین ساده و مشخصی را قرار دهند و زمانی که کودک مقاومت کرد از واکنش های افراطی و خشن استفاده نکنند و بیشتر به رفتار های خوب و مثبت کودک توجه داشته باشند و او را تحسین و تشویق کنند، این کارها باعث می شود تا مقاومت کودک کمتر شود و تمایلش به اطاعت و پیروی کردن افزایش یابد.

برخورد با خساست و پرخاشگری کودک در سنین ۲ تا ۳ سال

در این سن کودک نسبت به وسایل خود بسیار حساسیت نشان می دهد و احساس مالکیت زیادی نسبت به آن ها دارد و وسایلی مثل اسباب بازی ها، وسایلش و افراد مهم زندگی خیلی حساس می شود و در واقع هر چیزی که کودک مالک آن می باشد با هویت او پیوند خورده است.

به عبارتی زمانی که وسایل را از کودک می گیرید حس می کند که هویتش از او گرفته شده است، اگر فرزندتان واکنش هایی مانند خشم و عصبانی از خود نشان داد تعجب نکنید، خساست یا پرخاشگری کودک در این سن صفاتی است که مخصوص این سن می باشد مگر آن که بیش از حد و افراطی و غیر قابل کنترل شود.

شما در این هنگام باید سعی کنید خودتان را کنترل کنید وبه صورت افراطی و با عصبانیت به او واکنش نشان ندهید و سعی کنید با او کنار بیایید و رفتار درست و روشن و واضحی از او بخواهید و به احساس مالکیت او احترام بگذارید و به او قدرت انتخاب بیشتری بدهید.

سن تربیت کودک

سن تربیت کودک، ۳ تا ۴ سالگی

در این سن لجبازی کودکان کم تر می شود و مقاومت آن ها نسبت به دستورات و قوانین کم می شود، آن ها در این سن بیشتر دوست دارند توسط بزرگسالان مورد تایید قرار گیرند و به اصطلاح دختر خوب یا پسر خوبی باشند.

کودکان در این سن قدرت درک صحبت ها و توانایی مکالمه پیچیده تر را دارند با توجه به این که در این سن بیشتر به دیگران توجه می کنند اما با این وجود هنوز حس خود محوری در آن ها وجود دارد.

آن ها نمی توانند مسائل را از زاویه دید دیگران ببینند و باید قوانین را خیلی روشن برای آن ها بیان کنید و مسائل را به صورت ساده و طوری که زاویه دید آن ها قابل درک می باشد برای آن ها توضیح دهید، در این سن باید در مورد تاثیر کارشان و احساسی که در دیگران به وجود می آورد توضیحات بیشتری بدهید برای مثال اگر دم گربه را بکشی خیلی دردش می گیرد.

این توضیحات بر روی پروش هوش هیجانی کودک تاثیر بسیاری می گذارد و کمک زیادی به فرزند می کند، در این سن توجه دیگران به کودک بسیار برای کودک مهم می باشد و شما تا می توانید رفتاری مثبت نشان دهید و کودک را تحسین کرده و به او پاداش دهید.

۴ تا ۵ سالگی

در این سن ذهن کودکان بسیار قانون مند شده است و آن ها گرایش دارند تا قوانین را به طور منظم اجرا کنند، در این سن کودک شروع می کند تا به آموزشگاه مثل پیش دبستانی برود و توانایی شخصیت او بیشتر می شود و زمانی که سن او به ۶ سالگی رسید بهتر می تواند مسائل را از زاویه دید دیگران درک کند به عبارتی خود محوری در سن سه سالگی در آن ها تعدیل شده است.

در این سن شما می توانید قوانین بیشتری برای کودکان بگذارید و مسائل و دلیل های تربیتی را بر اساس درک کودک برای او توضیح دهید، هم چنین در سن ۴ تا ۵ سالگی طبیعتا کودک سازگاری بیشتری با محیط پیدا می کند.

۶ تا ۱۲ سالگی

کودکان در این سن از قدرت استدلال و تفکر منطقی برخوردار هستند و می توانند رفتار درست را از نادرست تشخیص دهند و در شرایط مختلف اظهار نظر داده و بیشتر آن را تشخیص دهند، بهتر است والدین در مورد دلایل رفتار و رفتار های مناسب در موقعیت ها با کودکشان گفت و گو کنند و بیشتر نظر آن ها را در مورد مسائل بپرسند.

هر چه گفت و گوی منطقی با کودک بیشتر باشد او بهتر می تواند رفتار های مناسب فردی و اجتماعی را یاد بگیرد و قدرت شناخت و درک مسائل او بیشتر خواهد شد.

نوجوانی به بعد

سن تربیت کودک تا نوجوانی هم چنان ادامه دارد و در سن نوجوانی پدر و مادر با فرزندشان به چالش های زیادی برمی خورند چرا که نوجوان به بسیاری از قوانین تن نمی دهد و به دنبال شکل دادن هویت دلخواه خود می باشد.

در این سن واکنش های افراطی و برخورد های سختگیرانه می تواند رفتار های منفی نوجوان را تشدید بخشد پس بهتر است دیدگاه ها و نقطه نظرات فرزندتان را بیشتر در نظر بگیرید و به او به عنوان فردی که هویتی مستقل دارد نگاه کنید.

قوانین و چارچوب های خانواده را حفظ کنید و در رعایت کردن آن انعطاف پذیری بیشتری داشته باشید و والدین باید مراقب نوجوان شان باشند و از نظارت فرزندشان دست برندارند چرا که نوجوانی سن بسیار حساسی می باشد و رها کردن فرزند می تواند عواقب و آسیب های بسیاری به او وارد کند.

در سن نوجوانی بیشتر به فرزندتان فرصت دهید و به استقلال و انتخاب های شخصی او احترام بگذارید تا بتواند شخصیت قوی و مستقلی داشته باشد و اعتماد به نفس او پرورش یافته و رشد کند.

نکات کلی تربیت کودک

با توجه به مطالبی که بیان شده است در ادامه این مقاله به بیان کردن چند نکته در مورد سن تربیت کودک و فرزندتان اشاره می کنیم.

  • در هر سن و با توجه به درک کودک قوانین بگذارید.
  • قوانینی که می گذارید باید مختصر، مفید و ساده و روشن باشد.
  • هر چه میزان قوانین تربیتی در طول روز کمتر باشد احتمال پذیرش و انجام آن قوانین بیشتر خواهد بود.
  • حتما کودکتان را به انجام رفتار های مثبت تشویق کنید و به رفتار های خوب او توجه کنید.
  • پاداش هایی برای بیشتر شدن رفتار های مثبت و کم شدن رفتار های غلط در نظر بگیرید.
  • اگر قولی می دهید حتما آن را انجام دهید همچنین تهدید هایی انجام ندهید که قادر به انجام آن نمی توانید باشید، مثلا اگر بالا و پایین بپری از مهمونی می رویم در حالی که نمی توانید مهمانی را ترک کنید.
  • هرگز تنبیه های بدنی انجام ندهید، کتک زدن نه تنها رفتار بد کودک را کاهش نمی دهد بلکه بر روی کودک اثر عکس می گذارد.
  • هنگامی که کودک رفتار بدی نشان می دهد می توانید محرومیت های کوچکی را در نظر بگیرید مثل خاموش کردن تلویزیون
  • تا جایی که می توانید در مورد قوانین تربیتی و دلایل آن به صورت منطقی با کودکتان حرف بزنید این صحبت کردن در هر سنی با توجه به درک کودک می تواند انجام شود.

سخن آخر

در صورتی که در تربیت کودک خود در سن های مختلف با مشکلاتی رو به رو هستید و یا دنبال راهکار ها و روش های اصولی و صحیح برای داشتن سبک تربیتی می باشید بهتر است از مشاور و روانشناس کمک بخواهید تا در این زمینه اطلاعات لازم را در اختیار شما قرار دهد.

مراکز مشاوره می توانند در این مورد بسیار کمک کننده می باشد و خدمات لازم را به والدین ارائه دهد.

منبع : سن تربیت کودک

کودک بهانه گیر

کودک بهانه گیر، علل بهانه گیری بچه ها

در مقابل کودک بهانه گیر چه رفتاری باید از خود نشان دهیم؟ این سوالی است که بسیاری از والدین در جلسات مشاوره خانواده آن را می پرسند، آن ها می گویند کودک دلبند مان که ماه ها و شاید سال ها منتظر تولدش بوده ایم امروز این قدر بهانه گیر شده است که جان مان را به لب مان رسانده است. خنده از روی لب هایش محو شده است و به طور مداوم در حال جیغ زدن و گریه کردن می باشد و به طور متوالی قهر می کند و حرف نمی زند.

اما به راستی کودک به چه دلیل دچار چنین بهانه گیری می شود؟ مشاوره روانشناسی از ابعاد مختلفی به این سوالات پاسخ داده و جواب های متعددی برای آن ها به دست آورده است، در ادامه این مقاله به بررسی دقیق تری در مورد کودک بهانه گیر از نظر مشاوران و روانشناسان پرداخته ایم.

درمان و علل بهانه گیری کودک

بهانه گیری اگر چه در میان بسیاری از کودکان امری شایع می باشد اما زمینه بروز و شدت آن معمولا با  تفاوت هایی همراه می باشد که علل مختلفی می تواند داشته باشد و در کل مجموعه ای از علل های فردی و تربیتی باعث بروز این رفتار ها در کودک می شود.

آنچه که مهم و قابل توجه است رفتار والدین با کودک بهانه گیر می باشد که می تواند زمینه ساز بهانه گیری های بعدی در کودک باشد، بهانه گیری در سنین مختلف علت های متفاوتی دارد که در ادامه این مقاله با برخی از آن دلایل آشنا می شویم، همچنین والدین با کمک مشاوره و بهره بردن از مشاوره تلفنی می توانند بهانه گیری های فرزندان خود را علت یابی کنند.

نمی تونم حرف بزنم!

اگر چه کودک در سنین پایین معنی لغات و کلمات را تا حدود زیادی درک می کند و متوجه می شود و معنی حرف ها و سوال هایی که از او می پرسیم را می فهمد اما نمی تواند برای پاسخ دادن به سوال ها و یا ابراز نظرتت شخصی خود از کلمات به درستی استفاده کند و همین مسئله باعث می شود زمانی که خواسته ای دارد او را کلافه کند و باعث بی قراری و بهانه گیری او شود و گریه کند یا جیغ بکشد.

در این هنگام باید صبور و با حوصله به نیاز های کودکتان رسیدگی کنید و آن ها را مورد بررسی قرار داده تا پاسخ درستی برای آن پیدا کنید.

کودک بهانه گیر، خسته شدم!

در بسیاری از اوقات کودک خسته می شود و خستگی برای او سرسام آور بوده و باعث می شود تا بهانه گیری کند، در واقع میزان فعالیت کودکان گاهی اوقات چندین برابر بزرگسالان می باشد، او از صبح که بیدار می شود شروع به بازی کردن و جست وخیز می کند و تا شب به فعالیت های خود ادامه می دهد و در این زمان بسیار خسته می شود اما نمی تواند احساس خستگی خود را برای دیگران توضیح دهد و در بسیاری از مواقع مشکل خود را به صورت بی قراری و بهانه گیری نشان می دهد.

خیلی گرسنه ام!

گرسنگی و تشنگی هر فردی را عصبی و پرخاشگر می کند و کودک هم از این مسئله مستثنا نمی باشد و زمانی که گرسنه شود عصبی شده و بدون این که مطلع باشد نسبت به موضوعات بی اهمیت بهانه گیری می کند.

قبل از آن که عوامل دیگر که باعث بهانه گیری کودک می شود را مورد بررسی قرار دهید ابتدا نیاز های ابتدایی مانند گرسنگی کودک را رفع کنید و در صورتی که در این موارد مشکلی نبود به دنبال عوامل دیگر باشید. تا علت بهانه گیری او را بیابید.

از دنده چپ بلند شدم!

یکی از نیاز های انسان خواب کافی می باشد و زمانی که فرد دچار کمبود خواب شود خلق و روحیه او به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد. هر چه سن کمتر باشد نیاز به خواب بیشتر در او احساس می شود زیرا مغز برای تحلیل اتفاقات روزانه به خواب بیشتری نیاز دارد.

اگر خواب شب کامل نباشد باعث می شود تا فرد بد خلق، پرخاشگر شود و تعادل کافی نداشته باشد در کودکان هم به همین منوال می باشد با این تفاوت که کودکان چون کنترل کم تری بر روی رفتار خود دارند بی خوابی شبانه باعث می شود که آن ها در تمام طول روز بهانه گیر و پرخاشگر شوند.

کودک بهانه گیر، لطفا منو ببین!

یکی از علل بهانه گیری کودک می تواند درخواست توجه از اطرافیان و والدین باشد، احتمالا توجه کرده اید که زمانی که والدین در حال انجام کاری مانند مطالعه و یا تماشای سریال می باشند کودک شان اصرار دارد که آن ها نقاشی اش را ببینند و یا بهانه گیری می کند که می خواهد کارتون تماشا کند.

این بهانه گیری ها معمولا به دلیل آن است که کودک نیاز به توجه والدین دارد و می خواهد با این روش آن ها متوجه حضور خود سازد، در این شرایط هر چقدر که در طول روز توجه سالم و موثرتری به کودک داشته باشید بهانه گیری ها او برای نیاز به توجه کاهش خواهد یافت.

وش های درمان 

همان طور که بیان شده است برخی از بهانه گیری های کودک مربوط به رفتار والدین و اطرافیان او می باشد، والدین می توانند زمانی که کودک بهانه گیری می کنند عصبی شوند و برخوردی غیر منطقی و حتی پرخاشگرانه با کودک داشته باشند یا می توانند صبورانه و با حوصله با مشکل رو به رو شده و با استفاده از راهنمایی های افراد آگاه در صدد رفع آن مشکل بر آیند.

در ادامه این مقاله برخی از باید ها و نباید های رفتار با کودک بهانه گیر را بیان می کنیم، این اصول به شما می آموزد که چگونه با رفتار های خود بهانه گیری فرزندتان را تحت کنترل قرار داده و آن را کاهش دهید.

حفظ آرامش

اولین قدم برای کنترل بهانه گیری فرزند، حفظ آرامش والدین می باشد، زمانی که کودک بهانه گیری می کند مسلما والدین عصبانی می شوند اما والدین باید بدانند که اگر خشم خود را کنترل کنند و آرامش خود را حفظ کنند به طور غیر مستقیم به کودک نشان می دهند که برای صحبت کردن باید بهانه گیری و پرخاشگری را کنار بگذارد، زیرا فرزندتان از شما الگو برداری می کند و اگر شما در این هنگام عصبانی شوید و با عصبانیت به او پاسخ دهید رفتار او تشدید خواهد شد و پرخاشگر و بهانه گیر تر می شود.

علل بهانه گیری کودک، منحرف کردن توجه

در کودکان خردسال هنوز به طور تفکر منطقی به اندازه کافی در آن ها رشد نکرده است و به همین دلیل احتمال دارد شما بار ها مسئله ای را برای او توضیح دهید و او هم چنان به بهانه گیری خود ادامه دهد در این هنگام شما باید از تکنیک منحرف کردن توجه استفاده کنید و با صبر و حوصله تلاش کنید تا گفت وگو را به سمت چیز دیگری ببرید و یا یک بازی برای فرزندتان ترتیب دهید و او را سرگرم چیز دیگر کنید تا بهانه گیری یادش برود.

علل بهانه گیری کودک، باج ندادن

کودک در محیطی شلوغ شروع به بهانه گیری و گریه کردن می کند و نگاه همه افراد به سمت شما می باشد که نمی توانید فرزندتان را ساکت کنید! در این هنگام می توانید به خواسته کودک خود تن بدهید و گریه های وحشتناک او تمام شود و تبدیل به لبخند معصومانه شود، اما باید این نکته را بدانید که این لبخند معصومانه پس از این تنها در شرایطی درصورت کودکتان نثش می بندد که به خواسته های به جا و نا به جای او پاسخ دهید.

در شرایط گفته شده کودک را به محیط خلوت ببرید و از او بخواهید با حفظ آرامش راجع به خواسته اش حرف بزند اگر بچه بهانه گیری را به پایان نرساند او را از  آن محیط خارج کنید، به یاد داشته باشید در صورتی که شما به تسلیم گریه های کودک شوید ناخواسته به او یاد می دهید تا برای به دست آوردن هر چیزی و رسیدن به خواسته اش باید گریه و بهانه گیری را انجام دهد تا به هدفش برسد.

علل بهانه گیری کودک، مراجعه به روانشناس کودک

برخی مواقع والدین نمی توانند کودک شان را کنترل کنند و کنترل اوضاع از دست آن ها خارج می شود و آن ها هر چقدر تلاش می کنند تا رفتار های ناسازگارانه فرزندشان را کنترل کنند موفقیتی را به دست نمی آورند، زمانی که در این شرایط قرار گرفتید بهتر است هر چه زودتر به مشاور و روانشناس کودک مراجعه کنید تا روانشناس با بررسی کامل شرایط روانی کودک علل بهانه گیری کودک را پیدا کند.

برای مثال بسیاری از کودکان تحت فشار و استرس بسیاری هستند و این رفتار ها را به خاطر شرایط استرس آور انجام می دهند در حالی که والدین اصلا از وجود این استرس ها خبر ندارند به همین دلیل باید به مشاور مراجعه کنند تا برای بهبود سلامت روان فرزندشان هر چه زودتر اقدامات لازم را انجام دهند و از مشاور کودک کمک بگیرند.

هم چنین درمانگر راهکار ها و روش های صحیح را به والدین آموزش می دهد تا بتوانند با شیوه موثرتری بهانه گیری های کودکشان را کنترل کنند و به خوبی بتوانند اقداماتی برای حل بهانه گیری و پرخاشگری کودک انجام دهند.

علل بهانه گیری کودک، بزرگسال لجباز

احتمالا افرادی که با زورگویی در جامعه قصد رسیدن به خواسته هایشان را دارند یا زوجین که با بهانه گیری و لجبازی و پرخاشگری درگیری های در میان آن ها به وجود آمده است را دیده اید، بخشی از این مشکلات ریشه در کودکی داشته و به خاطر عکس العمل های اشتباه اطرافیان می باشد.

اگر شما هم در تربیت فرزند خود به اندازه کافی تلاش نکنید ممکن است رفتار های اشتباه او سال های سال همراه او باقی بماند و در بزرگسالی باعث آزار و اذیت دیگران شود به همین دلیل نباید در تربیت کودک سهل انگاری کرد و اهمیت تربیت دوران کودکی را دست کم گرفت.

بهانه گیری کودک همیشه هم بد نیست

شاید جالب باشد که بدانید که بهانه گیری کودک همیشه هم اتفاق بدی نمی باشد و دلایل وجود دارد که این رفتار را توجیه می کند اگر بهانه گیری کودک به درستی توسط والدین مدیریت شود می تواند برای کودک نتیجه مثبتی داشته باشد که در ادامه این مقاله به توضیحات بیشتری در این باره می پردازیم.

خروج اشک

در شرایط بحران و فشار زمانی که کودک گریه می کند و اشک هایش خارج می شود این اشک ها حاوی هورمون های استرس می باشد که باعث می شود که بدن به آرامش نسبی دست یابد.

یادگیری « نه » گفتن

امکان دارد در ابتدا که به کودک نه می گویید به خاطر نرسیدن به خواسته هایش خشمگین شود و بهانه گیر و پرخاشگر شود اما بعد از آرام شدن، او یاد می گیرد تا در برابر خواسته های غیر منطقی باید مخالفت کند و کسی که نسبت به خواسته اش پافشاری کند هرگز به خواسته اش نمی رسد.

کلام آخر

بهانه گیری در هر کودکی اتفاق می افتد و می تواند بسیار طبیعی باشد زیرا کودک به اندازه بزرگسالان به رشد شناختی و اجتماعی نرسید است تا بتواند همه رفتار های خود را به خوبی کنترل کند. با این حال باید بهانه گیری های کودک توسط والدین کنترل و مدیریت شود تا به رفتار های مخرب و آسیب رسان تبدیل نشود، به همین دلیل رفتار والدین در مقابل بهانه گیری های کودک اهمیت بسیاری دارد.

علاوه بر رفتار والدین شرایط روانی کودک اهمیت بسیاری دارد زیرا کودکان قابلیت کم تری برای تحمل استرس شان دارند و بخشی از بهانه گیری های آن ها می تواند بازتابی از وضعیت نامناسب روانی شان باشد.

به همین خاطر اگر بهانه گیری فرزندتان آزار دهنده و ادامه دار می باشد حتما برای بهبودی اوضاع با یک روانشناس صحبت کنید تا شرایط کودک را مورد بررسی قرار دهد، علاوه بر استرس و اضطراب برخی از اختلالات رفتاری در کودکی مانند نافرمانی مقابله ای می تواند باعث بهانه گیری های افراطی در کودک شود و روانشناس در صورتی که این اختلالات را تشخیص داد برنامه درمانی مناسبی را برای فرزندتان تنظیم می کند تا در حد امکان بهانه گیری او کاهش یابد و درمان شود.

منبع : کودک بهانه گیر

علل کودک آزاری

علل کودک آزاری، پیشگیری از کودک آزاری

اگر والدین با دلایل و علل کودک آزاری اشنا باشند تا حد زیادی می توانند نسبت به این اتفاق پیشگیری های لازم را انجام دهند، هر رفتاری که باعث آزار و اذیت کودک در هر بعد از وجود او اعم از روحی، عاطفی، جسمی، جنسی و غیره شود به عنوان کودک آزاری تعریف می شود و این رفتار های می تواند از جانب والدین، نزدیکان، معلمان و سایر افراد به وجود آید.

هم چنین کودک آزاری معمولا به دلایل شرایط خانوادگی، فردی و اجتماعی به وجود می آید و عوارض بسیار زیادی برای کودک و خانواده به همراه دارد، در بعضی مواقع شدن فشار بر روی کودک و والدین به قدری زیاد می باشد که مسائلی مانند خودکشی و قتل را ممکن است به همراه داشته باشد.

در این مقاله به بررسی موضوعاتی که باعث کودک آزاری می شود می پردازیم تا والدین با به دست آوردن آگاهی های لازم بتوانند پیشگیری های لازم را انجام دهند.

علل کودک آزاری

عوامل کودک آزاری را می توان به ۴ دسته تقسیم بندی کرد، والدین با به دست آوردن اطلاعات لازم در این زمینه می توانند علاوه بر محافظت از فرزندتان به نکات تربیتی بیشتر اهمیت داده و فرزندان را از این عوامل دور نگه دارند.

در ادامه این مقاله به چهار علت اصلی که باعث کودک آزاری می شود اشاره می کنیم.

  1. شرایط خانوادگی

یکی از مهم ترین عوامل کودک آزاری شرایط خانواده می باشد که در ابعاد مختلف می تواند زمینه ساز آسیب هایی بر روی کودکان شود، این شرایط شامل موارد زیر می باشد.

  • زمانی که که در خانواده یکی از والدین حضور نداشته طلاق گرفته یا فوت شده باشد و یا یکی از والدین ازدواج دوم کند کسی حضور ندارد تا از کودک پشتیبانی کند و در این صورت حمایت کافی از کودک صورت نمی گیرد و کودک بیش از هر کودک دیگری در معرض خطرات کودک آزاری قرار می گیرد، خانواده در این امر بسیار اهمیت دارد و وجود آن باعث امنیت برای کودک می باشد.
  • در خانواده هایی که استرس و اضطراب بر روی والدین و کودک زیاد می باشد احتمال کودک آزاری بسیار زیادی است، زیرا بزرگ تر ها تحت فشار هستند و احتمال دارد بدرفتاری بسیاری با کودک شان داشته باشند.
  • هم چنین عواملی مانند انتظارات غیر واقعی از کودک، نداشتن آگاهی لازم از مراحل رشد کودک و نداشتن رفتار موثر والدین با کودک می تواند بر روی کودک اثر منفی بگذارد و باعث کودک آزاری شود و این عوامل شرایطی را برای کودک ایجاد می کند که دائما تحت فشار روحی قرار بگیرند.
  • والدین زمانی که مهارت های لازم برای فرزند پروری را ندارند، در این صورت والدین نسبت به رفتار های خود آگاهی لازم را ندارند و نمی دانند که چه آسیب هایی را به فرزندشان وارد می کنند و در این زمان از نظر روحی و روانی آسیب هایی به کودک وارد می شود که برای پیشگیری از این مشکل باید والدین آموزش های لازم در این خصوص را کسب کنند.
  • از عوامل دیگر که مربوط به خانواده است و باعث کودک آزاری می شود می توان از طلاق، اعتیاد، تحصیلات والدین، جمعیت خانواده، بیماری های روانی، جسمی و اختلافات خانوادگی اشاره کرد.
  1. شرایط خود کودک

کودکانی که از نظر جسمی دارای ناتوانی هستند و نیاز به مراقبت های بهداشتی دارند بیش تر احتمال دارد مورد آزار و اذیت قرار بگیرند. در این موارد باید حمایت و مراقب بیشتری از کودک صورت گیرد و از جمله این ناتوانی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • معلولیت ذهنی :

زمانی که کودک دچار ناتوانی ذهنی است احتمال دارد که قادر نباشد از خود مراقبت کند و در این زمینه ناتوان و ضعیف باشد.

  • اختلالات کودکان :

گاهی اوقات در کوکان اختلالات روانی وجود دارد که باعث می شود بیشتر مورد خشونت دیگران قرار گیرند، مانند زمانی که کودک دچار بیماری بیش فعالی می باشد و به دلیل این که برنامه تربیتی درستی نداشته اند مشکلات آن ها باقی مانده و گاهی اوقات بیشتر می شود.

  • کودکان با شرایط خاص:

والدین، نسبت به کودکانی که نامشروع هستند و یا به طور نا خواسته متولد شده اند دیگری دارند. رفتاری های ناپسندی که والدین با فرزندشان انجام می دهند می تواند باعث بروز خشونت و کودک آزاری شود، گاهی اوقات کودکان از نظر جسمی سالم می باشند اما دشواری های رفتاری خاصی دارند و یا والدین آن ها ، کودکان را غیر طبیعی می دانند.

  • سایر علل کودک آزاری به دلیل شرایط کودک:

بعضی موارد کودک احتمال دارد به علت شرایط خود مورد کودک آزاری قرار بگیرند، بعضی از این شرایط عبارت اند از بدخلقی، بی اختیاری ادرار یا مدفوع، عادات غذایی نامناسب، ابتلا به بیماری های مکرر و در بعضی موارد ظاهر فیزیکی بد و بد قیافه بودن می باشد.

  1. دلایل کودک آزاری، شرایط و فرهنگ جامعه

قوانین، فرهنگ، هنجارها و موقعیت های جغرافیایی یک جامعه می تواند بر میزان جرائم و نوع خشونت های به وجود آمده اثر بگذارد، در جوامعی که خشونت های سازمان یافته مانند جنگ یا انواع آسیب های اجتماعی زیاد می باشد و بی عدالتی و نابرابر های اجتماعی وجود دارد و در جوامعی که مواردی مانند خشونت در سطح جامعه ، رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی پذیرفته شده باشد و سازمانی برای حمایت از کودکان قوانین مشخص و معینی وجود نداشته باشد، میزان کودک آزاری افزایش می یابد، همچنین عوامل دیگری مانند شرایط اقتصادی، مشکلات محیط آموزشی، فقدان نظارت بر مراکز نگهداری کودک، ضعف در باورهای دینی از جمله عوامل اجتماعی می باشد که بر ایجاد این معضل اجتماعی تاثیر می گذارد.

در فرهنگ، جوامعی که خانواده ها و کودکان به دلیل ترس از دیدگاه افراد دیگر نمی توانند از افراد خطاکار شکایت کنند میزان کودک آزاری افزایش می یابد و والدین باید به کودکان اطلاعات لازم را بدهند و با تربیت جنسی کودک خود آن ها در مقابل چنین افرادی آگاه کنند و در کنار آن ها به رشد کودک خود نیز اهمیت دهند.

علل کودک آزاری

  1. علل کودک آزاری، افراد کودک آزار

افرادی که کودک آزاری را انجام می دهند همیشه بیمار روانی نمی باشند. بر اساس مطالبی که در این مقاله ذکر شده است به عوامل متعدی بستگی دارد که باعث بروز کودک آزاری در افراد می شود اما گاهی اوقات کودک آزاری توسط افرادی صورت می گیرد که دارای مشکلات و اختلالاتی هستند این اختلالات عبارت اند از اختلالات شخصیت، اختلال در کنترل تکانه، سادیسمی ها و افرادی که خود در کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند.

همچنین زمانی که کودک آزاری جنسی صورت می گیرد احتمال وجود کژکاری ها و نابهنجاری های جنسی در افرادی که سوء استفاده گر هستند بیشتر می شود.

پیشگیری از کودک آزاری

با توجه به آن که کودک آزاری دلایل متعددی دارد والدین برای حفظ امنیت فرزندشان می توانند اقدامات پیشگیرانه ای را انجام دهند آن ها می توانند با مراجعه به مشاوره کودک، راه ها و روش های صحیح آموزش جنسی کودک را فرا بگیرند و از این طریق به کودک شان یاد دهند که چطور در مقابل کودک آزاری و کودک آزاری جنسی محافظت کنند.

همچنین خانواده می توانند استرس و اضطراب را در محیط خانه کاهش دهند و از کودک شان حمایت کنند در این صورت تا حد زیادی کودک از آزار و اذیت قرار گرفتن در امان خواهد بود و احتمال مورد آزار قرار گرفتن آن ها کاهش می یابد، همچنین والدین می توانند از افراد خاطی شکایت کنند و پیگیری های لازم را انجام دهند در این صورت تا حد زیادی شرایط برای افرادی که تصمیم به کودک آزاری دارند سخت خواهد شد.

منبع : علل کودک آزاری

بوسیدن نوزاد

بوسیدن نوزاد، فواید و ضررهای بوسیدن نوزاد

افراد به خصوص والدین بعد از این نوزادشان به دنیا می آید به طور غریزی دوست دارند او را در آغوش بکشند، نوازش کنند و ببوسند، اما برای بسیاری از پدر و مادر ها این سوال به وجود می آید که امکان دارد بوسیدن نوزاد ضررهایی برای او داشته باشد؟ آیا این کار در فرایند رشد کودک تاثیر دارد و به او کمک می کند؟

متخصصین کودک برقراری رابطه عاطفی صمیمانه با نوزاد از طریق اعمالی مانند نوازش کردن، بوسیدن برای رشد هیجانی او لازم و ضروری می دانند اما با این باید نکات بهداشتی رعایت شود تا سلامت نوزاد حفظ شود، در غیر این صورت احتمال دارد مضرات بوسیدن بیشتر از فواید آن باشد.

اگر به دنبال اطلاعات بیشتری در این زمینه هستید باید به مطالعه این مقاله بپردازید تا در مورد فواید و ضررهای بوسیدن اطلاعات لازم را به دست آورید.

بوسیدن نوزاد

بوسیدن یک نوع نوازش لمسی می باشد و نوزادی که متولد می شود آنقدر دوست داشتنی می باش که اطرافیان تمایل دارند او را ببوسند، به دلیل این که نوزاد از حساسیت بالایی برخوردار است باید تاثیرات مثبت و منفی این نوع نوازش ها را بدانیم.

بوسیدن بر روی جسم و روح نوزاد تاثیرات بسیار عمیقی می گذارد و این تاثیرات می تواند موقتی، عمیق یا طولانی مدت باشد در ادامه این مقاله فواید کوتاه مدت و بلند مدت بوسیدن در ابعاد جسمانی و روانی را بیان می کنیم.

فواید کوتاه مدت

بوسیدن اگر به صورت لمس کوتاه مدت نوزاد، همراه با در آغوش کشیدن او باشد می تواند باعث کاهش سطح هورمون استرس کودک شود و زمانی که کودک بعد از بوسیدن ذوق زده می شود و خنده لحظه ای دارد نشان از احساس شادی و رضایت او می باشد و در این حالت دوپامین ( انتقال دهنده عصبی شادی) در بدن نوزاد افزایش می یابد.

بر اساس تحقیقات پزشکی به اثبات رسیده است که بوسیدن نوزاد باعث ارتباط عاطفی عمیقی با او می شود که به تقویت دستگاه ایمنی بدن نوزاد کمک می کند و باعث می شود بدن وی در برابر بیماری ها مقاوم تر شد و نسبت به نوزادانی که از چنین امکانی بهره مند نیستند سیستم ایمنی قوی تری دارند.

فواید بلند مدت

بوسیدن در دراز مدت باعث رشد هوش هیجانی نوزاد می شود، هوش هیجانی به معنی درک احساسات و ابراز همدلی با دیگران می باشد و به صورت اکتسابی به فرد منتقل داده می شود و وراثت سهم بسیار کمی در این قضیه دارد.

بنابراین اطرافیان می توانند با ابراز کردن احساسات خود به کودک سهم به سزایی در رشد و پرورش هوش هیجانی او داشته باشند، هم چنین نوزادانی که مورد نوازش لمسی قرار گرفته اند در بزرگسالی به عارضه هایی که کودکان بی سرپرست و بد سرپرست دچار می شوند مبتلا نمی شوند.

برای مثال نداشتن تجربه لمسی مانند نوازش شدن و بوسیده شدن بر روی دلبستگی کودک اثر می گذارد و می تواند نحوه برقراری ارتباط کودک با دیگران را تحت تاثیر قرار دهد و مشکلات بسیاری را برای کودک به همراه داشته باشد.

میزان نیاز نوزاد به بوسیده شدن

میزان نیاز به بوسیده شدن در نوزادان مختلف متفاوت می باشد و این که کودک به چه میزان به بوسیده شدن نیاز دارد برای هر نوزاد تفاوت می کند، هر فرد به خصوص پدر و مادر به صورت غریزی متوجه می شوند که در کجا زیاده روی کرده اند و در کجا کم گذاشته اند ولی آنچه در بوسیدن ونوازش کردن مهم است متناسب بودن این عمل با نیاز کودک می باشد که باید به درستی تنظیم شود.

در بسیاری از اوقات به خاطر علایق خودمان و تخلیه شدن احساساتمان کودک را می بوسیم و اصلا در نظر نمی گیریم که فرزندمان چه احساسی دارد در حالی که باید بر اساس نیازش او را ببوسیم.

بهتر است بوسیدن به مقداری باشد که کودک احساس رضایت و آرامش داشته باشد و نسبت به بوسیدن و نوازش رغبت نشان دهد در صورتی که فرزند بی قراری کند و نوازش و بوسیدن تاثیری در آرام کردن او نداشته باشد در این هنگام باید نیاز های او را شناسایی کنید و از روش های دیگری برای آرام کردن دلبندتان استفاده کنید.

فواید بوسیدن نوزاد برای اطرافیان

جالب است بدانید که بوسیدن نوزاد برای اطرافیان نیز لذت بخش می باشد و سلامت روحی و جسمی آن ها را افزایش می دهد به عنوان نمونه در مورد مادران نشان داده شده است که زمانی که نوزادشان را می بوسند هورمون اکسی توسین ( ماده شیمیایی افزایش دهنده احساس عشق و علاقه) و آندورفین ( ماده شیمیایی افزایش دهنده سرخوشی)  افزایش می یابد و در واقع بوسیدن به اندازه نوزاد یک بازی دو سر می باشد که هر دو با برد همراه بوده و بر روی والدین و کودک تاثیر مثبت می گذارد.

بوسیدن نوزاد

مضرات بوسیدن نوزاد

نکته مهم این است که تمام موارد فوق گفته شده زمانی صدق می کند که اطرافیان مسائل بهداشتی را رعایت کنند، در غیر این صورت چون سیستم ایمنی بدن نوزاد ضعیف است ممکن است مضرات بوسیدن بیشتر از فواید آن باشد و هر آلودگی و بیماری از طریق بوسیدن به کودک انتقال یابد و اطرافیان باید از بوسیدن لب نوزاد و برقراری ارتباط پوستی طولانی مدت با او پرهیز کنند.

بر اساس تحقیقات انجام شده نوزادانی که در این شرایط رشد کرده اند و در هنگام بوسیدن و نوازش نکات بهداشتی را رعایت نکرده اند دچار مشکلاتی می شوند که در زیر نمونه هایی از آن را بیان می کنیم.

  • دچار التهاب پوستی فراوان
  • پوسیدگی دندان و آسیب بافت زبان
  • گرفتار شدن به انواع بیماری ها و عفونت ها
  • وقوع بیماری سیاه سرفه
  • عفونت معده
  • تضعیف سیستم ایمنی بدن
  • تبخال زدن در نوزادان

والدین باید بدانند در صورت وقوع چنین مسئله سریعا بدن و صورت نوزاد را ضدعفونی کنند و دیگران را از بوسیدن و نوازش کودک منع کنند.

اقدامات بهداشتی در هنگام بوسیدن نوزاد

همه والدین و اطرافیان هنگامی که نوزادی را می بینند تمایل دارند او را در آغوش بگیرند و ببوسند، برقراری ارتباط عاطفی در سلامت جسم و روان کودک تاثیر بسیاری دارد و در صورتی که به درستی انجام شود تاثیر بسیاری دارد .

در ادامه این مقاله به نکاتی که والدین باید به آن توجه داشته باشند اشاره می کنیم.

  • قبل از این که با نوزادتان تماس برقرار کنید دستان خود را بشویید و از اطرافیان هم بخواهید این کار را انجام دهند.
  • برای تمیز کردن دهان و صورت کودک از دستمال مرطوب استفاده کنید.
  • در صورتی که اطرافیان درگیر بیماری و مشکلات عفونی هستند بخواهید که از کودک دوری کرده و هرگز او را نبوسند.
  • نوزاد را به صورت منظم به حمام ببرید.
  • بهداشت دهان و دندان کودک را رعایت کنید.

در کنار تمام موارد گفته شده برای آن که از سلامت نوزاد خود اطلاع داشته باشید و برای برقراری ارتباط بهتر با کودک از روش های دیگری استفاده کنید در این صورت بهتر است از مشاوره کودک کمک بگیرید تا راهنمایی های لازم را به شما بگوید.

منبع : بوسیدن نوزاد

والدین بی توجه چگونه به فرزندان خود آسیب خواهند زد؟

طبق نظر مشاوران مراکز روانشناسی : والدین بی توجه چگونه به فرزندان خود آسیب خواهند زد؟

سبک های تربیتی که والدین برای فرزندانشان مورد استفاده قرار می دهند بسیار متفاوت است و بعضی سبک های تربیتی وجود داد که ممکن است کودکان را دچار آسیب کرده و حتی در بزرگسالی نیز ادامه پیدا کند. در ادامه این مقاله انواع والدین را مورد مطالعه قرار می دهیم.

والدین بی توجه و رها ساز

والدین به دو صورت می توانند به فرزندان خود توجه نداشته باشند و او را رها کنند مثلا ممکن است او را در خانه تنها بگذارند و یا ساعت ها در ماشین منتظرش بگذارند و به او توجه نکنند.

یا والدین ممکن است از یکدیگر جدا شوند و طلاق بگیرند، در این صورت دیگر به دیدن فرزند خود نمی آیند و از لحاظ هیجانی در دسترس فرزندان خود نیستند و نمی توانند به فرزند خود توجه و محبت کافی را داشته باشند، در این هنگام فرزندشان از توجه و محبت و تشویق محروم خواهند ماند.

بر اساس نظر روانشناسان نباید با کودک رفتارهایی مانند بی اعتنایی و بی توجهی انجام گیرد، در این صورت کودک فکر می کند که ایراد و مشکلاتی دارد، دوست داشتنی نیست و به همین دلیل به او توجه و محبت نمی شود.

بسیاری از والدین ممکن است پیش کودک شان باشند ولی به دلیل سرگرم شدن با الکل، دارو، کتاب، خواب و تلویزیون به کودک خود توجه نمی کنند و بیشتر به وسایل پناه می برند، آن ها به این شکل فرزندان خود را رها کرده، به فرزندشان توجهی ندارند و از لحاظ هیجانی در اختیار فرزندشان نیستند.

همچنین بسیاری از پدرها هستند که هنگامی که در خانه اند به فرزندشان توجه نمی کنند و کاری به کار کودک ندارند آن ها در خانه حضور فیزیکی دارند ولی فعال نیستند و با کودک خود به صحبت یا بازی نمی پردازند.

احساس مالکیت نسبت به فرزند 

بسیاری از والدین هستند که به فرزندشان تسلط و کنترل کاملی دارند، آن ها فرزندشان را به طور کامل کنترل می کنند و از نظر هیجانی او را تحت نفوذ خودشان قرار می دهند.

مادرانی که نسبت به فرزندشان احساس مالکیت می کنند از همان لحظه طفولت و کودکی دست به کنترل کودک خود می زنند. به طور مثال مادر کودک را به خود می چسباند و فقط خودش به تنهایی از او مراقبت می کند و به دیگران اجازه نمی دهند تا از او نگهداری و مراقبت کنند.

هنگامی که فرزندان کمی بزرگتر شد و به سنی رسید که دلش می خواهد جهان اطراف را بشناسد و به طور مستقل به بررسی جهان بپردازد اما مادرش به احتمال زیاد به خاطر دلایلی مانند ترس از این که شاید فرزندشان صدمه ای ببیند احساس خطر و تهدید کرده و مانع این امر می شوند. آن ها برای اینکه بتواند نیاز های هیجانی خودش را رفع کند به فرزندشان آویخته می شود و او را تنها نمی گذارد.

در این شرایط هنگامی که فرزند بزرگ می شود، مادر به جای این که کنترل خود را بر روی او کاهش دهد بیشتر سخت می گیرد و اصرار دارد تا بداند فرزندش کجاست و او را بسیار کنترل می کند و مقررات بسیار سفت و سختی را برای او در نظر می گیرد.

والدین بی توجه

زمانی که فرزند به سنی می رسد که دوست دارد با جنس مخالف آشنا شود و نسبت به آشنا شدن علاقه نشان می دهد، والدینی که نسبت به فرزندشان احساس مالکیت می کنند به خصوص پدر احساس خطر می کند و مانع از آشنا شدن دختر با جنس مخالف می شوند.

وابستگی پدر به فرزند

علاوه بر مانع شدن، پدر تلاش می کند تا دختر بفهمد هیچ فردی به اندازه کافی برای او خوب نمی باشد و یا این که هیچ کسی علاقه ندارد که با آشنا شود و هیچ کس او را نمی خواهد.

بسیاری از پدران، زمانی که دخترشان به سن بلوغ می رسند را دوران سخت و دشواری می دانند زیرا به دخترشان حس عجیبی دارند و نمی خواهند او را از دست بدهند و به همین دلیل بر روی دخترشان تسلط می یابند.

پدر باید در سن بلوغ به خوبی احساسات خود را با فرزندش تنظیم کند، اگر او نتواند احساساتش را تنظیم کند شرایط سختی را برای دخترش ایجاد خواهد کرد و اجازه نمی دهد دخترش با جنس مخالف آشنا شود و در مورد پوشش و نوع لباس بسیار سختگیرانه با او عمل می کند.

بسیاری از والدین به فرزندان خود وابسته هستند و دوست ندارند هنگامی که فرزندان بزرگ شدند از آن ها دور شوند و دوست دارند که فرزندانشان کنار خودشان باشند.

این والدین معمولا نیاز هایشان تامین نشده است و از فرزندشان انتظار دارند تا برای آن ها نقش پدر و مادر را ایفا کنند.

البته اینگونه والدین ممکن است به دلایل دیگری مانند فوت همسر، طلاق گرفتن از همسر یا به خاطر این که همسرشان نیازشان را به خوبی برآورده نکرده اند به فرزند خود وابسته باشند.

والدین کنترل کننده 

این والدین همه چیز را به فرزندشان دیکته وار یاد می دهند، طرز صحبت کردن، رفتار، لباس پوشیدن و غیره را به فرزندان خود القا می کنند و همیشه به آن ها می گویند که به خاطر صلاحشان آن ها را کنترل می کنند و مواظب آن ها هستند.

این دسته از والدین معتقد هستند که اگر به فرزند خود آزادی بیشتری بدهند ممکن است آسیب هایی به او برسد و آن ها برای این که فرزند خود را از خطر مصون دارند او را نزد خود نگه می دارند.

اما آن ها با نگه داشتن بیش از حد فرزندشان در کنارشان باعث می شوند تا فرزندشان تصمیمات شخصی را به درستی نگیرد و از به دست آوردن تجربه محروم شود.

بر اساس نظر روانشناسان والدین بر این باور هستند که فرزندشان همیشه باید از آن ها اطاعت کند و زمانی که  فرزند آن ها از دستورشان سرپیچی کند این حق را به خودشان می دهند که او را تنبیه کنند.

بر طبق نظر مشاور، والدین تسلط گرا علاوه بر این که فرزندشان را کنترل می کنند، همسرشان را نیز کنترل می کنند. آن ها هنگام کنترل غیر قابل انعطاف هستند، بسیار بی رحمانه رفتار می کنند و ممکن است از خود خشونت نشان دهند.

والدین خرده گیر 

این گونه والدین اشتباهات فرزندشان را در نظر می گیرند و هنگام حرف زدن، نگاه کردن، طرز معاشرت، چگونگی انجام دادن تکالیف درسی و غیره انگشت بر روی اشتباهات فرزندشان می گذارند.

از نظر آن ها فرزند باهوش، دقیق و مودبی ندارند و تنها نکات منفی فرزندشان را می بینند. این والدین به جای این که به کارهای درست و توانایی های فرزندشان توجه کنند نکات منفی او را در نظر می گیرند و همیشه او را مورد انتقاد قرار می دهند.

فرزند باید احساس ارزشمندی را از والدینش دریافت کند و اگر والدین او تنها نکات منفی را به او گوشزد کنند او نخواهد توانست این امر را به درستی بیاموزد و اگر نتواند احساس ارزشمندی را به دست آورد با این فکر رشد می کند که در آینده مشکلاتی برای او به وجود خواهد آمد.

انتقاد بیش از حد والدین

بر اساس نظر مشاوران اگر والدین بیش از اندازه فرزند خود را مورد انتقاد قرار دهند آسیب شدیدی به عزت نفس کودک وارد می کنند و اعتماد به نفس او را از بین می برند و اگر شخص دیگری نزدیک کودک نباشد تا به برگرداندن اعتماد به نفس کودک کمک کند و او را مورد تشویق قرار دهد در این صورت کودک بسیار صدمه می بیند.

اگر والدین نسبت به فرزندشان ایراد بگیرند، فرزند به مرور خودش از خود ایراد می گیرد، به طرز فکر دیگران بسیار حساس می شود و به شدت نسبت به انتقاد حساس می شود او دیگر دوست ندارد در مورد پیشنهاد ها و بازخورد های سازنده چیزی بشنود و حتی مورد های مثبت را گوش نمی دهد و توجه نمی کند.

این کودک در آینده ممکن است خود را مقصر همه چیز بداند و حتی اگر موفق شود عامل آن را شانس دانسته و خود را فردی ضعیف و نالایق تصور می کند.

والدین می توانند برای این که فرزندانشان را به خوبی تربیت کنند به مشاور مراجعه کنند تا شیوه های درست و صحیح فرزند پروری را بیاموزند.

منبع : والدین بی توجه چگونه به فرزندان خود آسیب خواهند زد؟

محافظت از کودکی که مورد قلدری قرار گرفته با بازی درمانی

بازی درمانی یک مداخله موثر و مناسب برای درمان و شناسایی اختلالات کودک و درمان آن می باشد علاوه بر این بازی درمانی به تخلیه انرژی کودک و افزایش آرامش او کمک می کند. در این مقاله به بازی درمانی برای کمک به کودکی که مورد قلدری قرار گرفته می پردازیم.

شوالیه و اژدها

مقدمه

چندین سال پیش مراجعین کودکی داشتم که درگیر مشکلات اجتماعی شده بودند و توسط همسالان خود مورد تمسخر شدیدی قرار می گرفتند.

این کودکان شخصیت قربانی را پذیرفته بودند و راهی برای تغییر این موقعیت در خود نمی دیدند. آن ها به تمام توصیه ها و نظرات من گوش می دادند و در پاسخ همه «بله» می گفتند ولی هیچ کدام را عملی نمی کردند. آن ها در گروه هایی که یک بزرگسال  تحت نظر قرار داشت خود عمل می کردند اما نمی توانستند مهارت ها را به محیط بیرون  انتقال دهند.

این تکنیک به کودک کمک می کند تا راهی برای مقابله با مشکلات خود پیدا کند.

منطق

این تکینک بسیار قوی و موثر است و به کودک نشان می دهد که به جای درگیر شدن با نتایج می تواند راهی برای کنار آمدن و سازش با مشکلات پیدا کرد.

منطق به آن ها می آموزد که برای برنده شدن نیازی به بزرگ تر یا قوی تر بودن نیست. این بازی شباهت زیادی به داستان پردازی دارد برای همین کودکان به خصوص در سنین 6 تا 12 سال به راحتی می توانند با آن ارتباط برقرار کنند. به خاطر داشته باشید که هیچ پاسخ درست و غلطی در این بازی وجود ندارد و کودک می تواند تا هرجایی که تخیلش اجازه می دهد بازی را ادامه دهد.

فرآیند بازی

در ابتدا درمانگر باید به کودک بگوید که قرار است یک بازی جذاب انجام دهند، درمانگر باید طوری بازی را شرح دهد که کودک به آن علاقه مند شود:

ما هردو شوالیه هایی هستیم که در قلمرو یک پادشاه زندگی می کنیم، در این قلمرو اژدهای بدی وجود دارند که مردم را اذیت می کنند، پادشاه ما را برای  کشتن آن اژدها می فرستد و  ما باید شجاع و جسور باشیم زیرا قرار است از جنگ های ترسناک و جادوگران زیادی عبور کنیم. ما وظیفه داریم که به هم کمک کنیم تا مردم عادی را نجات دهیم و نظم و شادی را به کشور برگردانیم. در این راه هردو به چیزهایی نیاز داریم من وسایلی را به تو می دهم که احساس می کنم به آن ها نیاز داری و تو هم باید وسایلی را به من بدهی که به من کمک کند. ما هردو سه شی داریم و می توانیم آن ها را به یکدیگر قرض دهیم، سپس با موانع و هیولا ها مبارزه می کنیم.

در اینجا درمانگر می تواند چیزهایی مثل طناب، پتوی سیاه بزرگ، یک ظرف که در آن آب است (ولی به کودک گفته می شود عصاره جادویی است) با یک عصا و چیزهای دیگر به کودک بدهد، کودک هم ممکن است شمشیر،چاقو، گرز، پتو و هر چیزی به شما دهد در اینجا باید از خلاقیت خود استفاده کنید به طور مثال اگر نمی توانید اژدها را با شمشیر بکشید باید از آن عصاره جادویی سر راه او بریزید تا لیز بخورد و بیفتد.

سعی کنید تا جایی که می توانید خلاقانه عمل کنید و به کودک اجازه دهید در داستان غرق شود، مثلا با شمشیر شاخه ها را ببرید و خانه ای چوبی برای اسکان موقت استفاده کنید یا با استفاده از طناب از دیوار جایی که اژدها در آن پنهان شده بالا بکشید و کارهای دیگر که می تواند خلاقیت کودک را تقویت کند و باعث شود کودک نقش شوالیه شجاع را بپذیرد.

می توانید با توجه به نقش ها داستان را عوض کنید مثلا اگر در حال بازی با کودک دختری هستید می توانید از پری، تک شاخ و موجوداتی که او دوست دارد هم در بازی استفاده کنید.

شاید در جلسه اول کودک علاقه کمی به بازی داشته باشد اما باور کنید که به مرور با خلاقیت خود شما را متعجب خواهد کرد، اگر باور نمی کنید به مثال زیر که تجربه خود من است توجه کنید:

مراجع کودکی داشتم که به دلیل مشکلات مادرزادی درگیر بیماری قلبی بود و در همان روزهای اول پس از تولد نیز عمل قلب انجام داده بود. به دلیل مشکلات قلبی توانایی حضور در بازی های گروهی را نداشت و به شدت احساس تنهایی و ناتوانی می کرد و تصور می کرد که هرگز نمی تواند مانند کودکان دیگر باشد و دوستی پیدا کند. من از او خواستم که این بازی را با هم انجام دهیم او در ابتدا مقاومت می کرد و می گفت که تنها دوست دارد درمورد مشکلاتش صحبت کند و نیازی به بازی ندارد و شاید حتی توانایی انجام آن بازی را نداشته باشد اما به اصرار من بازی کرد و بسیار به آن علاقه مند شد هفته های بعد ترجیح داد که دیگر به بازی به لگو و ساخت اشیا با  خمیر بپردازد.

او با ارائه این بازی به برخی از همسالان خود دوستانی هم پیدا کرده بود که مانند او علاقه به این دسته از بازی ها داشتند. این بازی بچه هایی را که از نظر فیزیکی و جسمانی قوی نیستند را قدرتمند می سازد و به آن ها این توانایی را می دهد تا با موجودی خیالی که سر راه آن ها قرار گرفته است مبارزه کنند و بدانند که حق انتخاب دارند و می توانند با قدرت هوش خود آن ها را شکست دهند.

کاربرد

این تکنیک بیش تر برای کودکانی استفاده می شود که خجالتی، گوشه گیر و بدبین هستند و دوره سنی خاصی ندارد. کودکانی که مورد تهدید، آزار و قلدری قرار می گیرند می توانند با استفاده از این بازی مهارت های سازشی یا کار آمدن با زندگی را بیاموزند و بسیار خوش بین و با اعتماد به نفس شوند.

یکی از نکات مثبت این بازی این است که به هیچ گونه وسیله خاصی نیاز ندارد و در هرجایی می توان آن را بازی کرد. در حقیقت همه می توانند با هر امکاناتی آن را انجام دهند. حتی این بازی می تواند با پوشیدن لباس های مبدل نیز انجام شود در این صورت کودک اشتیاق بیش تری برای بازی پیدا می کند.

محافظت از کودکی که مورد قلدری قرار گفته با بازی درمانی

تکنیک آدم بادکنکی

مقدمه

برخی از کودکان احساس عصبانیت خود را به دیگران سوق می دهند، این کودکان معمولا از طرف دیگران مورد تمسخر یا زورگویی قرار می گیرند و به همین دلیل عملکرد نامناسبی در خانه یا مدرسه دارند.

عدم توانایی در رهاسازی خشم و عصبانیت به شیوه مناسب ممکن است منجر به شکایات جسمانی (سردرد، معده درد و غیره) شود. کودک با استفاده از تکنیک آدم بادکنکی می تواند احساسات بد خود را هدایت کند و به آرامش برسد.

منطق

خشم و عصبانیت به عنوان سپری محافظ کوک است و به کودکان در جهت کمک به هیجانات ناراحت کننده کمک می کند. برای کنار آمدن موثر با  احساسات مهم و اساسی، کودکان باید ابتدا قادر به رهاسازی عصبانیت در محیطی امن باشند.

رها سازی عصبانیت جنبه درمانی دارد  که در آن روش به کودک اجازه داده می شود تا در موقعیت های خاص احساس آرام تری داشته باشد و به او کمک می کند تا بدون عصبانیت با مشکلات کنار بیاید.

وسایل مورد نیاز:

2 تا بادکنک یا بیش تر

طراحی خطوط دهان، بینی و چشم

ماژیک برای رنگ آمیزی روی بادکنک ها

چسب های آبکی  یا نوار چسب

قیچی های مطمئن

فرآیند

تکنیک آدمک بادکنکی به عنوان یک فعالیت هنری استفاده می شود. کودک و درمانگر بادکنک های افرادی را درست می کند که می تواند در زندگی آن ها حضور داشته باشد یا نداشته باشد. در ابتدا مشاور می تواند به کودک نشان دهد که او می تواند شخصی را ترسیم کند که شبیه یکی از اعضای خانواده یا اطرافیان خود باشد.

این کار کودک را راهنمایی می کند تا بر مشکل خود با دیگران تمرکز کند. به کودک گفته می شود که بادکنک را باد کند تا آدم درون آن ساخته شود. اگر کودک در انجام این کار مشکل داشته باشد درمانگر می تواند بادکنک ها را باد نماید و کودک برای آن چشم، بینی و دهان بکشد. یا کودک می تواند تصویر را روی کاغذی بکشد و روی آدمک بچسباند.

درمانگر هم باید مانند کودک این کار را انجام دهد و با استفاده از گره زدن برای آن پا ایجاد کند وقتی کار بادکنک تمام شد درمانگر نیز باید کار خود را تمام کند حتی اگر در واقع تمام نشده باشد. درمانگر باید به کودک نشان دهد که چگونه بادکنک را نگه دارد  هنگامی که کودک بادکنک را به درستی در دست گرفت درمانگر شروع به گفتن داستان در مورد  واقعه ای می کند که کودک ممکن است آن را تجربه کرده باشد  (مثلا این که در مدرسه مورد  قلدری قرار گرفته است، خواهر یا برادرش به او زور گفته باشند یا موارد دیگر) درمانگر به آرامی با بادکنک خود به بادکنک کودک می زند و عصبانیت را نشان می دهد و با این کار رخدادی که قبلا ایجاد شده است را حکایت می کند.  در زمان کوتاهی کودک شروع به جنگ بین بادکنک ها می کند و معمولا این کار را با خوشحالی و انرژی انجام می دهد اگر او دوست داشته باشد می تواند بادکنک ها را با خود به خانه ببرد و هر وقت عصبانی شد جنگ میان بادکنک ها را شروع کند.

کاربرد

این تکنیک را می توان بر هر کودک در هر سنی انجام داد. کودکان به طور اجتناب ناپذیر هنگام تصور خودشان در موقعیت های عصبانیت زا و ناراحت کننده می خندند.

اگر هنوز این تکنیک را به طور کامل درک نکرده اید به مثال زیر دقت کنید:

حدود چهار سال پیش مراجعی به اسم علیرضا داشتم که دارای مشکلات اجتماعی در مدرسه بود. او باهوش و بسیار زرنگ بود اما بخاطر رفتار همکلاسی های خود دچار ناراحتی زیادی شده بود. هنگام استفاده از این تکنیک او آدم بادکنکی خود را با چشم ها و دهانی کوچک درست کرد و من یک بادکنک با دهانی بزرگ که به نظر عصبانی می آمد.  سپس به علیرضا گفتم که تصور کند امروز را قرار است در مدرسه بمانند موقعی که علیرضا عصبانی شد گفت « هی چهار چشم انقدر احمقی که برای دیدن باید از عینک استفاده کنی» وقتی من نیز واکنش مشابهی نشان دادم با بادکنک خود به بادکنک من ضربه زد و تکان خوردن بادکنک باعث خنده و شادی او می شد. هنگامی که عصبانیت او آرام شد هنوز هم می خندید، او بادکنک ها را با خود به خانه برد و پس از مدتی دیگر مشکلی در مدرسه نداشت.

منبع : محافظت از کودکی که مورد قلدری قرار گرفته با بازی درمانی

راهکارهای درمان ترس از تاریکی در کودکان

آیا در مورد روش های درمان ترس از تاریکی کودکان اطلاعاتی دارید؟ ترس از تاریکی در کودکان یکی از رایج ترین انواع فوبیا در میان کودکان می باشد که به میزان کم در دوره ای از رشد به وجود می آید و گذرا است. البته گاهی اوقات این ترس بیش از حد شده است و دردسر های بسیاری برای خانواده ایجاد می کند.

در واقع این ترس باعث می شود تا اختلالات اضطرابی و استرس در کودکان به وجود آید و موجب ابتلای کودکان به فوبیای دیگری می شود، والدین باید روش هایی که به درمان به این ترس کمک می کند را یاد بگیرند تا به کودکشان کمک کنند با این مسئله به راحتی کنار بیاید. خانواده ها به هیچ عنوان نباید این موضوع را بی اهمیت و پیش پا افتاده تلقی کنند.

برای این که در این زمینه اطلاعاتی کسب کنید به مطالعه مقاله بپردازید، والدین هم چنین می توانند برای درمان این مشکل به مشاوره کودک مراجعه کنند تا مشاور در درمان به آن ها کمک کند، راهکار های آن ها تاثیرات بسیاری در درمان ترس از تاریکی کودکان دارد.

ترس از تاریکی در کودکان

برخی از کودکان در دوره ای از رشدشان از تنها ماندن در تاریکی می ترسند و هنگام خواب در محیط های تاریک دچار ترس و اضطراب می شوند و معمولا مقاومت بسیاری برای ماندن در این موقعیت از خودشان نشان می دهند.

در صورتی که ترس از تاریکی بسیار زیاد باشد به آن فوبیای تاریکی می گویند که معمولا در محدوده سنی 2 تا 6 سالگی به وجود می آِید و بعد از آن سن به تدریج کم شده و از بین می رود.

درمان ترس از تاریکی در کودکان، شناسایی دلایل ترس

ترس از تاریکی در کودکان به دلایل مختلفی روی می دهد که بهتر است این دلایل شناسایی شود تا بتوان با رفع آن در جهت بهبود ترس از تاریکی فرزندان اقدامات لازم را انجام داد، برخی از این دلایل ترس از تاریکی عبارت اند از :

  • نوع تفکر کودک
  • جو هیجانی خانواده
  • نحوه رفتار و تعامل والدین با فرزندان

ترس از تاریکی به دلیل تخیل بالا در کودکان

ذهن کودکان به خصوص در سنین دبستان از تخیل بالایی برخوردار است، زیرا ذهن آن ها دارای چارچوب منطقی و عینی نیست و به طور کامل شکل نگرفته است، در این سن کودکان تصوراتی برای خود به وجود می آورند که لزوما واقع بینانه نمی باشد مثلا تصوراتی از وجود هیولا و غول دارند که بیشتر به خاطر دیدن فیلم ها، کارتون ها و شنیدن داستان ها می باشد که بر روی ذهن کودک تاثیر می گذارد و باعث به وجود آمدن این تصورات می شود.

آن ها در شب فرصت بیشتری برای فکر کردن به این تصورات دارند و به همین دلیل احتمال دارد شب و تاریکی ترس بسیاری برای آن ها به وجود آورد و این ترس ها باعث می شود تا در طول شبانه و به صورت مکرر کابوس هایی را ببینند.

ارتباط تنش در خانواده و ترس از تاریکی کودکان

کودکان ظرفیت کمتری در برابر فشار و استرس دارند و اگر دچار استرس زیاد شوند به بیماری های جسمانی آسیب پذیری گرفتار خواهند شد و هم چنین احتمالا بروز اختلالات روحی به خصوص اختلالات اضطرابی برای آن ها افزایش می یابد، به همین دلیل وجود تنش هایی در خانواده مانند دعوای والدین یا بدرفتاری با کودک زمینه ساز شکل گیری ترس های افراطی شود که ترس از تاریکی نمونه شایع از آن ها می باشد.

کاهش و درمان ترس از تاریکی کودکان

وابستگی زیاد به والدین

کودکانی که در سنین پایین وابستگی زیادی به والدین خود دارند جدایی از والدین ممکن است برای آن ها تغیر بزرگی به شمار بیاید، کودکی که بیش از حد تحت مراقبت و حمایت پدر و مادر قرار دارند در تنهایی احساس استرس، اضطراب و درماندگی می کند، والدین می توانند با در نظر گرفتن روش های مناسب و ایجاد دلبستگی ایمن میزان وابستگی کودکشان را کم کنند.

راهکارهایی برای درمان ترس از تاریکی کودکان

در این مقاله چند راهکار که والدین می توانند به وسیله آن والدین می توانند فوبیای تاریکی کودکشان را درمان کنند را بیان می کنیم.

صحبت کردن در مورد ترس از تاریکی کودکان

والدین باید در مورد ترس کودکشان با او صحبت کنند و از او بخواهند تا برای آن ها تعریف کند چه چیز هایی او را می ترساند و دقیقا در ذهنش از چه چیزی می ترسد، صحبت در مورد ترس و اضطراب با کودک تا حد زیادی او را آرام می کند و باعث می شود تا علت ترس خود را بشناسد و برای درمان آن مشکل اقداماتی انجام گیرد.

اگر کودک دلیل ترس خود را بیان نمی کند بهتر است از مشاوره کودک یا بازی درمانی استفاده شود. والدین به هیچ عنوان نباید کودک خود را تحت فشار قرار دهند.

همدلی با احساس ترس از تاریکی کودکان

والدین بهتر است که احساس ترس کودک شان را درک کنند و آن را بپذیرند، و هم چنین در مورد احساس کودک با او صحبت کنند و به او نشان دهند که حس او را به خوبی درک می کنند و در کنارش هستند.

والدین نباید کودک را سرزنش کنند و یا احساسات او را بی ارزش تلقی کنند و از گفتن جملاتی مثل “ترس نداره”” بزرگ شدی نباید بترسی “ باید خودداری کنند زیرا این جملات نه تنها تاثیر مثبتی ندارد بلکه کودک در مدیریت استرس و احساسش دچار مشکلات بیشتری می کند.

اگر کودک را درک کنید راحت تر با شما ارتباط برقرار می کند، می توانید از او بپرسید که چه چیزی ترس او را کاهش می دهد.

رهایی از ترس از تاریکی با اطمینان دادن به کودکان

والد می تواند مدتی در کنار کودک باشد و او را آرام کند و به او این اطمینان را بدهد که هر وقت به مادرش نیاز داشته باشد او در کنارش است و از او حمایت می کند، هم چنین پدر و مادر می توانند چراغ را برای مدتی روشن کرده و جاهای مختلف اتاق را به فرزندشان نشان دهند و به او این اطمینان را بدهند که هیچ دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد و علاوه بر این به کودک توضیح دهند که نور تاثیری بر حضور اشیا نمی گذارد.

ترس از تاریکی کودکان و استفاده از یک وسیله ایمنی بخش

برای درمان ترس از تاریکی می توان از یک وسیله کمک گرفت و کودک را توسط آن آرام کرد به عنوان مثال وسایلی که برای کودک آرام بخش است و او به آن ها علاقه خاصی دارد مانند پتو خاص، عروسک خاص، غیره می تواند استفاده کند و در موقع خوابیدن با آن ها آرام شود و احساس ایمنی بیشتری داشته باشد.

ممکن است کودک بخواهد پیش شما بخوابد ولی شما نباید اجازه دهید که قوانین خانه شکسته شود و کودک باید در جای خود بخوابد. اما می توانید کمی در اتاق او بمانید تا احساس آرامش بیش تری پیدا کند.

مقابله به اجتناب کودک از تاریکی

معمولا هر گونه ترسی که به وجود می آید، فرد سعی می کند تا از موقعیت ترسناک دوری کند این دوری کردن در همان لحظه اضطراب را کم می کند، اما در طولانی مدت باعث می شود تا ترس تقویت شود به همین دلیل باید به کودک کمک شود تا به تدریج با ترسش مقابله کند.

والدین بعد از آرام کردن کودک و اطمینان دادن به او، از کودک بخواهد تا در اتاقش بماند تا به تدریج ترسش کم شود، کودک احتمال دارد هر شب از اتاقش بیرون بیاید و تمایل داشته باشد در کنار مادرش بخواهد و پافشاری می کند که در اتاقش نماند، اگر والدین به او اجازه بدهند که پیش آن ها بخوابد ترس کودک بیشتر خواهد شد و ادامه پیدا می کند.

بنابراین باید بعد از آرام کردن و اطمینان دادن به او از کودک بخواهید که در اتاقش باشد و با موقعیت رو به رو شود این کار باید با مهربانی و آرامش و ملایمت انجام شود تا به کودک آسیبی وارد نشود.

ترس از تاریکی کودکان، مشاوره با متخصص

ترس از تاریکی کودک تا حد طبیعی می باشد و در سن خاصی اتفاق می افتد و گذرا است و با راهکارهای ساده به خوبی می توان با این ترس مقابله کرد اما گاهی اوقات ترس از تاریکی بیش از اندازه است و برای کودک و خانواده مشکلاتی را به وجود می آورد در این زمان بهتر است با متخصص در این زمینه مثل روانشناس بالینی مشورت کرده تا او اقدامات لازم برای درمان حرفه ای را انجام دهد.

نقش فیلم ترسناک در ترس از تاریکی

تحقیقاتی که در زمینه ترس از تاریکی و ترس از خواب انجام شده است نشان داده است که ترس از تاریکی ارتباط مستقیمی با مشاهده فیلم های ترسناک یا شنیدن داستان های ترسناک دارد.

بسیاری از خواهر ها یا برادرهای بزرگ تر ممکن است به صورت غیرمستقیم باعث ایجاد این ترس در کودک شوند. بنابراین به والدین توصیه می شود تا به این مورد توجه زیادی داشته باشد و سعی کند که محیط امن و سالمی را در خانه ایجاد کند.

حتی یک خبر که به نظر بزرگسالان وحشتناک نیست نیز می تواند بر سلامت روحی کودکان تاثیر بگذارد.

انواع روش های درمانی در درمان ترس از تاریکی کودکان

برای درمان ترس از تاریکی کودکان می توان از روش های درمانی روانشناختی استفاده کرد که عمدتا بر مداخلات رفتاری متمرکز می باشد و علاوه بر این به مداخلات دیگری مانند مداخلات شناختی، روان تحلیلی و بازی درمانی نیاز دارد که برای درمان مورد استفاده قرار می گیرند.

در ادامه مقاله به توضیحات بیشتری در مورد این روش ها می پردازیم هم چنین والدین می توانند با دریافت مشاوره از مراکز مشاوره برای درمان کودک اقدامات لازم را انجام دهند و از روش های مختلف درمان متناسب با شرایط کودک بهره ببرند.

درمان رفتاری

معمولا زمانی که کودکان دچار ترس از تاریکی می شوند از رفتار درمانی برای درمان مواجه با ترس استفاده می کنند، در این روش به کودک تمرین های رفتاری داده می شود تا بتواند به تدریج با ترسش رو به رو شود و از رفتار هایی که باعث می شود ترس در او بماند و تقویت شود دوری کند.

درمان ترس از تاریکی کودکان، درمان شناختی رفتاری

در روش شناختی رفتاری علاوه بر این که تمرین های رفتاری به کودک آموزش داده می شود روی فکر و احساساتی که باعث ایجاد مشکل او شده است کار می شود و روانشناس تلاش می کند تا افکاری را جایگزین افکاری اضطرابی کند تا فرد بتواند با ترسش مقابله کند.

درمان روان تحلیلی

در روش روان تحلیلی معمولا مادر و کودک با یکدیگر در جلسه شرکت می کنند و ریشه هایی که باعث به وجود آمدن ترس کودک شده است به طور ناخودآگاه بر روی مسئله تاثیر می گذارد و به طور عمیق تر مورد بررسی قرار داده می شود، و مسائلی مانند روابط اولیه کودک با مادر و تعارض های کودک در طول رشد به تدریج مورد بررسی و حل و فصل قرار داده می شود.

درمان ترس از تاریکی کودکان، بازی درمانی

از آن جایی که سن کودکان پایین است و هنوز به رشد کافی برای بیان منطقی و کلامی در مورد مسائل و مشکلات نرسیده اند بازی روش مناسب برای برقراری ارتباط و بیان و حل و فصل مشکلات می باشد، بنابراین بازی درمانی نقش بسیار مهمی در مداخلات کودک دارد.

در این مداخلات درمانگر به کودک کمک می کند تا با استفاده از روش هایی مانند بازی، نقاشی و روش های دیگر هیجان اضطراب و ترس خود را بیان کند و از این روش درمانگر به کودک می آموزد که چطور با ترس خود مقابله کند و آن را مدیریت نماید.

با چه روش هایی می  توان ترس از تاریکی در کودکان را از بین برد؟

سعی کنید در مورد این موضوع با کودک تان صحبت کنید و با او همدلی داشته باشید، در موقع خواب در کنارش باشید و به او اطمینان بدهید که کنارش حضور دارید، گاهی اوقات کودکان به وسایلی وابسته هستند که با وجود آن آرام می شوند می توانید عروسک یا اسباب بازی مورد علاقه اش را در اختیارش قرار دهید تا با آن احساس آرامش و ایمنی داشته باشد و بگذارید کودک از وجود آن بهره ببرد.

علاوه بر این ها والدین می توانند در صورت نیاز به مشاور مراجعه کرده و با استفاده از راهکارها و اصول کلی که مشاور در اختیار والدین می گذارد اقدامات لازم برای درمان کودک صورت گیرد.

منبع : راهکارهای درمان ترس از تاریکی در کودکان

اختلال نافرمانی چالش گری

  • بچه من به حرف معلم گوش نمیده.
  • لجبازی می‌کند.
  • به حرف معلم گوش نمی دهد.

این معمولا اعتراضات والدینی است که به مرکز توانبخشی مراجعه می‌کنند و تقاضای کمک دارند.

اختلال نافرمانی و چالش گری یا به اختصار ODD

این اختلال زمانی تشخص داده می‌شود که  کودک معیارهای تشخیص اختلال سلوک را نداشته باشد مثلاً زمانی که کودک پرخاشگری ندارد ولی دائماً خشم از خود نشان می دهد، نافرمانی می کند و باعث آزار و اذیت دیگران می شود.

 

 اختلال ODD

این اختلال بیشتر در بین کودکان پیش دبستانی رایج است و در مراحل بعدی پیش زمینه اختلال سلوک می باشد.

اختلال ODDیا نافرمانی در دو حالت در کودکان دیده می‌شود:

  1. کودکانی که بیش فعالی دارند.
  2. کودکانی که تربیت منقطع دارند یعنی تربیت فرزند بر عهده افراد مختلف می باشد.

یکی از پر بحث تربن اختلالات اختلال ODD است. جدا کردن این اختلال از انواع خفیف تر آن سخت‌تر است.

بیشتر کودکان و نوجوانان در طول دوران رشد از یک دوره، رفتارهای نافرمانی عبور می کنند.

 

 

 اختلال نافرمانی چگونه تشخیص داده می شود؟

برای تشخیص این اختلال نیاز به کسی است که در این زمینه تخصص داشته باشد و بعد از از یک یا چند جلسه مصاحبه بتواند آن را تشخیص دهد.

یکی از راه های تشخیص آن استفاده از پرسشنامه غربالگری است که والدین به آن پاسخ می دهند.

اگر فرد چهار علائم از هشت علامت زیر را داشته باشد به احتمال زیرا مبتلا به اختلال نافرمانی و چالش گری

 گروه عصبانیت/ تحریک پذیری

  • نمی تواند جلوی عصبانیت خود را بگیرد.
  • به آسانی ناراحت می شود.
  • بیشتر اوقات عصبانی است .

گروه جر و بحث/ چالش برانگیزی

  • معمولاً با اطرافیان خود جروبحث می‌کند.
  • از اطرافیان خود اطاعت نمی کند و ساز مخالف می زنند.
  • عمدا دیگران را ناراحت می کنند.
  • در مورد اشتباهات خود، دیگران را مقصر می دانند.

کینه توزی و بدجنسی

  • در شش ماه گذشته حداقل دو بار از روی کینه به دیگران آسیب رسانده و یا آن ها را ناراحت کرده است.

چند نوع اختلال نافرمانی داریم.؟

نوع خفیف

  • علائمی که فقط به یک محیط محدود می شوند مثلاً ممکن است در مدرسه یا خانه رفتاری از خود نشان دهند.

نوع متوسط

  • رفتار در دو محیط دیده می شود.

نوع شدید

  • در سه محیط یا بیشتر حضور دارد.

میزان شیوع اختلال نافرمانی چقدر است؟

نرخ شیوع این اختلال  در کشور آمریکا ۱ تا ۱۱ درصد بوده و تخمین زده شده است که نرخ شیوع این اختلال حدود۳/۳ درصد می باشد.

آمار نشان داده است که این اختلال قبل از دوران نوجوانی است و در پسران شایع تر است.

درمان اختلال نافرمانی چیست ؟

  • استفاده از رفتار درمانی و مشاوره
  • درمان در جهت درمان پیش‌فعالی فرد مثل داروهای محرک سیستم عصبی و یا داروهایی که آرام بخش است.
  • استفاده از درمان های توانبخشی عصبی مثل نوروفیدبک معمولی یا لورتانوروفیدبک

 

 درمان غیر دارویی و توانبخشی عصبی اختلال نافرمانی و چالش گری چگونه است؟

گاهی اوقات ما تغییراتی را در نقشه مغز فرد می بینیم، این موارد با اختلال پیش‌فعالی تداخل دارند.

در برخی مواقع با توجه به سن کودک برای درمان بعد از انجام مصاحبه برنامه یکپاره ای حسی توصیه می شود که شرایط خاص خود را دارد.

در برخی موارد با توجه به همپوشانی این اختلال با علائم رفتاری -اجتماعی بعد از انجام تست های مربوطه ممکن است کلاً تشخیص ODD منتفی شده و درمان پیش فعالی آغاز شود.

چگونه عزت نفس کودک خود را ارتقاء دهیم؟

 

چگونه عزت نفس کودک خود را ارتقاء دهیم؟

عزت نفسی در کودکان بر اساس احساس امنیت شکل می گیرد، بنابراین عزت نفس کودکتان بستگی به درک شما داشته و بر اساس اعمال و گفتار شما صورت می گیرد.

والدین باید کودک خود باور داشته و توانمندی های او را بپذیرند. هنگامی که شما به توانمندی های کودکتان ایمان داشته باشید خواهید توانست او را تشویق کنید تا در این زمینه موفق باشد.

عزت نفس چیست ؟

عزت نفس یعنی این که احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید. عزت نفس در کودکان به صورت تدریجی و کلمه به کلمه یا تجربه به تجربه ساخته می شود.

عزت نفس به معنی این است که به عنوان همان کسی که هستید دوست داشته شوید و متعلق به خانواده ای باشید که شما را دوست دارند و برای شما ارزش و احترام قائل هستند.

علاوه بر این، عزت نفس از عوامل و موارد بسیاری نشات می گیرد. به طور مثال عزت نفس ممکن است از شناخت و تشویق شدن، احساس توانمندی و اطمینان نسبت به آینده و باور به این حقیقت به دست آید که کودک می تواند سهم مثبتی در این دنیا داشته باشد.

عزت نفس از همان کودکی در شخص به وجود می آید و باعث رشد او می شود. هنگامی که کودک یاد می گیرد که چطور غلت بزند، بنشیند و پس از تلاش بسیار بتواند روی پاهایش بایستد باید به توانایی کودک به انجام کار هایش ایمان داشته باشید، تا از طریق تلاش و کوششی که در این زمینه می کنند بتوانند به موفقیت برسند.

عزت نفس کودک نوپا

در کودک نوپا، عزت نفس هنگامی به وجود می آید که برای راه رفتن و … تلاش می کند در این حالت حس عزت نفس در او به وجود می آید.

بر اساس نظر روانشناسان، کودک با احساس امنیتی که دارند در سنین پیش دبستانی نسبت به خود به این اعتماد می رسند که اگر تلاش کند می تواند مهارت های جدید را به خوبی بیاموزد و موفق خواهند شد.

هر چه سن کودکان بیش تر شود روابطه شان با بزرگ بیشتر شده و این باعث می شود که عزت نفس آن ها بیشتر و پر رنگ تر شود. در این دوره است که دیدگاه آن ها نسبت به خودشان تغییر می کند و کارهایشان اثر پذیرتر می شود.

بر اساس مطالعاتی که روانشناسان در این زمینه انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که عزت نفس از راه های بسیاری می تواند در افراد به وجود آید. به طور مثال اعتماد به نفس می تواند در مدرسه، دوستی، روابط و مراحل مهم زندگی شکل بگیرد.

عزت نفس باعث می شود تا فرد در همه زمینه ها تلاش کرده و به خود و توانایی های خود اعتماد داشته باشد. این امر بر تمام جنبه های زندگی کودک تاثیر می گذارد و برای ساختن این اعتماد به نفس والدین نقش بسیار پررنگ و جایگاه مهمی دارند.

به همین دلیل ابتدا به عزت نفس والدین و اهمیت آن می پردازیم:

عزت نفس خود والدین 

والدین باید به خودشان توجه کنند و عزت نفس کافی را داشته باشند، زیرا کودکان با مشاهده والدینشان عزت نفس را می آموزند.

این بدین معنی است که کودکان وقتی می بینند والدینشان احساس خوبی در مورد خودشان دارند آن ها هم یاد می گیرند که خودشان را دوست داشته باشند و از خودشان مراقبت کنند.

به طور مثال والدین برای این که الگوی مناسبی برای فرزندشان باشند باید عوامل موفقیت و دستاوردهای خود را بیان کنند، از انتقاد نسبت به خود بپرهیزند، ویژگی های مثبتشان را در نظر بگیرند، در مورد خودشان مثبت حرف بزنند، برای آرامش و سرگرمی وقت بگذرانند، با دوستانشان به تفریح بروند و مراقب سلامتی خود باشند.

بسیاری از مادران هستند که برای خودشان وقت نمی گذارند و خواسته های خودشان را در اولویت قرار نمی دهند، آن ها وقت گذاشتن برای خودشان را نوعی خودخواهی می دانند و به خودشان توجه نمی کنند.

مادرانی که به خودشان توجه ندارند بیشتر دچار استرس می شوند و نشانه های فیزیکی آن ها در هنگام استرس افزایش می یابد. به طور مثال آن ها بیشتر اوقات احساس خستگی می کنند، بسیار زودرنج هستند و کودکشان را مورد سرزنش و نکوهش قرار می دهند.

والدین برای این که حالشان بهتر و شادتر گردد و میزان استرس آن ها کمتر شود، باید عزت نفس خود را افزایش دهند. برای این کار آن ها باید بیشتر برای خود وقت بگذارند  و مراقب خودشان باشند تا میزان استرس و اضطراب آن ها کاهش یابد.

در این صورت عزت نفس و امید آن ها به زندگی افزایش می یابد و والدین بهتر و شادتری خواهند بود.

عزت نفس کودک

چه چیزهایی به عزت نفس کودک لطمه وارد می کند؟

بر اساس نظر مشاوران موارد بسیاری وجود دارد که به عزت نفس کودکان لطمه وارد می کند و عزت نفسش او را کاهش می دهد که در زیر نمونه هایی از آن ذکر شده است:

  • تعارض و دعوا مداوم بین والدین و یا اعضای خانواده
  • زبان بدن مثل آه کشیدن، با اضطراب قدم زدن، مدام گلایه کردن
  • اخم کردن و بی توجهی به کودک، مثلا هنگامی که کودک چیزی می خواهد جای دیگری را نگاه کردن یا او را پس زدن.
  • استفاده از مهارت های دلسرد کننده وقتی کودک می خواهد برای انجام کار یا مهارتی تلاش کند.
  • اصرار بر بی نقص بودن و انتظار انجام دادن کارهایی که مناسب سن کودک نمی باشد
  • مقایسه کردن او با خواهرها، برادرها یا دوستانش
  • انتقاد از کارهای کودک
  • امید ها و آرزوهای کودک را سرکوب کردن
  • مدیریت و کنترل کردن بیش از حد کودک و حتی تصمیم گیری به جای او
  • بی توجهی و نادیده گرفتن احساسات کودک
  • تاکید زیاد بر اشتباهات کودک و تهدید او به کتک زدن
  • فریاد زدن یا مجبور کردن او به انجام کارها
  • مورد آزار و اذیت قرار دادن کودک
  • نادیده کردن و بی توجهی به تلاش های کودک
  • نادیده گرفتن نیازهای کودک

 

کودکان با عزت نفس بالا چگونه هستند ؟

بر اساس نظر مشاوران، ویژگی های خاصی در کودکانی که دارای عزت نفس بالایی هستند دیده می شود. به طور مثال آن ها به خوبی می توانند احساسات خوبی در خود به وجود آورند. در زیر نمونه هایی از ویژگی کودکانی که دارای عزت نفس بالا هستند را بیان می کنیم.

  • خوش حال و شاد هستند.
  • احساس گناه و بی ارزشی در آن ها کمتر است و فشار و استرس کمتری را تحمل می کنند.
  • توانایی این که دوست جدید پیدا کنند را دارند و می توانند دوست هایی که دارند را به خوبی حفظ کنند.
  • از چالش هایی که برای آن ها به وجود می آید لذت می برند.
  • به خودشان اهمیت می دهند، خود را لایق احترام می دانند و نیازهای اولیه مانند غذا، سرپناه، عشق و… را به درستی برآورده می کنند.
  • با نقاط ضعف و قوت خود به خوبی آشنا هستند و از نقاط قوت خود به خوبی استفاده می کنند و سعی می کنند نقاط ضعف خود را تقویت کنند.
  • از نظر فیزیکی و احساسی سعی می کنند از خودشان مراقبت کنند.
  • بر اساس نظر روانشناسان این افراد به خوبی می توانند تحصیلات خود را ادامه دهند و در مقاطع بالا به پایان برسانند.
  • شغل مناسبی پیدا کنند و از انجام کار خود لذت می برند.
  • به ندرت به مشکلات روانی و افسردگی دچار می شوند و مشکلات سلامتی و روانی مانند افسردگی و اضطراب را کم تر تجربه می کنند.
  • ارتباطشان با بقیه به خصوص با همسر و فرزندان خوب می باشد.

نوع صحبت کردن با کودک

نوع صحبت کردن با  کودک بسیار مهم می باشد، بنابراین به کلماتی که در ارتباط با کودکان به کار می برید توجه کنید.

این کلمات و صحبت ها می تواند سازنده و یا مخرب باشد اگر پیوسته کودک خود را مورد سرزنش قرار دهید کودک مورد تخریب قرار می گیرد و همه حرف ها را به خود می گیرد و آن ها را باور می کند و به همین دلیل نظرات منفی را بیشتر جذب خود می کند و عزت نفسش کاهش می یابد.

منبع : چگونه عزت نفس کودک خود را ارتقاء دهیم؟

پرخاشگری و قلدری در کودکان | راه های درمان پرخاشگری کودک

رفتارهای پرخاشگرانه کودکان در قالب رفتارهایی مانند هل دادن، گاز گرفتن، کتک و لگد زدن دیده می شود. با افزایش سن پرخاشگری و قلدری در کودکان در قالب اسم گذاشتن بر روی دیگر بچه ها و آزار کلامی و فیزیکی دیده می شود. در دوران نوجوانی این رفتار به شکل شایعه سازی و پخش کردن راز یکدیگر به منظور آسیب رساندن به همسالان خود تبدیل می شود.

چرا پرخاشگری کودک شکل می گیرد.

در سنین بسیار پایین که کودک توان ابراز خشم خود را به وسیله کلمات ندارد، احساس می کند که گاز گرفتن و هل دادن دیگران روش خوبی برای ابراز خشونت او است اما با مرور زمان درک می کند که با حرف های خود نیز به همان میزان می تواند به دیگران آسیب بزند.

با افزایش سن فرد یاد می گیرد تا برای دیگران دسیسه و برنامه بچیند.

پرخاشگری کودک از همان ابتدا چگونه رشد می کند؟

این کار باعث ایجاد زورگویی و قلدری شده و بیش تر در مدارس یا زمین های بازی مشاهده می شود، اما اکنون می توان زورگویی و قلدری را در اینترنت، شبکه های مجازی و حتی بازی های آنلاین مشاهده کرد. همه ما تاکنون شاهد کامنت های تحقیر آمیز یا پست های خشونت آمیز بوده ایم.

نمی توان آمار دقیقی برای زورگویی در کودکان بیان کرد ولی بین 10 تا 33 درصد از کودکان حدودا تحت تاثیر زورگویی دیگران قرار می گیرند.

شما حتما فکر می کنید که کودک پرخاشگر مشکل اساسی دارد و بله این فکر درست است. در گذشته گمان می شد که کودکان زورگو و پرخاشگر مشکلات و اختلالات روانی دارند، اما در حقیقت این امر باعث رفتارهای خشن آن ها نمی شود.

افراد قلدر در مدارس معمولا محبوب هستند و می توانند با دیگران ارتباط مناسبی برقرار کنند، کودکان و نوجوانان باهوش غالبا متوجه می شوند که خشونت فیزیکی باعث تنبیه آن ها می شود ولی کسی آن ها را بخاطر افشا کردن راز یا دسیسه چینی علیه دیگران تنبیه نمی کند، در عین حال این کارها بیش ترین ضربه را به فرد وارد می کند.

همان طور که در مقالات دیگر عنوان شد پرخاشگری و خشونت همیشه فیزیکی نیست و می تواند کلامی نیز باشد.

در حقیقت هر رفتاری که به قصد آسیب به دیگران انجام شود نوعی خشونت محسوب می شود.

تحقیقات نشان می دهد که خشونت در دختران بیش تر کلامی و در پسران بیش تر فیزیکی و جسمانی است.

پرخاشگری و قلدری در کودکان  راه های درمان پرخاشگری کودک

دلایل ایجاد پرخاشگری در کودکان

خشونت و پرخاشگری در کودکان و نوجوانان می تواند به این دلیل باشد که آن ها بخاطر تجربه های اولیه زندگی خود احساس می کنند که دیگران همواره قصد صدم زدن به آن ها را دارند.

کودکانی که مورد تنبیه جسمانی قرار می گیرند نیز معمولا رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان می دهند، زیرا آن ها یاد می گیرند تنبیه پاسخ مناسبی در برابر رفتارهای غلط است. اگر به کودکان قلدر نگاه کنید متوجه می شوید که آن ها در زندگی خودشان مورد قلدری قرار گرفته اند.

در برخی از شرایط کودکان مشکلی دارند که برای آن ها خیلی بزرگ است و هنوز یاد نگرفته اند که چگونه احساسات خود را مدیریت کنند.

پیشگیری از قلدری برای سلامت کودکان اهمیت زیادی دارد زیرا کودکانی که تحت فشار قلدری قرار می گیرند بیش تر احتمال دارد که مضطرب یا افسرده شوند، عملکرد آن ها نیز در مدرسه تحت تاثیر این امر قرار می گیرد.

بسیاری از رفتارها در حقیقت به تشویق این اعمال می پردازد، به طور مثال معلم ها معمولا این قلدری ها را مشاهده می کنند ولی کاری برای جلوگیری از آن انجام نمی دهند.

افراد قلدر معمولا اعمال خود را راه مناسبی برای رسیدن به خواسته های خود می دانند، این افراد ممکن است به دلیل ضعف اجتماعی نتوانند احساسات بقیه را به درستی درک کنند.

ایستادگی در برابر قلدری کودکان

اولین و بهترین راه برای ایستادن در برابر قلدری بالا بردن مهارت های اجتماعی فرد است، با افزایش اعتماد به نفس فرد می تواند در برابر هر نوع عامل خارجی مقاومت کند.

والدین و حمایت آن ها نیز در این امر اهمیت زیادی دارد، والدین باید به حالات و رفتارهای کودک خود نظارت داشته باشند و اگر فرزند آن ها مورد زورگویی قرار می گیرد از او حمایت کنند.

به طور کلی فرد نباید سعی کند با خشونت مقابله به مثل کند زیرا این کار باعث بروز خشونت در خود شخص می شود.

 

کمک به کودکان و نوجوانان قلدر و زورگو

به خودتان نگیرید.

به یاد داشته باشید که کودک شما نمی تواند احساسات خود را کنترل کند برای همین ممکن است به شما توهین کند یا سعی کند به شما ضربه بزند. رابطه مادر و کودک تاثیر زیادی در کنترل احساسات کودک دارد و از اهمیت زیادی برخوردار است.

انتظارات منطقی از فرزندان خود داشته باشید.

کودکان به راحتی تمرکز خود را از دست می دهند و این ممکن است شما را عصبی کند سعی کنید توانایی های کودک خود را به خوبی بشناسید.

منبع : پرخاشگری و قلدری در کودکان | راه های درمان پرخاشگری کودک