روانشناسی نوجوانان یکی از مرحله های ضروری رشد و زمانی بین کودکی و بزرگسالی اشخاص است.

در این دوران

اشخاص باید تکلیف رشدی و فنون زیادی مسلط شوند مهارت هایی مانند

  1. فکر کردن به روش های عاقلانه
  2. دارا بودن شخصیت با ثبات
  3. داشتن استقلال

پدر و مادر و مربیان که با نوجوانان رابطه دارند مایل هستند بر آن ها مدیریت داشته باشند و تحت فرمانشان باشند.

طبق همین موضوع شناخت خصوصیات این مرحله سنی برایشان ارزش فراوانی دارد.

از قبیل ابن خصوصیات می توان بر

  • رشد جسمی و جنسی 
  • رشد شناختی 
  • رشد اجتماعی 
  • رشد احساسی
  • هیجانی

اشاره کرد.

در موارد زیر به صورت خلاصه هر کدام  مورد تحقیق قرار می گیرد.

تهیه شده توسط “مشاوره خانواده” می باشد.

رشد جسمانی

در این دوران نوجوانان با رشد بسیار بالای چهره و بدن مواجه هستند.

تغییراتی که موجب می شود از دوران کودکی دور شوند و به بزرگسالی نزدیکتر شوند:

رشد استخوان ها، رشد قسمت بالای سر ( فک ، بینی ،دهان ، گوش، لب ) البته این رشد بالا دارای قانون مخصوصی نمی باشد.

از سرمشق برابری نیز پیروی نمی کند و به علل هایی از جمله

  •  وارثی بودن
  • میزان و کیفیت تغذیه 
  • وضعیت اقتصادی – اجتماعی
  • خانواده
  • و….

وابسته است.

روانشناسی نوجوانان

آثار روانی دوران بلوغ

بهتر می باشد نوجوانان بخصوص دختران برای داخل شدن به این مرحله از قبل آگاهی های مربوط را به دست آورند.

از جمله علل که بر حالت های روانی نوجوانان اثر گذار است می توان بر آماده بودن نوجوانان ، فرهنگ جامعه و نگرش اعضای خانواده نشان داد.

در برخی از فرهنگ ها رسم هایی وجود دارد که برای نوجوان به حساب می آید روانشناسی نوجوانان که در آن مسئولیت هایی به نوجوان داده می شود.

مراسمی که به آن جشن تکلیف گفته می شود و در روانشناسی نوجوانان تاثیر دارد

که داخل شدن دختران به دوران دوره نوجوانی محسوب می شود.

تغییرات بسیار بالای جسمانی دارای هشدار های گوناگونی برای نوجوانان است

گروه های مبتلا دارای عدم اعتماد به نفس می شوند که در آخر از بزرگسالان خود می پرهیزند و به دوستان خود روی می آورند.

بعضی دیگر از عوض شدن ظاهری خود خوشحال شده و زمان بسیاری را برای خود صرف می کنند

طبق معمول قسمت زیادی وقت خود را روبه روی آینه می گذرانند.

  • در نهایت  با متمرکز شدن  به خود خیال می کنند که همواره مورد تایید اطرافیان می باشند
  • سعی می کنند عیب های ظاهری خود را از بین ببرند
  • نسبت به  جوش های خود حساسیت نشان می دهند ، به علت اینکه در برابر دیگران مهم به نظر می آیند
  • نمی توانند انتقادها را از طرف اطرافیان بپذیرند 
  • به کارهای خطرناک روی می آورند بدون اینکه  بفهمند  

امکان دارد ضرر هایی برای آنها به وجود بیاورد و به صورتی به دنبال کسب کردن تجربه می باشند.

به نظر آنان اشخاصی که خطر را تحمل می کنند.

به آنان صدمه رسیده است به اندازه مناسب قدرتمند نبوده اند.

9 پاسخ
  1. فاطمه
    فاطمه میگه:

    من دختری۱۹ سالم و با یه پسری جهت ازدواج دوست بودم اون اومد خاستگاری و

    خانوادم جواب رد دادن چون فرهنگ هامون بهم نمیخورد. من چون دوسش داشتم نتونستم

    رابطه رو قط کنم بعد فهمیدم غیرممکن بهم برسیم و من اصل قضیه رو نگفتم که چرا

    خانوادم مخالفن من نمیخام دلش بشکنه دنبال یه راه حل و مشاوره ام تا بتونم

    بطور غیر مستقیم ازش جدا بشم ک دلش نشکنه یه چیزی مثل یه دروغ بهش بگم که

    رابطمون قط بشه خواهش میکنم کمکم کنید

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام خدمتش ما دوست عزیز
      دقت کنید بهتر است این روابط در همان زمان خواستگاری و توسط خانواده ها پایان یابد تا پذیرش برای فرد بیشتر باشد .
      بهتر است از دروغ خوداری کنید و سعی کنید موضوعات اصلی را عنوان کنید و یا به صورت کلی بیان کنید که ادامه این رابطه ممکن نیست .
      ۱٫ ایشان چند سالشان است؟
      ۲٫ بعد از جواب منفی خانواده شما واکنش ایشان چه بود؟
      ۳٫ دلیل شما چیست که فکر می کنید اگر ایشان بشنوند برایشان سخت است شنیدن آن ؟

      پاسخ
  2. فاطمه
    فاطمه میگه:

    سلام.۲۵سالشه
    ایشون گفتن من دس بردار نیستم بازم میام خاستگاری خانواده منم وقتی میگن نه ینی نه قطعی جوابشون کلی ناراحت شد و گف که چرا میگن نه خانواده ماهم گفته بودن که دخترمون کوچیکه ما به هیچکس نمیدیمش یعنی واقعیتو نگفتن خانوادم بعد تحقیق فهمیدن زیاد وضع مالی خوبی ندارن وپسره یکم شلوغ تشریف داره اون گفته اگه ندنت فراریت میدم منم واسه همینه چن مدتیه بیرون نمیرم
    ایشون به من خیلی وابسته اس و منم فوق العاده احساساتی هستم منم نمیخام دلش بشکنه و اینکه میترسم ازش جدا بشم یه وقت زندگیمو بهم بریزه میخام با یه دروغی ازش جدا بشم چون رابطه ما فقط تلفنی یه دروغی بگم که مثلا گوشیمو گرفتن نمیتونم حرف بزنم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور میگه:

      دوست عزیز بهتر است دقت کنید فردی که اینگونه در جواب خانواده شما واکنش نشان می دهد و بیان می کند که شما را فراری می دهد یعنی در اول از احساس شما اطمینان پیدا کرده است و دوم اینکه رفتارهای تکانشی دارد که می تواند در بعضی موارد برای شما آسیب زا باشد بهتر است این رابطه را تمام کنید تا از آسیب های احتمالی در امان باشید اینک ایشان بعد از پاییان دادن شما به این رابطه چگونه رفتار خواهند کرد به خودشان مربوط است و بهتر است در این مورد فکر نکنید اما در احترام و بدون توهین با ایشان صحبت کنید و بیان کنید که شما هنوز در سن نوجوانی قرار دارید و بهتر است فعلا تمرکزتان را بر موضوعات دیگر اختصاص بدهید تا بتوانید در آینده تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
      ایشان بالغ هستند و می توانند برای زندگی خودشان تصمیم گیری کنند و اگر رفتاری انجام بدهند که برای شما آسیب به همراه داشته باشد بهتر است از طریق قانونی اقدام کنید و خانوادیتان را در جریان قرار بدهید.

      پاسخ
  3. نرگس
    نرگس میگه:

    سلام خسته نباشید من۱۹ سالمه در شروف ازدواج هستم و نگران ایندم هستم که گذشتم زندگیمو خراب کنه منم مثه بعضی از ادما جاهل بودم و یکارایی کردم و الان خیلی میترسم از ابروم شاید در شهر های دیگه مهم نباشه و محیط زندگی ما خیلی کوچیکه با یه نفری دوست بودم و چنتا ازم عکس داره ازاونا میترسم ک یه موقع ازدواج کردم من و همسرم ببینه و بیوفته دنبالمون ب خدا توکل کردم ولی ترس از دلم بیرون نمیره ابرومو بخدا سپردم توبه کردم ولی میترسم یوقت خدا نکرده خدا رسوام کنه کمکم کنین دارم دیوونه میشم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      در این مورد دقت کنید که اینگونه ترس ها برای همه افراد وجود دارد اما بهتر است سعی کنید در این مسیر بهتر تصمیم گیری کنید.
      ۱٫ چند مدت از رابطه قبلیتان می گذرد؟
      ۲٫ این آقا هنوز با شما ارتباط دارند و شما را تهدید کرده اند؟
      ۳٫ رابطه شما با دوستتان چگونه تمام شده است؟
      ۴٫ این افکار چه میزان در ذهن شما وجود دارد؟
      ۵٫ در زمان فعلی در کدام مرحله از ازدواج می باشید؟

      پاسخ
      • نرگس
        نرگس میگه:

        ۲سال از رابطمون میگذره.نه اصلا ارتباط نداریم فقط چند روز پیش مثل عادت های قبلیش توخیابون دیدمش منم خودمو زدم ب اون راه نگاش نکردم اون با ماشین یکم افتاد دنبالم ک بفهمم اونه بعدش رف تهدیدی نکرده. من خیلی دوسش داشتم بنا بدلایلی نتونستم باهاش حرف بزنم ی روز رفتم اکانت تلگرامش پی وی ی دختر دیدم ولی نفهمیدم ماله چند وقت پیش قبل من یا بعد منمنم باهاش قطع ارتباط کردم.مثلا وقتی تواینستا میچرخم عکس دختر میبینم یهو ب ذهنم میاد نکنه خدای نکرده خدای نکرده عکس منم اینجوری بشه همش نگرانم ی وقت عکسمو ببینم دارم دیوونه میشم خودمو تو خونه حبس میکنم تا یه وقت رفتم بیرون نبینمش.قصد ازدواج دارم اگه یه مورد خوب پیش بیاد ازدواج میکنم

        پاسخ
        • مشاور
          مشاور میگه:

          در این مورد بهتر است اجازه بدهید زمان بگذرد چون ایشان اگر می خواستند از این رابطه سوء استفاده کنند تا زمان فعلی عکس العملی نشان داده بودند پس بهتر است سعی کنید با این افکار ذهن خودتان را مشغول نکنید و اگر این افکار به صورت مکرر در ذهن شما وجود داشت و بر روند زندگی شما تاثیر منفی بگذارد نیاز است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید تا بررسی دقیق تری صورت گیرد.

          پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *