اختلال وسواس فکری عملی در کودکان
اختلال وسواس فکری عملی در کودکان

این اختلال در برگیرنده فکرها و اعمال مکرری است که وقت گیر و ناراحت کننده هستند و منجر به تضعیف عملکرد فرد می شوند. به بیان دقیق تر، وسواس ها افکار یا تصاویر مزاحم تکراری، بی مورد، غیرمنطقی و نامناسبی هستند که به اضطراب بارز می انجامند. وسواس عملی، رفتارهای مکرری هستند که هدف اولیه آنها کاهش اضطراب یا ناراحتی است.

در محتوای وسواس های فکری-عملی کودکان الگوهای آلودگی، کثیفی، خصومت، صدمه یا موضوعات مذهبی مشاهده می شود. آداب وسواسی که مکرر گزارش می شوند عبارتند از: نظافت، منظم یا مرتب کردن.

سودو، راپاپورت، لئونارد، لینان و چسلو (۱۹۸۹) در یکی از بزرگترین تحقیقات آینده نگر،۷۰ مورد کودک مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی را که به طور پیاپی به یک درمانگاه مراجعه کردند، مورد بررسی قرار دادند.

تشریفات وسواسی شست وشو بیش از همه گزارش شده بود (۸۵درصد)، اعمال تکراری وتشریفات وارسی نیز فراوان بودند (۵۱ و۴۶درصد)، افکار وسواسی مربوط به کثیفی و میکروب رایج ترین وسواس های گزارش شده بود (۴۰درصد). وسواس های عملی در کودکان مبتلا به وسواس رایج تر بود، در حالی که موارد وسواس فکری خالص نادر بود. آیا کودکان، حتی بدون رفتارهای عملی دچار وسواس می شوند؟

این موضوع که کودکان رفتاری های وسواس جبری را مرتبط با سن و دوره تحولی خود نشان می دهند، نادر و نامانوس نیست.

اختلال وسواس فکری عملی در کودکان

اختلال وسواس فکری عملی در کودکان

رفتارهایی که اغلب با مسائل تحولی مربوط به نوجوانان مطابق اند، مانند کنترل و تسلط. مواردی پیش می اید که با پافشاری بر نظم در حفظ افکار تکراری و تشریفات خاص در هنگام به رفتن به تخت خواب مرتبط است.

این نوع از نشخوارهای ذهنی متناسب از نظر تحولی با دوران کودکی تجانس دارد و به تسلط یافتن و افزایش در میزان جامعه پذیری کودکان این سنین (۴ تا ۸ سال) کمک می کند. بر عکس رفتار های وسواسی فکری که مشخص کننده ی کودکان مبتلا به وسواس جبری هستند، بیشتر در سنین بالاتر در دوران کودکی اشکار می شوند (۱۰ سالگی) و شدید، افراطی، ناتوان کننده و نفرت انگیزند و اغلب به انزوای اجتماعی و وقفه در جامعه پذیری کودک منجر می شوند.

پژوهش ها نشان داده اند که سن شروع این اختلال در پسرها ممکن است زودتر (۹ سالگی) از سن شروع این اختلال در دخترها باشد (۱۱ سالگی). لئونارد و همکاران نشان داده اند که کودکان کوچکتر (۶ تا ۸ساله ها) که مبتلا به اختلال وسواس بی اختیاری تشخیص داده می شوند، ممکن است از راه اعمال تکراری مانند شستن و چک کردن مشخص شوند، اما فاقد وسواس فکری و شناختی باشند که اغلب همراه با وسواس عملی در نوجوانان مشاهده می شوند.

اختلال وسواس جبری در کودکان و نوجوانان، نوسانی از شدید تا ضعیف دارد و الگوی نشانگان ان در طول زمان ناهمگون است. متاسفانه شواهد مربوط به این اختلال در کودکی بیانگر مزمن بودن و قابلیت تعاملی ان است. برگ و همکاران (۱۹۸۹) دریافتند که بخش به نسبت زیادی از ازمودنی ها (۳۱ درصد انها) نشانه های تشخیص اختلال وسواس-جبری را در یک دوره ی ۲ ساله ی پیگیری حفظ می کنند. حتی وقتی ملاک های تشخیص این اختلال وجود نداشته باشد به ندرت پیش می اید که نشانه های ان کاملا از بین برود.

بروز اختلال وسواس فکری-عملی در کودکی نسبتا نادر است. زمانی تصور می شد شیوع آن در کودکان ۲درصد کمتر از بزرگسالان است، اما اخیرا تحقیقات مختلف دامنه های گسترده ای را گزارش کرده اند و به تدریج این اتفاق نظر حاصل می شود که اختلال وسواس فکری-عملی دوران کودکی آن قدرها که قبلا تصور می شد نادر نیست.

همچنین شایان ذکر است که پژوهش های پی گیرانه ای در سوئد روی افراد مبتلا به این اختلال، در طول ۴۰ سال پس از شناسایی اولیه بیماری مشخص کرد که پیدایش اختلال در سنین پایین(در نوجوانان زیر ۲۰ سال) با پیش آگهی بدتر (شواهد کمتری از بهبودی) ارتباط داشت.

منبع :اختلال وسواس فکری عملی در کودکانتربیت کودک

علائم-اختلال-وسواسی-اجباری-و-درمان
علائم اختلال وسواسی-اجباری و درمان

اختلال وسواسی-اجباری ( OCD) با افکار تکراری، ناخواسته، مزاحم (وسواس) و غیر منطقی و بیش از حد مورد نیاز برای انجام اقدامات خاص (اجباری) مشخص می شود.

اگر چه افراد مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری ممکن است بدانند که افکار و رفتار آنها مناسب نیست، اغلب قادر به جلوگیری از آنها نیستند.

علائم معمولا در دوران کودکی، سالهای نوجوانی یا بلوغ شروع می شوند، گرچه اغلب مردان این علائم را در سنین زودتر تجربه می کنند.

بیش از ۲ درصد از جمعیت ایالات متحده (تقریبا ۱ نفر از ۴۰ نفر) در طول زندگی خود با اختلال وسواسی-اجباری تشخیص داده می شوند.

علائم اختلال وسواسی-اجباری

اکثر مردم گاهی اوقات افکار وسواسی یا رفتارهای اجباری دارند. با این حال، در یک اختلال وسواسی-اجباری، این علائم معمولا روزانه بیش از یک ساعت طول می کشد و زندگی روزانه را مختل می کند.

وسوسه ها اندیشه های غلطی هستند که مکررا رخ می دهند.

افراد مبتلا به این اختلالات می دانند که این افکار غیر منطقی هستند اما می ترسند که ممکن است به نوعی درست باشند.

این افکار و انگیزه ها ناراحت کننده هستند و ممکن است مردم آن ها را نادیده بگیرند یا سرکوب کنند.

نمونه هایی از وسواس عبارتند از:

افکار درباره آسیب رساندن به کسی یا آسیب رساندن به آن
تردید در مورد درست انجام دادن کاری، مانند خاموش کردن اجاق گاز یا قفل کردن درب
تصاویر جنسی ناخوشایند
ترس از گفتن یا فریاد زدن چیزهای نامناسب در عموم

مجازات، اقداماتی تکراری است که به طور موقت استرس ناشی از وسواس را کاهش می دهد.

افراد مبتلا به این اختلالات می دانند که این رفتارها معقول نیستند اما احساس می کنند باید آنها را برای از بین بردن اضطراب و در برخی موارد برای جلوگیری از اتفاق بد افتادن، انجام دهند.

مانند وسواس، ممکن است سعی کنید اعمال اجباری را انجام ندهید، اما مجبورید این کار را برای کاهش اضطراب انجام دهید.

نمونه هایی از رفتارهای اجباری عبارتند از:

شستن دست به دلیل ترس از میکروب ها
شمارش چیزها و شمارش پول به دلیل آنکه شخص نمی تواند مطمئن باشد که آنها درست هستند یا نه
بررسی کردن اینکه آیا درب قفل شده یا اجاق گاز خاموش است یا نه
“بررسی روحی” که با افکار نفوذی همراه است نیز یک نوع اجبار است

علائم-اختلال-وسواسی-اجباری-و-درمان

علائم-اختلال-وسواسی-اجباری-و-درمان

علل اختلال وسواسی-اجباری

علت دقیق اختلالات وسواسی-اجباری ناشناخته است، اما محققان معتقدند که فعالیت در چندین قسمت از مغز مسئول است.

به طور خاص، این مناطق مغز ممکن است به طور معمول به سروتونین، شیمیایی که برخی از سلول های عصبی برای برقراری ارتباط با یکدیگر استفاده می کنند، پاسخ ندهند.

ژنتیک نیز بسیار مهم است.

اگر شما، والدین یا یک خواهر و برادر، اختلال وسواسی-اجباری داشته باشید، نزدیک به احتمال ۲۵٪ که یکی دیگر از اعضای خانواده نیز دچار این اختلال شود.

تشخیص

یک پزشک یا متخصص بهداشت روانی ت اختلال وسواسی-اجباری را تشخیص می دهد. ظهور ناگهانی علائم در کودکان یا افراد مسن باعث می شود تا اطمینان حاصل کرد که بیماری دیگری سبب بروز این اختلال نمی شود.

برای تشخیص OCD، فرد باید علائم زیر را داشته باشد:

وسواس، اجبار یا هر دو

وسوسه ها یا اجبار هایی که ناراحت کننده هستند و باعث مشکل شدن کار، روابط، بخش های دیگر زندگی می شوند و معمولا هر روز حداقل یک ساعت طول می کشد

درمان

یک برنامه درمان معمولی اغلب شامل هر دو روان درمانی و داروها می شود و درمان ترکیبی معمولا بهینه است.

داروها ، به ویژه یک نوع ضد افسردگی به نام بازدارنده جذب سرتوبین های انتخابی (SSRI)، برای بسیاری از مردم برای کاهش وسواس و اجبار استفاده می شود.

روان درمانی نیز در از بین بردن وسواس و اجبار استفاده می شود. به طور خاص، درمان رفتاری شناختی (CBT) و قرار گرفتن در معرض و واکنش درمان (ERT) برای بسیاری از افراد موثر است.

پیشگیری از بروز پاسخ احتمالی به فرد کمک می کند تا اضطراب ناشی از افکار وسواسی را تحمل کند در حالی که اجبار برای کاهش اضطراب نیست.

با گذشت زمان، این امر منجر به اضطراب بیشتر می شود.

اگر چه اختلال وسواسی-اجباری را نمی توان درمان کرد، می توان آن را به طور موثر کنترل کرد.

شرایط مرتبط با این اختلال

شرایطی هستند که ممکن است با اختلال وسواس فکری عملی همراه باشد.

اختلال تنفسی بدن. این اختلال با وسواس فیزیکی ظاهر شده است.

BDD با وسواس بیش از حد به ظاهر و تصویر بدن، اغلب برای چند ساعت در روز مشخص می شود. هر گونه نقص درک شده موجب ناراحتی شدید و در نهایت مانع از توانایی فرد در عملکرد می شود.

در بعضی موارد شدید، BDD می تواند منجر به جراحی های غیر ضروری زیبایی شود.

اختلال هورمونی می تواند به طور عاطفی، جسمی، اجتماعی و مالی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و اغلب منجر به ناراحتی و ناتوانی می شود.

علاوه بر این، بسیاری از افراد نمی توانند ببینند که اقدامات آنها به طور بالقوه مضر است و بنابراین ممکن است در برابر تشخیص یا درمان مقاوم باشد.

بسیاری از افراد عادت های ناخوشایند مانند ناخن جویدن یا دندان قروچه دارند مخصوصا زمان هایی که استرس دارند این رفتارها شدت پیدا می کند.

با این حال، تریکوتیلومیا، میل اجباری برای جلوگیری از (و احتمالا خوردن) موهای خود، از جمله مژه ها و ابرو است.

برخی افراد ممکن است موهای خود را بجوند، در حالی که دیگران نمی تواندد حتی انجام این کار را تصور کنند.

این اختلال می تواند صدمات جدی ایجاد کند، از جمله آسیب ناشی از حرکات تکراری در دست، یا اگر مو به طور مرتب بلعیده شود، تشکیل توپ های مو در معده می کند که می تواند خطرناک باشد.

منبع :علائم اختلال وسواسی-اجباری و درمانمرکز مشاوره روانشناسی مشاورانه

وسواس را با این روش ها از بین ببرید
وسواس را با این روش ها از بین ببرید

 افرادی که وسواس دارند دارای افکار و تصوراتی هستند که به طور ناخواسته گرفتارش می شوند که تکرار آن باعث می شود

که فرد مضطرب و نگران به نظر برسد و اطرافیان او را یک بیمار فرض کنند.

 

وسواس

اطرافیان نقش بسیار مهمی در کم شدن  فرد وسواس دارند

که برای درمان آن از شناختن رفتار و روان استفاده می شود ،

در این روش فرد با ترس مواجه می شود و تکرار مکرر آن  اضطراب او را کاهش می دهد.

وسواس را با این روش ها از بین ببرید

وسواس را با این روش ها از بین ببرید

با حفظ شدن آرامش در  محیط زندگی فرد وسواسی آسایش را برای او فراهم کرده اید،

اگر آسایش نباشد باعث شدت پیدا کردن وسواس فرد می شود

زیرا استرس وارد کردن به فرد موجب شدید شدن وسواس می شود.

اطرافیان در عوض اینکه او را سرزنش کنند با او صمیمی و دوست باشند

تا این رفتار به کمک درمان های دیگر مشکل فرد وسواسی را در کمترین زمان برطرف کنند.

منبع :وسواس را با این روش ها از بین ببریدکانون مشاوران ایران

وسواس-های-فکری-رایج-در-وسواس-فکری-عملی-مشاور-کو
اختلال وسواس فکری ، وسواس عملی چیست؟

اختلال وسواس فکری – وسواس عملی[۱] (OCD) یک اختلال سلامت روانی می باشد که بر روی افراد دارای سنین و مشاغل مختلف تاثیر می گذارد و زمانی صورت می گیرد که فرد در یک چرخه مربوط به وسواس های فکری و وسواس های عملی درگیر شود.

وسواس های فکری عبارت از تفکرات، تصاویر و تمایلات ناخواسته و سرزده می باشند که به صورت شدیدی احساسات اضطراب آور را تحریک می کنند.

وسواس های عملی عبارت از رفتارهایی می باشند که یک فرد در حین تلاش برای دور شدن از وسواس های فکری و / یا کاهش اضطراب خودش انجام می دهد.

اکثر افراد در برخی از بخش های زندگی خودشان دارای تفکرات وسواسی و / یا رفتارهای وسواسی می باشند، ولی این بدان معنا نمی باشد که همه ما دارای “یک نوع وسواس فکری عملی” می باشیم.

به منظور تشخیص داده شدن OCD، این چرخه مربوط به وسواس های فکری و وسواس های عملی باید تا حدی زیاد شود که بخش قابل توجهی از زمان فرد را به خودش اختصاص بدهد و منجر به پیشگیری از فعالیت های مهم و با ارزش برای فرد شود.
اختلال وسواس فکری ، وسواس عملی چیست؟اختلال وسواس فکری ، وسواس عملی چیست؟

وسواس های فکری و وسواس های عملی دقیقا به چه معنی می باشند؟

وسواس های فکری عبارت از تفکرات، تصاویر و محرک هایی هستند که به صورت مکرر صورت می گیرند و فرد هیچ نوع کنترلی بر روی آنها ندارد.

افراد دارای وسواس فکری عملی نمی خواهند که این تفکرات را داشته باشند و دچار اضطراب شوند.

در اکثر موارد، افراد دارای این اختلال به این شناخت دست پیدا می کنند که تفکرات آنها هیچ نوع واقعیت و منطقی ندارد.

وسواس های فکری معمولا همراه با احساسات شدید و ناراحت کننده، همانند ترس، خشم، شک یا این احساسات که همه موارد در صورتی درست می باشند که به یک روش خاص انجام شوند، صورت می گیرد.

در چارچوب این اختلال عبارت از زمان مصرف شده یا صرف شده از زمان های مربوط به فعالیت های باارزش برای فرد می باشد.

در نظر گرفتن آخرین مورد اهمیت زیادی دارد

چرا که این بخش تا یک حدی مشخص می کند که آیا فرد دارای OCD – یک اختلال روان شناختی – می باشد یا دارای یک ویژگی شخصیتی وسواسی می باشد.

متاسفانه “داشتن وسواس فکری ” یا “دچار وسواس فکری شدن”[۲] عباراتی می باشند که در مکالمات روزمره به جای یکدیگر مورد استفاده قرار داده می شوند.

این کاربردهای بی اهمیت تر از این کلمه باعث شده است که یک فرد از قبل درگیر یک موضوع، یا یک ایده یا حتی یک شخص شود.

دچار وسواس فکری شدن

“دچار وسواس فکری شدن” در اصطلاحات روزمره به معنای نداشتن مشکلاتی در زندگی روزمره و حتی علاقمند بودن نسبت به آن می باشد.

ممکن است که شما نسبت به صدایی که در رادیو شنیده اید، “دچار وسواس فکری شوید”، با این وجود همچنان می توانید با دوستتان نهار بخورید، در زمان مناسبی بخوابید، به موقع و سر صبح به محل کارتان بروید و غیره.

در واقع افراد دارای وسواس فکری عملی، در هنگام شنیدن این کاربرد از “وسواس فکری”، در شرایط سختی قرار می گیرند، چرا که احساس می کنند این مورد منجر به اهمیت کمتر قائل شدن به چالش های افراد دارای علائم این اختلال می شود.

حتی در مواقعی که مضمون “وسواس فکری” جدی تر باشد

برای مثال هر شخصی ممکن است که در زمان های مختلفی نسبت به بیمار شدن فکر کند یا در مورد امنیت شخصی که دوستش دارد نگران باشد، یا نسبت به عواقب فاجعه بار اشتباه خودش نگران باشد.

این بدان معنا نمی باشد که این وسواس های فکری ضرورتا یک علامتی از OCD می باشند. هر چند که این تفکرات مشابه با تفکرات صورت گرفته در افراد مبتلا به وسواس فکری عملی می باشد.

ولی یک فرد غیر وسواس فکری عملی هم می تواند این تفکرات را داشته باشد، به صورت لحظه ای نگران شود و بعد از آن به زندگی خودش ادامه دهد.

در واقع تحقیقات صورت گرفته نشان داده است که اکثر افراد در زمان های مختلف، دارای “تفکرات سرزده” ناخواسته می باشند.

ولی در چارچوب OCD ، این تفکرات سرزده به صورت مکرر صورت می گیرند و منجر به تحریک یک اضطراب افراطی می شوند که در زندگی روزمره آنها اختلالاتی را ایجاد می کند.

وسواس-های-فکری-رایج-در-وسواس-فکری-عملی-مشاور-کو

وسواس-های-فکری-رایج-در-وسواس-فکری-عملی-مشاور-کو

وسواس های فکری رایج در وسواس فکری عملی
آلودگی

مایعات بدن (برای مثال ادرار)
میکروب ها / بیماری (برای مثال: تبخال، HIV)
آلودگی های محیطی (برای مثال: پاک کننده ها، حلال ها)
کثیفی

وسواس های فکری رایج در وسواس فکری عملی مشاور کو وسواس های فکری رایج در وسواس فکری عملی مشاور کو

از دست دادن کنترل

ترس از واکنش نشان دادن در نتیجه یک محرک و آسیب زدن به خود
ترس از اقدام کردن / واکنش نشان دادن در نتیجه یک محرک و آسیب زدن به یک فرد دیگر
ترس از تصاویر خشن و مخوف موجود در مغز فرد
ترس از افزایش یافتن زشتی ها یا توهین ها
ترس از دزدیده شدن وسایل

اذیت کردن

ترس از مسول بودن در مورد یک اتفاق وحشتناک (برای مثال: آتش، دزدی)
ترس از آسیب زدن به دیگران به دلیل نداشتن مراقبت کافی (برای مثال: افتادن یک چیزی بر روی زمین که می تواند منجر به سُر خوردن یک فرد و آسیب دیدن وی شود)

وسواس های فکری مربوط به تکامل گرایی

نگرانی در مورد بی طرف بودن و دقت داشتن
نگرانی در مورد نیاز به شناخت یا یادآوری
ترس مربوط به از دست دادن یا فراموش کردن اطلاعات مهم در هنگام بیرون انداختن یک چیزی
عدم توانایی برای تصمیم گیری در مورد نگهداشتن یا دور انداختن وسایل
ترس از دست دادن وسایل

تفکرات جنسی ناخواسته

تفکرات یا تصاویر جنسی ممنوع یا ناخوشایند
انگیزش های جنسی ممنوع یا ناخوشایند نسبت به سایر افراد
تفکرات وسواسی در مورد همجنس گرایی
تفکرات وسواسی جنسی که می تواند شامل کودکان یا رابطه جنسی با محارم باشد
وسواس های فکری در مورد رفتار جنسی تجاوزکارانه نسبت به سایر افراد
وسواس های ذهنی مذهبی (دقت زیاد)
نگرانی در مورد تخلف نسبت به خدا، یا نگرانی در مورد کفر
نگرانی بیش از حد در مورد درست / نادرست بودن یا اخلاقیات

سایر وسواس های فکری

نگرانی در مورد داشتن یک بیماری یا ناخوشی فیزیکی (غیر از طریق آلودگی، برای مثال از طریق سرطان)
تفکرات خرافاتی در مورد خوش شانس / بدشانس بودن رنگ ها و عددهای خاص

وسواس های عملی دومین بخش از اختلال وسواس فکری – وسواس عملی

وسواس های عملی دومین بخش از اختلال فکری عملی می باشند.

این وسواس عبارت از رفتارها یا تفکرات مکرری می باشد که یک فرد با هدف خنثی سازی، تاثیر متقابل داشتن یا دور کردن وسواس های فکری خودش انجام می دهد.

افراد دارای این اختلال عملی این شناخت را دارند که این مورد صرفا یک راه حل موقتی می باشد و بدون داشتن یک روش مقابله ای بهتر، آنها از وسواس های عملی به عنوان یک راه فرار موقتی استفاده خواهند کرد.

همچنین وسواس های عملی می تواند شامل موقعیت های اجتنابی باشد که منجر به تحریک وسواس های فکری می شود.

وسواس های فکری زمان بر می باشند و منجر به پیشگیری از انجام فعالیت های ارزشمند برای فرد می شوند.

همانند وسواس های فکری، تمامی رفتار ها یا “تشریفات مذهبی” تکراری عبارت از وسواس های عملی نمی باشند. شما باید عملکرد و زمینه رفتار را مورد بررسی قرار بدهید.

برای مثال، موارد روتین مربوط به زمان خواب، کارهای مذهبی و یادگیری یک مهارت جدید تا یک سطحی شامل تکرار یک رفتار به صورت مکرر می باشد، ولی این موارد معمولا یک بخش مثبت و کارکردی از زندگی می باشند.

رفتارها بستگی به زمینه دارند.

مرتب و منظم کردن کتاب ها به مدت هشت ساعت در طول یک روز، در صورتی وسواس فکری نخواهد بود که فرد در یک کتابخانه مشغول کار باشد.

به طور مشابه، در صورتیکه شما به صورت جدی دنبال جزئیات باشید یا بخواهید که همه موارد کاملا مرتب باشند، ممکن است یک سری رفتارهای “وسواسی” داشته باشید که جزء وسواس فکری عملی نمی باشند.

در این مورد، “وسواس عملی به یک ویژگی شخصیتی یا یک موردی در رابطه با شما اشاره دارد که در واقعیت می توانید آن را ترجیح بدهید یا دوست داشته باشید.

در اکثر موارد، افراد دارای این اختلال احساس می کنند که تحت تاثیر رفتار وسواس عملی قرار دارند.

انجام دادن این کار برایشان زمان بر نمی باشد و در اکثر موارد کارهای طاقت فرسایی می باشند.

در OCD، رفتار وسواس عملی به منظور تلاش برای فرار کردن یا کاهش اضطراب یا وجود داشتن وسواس های فکری صورت می گیرد.

وسواس های عملی که در وسواس فکری عملی وجود دارند عبارتند از:

شستن و تمیز کردن

شستن بیش از حد دست ها یا شستن دست ها به یک روش خاص
انجام دادن بیش از حد کارهای روتین از قبیل دوش گرفتن، حمام رفتن، مسواک زدن، آرایش کردن یا دستشویی رفتن
تمیز کردن وسایل خانه یا سایر موارد به صورت مکرر
انجام دادن سایر کارها به منظور پیشگیری کردن یا از بین بردن ارتباط با موارد آلوده کننده

بررسی کردن

بررسی کردن این مورد که شما به سایر افراد آسیب نمی زنید / نخواهید زد
بررسی کردن این مورد که شما به خودتان آسیب نمی زنید / نخواهید زد
بررسی کردن این مورد که اتفاق وحشت ناکی صورت نخواهد گرفت
بررسی کردن این مورد که اشتباه نخواهید کرد
بررسی کردن بخش هایی از شرایط یا بدن فیزیکی خودتان

وسواس های عملی که در وسواس فکری عملی وجود دارند عبارتند ازوسواس های عملی که در وسواس فکری عملی وجود دارند عبارتند از

تکرار کردن

تکرار کردن و بازنویسی کردن
تکرار کردن فعالیت های روتین (برای مثال: وارد و خارج شدن، بلند شدن و نشستن بر روی نیمکت ها)
تکرار کردن حرکات بدنی (برای مثال: قلاویز شدن، لمس کردن، چشمک زدن)
تکرار کردن فعالیت ها به صورت چند باره (برای مثال: انجام دادن یک کاری برای سه بار، به دلیل اینکه عدد سه یک عدد “خوب”، “مناسب” یا “ایمنی” است)

وسواس های فکری ذهنی

تکرار کردن ذهنی اتفاقات به منظور پیشگیری از خطر (برای یک شخص دیگر، به منظور پیشگیری از پیامدهای وحشتناک)
دعا کردن برای پیشگیری از خطر (برای یک فرد دیگر، به منظور پیشگیری از پیامدهای وحشتناک)
شمارش کردن به منظور انجام دادن یک وظیفه بر اساس عدد “خوب”، “درست” یا “ایمن”
“کنسل کردن” یا “خنثی کردن” (مثال: قرار دادن یک کلمه “خوب” به جای “بد” به منظور از بین بردن تاثیرات آن)

وسواس های فکری ذهنیوسواس های فکری ذهنی

سایر وسواس های عملی

قرار دادن وسایل به صورت منظم یا مرتب کردن آنها تا زمانی که “احساس خوبی” به دست بیاورید
گفتن، پرسیدن یا اعتراف کردن به منظور به دست آوردن اطمینان مجدد
اجتناب کردن از موقعیت هایی که می تواند منجر به تحریک وسواس های فکری شود

منبع :اختلال وسواس فکری ، وسواس عملی چیست؟مشاوره

وسواس و درمان وسواس
وسواس و درمان وسواس

وسواس یک ایده، فکر، تصور، احساس یا حرکت مکرر یا مضر که با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است.

بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت‏به شخصیت‏خود بوده از غیر عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.

روانشناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نوروزهاى شدید مى‏دانند .

که تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب و او را در سازگارى با محیط دچار اشکال مى‏سازد.

و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشکار است.

روانکاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى‏کنند.

و آن را حالتى مى‏دانند که در آن، فکر، میل، یا عقیده‏اى خاص، که اغلب وهم‏آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى‏گیرد.

آنچنان که حتى اختیار و اراده را از او سلب کرده و بیمار را وامى‏دارد که حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته ‏اش انجام دهد.

و بیمار هرچند به بیهودگى کار یا افکار خودآگاه است اما نمى‏تواند از قید آن رهایى یابد.

وسواس چیست؟

وسواس به صورتهاى مختلف بروز مى‏کند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏شود :

اجتناب؛ تکرار و مداومت؛تردید؛شک در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.

علائم دیگر:در مواردى وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جایى، درآوردن جامه خود، بیقرارى.

بهانه‏گیرى، بى‏خوابى، بدخوابى، بى‏اشتهایى،… متجلى مى‏شود آنچنانکه به اطرافیانش این احساس دست مى‏دهد که نکند دیوانه شده باشد.

انواع وسواس:وسواسهایى که تمام فکر و اندیشه افراد را تحت تاثیر قرار داده و احاطه‏شان مى‏کند معمولا بصورتهاى زیر است:

وسواس فکرى

این وسواس بصورتهاى مختلف خود را نشان مى‏دهد که برخى از نمونه‏هاى آن بشرح زیر است:
اندیشه درباره بدن:
بدین گونه که بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فکرى بیمار متوجه بدن اوست.

او دائما به پزشک مراجعه مى‏کند و در صدد به‏دست آوردن دارویى جدید براى سلامت‏ بدن است.

رفتار حال یا گذشته:
مثلا در این رابطه مى‏اندیشد که چرا در گذشته چنین و چنان کرده؟ آیا حق داشته است فلان کار را انجام دهد یا نه؟

و یا آیا امروز که مرتکب فلان عملى مى‏شود آیا درست مى‏اندیشد یا نه؟ تصمیمات او رواست‏یا ناروا ؟
در رابطه با اعتقادات: زمانى فکر وسواسى زمینه را براى تضادها و مغایرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏سازد.

مسایلى در زمینه حیات و ممات، خیر و شر، وجود خدا و پذیرش یا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مى‏دارد.

اندیشه افراطى

زمانى وسواس در مورد امرى بصورت افراط در قبول یا رد آن است‏با اینکه بیمار خلاف آن را در نظر دارد ولى بصورتى است.
که گویى اندیشه مزاحمى بر او مسلط است که او را ناگزیر به دفاع از یک اندیشه غلط مى‏سازد، از آن دفاع و یا آن را طرد مى‏کند.
بدون اینکه آن مساله کوچکترین ارتباطى با زندگى او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارویى عقیده‏اى افراطى پیدا مى‏کند .
بگونه‏اى که طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتیجه‏اى دست نیابد.

وسواس عملى

وسواس عملى به شکلهاى گوناگون خود را بروز مى‏دهد که ما به نمونه‏ها و مواردى از آن اشاره مى‏کنیم :

شستشوى مکرر:

مردم بر حسب عادت تنها همین امر را وسواس مى‏دانند و این بیمارى در نزد زنان رایجتر است.

رفتار منحرفانه:

جلوه آن در مواردى بصورت دزدى است و این امر حتى در افرادى دیده مى‏شود که هیچ‏گونه نیاز مادى ندارند.

دقت وسواسى:

نمونه‏اش را در منظم کردن دگمه لباس و… مى‏بینیم و وضعیت فرد بگونه‏اى است که گویى از این امر احساس آرامش مى‏کند.

شمردن:

شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏تواند از همین قبیل بحساب آید.
مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر این که اشتباهى در این امر صورت نگیرد.

راه رفتن:

گاهى وسواس‏ها بصورت راه رفتن اجبارى است.
شخص از این سو به آن سو راه مى‏رود و اصرار دارد که تعداد قدمها معین و طبق ضابطه باشد
مثلا فاصله بین دو نقطه از ده قدم تجاوز نکند و هم از آن کمتر نباشد.

وسواس ترس

صورتهاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى – ترس از مرگ – ترس از دفع – ترس از محیط محدود – ترس از امرى خلاف اخلاق – ترس از تحقق آرزو.

وسواس الزام

در این نوع وسواس نمى‏تواند خود را از انجام عمل و یا فکرى بیرون آورد و در صورت رهایى از آن فکر و خوددارى از آن عمل موجبات تنش در او پدید خواهد آمد.
وسواس در چه کسانی بروز می کند؟

الف) در رابطه با سن
تجارب حیات عادى افراد نشان مى‏دهد که وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجا رشد مى‏کند.

اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید .

وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى که خود بیمار به ستوه مى‏آید.

ب) در رابطه باهوش:
بررسیهاى علمى نشان داده‏اند که وضع هوشى آنها در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است.

وسواسى‏هایى که داراى هوش اندک و یا با درجه ضعیف باشند بسیار کمند بر این اساس رفتار آنها نباید حمل بر کم‏ هوشى شان شود.

ج) در رابطه با اعتقاد:

حساس بودن افراد حساس

د) در رابطه با شخصیت و محیط:
تجارب نشان داده‏اند آنهایى که در زندگى شخصى حساس‏ترند امکان ابتلایشان به بیمارى وسواس بیشتر است و غلبه وسواس بر آنها زیادتر است.

در بین فرزندانى که والدینشان معمولا محکومشان مى‏کنند این بیمارى بیشتر دیده مى‏شود.

پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند که شخصیت والدین و حتى صفات ژنتیکى، روابط همگن خویى و محیطى در این امور مؤثرند.

بهمین نظر وسواس در بین دوقلوهاى یکسان بیشتر دیده مى‏شود تا در دیگران، اگر چه ریشه‏هاى اساسى و کلى این امر کاملا مشهود نیست .

مساله شخصیت را اگر با دامنه‏اى وسیعتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید که این امر حتى در برگیرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود.

وسواس بر خلاف بیمارى هیسترى است که اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده دیده مى‏شود.

در جوامع بظاهر متمدن و پیشرفته و حتى در بین افراد هوشمند هم بمیزانى قابل توجه دیده مى‏شود.

ریشه‏ هاى خانوادگى وسواس

در مورد ریشه و سبب این بیمارى مطالب بسیارى ذکر شده که اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصیت زیر ساز یا الحاقى، وضع هوشى.

عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و… که ما ذیلا به مواردى از آن اشاره مى‏کنیم.

ریشه وراثت وسواس

تحقیقات برخى از صاحبنظران نشان داده است که حدود چهل درصد وسواسی ها، این بیمارى را از والدین خود به ارث برده‏اند.

اگرچه گروهى دیگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قایل شده‏اند، انتقال زمینه‏هاى عصبى مى‏تواند ریشه و عاملى در این راه باشد.

ریشه تربیت وسواس در خانواده

در این مورد مباحثى قابل ذکرند که اهم آنها عبارتند از:

۱- دوران کودکى:اعتقاد گروهى از محققان این است که پنجاه درصد وسواس‏ هاى افراد در سنین جوانى و پس از آن از دوران کودکى پایه‏گذارى شد.

و تاریخچه زندگى آنها حاکى از دوران کودکى ویژه‏اى است که در آن کشمکش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته است.

و کودک در برابر خواسته‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.

۲- شیوه تربیت:در پیدایش گسترش وسواس براى شیوه تربیت والدین نقش فوق العاده‏اى را باید قایل شد. بررسیها نشان مى‏دهد.

مادران حساس و کمال جو بصورتى ناخودآگاه زمینه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏کنند .

و مخصوصا والدینى که رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقیق مى‏خواهند و انعطاف پذیرى کمترى دارند.

در این رابطه مقصرند. تربیت‏خشک و مقرراتى در پیدایش و گسترش این بیمارى زیاد مؤثر است.

نحوه از شیر گرفتن کودک بصورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و کنترل کودک

در رفتار مربوط به نظم و تربیت و دقت او هم در این امر مؤثر است.

وسواس و درمان وسواس

وسواس و درمان وسواس

تحقیر کودک

۳- تحقیر کودک:عده‏اى از بیماران وسواسى کسانى هستند که دائما این عبارت به گوششان خورده است که:

آدم بى عرضه‏اى هستى، لیاقت ندارى، در خور آدم نیستى، بدرد زندگى نمى‏خورى… و از بابت عدم لیاقت‏خود توسط والدین.

مربیان، خواهران، و برادران ارشد رکوفت‏شنیده و تنبیه شده‏اند.

این گونه برخوردها بعدا زمینه را براى ناراحتى عصبى و یا وسواس آنها فراهم کرده است.

۴- ناامنى‏ها:

پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند برخى از آنها که دوران حیات کودکى آشفته‏اى داشته و با ترس و نا امنى همساز بوده‏اند .
بعدها به چنین بیمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله کودکى وحشت از آن داشته‏اند که نکند کار و رفتارشان مورد تایید والدین و مربیان قرار نگیرد.
اینان در دوران کودکى براى راضى کردن مربیان خود مى‏کوشیدند و سعى داشته‏ اند.
که دقتى افراطى درباره کارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باریک‏بینى و موشکافى وارد شوند.

۵- منع ‏ها:گاهى وسواس فردى بزرگسال نشات گرفته از منع‏هاى شدید دوران کودکى و حتى نوجوانى و جوانى است.

مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیریهاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممکن است.

کار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد معلوم نیست عاقبت‏خوش و میمونى داشته باشد.

۶- خانواده افراد وسواسى: بررسیها نشان داده ‏اند:

اغلب وسواسى‏ها والدین لجوج داشته‏اند که در وظیفه خواهى از فرزندان سماجت‏بسیار نشان مى‏داده‏اند.
ایرادگیر و عیبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى‏دیدند، آن را به رخ فرزندان مى‏کشیدند.
خسیس و ممسک بوده‏اند به طورى که کودک براى دستیابى به هدفى ناگزیر به شیوه‏اى اصرارآمیز بوده است.
و بالاخره افرادى کم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و کودک سعى مى‏کرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور کند تا سرزنش نشود.

درمان وسواس

براى درمان مى‏توان از راه و رسم‏ها و وسایل و ابزارى استفاده کرد که یکى از آنها تغییر محیطى است که بیمار در آن زندگى مى‏کند.

درمان وسواس از طریق تغییر آب و هوا

دور ساختن بیمار از محیط خانواده و اقامت او در یک آسایشگاه و واداشتن او به زندگى در یک منطقه خوش آب و هوا براى تخفیف اضطراب و درمان بیمار اثرى آرامش بخش دارد.

و این امرى است که اولیاى بیمار مى‏توانند به آن اقدام کنند.

تغییر شرایط زندگى برای درمان وسواس

از شیوه‏هاى درمان این است که زندگى بیمار را در محیطى دیگر بکشانیم و وضع او را تغییر دهیم. او را باید به محیطى کشاند.

که در آن مساله حیات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصیت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسیهاى تجربى نشان مى‏دهند.

که در مواردى با تغییر شرایط زندگى و حتى تغییر خانه و محل کار و زندگى بهبود کامل حاصل مى‏شود.

ایجاد اشتغال و سرگرمى یک راه حل درمانی

تطهیرهاى مکرر و دوباره‏کارى‏ها بدان خاطر است که بیمار وقت و فرصتى کافى براى انجام آن در خود احساس مى‏کند.

و وقت و زمانى فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضرورى است در حدود امکان سرگرمى او زیادتر گردد.

تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات یکى پس از دیگرى او را وادار خواهد کرد که نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.

زندگى افراد وسواسی در جمع

فرد وسواسى را باید از گوشه‏گیرى و تنهایى بیرون کشاند.زندگى در میان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع این الت‏باشد.

ترتیب دادن مسافرتهاى دستجمعى که در آن همه افراد ناگزیر شوند شیوه واحدى را در زندگى پذیرا شوند، در تخفیف و حتى درمان این بیمارى مخصوصا در افرا کمرو مؤثر است.

درمان وسواس از طریق شیوه‏ هاى اخلاقى

رودربایستى‏ها و ملاحظات فیمابین که هر انسانى بنحوى با آن مواجه است تا حدود زیادى سبب تخفیف این بیمارى مى‏شود.
طرح سؤالات انتقادى توام با لطف و شیرینى، بویژه از سوى کسانى که محبوب و مورد علاقه بیمارند در امر سازندگى بیمار بسیار مؤثر است.
و مى‏تواند موجب پیدایش تخفیف هایى در این رابطه شوند و البته باید سعى بر این باشد که انتقاد به ملامت منجر نشود.
روح بیمار را نیازارد. احیاى غرور بیمار در مواردى بسیار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهند.
و خفت و خوارى ناشى از پذیرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بیمار قدرت مى‏دهد.

باید گاهى غرور فرد را با انتقادى ملایم زیر سؤال برد و با کنایه به او تفهیم کرد که عرضه اداره و نجات خویش را ندارد .

تا او بر سر غرور آید و خود را بسازد. باید به او القا کرد که مى‏تواند خود را از این وضع نجات دهد.

همچنین باید به بیمار اجازه داد که درباره افکار خود اگر چه بى معنى است صحبت کند و از انتقاد ناراحت نباشد.

۶- تنگ کردن وقت:

بیش از این هم گفته‏ایم که گاهى تن دادن به تردیدها ناشى از این است که بیمار خود را در فراخى وقت و فرصت ‏ببیند.

و براى درمان ضرورى است که در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ کنند.

در چنین مواردى لازم است‏ با استفاده از متون و شیوه ‏هایى او را به کارى مشغول دارید.

به امر و وظیفه‏اى او را وادار نمایید تا حدى که وقتش تنگ گردد و ناگزیر شود.

با سر هم کردن عمل و وظیفه کار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏ .

سریعا انجام دهد. تکرار و مداومت در چنین برنامه‏اى در مواردى مى‏تواند بصورت جدى در درمان مؤثر باشد.

زیرپاگذاردن موضوع وسواس برای درمان

در مواردى براى درمان بیمار چاره‏اى نداریم جز اینکه به او القا کنیم به قول معروف به سیم آخر بزند.

حتى با پیراهنى که آن را او نجس مى‏داند و یا با دست و بدنى که او تطهیر نکرده مى‏شمارد .

و به نماز بایستد و وظیفه‏اش را انجام دهد. به عبارت دیگر بیمار را وا داریم .

تا همان کارى را که از آن مى‏ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورت است که در مى‏یابد هیچ واقعه‏اى اتفاق نمى‏افتد.

شیوه‏ هاى اصولى در درمان وسواس

الف) روانپزشکى:اگر رفتار و یا عمل وسواسى شدید شود نیاز به متخصص روانى و درمانگرى است که در این زمینه اقدام کند.

کسى که تعلیمات تخصصى و تحصیلى‏اش در روان پزشکى او به او اجازه مى‏دهد که براى شناخت ریشه بیمارى و درمان بیمار اقدام نماید.

علاوه بر اینکه در زمینه ریشه‏یابى‏ها کار و تلاش کرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورد.

و لااقل حدود ۳۰۰-۲۰۰ ساعتى هم در رابطه با شناخت‏خویش گام برداشته است.

اینان اجازه دارند که در موارد لازم نسخه بنویسند و یا داروهایى تجویز کنند.

و یا شیوه‏هاى دیگرى را براى درمان لازم مى‏بینند بکار گیرند.

اهمیت روانکاوی بیماران

بیماران را گاهى لازم است که در مؤسسات روان‏پزشکى و گاهى هم در بیمارستان‏ها به طرق روانکاوى و روان‏درمانى درمان نمایند.

و در موارد ضرور باید آنها را بسترى نمود. درمان بیمارى براى برخى از افراد بسیار ساده و آسان و براى برخى دیگر بسیار سخت است .

بویژه که شرایط اقتصادى و اجتماعى بیمار هم در این امر مؤثر است.

ب) روان درمانى:این هم نوعى درمان است که توسط روانکاو یا روانشناس صورت مى‏گیرد.

و آن یک همکارى آزاد بین بیمار و درمان کننده مبتنى بر اعمال متقابل است.

که بر اساس روابطى نسبتا طولانى و طبق هدف و برنامه ریزى مشخصى به پیش مى‏رود.

درمان اختلال به‏صورت مکالمه و صحبت و یا هر شیوه مفیدى که قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى‏گیرد.

در این درمان گاهى هم ممکن است دارو مورد استفاده قرار گیرد. البته اصل بر این است .

که بر اساس شیوه مصاحبه و گفتگو زمینه براى یک تحول درونى فراهم شود.

اصولى در روان درمانى

در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام که به این جنبه‏ها توجه نشود امکان اصلاح و درمان نخواهد بود:

الف – اصلاح محیط: و غرض محیط زندگى بیمار، توجه به امنیت آن، بررسى اصول حاکم بر جنبه‏هاى محبتى و انضباطى.

نوع روابط و معاشرتها، فعالیتهاى تفریحى، گردشها، تلاشهاى جمعى، مشارکتها در امور،… است.

ب – ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است داشتن و یا ایجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، کمک کردن.

دادن اعتبار و رعایت احترام، وانمود کردن حق بجانبى براى بیمار، تقویت قدرت استدلال، بیان خوب، خوددارى از سرزنش و… .

ج – روانکاوى و روان درمانى:که در آن تلاشى براى ریشه‏یابى، ایجاد زمینه براى دفاع خود بیمار از وضع.

و حالات خود گشودن عقده‏ها، توجه دادن بیمار به ریشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و…

منبع :وسواس و درمان وسواسمرکز مشاوره ایران