بهترین مطالب در مورد مشاوره کودک و نوجوان در سنین مختلف

کودکان گنجینه های زندگی بشر هستند.

پدر و مادر تمام زندگی خود را وقف رشد انان می کنند.

اما اگر این تلاش ها هدفمند نباشد.

کودک با مشکلات جدی روبرو خواهد شد.

مقالات مشاوره کودک و نوجوان

در این بخش مقالات بسیار معتبر و تاثیرگذاری در زمینه تربیت کودکان فراهم شده است.

این مقالات می تواند شما را در تربیت صحیح و درست فرزندتان یاری کند.

سایت مشاوره خانواده همواره با تیمی تخصصی سعی داشته تا زندگی خوبی را برای کودکان در بستر خانواده به وسیله آموزش والدین فراهم کند.

مقالات مشاوره کودک و نوجوان

برخی مشکلات کودکان

در این بخش مقالاتی برای غلبه بر مشکلات کودکان ارائه شده است.

موضوعات در نظر گرفته مشکلات عمومی و فراگیری هستند که باید در مورد کودکتان دقت کنید.

برای مثال کودک آزاری و تجاوز به کودکان در تمام جهان یک بحران در دوره کودکی است.

یا فوبیا های افراد در دوره کودکی شکل می گیرد و در صورت عدم درمان بیماری فوبیا روز به روز بزرگتر می شود.

دعوا و کشمکش میان فرزندان همچون دعوای برادر و خواهر در محیط خانواده می تواند برای همه طاقت فرسا باشد.

یا اعتیاد به موبایل به گوشی های همراه که یک مشکل فراگیر در خانه و مدرسه تبدیل شده است.

به دلیل ناآگاهی خانواده کودک دچار بلوغ زودرس می شود.

دوست دارید دلیل پرخاشگری نوجوان خود را بدانید.

کودک شما شبها مشکل ادراری دارد وبه دنیال درمان شب ادراری هستید.

فامیل و دوستان از رفتار کودک شما شکایت می کنند و نیاز به درمان بیش فعالی او دارید.

پیامدهای فرار دختران از خانه + راه های پیشگیری

آموزش مهارت های زندگی به کودکان ( 6 مهارت ضروری)

مضرات اسباب بازی های پلاستیکی برای کودکان

چگونه با والدین مستبد و سمی کنار بیاییم؟

پدر و مادر و نحوه فرزند پروری آنان تاثیر بسیار زیادی در شکل گیری شخصیت فرزندان دارد. بنابراین بد رفتاری پدر و مادر می تواند باعث آسیب به شخصیت فرزندان می شود، این مقاله به بررسی رفتار والدین می پردازد، بنابراین این مقاله را از دست ندهید.

دسته بندی های متنوعی از شیوه های فرزند پروری ارائه شده که شیوه فرزند پروری سهل گیرانه، مقتدرانه و مستبدانه، سه سبک رایج فرزند پروری است که توسط باومریند (1971) ارائه شده اند.

این دسته بندی ها بر اساس پاسخگو بودن والدین و قانونمندی آن ها رائه شده است.

پاسخگو بودن به این معنی است که آن ها به تفاوت های بین فردی بچه ها و نیازهای رشدی متفاوت آن ها، حساس هستند.

قانونمندی هم به این معنی است که والدین محدودیت و قوانینی برای رفتار فرزندانشان ایجاد کنند و در صورت تخلف از این قوانین، با آن ها قاطعانه برخورد کنند.

سبک های فرزند پروری

این ویژگی سه سبک فرزند پروری را ایجاد نموده است:

  • والدین مقتدر که دارای بالاترین سطح از پاسخگو بودن و سطوح بالایی از قانونمندی و انضباط هستند.

سبک فرزند پروری مقتدرانه، ایده آل ترین شیوه فرزند پروری است. والدین مقتدر دارای ویژگی هایی از جمله: انتظارات واضح، محدودیت منطقی و سطوح بالایی از گرمی و حمایت از نیازهای رشدی کودکان، هستند.

  • والدین سهل گیر که ترکیبی از پاسخگو بودن بالا و قانونمندی پایین را به کار می برند.

این والدین روابط عاطفی بسیار شدیدی با فرزندان خود دارند و در عین حال کنترل کمی بر رفتار آن ها اعمال می کنند. این والدین اگرچه در اغلب اوقات روابط بدی با فرزندانشان ندارند، ولی نظم و قانونی هم برای فرزندانشان ایجاد نمی کنند. بنابراین می توان گفت که این والدین نقش جدی و پررنگی در تعلیم و تربیت فرزندانشان ندارند.

  • والدین مستبد که دارای سطوح پایینی از پاسخگو بودن هستند و در مقابل  قانونمندی بالایی را ارائه می دهند.

چنین والدینی، قوانین سخت و غیر منطقی برای رفتار فرزندان خود فراهم می کنند. آن ها انتظار دارند فرزندانشان بدون چون و چرا دستوراتشان را اجرا کنند و در صورت عدم اطاعت، تنبیه سختی برای آن ها فراهم می کنند. به طور کلی این والدین روابط ضعیفی با فرزندانشان دارند و روابط عاطفی کمی با آن ها برقرار می کنند.

سبک فرزند پروری مستبدانه

می تواند آسیب های زیادی را به فرزندان وارد کند. در واقع بیشتر مشکلات کودکان ناشی از سبک فرزند پروری ناکارآمد والدین است.

انعطاف ناپذیر بودن والدین و سفت و سخت بودن آن ها و طرد دائمی فرزندان و بی تفاوت بودن نسبت به نیازهای عاطفی و روانی آن ها می تواند منجر به مشکلات روانی مختلف در کودکان شود و سبب شود که کودکان در زندگی آینده خود با مشکلات بسیاری مواجه شوند. اینگونه والدین که به عنوان والدین سمی شناخته می شوند با ایجاد فضای سمی در خانواده، باعث صدمات بلند مدت عاطفی، روانی و ذهنی بر کودکانشان می شوند.

مشکلاتی مثل افسردگی، از دست دادن اعتماد به نفس و عزت نفس، احساس بی ارزش بودن، تکانشی و پرخاشگری، اضطراب و استرس مداوم، افت تحصیلی و غیره از جمله پیامدهای شیوه فرزند پروری مستبدانه می باشد.

خصوصیات والدین مستبد و سمی

کنترل گری بیش از حد

والدین سمی کنترل بسیار زیادی روی فرزندانشان اعمال می کنند و تلاش می کنند که از ریز جزئیات فعالیت های او آگاه باشند، اینگونه والدین هیچ گونه آزادی عملی به فرزندانشان نمی دهند و به دلیل اینکه مبادا فرزندشان دست از پا خطا کند مدام او را تحت نظر قرار دارند، فعالیت های فرزندشان را بسیار محدود می کنند و در هر زمینه ای برای او تعیین تکلیف می کنند.

عدم ابراز محبت

کودک بیش از هر چیز به دریافت محبت کلامی و غیر کلامی از طرف پدرو مادر خود نیازمند است و اگر چنین محبتی را از والدین خود دریافت نکند به شدت احساس تنهایی و بی ارزش بودن می کند. او با خود می گوید که وقتی نزدیک ترین اشخاص من یعنی پدر و مادر، من را دوست ندارند قطعا من فرد دوست داشتنی نیستم و بسیار بی ارزشم، این کودک در برقراری ارتباط با دیگران نیز دچار مشکل می شود.

عدم همدلی و درک

والدین مستبد و سمی از توانایی درک و همدلی برقرار نیستند. آن ها معمولا نمی توانند احساسات فرزندانشان را درک کنند و همه چیز را از دریچه دیدگاه خودشان می نگرند. به همین دلیل چنین والدینی نسبت به نیازهای فرزندانشان بی تفاوت هستند و تنها نیازهای خود را در نظر می گیرند.

تکانشی بودن

والدین مستبد کنترلی روی رفتار خود ندارند، در لحظه و بدون اینکه به عواقب کار و رفتار خود فکر کنند، نسبت به رفتارهای فرزندشان واکنش نشان می دهند.

بد دهنی

چگونه صحبت کردن با فرزندان بسیار مهم است. نیاز است که پدر و مادر نسبت به کلماتی که به زبان می آورند حساس باشند و حتی در حین عصبانیت و تنبیه فرزندان مواظب باشند که به فرزندشان بی احترامی نکنند و شخصیت او را زیر سوال نبرند، اما متاسفانه والدین سمی نسبت به کلماتی که به زبان می آورند بسیار بی توجه هستند و در حین عصبانیت ممکن است کلمات رکیکی را نثار فرزندانشان کنند و شخصیت او را زیر سوال ببرند. جملاتی مثل تو خیلی بی عرضه هستی، تو یک بچه احمق هستی، تو لیاقت محبت و توجه رو نداری، از جمله جملات مورد استفاده از جانب والدین سمی است.

ایراد گیری

از آنجایی که چنین والدینی مدام فرزندان خود را کنترل می کنند و معتقد هستند که اگر لحظه ای از فرزندشان غافل شوند حتما او خرابکاری می کند طبیعتا هیچکدام از رفتارها و کارهای فرزندشان را قبول ندارند و مدام از او ایراد می گیرند. در واقع این والدین هیچگاه از فرزندشان رضایت ندارند.

مقایسه گری

چنین والدینی مدام فرزندشان را با دیگر فرزندان مقایسه می کنند و معتقد هستند که فرزند دیگران، در بسیاری از زمینه ها از فرزندشان بهتر است. این والدین با زخم زدن مداوم و مقایسه گری بیش از حد اعتماد به نفس را از کودک خود می گیرند و باعث ایجاد حس خود کم بینی در فرزندانشان می شوند.

انتظارات غیر واقعی

اینگونه والدین انتظارات غیر واقعی نسبت به فرزندان خود دارند و بدون توجه به شرایطی که برای فرزندشان محیا کرده اند انتظار دارند که کودکشان بهترین عملکرد را داشته باشد و در همه زمینه ها عالی باشد. در واقع می توان گفت که اینگونه والدین هیچگاه از فرزند خود و عملکردش راضی نیستند و مدام به او سرکوفت می زنند.

عدم آزادی بیان و ابراز احساسات

صحبت کردن در مورد نیازها و خواسته ها و بیان احساسات مثبت و منفی در حضور چنین والدینی قدغن است و نوعی گستاخی محسوب می شود. از نظر والدین مستبد پسر نباید گریه کند، دختر نباید بلند بخندد، دختر نباید عاشق شود و غیره.

اگر فرزندشان بگوید که نیاز به تنهایی دارد و یا نیاز دارد که ساعاتی را با دوستانش بگذراند، حرف گستاخانه ای زده است و به پدر و مادرش بی احترامی کرده است و همین امر باعث می شود که برخورد جدی با او شود.

دنبال کردن رویاها توسط فرزند

بسیاری از این والدین در زندگی گذشته خود ناکامی های زیادی را تجربه کرده اند و به خواسته های خود نرسیده اند به همین دلیل در زندگی فعلی شان به این دلیل که خودشان را مالک فرزندشان می دانند و معتقدند که فرزندشان باید طبق نظر و خواسته آن ها عمل کند، سعی می کنند نظرشان را به فرزندشان تحمیل کنند و شرایطی را فراهم کنند که فرزندشان آن ها را به رویایشان برساند، در بسیاری از موارد آن ها تصور می کنند که به فرزند خودشان لطف می کنند.

مثلا اگر از آن ها سوال شود که چرا فرزندت را مجبور به این کار می کنی، می گویند که من او قدر نشناس است من برایش شرایطی را فراهم کرده ام که هیچگاه خودم آن شرایط را نداشته ام و آرزویش را داشته ام، اگر من چنین شرایطی داشتم حتما فرد موفق می شدم. چنین والدی به نظر فرزندش اهمیتی نمی دهد و به دنبال رسیدن به رویاهای خودش است.

در مقابل والدینی هستند که چون در کودکی مورد آزار و اذیت والدین خود قرار گرفته اند، معتقدند که خودشان نیز باید به همین صورت با فرزندشان برخورد کنند، چون خودشان در زندگی به چیزی که می خواستند نرسیده اند، بنابراین فرزندشان نیز نباید زندگی راحتی داشته باشد، توجیه شان این است که با این کار فرزندشان محکم و قوی بار می آورند و لوس نمی شود.

تنبیه جسمی

کتک زدن و آزارگری جسمی نیز یکی از کارهای بسیار اشتباه والدین مستبد است. چنین برخوردی باعث می شود که این والدین بسیار ترسناک به نظر برسند و فرزند هیچگاه نتواند در کنار پدرو مادر خود احساس آرامش داشته باشد. اضطراب و استرس و کابوس های شبانه می تواند از جمله پیامدهای چنین رفتاری با فرزندان باشد.

با والد سمی خود چه کنم؟

اول اینکه سعی کنید دیدگاه واقع بینانه ای داشته باشید و به سرعت به والد خود برچسب سمی و مستبد بودن نزنید، گاهی اوقات والدین ذاتا بد نیستند و تنها مشکل آن ها این است که مهارت ارتباطی درست را بلد نیستند که در اینصورت با برقراری ارتباط بیشتر و صحبت کردن با آن ها و بیان خواسته ها و نیازها و یا کمک گرفتن از مشاور یا  فردی که مورد اعتماد خانواده است می توان تا حدود زیادی مشکلات بین خانواده ها و فرزندان را حل کرد، گاهی نیز فرزندان رفتارهای نامناسبی دارند و همین امر باعث می شود که والدین درمانده شوند و در چگونگی رفتار با فرزندشان دچار سردرگمی شوند و همین امر سبب شود که احساس کنید که پدر و مادر رفتار نامناسبی با شما دارند در صورتی که با اندکی توجه به رفتارها، انتظارات و توقعات خود متوجه خواهید شد که شما هم در ایجاد چنین شرایطی بی تاثیر نیستید.

رفتار بد پدر و مادر با من

اما اگر که حقیقتا والدینتان رفتارهای نامناسبی با شما دارند به طوری که چند مورد از رفتارهای ذکر شده در قسمت ویژگی های والدین سمی را دارا می باشند، طبیعی است که با شرایط سخت و دشواری را مواجه باشید و احساسات بدی را تجربه کنید. در چنین شرایطی نیاز است که بسیار مراقب سلامت روان و شرایط خلقی خودتان باشید و تمام تلاشتان را به کار بگیرید تا کمترین آسیب را ببینید تا بتوانید در یک موقعیت و شرایط مناسب مستقل شوید و مسیر درست خودتان را طی کنید.

دقت کنید که اگر در شرایط نامساعد نقش فردی منفعل، ضعیف و درمانده را بازی کنید، بیشتر آسیب می بینید، اما اگر سعی در مراقبت از خود داشته باشید و آگاهانه رفتار کنید، می توانید به خود نوید دهید که مشکلات روزی پشت سر گذاشته خواهند شد.

بدیهی است که شما همیشه به عنوان یک فرزند وابسته به خانواده نخواهید بود و این شرایط همیشگی نخواهد بود، در چنین صورتی اگر که شما مراقب روان و جسم خود نباشید در بزرگسالی نمی توانید به درستی مسیر استقلال را طی کنید و مجبور به تحمل شرایط نامساعد خواهید بود، اما اگر سعی کنید مهارت تاب آوری را به دست بیاورید و نهایت تلاش خود را برای آسیب دیدگی کمتر به کار بگیرید بعد از مدتی خواهید توانست از شرایط نامساعد با موفقیت رهایی یابید.

رفتار با والدین مستبد و سمی

با توجه به موارد زیر می توانید این شرایط را با موفقیت پشت سر بگذارید:

  • داشتن تصویر واقعی از پدر و مادر

برخی از افراد فکر می کنند که پدر و مادر موجودات بی عیب و نقص و عاری از هر گونه خطا  و اشتباهی هستند، تصور اینکه پدر و مادر هیچگاه به فرزندان خود آسیب نمی رسانند سبب می شود که مشاهده چنین رفتارهایی از جانب پدر و مادر، فرد را بسیار ناکام کند و حتی سبب شود که فرزند احساس کند که حتما مشکل از او است که سبب شده است پدر و مادر چنین رفتاری داشته باشند. در صورتی که چنین تفکری اشتباه است. پدر و مادر قبل از اینکه مسئولیت والد گری داشته باشند یک انسان معمولی هستند، بنابراین آن ها هم می توانند اشتباه کنند، آن ها هم می توانند رفتار نادرست و ناشایستی داشته باشند و آن ها هم می توانند به فرزندشان آسیب بزنند.

اگر پدر یا مادرتان شما را بی عرضه خطاب می کند، لزوما شما فرد بی عرضه ای نیستید و اگر توقعات و انتظارات غیر واقع بینانه ای از شما دارند و شما نمی توانید این انتظارات را برآورده کنید به این معنی نیست که شما فرد بی ارزشی هستید، اگر پدر مادر به شما محبت نمی کنند و ابراز عشق و دوست داشتن در خانواده تان وجود ندارد به این معنی نیست که شما فرد دوست داشتنی نیستید، این فقط یک تصویر واقعی از پدر و مادرتان است و نیاز است که شما هم بتوانید دیدگاه واقع بینانه ای نسبت به آن ها داشته باشید.

  • پذیرش پدر و مادر

شاید شنیدن این جمله کمی تلخ باشد، اما متاسفانه در بسیاری از مواقع پدرو مادر شما تغییر دادنی نیستند، آن ها افراد بالغی هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه، به شیوه نا درستی با شما رفتار و برخورد می کنند. اینکه شما تلاش کنید اوضاع را تغییر دهید و سمت و سویی مطلوب به آن دهید بسیار ارزشمند است اما اینطور نیست که همیشه اوضاع تحت کنترل شما باشد. گاهی نیاز است که شرایط را پذیرفت و تلاش بیهوده برای تغییر پدر و مادر به کار نبریم، در عوض نیاز است که در جهت تلاش خود و ارتقا و رشد و پیشرفت شخصی خود قدم برداریم و سعی کنیم در شرایط نامطلوب از خودمان محافظت کنیم و از توانایی ها و پتانسیل های خود نهایت استفاده را ببریم.

از طرفی پذیرش افراد با تمام خصوصیات خوب و بدی که دارند سبب می شود که شما به نوعی آرامش درونی دست یابید و انتظارات خود را کاهش دهید و مدام پدر مادرتان را با پدر مادر دیگران مقایسه نکنید و در نتیجه احساس غم و اندوه کمتری را تجربه کنید.

  • دوری از احساس گناه در برخورد با والدین مستبد

گاهی والدین خواسته های نامعقولی از فرزندان خود دارند که باعث می شود که فرزندان در برابر این خواسته ها مقاومت کنند و حاضر به انجام آن نباشند، در چنین صورتی ممکن است والدین از جملاتی نظیر “من زحمت تو را کشیده ام ولی تو سرکش و ناسپاس هستی” ” من تو را نمی بخشم” ” قلب مرا شکستی” و غیره استفاده کنند و احساس گناه را در فرزندشان ایجاد کنند. در چنین صورتی سعی کنید آگاه باشید و از تحت تاثیر قرار گرفتن و ایجاد احساس گناه در خودتان خودداری کنید، یادتان باشد که در عین حفظ احترام پدر و مادر، شما مجبور نیستید که تمام خواسته های نامعقول و نادرست آن هار اجابت کنید.

  • کاهش وابستگی

اگر کنترل مداوم والدین باعث شده است که فردی وابسته بار بیایید و به توانایی های خود ایمان نداشته باشید، سعی کنید برای تغییر خودتان تلاش کنید. اینکه پدر و مادر شما باعث شده اند که شما اعتماد به نفس پایینی داشته باشید و تصور کنید که در هیچ کاری توانایی ندارید به این معنی نیست که حقیقتا شما فردی ضعیف و ناتوان هستید، شما به عنوان یک انسان قطعا توانایی های زیادی دارید که نیاز است به آن ها توجه کنید و از آن ها استفاده کنید، برای یکبار هم که شده به خودتان اعتماد کنید و سعی کنید حدالامکان به صورت مستقل رفتار کنید.

  • استفاده از تکنیک های ریلکسیشن

کاملا طبیعی است که با قرار داشتن در چنین شرایطی اضطراب و استرس زیادی را تجربه کنید. بنابراین نیاز است که مراقبت بیشتری از خودتان به عمل آورید و برای کنترل اضطراب و استرس تان اقدامات لازم را به کار بگیرید. برای این کار سعی کنید از تکنیک های ریلکسین و تنفس های عمیق استفاده کنید تا ضمن کنترل استرس و اضطراب، بتوانید در مقابل رفتارهای نامناسب پدر و مادرتان آرام بمانید و از بروز اقدامات ناگهانی و پرخاشگرانه جلوگیری کنید.

  • از یک مشاور کمک بگیرید

طبیعی است که در چنین شرایطی، آسیب هایی متوجه شما باشد و شما گاهی احساس افسردگی، اضطراب، بی حوصلگی و خشمگین بودن بکنید، نیاز است که به این نکته توجه کنید که اگر مشکلاتی این چنینی دارید، شما مقصر نیستید بلکه شرایط باعث شده است که چنین احساساتی را تجربه کنید، بنابراین خود سرزنشی و احساس بی ارزشی معنایی ندارد، بلکه بسیار مهم است که در صورت امکان و در اولین فرصت، با کمک گرفتن از مشاور بتوانید در کنترل این احساسات منفی و کاهش یا حذف آن ها بتوانید از خودتان مراقبت کنید.

برای این منظور می توانید از خدمات روانشناختی مرکز مشاوره ستاره ایرانیان استفاده کنید.

منبع : چگونه با والدین مستبد و سمی کنار بیاییم؟ 

راه های جلوگیری از غیبت کردن کودکان

راه های جلوگیری از غیبت کردن کودکان

 یکی از رفتارهای نامناسبی که افراد چه کودک و چه بزرگسال می توانند داشته باشند، غیبت کردن است. رفتاری که هیچ کس دوست ندارد فرزندش به آن عادت کرده و در او پرورش یابد.

غیبت کردن در بین کودکان ۸ تا ۹ سال مساله رایجی است که اگر آن را در فرزندانتان درمان نکنید، می تواند باعث ایجاد برخی مسائل عاطفی و احساسی در آینده ی فرزندتان شود.

غیبت کردن کودکان

کودکان از سن ۸ تا ۹ سالگی برای اینکه بتوانند قدرت و غلبه بر دیگران را تجربه کنند، از این عادت استفاده می نمایند و اغلب برای اینکه شناخته تر و محبوب تر شوند، این کار را در دید عموم انجام می دهند. اما این عادت به مرور زمان ممکن است در آن ها بیشتر شود که این عادت می تواند منجر به تخریب شخصیت آن ها و ایجاد برخی مسائل ناخوشایند دیگر شود.

محققان دانشگاه وان دوک ، از ۶۰ دانش آموز دختر خواستند که به مدت ۱۵ دقیقه آزاد باشند و نتیجه ای که از این آزمایش بدست آمد نشان داد که هر یک از این دانش آموزان به طور میانگین در مورد ۲۴ نفر غیبت کرده اند. دو علت عمده که باعث ایجاد این رفتار در کودکان می شود و همچنین راه حل آن، در ادامه بیان خواهد شد.

تعریف از خود و حس محبوبیت

دلیل عمده ای که کودکان غیبت می کند، اول به خاطر تعریف کردن از خودشان است و بقیه غیبت ها نیز حرف هایی برای تخریب دوستانشان است، برای مثال می گویند “فلانی فکر می کند که همه چیز را می داند.”

وظیفه شما به عنوان والدین این است که به فرزند خود یاد دهید که شایعه پراکنی و یا غیبت کردن در مورد دوستانش و دیگران، در آینده ی نزدیک می تواند برای او و یا دوستانش آسیب زا باشد. شما با کمی گفت و گو با فرزند خود می توانید این عادت نامناسب و ناخوشایند را از بین ببرید و این کار بزرگ ترین لطف  و محبت، در حق او است که می تواند از همان کودکی، جان او را نجات دهد.

غیبت کردن

هم چنین شما باید در مورد برخی مشکلات و مسائل که فرزندتان نباید در مورد آن ها با هیچکسی صحبت کند، چه برای دیگران پیش آمده باشد و چه برای خودش، با او صحبت کنید؛ به طور مثال مساله های عاطفی و احساسی مربوط به خانواده مثل طلاق، یا به دروغ چیزی درمورد کسی گفتن و یا مساله ای مثل تقلب.

دوستان بد

یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود فرزند شما غیبت کند، ممکن است دوستی با افرادی باشد که او را به مسخره کردن، غیبت کردن، تهمت زدن و… تشویق می کنند. در این صورت شما باید فرزند خود را از این افراد دور کنید تا نتوانند روی رفتار فرزند شما اثرات نامطلوب بگذارند.

به گفته ی دکتر مک دونالد، تمام کودکان در سنین کم، دوست دارند از خودشان در مقابل دوستانشان تعریف کنند و یا یکدیگر را مسخره کنند؛ در نتیجه وجود برخی دوستانی که باعث ایجاد رفتارهای نامطلوب در فرزند شما می شود، از اساسی ترین و مهم ترین عواملی است که این رفتارها را در آن ها به وجود می آورد. اگر این رفتار در فرزندتان تبدیل به عادت شود، مطمئنا ترک آن زمان بسیار زیادی خواهد برد.

باید به فرزند خود یاد بدهید که هر چیزی در مورد دوستشان می شنوند، حقیقت ندارد. شما باید او را به یافتن حقیقت تشویق کنید و اجازه ندهید که او زود باور شود. مثلا می توانید به او توضیح دهید که یک شایعه از یک نفر شروع می شود و ممکن است پس از مدت کمی به گوش صدها نفر برسد، و احتمال بسیار زیاد در این میان این شایعه با محتوای بیشتر و بدتر پخش می شود، پس از کجا معلوم است که این موضوع، حقیقت دارد یا خیر؟!

منبع : راه های جلوگیری از غیبت کردن کودکان

دوران کودکی افراد در ازدواج آن ها چه تاثیری دارد؟

تاثیر روابط دوران کودکی همسر در ازدواج بسیار مهم است. روابط دوران کودکی با خانواده، دوستان و همسالان می تواند بخش عظیمی از شخصیت فرد را نشان دهد. سوال این است که دوران کودکی افراد در ازدواج آن ها چه تاثیری دارد؟

روابط دوران کودکی در ازدواج

درک شما از الگو های شخصیتی و گذشته خود در خواسته ها و چشمداشت های شما از زندگی مشترک تأثیر زیادی دارد.

به یاد داشته باشید که لازم نیست زندگی خود را با کسی مقایسه کنید.

شما فقط می توانید الگوهای صحیح و نادرست را شناسایی کنید و از آن ها درس بگیرید.

نقش خانواده سنتی در ازدواج و تاثیر دوران کودکی همسر در ازدواج

نقش خانواده سنتی در ازدواج

امروزه تعداد خانواده های سنتی کم شده است اما هنوز هم خانواده های هسته ای و سنتی وجود دارند. این نوع خانواده در کشور های شرقی بیش تر مشاهده می شوند.

فایل صوتی این مطلب روانشناسی تقدیم به شما، لطفا اشتراک بگذارید.

شرمنده،مرورگر شما از تگ صدا پشتیبانی نمی کند

پرسش های زیر را همراه با همسر یا نامزد خود بخوانید و درصورت لزوم درباره پاسخ آن ها بحث کنید:

  1. فکر می کنی چه چیزی باعث شده است که رابطه میان پدر و مادرمان انقدر قوی باقی بماند؟
  2. به نظرت کدام یکی از ویژگی های ازدواج آن ها می تواند برای ما نیز سودمند باشد؟
  3. به نظرت کدام یک از ویژگی های ازدواج آن ها زیان آور است؟
  4. رابطه بین پدر و مادرت چگونه بوده است؟
  5. آیا دوست داری رابطه ما مثل رابطه آن ها باشد؟
  6. در خانواده شما چه کسی حرف آخر را در تصمیم گیری ها می زد؟
  7. آیا دوست دارید در زندگی آینده تقسیم وظایف بین ما به شکل سنتی و جنسیتی باشد؟
  8. آیا پدر و مادر شما از روش های سنتی در تقسیم کار استفاده می کردند؟
  9. آیا ازدواج و رابطه پدر و مادرتان را صادقانه و موفق می دانی؟
  10. آیا تاکنون شاهد مشارکت پدر و مادرت برای حل مشکلات بوده ای؟
  11. آیا پدر و مادرتان از دعوا و دلخوری دوری می کردند؟
  12. آیا پدر و مادرتان زیاد با هم دعوا می کرده اند؟
  13. دعواهای آن ها نشان دهنده یک ازدواج ناموفق بوده یا روش ارتباطی آن ها مشکل داشته است؟
  14. آیا پدر و مادرتان دوست داشتند که با یکدیگر وقت بگذرانند؟
  15. آیا یکی از والدین شما مدام دیگری را تحقیر می کرده؟
  16. آیا والدینتان با هم شاد بودند و می خندیدند؟
  17. آیا والدین شما راز هایی را از هم مخفی نگه می داشتند؟
  18.  به نظر شما این الگو ها تا چه حد در شخصیت شما تاثیر داشته است؟

تاثیر طلاق والدین در ازدواج فرزند

تحقیقات نشان می دهد که اگر شخصیت شما در خانواده تک والدی شکل گرفته باشد، احتمال طلاق برای شما بالاتر است.

البته این هرگز به این معنی نیست که رابطه شما حتما به شکست ختم می شود.

چنانچه دلایل طلاق والدین خود را بدانید و سعی کنید که این الگو ها را بشناسید و از آن ها دوری کنید، شانس رابطه سالم را افزایش می دهید.

سوالات زیر را بخوانید و با همسر خود درباره آن ها حرف بزنید. سعی کنید که حرف های یکدیگر را قطع نکنید و در مورد پاسخ هایتان با هم حرف بزنید.

  1. اگر در خانواده تک والدی بزرگ شده اید آیا زوج خوشبختی را برای الگوبرداری در اطراف خود می شناسید؟
  2. چنانچه تنها با یکی از والدین خود بزرگ شده اید، آیا جای خالی پدر یا مادر خود را حس کرده اید؟
  3. آیا پدر یا مادر مجردتان از اضطراب رنج می بردند یا زندگی آرامش بخشی داشتند؟
  4. آیا والدینتان به شما گفته اند که نمی توانید به کسی اعتماد کنید؟
  5. آیا با هردو والدینتان رابطه داشته اید؟
  6. دلیل طلاق والدینتان چه بوده است؟
  7. آیا خود را بخاطر طلاق آن ها سرزنش می کنید؟
  8. آیا والدینتان پس از طلاق باهم رابطه مسالمت آمیزی داشته اند؟
  9. آیا تا الان از جدایی پدر و مادرتان سوء استفاده کردید تا آن ها احساس گناه بکنند و شما به هدف خود برسید؟
  10. آیا جدایی والدینتان بر روی نظرتان از ازدواج اثر گذاشته است؟

تاثیر ناپدری و نامادری در ازدواج

همیشه والدین کسانی نیستند که شما را به دنیا آورده اند. قیم یا ناپدری و نامادری شما نیز والدین شما محسوب می شوند. در این شرایط پدر و مادر به کسی گفته می شود که شما را بزرگ کرده است.

اگر در چنین خانواده هایی بزرگ شده اید سوالات زیر را بخوانید و سعی کنید با همسر خود در مورد پاسخ های خود صحبت کنید.

  1. آیا در کودکی شاهد رفتارهای سالم و موفقی بوده اید؟
  2. آیا کسانی که در هنگام رشد در کنار شما بوده اند نظر مثبتی نسبت به تشکیل خانواده داشته اند؟
  3. اگر در کودکی عضوی از خانواده خود را از دست داده اید؟
  4.  در مورد روش هایی را که برای غلبه به ناراحتی استفاده کرده اید توضیح دهید.
  5. آیا در کودکی آموخته اید که نمی توان به جنس مخالف اعتماد کرد؟
  6. آیا رابطه ایده آل از نظر شما چیزی است که فیلم ها و کتاب ها به تصویر می کشند؟
  7. یک مورد ازدواج موفق را در نزدیکان خود مثال بزنید و توضیح دهید که چرا فکر می کنید آن ها خوشبخت هستند.
  8. آیا در کودکی به اندازه کافی توجه دریافت کرده اید؟
  9. آیا دوست دارید به همان اندازه به شما توجه شود؟
  10. آیا در خانواده شما معیار ارزش زنان با مردان متفاوت بوده است؟

تاثیر دوستان و همکلاسی ها در ازدواج

تأثیر دوست در زندگی افراد متفاوت است ولی مشخص است که هر فردی تا حدودی تحت تأثیر دوستانش قرار می گیرد.

رفتار شما با دیگران وقتی کودک بوده اید احتمال دارد بر روی رفتار شما در بزرگسالی اثر بگذارد.

با همسرتان به سوال های زیر پاسخ دهید:

  1. از مدرسه رفتن لذت می بردید یا حس می کردید هدر دادن وقت است؟
  2. به دیگران حسودی می کردید یا از موفقیت آن ها خوش حال می شدید؟
  3. دوست داشتید در مدرسه محبوب باشید؟
  4. آیا در مدرسه محبوب بودید؟
  5. آیا در فعالیت های گروهی در مدرسه شرکت می کردید؟
  6. چه خاطره ناخوشایندی از مدرسه دارید؟
  7. چه خاطره خوشایندی از مدرسه دارید؟
  8. آیا در کودکی به دنبال انتقام گرفتن بودید؟
  9. آیا دوست دارید دوباره آن دوره از زندگیتان را تجربه کنید؟چرا؟
  10. آیا در کودکی به فرار از مدرسه فکر کرده اید؟
  11. بزرگ ترین مشکل شما در مدرسه چه بوده است؟
  12. آیا با دوستان و معلمان خود زیاد درگیر می شدید؟
  13. از نظر درسی و انضباطی دانش آموز ضعیف، متوسط یا خوبی بوده اید؟ معیار این ارزش گذاری چیست؟

ارزیابی پرسش ها روابط دوران کودکی در ازدواج

هنگام ازدواج با فردی، شما علاوه بر این که آینده خود را با او سهیم می شوید گذشته خود را هم سهیم می شوید.

به احتمال زیاد شما از همسرتان توقع خواهید داشت تا کمبود های دوران کودکی شما را رفع کند.

پاسخ های شما در این بخش اهمیت بالایی دارد.

چون با صحبت کردن درباره آن ها کم کم درک می کنید که چه چیزی از زندگی آینده خود می خواهید.

هنگام مرور پاسخ ها موارد زیر را به خاطر داشته باشید.

ارزیابی حس تان از پاسخ هایتان

شاید تعجب کنید ولی حس جواب های شما بسیار مهم است.

دقت کنید که جواب های شما شاد و پر انرژی یا سرد و غمگین هستند.

در صورت وجود احساسات منفی امکان دارد که خشم فروخورده و انزجار در گذشته شما وجود داشته باشد.

با همسر خود در مورد این احساسات صحبت کنید و سعی کنید راه حلی برای از بین بردن آن ها پیدا کنید.

تاثیر روابط دوران کودکی همسر در ازدواج

نوع رابطه دوران کودکی و ازدواج

در این مورد باید دقت زیادی داشته باشید. سوالاتی مثل چه نوع تصوری از زندگی مشترک دارید؟

دید شما را نسبت به زندگی مشترک نشان می دهد.

در مورد الگوهای پرسیده شده بیش تر بحث کنید و سعی کنید که درمورد زوج هایی که آن ها را موفق می دانید حرف بزنید.

این کار باعث می شود که در آینده به مشکل بر نخورید.

برداشت شما از خانواده باعث می شود که تفاوت های بین خودتان و همسرتان را درک کنید شاید شما محیطی متشنج از خانواده به یاد دارید ولی همسرتان دنبال آرامش است.

شاید به نظر سطحی به نظر برسد ولی این الگوهای دوران کودکی اهمیت زیادی در شخصیت افراد دارند.

اگر احساس می کنید که نمی توانید ارتباط درستی با همسرتان یا نامزدتان برقرار کنید و در بحث کردن در مورد پاسخ سوالات مشکل دارید بهتر است از مشاور کمک بگیرید.

منبع : دوران کودکی افراد در ازدواج آن ها چه تاثیری دارد؟ 

آموزش مهارت تصمیم گیری به کودکان ( چند راهکار هوشمندانه)

آموزش مهارت تصمیم گیری به کودکان ( چند راهکار هوشمندانه)

یکی از مهم ترین چیز هایی که والدین باید بیاموزند آموزش مهارت تصمیم گیری به کودکان می باشد، در صورتی که فرزندان با این مهارت به خوبی آشنا شوند تصمیم های درستی را خواهند گرفت و راحت تر می توانند مسیر استقلال از خانواده را طی نمایند و در نتیجه انتخاب های بهتری خواهند داشت.

برای رسیدن به موفقیت باید انتخاب های درستی را انجام داد و به همین دلیل میزان موفقیت در بزرگسالی تا حد زیادی به میزان مهارت تصمیم گیری آموخته شده در کودکی مرتبط می باشد اما سوالی که باید در این جا به آن رسیدگی شود این است که چطور می توان مهارت تصمیم گیری را به کودک آموزش داد؟ در صورتی که این سوال ذهن شما را به خود مشغول کرده است می توانید این مقاله را مورد مطالعه قرار دهید تا راهکارهایی که باعث افزایش مهارت تصمیم گیری به کودک می شود را یاد بگیرید و هم چنین برای این که بهترین شیوه را برای پرورش فرزندتان در نظر بگیرید می توانید از مشاور کودک کمک بخواهید.

آموزش مهارت تصمیم گیری به کودکان، چرا کودکان به این مهارت نیاز دارند؟

یکی از مهم ترین مهارت های شناختی در انسان، تصمیم گیری می باشد، ما از لحظه ای که بیدار می شویم تا لحظه ای که می خواهیم بخوابیم در سطوح مختلف در حال تصمیم گیری می باشیم، حتی ممکن است نسبت به بسیاری از آن ها آگاهی نداشته باشیم، برای نمونه مواردی مانند این که چه غذایی بخورم یا چه لباسی بپوشم نمونه هایی از تصمیم گیری در سطح پایین می باشد، اما تصمیم هایی در مورد این که چه شغلی را انتخاب کنیم یا چه علاقه مندی هایی را دنبال کنیم نیاز به مهارت تصمیم گیری در سطوح بالاتری دارد.

باید به این نکته توجه داشته باشید که این مهارت ها به خودی خود ارتقا پیدا نمی کنند و برای این که کودک به شخصیت مصمم برسد نیازمند آموزش ها، حمایت ها و تقویت والدین خود می باشد، بسیاری از پدر و مادر بدون هیچ قصد و قرضی دوست دارند که همه مسئولیت های فرزندشان را بر عهده بگیرند و هدف آن ها از این کار دلسوزی می باشد اما آن ها اگر مراقبت های افراطی داشته باشند به صورت غیر مستقیم این پیام را به فرزندشان انتقال می دهند که به تنهایی از پس کارهای خود بر نمی آید و برای این که کارهای خود را به درستی انجام دهد نیاز به کمک پدر و مادرش دارد، این مسئله در بزرگسالی مشکلاتی برای فرد به وجود می آورد و باعث می شود تا فرد شخصیتی وابسته داشته باشد.

به همین دلیل بسیار اهمیت دارد تا از همان کودکی رفتارهای مستقلانه فرزندتان را مورد تشویق قرار دهید و به نشان دهید که با تلاش و تمرین کردن می تواند اعتماد به نفس خود را افزایش دهد و فردی قابل اعتماد و موفق شود.

آموزش مهارت تصمیم گیری به کودکان، چند راهکار علمی

به طور کلی آموزش دادن مهارت های زندگی به کودکان موضوع بسیار مهمی می باشد که فرد باید در این زمینه کتاب های مربوطه را مورد مطالعه قرار دهید و با کمک مشاوران و متخصصان می تواند این مطالب را فرا بگیرید، برای این که تصمیم های درستی بگیرند باید آموزش های لازم را دریافت کنند و در موقعیت های مختلف زندگی با شرایط رو به رو شده وتمرین های لازم را برای یادگیری داشته باشند.

در ادامه این مقاله تکنیک هایی بیان شده است که به شما کمک می کند آموزش های لازم را به فرزندتان بدهید تا این مهارت را به خوبی فرا بگیرد.

  1. گزینه های مختلف را پیش روی کودک قرار دهید

برای این که انتخاب و تصمیم گیری برای فرزندتان راحت تر شود و این فرایند را زود تر یاد بگیرد بهتر است در تصمیم گیری برای او چند گزینه را ایجاد کنید و از او بخواهید تا یکی از آن ها را انتخاب کند، برای مثال کودکان از دو سالگی تمایل دارند که در بعضی مسائل مستقل باشند و احتمال دارد بخواهند همه کارها را خودشان انجام دهند به طور مثال دوست دارند لباس هایی که می خواهند بیرون بپوشند را خودشان انتخاب کنند، در این شرایط شما نباید مانع او شوید بلکه باید چند دست لباس مناسب را پیش روی او قرار دهید و از او بخواهید تا خودش یکی از آن ها را انتخاب کند.

آموزش مهارت تصمیم گیری به کودکان

  1. الزامات را مشخص کنید

بسیار مهم است تا در جریان تصمیم گیری درست با فرزندتان به گفتگو بنشینید و الزامات هر تصمیم را به درستی با او در میان بگذارید به عنوان مثال اگر در یک روز سرد می خواهید به بیرون بروید و فرزندتان اصرار دارد که خودش لباسش را انتخاب کند بدون این که مانع او شوید و مستقیما با او مخالفت کنید به او بگویید که خودش می تواند انتخاب کند و تنها باید تلاش کنید تا از بین گزینه ها گرمترین لباس را پیدا کند و آن را به شما نشان دهد.

در واقع در این مثال الزام گرم بودن لباس باعث می شود تا یک فرایند گفت و گوی صمیمانه یا یک بازی شکل گیرد و به کودکتان کمک می کند تا از طریق بازی با روش تصمیم گیری آشنا شود.

  1. سناریوی بدترین وضعیت را بچینید

هر تصمیمی که می گیریم با مزایا و معایبی رو به رو خواهد بود اما آن چه در انتخاب درست به ما کمک می کند این است که بدانیم در بدترین حالت چه اتفاقی ممکن است رخ دهد برای آن که مهارت تصمیم گیری را به کودک آموزش دهید باید این مسئله را در نظر بگیرید و به آن توجه داشته باشید.

از کودک تان بپرسید که بدترین انتخاب و تصمیم برای او چه چیزی می باشد و در صورتی که آن را انجام دهد با چه اتفاقاتی رو به رو خواهد شد، در صورتی که بتوانیم مهارت آینده نگری را کودک تقویت کنیم خواهیم توانست مهارت تصمیم گیری را در آن ها تقویت کرده تا به خوبی آن را یاد بگیرند.

  1. آموزش مهارت تصمیم گیری به کودکان، بررسی همه جوانب

برای این که تصمیم درستی بگیرید باید همه جوانب را در نظر بگیرید و کفه ترازو را به سمتی که سنگین تر می باشد را انتخاب کنید و با توجه به شناخت جوانب منفی و مثبت باید گزینه ای را انتخاب کنید که بیشترین مزایا را دارد، این مسئله در ابتدا ساده به نظر می رشد اما بسیاری از بزرگسالان نمی توانند این مسئله را به خوبی حل و فصل کنند و با مشکلاتی رو به رو می شوند.

برای کودکی که به مدرسه می رود و خواندن و نوشتن را به خوبی یاد گرفته است می توانید لیستی تهیه نمایید و به کمک یکدیگر مزایا و معایب را بنویسید در این حالت کودک می تواند مشارکت خوبی داشته باشد و همه جوانب موضوع را به درستی حدس بزند و در صورتی که با گزینه ای رو به رو شد که مزایا آن بیشتر از معایبش بود آن را انتخاب کند.

  1. برای کودک ملاک های بسیار بالا تعیین نکنید

ملاک هایی که برای تصمیم گیری فرزندتان در نظر می گیرید در تقویت و یا تضعیف مهارت های او تاثیر بسزایی دارد، برخی از والدین روحیه کمال گرایانه دارند و به همین دلیل برای هر تصمیمی بهترین و عالی ترین معیار ها را در نظر می گیرند و با این رفتارشان، این پیام را به فرزندشان انتقال می دهند که او باید در انجام هر کاری بهترین باشد، این مشکل شاید اضطراب و استرس زیادی را برای کودک به وجود آورد و باعث شکل گیری کمال گرایی در او شود.

در این حالت فرزند شما فکر می کند که برای رسیدن به معیارهای تعیین شده از طرف شما با مشکلاتی رو به رو می باشد و نمی تواند به خوبی از پس آن ها بر آِید و هم چنین او احساس ناتوانی کرده و نمی تواند در تصمیم گیری اش جدی و قاطع باشد و به همین دلیل بسیار مهم می باشد که والدین هنگامی که می خواهند کودک را در گرفتن تصمیم راهنمایی کنند واقع بین باشند و توانایی کودکشان را در نظر بگیرند و بر اساس توانایی اش بگذارند تصمیماتی را بگیرد.

۶٫ به جای سرزنش کردن کودک بر حل مسئه تاکید کنید

کودکان در مسیر رشدشان ممکن است بارها اشتباهاتی را انجام دهند و شما باید این موضوع را در نظر بگیرید که توانایی شناختی فرزندان در سنین کودکی مانند توانایی جسمی شان با محدودیت هایی همراه می باشد و برای بهبود این اشتباهات نیاز دارند تا والدین به آن ها کمک کنند، به عنوان مثال فرزندان برای یادگرفتن راه رفتن بارها به زمین می خورد و شما هر دفعه دست او را می گیرد و بلندش می کنید و در مورد مهارت های زندگی باید همین دیدگاه را داشته باشید و مهارت های لازم را به فرزندان بیاموزید.

به جای آن که کودکتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش کنید باید رفتارش را زیر سوال ببرید و تلاش کنید تا با یکدیگر گفتگو و رابطه صمیمانه ای داشته باشید و بتوانید به درستی در مورد گزینه های درست حرف بزنید. علاوه بر آموزش مهارت های تصمیم گیری به کودک تان اجازه دهید به جای این که ناراحت باشد و در گناه غرق شود، فکر کند که چطور می شود تصمیمات نادرست خود را جبران کند، این نوع روش تربیتی باعث می شود تا اعتماد به نفس فرزند حفظ شود و بتواند از این به بعد به درستی هیجاناتش را مدیریت کند.

۷٫ به جای تمرکز بر اشتباهات، تصمیم های درست را تقویت نمایید

تقویت کردن کودک از طریق تشویق کلامی بسیار اهمیت دارد و نشان دادن رفتار هایی مانند لبخند زدن، دست زدن، در آغوش کشیدن فرزند و خریدن یک جایزاه برای کودک به عنوان پاداش بیرونی نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت کودک دارد در صورتی که تنبیه کردن بر روی کودک اثرات بسیار کمی می گذارد و برای پرورش رفتارهای او زیاد مناسب نیست.

در نتیجه به جای آن که فکر کنید فرزندتان چه تصمیماتی را درست انجام نمی دهد یا چه تصمیماتی را غلط می گیرد بیشتر به تصمیمات درست فرزندتان اهمیت دهید و آن را نادیده نگیرید و تا جایی که امکان دارد او را تشویق کنید اگر در مورد تصمیمات صحیح  کودک بازخوردهای درستی داشته باشید او متوجه می شود که برای گرفتن تصمیمات صحیح توانمند می باشد و اگر تمرین بیشتری انجام دهد در این زمینه موفق تر خواهد بود.

منبع: آموزش مهارت تصمیم گیری به کودکان ( چند راهکار هوشمندانه)

چه کار والدین باعث بیش ترین آسیب به کودکان می شود| نکات مهم تربیت فرزند

در مقاله های قبل، بارها در مورد اهمیت تربیت فرزندان صحبت کرده ایم و تاثیر رفتار والدین بر کودک را از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار داده ایم. تاثیر زیاد رفتار و گفتار والدین بر فرزندان، از کسی پوشیده نیست. برای اینکه فرزندان بتوانند آینده خود را بسازند و افکار و رفتار خود را مدیریت کنند، باید قوی و آماده تربیت شده باشند.

پرورش و تربیت فرزندان کار بسیار سختی است که باید در مورد آن محتاط بود، والدین علاوه بر کارهایی که باید برای تربیت کودک خود انجام دهند، یک سری نبایدها نیز دارند که باید از آن آگاهی پیدا کنند و به آن پایبند بمانند. در این مقاله ما به بیان این نبایدهای رفتاری والدین، خواهیم پرداخت.

ابراز عشق و محبت به فرزندتان را فراموش نکنید

برخی گمان می کنند که اگر به فرزند خود ابراز محبت کنند و به او بگویند که دوستش دارند، فرزندشان لوس بار می آید، یا برخی از والدین انقدر درگیر کار و برنامه های روزمره خود می شوند که محبت کردن به فرزند خود را فراموش می کنند، گروهی از والدین نیز تصور می کنند که با انجام وظایف والدی و رفع نیازهای مادی کودک، محبت خود را به کودک ابراز کرده اند، اما باید گفت که ابراز محبت به کودکان باید اختصاصی صورت گیرد. این نکته را نباید فراموش کرد که کودکان تشنه محبت هستند و مهم ترین منبعی که باید از آن محبت دریافت کنند والدین آن ها هستند. در نتیجه باید به کودک خود بگویید که دوستش دارید.

نباید با انتقاد کلامی منظورتان را برسانید.

معمولا بیان یک اعتراض یا انتقاد کردن بسیار آسان تر از این است که به صورت عملی منظور خود را برسانید، اما این کار برخی اوقات کارآمد نیست. بهتر است زمانی که کودک شما کار بدی کرده است، به جای اینکه بگویید این کار بد است، از او انتقاد کنید و یا سرزنشش کنید، به او بگویید که این رفتارش برایتان قابل قبول نیست و راه کارهایی عملی به او پیشنهاد کنید تا رفتارش را اصلاح کند.

از گفتن « نه » به کودکتان نترسید

زمانی که لازم است باید بتوانید به کودک خود “نه” بگویید، حتی اگر ساعتی با شما قهر کند یا بداخلاقی کند، نباید از حرف خود کوتاه بیاید، در این صورت کودک شما متوجه می شود زمانی که شما نه می گویید، حتما دلیلی دارید و پای حرف خود نیز هستید. این کار را باید حتما انجام دهید حتی اگر منجر به جیغ کشیدن و گریه کردن او شود، بالاخره می فهمد که با این کار نمی تواند نظر شما را عوض کند و دیگر از این ترفند برای رسیدن به خواسته هایش استفاده نخواهد کرد.

چه کار والدین باعث بیش ترین آسیب به کودکان می شود

کودکتان را بچه های دیگر مقایسه نکنید

مقایسه کردن کودکان معمولا با هدف تحریک آن ها برای بهتر شدن انجام می شود، اما این کار نتیجه برعکس دارد. مقایسه کردن کودک با دیگران فقط باعث احساس حقارت در کودک شده و اعتماد به نفسش را خدشه دار می کند. بسیاری از والدین مدام از این روش استفاده می کنند و حتی وقتی می بینند این کار نتیجه عکس دارد نیز دست از کار خود بر نمی دارند. برای ترک این عادت غلط باید بپذیرید که فرزند شما یک شخص مستقل و آزاد است که سبک زندگی و راه رشد مختص به خود را دارد. پس، از مقایسه کردن فرزندتان با دیگران، حتی خواهر و برادر خودش، به شدت بپرهیزید.

کودک خود را در جمع تحقیر نکنید

برخی والدین تصور می کنند که تحقیر کودک خود و آزارهای کلامی، یک روش تربیتی درست و کارآمد است و از این طریق می توان به کودک اشتباهاتش را فهماند. اما در حقیقت این روش یکی از بدترین روش های تربیتی است که آثار مخرب زیادی بر کودک می گذارد و باعث بروز پیامدهایی ناگوار در بزرگسالی می شود. اگر این کار در حضور دیگران و در جمع صورت گیرد، اثرات منفی آن چندین برابر خواهد بود. اگر کودک شما در جمع یا مکان شلوغ، اشتباه یا رفتار بدی مرتکب شد، بهتر است برای اینکه به او بفهمانید که کارش اشتباه است به جای تحقیر کردن او در آن جمع، به طور خصوصی و در خلوت با او در مورد رفتار اشتباهش صحبت کنید و یا به او تذکر دهید.

بیش از حد،سخت گیری نکنید

بعضی از والدین، سخت گیری را به عنوان روش تربیتی کودک خود انتخاب می کنند و تصور می کند که این روش بهترین روش بوده و تضمین کننده موفقیت کودکان در آینده است. برخی والدین نیز در سخت گیری بسیار افراطی رفتار می کنند و این نکته را فراموش می کنند که هر کودک به طور طبیعی به آزادی و استقلال عمل تمایل دارد. باید دانست که سخت گیری افراطی روح آزادی کودک را از بین می برد و او گمان می کند که مستقل بودن و آزادیِ عمل امری نامطلوب است. این کار اعتماد به نفس کودک را دچار مشکل کرده و احتمال موفقیت فرزند شما، در دنیای پر از رقابت امروز را کاهش می دهد.

بهتر است اگر کودک شما کاری می کند که نتیجه بد و خطرناکی ندارد و خشن و پرخطر نیست، با او مخالفت نکنید. این روند یادگیری کودکان است.

بغل کردن کودکتان را فراموش نکنید

ارتباط کودک با والدین از همان بدو تولد نقش زیادی در شکل­ گیری هیجانات و شخصیت کودک دارد. در واقع کودک هنگام تولد وارد دنیای بیگانه‌ای می‌شود که با در آغوش گرفتنش توسط مادر، نوعی امنیت و آرامش به او باز می گردد. تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در لحظه تولد در آغوش مادر قرار داده شده اند نسبت به آن هایی که از مادر دور نگه داشته شده اند، احساس امنیت عاطفی بیش تر در درازمدت نشان می دهند.

هر چقدر تماس والدین به خصوص تماس فیزیکی مثل نوازش کردن و بغل کردن با کودک بیش تر باشد، احساس دلبستگی ایمن و امنیت درون کودک به نحو بهتری شکل می گیرد.

از طرفی مطالعات نشان می دهد، والدینی که با کودک خود ارتباط عاطفی و فیزیکی مانند بغل کردن و نوازش کردن دارند، کمتر دچار عصبانیت و خشم می شوند. در نتیجه بغل کردن نه تنها برای کودک، بلکه برای والدینش نیز لذت بخش و مفید است. بهتر است به طور مداوم فرزند خود را در آغوش بگیرید حتی اگر او بزرگ شده است.

به هیچ وجه از شنیدن حرف های کودکتان غافل نشوید

در دنیای شلوغ و پر از مشکلات امروز، نباید فرزند خود را فراموش کنید، زمانی را به حرف زدن با او و شنیدن حرف هایش اختصاص دهید، زیرا ممکن است بخواهد که چیزهای مهمی برای شما تعریف کند. زمانی که کودکان در حال تعریف مساله ای برای شما است باید به حرف او به طور فعال گوش دهید، بگذارید او حرفش را بزند و در مورد حرفش نظر بدهید تا بداند که به همه حرفایش گوش داده اید. در این زمان ها بهتر است شنونده قوی و گوینده ضعیفی باشید.

در ایجاد قانون برای خانواده و قاطعیت در مورد آن ها کوتاهی نکنید

هیچکس بی نظمی را دوست ندارد زیرا در این شرایط، احساس هرج و مرج و درماندگی خواهد کرد. در خانواده نیز وضع قانون و ایجاد محدودیت ها برای ایجاد نظم و هماهنگی در زندگی و روابط بین اعضای خانواده لازم است. رعایت این مقررات نیز باعث ایجاد آرامش درونی می گردد. قانون و محدودیت های لازم، باید بر اساس سن و نیاز اعضای خانواده وضع شود. کودکان نیز شامل این قانون می شوند و باید برای آن ها نیز محدودیت گذاشت و قوانینی وضع کرد، برای مثال باید برای ساعت خواب کودک قانونی بگذارید، یا بچه ها باید وسایل مورد نیاز برای مدرسه خود را از شب آماده کنند، و یا زمانی را برای انجام تکالیف در نظر بگیرند.

لازم است در مورد این محدودیت ها رفتاری قاطعانه و در عین مهربان داشته باشید.

فراموش نکنید، به حریم خصوصی کودکتان احترام بگذارید

کودکان نیز مانند بزرگسالان، دوست دارند حریم خصوصی داشته باشند. بهتر است به فرزندتان فضایی اختصاص دهید و به حریم آن نیز احترام بگذارید و از دور مراقبشان باشید.

به جای آن ها انتخاب نکنید

یکی از مسائلی که باعث افزایش اعتماد به نفس و حس مسئولیت پذیری در کودک می شود، دادن حق انتخاب به او می باشد. زیرا کودک متوجه می شود که نظر و انتخاب او مهم است، از طرفی یاد می گیرد با توجه عواقب هر انتخابی، دست به گزینش بزند و مسئولیت آن را نیز بپذیرد. به کودک خود حق انتخاب بدهید، اما می توانید گزینه های پیشنهادی را خصوصا برای بچه های کوچک تر محدود کنید، تا انتخاب برایشان آسان تر شود.

کارهای فرزندتان را شما انجام ندهید

شاید گاهی سپردن کارها به کودک سخت باشد، چون ممکن است روند انجام آن طولانی شود. اما این نباید باعث شود که شما همیشه کارهای او را انجام دهید. بهتر است کودک کارهایش را خودش انجام دهد و گاهی لازم است شما در برابر اصرار کودک برای اینکه کار را به شما بسپارد مقاومت کنید، تا او خود کارهایش را انجام دهد. این گونه کودک شما مسئولیت پذیرتر شده و خود را برای زندگی در آینده آماده می کند.

فراموش نکنید که برای کودکتان وقت بگذارید

باید زمانی را به طور مستمر و روزانه به کودک خود اختصاص دهید، هرچقدر که پرمشغله و درگیر باشید. صرف زمان با فرزندتان برای هر دوی شما لازم و عالی است. یه پیشنهاد این است که در روز 20 دقیقه برای انجام هر کاری که فرزندتان می خواهد با شما انجام دهد، اختصاص دهید.

از صحبت کردن زودهنگام در مورد مسائل با فرزندتان اجتناب کنید

باید اجازه دهید، صحبت کردن درباره هر موضوعی در زمان و شرایط مناسب آن صورت گیرد. برای مثال زمانی در مورد مواد مخدر و اعتیاد صحبت کنید که فرزندتان در مورد آن ها سوال می کند و یا به راهنمایی شما نیاز دارد. در این زمان باید با آن ها صحبت کنید و حرف های او را نیز بشنوید. در غیر این صورت مطرح کردن آن زود و نامناسب است.

همیشه به جای فرزندتان تصمیم گیری نکنید

والدین می توانند برای کودک خود تصمیم بگیرند، اما این کار نباید همیشگی و مداوم باشد، باید به فرزندتان اجازه دهید تا تصمیم بگیرند. زیرا فقط در این صورت است که آن ها یاد می گیرند که چگونه تصمیم بگیرند و عواقب تصمیم خود را نیز پذیرند.

از پدر و مادر بودن نترسید

درست است برای ایجاد ارتباط سالم و موثر باید با فرزند خود دوست باشید، اما این نباید باعث شود که شما جایگاه خود به عنوان والدین را فراموش کنید. زیرا چیزی که آن ها نیاز دارند والدین خوبی است که می توانند الگوی مناسبی برای آن ها باشند؛ در نتیجه شما باید نقش خود در جایگاه والدین را به خوبی ایفا کنید.

کودک خود را مجبور به یادگیری هر فعالیتی نکنید

برخی والدین زمان های خارج از مدرسه فرزندشان را با کلاس های مختلف پر می کند، اما این کار اشتباه است، زیرا مدرسه رفتن به اندازه کافی وقت کودک را پر می کند و او به زمانی برای بازی کردن و استراحت هم نیاز دارد. اگر می خواهید فرزندتان را در کلاس خاصی ثبت نام کنید، حتما باید نظر او را بپرسید و بفهمید که او تمایلی به شرکت در این کلاس دارد یا نه، اگر او علاقه ای به آن نشان نداد هرگز نباید او را مجبور به شرکت در آن کلاس کنید.

خود را با والدین دیگر مقایسه نکنید

پدر و مادری وظیفه بسیار سختی است، اگر بخواهید خود را با دیگران مقایسه کنید اوضاع کمی پیچیده می شود. بهتر است که خودتان باشید و برای تصمیم گیری در مورد فرزندتان به غرایز خود اعتماد کنید. شما می توانید از کسانی که تجربه دارند کمک و مشورت بگیرید، اما در نهایت باید کاری که می دانید بهتر است انجام دهید، زیرا هیچ کسی به اندازه شما نسبت به فرزندتان شناخت ندارد.

غر نزنید

اگر کودک شما درخواستی که دارید را سریعا انجام نداد، نباید به او غر بزنید، در عوض زمان هایی که خلاف این کار را انجام داد می توانید او را تشویق کنید و از او تعریف کنید، این گونه کودک شما تشویق می شود که به درخواست های شما پاسخ دهد.

از کوره در نروید

اکثر کودکان به طور طبیعی به درخواست یا دستوری که با ملایمت مطرح شود، پاسخ بهتری می دهند. زمانی که می خواهید به کودک خود چیزی بگویید و یا از او درخواستی دارید باید آن را با ملایمت به او بگویید به جای آن که با عصبانیت و تشر برخورد کنید. اگر فرزندتان مرتکب اشتباهی شد نیز نباید از کوره در بروید، بلکه با حفظ خونسردی می توانید او را متوجه اشتباهش کنید. این نوع برخورد ملایم اثربخشی بیشتری خواهد داشت.

از خواندن کتاب برای فرزند خود دست نکشید

برای این که کودک شما به مطالعه علاقه مند شود، بهتر است برای او کتاب بخوانید. نباید کتاب خواندن برای او را متوقف کنید، می توانید موقع خوابیدن برای او داستان بخوانید یا این کار را به نوبت انجام دهید، یعنی گاهی شما برای او داستان بخوانید و گاهی اجازه دهید او برای شما داستان بخواند.

فراموش نکنید که با کودک تان بخندید

مشکلات روزمره و درگیری های والدین با مسائل کاری و بیرونی نباید باعث کسل بودن و بداخلاقی آن ها در مواجهه با کودک شود. گاهی سخت است که بتوانید بخندید اما برای حفظ سلامت روانی کودکتان باید این کار را انجام دهید. با هم و از ته دل بخندید و قهقهه بزنید.

از عذرخواهی کردن نترسید

زمانی که اشتباهی مرتکب می شوید باید عذرخواهی کنید و از آن نترسید. با این کار فرزند شما یاد می گیرد که هر کسی که اشتباهی مرتکب می شود، باید شجاعت عذرخواهی کردن داشته باشد. شما با عذرخواهی کردن و ابراز پشیمانی هنگامی که کاری اشتباهی انجام داده اید، این رفتار پسندیده را نیز به او می آموزید.

هرگز کودک را تهدید نکنید

زمانی که برای کار اشتباهی که کودکتان انجام می دهد او را تهدید به تنبیه می کنید، باید بدانید که با تکرار این تهدیدات و عمل نکردن به آن، به فرزند خود این پیام را می دهید که می تواند بدون تنبیه شدن به کارش ادامه دهد. برای اینکه کودک شما دست از انجام کار اشتباه یا بدرفتاری خود بردارد، بهتر است اول به او هشدار دهید، اگر این کار را تکرار کرد فرصت مجدد به او بدهید، در صورت تکرار دوباره، بهتر است مدت کوتاهی از دور شوید.

خیلی به خود سخت نگیرید

همه والدین دوست دارند که نقش خود را کامل و بی نقص ایفا کنند، اما این در واقع اشتباه است. لازم نیست، برای اینکه والدین خوبی باشید، همه مهارت ها را بلد بوده و از پس هر کاری بر بیایید. چیزی که فرزندتان واقعا نیاز دارد این است که از زمان با هم بودنتان لذت ببرید.

رشد ذهنی آن ها را نادیده نگیرید

یکی از جنبه های مهم رشد کودکان، رشد ذهنی آن هاست که شامل توانایی های مختلف ذهنی مانند مانند درک، مشاهده، به یاد آوردن، فکر کردن، تصور کردن حل مشکلات و رشد هوش و همچنین یادگیری زبان می شود. روند رشد ذهنی، درست از لحظه تولد آغاز می شود و به مرور زمان و با رشد کودک، واکنش های مغزی نیز تغییر می کند. در شروع، این واکنش ها بسیار ساده هستند، اما به مرور منجر به فعالیت های ذهنی پیچیده ای خواهند شد.

طرز تفکر، مهارت های ارتباطی، شیوه رفتار همه تحت کنترل ذهن انجام می شود. اگر رشد ذهنی کامل و درست باشد، این گونه کارها نیز به درستی انجام می گیرند؛ وجود هر مشکلی در رشد ذهنی، باعث ایجاد مشکل هم در زندگی کودک و هم زندگی شما می شود، پس برای اینکه کودک شما بهترین نسخه خودش باشد باید از مغز و ذهن او مراقب کنید و به کودک خود نیز این را بیاموزید.

از به کار بردن صفات منفی برای فرزندتان بپرهیزید

هرگز از صفات منفی برای کودکان استفاده نکنید، زیرا این الفاظ برای آن ها درونی شده و آن ها شروع به باور کردن آن می کنند.. برای مثال نباید فرزند خود را خرابکار، دست و پا چلفتی، بدجنس و غیره خطاب کنید.

نظارت بر فرزندتان را فراموش نکنید

رشد بخشی از مغز انسان که مربوط به برنامه ریزی، کنترل تکانه ها و قضاوت کردن است، تا حدود 25 سالگی طول می کشد. در نتیجه مراقب از فرزندتان تا این سن لازم است. شما باید بدون دخالت کردن در کارهای او مراقبش باشید و بر کارهایش نظارت داشته باشید. لازم است بدانید او چه کار می کند و زمان خود را با چه کسانی می گذراند.

سلامت روانی فرزندتان را نادیده نگیرید

به طور متوسط 11 سال طول می کشد که بچه ها علائم بیماری روانی را بروز دهند، زیرا معمولا خانواده ها با علائم و نشانه های اختلال یا بیماری روحی مبارزه می کنند. نشانه های بیش فعالی، اضطراب، افسردگی که ممکن است در کودک ظهور کند نباید نادیده گرفته شود، زیرا مبارزه با این علائم یا نادیده گرفتن آن ها برای توانایی کودک در دوستی، موفقیت تحصیلی و زندگی تاثیرات منفی خواهد گذاشت.

سلامت روانی خود را نادیده نگیرید

این نکته را به یاد داشته باشید که شما برای تربیت فرزند سالم باید خودتان نیز سلامت باشید، از خود مراقبت کنید تا بتوانید به بهترین نسخه خودتان و بهترین والدین برای فرزندتان تبدیل شوید. اگر شما دچار یک بیماری روحی و روانی مانند اختلال دوقطبی، افسردگی، وسواس و غیره هستید، می تواند روی فرزندتان نیز اثر منفی گذاشته و زندگی او خراب کند. پس بهتر است این مسائل را نادیده نگیرید، از خود مراقبت کرده و برای درمان اقدام کنید.

منبع : چه کار والدین باعث بیش ترین آسیب به کودکان می شود| نکات مهم تربیت فرزند

قطع صحبت دیگران توسط کودک، علل و راهکارهای کاربردی

قطع صحبت دیگران توسط کودک، علل و راهکارهای کاربردی

قطع صحبت دیگران توسط کودک برای والدین اذیت کننده و آزار دهنده خواهد بود اما باید این مسئله را بدانیم که چه عواملی باعث می شود تا کودک بدون توجه به این که دیگران در حال حرف زدن هستند با انجام دادن رفتار یا صحبتی، حرف دیگران را قطع می کند.

در صورتی که کودک شما این رفتار را دارد نگران نباشید زیرا راهکارهای زیادی وجود دارد که می تواند این مشکل شما را حل کند، در ادامه این مقاله به بیان علل و راهکارهایی می پردازیم پس تا انتها این مطلب را مورد مطالعه قرار دهید.

علت قطع صحبت دیگران توسط کودک

کشف چیز های جدید از علل قطع صحبت دیگران توسط کودک

کودک عموما دوست دارد اطرافش را کشف کند و نمی تواند نسبت به این مساله بی تفاوت باشد و در این صورت تمایل دارد تا در مورد چیزهای جدید سوال بپرسد و ماهیت آن ها را شناسایی کند، به همین دلیل نمی تواند صبر کند و سوالاتی که در ذهنش به وجود آمده است را می خواهد بپرسد و ابهامات ذهنی خود را برطرف سازد.

نیاز برای جلب توجه از علل قطع صحبت دیگران توسط کودک

کودک دلش می خواهد تا به طور مداوم دیگران به او توجه کنند و دیگران را به سمت خود جلب کند و اگر دیگران به او بی توجهی کنند و به چیز دیگری معطوف باشند هراسان است، در نتیجه سعی می کند صحبت های دیگران را قطع کند تا توجه آن ها را جلب نماید.

فراموش کردن

عموما حافظه کوتاه مدت در میان کودکان قوی نمی باشد و به سرعت حرفی که می خواهند بزنند فراموش می کنند و به خاطر همین می ترسند مسئله ای که می خواهند بیان کنند از یادشان برود و صبر کردن را از یاد می برند و حرف دیگران را قطع می کنند.

نداشتن درک صحیح از امور مهم

کودکان از این که بعضی از امور بسیار مهم است درک صحیحی ندارند و فکر می کنند که هیچ چیز مانند حرف آن ها مهم نمی باشد و همیشه خودشان را مرکز توجه قرار می دهند و به خودشان اهمیت می دهند و به همین دلیل به راحتی به خودشان اجازه می دهند تا حرف دیگران را قطع کنند.

هیجان از علل قطع صحبت دیگران توسط کودک

در بسیاری اوقات کودکان هیجان زیادی برای تعریف کردن و گفتن اتفاقات دارند و دوست دارند هر چه سریع تر حرف شان را بیان کنند و بازخورد دریافت نمایند و در نهایت هیجان آن ها باعث می شود تا حرف دیگران را قطع کنند.

راهکارهایی برای جلوگیری از قطع صحبت دیگران توسط کودک

نشان دهید که متوجه شدید کودک با شما کار دارد

در این حالت به کودک تان نشان دهید که متوجه شده اید که او با شما کار دارد و در این حالت او احساس نمی کند که نسبت به او بی توجه هستید و باید برای جلب توجه به میان صحبت شما بیاید و آن را قطع کند زیرا با این کار او متوجه می شود که به او توجه داشته اید اما چون الان کار دارید نمی توانید به حرف هایش گوش دهید.

در صورت امکان می توانید به سرعت پاسخ او را بدهید و بیش از حد او را منتظر نگه ندارید.

استفاده از علامت از راهکارهای جلوگیری از قطع صحبت دیگران توسط کودک

در زمانی که به طور سریع نمی تواند پاسخ کودکتان را بدهید علامتی را تعیین کنید که کودک شما متوجه شود که او را شنیده اید و دیده اید و الان امکانش وجود ندارد تا صحبتتان را قطع نمایید به طور مثال می توانید دستتان را بالا بگیرید و به او بگویید یک دقیقه. اما باید به این نکته توجه کنید زمانی که می گویید یک دقیقه، به چند دقیقه تبدیل نشود و او را منتظر نگذارید.

قطع صحبت دیگران توسط کودک

زمانی که کودک شروع می کند زبان مادری را بیاموزد کاری کنید که بداند هر زمان که بتوانید به او پاسخ می دهید و فقط در ابتدا با علامت دادن به او نشان دهید که او را دیده یا شنیده اید تا بتواند منظور شما را بدون حرف زدن متوجه شود.

تشویق کودک برای صبر

زمانی که کودکتان را تشویق به صبر کردن می کنید احتمال دارد این کار برای او خوشایند نباشد و در صورتی که شما نسبت به صبر کردن او بی تفاوت باشید برای او طاقت فرسا تر خواهد بود و هنگامی که حرف های شما به پایان رسید و توانستید پاسخ او را بدهید به خاطر صبر و تحملش از او تشکر کنید و قدردان او باشید.

در مدتی که با دیگران صحبت می کنید می توانید یک فضای بازی سرگرم کننده برای او ایجاد کنید یا با استفاده از ساعت زنگ دار زمان پایان یافتن صحبتتان را به کودک نشان دهید تا متوجه شود تا چه مدتی باید صبر کند و منتظر بماند.

آموختن روش صحیح قطع کردن حرف دیگران

هیچ کدام از ما بدون این که به ما آموخته شود نمی دانستیم که چگونه باید بدون این که به دیگران بی احترامی کنیم حرفمان را بگوییم و توجه آن ها را جلب کنیم، پس نباید این انتظار را از دیگران داشته باشیم که بدون آموختن بتوانند کار را انجام دهند، پس باید تلاش کنید تا روش صحیح قطع کردن حرف دیگران را به او بیاموزید و به کودک یاد دهید. اگر لازم است که صحبتی بکند و حرف دیگران را قطع کند ابتدا باید عذرخواهی کند و بگوید ببخشید تا دیگران متوجه شوند او می خواهد با آن ها صحبت کند.

ترتیب دادن یک نمایش از راهکارهای جلوگیری از قطع صحبت دیگران توسط کودک

زمانی که فرصت داشتید می توانید برای کودکتان وقت بگذارید و به صورت نمایشی به او نشان دهید که چطور مودبانه می تواند با استفاده از کلماتی توجه شما را جلب کند و حرفش را با شما در میان بگذارد و همچنین می توانید به او نشان دهید که بچه های بی ادب چگونه حرف دیگران را قطع می کنند و دیگران ناراحت و آزرده خاطر می شوند.

الگوی خوبی باشید

کودکان همیشه به رفتار والدینشان نگاه می کنند و از آن ها تقلید می کنند حتی اگر رفتاری که والدینشان به آن ها آموزش دهند اما موقع عمل خودشان سرپیچی کنند، در این صورت کودکان چیزی را تقلید می کنند که دیده باشند نه چیزی را که شنیده اند، اگر می خواهید که کودکتان میان حرف های شما نپرد خودتان نیز این کار را انجام دهید و الگوی خوبی برای آن ها باشید.

منبع : قطع صحبت دیگران توسط کودک، علل و راهکارهای کاربردی

خصوصیات فرزند اول، بچه اول که باشی ( ۷ ویژگی مهم)

خصوصیات فرزند اول، بچه اول که باشی ( ۷ ویژگی مهم)

خصوصیات فرزند اول باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد زیرا با آمدن اولین فرزند همه اعضای خانواده وارد جریان متفاوتی می شوند و به طور طبیعی رفتار والدین تک فرزندی با آن هایی که چند فرزند دارند متفاوت می باشد، والدین همان ابتدا متوجه می شوند که فرزندان نسبت به یکدیگر، رفتارها و خصوصیات مختلفی از خودشان نشان می دهند.

در واقع زمانی که فرزند دوم به دنیا می آید، فرزند اول جایگاه خود را به عنوان فرمانروای مطلق خانواده از دست می دهد و آن را با دیگری سهیم می شود در این شرایط خانواده باید شرایطی را ایجاد کند تا تنش و مشکلات در فضای خانواده کاهش یابد و روابط پایدار و صمیمانه ای در میان فرزندان به وجود آید. در ادامه این مقاله به بررسی خصوصیات فرزند اول می پردازیم تا اطلاعات شما در این خصوص افزایش یابد.

خصوصیات فرزند اول: نقش در خانواده

تولد فرزند اول، تجربه ای جدید برای والدین می باشد و آن ها ممکن است در تربیت فرزند اول بر اساس قوانین پیش بروند و بسیار سخت گیر باشند و یا به خاطر ذوق و شوقی که برای تولد فرزندشان دارند بسیار سهل گیر باشند و اصول تربیتی را به خوبی ایفا نکنند در نتیجه در تربیت فرزندشان با مشکلاتی رو به رو خواهند شد.

پس از این که فرزند دوم به دنیا می آید والدین به خاطر تجربه ای از تربیت فرزند اولشان داشته اند روش تربیتی خود را تغییر می دهند و به صورت دیگری به تربیت فرزند دوم می پردازند، در این حالت فرزند اول مجبور است بی تجربگی و نا پختگی والدین را در تربیت کردن تحمل کند.

مفاهیمی در روانشناسی کودک مطرح می شود که به شما کمک می کند تا از اشتباهات رایج تربیتی بپرهیزید و از بهترین روش های تربیتی برای تربیت فرزندان استفاده نمایید.

تعادل در تربیت فرزندان اول

فرزندان اول در کانون توجه والدین قرار دارند و معمولا تمام خواسته های آن ها توسط والدین برآورده می شود و در فرزند احساس ارزشمندی زیادی به وجود می آید، در صورتی که این روند شکل افراطی و بی رویه ای داشته باشد، فرزندان اول تبدیل به انسان های قدرت طلب، خودخواه و کم تحمل می شوند و آن ها تحمل هیچ گونه بی توجهی ندارند.

پس از این که فرزند دوم به دنیا می آید از توجه والدین به آن ها کم می شود و در این صورت فرزند اول، فرزند دوم را مسبب این بی توجهی می داند و در این حالت حسادت فرزند اول شروع می شود که یکی از خصوصیات به وجود آمدن آن ها در هنگام تولد فرزند دوم می باشد، تمام فرزندان اول تغییر جایگاه شان را در خانواده احساس می کنند اما فرزندان نازپرورده تر با صدمات بیشتری رو به رو هستند و این که کودک چطور با این وضع و شرایط کنار بیاید به رفتار والدین و سبک های فرزند پروری آن ها بستگی دارد.

در صورتی که والدین تمام توجه و محبت خود را نثار فرزند دوم کنند و یا رفتارهای اشتباه دیگری از خودشان نشان دهند فرزند اول به احساس طرد شدگی دچار خواهد شد و بعد ها آن را به خواهر و برادر کوچک خود منتقل می کنند اما در صورتی که والدین رفتار صحیحی با کودک شان داشته باشند بچه ها به دوستانی خوب تبدیل می شوند و فرزند اول در برابر خواهر و برادر کوچک خود احساس مسئولیت و رهبری می کند.

خصوصیات فرزند اول: رهبری و سلطه جویی

پس از این که فرزندان دیگر متولد می شوند، فرزند اول موظف است تا از خواهر و برادر کوچک خود نگهداری کند او در این مورد از والدین خود الگوبرداری و تقلید می کند و به مراقبت و نگهداری از آن ها می پردازد، و زمانی که آن ها بزرگ شدند در بازی ها و فعالیت های دسته جمعی به رهبری خواهرها و برادرهای کوچک ترش می پردازد و با این ویژگی های اخلاقی بزرگ می شود.

خصوصیات فرزند اول

به خاطر این ویژگی رفتاری اش او در بزرگسالی به رهبری علاقه مند می شود و دوست دارد که دیگران را تحت سلطه خود قرار دهد و به خوبی از انجام این کار بر می آید، هم چنین ویژگی مسئولیت پذیری به میزان زیادی در او افزایش می یابد.

ویژگی ها و خصوصیات اصلی فرزندان اول

بر اساس نظر روانشناسان برخی از خصوصیات اخلاقی فرزند اول به شرح زیر می باشد:

  • علاقه به قدرت
  • مسئولیت پذیر
  • وظیفه شناس
  • منظم
  • دقیق بودن
  • با وجدان بودن
  • محافظه کار
  • سازمان دهندگان خوب
  • فرزندان اول به طور معمول به گذشته گرایش دارند و نسبت به آینده بدبین هستند.

سایر فرزندان می تواند باعث ارتقای ویژگی های مثبت فرزندان اول شوند و بر روی آن ها تاثیر مثبت بگذرارند و در واقع یک رابطه دو طرفه میان فرزندان به وجود آید، والدین می توانند با انتخاب بهترین تعداد فرزند نقش موثری در رشد و پیشرفت کودک داشته باشند.

خصوصیات فرزند اول: کلام آخر

توجه داشته باشید با توجه به مواردی که بیان شده است به احتمال زیاد شما به اهمیت این مسئله پی برده اید که نقش تان به عنوان والدین تا چه حد در تربیت کودکان اهمیت دارد و این مسئله زمانی که شما یک یا چند فرزند داشته باشید بیشتر خودش را نشان می دهد.

برای این که بخواهید به بهترین نحوه کودک خود را تربیت کنید و میان فرزندان تعادل برقرار نمایید نیاز است تا از مشاور در زمینه کودک و هم چنین در خصوص خانواده کمک بگیرید و با آن ها در ارتباط باشید.

در این خصوص مشاور می تواند با توجه به تجربه و دانش خود اصول کلی در اختیارتان قرار دهد و مرحله به مرحله شما را یاری کند.

مشاوران در مرکز مشاوره ستاره ایرانیان شرایطی را برای شما فراهم آورده اند تا بتوانید با دریافت مشاوره، اصول و روش های تربیتی صحیح را بیاموزید و از نظر اخلاقی و رفتاری کودکی سالم و صحیح تربیت نمایید، هم چنین در میان فرزندانتان تعادل برقرار کنید تا با کمترین تنش ها رو به رو شوند.

مرکز مشاوره ستاره ایرانیان از مشاورانی برجسته و با تجربه تشکیل شده اند و با توجه به شرایط فرهنگی، اجتماعی و فردی هر خانواده راهکارهای گوناگونی را در اختیار شما خواهند گذاشت.

منبع : خصوصیات فرزند اول، بچه اول که باشی ( ۷ ویژگی مهم)