روابط مورد هدف عبارت از برخی تغییرات در نظریه روان کاوی است که با عقیده سیگوند فروید ، مبنی بر اینکه افراد از طریق عوامل جنسی و سلطه جویی تهییج و تحریک می شوند، اختلاف دارد و به جای آن بیان می دارد که در مرحله اول، افراد به دلیل نیاز به ارتباط با دیگران تهییج می شوند – که عبارت از نیاز به ایجاد روابط است.

هدف یک درمانگر روابط مورد هدف، کمک به افراد درمانجو برای بررسی تصاویر و ادراکات ذهنی اولیه می باشد که می تواند در ایجاد مشکلات موجود در روابط شخص با دیگران تاثیر گذار باشد و همچنین این موارد، توسط درمانگران به نحوی تعدیل می یابند که منجر به بهبود عملکرد بین شخصی می شوند.

مفاهیم مبنایی در روابط مورد هدف

در زمینه مربوط به نظریه روابط مورد هدف، عبارت “اهداف” بر موسسات انگیزشی اشاره نمی کند، بلکه منظور آن اشخاص مهم دیگر برای فرد می باشد که معمولا مادر، پدر و یا مراقبان اولیه وی می باشند.

همچنین در برخی از موارد، عبارت هدف می تواند برای اشاره به قسمتی از شخص، همانند سینه مادر و یا معرفی ذهنی موارد مهم دیگر به کار گرفته شود.

نظریه های مربوط به روابط مورد هدف، بر اهمیت روابط خانواده اولیه، به خصوص رابطه مادر – نوزاد در رشد شخصیت فرد تاکید دارد.

باور بر این است که نوزادان یک معرفی ذهنی از خودشان را در رابطه با دیگران ارائه می کنند و این تصاویر ذهنی بر روابط بین شخصی در مراحل بعدی زندگی تاثیر گذار است.

به دلیل اینکه هدف اصلی نظریه روابط مورد هدف، روابط فرد می باشد، همکاری درمانگر – درمانجو یک عامل مهمی برای موفقیت درمان می باشد.

عبارت “روابط مورد هدف” بر روی روابط درونی شده پویا بین خود و اشخاص مهم (اهداف) اشاره دارد. یک رابطه هدف مند شامل معرفی ذهنی از مواردزیر است:

• هدفی که توسط خود درک می شود

• خود در رابطه با هدف

• رابطه بین خود و هدف

برای مثال، یک کودک می تواند فکر کند که :

“مادر من خوب است، به دلیل اینکه زمانی که گرسنه هستم به من غذا می دهد” (بیان کرن هدف).

” حقیقت این است که وی از من مراقبت می کند و به همین دلیل من خوب هستم” (بیان کردن خود در رابطه با هدف).

“من مادرم را دوست دارم” (بیان کردن رابطه).

اهداف درونی در طول دوران نوزادی و از طریق تجارب تکراری یک فرد با مراقب شکل می گیرد. این تصاویر و ادراکات ضرورتا بیانگر واقعیت نیستند، ولی به طور ذهنی و از طریق توانایی های شناختی محدود نوزاد شکل گرفته است.

در رشد سالم، این روابط ذهنی در طول زمان بروز پیدا می کنند؛ و در رشد ناسالم، این روابط در سطوح نابالغ باقی می مانند. تصاویر اولیه درونی کیفیت بادوامی دارند و به عنوان نمونه هایی برای روابط آینده به کار گرفته می شوند.

عامل اصلی در نظریه روابط مورد هدف، عبارت از مفهوم شکافتن می باشد که می تواند به عنوان تفکیک ذهنی اهداف به بخش های خوب و بد توصیف شود که در مرحله بعدی بخش های بد یا جنبه های تهییج کننده اضطراب، سرکوب می شوند.

نوزادان برای اولین بار تفکیک را در روابط خودشان با مراقبان اولیه تجربه می کنند: در زمانی که تمامی نیازهای نوزاد تامین شود، مراقب “خوب” است و زمانی که این نیاز ها به خوبی تامین نشوند، مراقب “بد” است.

در ابتدا، این دو جنبه از هدف (مراقب) در ذهن نوزاد از هم تفکیک می شوند، و یک فرآیند مشابه در زمان ادراک بخش ها خوب و بد در نوزاد ایجاد می شود.

در صورتی که مادر قادر به تامین نیاز های نوزاد باشد یا – در مورد روابط مورد هدف توانمند باشد– در این صورت مادر ” به اندازه کافی خوب” می باشد، بعد از آن کودک همزمان با بسط دادن شخصیت و خود، شروع به ادغام دو جنبه از مادر در یک کل ترکیب شده می کند.

در صورتی که مراقب به صورت رضایت بخشی نیازهای نوزاد خودش را تامین نکند، ممکن است که نوزاد جنبه “بد” مربوط به مادر خود و خودش را سرکوب کند، و منجر به ایجاد مشکلاتی در روابط آینده شود.

توسعه و تاریخچه روابط مورد هدف

نظریه مربوط به روابط مورد هدف، ایده های متنوع و بعضی مواقع متضاد مربوط به نظریه های مختلف را ترکیب می کند، و مهمترین ایده های مربوط به نظریات ملانی کلین، رونالد فیربیرن و دونالد وینیکوت می باشد.

هر یک از این نظریه ها، تاکید زیادی بر روی بخش مادر – نوزاد دارند و آن را به عنوان یک عامل کلیدی در توسعه ساختار روانی کودک در طول سه سال اولیه زندگی در نظر می گیرند.

بیشترین اعتبار و شهرت کلین مربوط به یافته های او در مورد رهیافت روابط مورد هدف می باشد.

وی بعد از کار بر روی کودکان جوان و نوزادان، نتیجه گیری کرد که این افراد بر روی رشد روابط خود، به خصوص با مراقبان اولیه خودشان، نسبت به کنترل انگیزش های جنسی، که فروید پیشنهاد داده بود، اهمیت بیشتری قائل می شوند.

همچنین کلین توجه خود را بر روی ماه های اولیه زندگی کودک متمرکز کرد، در حالی که فروید بر روی اهمیت چند سال اولیه زندگی متمرکز شده بود.

در زمانی که کلین فرض کرد که انسان ها موجوداتی هستند که به دنبال هدف هستند و موجوادتی نیستند که به دنبال لذت باشند، مورد حمایت و تایید فیربیرن قرار گرفت.

وی رشد را به عنوان فرآیند تدریجی در نظر گرفت که در طی رسیدن به وضعیت کامل باید وجود داشته باشد.

نوزادان برای دست یابی به وابستگی متقابل، به مرقبان اولیه خودشان نیاز دارند، به نحوی که آنها همچنان به دیگران وابسته هستند و همچنین این توانایی را دارند که دیگران به آنها اعتماد کنند.

وینی کوت بر اهمیت رشد کودک در یک محیطی تاکید داشت که ترغیب شوند تا حس استقلال خودشان را توسعه دهند، ولی این شناخت را داشته باشند که مراقبان، آنها را در برابر خطرات محافظت می کنند.

وی بیان کرد در صورتی که مراقب به نیاز ها و ظرفیت های کودک توجه نداشته باشد، کودک می تواند یک شخصیت و خودِ نادرست را توسعه دهد.

شخصیت و خود درست زمانی ظهور می یابد که تمامی جنبه های کودک مورد تایید و پذیرش قرار بگیرند.

چه کسی روابط مورد هدف را اجرا می کند؟

روان شناسان، روان درمانگران، مشاوران و فعالان اجتماعی می توانند گواهی نامه های مربوط به روش درمان روابط مورد هدف را از چندین موسسه آموزشی موجود در کشور (ایالات متحده) کسب کنند.

برای مثال، موسسه روان شناسی بین المللی (IPI)، که قبلا به عنوان موسسه بین المللی نظریه روابط مورد هدف شناخته می شد، برای متخصصان رشته سلامت روان یک برنامه گواهی نامه دو ساله ای را در مورد روش و نظریه روابط مورد هدف ارائه می دهد.

موسسه روابط مورد هدف برای روان درمانی و روان کاوی، یک برنامه گواهی نامه مقدماتی یک ساله و همچنین یک برنامه دو ساله پیشرفته را در مورد نظریه روابط مورد هدف و تکنیک بالینی ارائه می دهد.

همچنین موسسه درمان روابط مورد هدف اوتاوا برای روان درمانگران در زمینه درمان روابط مورد هدف، گواهی نامه هایی را ارائه می دهد.