تکنیک مشاوره خانواده باید مرکز مشاوره معتبر صورت گیرد در این وضعیت می توانید مشاوره تلفنی نیز استفاده کنید.

—برای مشاهده مطالب این دسته بندی به پایین صفحه مراجعه کنید—

مرکز مشاوره خانواده 

برای یافتن مرکز مشاوره خوب و معتبر به سایت کانون مشاوران ایران مراجعه کنید.

  • آیا نیاز به مرکز خوب دارید؟
  • روانشناس خوب را چگونه پیدا کنیم؟
  • دسترسی به مرکز خوب چگونه است؟

مشاوره خانواده

مشاوره تلفنی خانواده

مرکز مشاوره برتر برای مشاوره تلفنی شامل:

02122354282 غرب تهران

09035673050

02122689558 شمال تهران

02188422495 مرکز تهران

02144034490 شرق تهران

02122689534 سامانه جامع مشاوره تلفنی

09031236446

مشاوره شبانه روزی خانواده

در هر ساعتی می توانید با مشاوران در تماس باشید فقط دقت کنید که:

کیفیت مشاوره هنگامی بالا می رود که شرایط محیطی مناسب باشد

  1. سعی کنید سرو صدا در محیط نباشد
  2. در شرایط نیمه پایدار باشید از چیزی ترس نداشته باشید.
  3. نیاز به سرویس بهداشتی نداشته باشید

ما همواره سعی می کنیم با مطالب جدید همراه شما باشیم. می توانید از آرشیو مقالات بهره ببرید.

چگونه از سلامت روان خود مراقبت کنیم؟

چگونه از سلامت روان خود مراقبت کنیم؟

در جامعه ی کنونی که عصر استرس نام گذاری شده است، آگاهی از روش های به منظور حفاظت از سلامت روان از جمله مهم ترین ضرورت هاست.

بسیاری از مردم بخش زیادی از وقت خود را در موقعیت های کاری، رفت و آمد در مکان های پر ترافیک و آلوده و ارتباطاتی می گذرانند که فرسایش روانی زیادی را به همراه دارد.

همچنین با توجه به ماهیت اجتناب ناپذیر بحران های طبیعی و انسانی، در هر لحظه ممکن است در موقعیتی قرار گیریم که سلامت روانی مان مختل شود و کنترل زندگی مان را از دست دهیم.

بر این اساس به نظر می رسد یکی از ضروری ترین اقدامات برای هر فرد آن است که راهکارهایی را برای غلبه بر فشارهای روانی در وضعیت های بحرانی و یا استرس زا در نظر داشته باشد و مطابق با آن ها عمل کند.

در زیر به ارایه ی مهم ترین مهارت هایی خواهیم پرداخت که به شما و عزیزان تان در حفظ سلامت روان کمک می کنند.

هشدارهای که نشان می دهد سلامت روانی تان مختل شده

در صورتی که به مدت حداقل دو هفته علایمی از جمله بی حوصلگی، لذت نبردن از فعالیت های سابق، احساس غم و اندوه و بی ارزشی و یا مشکلاتی در خواب، خوراک و اشتها را تجربه می کنید، لازم است بدانید که سلامت روانی تان در معرض آسیب قرار دارد.

هوشیاری نسبت به نشانگان ذکر شده و شروع انجام اقدامات موثر می تواند بسیار با اهمیت باشد و مانع از ایجاد اختلالات اضطرابی و افسردگی در شما شود.

بنابراین در این شرایط بهتر است هرچه سریع تر برای بهبود خلق تان دست به کار شوید.

۱٫ از خانه خارج شوید و به طبیعت سلام کنید

پژوهش ها نشان دهنده ی آن هستند که ماندن در خانه می تواند منجر به تقویت نواحی از مغز شود که به افکار منفی مربوط هستند.

با ماندن افراطی در خانه، افکار منفی مکرر و پیشگویی های غیر واقعی در خصوص آینده به ذهن تان هجوم می آورد و به راحتی در معرض اضطراب قرار می گیرید.

بنابراین در طی هر روز زمانی را به قدم زدن در طبیعت – ترجیحا مکان های آرام و زیبا – اختصاص دهید تا بتوانید مثبت و با انرژی بمانید.

۲٫ از افراد منفی دوری کنید.

بخاطر داشته باشید که افسردگی، اضطراب و بسیاری از بیماری های روانی مسری هستند.
مراوده ی مستمر با فرد افسرده می تواند باعث شود تا شما نیز وقایع و اتفاقات اطراف تان را همانند او ادراک کنید.

پس از مدتی خواهید دید که شما نیز به سرماخوردگی روانی دوست تان مبتلا شده و افسرده اید!
بنابراین افراد منفی باف را از زندگی تان حذف کنید و اشخاصی را برای ارتباط انتخاب کنید که از سلامت روانی برخوردارند.

۳٫ برای خودتان شبکه ی حمایت اجتماعی بسازید.

داشتن دوستان صمیمی، یک مشاور دلسوز و متخصص و شبکه ای از افراد شنوا و حامی تاثیرات قبل توجهی در عبور موفقیت امیز از بحران ها بدون تجربه ی اختلالات روانی دارد.

این افراد می توانند منجر به حس درک شدن، همدلی، مهم بودن و عدم ادراک تهایی شوند و شما را سالم تر نگه دارند.

۴٫ سبک زندگی تان را تغییر دهید.

اگر چه تغییر سبک زندگی بیش از اندازه کلی به نظر می رسد اما می تواند زندگی تان را متحول کند.
برای برخورداری از سلامت روان بهتر است در برنامه ی روزانه تان موارد زیر را لحاظ کنید:

• ورزش را تبدیل به صمیمی ترن دوست تان کنید.
• خواب کافی را دراولویت زندگی تان قرار دهید.
• از انرژِی آفتاب برای سرزندگی و نشاط استفاده کنید.

چگونه از سلامت روان خود مراقبت کنیم؟

چگونه از سلامت روان خود مراقبت کنیم؟

۵٫ برای زندگی تان معنایی خلق کنید.

داشتن معنای شخصی در زندگی یکی از مولفه های اساسی رضایت از زندگی و شادی است.

بر اساس طیف وسیعی از یافته های پژوهشی، خلق معنایی برای زندگی کردن می تواند از افسردگی پیشگیری کند و شما را شاداب و سرزنده نگه دارد.

این معنا می تواند شامل تعیین اهداف شخصی، کمک کردن به دیگران و کار کردن روی اهداف بزرگ باشد.
یک فعالیت مفید می تواند این باشد که اهداف تان را روی کاغذ بیاورید و هر روز گامی در جهت تحقق آن ها بردارید.

۶٫ دست از کنترل گری بردارید.

تلاش مداوم به منظور کنترل امور، کنترل رفتارهای خود، کنترل دیگران و کنترل محیط می تواند شما را از پا در بیاورد.
واقعیت آن است که باید بپذیریم زندگی گسترده تر از آن است که تحت کنترل کامل در آید.

در حالی است که میزان انرژِی روانی ما در طی روز ثابت است و با اختصاص بخش زیادی از زمان مان برای کنترل محیط، انرژی مان را از دست می دهیم.

اگر این وضعیت را در طی چند سال بررسی کنیم؛ متوجه خواهید شد که شما ساعات زیادی از زندگی تان را صرف کنترل مسایل غیر قابل کنترل کرده اید و به عبارت دیگر، انرژی روانی تان را هدر داده اید.

۷٫ بخشش را به عادت خود تبدیل کنید.

تمرین بخشودگی می تواند یکی از مهم ترین فعالیت های ضروری برای حفظ سلامت تان باشد.

در حقیقت در طی روز، افراد زیادی می توانند با رفتارهای ریز و درشت منجر به آزارتان شوند.

بر اساس پژوهش ها، افراد کینه توز، از نوعی از تفکر انتقام گرایانه رنج می برند که در کلاغ ها نیز رایج است.

در این شیوه ی تفکر، فرد اتفاقات آزاردهنده را در ذهن نگه می دارد و به دنبال فرصتی برای انتقام جویی است.

مطالعات پدیدار شناسی حیوانات نشان می دهد که کلاغ ها نیز تصویر فردی که آن ها را آزار داده، در ذهن نگه می دارند و در صورتی که مجددا او را ببینند، به فرزندشان نیز پیامی صادر می کنند تا به آن فرد حمله کند.

بر اساس تحقیقات خانواده درمانی بوئن نیز، افراد می توانند ویژگی های خود را در طی چند نسل به آیندگان شان نیز منتقل کنند و منجر به ثبات ویژگی هایی مانند انتقام جویی و کینه توزی شوند.

۸٫ از درخواست کمک خجالت نکشید.

مهارت بیان خواسته ها و کمک خواهی از دوستان تان در شرایط بحرانی زندگی می تواند در حکم معجزه باشد.
برای خودتان این حق را قایل شوید که در شرایط سخت از دیگران کمک بگیرید.

در حقیقت بخشی از کارکرد روابط صمیمانه در این است که در مواقع نیاز به رفع نیازهای تان کمک کنند تا بتوانید سالم بمانید.

۹٫ خودتان را نوازش کنید.

بر اساس تحقیقات انجام شده، عدم نوازش می تواند منجر به خشکی نخاع شود.
پژوهش های دانشمندان در سه گروه از موش ها موید این نکته بود که “عدم نوازش می تواند به مراتب از نوازش های منفی نیز مخرب تر باشد.”

در این زمینه داشنمندان دسته ای از موش ها را در وضعیتی قرار دادند که نوازشی دریافت نکردند.

دسته ی دوم موش ها مورد نوازش مثبت قرار گرفتند در حالیکه دسته ی سوم مورد تنبیه و آزار جسمی قرار گرفتند.

نتایج نشان داد موش هایی که هیچ گونه نوازشی دریافت نکردند، نسبت به موش هایی که مورد آزار قرار گرفتند، وضعیت سلامتی بدتری دارند و در معرض سرطان قرار گرفته اند!

اصولا نوازش های مثبت به عنوان “کرک های نرم ” و نوازش های منفی به عنوان “خارهای سرد “شناخته می شوند و هر دوی آن ها از عدم نوازش موثرترند.

بنابراین ساعاتی را به نوازش و تایید خود اختصاص دهید.
خوب های تان را در برابر آینه و با صدای بلند مطرح کنید و از خودتان قدردانی کنید.

به خاطر داشته باشید که ارزشمند دانستن خود، مهم ترین عاملی است که می تواند در برابر فشارهای زندگی به عنوان ضربه گیر عمل کند و آسیب های احتمالی را به حداقل برساند.

منبع:چگونه از سلامت روان خود مراقبت کنیم؟مرکز مشاوره روانشناسی مشاورانه

۱۶ کلید برا ی داشتن سلامت روانی

۱۶ کلید برا ی داشتن سلامت روانی

راهنمای خود درمانی افسردگی، اضطراب واختلال دو قطبی

زمین بر روی محور و زاویه ی دقیقی در گردش است. اگر در این زاویه نقصی ایجاد شود، در زمین شرایطی به وجود خواهد آمد و آنقدر سرد و یا گرم خواهد شد که قابل سکونت نمی باشد. تعداد ارتباط بین سلول های عصبی مغز ما با تعداد ستارگانی که در کیهان وجود دارند برابری می کند. مغز بسیار پیچیده و دارای ارگان های بیوشیمیایی است و ظریفترین و پیچیده ترین چیزی است که در جهان وجود دارد. در مغز تفکر که احساسات، خلاقیت، امیدها و خاطرات را کنترل می کند نهفته است.

تنظیمات ساده ی زندگی ما به تعادل بیوشیمیایی مغز ما بستگی دارد، که به ما کمک می کند که تعادل مغز و بدنمان را حفظ کنیم. در اینجا چند فعالیت طبیعی که در شکل دادن به مغز موثر می باشد ارائه شده است.

عوامل مختلف طبیعی می توانند باعث تقویت انتقال دهنده های عصبی مغز شوند. انتقال دهنده های عصبی مانند سرتونین و دوپامین نقش مهمی در افسردگی (مثل افسردگی بالینی و اختلال دو قطبی) و ADHD (اختلال بیش فعالی و کمبود توجه) بازی می کنند. ۳۰ انتقال دهنده ی عصبی متفاوت در مغز ما وجود دارد، بنابراین، همانطور که گفته شد مغز ارگانی پیچیده و شگفت انگیز است. با پیشنهادات ارائه شده ما می توانیم تعادل بیوشیمیایی مغزمان را حفظ کنیم.

۱- بیشتر ورزش کنید. مطالعات نشان داده است که تمرینات ورزشی منظم (مانند پیاده روی تند) می تواند بیشترین تاثیر را در مقابل نسخه های سنتی برای درمان افسردگی (کاهش علائم و میزان عود بیماری) داشته باشد.

۲- عشق. عشق به عنوان بهترین دارو توصیف می شود. هر کسی این شانس را ندارد که در یک محیط سرشار از عشق بزرگ شود. یک شکل از عشق می تواند عشق ورزی به دیگران باشد. ضرب المثلی وجود دارد که می گوید، « بخشیدن از دریافت کردن لذت بخش تر است». برای کمک های هدفمند به دیگران و برای عشق ورزی، ضرورت ندارد که در جستجوی عشق برای خودمان باشیم، اغلب فکر کردن به عشق می تواند به زندگی مان ارزش و معنی بخشد.

16 کلید برا ی داشتن سلامت روانی

۳- اجتناب از تماشای زیاد تلویزیون، فیلم و بازی های ویدئویی. صرف زمان بیش از حد در حال تماشای تلویزیون یا استفاده از دیگر وسایل ارتباط جمعی می تواند تاثیرات منفی در سلامت روان ما داشته باشد، و این مسئله زمانی که وارد مقوله ی خشونت کودکان می شویم کاملا صدق می کند. بسیاری از کارتون ها و فیلم ها حداقل میزانی از خشونت را دارند. یک مطالعه در سال ۱۹۹۶ نشان داد، که کارتونهایی که برنامه آن از ۸ تا ۱۰ صبح شنبه پخش می شد شخصیت های خشنی دارند. اخبار ظهر از عناصر خشونت برخوردار بودند و در طولانی مدت می تواند این مسئله بر روی تعادل احساسی ما تاثیرگذار باشد. محققین و متخصصان سلامت روان بر این باورند که تماشای اخبار نیز می تواند باعث تشدید افسردگی شود.

شاید دلیل حساسیت و حواس پرتی ما زیاد قرار گرفتن در معرض تلویزیون و آگهی های تلویزیونی باشد. این مسئله می تواند همچنین باعث کم شدن تعادل شیمیایی در مغز باشد که می تواند احساسات ما را تحت تاثیر قرار دهد. برای نمونه زمانی که زیاد در معرض خشونت قرار می گیریم دیگر آن رفتار را خشونت آمیز نمی دانیم.

بسیاری از فیلم ها سرگرم کننده هستند، ولی بعضی از فیلم ها تعادل احساسات (خلق بالا و پایین) را بر هم می زند و باعث تشدید افسردگی و دیگر اختلالات روانی می‌شوند. این یک واقعیت است که احساسات ما می توانند در وضعیت سلامت روان نقش داشته باشند. عواملی مانند: افسردگی، اضطراب، ADHD (اختلال کمبود توجه و بیش فعالی)، OCD (اختلال وسواس فکری عملی) و اختلال دو قطبی.

۱۶ کلید برا ی داشتن سلامت روانی

۱۶ کلید برا ی داشتن سلامت روانی

به هر حال برخی از بزرگسالان و برخی از کودکان از نظر احساسات نسبت به دیگران حساس تر هستند. برای کسانی که از نظر احساسی حساس و یا دچار اضطراب پس از سانحه شده اند بسیار مفید است که کمتر با رسانه ها (مانند تلویزیون، رادیو، فیلم ها، اینترنت و غیره) برخورد داشته باشد. به خصوص اگر فرد سابقه ی بیماری روانی و هیجانی را داشته باشد.

مثبت اندیشی و تمرکز بر روی اتفاقات مثبت همچنین قادر است از علائم افسردگی پیش گیری کند. سعی کنید بیشتر روزنامه بخوانید تا اینکه اخبار را از تلویزیون ببینید. روزنامه با ذهن مهربانتر است، و به ما اجازه می دهد که چیزهایی را که وارد مغزمان می شوند را انتخاب کنیم. سعی کنید از مکان هایی که در آن ها خشونت وجود دارد و یا اینکه احساسات شما را تحت تاثیر منفی قرار می دهد حتی تصاویر، تجربیات منفی و … دوری کنید و انتخابی حساب شده برای تمرکز بر روی موارد مثبت را داشته باشید.

۴- گرایش به هنر. هنر می تواند خلق و خوی طبیعی را تثبیت کند. همچنین برای سلامت ذهن نیز کمک کننده است. بیش از هر چیز هنر در شکل دهی اعتماد به نفس می تواند کمک کننده باشد. در حقیقت، فعالیت هایی مانند خواندن دقیقا می تواند به عنوان تمرینی برای تقویت مغز باشند.

شخصی ساکن نیوجرسی امریکا گزارش داد که اخبار باعث افسردگی او می شوند، بنابراین او تصمیم گرفته است که تماشای تلویزیون را متوقف کند و به جای آن تصمیم گرفت که استعدادهای هنری اش را تقویت کند و صدها اثر هنری خلق کرد- همه ی این اثار را در یک دوره ی پنج ساله خلق کرد. او بسیاری از شاهکارهای هنری خود را به فروش رساند. در گذشته هنر فقط یک سرگرمی بود ولی اکنون برای او تبدیل به یک حرفه شده است (ساموئل.جی. ۲۰۰۹). هنر می تواند یک اثر شفا بخش در مغز داشته باشد.

۵- معنویت و دعا کردن مهم است. جنبه های فیزیکی، شیمیایی و ژنتیکی در زندگی، شخصیت و خلق ما وجود دارند. همچنین یک جنبه ی روانشناسانه، احساسی و روحانی وجود دارد که به روان ما مربوط می شود. همه اینها هنگام تعیین سلامت خلق و روان نقش مهمی دارند. ما باید به نیازهای معنوی مان توجه داشته باشیم زیرا جزئی حیاتی برای سلامت روان ما می باشند. نادیده گرفتن نیازهایمان، یا به خطر انداختن نیازهای معنوی و احساسی مان می تواند سلامت روان ما را به خطر بیاندازد به خصوص اگر آسیب جدی باشد.

دعا کردن: دعا کردن برای طلب کمک و آرامش به شما کمک می کند مشکلات سلامت روانتان را بهبود ببخشید.

گذراندن زمان طولانی بیرون از خانه. از انجام فعالیت های داخل خانه خودداری کنید و زمانتان را در طبیعت بگذرانید. سبز درمانی green therapy یکی از را هایی اثر بخش برای آرامش روانی است، برای آرام کردن استرس و مشغولیت ذهنی، برای رها شدن از افکار منفی و افکار درهم به سراغ طبیعت بروید.

۷- اجتناب از انزواطلبی. به سازمانی که از شما حمایت می کند ملحق شوید. جلسات منظم با دیگران با استفاده از تجربیاتی که آنها به اشتراک می گذارند می توانند به شما کمک کنند که مثبت اندیش باقی بمانید و برای خارج شدن از بحران ها از آنها بهره ببرید. به عبارتی دیگر، ملحق شدن به یک سازمانی که به دیگران کمک می کنند با حس پذیرش، وحدت و تحقق بخشی می توانند در بهبود بخشیدن مشکلات روانی کمک کننده باشند.

۸- تغذیه سالم. یک رژیم غذایی سرشار از مواد قندی و چربی می تواند باعث ضعف بدن و ذهن شود. اکثر صبحانه ها از غلات بسیار زیاد و نوشابه های انباشته از شکر تشکیل شده است. رژیم غذایی تان را به وسیله ی مصرف میوه ها و سبزیجات سالم بهبود ببخشید و میزان مصرف الکل را کاهش دهید. سیگار کشیدن را متوقف کنید! اگر شما فکر می کنید که ترک کردن سیگار سخت است، از میزان سیگاری که روزانه می کشید بکاهید. نیکوتین باعث انقباض رگ های خونی مغز می شود که باعث تشدید و یا بدتر شدن بیماری های روانی می شود.

کودکان نیاز دارند که روزی سه وعده غذا بخورند. یک صبحانه سالم بسیار ضروری است. برای بعضی از کودکان حساس، صبحانه ی مدرسه شامل میوه های حلقه حلقه شده و دیگر غلات دارای شکر، کلوچه، کیک، به همراه آب میوه و شیر می تواند بر روی مغز کودک اثر منفی داشته باشد.

مدارس و والدین باید در رابطه با تغذیه ی کودکان دقت لازم را داشته باشند که کودکان تغذیه ی سالمی داشته باشند، (صبحانه، ناهار، تنقلات، نوشیدنی ها، و شام). برقراری تعادل به صورت داشتن رژیم غذایی سالم در هر کودکی تغییرات به خصوصی را در سلامت روانش به وجود خواهد آورد. برای کودکانی که دچار اختلالات روانی هستند بسیار مهم است که وعده های غذایی منظمی از صبحانه و ناهار داشته باشند.

۹- اجتناب کردن از الکل، مواد مخدر و استفاده زیاد از کافئین. این موارد بخصوص برای کسانی که مشکلات روانی دارند بسیار مهم است. الکل از عوامل تشدید کننده افسردگی و اختلال دو قطبی می باشد (برای مثال جنون افسردگی). برای بسیاری از افراد که اعتیاد دارند، بهتر است که از این خصلت خودداری کرده و سعی کنند که شرایط را اداره کنند. برای کسانی که دچار اختلالات روانی هستند، اجتناب از الکل بهترین راهکار است.

۱۰- اجتناب از پورنوگرافی. تحریک شدن به وسیله ی پورنوگرافی بدون داشتن شریک جنسی واقعی برای لحظه ای می تواند لذت بخش باشد، ولی می تواند منجر به پوچی عاطفی شود که می تواند باعث به وجود آمدن علائم افسردگی، اختلال دو قطبی، و OCD (اختلال وسواس فکری عملی) شود. علاوه بر این، ارتباط جنسی بدون قاعده می تواند باعث افسردگی و دیگر مشکلات روانی شود. لذت جنسی واقعی از نظر فیزیکی و احساسی نیازهای شخص را برطرف می کند. شریک جنسی شما باید شریک زندگی شما باشد کسی که از نظر عشق و احساس هر روزه در زندگی شما را حمایت می کند.

۱۱– شرکت در فعالیت هایی که باعث افزایش اعتماد به نفس شما می شود. نواختن یکی از آلات موسیقی مانند پیانو یا ویولون را یاد بگیرید- و با آن بنوازید! این مورد به ویژه برای کودکان بسیار کمک کننده است. یک کودک ۱۳ ساله با اختلال ADHD ابراز کرده است که نواختن پیانو به او برای رشد افکار مثبت و داشتن اعتماد به نفس در زمانی که هیچ دوستی نداشته به او کمک کرده است.

علاوه بر این، استعدادها هنری خود را پرورش دهید. هنر نیز باعث افزایش اعتماد به نفس می شود. کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان نیز می توانند از مزایای هنر بهره مند شوند. در رابطه با اعتیاد نیز می تواند موثر باشد، به صورت طبیعی ذهنتان را آرام می سازد و به شما کمک می کند که اعتماد به نفستان را افزایش دهید. زمانی که شما کار هنری خود را نظاره می کنید، شما متوجه می شوید که چقدر ارزشمند، باهوش و خاص هستید. فعالیت های زیادی وجود دارند که شما می توانید از طریق آنها اعتماد به نفستان را بهبود ببخشید، بنابراین انتخاب های خودتان را کشف کنید.

برای اعضای خانواده ای که دارای یک کودک، نوجوان، یا بزرگسال دارای اختلال روانی هستند بسیار مهم است که به آنها عشق، حمایت و پذیرش بدون قید و شرطتشان را نشان دهند. به عبارتی دیگر، نسبت به کسی که دچار مشکلات روانی است نگرش مثبتی داشته باشید و به او عشق بورزید و ناامید نشوید. او را مورد سرزنش و تمسخر قرار ندهید زیرا این مسئئله می تواند باعث از دست دادن اعتماد به نفس او شود و از خودش بیزار شود. این مورد به خصوص برای کسانی که گرایش به اختلال خوردن دارند صدق می کند. عشق و حمایت پایان ناپذیر خود را زمانی که بیشتر به آن نیاز دارند به کودک و نوجوانتان نشان دهید.

افزایش درایت خود. راه های زیادی برای افزایش درایت (یا رشدتان) وجود دارد. برای تقویت و حفظ احساساتمان در زمانی که به سمت بحران روانی در حرکت هستیم بسیار موثر است. هر روزه به نیازهای معنوی تان توجه داشته باشید. صرف زمانهایی بیرون از خانه می تواند برای مقابله با اختلالات روانی مانند افسردگی، اختلال دو قطبی، و ADHD موثر باشد. درمان سبز می تواند بدون هیچ عوارضی موثرتر از داروهای روان درمانی باشد. زمانی که مردم به توصیه های شما نیاز دارند به آنها راهکار نشان دهید.
سعی کنید با استفاده از مطالعه ذهنتان را فعال نگاه دارید. مطالعه می تواند باعث تقویت فعالیت ذهنی شود، به ویژه اگر تمرکز ما بیشتر بر روی مطالعه ی مطالب مثبت باشد. اشتراک مجلات و کتاب های مثبت را بگیرید. این مسئله به ویژه برای کودکان بسیار مهم و ضروری می باشد.
برای زندگی و کارتان هدفی بیابید. فعالیتی داشته باشید که به کودکان، سالمندان، معلولین، و افراد محروم کمک می کند. بخشی از زمان خود را به کارهای خیرخواهانه به صورت داوطلبانه اختصاص دهید. با علاقه به دیگران کمک کنید، ویژگی های مثبت خود را پرورش دهید و به زندگینتان معنا و هدف ببخشید. مربیگری در مهد کودک و یا فعالیت در آژانس های اجتماعی به صورت داوطلبانه یا صدقه دادن برای کمک به کودکان می تواند اهدافتان را بهبود بخشد، و به شما کمک می کند که بر روی چیزی یا کسی تمرکز کنید که از خودتان مهم تر است. حتی می تواند برای داشتن ارتباط با دیگران نیز به شما کمک کند. در مواردی تغییر شغل می تواند باعث بهبود بحران های روانی تان شود بخصوص اینکه شغل جدیدتان در رابطه با کمک به دیگران باشد.
گوش دادن به موسیقی های ملایم و آرامش بخش. بسیار از موسیقی های امروز الکترونیکی، پرسر و صدا و بسیار ضربدار هستند. تحریکات ذهنی ثابت می تواند دلیلی برای مشکلات روانی باشد. برخی از موسیقی های آلترناتیو می توانند باعث افسردگی و احساس پوچی شوند. راک اند رول، هوی متال و دیگر صداهای سنگین می تواند باعث ایجاد آشفتگی در مغزمان شود، که می تواند باعث بر هم خوردن تعادل شیمیایی مغزمان شود.

 

علایق خود را نسبت به موسیقی های ملایم و مهربانتر و متنوع تر پرورش دهید. این مسئله می تواند به حفظ جریان احساسات مثبت و بدون وقفه در ذهنمان کمک کند. شما می توانید احتمال خطر افسردگی را با حفظ افکار مثبت در خود، کاهش دهید. این مسئله به خصوص در مورد کسی که با هر نتی زندگی می کند صدق می کند. به هر حال برخی از افراد ممکن است به صورت منفعلانه به موسیقی گوش دهند، برخی نیز ممکن است با گوش دادن به موسیقی احساساتی شوند. اگر شما دچار اختلال روانی هستید، برای شما مهم است ک که تنها به موسیقی های ارامش بخش و ملایم گوش دهید.

حفظ نظم و اجتناب از بهم ریختگی. خانه ی خود را تمیز و مرتب نگه دارید؛ اگر ضروری می بینید برای مرتب کردن خانه و اموال خود کمک بگیرید. از به هم ریختگی خلاص شوید. به صورت حسابهای توجه کنید، چون امور مالی نیز می تواند بر روی سلامت روان شما تاثیر بگذارد.

منبع :۱۶ کلید برا ی داشتن سلامت روانیکانون مشاوران ایران

اسکیزوفرنیا چیست، چه علائم و نشانهایی دارد؟

اسکیزوفرنیا چیست، چه علائم و نشانهایی دارد؟

این راهنما یک سری اطلاعات و راهنماهایی را در مورد اسکیزوفرنیا[۱](جنون جوانی) در افراد جوان و بزرگسالان ارائه می دهد.

این مقاله با کمک روان پزشکان – دکترهای بالینی که در زمینه سلامت روان متخصص هستند – و با استفاده از اطلاعات مصرف کنندگان و مراقبان تهیه شده است.

این مقاله بر مبنای شواهد علمی به روز رسانی شده می باشد.
این راهنما برای افراد زیر می باشد:

افرادی که تا به حال اسکیزوفرنیا در آنها تشخیص داده شده است
افرادی که فکر می کنند ممکن است دارای علائم اسکیزوفرنیا باشند
خانواده ها و دوستانی که این علائم را دارند

 

حقایق در مورد آن

اسکیزوفرنیا: یک بیماری روانی می باشد که بر روی نحوه کارکرد مغز تاثیر دارد.

افراد دارای اسکیزوفرنیا، پسیکوز[۲] (روان پریشی) را تجربه می کنند که به معنای داشتن مشکلات جدی در رابطه با تفکر مشخص، عواطف و شناخت موارد واقعی و غیر واقعی می باشد.

این بیماری منجر به ایجاد مشکل برای بودن در کنار سایر افراد و سپری کردن زندگی روزمره می شود.

تا به حال علت دقیق اسکیزوفرنیا مشخص نشده است.

علائم رایج این اختلال عبارتند از:

توهمات (همانند شنیدن صداهای افرادی که در آنجا حضور ندارند)
هذیان ها (عقاید نادرست که در اغلب مواقع بر مبنای توهمات می باشند.
عدم توانایی برای تفکر و صحبت کردن مشخص اقدامات غیرمعمول
عدم توانایی برای لذت بردن از موارد مختلف
عدم توانایی برای داشتن احساسات عاطفی نرمال
از دست دادن علاقمندی به سایر افراد
بهترین روش تشخیص اسکیزوفرنیا، تشخیص داده شدن آن توسط یک روان پزشک می باشد

زمانی که فرد دارای اسکیزوفرنیا، درمان مناسبی را دریافت می کند، می تواند تفکرات و اقداماتی همانند قبل (از ابتلا به اسکیزوفرنیا) داشته باشد.

معمولا برنامه درمان شامل دارو، آموزش، توان بخشی و حمایت می باشد.

درمان اسکیزوفرنیا تقریبا در تمامی موارد، بلند مدت می باشد.

افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا، در زمانی که خودشان و خانواده آنها دارای رابطه همکاری مناسبی با تیم مراقب سلامتی باشند، بیشترین شانس را برای بهبود خواهند داشت.

در رابطه با اسکیزوفرنیا

اسکیزوفرنیا چیست؟

اسکیزوفرنیا یک بیماری روانی می باشد که بر روی نحوه کارکرد مغز تاثیر می گذارد. افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا، روان پریشی را تجربه می کنند.

که به معنای داشتن مشکلات جدی در رابطه با تفکر مشخص، عواطف و شناخت موارد واقعی و غیر واقعی می باشد.

این مشکلات می تواند شامل شنیدن یا دیدن مواردی که در آنجا وجود ندارد (توهمات) یا عقاید عجیب و غریبی باشد که غیر نرمال یا نادرست هستند (هذیان ها).

اسکیزوفرنیا چیست، چه علائم و نشانهایی دارد؟

اسکیزوفرنیا چیست، چه علائم و نشانهایی دارد؟

در اغلب مواقع اسکیزوفرنیا باعث می شود که فرد از سایر افراد فاصله بگیرد.

ممکن است آنها یک سری مشکلاتی را در رابطه با شناخت عواطف سایر افراد داشته باشند و احساس افسردگی یا تحریک پذیری داشته باشند.

سایر بیماری های مشابه با اسکیزوفرنیا شامل اختلال اسکیزوفرنی عاطفی[۳] و اختلال اسکیزوفرنی شکل[۴] می باشند.

اکثر افراد جامعه شناخت مناسبی نسبت به اسکیزوفرنیا ندارند. طرز برخوردها و رفتارهای سایر افراد می تواند منجر به ایجاد اضطراب در افراد دارای اسکیزوفرنیا و خانواده آنها شود.

افسانه های مربوط به اسکیزوفرنیا

اسکیزوفرنیا به معنای داشتن شخصیت چندگانه می باشد.

واقعیت:

شخص دارای اسکیزوفرنیا، دارای شخصیت چندگانه نمی باشد.

افسانه:

افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا، افراد خطرناکی هستند.

واقعیت:

داشتن اسکیزوفرنیا به این معنا نمی باشد که فرد خشن می باشد یا غیر قابل کنترل است.

در زمانی که این بیماری به صورت مناسبی درمان شود، تفکرات و اقدامات این افراد همانند گذشته (قبل از ابتلا به بیماری) خواهد شد.

فرد دارای اسکیزوفرنیا می تواند تحریک شود و در زمانی که با توهمات یا عقاید غیرمعمول مواجه می شود، احساس خواهد کرد که باید از خودش دفاع کند.

در اغلب مواقع، افراد دارای اسکیزوفرنیا مرتکب خشونت علیه یک فرد دیگری می شوند.

چه چیزی منجر به ایجاد اسکیزوفرنیا می شود؟

عوامل ایجاد اسکیزوفرنیا تا به حال به صورت کاملی مشخص نشده اند.

برخی از مواردی که منجر به افزایش احتمال ایجاد اسکیزوفرنیا در یک فرد می شوند، عبارتند از:

داشتن ژن های خاص
صدمات فیزیکی در مغز
تجربه آسیب زا
استفاده از موادی همانند حشیش.

اسکیزوفرنیا همانند اکثر بیماری های دیگر، در خانواده ها ایجاد می شود. فردی که یکی از والدین، برادر یا خواهر وی دارای اسکیزوفرنیا می باشد، شانس بیشتری برای ابتلا به آن دارد.

با این وجود، اکثر افرادی که یکی از اعضای خانواده آنها به اسکیزوفرنیا مبتلا می باشد، خودشان دچار این بیماری نمی شوند.

چه شخصی به اسکیزوفرنی مبتلا می شود؟

اسکیزوفرنیا در تمامی کشورها و فرهنگ ها مشاهده می شود.

معمولا اسکیزوفرنیا در بین افراد ۱۵ تا ۲۵ ساله ایجاد می شود، ولی همچنین می تواند در مراحل بعدی زندگی هم ایجاد شود.

در موارد محدودی، اسکیزوفرنیا در دوران کودکی شروع می شود.

میزان شیوع اسکیزوفرنیا در بین زنان، یک مقدار بیشتر از مردان می باشد. مردان تمایل دارند که علائم اسکیزوفرنیا را زودتر از زنان نشان بدهند.
چه شخصی به اسکیزوفرنی مبتلا می شود؟چه شخصی به اسکیزوفرنی مبتلا می شود؟

علائم اسکیزوفرنیا

علائم اسکیزوفرنیا در افراد مختلف متغیر می باشد و معمولا شامل موارد زیر است:

شنیدن یا دیدن مواردی که واقعی نیستند (توهمات)
داشتن عقاید عجیب و غریب (هذیان)
تفکر و گفتار غیرمعمول
داشتن مشکلاتی در رابطه با تفکر مشخص
عدم توانایی برای تصمیم گیری و مشکل داشتن در برنامه ریزی
مشکل داشتن در تفسیر احساسات و انگیزه های سایر افراد
تفکرات خودکشی.

برخی از این علائم به صورت علائم “مثبت” و برخی دیگر به عنوان علائم “منفی” توصیف می شوند.

علائم “مثبت” رایج شامل توهمات و هذیان ها می باشند. (به دلیل اینکه این موارد عبارت از تجربیات اضافی هستند که بخشی از یک تجربه نرمال و عادی نمی باشند، به عنوان علائم “مثبت” نامگذاری شده اند).

علائم “منفی” رایج عبارتند از: از دست دادن لذت مربوط به موارد مختلف، عدم توانایی برای احساس کردن عواطف، از دست دادن علاقمندی به بودن در کنار سایر افراد و اذیت نشدن در نتیجه انجام دادن موارد مختلف. (به دلیل اینکه یک چیزی از دست می رود، این موارد “منفی” نامیده شده اند).

الگوهای علائم

زمان هایی که علائم موجود وخیم تر می شوند، بازگشت نامیده می شود. زمانی که علائم بهبود می یابند یا از بین می روند، بهبود نامیده می شود.

زمانی که توهمات و هذیان ها صورت می گیرند یا وخیم تر می شوند، ممکن است که فرد با یک سری مشکلاتی در مورد وظایف روزمره، تفکر مشخص، حل کردن مشکلات یا تصمیم گیری ها مواجه شود.

ممکن است این افراد نتوانند عواطف خودشان را کنترل کنند یا برخورد مناسبی با اعضای خانواده، دوستان یا سایر افراد داشته باشند که شامل تیم مراقبت سلامتی است.

اولین علامت چیست؟

قبل از آنکه علائم روان پریشی مشخص شوند و اسکیزوفرنیا تشخیص داده شود، اکثر افراد علائم مرحله اولیه را نشان خواهند داد. علائم می توانند شامل موارد زیر باشند:

تغییراتی در رفتار نرمال، همانند وخیم تر شدن وضعیت کار یا کار مدرسه ای
بیشتر منتظر نماندن برای بودن در کنار دوستان
انجام ندادن فعالیت های نرمال
شروع شدن تفکرات غیرمعمول

شنیدن صداهایی که سایر افراد نمی شوند. اسکیزوفرنیا نمی تواند در این مرحله اولیه تشخیص داده شود، ولی این بدان معنا است که فرد با ریسک بالایی در مورد ابتلا به اسکیزوفرنیا مبتلا شده است.

مرحله اولیه همانند یک هشدار می باشد – تمامی افرادی که این علائم را دارند، دچار یک پسیکوز، همانند اسکیزوفرنیا، نخواهند شد.

برخی از افراد دارای علائم مشابه ممکن است که دچار یک بیماری روانی دیگری، همانند اختلال دوقطبی یا اضطراب شوند، یا با ریسک افزایش یافته از خود آسیب زنی مواجه باشند.

شناسایی مواردی که درست نمی باشند و مراجعه به کمک اهمیت زیادی دارد.

درمان اولیه می تواند منجر به تاخیر در علائم روان پریشی شود.

چرا کمک گرفتن اهمیت دارد مراقبت بالینی اولیه می تواند یک مورد حیاتی برای بهبود مناسب باشد.

هر چقدر که شما زودتر به درمان مراجعه کنید، شانس بیشتری را برای داشتن یک تشخیص درست و استفاده از یک روش درمان مناسب خواهید داشت و کمک مفیدتری را برای مدیریت مشکلاتتان دریافت خواهید کرد.

منبع :اسکیزوفرنیا چیست، چه علائم و نشانهایی دارد؟مشاوره

فواید خوش بینی بر سلامتی

فواید خوش بینی بر سلامتی

ما را به یک مافوق انسان تبدیل می کند.

موانع موجود را بردارید، از بدبینی دست بردارید ! خوشبین بودن یک عامل کلیدی برای شکست ناپذیری می باشد.

با وجود تلاش های بسیار ما برای حفظ سلامتی از طریق ورزش و تمرین، ما همواره با یک خطر مربوط به اسیب دیدن مواجه هستیم. آیا می توان این آسیب را با استفاده از خصوصیات و ویژگی های شخصی تحت کنترل در آورد؟ اجازه بدهید که وارد بحث مربوط به منافع خوش بینی شویم.

اخیرا یک مطالعه در انگلستان، تاثیرات خوش بینی را بر قابل پیش بینی بودن صدمات ، و عملکرد بعد از آسیب دیدن، مورد آزمون قرار داده است و به این نتیجه رسیده است که با افزایش سطح خوش بینی، در مردان و زنان ورزش کار ، احتمال صدمه دیدن در این افراد کاهش می یابد.

به نظر می رسد افراد خوش بین، در بهبود سلامتی خود ، فعال تر باشند. آنها به طور مناسب تری، استراحت و تغذیه را مدیریت می کنند، و در موقعیت های مناسب و تعداد و طول مدت مناسب، ورزش انجام می دهند. آنها همچنین به این نتیجه رسیدند که واکنش های استرس، در طول موقعیت های فیزیکی سخت آنها وجود نداشت.

افراد خوش بین فعالانه به دنبال ارتقای سلامتی خود هستند، در حالی که همچنان ریکاوری انجام می دهند، و در این شرایط، به احتمال پایین تری دچاراحساسات منفی، از قبیل افسردگی، بی قراری، یا گوشه گیری می شوند، مواردی که احتمال تکرار شدن صدمات را افزایش می دهد.

فواید خوش بینی بر سلامتی

فواید خوش بینی بر سلامتی

آینده ای را تصور کنید که از امروزتان بهره می گیرد

خوش بین بودن و بد بین بودن، از طریق انتظارات عمومی مشخص می شوند، که نتیجه آنها، به ترتیب، مثبت و منفی خواهدشد. در حالی که تحقیقات نشان می دهند که خوش بین ها، بهزیستی روانی بیشتری را نسبت به بدبین ها تجربه می کنند، در هنگام سختی های زندگی مثبت ماندن نسبت به آینده بسیار سخت است.

تحقیق نشان داده است که داشتن بهترین تصور از خود ممکن، می تواند خوش بینی را افزایش دهد. تصور بهترین خود ممکن شامل تفکر و نوشتن در مورد خصوصیات آینده، با استفاده از ویژگی های ایده ال و بهترین دست آورد ها می باشد.

محققان در دانشگاه اوبرو به این نتیجه رسیدند که دانشجویانی که در مورد بهترین خود ممکنشان تفکر می کنند می نویسند و این وضعیت را تصور می کنند، نسبت به افرادی که این کار را برای یک روز معمولی از زندگی خود انجام می دهند، افراد خوش بین تری هستند. محققان این مطالعه بر این عقیده اند این امر بدین علت است که آنها بهترین خود ممکن خود را به اهدافشان متصل می کنند.

یک فرد با بهبود شرایط دسترسی به یک هدف، یک وضعیت خوش بینانه تری را تجربه خواهد کرد. در حقیقت، تفکر در مورد یک وضعیت مثبت مانند رفتار یا حرکت به سمت ان هدف می باشد و منجر به افزایش اعتماد به نفس در فرد موفق خواهد شد.

خوش بین بودن به شما اجازه می دهد طول عمر بیشتری داشته باشید

مطالعات متعددی به این نتیجه رسیدند که خوش بین بودن، با طول عمر در ارتباط است، همچنان که احساس فیزیکی و روانی خوب هم، در مقایسه با بدبینی تاثیر گذار است، که قبلا بحث شده است.

یک مطالعه در ایالات متحده، در حدود ۱۰۰۰۰۰ نفر را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که افراد خوش بین، نسبت به افراد بد بین، به احتمال کمتری در اثر بیماری گرفتگی رگ قلب یا دیگر عوامل می میرند و اختلاف مرگ بین این افراد ، بالای هشت سال می باشد. مطالعات مشابه دیگری نیز صورت گرفته است که ارتباط ما بین خوش بینی و وضعیت سلامتی خوب را تایید کرده اند.

باور داشتن این امر که چیز های خوبی در زندگی خواهد افتاد، یک خوش بینی مستقل از موقعیت خاص می باشد، و دارای ارتباط قوی با نرخ ریکاوری بهبود یافته، بعد از عمل جراحی و نرخ افراد زنده مانده بعد از رشد سرطان، می باشد.

بنابراین، این امر برای شما چه پیامی دارد؟ آیا در طول برنامه روزمره خود، کارهایی را برای افزایش طول عمر خود و زندگی سالم انجام می دهید؟ احساس راحتی داشته باشید و در زیر برای ما کامنت بگذارید!

منبع :فواید خوش بینی بر سلامتیمشاوره ازدواج

چگونه تفکر و احساسات بر روی سلامتی تاثیر می گذارند؟

چگونه تفکر و احساسات بر روی سلامتی تاثیر می گذارند؟

احساسات تجربه ای آزاد است و بدون در نظر گرفتن قضاوت ها و پی آمدهای آن ابراز می شوند یا اینکه به راحتی تمایل داریم که در ما جریان داشته باشد. از سوی دیگر، سرکوب کردن احساسات (به ویژه ترس ها و یا احساسات منفی دیگر) می تواند باعث نابودی انرژی روانی و امید در ما شوند و برای سلامتی مان مشکلاتی را به وجود بیاورند، مانند فشار خون بالا یا اختلالات گوارشی.

از این رو، برای ما بسیار مهم است تا افکار و احساساتمان را شناسایی و تشخیص دهیم، و از تاثیراتی که افکار و احساساتمان بر روی ما دارند، و نسبت به تاثیراتی که آنها نه تنها بر روی همدیگر بلکه بر روی بدن، رفتار و روابطمان دارند آگاه باشیم. به عنوان افزایش آگاهی مان، برای ما بسیار راحت تر است که طرز تفکر، چگونگی احساسمان، و دیدمان نسبت به تجربیاتمان را مورد بررسی قرار دهیم. پس از آن ما قادریم پاسخ های مان به افکار و احساساتمان را تنظیم کنیم.

منفی بافی و سلامت جسمانی

استرس مزمن به دلیل نگرش های منفی و احساساتی مانند تنها بودن و ناامیدی می تواند تعادل هورمونی بدن را به هم بریزد و مغز را از مواد شیمیایی که برای احساس شادی مورد نیاز هستند خالی سازد، همچنین می تواند به سیستم ایمنی بدن آسیب وارد سازد. یافته های علمی جدید مشخص کردند که پیشروی استرس مزمن باعث کوتاه شدن عمرمان با کوتاه کردن تلومرهایمان (بخش انتهایی رشته ی DNA که نقش مهمی را در پیریمان بازی می کنند) می شود.

مدیریت ضعیف احساسات و یا خشم سرکوب شده (کینه ورزی) نیز با به وجود آمدن مشکلات سلامتی در ارتباط است، مانند بیماری فشار خون، بیماری های قلب و عروق، اختلالات گوارشی، و عفونت.

ضرورت مثبت نگری

باربارا فردریکسون نشان داده است که احساسات مثبت دو تاثیر مهم دارند: تاثیر که بر روی دید ما نسبت به جهان دارند (مانند الهام بخشی، خلاقانه، شگفت انگیز و دیگر موارد)، و دوم اینکه با طی شدن زمان این احساسات فراتر می رود، و انعطاف پذیری و شکوفایی عاطفی پایداری را در ما به وجود می آورند.

دکتر فردریکسون سالها را صرف تحقیق و انتشار مزایای جسمی و روحی نگرش مثبت کرد، از جمله بهبود سریعتر مشکلات قلبی و عروقی، خواب بهتر، سرماخوردگی کمتر، و مهم ترین احساس که داشتن احساس خوشبختی است. خبر خوب اینکه نه تنها نگرش مثبت- مانند بازیگوشی، قدردانی، ترس، عشق، علاقه، آرامش همه با یکدیگر در ارتباط اند یعنی هر کدام از این احساسات بر روی دیگر احساسات تاثیر گذار هستند – و بر روی سلامت و تندرستی تاثیر مستقیم دارند،بلکه ما می توانیم با تمرین این نگرش ها را در خودمان تقویت کنیم.

به هر حال، ما آرزو داریم که در برابر چیزهایی که زندگی مان را تهدید می کنند از خودمان حفاظت کنیم. ما بیشتر تمایل داریم که احساسات بدمان را بیشتر از احساسات خوبمان اولویت بندی کنیم. در حالی که این یک مکانیزم برای زمانی است که فرد در موقعیت های خطرناک نیاز به این دارد که هوشیاری خود را حفظ کند، این حقیقت بسیاری از ماست، این «سوگیری منفی» به این معنی است که ما بیشتر زمانمان را صرف فکر کردن به ناکامی های جزئیمان می کنیم مانند ترافیک بد، مخالفت با یک دوست، نادیده گرفتن بسیاری از موقعیت هایی که ما می توانستیم آنها را تجربه کنیم، ترس و قدر شناسی دیگران.

فردریکسون به منظور جبران افکار منفی و تجربه های عاطفی هماهنگ محاسباتی صورت داده است، که ما برای هر تجربه منفی احساسی، نیاز داریم که سه نوع احساسات مثبت را تجربه کنیم. او اظهار می کند که این کار برای افرادی که تفکرات مثبتی کمتری دارند ضروری است، این احساسات مثبت به معنای واقعی بر روی اثرات فیزیکی افکار منفی تاثیر معکوس دارد و باعث بازسازی ساختار روانشناسی و ایجاد شکوفایی در زندگی فرد می شوند.

چگونه تفکر و احساسات بر روی سلامتی تاثیر می گذارند؟

چگونه تفکر و احساسات بر روی سلامتی تاثیر می گذارند؟

بخشش

داشتن نگرش بخشش -یعنی پذیرش کامل شرایط منفی که رخ داده است و چشم پوشی کردن از احساسات منفی که به دلیل این اتفاق به وجود آمده است- قابل اموختن است و ما راهدایت می کند که تجربه ی ذهنی، احساسی و فیزیکی بهتری داشته باشیم. پروژه ی بخشش استنفورد به ۲۶۰ بزرگسال به مدت ۶ هفته آموزش داده شد.

۷۰% گزارش کاهش در میزان احساس صدمه دیدن
۱۳% تجربه ی کاهش خشم
۲۷% شکایت های جسمی کمتر (به عنوان مثال، درد، ناراحتی معده و روده، سرگیجه و غیره)

بخشش همچنین با عملکرد بهتر سیستم ایمنی بدن و طول عمر بیشتر در ارتباط است. مطالعات دیگر نشان داده است که بخشش بیش از یک تاثیر استعاری بر روی قلب دارد: بخشش باعث پایین آمدن فشار خون و بهبود سلامت قلب و عروق می شود.

حق شناسی

قبول کردن جنبه های خوب زندگی و سپاسگزار بودن تاثیر قوی بر داشتن احساسات خوب می گذارد. در یک مطالعه، از افراد خواسته شد که نعمت ها و احساسات شادتر خود را بشمارند، یادآوری بیشتر این احساسات، باعث کاهش درد های جسمی، و خواب بهتردر کسانی که شادی هایشان را به صورت لیست در آورده بودند شد.

انعطاف پذیری عاطفی

دکتر اندرو ویل انعطاف پذیری را به صورت یک باند کشی توصیف کرده – مهم نیست که فرد چقدر به وسیله ی احساسات منفی انعطاف پذیری اش کشیده می شود، فرد قادر است این کش آمدن را به سر جای اصلی اش باز گرداند. افراد انعطاف پذیر قادرند احساسات سختی مانند درد، غم و اندوه، ناامیدی، و غم و اندوه مداوم را تجربه کنند – در حقیقت، برخی از افراد با درک این مسئله که سختی کشیدن باعث رشد شخصی و داشتن چشم انداز بهتر نسبت به زندگی می شود، قادر هستند که این احساسات را با خوش بینی و امید به چالش بکشند.

افراد منعطف درد و رنجی را که تجربه می کنند انکار نمی کنند؛ در عوض، آنها برای غلبه بر اثرات منفی شرایط سخت از احساسات مثبت استفاده می کنند. احساسات مثبت از نظر علمی برای ترمیم آثار احساسات منفی به بدن کمک می کند. بنابراین ایجاد احساسات مثبت در طول زمان به ما کمک می کند تا در مواجهه با بحران ها و استرس ها مقاوم تر شویم.

منبع :چگونه تفکر و احساسات بر روی سلامتی تاثیر می گذارند؟مشاوره جنسی

خیانت والدین بر فرزندان چه تاثیری دارد؟

خیانت والدین بر فرزندان چه تاثیری دارد؟

خیانت به معنای برقراری نوعی از رابطه ی عاطفی، جنسی و با فردی جز همسر است که به صورت مخفیانه انجام می گیرد .

آگاهی از آن می تواند طرف مقابل را دچار علایم جسمانی و روانی قابل توجهی از جمله بی قراری، خشم، ناراحتی، تپش قلب، مشکلات خواب، اضطراب، افسردگی و پوچی کند.

وقوع خیانت و آگاه شدن از آن نه تنها روابط زوجین را مخدوش می کند بلکه می تواند پایه های اساسی اعتماد و احسس امنیت در کودکان را نیز به شدت تخریب کند.

تاثیر خیانت والدین بر کودک

این مساله می تواند با توجه به سن فرزند تاثیرات متفاوتی را ایجاد کند.

به عنوان مثال فرزندان تا قبل از تجربه ی بلوغ، ممکن است به شدت در خود فرو رفته و یا پرخاشگر شوند.

بی اشتهایی، بدغذایی، افت تحصیلی، کج خلقی، ناخن جویدن، شب ادراری و کابوس های شبانه از جمله دیگر علایمی است که این کودکان از خود بروز می دهند.

ممکن است کودک علایمی از جمله بی اشتهایی عصبی و یا بیماری های روان تنی را نیز بروز دهد.

نواجوانان و ایجاد بحران های اخلاقی

می توان گفت مهم ترین مساله ی قابل طرح برای زندگی یک نوجوان، هویت یابی است.

نوجوانانی که از روابط خیانت آمیز والدین آگاه می شوند غالبا در زمینه ی شکل دادن به هویت مطلوب با مشکلات متعددی مواجه می شوند.

این گروه از نوجوانان روابط صمیمانه را سرشار از ناامنی و بی اعتمادی دانسته و بر اساس همین ادراک، پیش نویس روابط آینده ی خود را نیز ترسیم می کنند.

بر اساس مطالعات، این گروه از نوجوانان با احتمال بیشتری ممکن است دست به بزهکاری و رفتارهای پرخاشگرانه بزنند و بیشتر از سایر همسالان خود در معرض بحران های اخلاقی قرار دارند.

طوفان خشم فرزندان از طریق خیانت راه اندازی می شود.
آگاهی فرزندان از خیانت والدین می تواند منجر به تجربه ی بالاترین سطوح خشم در فرزندان شود.

تاثیر بر ویژگی های شخصیتی کودک

از نظر مشاورانه نباید تاثیر خیانت والدین بر کودک را نادیده گرفت.

در این شرایط ممکن است کودک یا نوجوان با توجه به ویژگی های شخصیتی خود و ساختار خانواده روش های متفاوتی را برای ابراز خشم انتخاب کند:

۱٫ در صورتی که جو خانواده بسته و والدمحور باشد، فرزندان با احتمال بیشتری خشم را به ودشان معطوف می کنند.

در این حالت نشانه هایی از جمله ساکت بودن، انزوا و در خود فرورفتگی، بدغذایی و بی اشتهایی عصبی بروز می کند که نشانه های خشم معطوف به خود است.

۲٫ در خانواده های فرزند سالار، ممکن است کودک بتواند عواطف خود را راحت تر بروز دهد.

در این شرایط والدین شاهد حملات خشم، پرخاشگری و انواع مشکلات رفتاری خواهند بود که نشانه ی نارضایتی فرزند از وضع موجود است و می تواند تبعات بین فردی زیادی را در محیط های مختلف به ویژه خانه و مدرسه به

دنبال داشته باشد.

خیانت والدین بر فرزندان چه تاثیری دارد؟

خیانت والدین بر فرزندان چه تاثیری دارد؟

روش های کاهش آسیب فرزندان پس از وقوع خیانت

خیانت می تواند یکی از فاکتورهای مخربی باشد که تعادل سیستم خانواده را به هم می زند و از طریق آن کودکان شاهد دعوا، نزاع، تعارض، بی حرمتی، قهر و روابط سرد و خشک والدین می شوند.

در این شرایط لازم است تا از طریق اقدامات زیر، کنترل وضعیت را به دست بگیرید و بتوانید ضمن حل مساله ی خیانت، میزان آسیب های ناشی از آن بر فرزندان را به حداقل برسانید.

۱٫ از گفت و گو های متناقض در مورد مساله خودداری کنید.

گفت و گوهای متناقض والدین در مورد خیانت نتیجه ای جز گیج و سردرگم شدن فرزند ندارد.

در این شرایط کاملا ضروری است که به صورت مشترک با فرزندتان صحبت کنید و او را در جریان جزییات اتفاقات قرار ندهید.

فرزندتان باید بداند که مشکلات قابل گفت و گو و حل هستند و هر دوی شما با او صادق هستید.

۲٫ فرزندتان را سپر بلا قرار ندهید.

در شرایط خیانت ممکن است هر یک از والدین تصمیم بگیرد تا موقعیت را به نوعی تعریف کند که کمتر مقصر جلوه کند و از این طریق بتواند حمایت فرزندان را به سمت خود جلب کند.

این شیوه از رفتار می تواند به شدت مخرب باشد.
فرزندانی که در تعارضات خانوادگی نقش سپر بلا را ایفا می کنند با احتمال بالاتری در معرض بیماری های جسمی و روانی قرار می گیرند و سطح بسیار بالایی از اضطراب را تجربه خواهند کرد.

بهتر است دست از درد و دل کردن در حضور فرزندتان بردارید و به هیچ وجه در حضور او از همسرتان شکایت و بدگویی نکنید.

۳٫ به یک مشاور مراجعه کنید.

فراموش نکنید که فرزندتان در حکم قاضی و یا مشاور اختلافات شما نیست.

باتوجه به این واقعیت که وقوع خیانت از بار عاطفی و روانی بسیار زیادی برخوردار است، بهتر است به یک مشاور مراجعه کنید تا بتوانید با او صحبت کنید، احساس درک شدن و همدلی کسب کنید و برای رفع مشکل موجود راه حلی بیابید.

۴٫ از مشاوره کودک و نوجوان غافل نشوید.

حتی اگر فرزندتان از جزییات وقوع خیانت با خبر نباشد، از طریق مشاهده ی رفتارهای سرد و پرخاشگرانه در می یابد که خانواده در وضعیت نا بسامانی به سر می برد.

در این شرایط مراجعه به روانشناس کودک و نوجوان می تواند به بهبود وضعیت روانی فرزندتان کمک کند تا بتوانید از این بحران به خوبی عبور کنید.

از آنجا که کودکان و نوجوانان در بیان احساسات خود با محدویت های بیشتری مواجه اند، لازم است تا با استفاده از روش های غیر مستقیمی از جمله بازی درمانی، احساسات منفی آن ها بررسی و تعدیل شود.

۵٫ برای ادامه ی ارتباط تان تصمیم بگیرید.

قرار گرفتن در وضعیت خیانت شما را از این حق برخوردار می کند که به رابطه پایان بدهید.

شما می توانید از طریق گفت و گو با مشاور در مورد بهترین گزینه ی موجود تصمیم گیری کنید اما هرگز اجازه ندهید که ترکش های خیانت، روح و روان فرزندتان را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

۶٫ روش های آرام سازی خود را یاد بگیرید.

با در نظر گرفتن خیانت به عنوان یک بحران، لازم است جعبه ی ابزار اورژانسی برای مقابله با این بحران تدارک ببینید.
یکی از این ابزرا ها می تواند تنفس عمیق به همراه آرام سازی عضلانی باشد.

در صورتی که تمرینات تنفس عمیق به همراه آرام سازی را به نحو موثر دنبال کنید می توانید تعارضات موجود را بهتر مدیریت کنید، در حضور فرزندتان دچار حملات خشم نشوید و واکنشی موثر تر نشان دهید.

در صورت لزوم بهتر است این تمرین را به فرزندتان نیز بیاموزید و به صورت همزمان، جلسات مشاوره برای اخذ بهترین تصمیم را دنبال کنید.

واقعیت آن است که شما با نوعی زلزله ی عاطفی مهیب مواجه شده اید که گذر از آن نیازمند امیدواری، صبر، تلاش، خودآگاهی، آرامش و دریافت کمک تخصصی است.

منبع :خیانت والدین بر فرزندان چه تاثیری دارد؟ مرکز مشاوره روانشناسی مشاورانه

چرا شوهرم بهم خیانت کرد

چرا شوهرم بهم خیانت کرد

چرا شوهرم بهم خیانت کرد:بسیاری از خانم ها نمی توانند .

باور کنند که چرا و چگونه شوهر آن به خیانت کرده است.

و مرتبا به خود و یا به مشاوران می گویند چرا شوهرم بهم خیانت کرد؟

در پاسخ این افراد باید گفت که خیانت انواع مختلفی دارد .

و برای افراد مختلف به دلایل مختلفی اتفاق می افتد.

طبیعی است که همسر شما از زندگی با شما دلسرد شود.

چرا شوهرم بهم خیانت کرد؟

او احساس می کند که شخصیت او در صورت افتادن او مورد سوال قرار می گیرد.

و در این وضعیت، اعتماد به نفس فرد افزایش می یابد.

اگر شما همچنین متوجه شدید که همسر شما از تعهدات ازدواج خود پیروی نکرده است.
می توانید پاسخ های روانشناختی مانند شک و تردید، تردید، تنوع زیاد، ناراحتی و بدبینی.
میل به محدود کردن یا کنترل روابط با او، یا حتی احساس عدم اعتماد به او را بیابید.

وقتی کسی از خیانت همسرش آگاه شود، او خودآموز می شود و می گوید به او خیانت می کند.

ما کلمات همسر خود را ندیده ایم و ما نمی دانیم که واکنش نشان داده شده به رفتار شما چیست؟

آیا آنها با این موضوع موافق هستند؟ آنها ببخشند و تمایل دارند زندگی خود را ادامه دهند.

و یا … اکثر مردم زمانی که در این وضعیت هستند، بلافاصله درباره طلاق صحبت می کنند.

علت خیانت شوهرم

با توجه به اینکه شما ذکر کرده اید که در دو سال گذشته شوهرم بهم خیانت می کنه.
به نظر می رسد که او تمایل دارد روابط را بهبود بخشد.
بنابراین اگر می خواهید موضوع را بررسی کنید.
توصیه می کنیم به همسرتان به روشهای مختلف اعتماد کنید.

برای هر رفتار دیگری که باعث سوء ظن و بد رفتاری او می شود، با او صحبت کنید.

شما باید اعتماد آسیب دیده را تعمیر کنید.

هنگامی که اعتماد متقابل در رابطه ای مانند رابطه زناشویی ایجاد می شود.

نباید کسی باشد که باعث بی اعتمادی و حتی طرف دیگر می شود که بتواند مشکل را حل کند.

در واقع، زمان برای به دست آوردن اعتماد نیاز دارد.

رفع بی اعتمادی بین زوجین

برای حل مشکل، شما باید دوباره بتوانید عشق خود را به شریک خود اثبات کنید.
یعنی با بی اعتمادی خود، حتی به مدت طولانی.
همسرتان را دوست داشته باشید و مهربان باشید و با مشاور مشورت کنید.

با تمام اینها، اگر زندگی دنیای فعلی شما دشوار است، اگر آن را بهتر یا بدتر بدانید، آن را از بین ببرید.

یکی از این علائم، جذابیت بیشتر احزاب با چیزهایی است که جز با یکدیگر نیستند.

این به این معنی است که یک فرد تلاش می کند.

بیشتر زمان خود را صرف خارج از خانه خود و با افراد غیر از همسرش صرف کند.

بی تفاوتی و بی توجهی به همسر در مورد مسائل مختلف، از جمله ظاهر.

و رفتار فیزیکی، و نیز در معرض سردی رفتار او، نشانه های مهم دیگر خیانت در زندگی مشترک است.

چرا شوهرم بهم خیانت کرد

چرا شوهرم بهم خیانت کرد

نشانه های خیانت شوهرم

نشانه های دیگری از این عبارتند از:

خودمختاری، خودخواهی و کنترل خود در یک زندگی مشترک.

که در آن فرد دیدگاه های خود را به کار می گیرد و به نظرات طرف مقابل خود توجه نمی کند.

به خاطر داشته باشید همیشه واقع بینانه باشید و هرگز خودتان را فریب ندهید .

که این اتفاق برای شما غیر قابل باور نخواهد بود، اما با رویکرد منطقی به همسرتان.

بدون اتهام به او، در مقابل این مسئله را قبل از این اتفاق به تاخیر می اندازید.

زندگی با یک زن بدخواه شاید یکی از سخت ترین کارهایی است که تا به حال انجام داده اید.
در صورت تصمیم گیری در مورد آنچه شما می خواهید یا انجام ندهید هیچ پاسخ درستی وجود ندارد.
انچه همه شما می توانید انجام دهید این است که با همسرتان ارتباط برقرار کنید.
به صدای خود گوش دهید و تصمیم بگیرید که آیا این رابطه ارزشش را دارد. خودت را سرزنش نکن.

 

دلایل خیانت شریک زندگی

دلایل شریک زندگی تو که به تو خیانت نمی کند همیشه روشن نیست.

و شما ممکن است احساس کنید که سرزنش خودتان طبیعی است.

شما ممکن است فکر کنید که شما دور از یکدیگر هستید یا اینکه خیلی نزدیک به هم نیستید.

شاید شما اجازه دهید کار شما را تمام وقت درگیر نکند و شما به اندازه کافی زمان برای رابطه خود را داشته باشید.

با این حال، این ممکن است دلایل اینکه شما باید بیشتر در رابطه خود کار کنید.

اما باید بدانید که هر کاری که انجام می دهید هرگز نباید خود را برای اشتباهات همسر خود سرزنش کنید.

مطمئنا شما ممکن است اشتباهاتی در رابطه داشته باشید و این مهم است که آن را تایید کنید.

با این حال، هرگز فکر نکنید که برخی از اشتباهات شما باعث خیانت شریک تان شده است.

خودداری از سرزنش همسر

اگر شما بیش از حد خود را سرزنش کنید ، به شریک زندگی خود اجازه داده اید که به ادامه خیانت بپردازد.
مهم است که بر رفتار شریک زندگی خود تمرکز کنید. به شخص سوم خیلی حساس نباشید.
شما ممکن است فکر کنید که دانستن همه چیز در مورد این شخص می تواند.
به شما در کشف آنچه در رابطه شما اشتباه بوده است کمک کند.
اما در واقع، هیچ پاسخی به شما نمی دهد، زیرا ممکن است درد و غم خود را اضافه کنید.
هنگامی که همسر شما رابطه دیگری دارد، این رابطه به ندرت به شخص سوم مرتبط است.
مگر اینکه همسر شما فکر کند که او واقعا یک رابطه معنادار با یک شخص سوم را آغاز کرده است.
اغلب اوقات این نشان دهنده نارضایتی از شخص خیانتکار یا ازدواج است.
اگر بیش از حد به این مرد یا زن تمرکز کنید، دیگر نمی توانید در مورد همسر یا رابطه خود فکر کنید.

منبع :چرا شوهرم بهم خیانت کردکانون مشاوران ایران

مبارزه با هیولای بی اعتمادی قبل از تخریب رابطه

من یک فرد کاملا اعتماد کننده ای می باشم. من در شرایط نرمال تمایل دارم تا اعتمادم را نسبت به سایر افراد گسترش بدهم و از آنها انتظار دارم تا مهربانی متقابل داشته باشند.

در صورتی که فرد دیگر اثبات کند که غیرقابل اعتماد می باشد، در آن صورت من سطح اعتمادم نسبت به وی را تغییر خواهم داد.

در روابطی که بی اعتمادی را تجربه می کنم، معمولا به این نتیجه می رسم که این مورد به دلیل یک نقص قابل توجهی در اعتماد صورت نگرفته است (هر چند که عبارت از مواردی می باشند که به صورت آنی منجر به جلب توجه ما می شوند)، ولی چند نمونه کوچک تر مربوط به نااطمینانی در طول زمان صورت گرفته است.

۵ مرحله مربوط به شک و سوء ظن – نقش شکاکیت در تخریب روابط

شکستن یک عهد، نرسیدن به هدف تا زمان مشخص شده، و یک الگویی از رفتار غیرقابل اطمینان، غیراخلاقی، نامناسب، یا بدون علاقه در طول زمان به یک روند تبدیل می شود.

بی اعتمادی در طول یک شب اتفاق نمی افتد، بلکه به صورت تدریجی و طی مراحل مختلف رشد پیدا می کند، و در صورتی که بتوانیم مراحلی را که در آن هستیم را تشخیص بدهیم.

این شانس را خواهیم داشت که قبل از عمیق تر شدن بی اعتمادی آن را از بین ببریم. مراحل نااطمینانی عبارتند از:

شک و بی اعتمادی

اولین مرحله مربوط به بی اعتمادی عبارت از شک می باشد. شما شروع به تجربه کردن یک نااطمینانی محدودی نسبت به یک شخص قابل اعتماد می کنید که باعث می شود مقداری از اعتماد شما به وی از بین برود.

این مورد می تواند یک نوع شک و ایرادگیری در پس زمینه ذهن شما باشد که نمی توانید از آن صرف نظر کنید، یا حتی در صورتیکه تشخیص درستی نداشته باشید، در برخی مواقع احساس و درک درستی نسبت به موقعیت نخواهید داشت.

سوء ظن در رابطه

در صورتی که شک از بین نرود، در طول زمان پیشرفت خواهد کرد و به سوء ظن تبدیل خواهد شد.

ممکن است یک الگوی رفتاری در شما شکل بگیرد که نشان دهنده عدم اعتماد باشد، ولی شما دلیل کافی برای داشتن نتیجه گیری موثقی نخواهید داشت.

اضطراب و عدم اطمینان

سومین مرحله از عدم اطمینان عبارت از اضطراب می باشد.

اضطراب شامل یک احساس مربوط به ترس و اضطراب می باشد و در اغلب مواقع به صورت فیزیکی مشخص می شود.

در هنگام تعامل با شخصی که اعتماد کاملی نسبت به وی ندارید، ممکن است که ناآرامی، ضربان شدید قلب، عصبانیت، سفتی معده، یا حتی نفرت را تجربه کنید.

مبارزه با هیولای بی اعتمادی قبل از تخریب رابطه

مبارزه با هیولای بی اعتمادی قبل از تخریب رابطه

ترس

در این مرحله از رابطه، عدم اطمینان می تواند تا جایی افزایش پیدا کند که شما نسبت به نشان دادن آسیب پذیری خودتان ترس داشته باشید.

شما موارد نقص زیادی را در اعتماد تجربه کرده اید و سطح نااطمینانی شما به یک فرد دیگر آنقدر پیشرفت کرده است که از بهزیستی عاطفی خودتان ترس دارید.

حفاظت از خود

در نتیجه ترسی که تجربه کرده اید، در یک موقعیت حفاظت از خود قرار می گیرید. شما در روابط خودتان موانعی ایجاد می کنید تا از نزدیک شدن سایر افراد به خودتان محافظت کنید.

این اقدام خود محافظتی منجر به کاهش آسیب پذیری شما می شود، ولی همچنین منجر به تقویت وضعیت نااطمینانی در رابطه می شود.

یادگیری نحوه ایجاد اعتماد مجدد در روابط

اعتماد یک نوع طنابی می باشد که منجر به نگه داشتن افراد در یک رابطه ی شود، و زمانی که این طناب پاره می شود، عدم ارتباط صورت می گیرد.

زمانیکه نسبت به یک فرد دیگری آسیب پذیر نباشید، موارد متفاوتی را در رابطه خودتان تجربه خواهید کرد.

دکتر جان تانسند [۱] در کتاب خودش به اسم فراتر از مرزها – یادگیری نحوه ایجاد اعتماد مجدد در روابط [۲] چند مورد از اعتمادهای آسیب دیده را بیان کرده است:
دکتر جان تانسند

صرف نظر کردن از رابطه

به جای بی خیال بودن، که در روابط اعتمادی یک مورد عادی می باشد، احتیاط بیشتری را در به اشتراک گذاری اطلاعات شخصی خواهید داشت.

به دلیل از بین رفتن ایمنی، از پذیرفتن ریسک ها در رابطه موجود اجتناب می کنید. در این شرایط، تنهائی یا ساکت شدن یا درونی شدن بیحالی از جمله موارد رایج می باشد.

حرکت به سمت انجام وظیفه

به منظور جبران نبود اعتماد در رابطه، ممکن است که بیش از حد خودتان را مشغول سرگرمی ها، مدرسه، کلیسا، یا سایر فعالیت ها بکنید.

به دلیل اینکه “انجام دادن کار” راحت تر از “ارتباط برقرار کردن” می باشد، شما در سایر بخش های فعال می مانید. همچنین شما بخش های شخصی رابطه خودتان با سایر افراد را از بین می برید.

روابط “دهنده” غیرمتوازن

تانسند بیان کرده است که داشتن نقش “دهنده” در تمامی روابط و اجتناب از نقش “پذیرنده” برای یک فرد معمول می باشد.

داشتن نقش دهنده به شما اجازه می دهد تا از آسیب پذیر بودن در برابر سایر افراد ایمن بمانید. شما نقش شنونده، کمک کننده و راهنمایی کننده را در برابر دیگران خواهید داشت.

ولی منجر به ممانعت از کمک سایر افراد به خودتان خواهید شد. همچنین داشتن نقش دهنده در روابط دارای وابستگی متقابل مشخص می شود.

عادت های بد

مشکلات مربوط به اعتماد در اغلب مواقع منجر به ایجاد الگوهای رفتاری مشکل زا در زندگی شما می شوند.

متوقف کردن احساسات عاطفی ما با استفاده از پرخوری، نوشیدن بیش از حد یا سایر رفتارهای اعتیادی راحت می باشد.

نااطمینانی موجود در روابط می تواند همانند موارد قابل اشتعال گسترش پیدا کند. در صورتی که در مراحل اول اقدام به شناسایی این مشکل نکنیم، موردی که به عنوان یک شک کوچک و قابل چشم پوشی شروع می شود، می تواند به سرعت به یک نااطمینانی قابل توجهی تبدیل کند.

بهترین روش برای پیشگیری از رشد نااطمینانی، داشتن تمرکز بیش فعالانه بر روی ایجاد اعتماد می باشد.

اعتماد موجود در روابط می تواند به صورت مستمر رشد پیدا کند و تقویت شود، مگر اینکه آسیب ببیند.

منبع :مبارزه با هیولای بی اعتمادی قبل از تخریب رابطهمشاوره

9 گام مهم پس از خیانت همسر

۹ گام مهم پس از خیانت همسر

خیانت همسر: به این موضوع فکر کنید که برملا کردن خیانت، چه پیامد هایی خواهد داشت

پس از آنکه متوجه خیانت همسر خود می شوید، باید چکار کنید؟ و چه کاری نباید انجام دهید؟

این مقاله به ما گام های موثری را بعد از خیانت همسر پیشنهاد می دهد:

زمانی که متوجه روابط پنهان همسر خود می شوید، وحشت، سردرگمی، رنج روحی و جسمی تمام وجود شما را فرا گرفته و شما را در وضعیتی تاریک و مبهم قرار می دهد.

سیلی از نصیحت و راهنمایی از طرف خانواده و دوستان، کتاب ها، و اینترنت به سمت شما روانه می شوند.

زندگی شما به شدت دستخوش تغییر می شود. مهم نیست چقدر همسر خیانت کار شما ابراز پشیمانی کند، شما قانع نشده و بی اعتمادی بر تمام وجود شما و رابطه تان سایه افکنده است.

در زیر ۹ راه برای برخورد با خیانت مطرح شده است:

شما ممکن است بخواهید بلافاصله از طریق شبکه های اجتماعی، تلفن، یا ایمیل تمامی افرادی که می شناسید را از کاری که او با شما انجام داده است آگاه سازید. نفس عمیقی بکشید. با استدلال و براساس منطق رفتار کنید و از کارهای عجولانه و بدون فکر خود داری کنید.
به خاطر داشته باشید که حتی اگر اکنون به نظر غیر ممکن برسد، اما ممکن است بتوانید مشکلات رابطه ی خود را حل کنید.

با گذشت زمان ممکن است احساس کنید که می توانید او را ببخشید. اگر تمام آشنایان و دوستان خود را متقاعد کرده باشید که همسرتان با بی رحمی تمام به شما خیانت کرده و موجب رنج دیدن شما شده است و این که باور کنند همسر شما را مانند یک هیولای دیو صفت تصور کنند، می تواند پذیرش مجدد او به عنوان همسر شما را برای آنها نیز بسیار دشوارتر سازد و واکنش های خانواده و دوستان شما می تواند حتی زمانی که مشکلات وخشم موجود میان شما و همسرتان برطرف شده باشد برای رابطه ی شما موجب مشکلات متعددی شوند.

9 گام مهم پس از خیانت همسر

9 گام مهم پس از خیانت همسر

پس لطفا به هر کسی چیزی نگویید.

این مسئله را تنها با افرادی که مورد اعتماد شما هستند مطرح کنید. پشتیبانی عاطفی، صرف نظر از اینکه رابطه ی شما نجات خواهد یافت یا خیر، برای تسلا و تسکین درد شما لازم است. خود را حبس نکرده و از دیگران دوری نکنید، شما به دوستان خوب خود برای ایجاد و حفظ توان کافی برای از سر گذراندن این سختی نیاز دارید.
پس از آنکه وضعیت خود را با تعداد اندکی از دوستان مورد اعتماد خود در میان گذاشتید، ممکن است تصمیم بگیرید تا این موضوع را به همه بگویید. در چنین وضعیتی حتی اگر این کار را انجام دهید و این خبر بد در مورد همسرتان را در اختیار همه بگذارید، تصمیم شما دیگر عجولانه نیست و با فکر کافی انجام گرفته است. این مسئله نشان دهنده ی توانایی شما برای اتخاذ تصمیمات قاطع و دقیق و همچنین توانایی شما برای خویشتن داری و کنترل رفتارهای خود حتی در موقعیت های دشوار است.

بلافاصله تصمیم به ترک خانه و اسباب کشی نگیرید.

اگر نمی توانید با او زیر یک سقف باشید، ابتدا برنامه ی کوتاه مدتی برای ترک آن خانه بگیرید تا زمانی برای بدست آوردن ثبات از دست رفته خود داشته باشید. ممکن است حتی فکر کردن به زندگی با این فرد که شما فکر می کردید او را می شناسید، و نقاط ضعف و راز های خود را با او درمیان گذاشته اید، به نظر غیر ممکن برسد.

اما به خود زمان کافی بدهید تا به اینکه چه چیزی به نفع شما خواهد بود فکر کنید و به راحتی بر اثر رنج وارده به خودتان صدمه نزنید. زوج های بسیاری هستند که پس از چند ماه از برملا شدن رابطه ی پنهانی یکی از آنها، دوباره زند گی در زیر یک سقف را شروع می کنند.
انتقام جویی به بهبود شرایط کمک نخواهد کرد. برخورد های احساسی، چه در سخن گفتن و یا برخورد فیزیکی با همسر خیانت کار، کاری درقبال ریشه ی مشکل شما انجام نخواهد داد. اینکه بخواهید حرف های تند و آزار دهنده ای به او بزنید، کاملا قابل درک است، اما ولی این اقدامات ویرانگر می توانند هرگونه شانس بازسازی اعتماد و امنیت عاطفی میان شما را حتی کمرنگتر سازند. احترام متقابل در آینده تنها در شرایطی حاصل خواهد شد که با آگاهی کامل در جهت بدست آوردن آن اقدام کنید.
بسیاری از مردم معتقدند که خشونت فیزیکی تنها زمانی اتفاق می افتد که مردی یک زن را کتک بزند. اعمال خشونت فیزیکی محدودیت جنسیتی ندارد. صرف نظر از آنکه چه کسی آغازگر خشونت باشد و یا مرتک اعمال خشونت بار شود،همواره نتایجی ویرانگر خواهد داشت.

تعقیب فردی که با همسر شما رابطه داشته است

یا ارسال مطالبی ناخوش آیند از او در شبکه های مجازی ممکن است اندکی خشنودی موقتی را برای شما در پی داشته باشد، ولی در درازمدت هیچ حاصلی نخواهد داشت. انرژی خود را برای این امور بیهوده مصرف نکنید.
اگر دارای فرزند هستید، بیاد داشته باشید، مسئولیت حمایت از آنها با شماست. زمانی که حرف های بدی در مورد پدر یا مادر او می زنید، آنها رنج خواهند برد. شما سعی دارید فردی که موجب جریحه دار شدن احساست شما شده است را رنج دهید، اما ممکن است در پایان متوجه شوید که همزمان موجب رنج کودکان خود نیز شده اید، و آنها مستحق آن نیستند.

حتی با این راهنمایی ها، مواجه شدن با خیانت می تواند بسیار آزار دهنده باشد.

سعی کنید متوجه شوید چه کاری به نفع شما خواهد بود. گاهی اوقات زوج ها می توانند بر مصائب ناشی از خیانت فایق آمده و رابطه ی خود را مانند قبل و یا حتی بهتر، بازسازی کنند.

ولی بسیاری اوقات نیز چنین نتایجی ناممکن است. مهم نیست که وضعیت را چگونه می بینید، همزمان با بررسی راه های پیش روی خود سعی کنید با خودتان مهربان باشید ولی از احساس ترحم در قبال خود بپرهیزید.

منبع :۹ گام مهم پس از خیانت همسرمشاوره ازدواج

خیانت

خیانت

خیانت: یکی از معضلاتی که این روزها به شدت زندگی افراد را تحت تاثیر قرار داده است مشکل برخورد با خیانت همسر است .

که در گذشته‌های نه چندان دور این مشکل رایج نبوده و زیاد در مورد آن نمی شنیدیم.

اما امروزه در بسیاری از مناطقی که حتی فکر آن را هم نمیکنیم این مورد به چشم می خورد.

دلایل خیانت

در واقع در گذشته های نه چندان دور اگر مشکل خیانت نیز وجود داشت .

تنها آن را در شهرهای بزرگ پرجمعیت تر می گیریم.

اما امروزه تنها در مناطق روستایی نیز این مشکل به چشم می‌خورد.

باید ببینیم که مشکل چیست که به اینجا رسیده ایم؟

و دلایل اجتماعی اخلاقی و فرهنگی موردنظر که ما را به این مشکل سوق داده است که می باشد.

یکی از مهمترین دلایلی که سبب می‌شود افراد به یکدیگر خیانت جنسی کنند .

مشکلات جنسی البته این مورد بیشتر در مردان بی وفا اتفاق می‌افتد.

چرا که نه به لحاظ جنسی ساخت استند این مورد برای آنها بسیار مهمتر است .

خیانت و مشکلات جنسی

در مورد بسیاری از آنها ذکر می‌کنند که تو نظر طول رابطه به خوبی بنیان های خود می رسیده اند.

تصمیم گرفتند که خیانت کنند اما در طرف دیگر خانم ها بیشتر در مورد روابط احساسی حساس هستند.

و اگر نیاز های عاطفی آنها به خوبی پاسخ داده نشود به سمت خیانت احساسی پیش می‌رود .

زیرا این مسئله برای آنها مهم تر است و به همان اندازه که مسائل جنسی برای آقایان مهم است.

مسائل احساسی برای خانم ها اهمیت بیشتری دارد.

مقالات حاضر توسط تیم تخصصی مشاوره خانواده تهیه و پشتیبانی شده است.

عدم رضایت جنسی

اما این به این معنا نیست که هیچ خانمی به دلیل عدم رضایت در رابطه جنسی.

و یا هیچ اقایی به دلیل عدم رضایت در روابط احساسی به خیانت دست نمی‌زند.

مانند رابطه جنسی مرد متاهل.

بلکه مطلب گفته شده در مورد موارد شایع تر بود. اگر متوجه شدید که جاذبه های دیگران را کشف کرده اید.

یا اگر شخصیتی را که برای شما اهمیت دارد دوست نداشته باشید، ادم باشید .

و روابط خود را مانند یک شخص محترم به پایان برسانید. شاید شما از نامزدتان، پسر یا شوهرتان متنفر باشید.

اما هنگامی که او تمام دنیای شما بود، آیا اینطور بود؟ بنابراین حق است بیشتر از او مراقب کنید.

با خیانت به او، به اطمینان و اعتماد به نفس آسیب می رسانید که احتمالا هیچ گاه فراموشش نخواهد شد.

و اگر آن را برای شما مهم نیست، پس شرم بر شما باد و بدانید در نهایت شما چوب این کار را می خورید.

خیانت

خیانت

خیانت و کاهش اعتماد به نفس

اگر شما فکر می کنید که شما خائن هستید یا نه، شما باید در اسرع وقت مطمئن شوید.

زمان ارزشمند دیگری با یک خائن بی معنی است. اگر از دیدگاه کنجکاوی به این مورد نگاه کنید.

احتمالا قبلا جواب این سوال را شنیده اید و شاید دیگر چیزی باقی نگذاشته اید.

خیانت زن میتواند تاثیر بیشتری برای افراد داشته باشد افرادی که در معرض خیانت قرار می گیرند .

در آینده ای نه چندان دور اعتماد به نفس خود را از دست می دهند .

همچنین این افراد بیشتر به دیگران بدبین می شوند مانند رابطه جنسی زن متاهل.

چرا که یک رابطه را با شور و شوق و اشتیاق آغاز کردند .

خیانت و ریشه بدبینی

و در ابتدا بیشتر همدیگر را دوست داشتند اما بعد از مدتی این خیانت باعث می‌شود.

که فرد به شدت بدبین شده و دیگر نتواند در آینده اعتماد از دست رفته خود را بازیابد.

و به دیگران اعتماد کنند لذا این امر می‌تواند تأثیرات روحی و روانی شدیدی بر روی افراد داشته باشند.

یکی دیگر از مواردی که می تواند در این زمینه نقش داشته باشد گذشته افراد است.

بسیاری از پسرهایی که ازدواج می‌کنند در دوران مجردی روابط بسیار زیادی را تجربه کرد .

و می گویند که ما تنوع طلب بوده شده ایم بنابراین پس از ازدواج .

 

خیانت و مشکلات اقتصادی

لذا بایستی دقت کنیم که افراد در این زمینه بایستی با کسانی ازدواج کنند .

که رابطه گذشته آنها مورد تایید ایران باشد زیرا می تواند تاثیر بسیار زیادی بر روی روابط افراد با یکدیگر داشته باشند.

یکی دیگر از مواردی که در خیانت افراد موثر است می ‌توانند کمبود ها و مشکلات اقتصادی باشد.

زیرا بسیاری از خانم‌ها می‌گویند که به دلیل عدم توان شوهر در تامین مالی آنها با یک شخص دیگر دوست شده‌اند.

و دوستی های ساده کم کم ان ها را به خیانت زناشویی و جنسی سوق داده است.

که یکی از دلایل اصلی و بسیار مهم جدایی ها و طلاق های این روزها هم همین مورد بوده که می‌تواند.

تأثیر بسیار زیادی در آینده روابط افراد با یکدیگر داشته باشند.

و آنها را به سمت عدم تمکین و نیز عدم علاقه به یکدیگر سوق می دهد.

در ضمن باید از خیانت مجازی نیز نام برده شود.

لزوم مشاوره بعد از خیانت

اگر فردی را می شناسید که با این مشکل مواجه شده است.

باید او را با مرکز مشاوره آشنایی داده است.

و او را به سمت استفاده از مشاوران مجرب سوق دهید .

چرا که در این زمینه مشاوره های روانشناختی می‌تواند.

به کمک افراد آمده و به خوبی مشکلات آنها را یکی پس از دیگری حل نماید .

زیرا بسیاری از مشکلاتی که پس از خیانت در افراد به وجود می آیند مشکلات روحی و روانی است .

و سبب به وجود آمدن بسیاری از مشکلاتی می شود مرکز مشاوره .

خیانت و حفظ آرامش

روانشناس ها در این زمینه می توانند کمک کننده باشند.

و مشکلات فرد را یکی پس از دیگری حل کنند.

در نهایت باید بدانید که اگر با این مشکل در خانواده خود مواجه شدید .

باید ارامش خود را حفظ کرد.

و از هر گونه رفتار عجولانه که می تواند کار را در اینده خراب تر کند پرهیز کنید.

زیرا بسیاری از افراد می گویند که بعد از فهمیدن خیانت همسرشان تمایل پیدا کرده اند .

که در صدد جبران برامده و این امر را تلافی کنند که این فکر خیلی خطرناک است.

منبع :خیانتمرکز مشاوره ایران