راه های رسیدن به آرامش بعد از طلاق که از آن ها خبر ندارید

طلاق پدیده ای است که در جامعه امروز به عنوان یکی از آسیب های اجتماعی مطرح می شود که ریشه در تغییر و تحولات گوناگون فرهنگی، اجتماعی، زیستی و غیره دارد و با پیچیده تر شدن زندگی امروز، سطح آن نیز شدت یافته است. در این مقاله به راه هایی پرداخته شده است که به شما در آرامش بعد طلاق کمک می کند.

اگرچه طلاق در برخی از شرایط می تواند تنها راه حل ممکن باشد اما چه بخواهیم یا نخواهیم طلاق، آسیب های مخصوص به خود را دارد و ما زمانی می توانیم از آرامش بعد از طلاق صحبت کنیم که با گذشت مدتی از طلاق، فرد با مراقبت های لازم که از خود به عمل می آورد و با برنامه ریزی که برای زندگی بعد از طلاق خود دارد بتواند این رویداد را در زندگی خود بپذیرد و با آن کنار آمده باشد و بعد از طلاق شرایط بهتری را برای خود رقم زده باشد.

در این مقاله در ابتدا به پیامدها و اثرات طلاق اشاره می کنیم و در ادامه راهکارهایی را برای بهتر زیستن و رسیدن به آرامش بعد از طلاق ارائه می دهیم.

آثار و پیامدهای طلاق

آثار و پیامدهای طلاق در سه بعد قابل تبیین و بررسی است.

  • بعد فردی
  • بعد خانوادگی
  • بعد اجتماعی

بعد فردی

  • ترس از آینده

اینکه فردی تصمیم بگیرد به زندگی مشترک خود، پایان بدهد کار ساده ای نیست. چنین تصمیمی می تواند با احساس تاسف و سرزنش خود همراه باشد.

فرد ممکن است از تنهایی بعد از طلاق بترسد که این ترس از تنهایی، در خانم ها بیشتر از آقایان احساس می شود.

نگرانی در مورد اینکه آیا شریک زندگی دیگری خواهم داشت؟ آیا به تنهایی می توانم زندگی ام را اداره کنم؟

خانمی که هیچ شغل و درآمدی ندارد و قرار است حضانت فرزندانش را برعهده بگیرد طبیعتا دچار این ترس می شود که چگونه قرار است از پس هزینه های مورد نیاز فرزندان بربیاید، آیا شغلی پیدا می کند؟

اگر هم تصمیم بر این باشد که فرزندان را پدر نگهداری کند ترس و نگرانی دوری از فرزندان و فکر کردن مداوم در مورد این مسئله که در نبود او چه اتفاقی برای بچه ها می افتد مشکل و دغدغه ای است که اکثر مادران دارند، پدر نیز به نوبه خود این ترس و نگرانی ها در ذهنش شکل می گیرد و می داند که اداره و تربیت فرزندان در نبود مادر کار بسیار سختی خواهد بود و این نگرانی را دارد که از این به بعد در صورت عدم حضور مادر، او چگونه می تواند بدون دغدغه و نگرانی فرزندان را رها کند و به سر کار برود.

آرامش بعد از طلاق

این ترس های واقعی ناشی از تردیدهای واقع بینانه درباره بازار کار، مسائل مالی، مشکلات بزرگ کردن فرزندان به تنهایی و تغییر در زندگی فردی و اجتماعی است.

در این مرحله یک بحران عاطفی اتفاق می افتد و احساس انسان با عقلش منطبق نخواهد بود و بر اثر تجربه چنین احساساتی ممکن است فرد احساس درماندگی کند.

در اولین مرحله فرد هنوز نمی داند که باید واقعیت جدایی را بپذیرد یا خیر؟ آیا تنها خواهد ماند یا در آینده دوباره ازدواج خواهد کرد؟

  • احساس گناه

احساس گناه در مورد خیانت نسبت به خوشبختی فرزندان از جمله مشکلاتی است که افراد علی الخصوص مادران در هنگام طلاق با آن مواجه می شوند.

ترس از آینده ای مبهم برای خود و فرزندان، واکنش های گوناگونی را در آنان پدید می آورد و این وضعیت احساس گناه را شدت می بخشد.

  • احساس تنهایی

بعد از طلاق این فکر به ذهن فرد خطور می کند که از این پس باید به تنهایی از پس زندگی بر بیاید و به تنها زیستن عادت کند. تحقیقات نشان داده است که زنان بیشتر از مردان، پس از طلاق احساس تنهایی می کنند که البته علت اینکه آسیب های طلاق و تجربه احساسات منفی بیشتر متوجه خانم ها هست به جنبه های مختلف فرهنگی، خانوادگی، تفاوت های جنسیتی و غیره وابسته است.

  • مشکلات عاطفی

تحقیقات نشان داده است که میزان مشکلات عاطفی و فشارهای روانشناختی بعد از طلاق برای زن ومرد یکسان است. طلاق می تواند استرس زیادی را به فرد وارد کند، فرد احساس ناامیدی و درماندگی کند و حتی باعث شود که به اختلال افسردگی مبتلا شود.

برخی از تحقیقات نشان می دهد که مردان بیشتر در معرض افسردگی بعد از طلاق هستند چون طلاق را شکستی برای خود می بینند که باعث می شود احساس ناتوانی کنند. البته در این مورد نتایج ضد و نقیضی وجود دارد و برخی مقالات تفاوتی از نظر مبتلا شدن به اختلال افسردگی بین زنان و مردان نشان نمی دهند.

  • مشکل دو گانگی نقش

زنان و مردان بعد از طلاق نیازمند این هستند که وظایفی را که قبلا همسرشان در زندگی مشترک بر عهده داشته نیز به دوش بکشند و این امر باعث ایجاد مشکل دو گانگی نقش می شود. به خصوص اگر زن و مرد صاحب فرزند باشند این مشکل بیشتر به چشم می خورد و فرد باید هم برای فرزندانش پدر باشد و هم مادر، طبیعی است که این مسئله بسیار چالش زا و دشوار خواهد بود.

  • مشکلات اقتصادی

برخی فکر می کنند که مشکلات اقتصادی طلاق، فقط متوجه خانم ها خواهد بود، اما طلاق می تواند پیامدهای مالی برای هر دو طرف داشته باشد، مردی که برای شروع زندگی مشترک خود هزینه های زیادی کرده است و تمام اهداف خود را بر پایه زندگی مشترک خود پایه ریزی کرده است به یکباره با مشکل فروپاشی خانواده روبرو می شود و ممکن است مجبور شود که همه چیز را از نو بسازد، اگر هم بخواهد که زندگی جدیدی را شروع کند طبیعتا مجبور به این می شود که مجدد برای شروع زندگی مشترک هزینه کند.

گاهی نیز مشکلات مهریه و نفقه نیز می تواند فشار زیادی را به مرد وارد کند که خود این مسئله یک عامل استرس زا می باشد، اما مشکلات اقتصادی بعد از طلاق، مسئله ای است که ذهن بسیاری از خانم ها را به خود درگیر می کند، این مشکلات بیشتر متوجه خانم هایی می باشد که شغل و درآمدی ندارند، حتی گاهی پیش می آید که خانم با وجود شاغل بودن از هزینه های بعد از طلاق نیز واهمه دارد و می ترسد که به تنهایی نتواند از پس خرج و مخارج بربیاید.

  • مشکلات ارتباطی با خانواده و اطرافیان

برخی از خانواده ها و اطرافیان درک و برخورد درستی با فردی که طلاق گرفته است ندارند. عدم درک از طرف اطرافیان و خانواده ها بیشتر متوجه خانم ها است.

بسیار پیش می آید که خانواده ها بدون توجه به فشار روانی که بعد از طلاق به دختر خانمشان وارد می شود سخت گیری های بیشتری به دختر خانمشان وارد می کنند و حتی گاهی او را سرزنش می کنند که چرا زندگی اش را رها کرده است و سعی نکرده است که تحملش را در زندگی بیشتر کند (شاید با خود فکر کنید که این طرز برخورد دیگر وجود ندارد، اما متاسفانه هنوز هم ما شاهد چنین برخوردهای از طرف خانواده ها هستیم). همچنین بسیاری از افراد فامیل و دوستان ممکن است برخوردی ترحم آمیز و حتی طعنه آمیز با فرد داشته باشند که همین امر می تواند فشار روانی زیادی را به فرد وارد کند.

  • مشکلات اجتماعی

متاسفانه در برخی از فرهنگ ها دید بسیار منفی نسبت به طلاق و زنی که از همسرش جدا شده است وجود دارد. اگر در محیط اجتماعی و شغلی متوجه شوند که زن از همسر خود جدا شده است با دیدی متفاوت تر به او نگاه می کنند و ممکن است زن بارها متوجه نگاه ها و رفتارهای سوء استفاده گرانه آقایان و همکاران قرار گیرد و این همان مسئله ای است که می تواند یک زن را بعد از طلاق می تواند بسیار بیازارد.

بعد خانوادگی

  • تاثیر بر فرزندان: طلاق واژه ای است که ذهن بسیاری از کودکان و نوجوانان را به خود مشغول می کند. تحقیقات متعددی آثار مخرب طلاق را بر روی فرزندان نشان داده اند. وجود تنش های روانی و اختلالات عاطفی در خانواده می توانند تاثیرات منفی زیادی روی رفتار کودک و همینطور فعالیت های ذهنی، شناختی و شرایط خلقی او بگذارد.

روحیه وسواسی و اضطراب، پرخاشگری و عصیان، بی قراری، حسادت، سوء ظن و سماجت از جمله حالاتی است که در فرزندان طلاق مشاهده می شود (اگر چه نمی توان به طور مطلق در این مورد صحبت کرد و چنین مشکلاتی را به تمام فرزندان طلاق تعمیم داد، اما این مشکلات از فرزندان طلاق دور نیست).

پژوهش هایی نیز نشان داده است که آسیب پذیری فرزندان پسر در مقابل طلاق، بیشتر از دختران است. معمولا دو سال طول می کشد تا دختران بتوانند با طلاق والدین کنار بیایند اما پسرها به زمان بیشتری برای سازگاری نیاز دارند.

بعد اجتماعی

طلاق تعادل انسان ها را به هم می ریزد و آثار نامطلوبی را بر جامعه بر جای می گذارد و منجر به کاهش انسجام و یکپارچگی اجتماعی می شود.

راه های کسب آرامش بعد از طلاق چیست؟

  • پذیرش و آمادگی برای  پیامدهای طلاق

همانطور که در ابتدای مقاله گفتیم گاهی اوقات طلاق می تواند تنها راه ممکن و البته بهترین راه برای جلوگیری از آسیب روانی و رسیدن به آرامش فرد و فرزندان باشد، چون گاهی تنش ها و اختلافات بین زوجین آنقدر زیاد است که در صورت ادامه یافتن زندگی علاوه بر اینکه زن و مرد از نظر روانی آسیب می بینند، فرزندان نیز در معرض انواع آسیب های روانی هستند و طلاق در چنین شرایطی به نفع زن و مرد و همینطور فرزندان است.

اما اجتناب از برخی از پیامدهای طلاق غیر ممکن است و نمی توان این انتظار را داشت که بدون هیچ دردسری بتوانید از همسرتان جدا شوید و هیچ مشکلی نداشته باشید، بنابراین نیاز است که دیدگاه واقع بینانه ای داشته باشید و قبل از اینکه اقدامی برای طلاق بکنید خودتان را برای رویارویی با یکسری از چالش ها آماده کنید. در صورت آمادگی با چالش های پیش رو و دیدگاهی واقع بینانه، سریع تر می توانید با طلاق و جدایی از همسرتان کنار بیایید و در نتیجه سریع تر می توانید به روال عادی زندگی تان برگردید.

  • مشورت کنید

طبیعی به نظر می رسد که شما زمانی که تصمیم به طلاق گرفته اید پر از هیجانات منفی از جمله خشم و ناراحتی، ترس و غیره باشید. در صورت غلبه احساسات منفی بر شما، قدرت تصمیم گیری درست از شما گرفته می شود، بنابراین در چنین صورتی نیاز به مشورت با فردی آگاه به وضوح احساس می شود.

فردی که می تواند بهترین راهنمای شما برای کسب اطلاعات و انتخاب مسیری درست باشد، مشاور است. مشاور یک فرد متخصص و با تجربه در این زمینه است که می تواند به شما کمک کند تا قبل از طلاق تمام جوانب را بسنجید و شرایط احتمالی بعد از طلاقتان را بررسی کنید. همچنین مشاور می تواند در کاهش هیجانات منفی به شما کمک کند و به شما نحوه گفت و گوی مسالمت آمیز با همسرتان برای رسیدن به یکسری از توافقات لازم در مورد مسائل اقتصادی، شرایط نگهداری فرزندان بعد از طلاق و غیره را آموزش دهد.

همانطور که گفتیم طلاق می تواند آسیب های زیادی به فرزندان وارد کند و برای اینکه بتوانید از بروز این آسیب ها جلوگیری کنید یا آن ها را به حداقل برسانید نیازمند این هستید که در مورد نحوه برخورد درست با کودک نیز اطلاعات لازم را کسب کنید تا بتوانید به نیازهای فرزندتان به درستی پاسخ دهید و آن ها را به خوبی تربیت کنید.

  • هدف داشته باشید

سعی کنید برای خودتان برنامه ریزی و هدف داشته باشید. طلاق به اندازه کافی می تواند شما را پریشان کند، شما نباید با بی هدفی این پریشانی را دو چندان کنید. سعی کنید قبل از طلاق مشخص کنید که هدف تان از طلاق گرفتن چیست و قصد دارید برای زندگی بعد از طلاقتان چه کنید.

  • با دوستان خود معاشرت کنید

در چنین شرایطی، شما بیشتر از هرچیز نیاز به درک شدن و برون ریزی احساسی دارید. سعی کنید با دوستان مورد اعتماد خود معاشرت داشته باشید، با آن ها صحبت کنید، برنامه های مفرح مثل رفتن به باشگاه، کوه نوردی و غیره را برای خودتان داشته باشید.

  • به مشاوره های خود ادامه دهید

گاهی آنطور که انتظار داریم همه چیز نرمال، آرام و طبق برنامه ریزی پیش نمی رود. گاهی فرد با آسیب های زیادی از همسر خود جدا می شود، زنانی هستند که در زندگی مشترک با همسر خود در معرض انواع خشونت های کلامی و فیزیکی قرار گرفته اند و در هنگام طلاق به تنها چیزی که فکر نمی کردند، هدف گذاری، مراجعه به مشاور، بررسی و پذیرش شرایط بعد از طلاق و غیره بوده است.

بنابراین در چنین شرایطی، بهترین کار مراجعه به مشاور و ادامه دادن جلسات درمانی به منظور کنار آمدن با طلاق و کاهش آسیب های وارد شده و رفتار آگاهانه و هدفمند است، بدیهی است اگر فرد با همان آسیب های گذشته به زندگی بعد از طلاق ادامه دهد نه تنها نمی تواند به آرامش برسد بلکه ممکن است مشکلات بیشتری را تجربه کند.

منبع : راه های رسیدن به آرامش بعد از طلاق که از آن ها خبر ندارید 

افسردگی بعد از طلاق چه بلایی سر شما می آورد+ درمان

طلاق رویدادی است که در جامعه مدرن امروزی بسیار افزایش پیدا کرده و به مانند قبل دیگر یک تابو محسوب نمی شود و افراد پذیرش بیشتری نسبت به این امر پیدا کرده اند. بسیاری از افراد پس از طلاق دچار افسردگی می شوند. در این مقاله به بررسی افسردگی بعد از طلاق پرداخته شده است.

طلاق در عین حال که می تواند پیامدهای نامطلوبی داشته باشد گاهی هم می تواند یک راه نجات بخش و راهی برای ساختن زندگی جدید باشد. در واقع در برخی از موارد، طلاق از بروز بسیاری از اتفاق های ناگوار جلوگیری می کند اما در هر صورت طلاق یک تغییر بسیار بزرگ را در زندگی فرد بوجود می آورد که همین تغییرات می تواند با چالش ها و مشکلات زیادی همراه باشد و ممکن است سازگاری با این تغییرات مدتی طول بکشد و همین عامل سبب مشکلات روانشناختی از جمله افسردگی شود که در این مقاله قصد داریم به آن بپردازیم.

افسردگی بعد از جدایی

اینکه چه عواملی در افزایش طلاق موثر هستند بسیار جای بحث دارد و می توان گفت که عوامل مختلفی در افزایش این پدیده نقش دارند.

برخی از عوامل، اجتماعی و فرهنگی هستند که بر روی شیوه زندگی عموم مردم تاثیر گذاشته اند و برخی دیگر کاملا شخصی هستند و می توانیم بگوییم که بسته به شرایط زندگی افراد متفاوت هستند.

  • تغییرات فرهنگی و اجتماعی از جمله برابری حقوق زن و مرد، اشتغال زنان، تاکید بر رشد و پیشرفت شخصی، افزایش زندگی شهر نشینی، کمرنگ تر شدن نقش بزرگان و ریش سفیدان در زندگی جوان تر ها و غیره از جمله عوامل موثر در افزایش طلاق هستند، این تغییرات، تغییرات مثبتی هستند که باعث شدند که مفهوم سوختن و ساختن، داشتن دیدگاه منفعلانه و تسلیم شدن در برابر جبر روزگار کمرنگ شود و  تلاش و انگیزه افراد، مخصوصا خانم ها در هنگام قرار گیری در موقعیت نامساعد برای تغییر شرایط افزایش یابد.
  • هر چند که هر تغییری در جامعه می تواند جنبه های منفی داشته باشد اما اگر بخواهیم با دقت بیشتری به بطن تاثیرات این تغییرات اجتماعی و فرهنگی نگاه کنیم متوجه می شویم که این تغییرات به خودی خود باعث افزایش طلاق نشده اند، بلکه تنها تاثیر این تغییرات در افزایش طلاق این است که به افراد جسارت بیشتری داده است تا خودشان را از شرایط نامساعد نجات دهند، در قدیم زنان تحت هر شرایطی مجبور به ادامه زندگی بودند و ممکن بود سال ها درد و رنج زیادی را متحمل شوند و محکوم به سازش باشند، اما خوشبختانه در حال حاضر این تغییرات فرهنگی شرایط را برای خانم ها راحت تر کرده است تا بتوانند در شرایط ناگوار برای تغییر شرایطشان تلاش کنند.
  • و اما علل و عوامل شخصی مثل اعتیاد، مشکلات اقتصادی، مشکلات روانشناختی (مثل اضطراب، افسردگی و غیره)، خیانت، عدم تفاهم، نداشتن مهارت حل مسئله و عدم مهارت حل مسالمت آمیز تعارضات بین فردی، مشکلات شخصیتی (مثل اختلالات شخصیت، پارانوئید، خودشیفتگی، وابستگی و غیره) از جمله دلایل اصلی طلاق هستند که در برخی از موارد این مشکلات قابل حل هستند (مثلا اگر زن و مردی به دلیل نداشتن مهارت حل مسئله با یکدیگر به مشکل خورده باشند با مراجعه به روانشناس می توانند این مشکل را حل کنند) و برخی دیگر مثل اختلالات شخصیت، قابل حل نیستند و افراد در نهایت مجبور به طلاق می شوند.

divorce-depression

پیامدهای طلاق

اینکه طلاق چه تاثیری بر روی افراد بگذارد بسته به شرایط هر فرد می تواند تفاوت داشته باشد. در زیر برخی از این شرایط ذکر شده است:

  • اینکه فرد به چه علت از همسر خود جدا شده است؟
  • قبل از طلاق چه میزان فشار روانی را تحمل کرده و آیا خود فرد، خواهان طلاق بوده یا همسرش؟
  • به همسر خود علاقمند بوده یا نبوده؟
  • آیا به صورت توافقی از همسر خود جدا شده یا در مسیر جدایی دشواری های زیادی را تحمل کرده، آیا فرد استطاعت مالی دارد یا خیر و میزان ضررهای مالی او در اثر طلاق چقدر بوده؟
  • آیا فرد صاحب فرزند هست یا خیر و آیا می تواند به راحتی فرزند خود را ملاقات کند یا برای ملاقات فرزند خود محدودیت دارد و با همسر خود چالش دارند؟

همینطور میزان توانایی روانشناختی فرد در کنار آمدن با چالش ها و بحران ها همگی در تجربه پیامدهای منفی طلاق دخیل هستند. نمی توان پیامدهای طلاق را به طور کلی به همگان نسبت داد، همچنین شرایط فرهنگی و اجتماعی و برخورد و واکنش های اطرافیان و خانواده در مواجهه با طلاق فرد اهمیت زیادی در تجربه پیامدهای طلاق دارد و به همین دلیل هر فرد بسته به شرایط فردی و اجتماعی، فرهنگی خود در برخورد با طلاق تجربه های متفاوتی خواهد داشت. اما یکی از مهمترین و رایج ترین اثرات و پیامدهای طلاق که در افراد مشاهده می شود تجربه اختلالات روانشناختی علی الخصوص اختلال افسردگی است، البته اینطور نیست که همگان بعد از طلاق، اختلال افسردگی را تجربه کنند اما این اختلال، اختلالی رایج در بین افراد طلاق گرفته است که پرداختن به آن خالی از لطف نیست.

اختلال افسردگی و علائم آن

همه انسان ها در مقطعی از زندگی خود احساس افسردگی (depression) می کنند و معمولا می توانند علت این افسردگی را به رویدادهای مشخصی ربط دهند.

در ایجاد افسردگی دو نوع رویداد اهمیت ویژه دارند: فقدان (از دست دادن) و شکست.

تجربه هایی مثل از دست دادن شغل، فوت یکی از بستگان نزدیک، طلاق و غیره می تواند باعث آغاز دوره ای از غم، خمودگی و تکرار دائمی برخی افکار منفی شوند. همچنین شکست ها، مثل رد شدن در امتحان و عدم موفقیت در انجام یک کار، می توانند منجر به ناامیدی و ایجاد احساسات و افکار منفی مثل بدبینی و خود تردیدی شوند.

اکثر افراد می توانند این احساس های منفی را در عرض چند روز یا چند هفته از بین ببرند و به زندگی عادی خود برگردند اما برای برخی از افراد نشانه ها و علائم افسردگی به مدت طولانی باقی می مانند و در همه ی جوانب زندگی آن ها نفوذ می کنند، همچنین آن ها در جنبه های هیجانی، رفتاری، شناختی و فیزیکی افراد تاثیر می گذارند و این تاثیر ممکن است به افسردگی بالینی منجر شود.

افسردگی بالینی یعنی افسردگی پاتولوژیک که با معیارهای تشخیصی اختلال افسردگی همخوانی دارد و باعث می شود که فرد نتواند کارهای عادی روزمره خود را بخوبی انجام دهد.

معیارهای تشخیصی اختلال افسردگی بر اساس DSM-5

از بین نشانه های زیر، فرد ۵مورد از آن ها (یا بیشتر)، را در طول یک دوره حداقل دو هفته ای تجربه می کند و عملکرد او با عملکردهای قبلی اش متفاوت شده است:

  1. فرد در بیشتر طول روز و تقریبا هرروز، خلق افسرده دارد. این موضوع را یا خودش اظهار می دارد (احساس می کند غمگین، تهی و خالی یا ناامید است) یا دیگران می بینند (دائم گریه می کند، در شرف گریه کردن است یا چشمهایش همیشه پر از اشک است).
  2. فرد بیشتر طول روز و تقریبا هر روز به اکثر فعالیت های خود یا تمام آن ها، به شدت بی علاقه است.
  3. به شدت و به طور چشمگیر چاق یا لاغر می شود بدون اینکه رژیم غذایی هدفمندی گرفته باشد، یا تقریبا هرروز بی اشتها یا پراشتها باشد.
  4. بی خوابی یا پرخوابی را تقریبا در همه روزها تجربه کند.
  5. پرتحرکی روانی – حرکتی(بی قراری)یا کم تحرکی روانی – حرکتی (کند شدن) را تقریبا هر روز تجربه کند و این کند شدن یا بی قراری به راحتی توسط دیگران قابل مشاهده و تشخیص باشد.
  6. بی حالی و بی رمقی همیشگی را تجربه کند.
  7. احساس بی ارزشی و احساس گناه به طور همیشگی با او باشد به طوری که بی دلیل دچار عذاب وجدان شود (گاهی احساس گناه به دلیل بیمار بودن خود است).
  8. توانایی تمرکز کردن، تصمیم گیری و فکر کردن از فرد گرفته می شود.
  9. افکار دائمی  و همیشگی نسبت به مرگ دارد.

مواردی که شرح داده شد علائم بالینی اختلال افسردگی هستند و اگر ۵ مورد از این علائم را همزمان با هم تجربه کنید می توان گفت که شما مبتلا به اختلال افسردگی هستید و برای بهبود خود نیاز به اقدامات درمانی دارید.

درمان افسردگی بعد از طلاق

دلیل افسردگی هرچه که باشد فرقی نمی کند و شما در صورت تجربه نشانه های افسردگی باید در جهت درمان خود و دریافت خدمات روانشناختی اقدام کنید.

البته بعد از طلاق، گذراندن یک دوره سوگواری طبیعی است و همانطور که در توضیحات افسردگی گفته شد هر فردی در واکنش به از دست دادن عزیزی یا بعد از طلاق ممکن است احساس غم و ناراحتی شدید بکند و مدتی را در اندوه و رخوت به سر ببرد. سوگ به طور معمول بین ۶ ماه تا ۱ سال طول می کشد ولی معمولا نشانه های ناشی از سوگ، بعد از یک الی دو ماه به مرور و تدریجا کاهش می یابد، اما اگر به جای کاهش تدریجی، این نشانه ها رو به افزایش باشند قطعا نیاز به دریافت درمان تخصصی از سوی روان درمانگر و بعضا مصرف دارو است.

اما برای اینکه شما بتوانید با مسئله طلاق خود راحت تر کنار بیایید نیاز است که خودتان نیز برای بهبود شرایطتان تلاش کنید و اقدامات موثری را انجام دهید، از جمله:

  • واقع بین باشید و به خودتان زمان دهید

در طول این مدت ممکن است گاهی خودتان را سرزنش کنید یا بابت اتفاق پیش آمده همسرتان را مقصر بدانید و خودتان را قربانی بدانید، کاملا قابل درک است که در این شرایط احساسات بدی را تجربه کنید اما توجه داشته باشید که خود سرزنشی و یا حس قربانی بودن، ناشی از تفسیر غلط اطلاعات است.

البته که ممکن است در بروز اتفاقات پیش آمده یک نفر از شما بیشتر نقش داشته باشد اما این به معنای این نیست که طرف مقابل دیگر هیچ نقشی نداشته و همه چیز یک طرفه بوده، مشکلاتی که در زندگی زناشویی بوجود می آید معمولا تحت تاثیر اشتباهات هر دو طرف است بنابراین سعی کنید واقع بین باشید و به جای سرزنش کردن خودتان و یا احساس نفرت از همسر سابقتان، دیدی واقع بینانه نسبت به شرایط داشته باشید، مسئولیت انتخاب و کارهایی را که انجام داده اید بپذیرید و به خودتان زمان بدهید تا بتوانید این دوران را سپری کنید.

  • به جای نشخوار فکری سعی کنید سوالات منطقی از خودتان بپرسید و اشکال کار را پیدا کنید

همانطور که گفتیم در بروز مشکلات زناشویی، معمولا هر دو طرف نقش دارند حتی اگر شما به دلیل خیانت همسرتان یا اعتیادش از او جدا شده باشید بازهم نمی توانید تماما نقش خودتان را منکر شوید، ممکن است در ابتدا در انتخاب خودتان دقت کافی را برای شناخت فرد مقابل به کار نگرفته باشید، ممکن است در مقابل رفتارهای نادرست همسرتان قاطعانه برخورد نکرده باشید یا هر چیز دیگر، در هر حال نیاز است که شرایط را به درستی مورد ارزیابی قرار دهید و سعی کنید اگر مشکلی در خودتان مشاهده کردید در جهت حل و برطرف کردن آن اقدام کنید نه اینکه مدام به آن فکر کنید، فکر کردن مداوم بدون انجام هیچ اقدامی، فایده ای جز آسیب رساندن به شما نخواهد داشت.

  • خودتان را در منزل حبس نکنید و زندگی را تمام شده ندانید

درست است که زندگی مشترک شما به پایان رسیده اما این به معنای تمام شدن زندگی شخصی شما نیست. شما نیاز به خودسازی و بهبود زندگی خود دارید بنابراین سعی کنید از حبس کردن خودتان در منزل، به ناامیدی و احساس های منفی خودتان دامن نزنید. البته اصلا توصیه نمی شود که در آن شرایط اهدافی برای خودتان مشخص کنید و عجولانه و هیجانی تصمیم بگیرید، بهتر است به خودتان فرصت دهید تا شرایطتان مساعدتر شود و بعد برای هدف گذاری و برنامه ریزی اقدام کنید اما در روزهای اولیه جدایی سعی کنید با بیرون آمدن در منزل، ارتباط با دوستان و آشنایان و حضور در اجتماع فرصت تجربه شرایط بهتر را برای خودتان رقم بزنید.

  • ورزش کنید و تغذیه مناسب داشته باشید از راه های درمان افسردگی بعد از طلاق

تحقیقات زیادی اثرات ورزش را در بهبود و افزایش خلق نشان داده اند و مشخص شده است که ورزش در درمان افسردگی بسیار موثر است، بنابراین اگر شرایط باشگاه رفتن دارید که چه بهتر اگر نه در منزل به انجام تمرینات ورزشی بپردازید، ممکن است در روزهای ابتدایی توان و حوصله ورزش کردن نداشته باشید که این امر کاملا طبیعی است اما حتی اگر حوصله این کار را ندارید فقط مدت زمان کوتاهی را برای آن اختصاص دهید و به مرور، زمان اختصاصی ورزشتان را افزایش دهید.

داشتن تغذیه مناسب مثل مصرف میوه و سبزیجات در کنار ورزش کردن نیز اهمیت زیادی در افزایش خلق شما دارد.

  • دریافت کمک از دیگران را از خودتان دریغ نکنید

در چنین شرایطی قطعا شما نیاز به دریافت کمک از دیگران دارید، با خانواده و دوستانتان در مورد احساساتتان صحبت کنید و از آن ها درخواست کمک و حمایت کنید، اگر فرد قابل اعتمادی در اطرافتان نیست حتما با یک متخصص صحبت کنید، به گروهای حمایتی ملحق شوید و سعی کنید پیشنهادات دیگران را برای کمک رد نکنید.

  • از وارد شدن به رابطه عاطفی خودداری کنید

ممکن است در این شرایط به شدت احساس تنهایی کنید به همین دلیل احساس کنید که برای رفع این احساس نامطلوبتان نیاز به قرار گرفتن در یک رابطه عاطفی هستید اما چنین کاری کاملا اشتباه است. وارد شدن در رابطه عاطفی در چنین شرایطی تنها می تواند موقتا حال شما را خوب کند اما ممکن است تبعات جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد، به همین دلیل به خودتان اجازه دهید تا این دوران را سپری کنید و بعد در فرصتی مناسب به وارد شدن به رابطه عاطفی و ازدواج مجدد اقدام کنید.

در آخر اینکه به این نکته توجه کنید که اگر چه شما دوران سختی را پشت سر گذاشته اید و تجربه تلخی داشته اید اما یادتان باشد که دلیل شما برای طلاق، نجات خودتان از شرایط نامطلوب بوده بنابراین نیاز است که تمام تلاشتان را به کار بگیرید که زندگی فعلی و آینده شما از زندگی قبل شما بهتر باشد و بتوانید از شرایطی که برای خود رقم زده اید احساس رضایت کنید و لذت ببرید.

منبع : افسردگی بعد از طلاق چه بلایی سر شما می آورد+ درمان

عوارض و اثرات طلاق بر کودکان در سنین مختلف

کودکانی که پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده اند و طلاق گرفته اند می دانند که طلاق اثرات نامطلوبی بر روی کودکان می گذارد و باعث آسیب های روانی بر روی کودک می شود به عبارتی طلاق و آسیب های روانی رابطه عمیقی با یکدیگر دارند.  در این مقاله به تاثیر طلاق بر کودکان پرداخته شده است.

کودکانی که والدین آن ها از یکدیگر جدا شده اند، آسیب های روانی شدید تری را تجربه کرده اند و بر اساس پژوهش های انجام شده در بیشتر آسیب های اجتماعی رد پایی از فرزندان طلاق دیده می شود. این موضوع نشان دهنده اهمیت طلاق بر روی روحیه این فرزندان است.

بر اساس نظر مشاوران، طلاق گرفتن بر روی سلامت روان فرد تاثیر زیادی می گذارد. هنگامی که پدر و مادر از یکدیگر جدا می شوند انگار چتر امنیتی کودک از بین می رود و بر روی سلامت اجتماعی و روانی کودکان اثر می گذارد.

البته بیشتر اوقات طلاق باعث پایان دادن به مشکلات پدر و مادر، زیرا اگر پدر و مادر همیشه در حال نزاع و درگیری باشند سلامت روان کودک بیش تر به خطر می افتد و همچنین ممکن است کودک به واسطه طلاق از بسیار از آسیب ها رهایی یابد چون به احتمال زیاد ممکن است در خانواده درگیر آسیب هایی از طریق دعوای والد شود.

آثار طلاق بر فرزندان چیست؟

طلاق والدین می تواند زمینه ساز بروز بسیاری از اختلالات رفتاری، روحی و روانی شود و بر روی زندگی فرد و اجتماعی کودکان تاثیر می گذارد، کسانی که تصمیم به طلاق و جدایی می گیرند باید این نکته را در نظر بگیرند که آثار و عوارض طلاق می تواند بسیار زیاد می باشد.

در زیر نمونه هایی از عوارض طلاق و تاثیراتی که بر روی فرزند می گذارد ذکر شده است.

  • افسردگی در کودکان و نوجوانان
  • اضطراب
  • پرخاشگری و عصیان در نوجوانان
  • حسادت
  • سوء ظن و بدبینی نسبت به دیگران
  • فرار از منزل
  • ترک تحصیل و افت تحصیلی
  • بزهکاری و کج روی های اجتماعی
  • ازدواج زودرس برای دختران
  • ضعف اعتماد به نفس
  • اختلال هویت
  • اعتیاد
  • فقر
  • ضعف سلامت جسمانی و روانی مانند بی خوابی
  • بی اشتهایی
  • سوء تغذیه
  • پرخوری عصبی

همچنین طلاق از نظر اجتماعی هم بر روی فرزند اثر می گذارد و زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد.

  • احساس درماندگی و سرخوردگی
  • تجربه عقده حقارت به خاطر نبود محیط خانوادگی گرم و صمیمی در مقایسه با دیگر کودکان
  • درونی سازی عقده های منفی و ضد اجتماعی
  • انزوای اجتماعی
  • گرایش به انواع انحرافات اجتماعی به دلیل اینکه خانواده کنترل درستی بر روی فرزند نداشته و از نظر اخلاقی و رفتاری نتوانسته اند مدیریت صحیحی را داشته باشند.
  • اجتماع ستیزی و آزار مردم و انجام خشونت های اجتماعی

عوارض و اثرات طلاق بر کودکان در سنین مختلف

بر اساس گفته روانشناسان طلاق و جدایی پدر و مادر باعث می شود تا مشکلاتی از نظر روانی بر روی کودک به وجود آید. تحقیقات نشان داده است که یکی از عمده ترین دلایل برای بیماری های روانی در کودکان، طلاق می باشد.

هنگامی که والدین از یکدیگر جدا می شوند در کودک ممکن است اختلالاتی مانند پرخاشگری به وجود آید همچنین طلاق والدین باعث می شود تا کودک دچار اختلالات رفتاری و عاطفی شود.

در بسیاری از موارد طلاق والدین باعث می شود تا قدرت اراده از کودک گرفته شود و او را مضطرب و پریشان نشان می دهد.

بر اساس تحقیقاتی که روانشناسان در زمینه طلاق انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که طلاق والدین باعث می شود تا کودکان به ناراحتی و نگرانی های گوناگونی دچار شوند در زیر به موردهایی از آن اشاره شده است.

  1. کودکان احساس می کنند که در جا گذاشتن او نقش عمدی وجدی دارند و والدین خود را مقصر می داند.
  2. نسبت به والدین خود احساس تنفر دارد و والدی که به او نزدیک است ممکن است برای او داستان هایی را بسازد و در ذهن او والد غایب بسیار بد جلوه داده می شود.
  3. ممکن است هنگامی که در کنار یکی از والدین باشد دلش برای دیگری تنگ شود و دوست دارد هر دو را در کنار یکدیگر داشته باشد.
  4. ممکن است دچار بیماری شود و از دردهای مزمن یا سردرد شکایت کند.
  5. همه چیز را خوب جلوه می دهد و ناراحتی و غم موجود را انکار می کند.
  6. ممکن است برای ادامه زندگی خود الگو های نامناسبی را در نظر بگیرد و از دروغ، دزدی و پرخاشگری تقلید کند.
  7. برای این که از یکی از والدین طرفداری کند ممکن است با والد دیگری به مبارزه بپردازد.
  8. خیلی دوست دارند والدینش را در کنار یکدیگر ببیند و میل زیادی دارد تا آن ها را به یکدیگر پیوند بدهد.

تفاوت های سنی در واکنش جدایی والدین چیست | روانشناسی بچه های طلاق

بر اساس نظر مشاوران، فرزندان نسبت به طلاق پدر و مادر عکس العمل های متفاوتی از خود نشان می دهند و ممکن است واکنش های بسیار متمایزی داشته باشند.

این واکنش ها بر اساس سن و سطح رشد کودکان با هم متفاوت است که در ادامه مقاله آن ها را بررسی می کنیم.

نوزادان و کودکان پیش دبستانی

در این سن دلبستگی فرزندان به والدینشان بیشتر می باشد و هنگامی که متوجه شوند والدین می خواهند از یکدیگر جدا شوند احتمالا واکنش های شدیدی از خود نشان می دهند.

کودکان در این سن حساس تر و آسیب پذیر تر می باشند و بسیار نگران هستند که از والدین خود جدا شده و طرد شوند. در این سن کودکان در پروسه ازدواج ممکن است بسیار آسیب ببینند.

در این سن کودک ممکن است سوالات زیر را مطرح کند:

  • اگر مرا دوست دارید، چرا نمی توانید با هم بمانید؟
  • من چه کار کردم؟
  • آیا طلاق شما به این دلیل است که من همیشه آنچه را که به من گفته می شود انجام نمی دهم؟
  • قول می دهم بچه خوبی باشم
  • آیا بابا/مامان دیگر مرا دوست ندارند؟ آیا به همین دلیل آن ها می خواهند جدا شوند؟

کودکان سنین مدرسه

در این سن کودک حس می کند که او باعث طلاق پدر و مادرش شده است و خودش را مقصر جدایی آن ها می داند زیرا در این سن کودکان خود محور می باشند.

او چون خودش را مسئول اختلاف بین آن ها و طلاقشان می دانند رنج و عذاب وجدان زیادی را تحمل می کند.

نونهالان

هنگامی که کودک به سن ۱۲ تا ۱۴ سالگی می رسد و با طلاق پدر و مادرشان رو به رو می شوند دچار اضطراب و نگرانی شده و بی اعتماد بودن را از خود نشان می دهند.

نوجوانان

در سنین نوجوانی وقتی فرزند متوجه طلاق والدینشان می شود بسیار خشمگین شده و پرخاشگر می شود.

آن ها ممکن است نگران این باشند که طلاق چگونه بر وضعیت اجتماعی آن ها تأثیر می گذارد (به عنوان مثال، آیا مجبور می شوند از دوستان خود دور شوند). اما آن ها همچنین می توانند طلاق را به عنوان عاملی برای بهبود شرایط بشناسند.

به طور کلی بدترین سن طلاق برای کودکان در هنگام جدایی والدین زمان کودکی می باشد.

کودکان ممکن است از نظر روحی دچار مشکل شوند، شب ها کابوس بینند، بازی های آن ها حالت افسردگی و شکست پیدا کند، دچار شب ادراری شوند، خودشان را دلیل جدایی پدر و مادرشان بدانند و احساس گناه کنند.

علاوه بر این ها فرزندان هنگامی که با جدایی پدر و مادرشان رو به رو می شوند احساس می کنند که تنها هستند و شرایط آن ها با همسن سالانشان متفاوت می باشد.

در این شرایط برای آن ها سوال هایی پیش می آید که آیا من باعث شده ام که پدر و مادرم از یکدیگر جدا شوند؟ آیا آن ها من را رها خواهند کرد و تنها خواهند گذاشت؟ هنگامی که مرا رها کنند چه کسی از من مراقبت خواهد کرد؟ در کنار چه کسی زندگی کنم؟

اگر پدر و مادر نتوانند به کمک مشاور مشکلاتشان را حل کنند و تصمیم به طلاق بگیرند در این صورت باید فرزند خود را با طلاق آشنا کنند و آگاهی های لازم در این زمینه را به آن ها بدهند تا کودک دچار مشکلات زیادی نشود و از بروز بسیاری از مشکلات جلوگیری شود.

منبع : عوارض و اثرات طلاق بر کودکان در سنین مختلف

مشاوره پس از طلاق | آرامش تان را دوباره به دست بیاورید

طلاق از جمله پدیده هایی است که می تواند سبب تجربه احساسات ناخوشایندی در فرد شود و زندگی فرد را برای مدتی مختل کند، در این مقاله به روش های مشاوره پس از طلاق و فواید آن می پردازیم.

معمولا افراد زمانی تصمیم به جدایی می گیرند که از ادامه زندگی بسیار درمانده شده باشند و قصد نجات و رهایی خود را داشته باشند به همین دلیل برخی از افراد از اینکه توانسته اند طلاق بگیرند ممکن بسیار خوشحال  و خرسند باشند اما با این حال در پس این تجربه احساس خوشحالی، فرد ممکن است احساسات متناقضی را تجربه کند و برای سازگاری با شرایط بعد از طلاق مشکل داشته باشد که همین امر لزوم مشاوره پس از طلاق را نشان می دهد.

اقدامات بعد از طلاق

فردی که کار مشاوره پس از طلاق را انجام می دهد، فردی متخصص در این امر است و می تواند به شما کمک کند دیدی واقع گرایانه نسبت به شرایط پیدا کنید و بتوانید مسیر و اهداف خودتان را مشخص کنید.

همچنین افرادی که در جریان زندگی مشترک و همینطور روند طلاق خود دچار آسیب شده اند نیاز شدید به مشاوره پس از طلاق دارند. بنابراین می توانیم بگوییم که مشاوره پس از طلاق کاربردهای زیادی دارد که از جمله این کاربردها می توان به درمان و ترمیم آسیب های پس از طلاق، چگونگی آغاز زندگی جدید بعد از طلاق، چگونگی ارتباط با فرزند همسر سابق، زندگی بعد از طلاق برای زن و مرد، چگونگی کسب موفقیت پس از طلاق، رفع دلتنگی بعد از طلاق، اقدامات بعد از طلاق و برگشت بعد از طلاق توافقی، اشاره کرد که در ادامه مقاله هرکدام از این موارد را به صورت جداگانه توضیح خواهیم داد.

  • درمان و ترمیم آسیب های پس از طلاق

افراد از نظر داشتن ظرفیت روانی برای مقابله با بحران های زندگی از جمله طلاق، تفاوت زیادی با یکدیگر دارند، از طرفی برخی از افراد قبل از وقوع طلاق دچار مشکلات و اختلالات روانی از جمله اختلالات اضطرابی و افسردگی هستند و همین امر می تواند زمینه ساز ایجاد و بروز مشکلات بسیار بیشتری بعد از طلاق شود، به همین دلیل لزوم مشاوره پس از طلاق برای چنین افرادی کاملا احساس می شود. بنابراین افرادی که دارای ظرفیت روانی بالایی نیستند و بعد از طلاق دچار آسیب های متعدد روانی می شوند طبیعتا نیازمند مراجعه به روانشناس و ترمیم و درمان آسیب های پس از طلاق هستند.

  • چگونگی آغاز زندگی جدید پس از طلاق

همانطور که اشاره شد طلاق می تواند باعث شود افراد احساسات متناقض زیادی را تجربه کنند و تجربه این احساسات متناقض از روز بعد از طلاق شروع می شود، احساسات مثبت و منفی و احساس سردرگمی از شایع ترین حالت های بعد از طلاق است. در ابتدا ممکن است شرایط برای فرد شبیه به یک کابوس باشد و فرد نتواند این تغییر را در زندگی اش بپذیرد، از زندگی پیش روی خود نیز بترسد و نگران این باشد که مبادا نتواند به تنهایی از پس زندگی بربیاید و اگر فرد نتواند با این احساسات منفی خود کنار بیاید.

ممکن است برای فرار از واقعیت دست به هر کاری بزند و به روابط جنسی پرخطر، اعتیاد و رفتارهای هیجانی روی بیاورد، احساس گناه و اندوه پس از طلاق نیز از دیگر احساساتی است که افراد ممکن است بعد از طلاق خود تجربه کنند. بدیهی است که داشتن چنین احساسات و تفکراتی مانع از داشتن دیدی واقع گرایانه در زندگی می شود و باعث می شود که فرد نتواند زندگی جدیدی را بعد از طلاق برای خود شروع کند، فردی که چنین احساساتی را تجربه می کند نیاز است که حتما به لزوم مراجعه به مشاوره پس از طلاق توجه کند و آن را در اولویت قرار دهد تا بتواند به کمک مشاور از احساسات متناقض خود رهایی یابد و راه حل های چگونگی آغاز زندگی جدید پس از طلاق را آموزش ببیند.

  • چگونگی ارتباط با فرزند همسر سابق

یکی از بزرگترین چالش هایی که طلاق به همراه خود دارد مشکلات مربوط به فرزندان طلاق است. اگر که والدین در جریان طلاقشان حواسشان به رفتارشان نباشد و رفتاری آگاهانه با فرزند خود نداشته باشند می توانند زمینه بروز بسیاری از آسیب ها را در فرزندانشان ایجاد کنند، بنابراین چگونگی رفتار و ارتباط با فرزند و همچنین نحوه توضیح دادن این شرایط به آن اهمیت بسیار زیادی دارد.

از طرفی برخی از والدین از بچه به عنوان اهرم فشار برای همسر خود استفاده می کنند و اجازه نمی دهند که فرزندشان ملاقات های منظمی با دیگر والد خود داشته باشد که این مسئله نیز می تواند آسیب زیادی به کودک وارد کند.

counseling after divorce

مشاوره پس از طلاق می تواند به افراد در مورد نحوه درست برقراری ارتباط با فرزند، در دوره پس از طلاق کمک کند و همچنین در مورد چگونگی توضیح دادن پدیده طلاق به فرزندان، اطلاعات کافی در اختیار والدین قرار دهد تا کودکان بتوانند فهم واضح و مشخصی را از طلاق به دست بیاورند.

همچنین مشاور می تواند توضیحات و هشدارهای لازم را به والدین در مورد عدم محیا بودن شرایط ملاقات منظم با دیگر والد ارائه دهد و آن ها را متقاعد کند که کودک هم به پدر نیاز دارد و هم به مادر و محروم شدن از ملاقات هر کدام از این دو می تواند مشکلات عدیده بسیاری را برای کودک در آینده بوجود بیاورد.

از طرفی کودکان، بعد از طلاق والدینشان ممکن است پرخاشگر، افسرده و منزوی شوند و یا اینکه از والدی که مدتی از او فاصله داشته دوری کنند و با او ارتباط برقرار نکنند، مشاوره پس از طلاق می تواند به والدین کمک کند تا بتوانند رفتارهای آسیب رسان فرزندشان را کاهش دهند و به والدین کمک کند تا بتوانند با فرزند خود ارتباط موثر برقرار کنند.

زندگی بعد از طلاق برای زن

تبعات طلاق برای زنان و مردان متفاوت است و اگر که افراد نتوانند سازگاری خود را بالا ببرند هرکدام به نحوی از طلاق آسیب می بینند، البته بسته به بافت فرهنگی و ارزشی هر جامعه ای پیامدهای طلاق متفاوت است، در برخی از جوامع ممکن است طلاق پیامد زیادی نداشته باشد و در برخی از جوامع ممکن است این پیامدهای منفی بیشتر باشد و گاهی به دلیل فشارهای اجتماعی و نگاه مردسالارانه، زندگی بعد از طلاق برای زنان سخت تر است.

از جمله مشکلاتی که زنان بعد از طلاق دارند مشکلات اقتصادی است، البته در حال حاضر که بسیاری از خانم ها شاغل شده اند این مشکل تا حدی رفع شده است اما مستقل شدن بانوان و شاغل بودن آن ها در مورد قشر زیادی از خانم ها صدق نمی کند و بسیاری از خانم ها ممکن است بعد از ازدواج کار خود را رها کرده باشند یا اینکه از ابتدا شاغل نبوده باشند و از نظر اقتصادی متکی به همسر خود بوده اند که در این صورت طلاق می تواند مشکلات اقتصادی زیادی برای آن ها بوجود بیاورد که در این شرایط اگر زن صاحب فرزند باشد و تمایل داشته باشد که فرزندش را نزد خودش نگه دارد ممکن است به دلیل ترس از فشار اقتصادی و مشکلات مالی از این خواسته خود بگذرد و مجبور شود از فرزندش دوری کند که همین مسئله می تواند فشار روانی حاصل را دو چندان کند.

از طرفی به طور کلی با توجه به قانون حاکم در ایران حضانت فرزند با پدر است و تصمیم گیرنده اصلی در مورد حضانت فرزند پدر می باشد و در این شرایط گاهی برخی از مردان زنان خود را مجبور می کنند تا مهریه شان را ببخشند و در عوض حضانت فرزندشان را بر عهده بگیرند، کاملا قابل تصور است که گیر کردن در چنین شرایطی چه فشاری را می تواند روی زن وارد کند.

از طرفی در بسیاری از محیط های اجتماعی و کاری به زنی که از همسر خود جدا شده است دید بدی دارند و بسیاری به دنبال سو استفاده از خانم ها هستند و همین امر فشار وارد شده به خانم ها را دو چندان می کند و به دلیل همین دید بدی که ممکن است در جامعه نسبت به زن طلاق گرفته وجود داشته باشد برخی از خانواده ها شرایط سختی را برای دختر خود بعد از طلاق ایجاد می کنند و سعی می کنند او را بیشتر محدود کنند، بدیهی است که خارج شدن از یک محیط پرتنش و وارد شدن به یک محیط پرفشار و محدود می تواند اثرات نامطلوب روانشناختی زیادی روی فرد داشته باشد.

تمام فشارهای موجود از جمله مشکلات مالی و اقتصادی، عدم امنیت اجتماعی، فشارهای وارده از سمت خانواده و غیره می تواند در ذهن فرد این تصور را ایجاد کند که برای رهایی از این مشکلات نیاز است که مجددا ازدواج کند، اما واقعیت این است که بسیاری از خانم ها بعد از طلاقشان دید بسیار منفی نسبت به جنس مخالف و زندگی مشترکشان پیدا کرده اند و تمایلی به ازدواج مجدد ندارند اما به دلیل مشکلاتی که با آن ها روبرو هستند گاهی مجبور به ازدواج اجباری و یا انتخاب عجولانه می شوند که طبیعتا چنین انتخابی می تواند ریسک زیادی داشته باشد و گاهی منجر به این شود که فرد در ازدواج مجدد خود نیز دچار شکست شود.

اما با وجود تمام مشکلات احتمالی که برای خانم ها وجود دارد برخی سازگاری بیشتری دارند و مشکلات کمتری را تجربه می کنند که عوامل فردی، خانوادگی و شرایط اقتصادی فرد در تجربه کمتر مشکلات تاثیر زیادی دارد، برخی از افراد نیز نسبت به ترس های درونی خود و شرایط نامساعد روانی خود آگاهی دارند و سعی می کنند که از همان ابتدا به مشاور مراجعه کنند. مشاور در کاهش مشکلات و پیامدهای بعد از طلاق نقش بسیار پررنگی دارد و افرادی که بلافاصله بعد از طلاق جلسات مشاوره ای خود را شروع کنند به احتمال بیشتری با طلاق خود سازگار می شوند.

هرچقدر زن در زندگی قبلی خود بیشتر تحت فشار و آسیب قرار گرفته باشد و هرچقدر که حمایت های محیطی و خانوادگی فرد کمتر باشد لزوم مراجعه به مشاور برای سازگاری با طلاق بیشتر است. مشاور می تواند به فرد کمک کند تا راحت تر بتواند زندگی خود را از سر آغاز کند و به حالت طبیعی و نرمال خود برگردد.

زندگی بعد از طلاق برای مردان

مردان نیز ممکن است بعد از طلاق فشار زیادی را متحمل شوند. گاهی نیز به دلیل تصور غالب که مردان کمتر از زنان آسیب می بینند ممکن است نسبت به مردان بی توجهی صورت بگیرد و مرد حمایت عاطفی کافی را از سمت خانواده و اطرافیان خود دریافت نکند، از طرفی مردان نسبت به خانم ها برون ریزی احساسی کمتری دارند و به همین دلیل نسبت به خانم ها کمتر درخواست کمک از اطرافیان می کنند و همین امر می تواندفشار روانی زیادی را به آن ها وارد کند، به طوری که برخی از تحقیقات نشان داده اند که مردان بعد از طلاق به احتمال بیشتری دچار افسردگی شوند.

مشکلات مهریه و نفقه نیز می تواند برای برخی از مردان فشار زیادی را ایجاد کند و همین امر احساس شکست مالی را به آن ها بدهد و سبب شود که مرد احساس کند که هر چقدر که از ابتدا تلاش کرده است نابود شده است و دیگر نمی تواند زندگی راحتی داشته باشد.

مردانی که حضانت فرزندشان را بر عهده دارند، در بسیاری از مواقع در نگهداری از فرزند خود دچار درماندگی می شوند و حتی در صورت ازدواج مجدد نگرانی ها و مشکلاتی در مورد سازگاری یا عدم سازگاری همسر جدید و فرزندشان را دارند و همه این موارد می تواند فشار روانی زیادی را به مرد وارد کند. بدیهی است که با وجود مشکلاتی که بعد از طلاق متوجه مرد است نیاز به مشاوره پس از طلاق برای اینکه فرد بتواند مجدد زندگی خود را از سر بگیرد و بهتر بتواند مشکلات پیش روی خود را مدیریت کند، احساس می شود.

  • کسب موفقیت بعد از طلاق

مشاور می تواند به فرد کمک کند به جای تمرکز بر مشکلات و شرایط غیر قابل کنترل، پتانسیل ها و استعدادهای خود را شناسایی کند و با تمرکز بر توانایی های خود بتواند موفقیت بیشتری را بعد از طلاق، تجربه کند.

  • رفع دلتنگی بعد از طلاق

درست است که زن و مرد به دلیل مشکلاتی که با یکدیگر داشته اند تصمیم به جدایی گرفته اند، اما آن ها مدتی را با یکدیگر زندگی کرده اند و قطعا که در طول این مدت نسبت به هم دلبسته و وابسته شده اند و طبیعی است که زن یا مرد یا هردو بعد از طلاق احساس دلتنگی کنند، اما این احساس دلتنگی نباید باعث شود که فرد احساس درماندگی و شکست بکند بلکه نیاز است که فرد بتواند احساسات خود را به خوبی مدیریت کند و مغلوب آن ها نشود که مشاور می تواند در این امر کمک زیادی به فرد بکند.

  • اقدامات بعد از طلاق و برگشت بعد از طلاق توافقی

گاهی نیز پیش می آید که افراد بعد از طلاق، تصمیم به برگشت به زندگی مجدد خود می گیرند و تمایل به آشتی کردن دارند که گاهی چنین تصمیمی می تواند بسیار خوب باشد، اما باید توجه کرد که زن و مرد هرچقدر هم برای برگشت به زندگی سابق خود مصمم باشند نیاز است که به این مسئله توجه کنند که وجود برخی از مشکلات سبب جدایی آن ها شده است و اگر زن و مرد عجولانه، احساسی و بدون توجه به مشکلات سابق خود، زندگی مشترک خود را مجددا از سر بگیرند بعد از مدتی دوباره دچار مشکل می شوند. بنابراین حل کامل مشکلات قبل از برگشت به زندگی اهمیت زیادی دارد که این امر حتما باید با کمک مشاور صورت بگیرد تا زن و مرد بتوانند با آمادگی کامل به زندگی قبلی خود بازگردند.

تمامی موارد شرح داده شده، لزوم مراجعه به مشاور را در حین طی کردن روند طلاق و بعد از آن نشان می دهد که نیاز است افراد نسبت این امر توجه ویژه ای نشان دهند و نسبت به آن غافل نشوند، افراد باید بدانند که طلاق با وجود مشکلات و چالش هایی که به دنبال دارد پایان زندگی نیست و اگر با رفتار آگاهانه همراه باشد نه تنها آسیبی به افراد وارد نمی کند بلکه می تواند زمینه رشد افراد را فراهم کند، رشدی که در زندگی سابق متوقف شده بود و در حال حاضر موانع آن برداشته شده است.

اگر که درگیر روند طلاق هستید و احساس سردرگمی و ناامیدی می کنید و گاهی نیز احساساتی را تجربه می کنید که برایتان ناشناخته و مبهم هستند و اگر در روند زندگی بعد از طلاق خود دچار مشکل شده اید می توانید به مشاوران متخصص و مجرب مرکز مشاوره ستاره ایرانیان مراجعه کنید و از خدمات روانشناختی این مرکز بهره مند شوید.

منبع : مشاوره پس از طلاق | آرامش تان را دوباره به دست بیاورید

طلاق عاطفی / زیر یک سقف با قلب های شکسته

طلاق عاطفی به شرایطی اطلاق می شود که زن و مرد به طور رسمی و قانونی از هم جدا نشده اند و زیر یک سقف زندگی می کنند، باهم غذا می خورند، باهم کار می کنند اما مسیرشان از یکدیگر جدا بوده و از «ما» تبدیل به «من» می شوند و هر کدام هدف جداگانه ای را دنبال می کنند.

دو انسان کاملا بیگانه و بی تفاوت نسبت به یکدیگر که یادآور اصطلاح «سندروم آشیانه خالی» می باشند.

در هنگام طلاق عاطفی زوجین دیگر هیچ احساسی به یکدیگر ندارند و نسبت به رفتار، شخصیت و شرایط یکدیگر بی تفاوت هستند.

در طلاق عاطفی زن و مرد از نظر روانی و عاطفی فاصله زیادی با یکدیگر دارند، گویی که اصلا هم دیگر را نمی بینند.

زن و مردی که در زندگی مشترکشان به مرحله طلاق عاطفی رسیده باشند، نسبت به نیازهای عاطفی، جسمی و جنسی یکدیگر کاملا بی تفاوت هستند و طبیعتا تلاشی برای بهبود رابطه انجام نمی شود.

آن ها معمولا مشاجرات کمی با یکدیگر دارند و چون نسبت به یکدیگر بی تفاوت شده اند هیچ شکایتی از رفتار یکدیگر نمی کنند و دیگر اهمیتی به این مسئله نمی دهند که به چه علت همسرشان کار اشتباهی می کند.

دلایل بروز طلاق عاطفی

طلاق عاطفی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد از جمله:

  • انتخاب و ازدواج غلط و نادرست
  • دخالت های اطرافیان
  • بی توجهی نسبت به نیازهای یکدیگر
  • خیانت
  • پرخاشگری
  • داشتن انتظارات نامعقول از یکدیگر

اما از همه این موارد که بگذریم عدم آمادگی برای ازدواج و ناآگاهی و عدم آموزش کافی در زمینه حل تعارضات بین فردی دلیل اصلی شکل گیری طلاق عاطفی بین زن و مرد است.

طلاق عاطفی

زمانی که فردی تصمیم به ازدواج می گیرد اگر به خوبی از انگیزه خود برای ازدواج آگاه نباشد و نداند که در اصل به چه هدفی می خواهد ازدواج کند و معیارها و ملاک های خود را به خوبی تشخیص ندهد قطعا در زندگی مشترک خود به مشکل می خورد.

از طرفی همه ما می دانیم که زندگی مشترک چالش های زیادی به همراه دارد و با توجه به اینکه دو فرد با ویژگی شخصیتی و شرایط محیطی مختلف با یکدیگر ازدواج می کنند و تصمیم می گیرند که با یکدیگر زندگی کنند طبیعی است که در بسیاری از زمینه ها با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند و اگر این اختلاف نظر با عدم مهارت در حل سازگارانه تعارض ها همراه باشد می تواند مشکلات بسیاری از جمله طلاق عاطفی را در پی داشته باشد.

مشکل بسیاری از افراد این است که تصویری رویایی از ازدواج و زندگی مشترک دارند، گاهی نیز برخی افراد به امید تمام شدن مشکلات در خانواده پدری شان تن به ازدواج می دهند و زمانی که با شروع زندگی مشترک با چالش ها و اختلاف هایی که با همسر دارند روبرو می شوند، شوکه می شوند و توان و مهارت حل مشکلات و اختلافات را به صورت سازگارانه ندارند و شروع به جر و بحث و  دعوا و درگیری با یکدیگر می کنند تا از این طریق هرکدام بتوانند حرف خود را به کرسی بنشانند، هیچکدام به پذیرش ویژگی های شخصیتی یکدیگر فکر نمی کنند و تنها به تغییر دادن طرف مقابل شان فکر می کنند و پیامد چنین تفکر و راهبردی می شود ناامیدی و دلسردی مطلق نسبت به فرد مقابل و در نتیجه سکوت و بی تفاوتی و در نهایت طلاق عاطفی!

نشانه های طلاق عاطفی

  • عدم اشتیاق برای وقت گذرانی با یکدیگر
  • عدم دلبستگی و وابستگی زن و شوهر به یکدیگر
  • افزایش سرگرمی های بیرون از خانواده
  • افزایش روابط فرا زناشویی
  • کاهش بحث های سازنده
  • مطرح کردن مسائل و اختلافات خانوادگی در بیرون از چارچوب خانواده
  • تمرکز بیش از حد پدر یا مادر بر نیازهای فرزندان و در مقابل کاهش توجه به نیازهای یکدیگر
  • افزایش سرزنش یکدیگر و بی توجهی به ویژگی های مثبت
  • مقایسه کردن مداوم همسر با افراد دیگر
  • تمرکز بیش از حد به خاطرات گذشته و بی توجهی به اتفاقات آینده
  • افزایش سفرها و مهمانی های انفرادی

روند طلاق عاطفی به چه صورت است؟

همانطور که اشاره شد زن و مرد در ابتدا برای تغییر دادن یکدیگر و به دلیل اختلاف در مسائل مختلف با یکدیگر مشاجره می کنند و این مشاجره ها مدتی طول می کشد اما بعد از مدتی دعوا و درگیری فروکش می کند و زن  و مرد نسبت به یکدیگر بی تفاوت می شوند و به طلاق عاطفی می رسند.

از آنجایی که در چنین مرحله ای زن و شوهر علاقه ای به یکدیگر ندارند و در واقع در یک خانه هستند و کاری به یکدیگر ندارند منطقی این است که به صورت رسمی از یکدیگر جدا شوند اما این اتفاق به چند دلیل نمی افتد و زن و مرد با وجود این که از بودن در کنار هم و حضور یکدیگر لذتی نمی برند ترجیح می دهند که به زندگی با یکدیگر تحت هر شرایطی ادامه بدهند.

یکی از دلایل اصلی ادامه دادن زندگی مشترک تحت این شرایط حضور فرزندان است. افکاری که والدین درباره فرزندان در سر می پرورانند و نگرانی در مورد آینده آن ها سبب می شود که ترجیح دهند زندگی مشترکشان را هرچند سرد و بی روح ادامه دهند.

از دیگر دلایل می تواند نگرانی بابت شرایط زندگی بعد از طلاق و مشکلات اقتصادی و نداشتن هیچ گونه حمایتی باشد، این مورد بیشتر در مورد خانم ها صدق می کند.

خانمی که خانه دار است و هیچ منبع درآمد و شغل و همچنین خانواده حمایت گری هم ندارد ممکن است مدام با خود فکر کند که بعد از طلاق چه بلایی سرم می آید و چگونه باید امرار معاش کنم، این نگرانی در مورد آینده و نداشتن هیچگونه پشتوانه مالی و عاطفی سبب می شود که زن تصمیم بگیرد تحت هر شرایطی با همسرش زندگی کند و شرایط را تحمل کند.

مسئله دیگر می تواند مهریه باشد. بسیاری از آقایان از ترس مهریه، تصمیم می گیرند که به زندگی سرد و بی روح با همسرشان ادامه دهند و به طلاق فکر نکنند.

آمار طلاق عاطفی در کشور ما چگونه است؟

با توجه به اینکه طلاق عاطفی در جایی ثبت نمی شود نمی توانیم آمار دقیقی از آن ارائه دهیم، اما تحقیقات نشان می دهند که از هر دو ازدواج، یک مورد از آن ها به طلاق عاطفی می رسند.

راه های پیشگیری از طلاق عاطفی

اگر از زنان و مردانی که رابطه عاطفی سردی با همسران خود دارند بپرسیم که در ابتدای ازدواجشان حسشان نسبت به همسرشان چه بوده اکثر آن ها حرف از دوست داشتن می زنند.

گاهی زندگی مشترکشان را با عشق شروع می کنند و گاهی سنتی ازدواج می کنند ولی در طی مدت آشنایی بینشان علاقه بوجود می آید بنابراین اکثریت افراد در ابتدای زندگی شان احساس علاقمندی نسبت به یکدیگر داشتند و هیچگاه به دنبال دعوا و جر و بحث با یکدیگر نبودند اما چه می شود که آن عشق و دوست داشتن اولیه به یکباره به نفرت تبدیل می شود؟

عدم توانایی حل مسئله

واقعیت این است که دلیل بروز طلاق عاطفی؛ عدم علاقه نسبت به یکدیگر نیست بلکه مشکل اصلی عدم توانایی حل مسئله در زوجین است.

اگر که آموزش های لازم قبل از ازدواج به زن و مرد داده شود و هر کدام دوره های آموزش مهارت های بین فردی را ببینند و یاد بگیرند که چطور در مورد مشکلاتشان با یکدیگر حرف بزنند و آن ها را مورد بررسی قرار دهند و راه حل مناسب برایشان پیدا کنند، می توانند از بودن در کنار یکدیگر لذت ببرند و از بروز اختلاف نظر در مورد یک مسئله واحد هراس نداشته باشند.

تفاوت های فردی و شخصیتی

اما در برخی موارد نیز علت بروز طلاق عاطفی چیزی بیش از اختلافات رایج و معمول است. گاهی زن و مرد آنقدر با یکدیگر تفاوت دارند که دنیایشان به طور کامل با یکدیگر فرق می کند و تحت هیچ شرایطی نمی توانند همدیگر را درک کنند، شاید در ابتدا این زوجین تلاش زیادی برای درک یکدیگر بکنند ولی متاسفانه میزان تفاوت های فردی و شخصیتی آنقدر متفاوت است که راهی به جز جدایی عاطفی یا رسمی نیست چون هیچکدام از آن ها کنار هم حالشان خوب نیست، راه پیشگیری از بوجود آمدن چنین شرایطی مراجعه به مشاور پیش از ازدواج است.

مشاور پیش از ازدواج می تواند به شما کمک کند تا نقاط قوت و ضعف خودتان و همچنین نقاط قوت و ضعف فرد مقابل تان را بشناسید و اطلاعات و شناخت بیشتری از یکدیگر کسب کنید، میزان تفاهمات و تفاوت های بین فردی تان را مورد بررسی قرار دهید، از علایق هم آگاه شوید و در نهایت بتوانید با استفاده از اطلاعات به دست آمده تصمیم گیری کنید.

اگر در جلسه مشاوره با توجه به مصاحبه ها و آزمون هایی که از افراد گرفته می شود مشخص شود که زن و مرد اختلاف زیاد و دردسر سازی با یکدیگر دارند حتما در مورد آن به مراجعان اطلاعات کافی داده می شود و با تاکید بر فکر بیشتر تصمیم گیری را بر عهده خودشان می گذارد. اگر با وجود چنین شرایطی زن و مرد هنوز هم روی تصمیم خودشان برای ازدواج با یکدیگر مصمم باشند، مشاور سعی می کند با آگاهی دادن در مورد مشکلات احتمالی و آموزش برای حل تعارضات  به صورت مسالمت آمیز، آن ها را برای شروع زندگی مشترک آمده کند.

در صورت بروز طلاق عاطفی چه اقداماتی انجام دهیم؟

بدترین کاری که یک زوج می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند این روند برای همیشه ادامه پیدا کند، به هر دلیلی که رابطه شما و همسرتان به سردی گراییده نیاز هست که برای بهبود شرایط و یا تمام کردن این شرایط اقدامات لازم را انجام دهید.

ادامه دادن زندگی با این شرایط می تواند به مرور از شما و همسرتان افرادی افسرده بسازد و همینطور فرزندانتان را نیز در معرض آسیب قرار دهد.

شاید تنها دلیل شما برای ادامه زندگی با همسری که علاقه ای به وی ندارید فرزندان تان باشد اما بودن در یک محیط سرد و بی عاطفه می تواند باعث شود که فرزندانتان نیز سرد و بی عاطفه رشد کنند، محبت کردن را یاد نگیرند یا اینکه بسیار حساس شوند و احساس کمبود کنند و برای رهایی از احساس های ناخوشایند خود و دوری از محیط خانوادگی سرد و بی روح به سمت محیط بیرون از خانواده کشیده شوند.

به این دلیل که فرزند شما به یک محیط گرم و صمیمی نیاز دارد، هر چقدر که بزرگتر شود محیط سرد خانه خود را بیشتر با محیط گرم خانه دیگران مقایسه می کند و این حس حسرت که چرا خانواده من اینطور نیستند همیشه در دل فرزند شما باقی می ماند، در چنین شرایطی افراد معمولا به مکانیسم دفاعی پناه می برند تا بتوانند از افکار منفی دور باشند، بنابراین گرایش به سمت مواد مخدر برای فراموشی اوقات ناخوشایند و تجربه لحظه ای اوقات خوشایند می تواند راهکار انتخابی فرزند شما باشد.

با توجه به شرایط حاکم صحبت کردن شما و همسرتان در مورد مشکلات بین فردی تان امری تقریبا محال است، چون اگر که چنین چیزی امکان پذیر بود طبیعتا کار به طلاق عاطفی نمی کشید بنابراین در چنین شرایطی بهتر هست که نفر سومی وجود داشته باشد که بتواند به شما کمک کند بار دیگر در دنیای یکدیگر وارد شوید و بتوانید مسائل و مشکلات بین تان را مورد بررسی قرار دهید. مشاور خانواده و زوج درمانگر بهترین گزینه برای شما می باشد.

بهتر آن است که جلسات زوج درمانی با حضور هر دو نفر تشکیل شود اما گاهی پیش می آید که یکی از زوجین در این امر همکاری نمی کند، اگر همسر شما در این امر شما را همراهی نمی کند و حتی چنین کاری را بیهوده می شمارد بهتر است اصراری نکنید، چون تمایل همسرتان برای اینکه بتواند راهکارهای مشاور را بشنود و آن ها را بپذیرد بسیار مهم است و اگر این تمایل نباشد روند مشاوره نتیجه بخش نخواهد بود.

مراجعه انفرادی شما می تواند به شما کمک کند تا بتوانید علت مشکل را پیدا کنید و بهترین راهکار را در آن شرایط پیدا کنید، شاید همسر شما با مشاهده تغییرات مثبت شما ترغیب شود که جلسات مشاوره را همراه شما ادامه دهد، شاید هم همسر شما هیچگاه تمایل نداشته باشد مشکل خودش را بپذیرد و تلاشی هم برای بهبود شرایط به کار نگیرد، در چنین شرایطی قطعا آسیب هایی بیشتری متوجه شما خواهد بود، بنابراین نیاز است که با راهکاری مناسب از آسیب های احتمالی جلوگیری کنید. شاید نیاز باشد که با ترس های درونی خود مواجه شوید و بتوانید به این نتیجه برسید که جدایی می تواند راهکار مناسب تری برای شما و فرزندانتان باشد.

در هر صورت مشاور می تواند به شما کمک کند تا راهکارهای پیش رو را مد نظر قرار دهید و مزایا و معایب هر کدام را مورد بررسی قرار دهید تا در نهایت بتوانید بهترین تصمیم را اتخاذ کنید.

منبع : طلاق عاطفی / زیر یک سقف با قلب های شکسته 

طلاق توافقی | هر آنچه نیاز است بدانید تا ضرر نکنید

طلاق توافقی، همه آنچه می خواستید بدانید

طلاق توافقی معمولا در سازش و مسالمت به انجام می رسد، اما بر روی زندگی شما و فرزندان تاثیرگذار می باشد و نباید بی گدار بی آب بزنید و بهتر است قبل از طلاق همه جوانب آن را در نظر بگیرید و در این نوع طلاق همه چیز به توافق زن و مرد بستگی دارد و در کنار آن الزامات قانونی تعیین کننده می باشد.

در طلاق توافقی ابتدا زن و شوهر در مورد مسائلی که به زندگی مشترک آن ها مربوط می شود مانند مهریه، نفقه، حضانت بچه ها و جهیزیه توافق می کنند و بعد اقدامات لازم را برای طلاق انجام می دهند برای انجام این کارها می توانید وکیل بگیرید یا به طور شخصی مراحل را پیگیری کنید و همچنین قبل از طلاق باید از مشاور و رواننشاس کمک بگیرید و با او صحبت کنید تا از تصمیم خود پشیمان نشوید.

مشاور طلاق قبل از این که تصمیم نهایی را بگیرید بسیار برای شما مفید و کارگشا خواهد بود و می تواند راهکارهای مناسبی را برای شما ارائه دهد.

طلاق توافقی چیست؟

طلاق توافقی یکی از انواع طلاق در ایران می باشد و بر اساس آمار بیان شده حدود ۳۰ درصد از طلاق ها در دادگاه به صورت توافقی انجام می شوند، زمانی که زن و شوهر نمی توانند در کنار یکدیگر زندگی کنند و با توجه به شرایط و روابط زندگی زن و شوهر در کنار یکدیگر امکان پذیر نمی باشد، در این صورت هر دو اتفاق نظر می کنند تا از یکدیگر جدا شوند.

در اکثر موراد قبل از طلاق توافقی میان زن و شوهر طلاق عاطفی روی داده است که در این شرایط مرد یا زن در دادگاه خانواده درخواستی جهت صدور گواهی عدم امکان سازش و اجرای صیغه طلاق توافقی ارائه می دهند و علاوه بر این زوجین تمام شرایط مالی و غیرمالی که مربوط به حقوق ناشی از عقد می باشد را بر اساس توافقات خود معلوم و مشخص می کنند.

آسیب های طلاق توافقی

اگر چه طلاق توافقی در اکثر موارد به صورت مسالمت آمیز بین زوجین به وجود می آید اما نباید شما تصور کنید زمانی که همه چیز به صورت توافقی اتفاق می افتد پس آسیبی به طرفین وارد نمی شود، طلاق توافقی هم مانند طلاق دیگر با آسیب های روانی و اجتماعی جدایی زن و شوهر و فرزندان همراه می باشد فقط احتمال دارد این طلاق با دعوا و جار و جنجال همراه نباشد.

طلاق عاطفی بر روی ذهن و دل طرفین اثرات عمیقی می گذارد و تا مدت ها زن و شوهر را از یکدیگر دور می کند و رابطه صمیمی با یکدیگر ندارند و بر اساس نظریه روانشناسان زنان تا دو سال و مردان تا ۴ سال بعد از طلاق نباید به فکر ازدواج مجدد باشند.

طلاق توافقی فرصت ازدواج مجدد را به خصوص برای زنان کمتر می کند و تمامی این آسیب ها زمانی افزایش می یابد و عمیق تر می شود که پای بچه در میان باشد.

نقش خانواده ها

نقش خانواده ها در طلاق توافقی و کاهش آسیب های آن می تواند بسیار مفید و موثر باشد زن و شوهر احتمال دارد جلوی دخالت های خانواده ها را بگیرند اما بزرگ تر های فامیل می توانند نقش میانجی گری داشته باشند و تا جایی که امکان دارد همه چیز با به سمت تفاهم بیشتر ببرند، زمانی که طلاق صورت می گیرد خانواده ها می توانند بر روی آرامش فرزندشان اثر بگذارند، به عنوان مثال نشان دهند اگر چه پدر و مادر از یکدیگر جدا شده اند اما خانواده هنوز سرجایش است و بچه ها دارای پایگاه و تکیه گاه می باشند.

حضانت فرزندان

بر اساس قوانین ایران اگر فرزند زیر ۷ سال سن داشته باشد حضانت او به مادرش سپرده می شود و اگر بیش از ۷ سال سن داشته باشد حضانت به پدر او داده می شود مگر این که پدرش اختیار او را به مادر فرزندان تفویض نماید، در هر صورت فرزندان چه پیش مادر باشند چه پیش پدرشان به خاطر به هم ریختگی زندگی خانوادگی معمولی خود با صدماتی رو به رو می شوند.

زن و شوهر و خانواده های آن ها باید تلاش کنند تا با همکاری یکدیگر تا جایی که امکان دارد آسیب هایی که به خاطر طلاق توافقی بر روی فرزندان به وجود می آید را کاهش دهند.

طلاق توافقی

مراحل طلاق توافقی

اگر می خواهید مراحلی که باعث طلاق توافقی می شود را به صورت گام به گام بدانید باید اطلاعات خود را در زمینه طلاق توافقی افزایش دهید که در زیر این مراحل به صورت خلاصه به ترتیب زیر می باشد.

  • ابتدا لازم است تا در مورد جدایی از هم به تفاهم برسید.
  • حال باید از وکیل متخصص که در زمینه امور خانواده و طلاق تجربه دارند وقت بگیرید و به صورت حضوری مدارک خود را به آن ها تحویل دهید.
  • بعد از آن باید در دفتر وکالت حاضر شوید و توافقات خود را در مورد مسائل مهریه، حضانت فرزندان و دیگر موارد مکتوب نمایید.
  • پس از آن هر کدام از شما صورت جلسه ای که وکیل برای شما تنظیم کرده است را امضا نمایید.
  • اقدامات بعدی طلاق توافقی توسط وکلا انجام می شود و جلسات مشاوره بدون نیاز به زوجین صورت می گیرد.
  • در مرحله بعد زن باید به آزمایشگاه برود و برگه عدم بارداری را تحویل وکیل دهد.
  • در مرحله آخر صیغه طلاق در دفتر خانه و با حضور زوجین و وکلا جاری می شود.
  • سند طلاق صادر شده و در اختیار شما قرار می گیرد.

مدارک لازم برای طلاق توافقی

لازم است هر کدام از زوجین مدارک هویتی خود را برای ارائه به دادگاه در دست داشته باشند و مدارک که برای طلاق توافقی مورد نیاز است شامل موارد زیر می شود.

  • اصل سند ازدواج ( در صورتی که سند ازدواج به هر دلیلی نبود می توانید رونوشت آن را در دفترخانه ای که عقد انجام شده است دریافت نمایید.)
  • اصل شناسنامه زوجین
  • اصل یا کپی کارت ملی زن و مرد

طلاق توافقی بدون حضور زوجین

ممکن است به هر دلیل از جمله طلاق عاطفی که در میان شما صورت گرفته است حاضر نباشید تا در جلسات دادگاه شرکت کنید و مراحل طلاق را انجام دهید در این صورت زن و مرد هر دو وکیلی را برای خود انتخاب می کنند تا تمام مراحلی که مربوط به طلاق توافقی می شود را پیگیری کنند.

در این شرایط هر دو وکیل در دادگاه حاضر می شوند و کارهای طلاق توافقی مانند انجام مشاوره، ثبت دادخواست، جلسه رسیدگی دادگاه، ثبت طلاق در دفترخانه طلاق و غیره را به جای موکلان خود انجام می دهند.  هزینه های ثبت طلاق توافقی معمولا بیش از یک میلیون تومان می باشد.

طلاق توافقی چقدر طول می کشد؟

معمولا زمان طلاق توافقی بسیار کوتاه می باشد در صورتی که زن و مرد به جدایی راضی باشند بعد از یک یا چند جلسه که دادگاه دستور آن را داده است در مدت زمان کمتر از یک ماه طلاق صورت می گیرد مگر این که یکی از زوجین وسط کار پشیمان شود و یا در دادگاه طوری رفتار کند که تمایل دارد زندگی مشترک خود را ادامه دهد.

در صورتی که قاضی متوجه شود طلاق را به تعویق می اندازد و در صورتی که وکیل بگیرید مراحل طلاق تواقفی خیلی سریع تر انجام خواهد شد.

مهریه در طلاق توافقی

در سال های اخیر درخواست های طلاق افزایش یافته است و می دانیم که مهریه مبلغی است که  مرد در زمان عقد به همسر خود می پردازد و یا مکلف است که هر وقت همسرش بخواهد آن را به او پرداخت کند، مهریه برای زن یک نوع پشتیبانی مالی حساب می شود. بعد از طلاق زن با دشواری های زیادی رو به رو می شود و او با از دست دادن جوانی و زیبایی اش امکان کمتری برای ازدواج مجدد دارد.

اما مرد با توجه به این که استعداد خاص بدنی دارد به راحتی می تواند در اجتماع نفوذ کند و تسلط و امکان بیشتری برای ازدواج مجدد دارد، هم چنین در حالت توافقی زن و مرد باید با یکدیگر توافق کنند که مهریه به چه صورت پرداخت شود احتمال دارد زن مهریه خود را ببخشد و یا مرد به اختیار خود به طور کامل مهریه را پرداخت نماید.

این مسئله به مواردی مانند وجدان مرد، وضعیت مالی او و توافق میان دو طرف بستگی دارد و اگر اختلاف به خاطر مهریه به وجود آید و حل نشود ممکن است طلاق از حالت توافقی خارج شود و جرو بحث هایی میان آن ها به وجود آید.

کلام آخر

در طلاق توافقی زن و مرد سعی می کنند تا بر سر موضوعات مختلف از جمله مهریه با یکدیگر به توافق برسند اما با این وجود طلاق توافقی می تواند برای هر دو طرف آسیب های زیادی به همراه داشته باشد و در صورتی که پای کودک در میان باشد این شرایط برای او سخت تر از قبل می شود. لازم است از همان ابتدا که تصمیم به طلاق می گیرید با مشاور و روانشناس در ارتباط باشید تا بتوانید آسیب های اجتماعی را به حداقل برسانید.

همچنین بهره بردن از مشاوره طلاق به شما کمک می کند تا برای آخرین بار موقعیت و شرایط زندگی خود را مورد تحلیل و بررسی قرار دهید و در صورتی که امکان داشت با همسرتان به تفاهم برسید و از طلاق گرفتن منصرف شوید در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان به صورت تلفنی و حضوری پاسخ گو شما می باشد.

منبع : طلاق توافقی | هر آنچه نیاز است بدانید تا ضرر نکنید

راه های رسیدن به آرامش بعد از طلاق که از آن ها خبر ندارید

طلاق پدیده ای است که در جامعه امروز به عنوان یکی از آسیب های اجتماعی مطرح می شود که ریشه در تغییر و تحولات گوناگون فرهنگی، اجتماعی، زیستی و غیره دارد و با پیچیده تر شدن زندگی امروز، سطح آن نیز شدت یافته است. در این مقاله به راه هایی پرداخته شده است که به شما در آرامش بعد طلاق کمک می کند.

اگرچه طلاق در برخی از شرایط می تواند تنها راه حل ممکن باشد اما چه بخواهیم یا نخواهیم طلاق، آسیب های مخصوص به خود را دارد و ما زمانی می توانیم از آرامش بعد از طلاق صحبت کنیم که با گذشت مدتی از طلاق، فرد با مراقبت های لازم که از خود به عمل می آورد و با برنامه ریزی که برای زندگی بعد از طلاق خود دارد بتواند این رویداد را در زندگی خود بپذیرد و با آن کنار آمده باشد و بعد از طلاق شرایط بهتری را برای خود رقم زده باشد.

در این مقاله در ابتدا به پیامدها و اثرات طلاق اشاره می کنیم و در ادامه راهکارهایی را برای بهتر زیستن و رسیدن به آرامش بعد از طلاق ارائه می دهیم.

آثار و پیامدهای طلاق

آثار و پیامدهای طلاق در سه بعد قابل تبیین و بررسی است.

  • بعد فردی
  • بعد خانوادگی
  • بعد اجتماعی

بعد فردی

  • ترس از آینده

اینکه فردی تصمیم بگیرد به زندگی مشترک خود، پایان بدهد کار ساده ای نیست. چنین تصمیمی می تواند با احساس تاسف و سرزنش خود همراه باشد.

فرد ممکن است از تنهایی بعد از طلاق بترسد که این ترس از تنهایی، در خانم ها بیشتر از آقایان احساس می شود.

نگرانی در مورد اینکه آیا شریک زندگی دیگری خواهم داشت؟ آیا به تنهایی می توانم زندگی ام را اداره کنم؟

خانمی که هیچ شغل و درآمدی ندارد و قرار است حضانت فرزندانش را برعهده بگیرد طبیعتا دچار این ترس می شود که چگونه قرار است از پس هزینه های مورد نیاز فرزندان بربیاید، آیا شغلی پیدا می کند؟

اگر هم تصمیم بر این باشد که فرزندان را پدر نگهداری کند ترس و نگرانی دوری از فرزندان و فکر کردن مداوم در مورد این مسئله که در نبود او چه اتفاقی برای بچه ها می افتد مشکل و دغدغه ای است که اکثر مادران دارند، پدر نیز به نوبه خود این ترس و نگرانی ها در ذهنش شکل می گیرد و می داند که اداره و تربیت فرزندان در نبود مادر کار بسیار سختی خواهد بود و این نگرانی را دارد که از این به بعد در صورت عدم حضور مادر، او چگونه می تواند بدون دغدغه و نگرانی فرزندان را رها کند و به سر کار برود.

آرامش بعد از طلاق

این ترس های واقعی ناشی از تردیدهای واقع بینانه درباره بازار کار، مسائل مالی، مشکلات بزرگ کردن فرزندان به تنهایی و تغییر در زندگی فردی و اجتماعی است.

در این مرحله یک بحران عاطفی اتفاق می افتد و احساس انسان با عقلش منطبق نخواهد بود و بر اثر تجربه چنین احساساتی ممکن است فرد احساس درماندگی کند.

در اولین مرحله فرد هنوز نمی داند که باید واقعیت جدایی را بپذیرد یا خیر؟ آیا تنها خواهد ماند یا در آینده دوباره ازدواج خواهد کرد؟

  • احساس گناه

احساس گناه در مورد خیانت نسبت به خوشبختی فرزندان از جمله مشکلاتی است که افراد علی الخصوص مادران در هنگام طلاق با آن مواجه می شوند.

ترس از آینده ای مبهم برای خود و فرزندان، واکنش های گوناگونی را در آنان پدید می آورد و این وضعیت احساس گناه را شدت می بخشد.

  • احساس تنهایی

بعد از طلاق این فکر به ذهن فرد خطور می کند که از این پس باید به تنهایی از پس زندگی بر بیاید و به تنها زیستن عادت کند. تحقیقات نشان داده است که زنان بیشتر از مردان، پس از طلاق احساس تنهایی می کنند که البته علت اینکه آسیب های طلاق و تجربه احساسات منفی بیشتر متوجه خانم ها هست به جنبه های مختلف فرهنگی، خانوادگی، تفاوت های جنسیتی و غیره وابسته است.

  • مشکلات عاطفی

تحقیقات نشان داده است که میزان مشکلات عاطفی و فشارهای روانشناختی بعد از طلاق برای زن ومرد یکسان است. طلاق می تواند استرس زیادی را به فرد وارد کند، فرد احساس ناامیدی و درماندگی کند و حتی باعث شود که به اختلال افسردگی مبتلا شود.

برخی از تحقیقات نشان می دهد که مردان بیشتر در معرض افسردگی بعد از طلاق هستند چون طلاق را شکستی برای خود می بینند که باعث می شود احساس ناتوانی کنند. البته در این مورد نتایج ضد و نقیضی وجود دارد و برخی مقالات تفاوتی از نظر مبتلا شدن به اختلال افسردگی بین زنان و مردان نشان نمی دهند.

  • مشکل دو گانگی نقش

زنان و مردان بعد از طلاق نیازمند این هستند که وظایفی را که قبلا همسرشان در زندگی مشترک بر عهده داشته نیز به دوش بکشند و این امر باعث ایجاد مشکل دو گانگی نقش می شود. به خصوص اگر زن و مرد صاحب فرزند باشند این مشکل بیشتر به چشم می خورد و فرد باید هم برای فرزندانش پدر باشد و هم مادر، طبیعی است که این مسئله بسیار چالش زا و دشوار خواهد بود.

  • مشکلات اقتصادی

برخی فکر می کنند که مشکلات اقتصادی طلاق، فقط متوجه خانم ها خواهد بود، اما طلاق می تواند پیامدهای مالی برای هر دو طرف داشته باشد، مردی که برای شروع زندگی مشترک خود هزینه های زیادی کرده است و تمام اهداف خود را بر پایه زندگی مشترک خود پایه ریزی کرده است به یکباره با مشکل فروپاشی خانواده روبرو می شود و ممکن است مجبور شود که همه چیز را از نو بسازد، اگر هم بخواهد که زندگی جدیدی را شروع کند طبیعتا مجبور به این می شود که مجدد برای شروع زندگی مشترک هزینه کند.

گاهی نیز مشکلات مهریه و نفقه نیز می تواند فشار زیادی را به مرد وارد کند که خود این مسئله یک عامل استرس زا می باشد، اما مشکلات اقتصادی بعد از طلاق، مسئله ای است که ذهن بسیاری از خانم ها را به خود درگیر می کند، این مشکلات بیشتر متوجه خانم هایی می باشد که شغل و درآمدی ندارند، حتی گاهی پیش می آید که خانم با وجود شاغل بودن از هزینه های بعد از طلاق نیز واهمه دارد و می ترسد که به تنهایی نتواند از پس خرج و مخارج بربیاید.

  • مشکلات ارتباطی با خانواده و اطرافیان

برخی از خانواده ها و اطرافیان درک و برخورد درستی با فردی که طلاق گرفته است ندارند. عدم درک از طرف اطرافیان و خانواده ها بیشتر متوجه خانم ها است.

بسیار پیش می آید که خانواده ها بدون توجه به فشار روانی که بعد از طلاق به دختر خانمشان وارد می شود سخت گیری های بیشتری به دختر خانمشان وارد می کنند و حتی گاهی او را سرزنش می کنند که چرا زندگی اش را رها کرده است و سعی نکرده است که تحملش را در زندگی بیشتر کند (شاید با خود فکر کنید که این طرز برخورد دیگر وجود ندارد، اما متاسفانه هنوز هم ما شاهد چنین برخوردهای از طرف خانواده ها هستیم). همچنین بسیاری از افراد فامیل و دوستان ممکن است برخوردی ترحم آمیز و حتی طعنه آمیز با فرد داشته باشند که همین امر می تواند فشار روانی زیادی را به فرد وارد کند.

  • مشکلات اجتماعی

متاسفانه در برخی از فرهنگ ها دید بسیار منفی نسبت به طلاق و زنی که از همسرش جدا شده است وجود دارد. اگر در محیط اجتماعی و شغلی متوجه شوند که زن از همسر خود جدا شده است با دیدی متفاوت تر به او نگاه می کنند و ممکن است زن بارها متوجه نگاه ها و رفتارهای سوء استفاده گرانه آقایان و همکاران قرار گیرد و این همان مسئله ای است که می تواند یک زن را بعد از طلاق می تواند بسیار بیازارد.

بعد خانوادگی

  • تاثیر بر فرزندان: طلاق واژه ای است که ذهن بسیاری از کودکان و نوجوانان را به خود مشغول می کند. تحقیقات متعددی آثار مخرب طلاق را بر روی فرزندان نشان داده اند. وجود تنش های روانی و اختلالات عاطفی در خانواده می توانند تاثیرات منفی زیادی روی رفتار کودک و همینطور فعالیت های ذهنی، شناختی و شرایط خلقی او بگذارد.

روحیه وسواسی و اضطراب، پرخاشگری و عصیان، بی قراری، حسادت، سوء ظن و سماجت از جمله حالاتی است که در فرزندان طلاق مشاهده می شود (اگر چه نمی توان به طور مطلق در این مورد صحبت کرد و چنین مشکلاتی را به تمام فرزندان طلاق تعمیم داد، اما این مشکلات از فرزندان طلاق دور نیست).

پژوهش هایی نیز نشان داده است که آسیب پذیری فرزندان پسر در مقابل طلاق، بیشتر از دختران است. معمولا دو سال طول می کشد تا دختران بتوانند با طلاق والدین کنار بیایند اما پسرها به زمان بیشتری برای سازگاری نیاز دارند.

بعد اجتماعی

طلاق تعادل انسان ها را به هم می ریزد و آثار نامطلوبی را بر جامعه بر جای می گذارد و منجر به کاهش انسجام و یکپارچگی اجتماعی می شود.

راه های کسب آرامش بعد از طلاق چیست؟

  • پذیرش و آمادگی برای  پیامدهای طلاق

همانطور که در ابتدای مقاله گفتیم گاهی اوقات طلاق می تواند تنها راه ممکن و البته بهترین راه برای جلوگیری از آسیب روانی و رسیدن به آرامش فرد و فرزندان باشد، چون گاهی تنش ها و اختلافات بین زوجین آنقدر زیاد است که در صورت ادامه یافتن زندگی علاوه بر اینکه زن و مرد از نظر روانی آسیب می بینند، فرزندان نیز در معرض انواع آسیب های روانی هستند و طلاق در چنین شرایطی به نفع زن و مرد و همینطور فرزندان است.

اما اجتناب از برخی از پیامدهای طلاق غیر ممکن است و نمی توان این انتظار را داشت که بدون هیچ دردسری بتوانید از همسرتان جدا شوید و هیچ مشکلی نداشته باشید، بنابراین نیاز است که دیدگاه واقع بینانه ای داشته باشید و قبل از اینکه اقدامی برای طلاق بکنید خودتان را برای رویارویی با یکسری از چالش ها آماده کنید. در صورت آمادگی با چالش های پیش رو و دیدگاهی واقع بینانه، سریع تر می توانید با طلاق و جدایی از همسرتان کنار بیایید و در نتیجه سریع تر می توانید به روال عادی زندگی تان برگردید.

  • مشورت کنید

طبیعی به نظر می رسد که شما زمانی که تصمیم به طلاق گرفته اید پر از هیجانات منفی از جمله خشم و ناراحتی، ترس و غیره باشید. در صورت غلبه احساسات منفی بر شما، قدرت تصمیم گیری درست از شما گرفته می شود، بنابراین در چنین صورتی نیاز به مشورت با فردی آگاه به وضوح احساس می شود.

فردی که می تواند بهترین راهنمای شما برای کسب اطلاعات و انتخاب مسیری درست باشد، مشاور است. مشاور یک فرد متخصص و با تجربه در این زمینه است که می تواند به شما کمک کند تا قبل از طلاق تمام جوانب را بسنجید و شرایط احتمالی بعد از طلاقتان را بررسی کنید. همچنین مشاور می تواند در کاهش هیجانات منفی به شما کمک کند و به شما نحوه گفت و گوی مسالمت آمیز با همسرتان برای رسیدن به یکسری از توافقات لازم در مورد مسائل اقتصادی، شرایط نگهداری فرزندان بعد از طلاق و غیره را آموزش دهد.

همانطور که گفتیم طلاق می تواند آسیب های زیادی به فرزندان وارد کند و برای اینکه بتوانید از بروز این آسیب ها جلوگیری کنید یا آن ها را به حداقل برسانید نیازمند این هستید که در مورد نحوه برخورد درست با کودک نیز اطلاعات لازم را کسب کنید تا بتوانید به نیازهای فرزندتان به درستی پاسخ دهید و آن ها را به خوبی تربیت کنید.

  • هدف داشته باشید

سعی کنید برای خودتان برنامه ریزی و هدف داشته باشید. طلاق به اندازه کافی می تواند شما را پریشان کند، شما نباید با بی هدفی این پریشانی را دو چندان کنید. سعی کنید قبل از طلاق مشخص کنید که هدف تان از طلاق گرفتن چیست و قصد دارید برای زندگی بعد از طلاقتان چه کنید.

  • با دوستان خود معاشرت کنید

در چنین شرایطی، شما بیشتر از هرچیز نیاز به درک شدن و برون ریزی احساسی دارید. سعی کنید با دوستان مورد اعتماد خود معاشرت داشته باشید، با آن ها صحبت کنید، برنامه های مفرح مثل رفتن به باشگاه، کوه نوردی و غیره را برای خودتان داشته باشید.

  • به مشاوره های خود ادامه دهید

گاهی آنطور که انتظار داریم همه چیز نرمال، آرام و طبق برنامه ریزی پیش نمی رود. گاهی فرد با آسیب های زیادی از همسر خود جدا می شود، زنانی هستند که در زندگی مشترک با همسر خود در معرض انواع خشونت های کلامی و فیزیکی قرار گرفته اند و در هنگام طلاق به تنها چیزی که فکر نمی کردند، هدف گذاری، مراجعه به مشاور، بررسی و پذیرش شرایط بعد از طلاق و غیره بوده است.

بنابراین در چنین شرایطی، بهترین کار مراجعه به مشاور و ادامه دادن جلسات درمانی به منظور کنار آمدن با طلاق و کاهش آسیب های وارد شده و رفتار آگاهانه و هدفمند است، بدیهی است اگر فرد با همان آسیب های گذشته به زندگی بعد از طلاق ادامه دهد نه تنها نمی تواند به آرامش برسد بلکه ممکن است مشکلات بیشتری را تجربه کند.

منبع : راه های رسیدن به آرامش بعد از طلاق که از آن ها خبر ندارید

پیدا کردن همسر مناسب پس از طلاق

از سرگیری دیدارهای مجدد پس از طلاق کمی دشوار است، چون به احتمال زیاد به مشکل دچار خواهید شد. ممکن است علت جدایی شما خیانت فرد مقابل بوده باشد و از عهدها و قول و قرارهای زمان ازدواج تان ناامید شده باشید و احساس کنید که دیگر نمی توانید به کسی اعتماد کنید. برای برطرف کردن این مشکل این مقاله را از دست ندهید.

در این هنگام احساس می کنید که برای همیشه تنها خواهید ماند و قرار نیست با کس دیگری ازدواج کنید یا دوباره طعم خوشبختی را کنار کسی بچشید.

در این هنگام چه کاری می توانید انجام دهید که نتیجه متفاوتی به همراه داشته باشد؟

وقتی احساس می کنید که به بن بست رسیده اید. رفتن به درمانگر و مراجعه به یک متخصص می تواند مفید باشید. خالی کردن بارهایی که بر دوش دارید و دردهایی که متحمل شده اید پیش از شروع رابطه جدید اهمیت بسیار زیادی دارد. قانون جذب را به خاطر داشته باشید« هر انرژی را از خود ساطع کنید همان را جذب می کنید.»

بنابراین قبل از این که به دنبال فرد مناسب برای خودتان بگردید از خود بپرسید که چه انتظاری از رابطه آینده خود دارید؟ چه چیزی را حاضرید در این رابطه با همسرتان به اشتراک بگذارید؟ چه اشتباهاتی را دیگر حاضر نیستید تکرار کنید؟ چه ملاک های جدیدی را برای انتخاب همسر مناسب دارید؟

اهداف خودتان را بنویسید و همیشه به خودتان یادآوری کنید که شما شایستگی بهترین زندگی را دارید و باید برای رسیدن به آن تلاش کنید.

۱۰ قانون برای ازدواج دوم موفق

۱٫ آسیب پذیر باشید

منطقی است که هنگام ازدواج دوم آسیب پذیر باشید و سعی کنید آن را مخفی کنید، اما بیان نکردن درونی ترین احساسات، افکار و خواسته های ما می تواند رابطه را بیشتر در معرض خطر قرار دهد زیرا با این آسیب پذیری اعتماد و صمیمیتی را از دست می دهیم.

۲٫ انتظارات واقع بینانه داشته باشید

بپذیرید که در ازدواج مجدد فراز و نشیب های اجتناب ناپذیری وجود دارد. عشق جدید احساسی شگفت انگیز است، اما نه درد طلاق را جبران می کند و نه به طور خودکار خانواده را به وضعیت قبلی خود باز می گرداند. بنابراین پیش از ازدواج انتظارات خود را در حد منطقی کاهش دهید و به خاطر داشته باشید که با ازدواج مجدد مشکلات شما بهبود نمی یابد.

به همین منظور توصیه می شود مشکلات خود را با مراجعه به روانشناس و مشاور به طور ریشه ای بر طرف کنید و پیش از شروع زندگی جدید اختلالات  موجود را از بین ببرید.

پیدا کردن همسر مناسب پس از طلاق

۳٫ ارتباط موثری داشته باشید

یادگیری راه های برقراری ارتباط موثر می تواند به سلامت و بهبود رابطه ای که می خواهید بسازید کمک کند، بسیاری از مواقع طلاق به دلیل عدم یادگیری و استفاده از این مهارت ها می باشد بنابراین به شما توصیه می شود که پیش از ازدواج مجدد حتما این مهارت ها را بیاموزید و در رابطه با همسرتان از آن ها استفاده کنید. این مهارت ها شامل:

  • گوش دادن موثر
  • توجه به زبان بدی
  • استفاده از لحنی آرام
  • دوری از درگیری و استفاده از آرامش
  • و موارد دیگر

۴٫بخشش داشته باشید

بسیاری از افراد تصمیم می گیرند که در زندگی جدید خود به نوع دیگری رفتار کنند و بخشش کم تری داشته باشند یا سخت گیر تر شوند تا بتوانند همسر خود را کنترل کنند. اما این امر یک اشتباه بزرگ است، همه ما خطاهایی دارید و نمی توان انسانی را پیدا کرد که هیچ ایراد و مشکلی نداشته باشد. بنابراین سعی کنید اشتباهات همسرتان را بپذیرید و دید مثبتی نسبت به بهبود رفتار های او داشته باشید.

اگر دچار بدبینی شده اید و نمی توانید خوبی ها و نکات مثبت همسرتان را ببینید حتما از مشاور کمک بگیرید زیرا این امر به تنهایی می تواند زندگی جدید شما را به سیاهی بکشاند. حتما در این مورد دقت داشته باشید و منطقی نسبت به ویژگی های خود و همسرتان تصمیم بگیرید.

۵٫مشاور

حتما پیش از ازدواج از مشاور کمک بگیرید، مشاوره ازدواج می تواند کمک زیادی به شما کند. اگر مشکل احتمالی در آینده رابطه شما وجود داشته باشد مشاور می تواند آن را شناسایی کنید و راهکارهای لازم برای درمان آن را به شما ارائه می دهد.

۶٫به بچه ها فکر کنید

اگر شما یا همسر آینده تان از ازدواج قبلی خود بچه ای دارید باید با دقت بیش تری تصمیم به ازدواج بگیرید. بچه ها به راحتی آسیب می بینند طلاق به اندازه کافی به آن ها آسیب می زند بنابراین هنگام ورود یک شخص جدید به زندگی آن ها باید بسیار محتاط باشید، کودکان معمولا مشکلات خود را مانند بزرگسالان بیان نمی کنند برای همین حتما باید از متخصص کمک بگیرید و اگر آن ها موافق ازدواج شما نیستند یا ازدواج شما به آن ها آسیب می زند برای مدتی دست نگه دارید تا آمادگی بیش تری کسب کنند.

۷٫ اشتراکات

سعی کنید پیش از ازدواج لیستی از اشتراک های میان خود و همسرتان بنویسید. این اشتراک ها به شما کمک می کنند تا راحت تر با یکدیگر ارتباط برقرار کنید و بهتر می توانید تصمیم بگیرید.

۸٫امور مالی

حتما باید در مورد مسائل مالی و کار و مواردی که مربوط به مسائل مالی می شود اطلاعات زیادی کسب کنید این امر باعث می شود که بتوانید با چشم باز تر انتخاب کنید. به خاطر داشته باشید که در ازدواج دوم باید همه موارد را به دقت بررسی کنید و به هیچ عنوان تصمیم عجولانه ای نگیرید زیرا شکست در ازدواج دوم از شکست اولیه بسیار سخت تر خواهد بود.

البته این بدین معنی نیست که باید از هر رابطه جدیدی دوری کنید اما باید بیش تر مواظب باشید تا اشتباهی که قبلا کرده اید تکرار نشوید زیرا متاسفانه افراد یک الگو در ذهن خود دارند که ممکن است اشتباه باشد.

الگوی انتخاب اشتباه در ازدواج

الگوی انتخاب همسر معمولا در دوران کودکی شکل می گیرد، بسیاری از افراد هنگامی که در کودکی مشاهده می کردند که پدرشان مادرشان را کتک می زند همین الگو را به عنوان یک مرد در نظر می گیرند. این الگوهای اشتباه آثار مخرب زیادی را در پی دارد.

برای این که بتوانید چنین افراد نامناسبی را شناسایی کنید به هفت ویژگی زیر توجه کنید:

۱٫تنها به خودشان اهمیت می دهند:

این افراد تنها به خواسته ها و اهداف خودشان اهمیت می دهند. آن ها هرگز توجهی ندارد که آیا شما دوست دارید با آن ها به گردش بروید یا خیر. چون آن ها از این کار لذت می برند به این معنی است که شما هم باید از این کار لذت ببرید. افراد زیادی به این دسته تعلق دارند.

۲٫به حرف شان عمل نمی کنند

فرد نامناسب به شما می گوید که در جشن تولدتان شرکت خواهد کرد، اما در آخرین لحظه حضور پیدا نمی کند. عمل نکردن به قول و قرارها اغلب باعث دلشکستگی شما می شود. اگر به چنین موردی برخورد کردید فرار را بر قرار ترجیح دهید، ماندن در این رابطه آسیب زیادی به شما می زند.

۳٫به احساسات شما اهمیت نمی دهد

شما در حال گریه کردن برای یکی از دوستانتان هستید که به فرض دو ساعت پیش تصادف کرده است، اما او به راحتی فیلم کمدی می بیند و می خندد و دقیقا زمانی که به کمک و حمایت او نیاز دارید جا می زند.

 

۴٫اعتماد به نفس بسیار پایینی دارند

این افراد نسبت به خودشان احساس خوبی ندارند و به گونه مختلفی می خواهند این احساس را نشان دهند و که این شما را آزار خواهد داد. برای مثال مردی که دارای اعتماد به نفس پایین است شاید در ورزش خودنمایی کند و شما را نادیده می گیرد و به راحتی به شما توهین می کند. به عنوان مثال شما حرفی زده اید که بی منظور به او احساس حقارت داده اید او این کار را یک توهین بزرگ به خودش می داند. این ویژگی بسیار خطرناک است و به محض اینکه با این ویژگی مواجه شدید از رابطه دوری کنید.

۵٫ با دیگران بدرفتاری می کنند

شما می توانید چیزهای زیادی درباره افراد با توجه به نوع رفتار آن ها با دیگران یاد بگیرید. رفتار آن ها با دوستان، افراد خانواده، فامیل و حتی غریبه ها همیشه نکات آموزنده زیادی را در بر دارند، به آن ها توجه کنید. ممکن است شما با شما به خوبی رفتار کند اما با پیشخدمت با بی ادبی و بی احترامی رفتار کند یا به خواهرش دشنام دهد، هنگام رانندگی دعوا کند و موارد دیگر. خود واقعی او را در رفتارش با دیگران شناسایی کنید نه رفتارش با شما.

۶٫ تنها حرف هایی را می شنوند که دوست دارند

اینگونه افراد به طور معمول جواب نه را نمی پذیرند. او کسی است که وقتی شما علاقه ای به رابطه جنسی ندارید شما را وادار به این کار می کند یا هر خواسته دیگری که دارید را نادیده می گیرد و به حرف های شما توجهی ندارد. برای مثال از او می خواهید که آرام تر صحبت کند ولی او به حرف شما گوش نمی دهد. احساس می کند که همیشه حق با او است و نمی تواند خلاف آن را بپذیرد. همیشه باید انتظارات او برآورده شود و هرگز نمی تواند خلاف خواسته هایش قدم بگذارد و با شما کنار بیاید در واقع همیشه این شما هستید که باید با او کنار بیایید.

۷٫دروغ می گویند

این گونه افراد همه نوع دغل کاری و ریاکاری را بلد هستند از تقلب در امتحان گرفته تا داستان پردازی برای لغو کردن قرارهایشان با شما، چون ممکن است قرار بهتری برای او پیش آمده باشد. شاید ظاهر او جذاب باشد اما نمی توانید حرف های او را باور کنید شما هرگز نمی فهمید که جایگاه شما در زندگی این افراد کجا است و باید برای جایگاه خود بجنگید. اگر احساس می کنید که نمی توانید سر از کار او در بیاورید ممکن است بخاطر دروغگویی و پنهان کاری فرد باشد. از این رو شما هیچ گاه نمی توانید حقیقت و واقعیت وجود و زندگی او را درک کنید.

تمرین: زنگ خطری برای افراد نامناسب

برای آنکه از افراد نامناسب دور شوید و هنگام ملاقات با آن ها متوجه این افراد شوید تمرین زیر را انجام دهید. گفت و گوی خود با این افراد را یادداشت کنید. بعد از دیدار با او چه نشانه ها و علامت هایی را متوجه شده اید؟  آیا می توانید دوباره با این شخصیت روبرو شوید؟ اگر پیش از آن چنین تجربه ای را داشته اید می توانید بی درنگ این افراد را شناسایی کنید، به احساسات خود اعتماد کنید و از این افراد دور شوید. به خاطر داشته باشید که بهترین کار در این راه استفاده از مشاور و روانشناس می باشد.

منبع : پیدا کردن همسر مناسب پس از طلاق

پنج مسائل فرزندان در خانواده های طلاق چیست؟

پنج مسائل فرزندان در خانواده های طلاق چیست؟

در زمینه طلاق  و فرزندان تحقیقات بسیاری انجام شده است که در این مقاله در مورد عوامل طلاق و پیامدهای آن مطالبی را ذکر می کنیم.

خانواده های طلاق – هیجان ها و تجربه های ذهنی:

فرزندانی که در خانواده طلاق هستند به خاطر شرایطی که برای آنها به وجود آمده است نوعی خشم و نفرت نسبت به عواملی که باعث این اتفاق شده است در آن ها به وجود آمده است.

بیشتر خشم و نفرت آن ها به خاطر والد غالب و افراد و اطرافیانی است که در این جدایی موثر بوده اند.

بر اساس نظر مشاوران خشم یک نوع هیجان قوی و نیرومند در انسان است و زمانی در فرد به وجود می آید که شخص احساس کند به نیازها و خواسته ها و اهدافش نرسیده است و به خاطر فرد و افرادی مشکلاتی در راه رسیدن به اهدافش به وجود آمده است.

فرد هنگامی با قضیه طلاق رو به رو می شود بسیار آشفته می شود و نوعی احساس خشم و از دست دادن را تجربه می کنند و چون در این زمان والدین، فرزند را تنها می گذرانند و نسبت به او رفتاری خودخواهانه دارند و حمایت والدین از فرزند کم می شود در این هنگام فرزند نسبت به والدین خشمگین و ناراحت می شود.

بر اساس نظر مشاوران فرزندان هنگامی که طلاق و جدایی والدینشان را می بینند نوعی ترس از رها شدن و تنها شدن در آن ها به وجود می آید و آن ها حس می کنند کسی آن ها را دوست ندارد و بیشتر دغدغه های ذهنی فرد درمورد آینده و رویدادهای بعدی او خواهد بود.

علاوه بر دغدغه های ذهنی مسائل دیگری مانند غم و اندوه و طرد شدن و ترس از تکرار فقدان در این افراد به وجود خواهد آمد و آن ها دچار ترس و اضطراب از دست دادن خواهند شد.

تجربه های محیطی:

نوجوانان بسیار به امنیت عاطفی و هیجانی نیازمند می باشند، امنیت عاطفی و هیجانی شامل مفاهیمی مانند امنیت، همدلی، پذیرش دیگران می باشد.

نوجوانان برای زندگی به محیطی امن و با آرامش نیازمند هستند اما در بسیاری موارد، خانواده ها نمی توانند محیطی امن را برای فرزندان خود فراهم کنند و عوامل مانند طلاق و تعارض محیط خانه را بی ثبات و ناآرام می کند و مشکلاتی بین والدین و نوجوان به وجود می آید.

بسیاری از والدینی که طلاق می گیرند بعد از آن در مورد مسائل منفی مانند مشکلات طلاق، مسائل مالی ، دلایل جدایی، آشفتگی های شخصی، اطلاعات منفی و نامطلوب در مورد همسر سابق، با فرزند خود صحبت می کنند در حالی که کودک نمی تواند این مسائل را به خوبی درک کند و برای او آسیب زا خواهد بود و به روحیه او تاثیر می گذارد.

تغییرات:

هنگامی که پدر و مادر از یکدیگر طلاق می گیرند و جدا می شوند تغییرات عمده ای در ساختار و کارکرد خانواده به وجود می آید.

در وهله اول یکی از والدین از محیط خانه دور می شود و ساختار خانواده تغییراتی کرده و شکل خانواده به صورت تک والدی می شود این امر باعث به وجود آمدن مشکلاتی در خانواده می شود و بر روی اعضای خانواده تاثیراتی خواهد گذاشت.

در خانواده هایی که طلاق صورت می گیرد بسیاری از فرزندان ممکن است مورد بی توجه والدین قرار بگیرند و نسبت به آن ها کمبود محبت اتفاق بیفتد، که این بی توجهی و مورد غفلت قرار گرفتن برای نوجوان پیامدهایی خواهد داشت.

بعد از طلاق، فرزند مجبور می شود با یکی از والدین زندگی کند در این هنگام ممکن است والد سرپرست به خاطر مشکلاتی از قبیل تحریک پذیری و کج خلقی، بی عاطفه بودن، توجه نکردن به نیازهای فرزندان، مشکلات مالی و امرار معاش، گرمی و محبت کمتری را به فرزندانش انتقال دهد و ارتباط او با فرزندانش کاهش یابد.

خانواده های طلاق

پیامدهای منفی برای کودک

این عوامل باعث می شود تا در رشد فرزند اختلالاتی به وجود آید و پیامدهای منفی برای کودک خواهد داشت و مشکلات بسیاری برای کودک به وجود می آید نمونه دیگر پذیرفتن نقش های جدید و از دست رفتن دوران کودکی است، فرزندی که با یک والد زندگی می کنند مسئولیت هایی را باید در زندگی بپذیرد که ممکن است با شرایط سنی او مناسب نباشد در این هنگام از دوران کودکی دور می شود.

کودک زمانی می تواند به درستی رشد کند که در این امر آمادگی لازم را داشته باشد زمانی که فرد تحت فشار باشد و مراحل رشد را از دست بدهد در این هنگام نخواهد توانست اطلاعات و آگاهی لازم پیرامون هویت شخصی اش به دست آورد و با مشکلاتی رو به رو خواهد شد و در نتیجه از ویژگی ها و استاندارد های لازم برای دوره نوجوانی برخوردار نخواهد بود.

همچنین به خاطر جدایی والدین با چالش ها و مشکلات گوناگونی رو به رو خواهد شد.

ارتباط ها:

طلاق و جدایی والدین از یکدیگر در بسیاری از موارد باعث می شود تا ارتباط فرزندان با والدین و با دیگر افراد دچار تضعیف شود و از نظر روابط اجتماعی مشکلاتی برای فرزند به وجود آید.

در بسیاری از موارد جدایی والدین باعث می شود تا راهبردهای نادرستی در مورد شایستگی اجتماعی به فرزند آموزش داده شود و این امر باعث می شود بر روی روابط فرد تاثیر مخربی بگذارد.

علاوه بر این جدایی والدین باعث می شود تا مشکلاتی برای فرزندشان در زمینه روابط اجتماعی به وجود آید و نوجوان نتواند ارتباط درستی با دیگران و اطرافیان خود داشته باشد.

در صورتی که ارتباط فرد با شبکه های اجتماعی و اطرافیانش بسیار مهم است و یک سرمایه اجتماعی به حساب می آید و این باور وجود دارد که برای خوشبختی کودک، سرمایه اجتماعی لازم است و مانند دیگر سرمایه ها نقش مهمی برای ایجاد دستاوردهای اموزشی دارد.

سازگاری و انطباق:

همه انسان ها در زندگی تجربه های متفاوتی را کسب می کنند و با تغییرات و رویدادهای خوشایند و ناخوشایندی رو به رو می شوند که زندگی آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد.

واکنش های افراد هنگام رو به رو شدن با اتفاقات متفاوت می باشد بسیاری از آن ها ممکن است موقع رو به رو شدن با یک تنش واحد گرفتار اختلالات وخیم روانی و یا جسمانی شوند در حالی که ممکن است شخص درگیری همان رویداد را تجربه کند و هیچ اختلالی در او به وجود نیاید.

بلکه از آن اتفاق و تنش درس بگیرد و آن را به عنوان فرصتی خواستنی در نظر گرفته و برای رسیدن به موقعیت بهتر، تلاش و کوشش انجام دهد.

در زندگی افراد اگر هر تغییری به وجود آید به احتمال زیاد آغازگر یک نوع تنش و فشار روانی خواهد بود و میزان تنش و تغییرات در زندگی به طرز برخورد شخص با مسئله مورد نظر می باشد که چطور با آن اتفاق برخورد کند و چه تغییراتی در زندگی خود به وجود آورد.

افراد باید قبل از ازدواج اطلاعات کافی در مورد ازدواج و زندگی متاهلی به دست آورند و اهداف و معیارهای خود را برای ازدواج مشخص کنند و مهارت های لازم برای زندگی مشترک را به خوبی یاد بگیرند تا زندگی مشترک موفقی داشته باشند و طلاق و جدایی آن ها را تهدید نکند و در زندگی با مشکلات جدی رو به رو نشوند.

منبع : پنج مسائل فرزندان در خانواده های طلاق چیست؟

ادامه ازدواج ناموفق یا طلاق | ادامه زندگی بخاطر فرزند

آیا ازدواج ناموفق بهتر از خانواده از هم گسیخته است؟ ازدواج بی عشق همواره با احساس گناه، ناراحتی و ناامنی همراه است، اینگونه ازدواج ها توخالی و پوچ هستند و فقط به دلیل فشار های اجتماع یا فرزندان ادامه می یابند. ادامه زندگی بخاطر فرزند درست است؟

ازدواج ناموفق یا طلاق

اگر ازدواج فقط بخاطر فرزندان تداوم پیدا کند، باعث قربانی شدن آن ها هم می شود. خانه ای که در آن ارزش های یکسانی وجود نداشته باشد باعث سردرگمی کودک می شود.

بسیاری از مردم بخاطر عقاید اشتباه و سنتی که طلاق را منع می کند زیر یک سقف زندگی می کنند و بعضی از خانم ها مشکلات و خشونت های رفتاری را بخاطر مسائل اقتصادی تحمل می کنند.

زندگی کردن با یک مرد بددهن، خشن و معتاد ممکن است سخت باشد، ولی پیدا کردن شغلی مناسب با درآمد متوسط می تواند برای فرد سخت تر به نظر بیاید. برای همین این خانم ها اغلب به بهانه مراقبت از فرزندانشان خود را قانع می کنند.

برخی افراد اعتقاد دارند که طلاق گناه است در صورتی که طلاق در ادیان و کتوب دینی مختلف به عنوان راه حل آمده است و پروردگار این راه را برای بشر قرار داده است.

پیشنهاد مشاور: ازدواج ناموفق یا طلاق

محمد دوست قدیمی من برای رفع مشکلات افسردگی و جنسی اش پیش من مراجعه کرد او در حالت عادی مشکل جنسی نداشت ولی زمانی که روابطش جدی می شدند به مشکل بر میخورد.

مشکل او مانند مشکل بقیه کسانی بود که همیشه می شنیدم، او می گفت که مادر و پدرش همیشه با هم در حال دعوا بوده اند و همیشه از صدای دعوای آن ها از خواب می پریده.

در تمام دوران کودکی مادر او همیشه غمگین بوده و پدرش ناراحتی و عصبانیش را بر سر بچه هایش تخلیه می کرده است.

وقتی هم که محمد از مادرش درخواست کرده که جدا شود و طلاق بگیرد او می گفته که بخاطر فرزندانش نمی تواند طلاق بگیرد. ولی او آرزو می کرده که کاش پدر و مادرش طلاق بگیرند تا او بتواند در آرامش زندگی کند.

او می گفت که دوستان دیگرش که فرزند طلاق بودند در آرامش زندگی می کردند و از سطح رفاهی بالاتری برخوردار بودند. او پدر ومادرش را مقصر وضعیت خود می دانست و اظهار داشت که بخاطر روابط غلط آن ها باید از روانپزشک کمک بگیرد.

مراجع دیگری داشتم که برعکس محمد پدر و مادرش تنش بین خود را پنهان می کردند.

 پدر و مادر او پس از بیست سال زندگی که به نظر عالی می آمد جدا شده بودند و این جدایی برای همه تعجب آور بود زیرا همه فکر می کردند آن ها یک زوج خوشبخت هستند.

اصطلاح از هم گسیخته دارای بار منفی زیادی است.

متاسفانه خیلی از افراد طلاق را با خانواده از هم گسیخته یکی می دانند و طلاق را مانند یک لکه ننگ بر دامان خانواده و فرزندان آن می دانند و اعتقاد دارند کودکانی که در این محیط بزرگ می شوند دچار اختلالات روانی می شوند.

اما طلاق اگر درست انجام شود این مشکلات را به دنبال ندارد و دیگر به یک بحران خانوادگی و احساسی تبدیل نمی شود.

من در طول جلسات مشاوره ای که انجام می دهم به زوجین کمک می کنم تا به احساساتشان توجه کنند.

معمولا اگر بچه دارند سعی می کنم تا جایی که می شود به حفظ ازدواج آن ها کمک کنم.

اما وقتی که مشاهده کنم هیچ راهی برای کمک به زوج وجود ندارد و ناراحتی و کینه میان آن ها عمیق است به آن ها طلاق دوستانه پیشنهاد می کنم که از گسستگی خانواده ها جلوگیری می کند.

زوجی را می شناختم که بسیار خوشبخت به نظر می رسیدند، ناصر که نان آور خانه بود از یک خانواده پولدار و مرفح بود و همسرش شیما زن خانه دار، با سلیقه، مهربان و دوست داشتنی بود.

ادامه ازدواج ناموفق یا طلاق | ادامه زندگی بخاطر فرزند

آن ها دو کودک داشتند و بسیار خوشبخت به نظر می رسیدند ولی در طول جلسات مشاوره مشخص شد که آن ها تفاهم ندارند و رابطه جنسی آن ها از بد هم خراب تر است.

هردوی آن ها با طلاق موافقت کرده بودند ولی از حضانت بچه ها چشم پوشی نمی کردند و حاضر نبودند که بچه ها را با یکدیگر شریک شوند.

با دعواهای پیش آمده قرار شد پای بچه ها به دادگاه باز شود سعی کردم به آن ها کمک کنم که چیزی که برای بچه ها بهتر است را در نظر بگیرند.

تمام دعواها و مشکلات باعث آسیب روحی و روانی به بچه ها می شد. انتخاب کردن بین والدین به هیچ عنوان کار آسانی برای بچه ها نیست و به احساسات آن ها آسیب بلندمدت می زند.

من به آن ها پیشنهاد دادم که از حضانت مشترک استفاده کنند و کینه توزی را کنار بگذارند و آن ها هم منطقی جلو رفتن و اکنون که سه سال از آن ماجرا می گذرد دوستان بسیار خوبی برای یکدیگر هستند و هردو ازدواج کرده اند.

طلاق اگر به شکل نادرستی صورت بگیرد در بزرگسالی کودکان تاثیرات مخربی می گذارد، این کودکان عموما الگوی مناسبی برای روابطشان پیدا نمی کنند.

توضیح دادن موضوع طلاق و سازگار کردن کودکان با این موضوع امر مهم دیگری است که باید به آن توجه شود. خیلی وحشتناک است که کودک ناگهان متوجه می شود که یکی از والدینش دیگر در کنار او نیست.

منبع : ادامه ازدواج ناموفق یا طلاق | ادامه زندگی بخاطر فرزند