سیستم پسو بویدن روانی – حرکتی ، که همچنین به عنوان ، روانی – حرکتی، روش درمانی روانی – حرکتی یا PBSP شناخته می شود یک مدل آموزش ذهن – بدن است که تاثیرات خاطرات آسیب زا را در زمان بیان شدن این خاطرات، تحلیل می کند و به افراد کمک می کند تا به منظور کاهش کاستی های عاطفی تجربه شده در گذشته، خاطرات جدیدی را بسازند.

هر چند که این رهیافت درمانی با استفاده از چندین روش متمایل به بدن و حرکت ایجاد شده است، ولی همچنین شامل نظریه ها و تکنیک های مربوط به درمان روان پویشی، نظریه سیستم، روش درمان رفتاری شناختی و سایر موارد می باشد.

این روش درمانی می تواند برای نوجوانان، افراد بالغ و کودکان جوانی که به دنبال درمان یافتن هستند، مفید و کارا باشد.

تاریخچه و توسعه

در سال ۱۹۶۱، آلبیت پسو و دیان بویدن – پسو پیشروان این رهیافت درمانی بوده اند.

این زوج، که به عنوان دانشجویان رقص با هم آشنا شدند و در نهایت ازدواج کردند و استودیو خودشان را تاسیس کردند، در زمانی که رقّاصان مربوط به استودیو خود را ترغیب کردند تا احساسات درونی خودشان را از طریق حرکات نشان دهند، مشاهده کردند که بیشتر آنها قادرند تا یک اندازه ای به بهبود روان شناختی دست یابند.

همسران پسو مشخص کردند در حالی که رقص می تواند به بروز مشکلات عاطفی کمک کند، ولی خود رقص به تنهایی نمی تواند مشکلی را که در زندگی فرد وجود داشته است را به صورت کامل رفع کند.

آنها شروع به توسعه رهیافت درمانی تعاملی کردند و از کلمات و عبارات مشخص، روابط فاصله ای، حرکات و لمس فیزیکی از دنیای خارجی، به عنوان پاسخی به تضاد های درونی که توسط افراد درمانجو بیان می شد، استفاده کردند.

هدف این رهیافت درمانی عبارت از ایجاد یک محیط امن و درمانی می باشد که افراد این فرصت را داشته باشند تا خاطرات جدیدی را در رابطه با بدن خودشان ایجاد کنند که قادر است تا نیاز های عاطفی تامین نشده آنها در طول سال های اولیه را تامین کند.

روش درمان روانی حرکتی به چه نحوی کار می کند؟

درمانگران روانی حرکتی بر این باورند که بیشتر مشکلات روانی و عاطفی یک فرد، می تواند در دوره رشد دوران بلوغ، و به عنوان پیامدی از نیاز های عاطفی و رشدی تامین نشده مربوط به دوران اولیه کودکی، تجربه شود.

بر اساس نظریه روانی – حرکتی، در زمانی که نیازهای دوران کودکی به این روش قابل تامین نباشد، ممکن است که شخص بالغ قادر به بیان کردن دقیق و صحیح واقعیات مربوط به خودش نباشد.

یکی از اصول مهم روش درمان روانی – حرکتی این عقیده می باشد که افراد دارای یک دانش درونی نسبت به نیاز های خودشان هستند و همچنین در زمانی که یک نیاز خاصی تامین نشود، قادر به شناخت آن نیاز هستند.

در زمانی که نیازهای پایه ای یک شخص تامین نشود، ممکن است که خاطرات مانایی در رابطه با این تجربه منفی صورت بگیرد و این خاطرات یک تاثیر چشم گیری را بر روی کل زندگی فرد داشته باشد.

روش درمان روانی – حرکتی، به منظور کمک به افراد درمانجو طراحی شده است تا این افراد نسبت به اطلاعات حسی – حرکتی و عاطفی خود هشیار تر باشند و توانایی بهتری به منظور بررسی و شناسایی نیازهای منحصر به فردشان داشته باشند.

با مشخص شدن خاطرات دوران کودکی مربوط به یک نیاز تامین نشده، درمانگر می تواند به منظور ایجاد مجدد یک ورژن خارجی در رابطه با خاطره، اطلاعات مورد نیاز را به کمک اشخاص هدف، اعضای دیگر گروه و یا تسهیل کننده های دیگر بدست بیاورد.

بعد از آن، افراد درمانجو می توانند تلاش کنند تا تضاد های حل نشده را شناسایی کنند، یک واکنش ناکامل انجام دهند، عواطف راکد مانده را پردازش کنند، و یا حمایت های عاطفی را جلب کنند که در دوران کودکی از آن محروم بودند.

برخی از متخصصان سلامت روان، نسبت به امکان ایجاد مجدد آسیب محتاط هستند، ولی روش درمان روانی – حرکتی تلاش دارد تا هیچ گونه برگشتی صورت نگیرد.

افراد درمانجو به صورت همزمان، نسبت به خاطرات گذشته و همچنین این واقعیت که آنها در وضعیت حاضر هستند، هوشیاری دارند و این درمان در یک مجموعه امن و در یک اتاق درمان صورت می گیرد.

درمانگران این رهیافت درمانی بر این باورند که استفاده از تعاملات نمادین مثبت، می تواند در کاهش هر گونه آسیب روان شناسی که شخص ممکن است در اوایل زندگی تجربه کند، مفید باشد و همچنین بیان می دارد که این خاطرات جدید به صورت تجارب تایید کننده و مثبت تر، می توانند همراه با خاطرات اصلی در درون مغز پردازش شوند.

یک دوره معمولی روش درمان روانی – حرکتی

در طول یک دوره درمانی روانی – حرکتی (که به عنوان یک “ساختار” مورد اشاره قرار می گیرد)، افراد درمانجو این فرصت را پیدا می کنند تا به احساسات و نیاز های درونی خود در یک محیط امن دسترسی داشته باشند، و آن را مورد برررسی و ارزیابی قرار دهند.

معمولا ساختار ها بر روی یک گروه اعمال می شود، ولی هر ساختاری متناسب با نیاز یک شخص در یک زمان می باشد، و همزمان با آن بقیه اعضای گروه با بازی کرن نقش ها و یا کارهای پیشبردی دیگر در طول ساختار، از فرد حمایت می کنند.

تعدادی از روش ها به افراد درمانجو آموزش داده می شود تا به آنها کمک کند که نسبت به سیگنال های حسی – حرکتی و عاطفی حسّاس باشند، چرا که این سیگنال ها می تواند شامل اطلاعاتی در رابطه با بدن باش،د در حالی که در گذشته به عنوان یک درد فیزیکی ساده در نظر گرفته می شد.

تکنیک های دیگری که در روش درمانی روانی – حرکتی یاد گرفته می شود عبارت از تطابق (یک مهارت در مورد بازی کردن نقشی که به منظور تامین نیازها و درخواست های فرد درمانجو مورد استفاده قرار می گیرد) و قطبی سازی (یک تکنیک که به فرد کمک می کند تا احساسات دو جنبه ای و به اصطلاح دمدمی را مشخص کنند) می باشد.

در طول قطبی سازی، اعضای دو گروه ، مشخصات مثبت و منفی همان شخص را بیان می کنند و آنها را به فرد متذکر می شوند.

بیشتر روش های روان درمانی شامل یک درمانگری می باشند که متعهد به انجام دوره درمانی است، ولی روش درمانی روانی – حرکتی با سایر روش ها فرق دارد و درمانگران از طریق شخص تحت درمان هدایت می شوند.

این امر باعث می شود که افراد درمانجو، در زمان دریافت کمک مورد نیازشان، یک حس کنترل داشته باشند و جنبه های جدید و جنبه های در نظر گرفته نشده خود در مراحل قبلی را بررسی کنند.

معمولا درمانگر از شخص درمانجو می خواهد تا در رابطه با مشکلاتی که تجربه کرده است و یا تجربه می کند، به آرامی و با احترام صحبت کند و همراه با آن، به منظور کمک به شناخت عوامل مربوط به این مشکلات، سوالاتی را از وی می پرسد

همراه با پیشرفت ساختار، درمانگر بر روی افراد کار می کند و احساسات بدنی، عواطف، بیانات زبانی، دستورات درونی شده، و یا عقاید اصلی را بررسی می کند.

با بیان شدن خاطرات دارای تاثیرات عاطفی توسط افراد در یک زمانی که نیاز مبنایی دوران کودکی تامین نشده باشد، درمانگر اجازه می خواهد تا یک صحنه خارجی مربوط به حافظه را مجددا ایجاد کند.

ممکن است که اعضای گروه پیشنهاد دهند و یا از آنها درخواست شود تا نقش والدین، مراقبان اولیه و یا هر شخصیت مهم و تاثیر گذار در خاطرات گذشته فرد را بازی کنند.