آیا به زندگی دیگران حسرت می خورید؟

این اتفاق برای بسیاری افراد و زوجین رخ می دهد.

گذشته از اینکه مرغ همسایه غاز است و شما فقط ظاهر زندگی دیگران را می بینید.

اما برخی خانواده ها به دلیل آموزش هایی که دیده اند روابط سالم تری دارند

خانواده درمانی مداخل معناداری است که بهبود و درمان رابطه میان زوجی و اعضای خانواده می پردازد.

مشاوره خانواده” یکی از راه های مناسب برای آموزش خانواده شماست که به صورت تخصصی به شما کمک می کند.

********در پایان این صفحه می توانید مقالات زیادی را مطالعه کنید**********

خانواده درمانی

خانواده درمان خوب

یک خانواده درمان خوب می تواند دعوای میان زوجین را شناسایی و راهکار سازنده بدهد.

  • از پاشیدگی خانواده جلوگیری کند
  • کمک کند خانواده به عنوان یک جمع عمل کند تا به عنوان عناصر مجزا
  • روابط میان اعضا را به خوبی شناسایی می کند
  • مورد اعتماد باشد
  • بی طرف باشد و قضاوت یکطرفه نداشته باشد
الگوهای مختلف در ارتباط زناشویی

الگوهای مختلف در ارتباط زناشویی

ارتباط زناشویی ارتباطی است که در مقایسه با سایر ارتباطات انسانی بی نظیر است. چرا که دیگر ارتباطات انسانی یک بعد از حیات را می‌پوشانند اما ارتباط زناشویی دربرگیرنده ابعاد زیستی، اقتصادی، عاطفی و روانی است. الگوهای ارتباط زناشویی به الگوهای درونی شده ای گفته می‌شود که هر زوج با خود به روابط زندگی زناشویی می‌آورد. این الگوها نشان می‌دهد که الگوی تعامل کارآمد بین زن و شوهر چه باید باشد. از دید متخصصین روانشناسی الگوهای مقابله با مشکلات که زوجین در موقعیتهای تعارض آمیز به کار می‌برند، الگوهای ارتباطی زناشویی نام دارد.

مطالعه بیشتر در زمینه ارتباط زناشویی:

راز شادی در ارتباط زوجین

مقایسه الگوهای ارتباطی در دو دسته از ازدواج‌های موفق و ناموفق یکی از اهداف مهم پژوهش ها در حوزه مشاوره خانواده و ازدواج است. در این زمینه پژوهش های متعددی انجام گرفته و الگوهای ارتباط زیادی توسط متخصصین شناسایی شده‌است که به معرفی برخی از آن ها می‌پردازیم. شما نیز با خواندن این مقاله این الگوها را در ارتباط خود بررسی کنید.

بر اساس یک طبقه بندی که توسط متخصصین انجام شده است از جمله گاتمن(۱۹۹۳) و فیتزپاتریک (۱۹۸۸) چندین ارتباط بین زوجین نام گذاری شده اند. آن ها با استفاده از ابزار پرسش نامه و مشاهده به وجود دو نوع الگوی ارتباطی کلی در ازدواج پی بردند: زوجیت با ثبات، زوجیت بی ثبات. زوجیت با ثبات شامل زوج های سنتی، زوجهای دو جنسیتی و زوج های اجتنابی می‌شود.

زوج های سنتی: با نقش های جنسی سنتی یعنی مردانه و زنانه انطباق دارند، وظایف زن و مرد کاملا از یکدیگر متمایز و مشخص است. اهداف خانوادگی را بر اهداف فردی ترجیح می‌دهند. دارای برنامه منظم و مشخص روزمره هستند. در منزل درمکانی مشترک زندگی می‌کنند و هیچ یک اتاق خصوصی متعلق به خود ندارد. حد متوسطی از هیجانات مثبت و منفی زا از خود نشان می‌دهند. از به وجود آمدن تعارض به جز در مسائل مهم اجتناب می‌کنند. به یکدیگر گوش داده و سعی می‌کنند ابراز همدلی کنند و بعد از پایان هر تعارض آشکارا در پی راضی کردن و متقاعد کردن طرف مقابل هستند. سنتی ها تمایل دارند که دیدی قراردادی به ازدواج داشته باشند و برای ثبات و اطمینان ارزش بیشتری قائل هستند تا تنوع و خودجوشی. آنها شدیدا به هم متکی بوده و اوقات زیادی را با هم به سر می‌برند. هرچند آن ها قاطعانه عدم توافق بین خود را ابراز نمی‌کنند. اما از تعارض و کشمکش نیز اجتناب نمی‌کنند. در یک ازدواج سنتی تعارض کمتر رخ می‌دهد چون قدرت و تصمیم گیری با توجه به هنجارهای مرسوم بین آنها تقسیم شده‌است. زوجین سنتی به میزان زیادی ابرازگر هستند و به راحتی احساسات شادی یا ناکامی‌خویش را ابراز می‌کنند.

زوج های دو جنسیتی(آندروژن): زن و مرد هر دو در قبول نقش های جنسی زنانه و مردانه مساوات طلب هستند، یعنی وظایف مردانه و زنانه تقسیم نمی‌شود، بلکه هر دو در مواقع مقتضی هر دو نقش را ایفا می‌کنند. اهداف فردی را بر اهداف خانوادگی ترجیح می‌دهند. برنامه زندگی منظم و از پیش تعیین شده ای ندارند. در منزل اتاق خصوصی دارند. سطوح بالایی از هیجان های مثبت و منفی را از خود نشان می‌دهند و ترجیح می‌دهند برای حل مشکلات درگیر در مذاکره و بحث طولانی در مورد بسیاری از مسائل شوند.

زوج های اجتنابی: با نقش های جنسی سنتی یعنی نقش های مردانه و زنانه سازگاری دارند، وظایف مرد و زن کاملا از هم جدا و متمایز هستند. زمانی که تعارضی به وجود می‌آید، هر یک نظر خود را بیان می‌کند و هیچ کدام تلاشی برای متقاعد کردن طرف مقابل و ایجاد تفاهم انجام نمی‌دهند. بحث های آنها هیجانی و عاطفی نیست.

زوجیت بی ثبات: شامل زوج های ناسازگار و زوجهای آزاد و مستقل می‌شود.

زوج های ناسازگار زمانی که درگیر تعارض می‌شوند، هیچ کدام کوششی سازنده برای حل آن نمی‌کنند. ارتباط این زوجین توأم با عیب جویی و سرزنش دائمی، ذهن خوانی، حالت تدافعی، بروز هیجان منفی زیاد و هیجان مثبت اندک است. الگوی تعاملی با حمله و کناره گیری همراه است.

زوج های آزاد و مستقل: از بروز تعارض جلوگیری می‌کنند و مهارتهای اندکی در جهت حل مسأله دارند. ویژگی تعامل و ارتباط آن ها با عیب جویی و سرزنش مختصر و کوتاه، ذهن خوانی و حالت تدافعی اندک همراه است. سطح هیجان منفی آن ها بسیار پایین و تقریبا هیچ هیجان مثبتی از خود بروز نمی‌دهند. الگوی تعاملی آن ها کناره گیری است. مستقل ها دیدی غیر متعارف نسبت به ازدواج دارند و خیلی به هم متکی نیستند. آنها هرچند ممکن است اوقات زیادی را با هم صرف کنند و اشتراکات زیادی داشته باشند اما برای استقلال خویش بیشتر ارزش قائل بوده و اغلب در خانه اتاق های جدا از هم دارند همانند زوج های سنتی این دسته از زوج ها نیز ابرازگر هستند.

گاتمن دریافت که در هر سه الگوی زوجیت با ثبات نسبت تبادل کلامی مثبت به منفی در جریان حل تعارض پنج به یک است در حالی که در هر دو الگوی زوجیت بی ثبات تقریبا یک به یک است. در نتیجه روابط زناشویی با ثبات و بی ثبات هر دو از الگوهای رفتاری خاص تبعیت می‌کنند.

الگوهای مختلف در ارتباط زناشویی

الگوهای مختلف در ارتباط زناشویی

ارتباط زناشویی

محققین دیگر، فاورز و اولسون (۱۹۹۲)، در گونه شناسی معروف خود زوجین را به چهار دسته تقسیم کرده‌اند:

زوجین سرزنده: از رضایتمندی زناشویی سطح بالایی برخوردارند. آن ها توانایی بیان احساسات و قدرت حل مشکل را با مشارکت یکدیگر دارند. آن ها از روابطشان با یکدیگر و از این که اوقات فراغت را با هم بگذرانند، خوشحال هستند. به مسائل اخلاقی و مذهبی در ازدواج اهمیت می‌دهند. بر سر مسائل مالی با هم توافق دارند و در نقش های مردانه و زنانه مساوات طلبانه هستند.

زوجین سازگار: رضایتمندی زناشویی در آنان در سطح متوسط است و از شخصیت و عادات یکدیگر نسبتاً راضی هستند و احساس می‌کنند توسط همسرشان درک می‌شوند، در احساسات همدیگر شریکند و با کمک هم قادر به حل مشکلات هستند. گاه دیدگاهشان نسبت به ازدواج قدری غیر واقعی است. ممکن است در مورد مسائل مربوط به فرزندان و ارتباطشان با یکدیگر اتفاق نظر نداشته باشند و مذهب بخش مهمی ‌از ارتباطشان نیست.

زوجین سنتی: نارضایتی متوسطی در حوزه های ارتباطی دارند، از عادات شخصی همسرشان ناراضی هستند و در بیان احساسات و مواجهه با تعارض راحت نیستند. آن ها متمایل اند نظرشان نسبت به ازدواج واقعی باشد و به مذهب در ازدواجشان اهمیت می‌دهند.

زوجین متعارض: از عادات و شخصیت همسرشان ناراضی هستند، مشکلات ارتباطی دارند و مشکلاتی در حوزه های ارتباطی، نحوه گذراندن اوقات فراغت، روابط جنسی، اختلاف با دوستان، همسر و خانواده او و غیره داند.

بررسی دیگری در این زمینه توسط استوارت (۱۹۶۹) انجام گرفت او در زمره اولین کسانی بود که به شناسایی تبادلات ارتباطی ناسازگار در تعارض زوجین پرداخت. به اعتقاد او برخی از الگوهای خاص تبادلی مشکل ساز بین زوجین عبارتند از: تبادلات اجباری، کناره گیری، تبادلات تلافی جویانه، شکایت دو جانبه و سندرم خودمحوری در بحث و گفتگو.

برای دانستن میزان تعارض در ارتباط خود تست زیر را پر کنید:

تست تعارضات زناشویی

تبادلات اجباری: در این تبادل هماره یکی از زوجین در پاسخ به تقویت مثبتی که طرف مقابل دریافت می‌کند، تقویت منفی می‌گیرد. مثلا مرد برای رسیدن به هدف خود و گرفتن امتیاز، زن را مورد حمله و انتقاد قرار می‌دهد و این کار را تا آنجا ادامه می‌دهد که زن بحث را رها کرده و اجازه پیروز شدن را به همسرش می‌دهد. در این تبادل مرد با به دست آوردن هدفش پاداش می‌گیرد(تقویت مثبت) زن نیز با این واقعیت که مرد از انتقاد و سوء رفتار با او دست برداشته تقویت می‌شود(تقویت منفی). لیکن گرفتن تقویت مثبت و منفی توسط هر دو طرف احتمال عود این الگو را در آینده افزایش می‌دهد. کناره گیری: در این تبادل فقط تقویت منفی وجود دارد به این صورت که وقتی منازعه و درگیری زوجین در هنگام تعارض بسیار آزار دهنده می‌شود، یکی از آنها یا هردو از منازعه کناره گیری می‌کند زیرا رهایی از درگیری و قطع منازعه بحث و جدل(تقویت منفی) بسیار پاداش دهنده است. این الگو ممکن است در اثر تجارب زن و شوهر در خانواده اصلیشان به وجود آید. از سوی دیگر یک فرد کناره گیر هیچ امیدی ندارد که بحث و جدل به نتیجه ای مثمر ثمر و پاداش دهنده منجر شود. او هرگز لذت بیان احساسات خود به دیگران و شادی رسیدن به راه حلی متقابل و مبتنی بر بحث و حل مسأله را تجربه نکرده است. به نظر می‌رسد بین زن و شوهر در میزان ابراز عواطف تفاوت وجود دارد. تفاوت بدین شکل است که زنان بیشتر از شوهران عواطف مثبت یا منفی خود را ابراز می‌کنند. به علاوه شوهرانی که در سطوح پایین تعارض زناشویی قادرند یک نقش آشتی جویانه را ایفا کنند در سطوح بالای تعارض زناشویی تمایل به کناره گیری دارند. این کناره گیری به نظر می‌رسد که با سطوح بالای واکنش فیزیولوژیک شوهران در موقعیتهای متعارض، ارتباط داشته باشند و این ارتباط به ویژه در ازدواج های ناموفق قوی تر است.

بعضی از یافته های پژوهشی در این باره عبارتند از: ۱- در ازدواج موفق اگر یکی از زوجین کاری منفی انجام دهد، همسرش تمایل دارد که این منفی بودن را گذرا و موقتی فرض کند. اما در یک ازدواج ناموفق همین امر به احتمال زیاد همیشگی و ذاتی انجام دهنده آن قلمداد می‌شود. عکس این حالت در مورد انجام یک کار مثبت توسط یکی از زوجین در دو نوع موفقو ناموفق صادق است.

زوجین درمانده بیشتر از زوجین غیردرمانده درگیر فعالیت اسنادی هستند و اسنادهای این دسته از زوجین بیشتر به رویدادهایی با تأثیر منفی مربوط است.

از دید کریستنسن (۱۹۸۷) سیستم ارتباطی خانواده متشکل از الگوهای ارتباطی متقابل و مکمل می‌باشد. برخی از این الگوهای ارتباطی نشانگر مذاکرات فعال و سازنده بر سر اختلافهاست ولیکن دیگر الگوها حاوی تمایل کلی در جهت اجتناب از تعارضات و یا شامل رفتارهایی است که اتحاد زناشویی را تخریب می‌نماید. برای مثال زوجینی که بر سر موضوعات به راحتی بحث می‌کنند، احساسات خود را به شیوه ای مثبت ابراز می‌دارند و در حل مشکلات به دنبال رسیدن به یک توافق متقابل هستند، رضایت بیشتر از رابطه خود دارند.

کریستنسن و سالاوی (۱۹۹۱)، الگوی ارتباطی بین زوجین را به سه دسته تقسیم کردند:

۱- الگوی سازنده متقابل :مهم ترین ویژگی اش این است که الگوی ارتباطی زوجین از نوع برنده- برنده است. در این الگو زوجین راه حلهای ممکن را برای حل تعارض به کار می‌برند، منطقی عمل کرده و مسأله گشایی می‌کنند. هم چنین در این الگو زوج احساساتشان را نسبت به هم ابراز می‌کنند و احساس می‌کنند که همدیگر را درک می‌کنند.

۲- الگوی توقع/ کناره گیری: این الگو شامل دو قسمت الف) توقع مرد/ کناره گیری زن و ب) توقع زن/ کناره گیری مرد است. در این الگو یکی از زوجین سعی می‌کند در ارتباط درگیر شود و دیگری را سرزنش کند ودر صورتی که همسر کناره گیری می‌کند. تشدید این الگو منجر به مشکلات دائم زناشویی می‌شود. زوجینی که الگوی ارتباطی آنان عمدتا توقع و کناره گیری است، در طی زمان رضایت زناشویی خود را از دست می‌دهند و به سوی طلاق کشیده می‌شوند. در بررسی نشان داده شد که تقاضای زن و کناره گیری مرد، رابطه منفی با رضایت زناشویی دارد. محققین مختلف در در پژوهش های خود الگوی توقع/ کناره گیری را با نارضایتی، افسردگی و طلاق مرتبط دانسته اند.

در یک مطالعه طولی ارتباط بین توقع/ کناره گیری و تغییرات رضایت را در ۴۶ زوج مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از همبستگی بین الگوی توقع/ کناره گیری و عدم رضایت زناشویی بود که تا حدی دوام پیدا می‌کند.

الگوی اجتناب متقابل: در این الگو تعارض بین زوجین شدید بوده و آنها از برقراری ارتباط با یکدیگر خودداری می‌کنند. زندگی آنها به شکل موازی با یکدیگر بوده و ارتباطشان در کمترین حد ممکن است یا اصلا وجود ندارد. در این الگو زوجین روش خاصی را برای حل تعارضهای خود ندارند و معتقدند با گذشت زمان حل می‌شود و نیازی به بحث خاص نیست. این زوجین نارضایتی بیشتری را تجربه می‌کنند و در معرض خطر بیشتری قرار دارند چرا که احتمالا در موقعیتهای تعارض برانگیز قادر به حل و فصل مشکلات نیستند.

شواهد غیرقابل انکاری موجود است که الگوهای ارتباطی سازنده با سطوح بالای رضایت از رابطه و الگوهای ارتباطی منفی مانند اجتناب و کناره گیری با سطوح پایین رضایت مرتبط است. به طور کلی تحقیقات نشان می‌دهد که خشنودترین زوج ها آنهایی هستند که از تعارضات اجتناب نمی‌کنند. بی تردید الگوهای ارتباطی سازنده منجر به رضایت زناشویی بیشتر می‌گردد و در مقابل الگوهای ارتباطی مخرب از جمله اجتناب و کناره گیری سطح رضایت افراد را کاهش می‌دهد.

منبع :الگوهای مختلف در ارتباط زناشوییکانون مشاوران ایران

رفتارهایی که سبب دلزدگی همسر تان می شود - چه کاری نباید کرد

رفتارهایی که سبب دلزدگی همسر تان می شود – چه کاری نباید کرد

شما روابط خوبی با همسرتان دارید و هرگز دوست ندارید ناراحت نشوید.

اما این واقعیت که ما باید قبول کنیم این است که فرد در معرض خطر طرد شدن است.

چند رفتار که ناخودآگاه آزار و اذیت همسر را به دنبال دارد بخوانید.

بعد از تمیز کردن او دوباره تمیزکاری می کنید.

هنگامی که همسر شما ظروف را شسته است و به همان اندازه پاک کرده است، دوباره آن ها را می شویید.

با این رفتار، او احساس ارزشمندی برای کمک به شما را از دست می دهد.

گاهی اوقات شما باید مراقب باشید.

هنگامی که ظروف در جای خود قرار ندارند نیز می توانید بخوابید.

شما دائما خود را مورد انتقاد قرار می دهید

خواه روز بدی داشته اید و یا به دنبال همسر تان باشید که صادقانه دلداری تان بدهد این به یک رفتار آزار دهنده در شما تبدیل خواهد شد.

سعی کنید مانند او باشید.

هر روز خود را با گفتن چیزی که افتخار می کنید جشن بگیرید.

به گفته روانشناسان، اگر خودتان را همان گونه که هستید قبول کنید، روابط بهتری خواهید داشت.

با تلفن همراه خود ارتباط برقرار می کنید

هنگامی که شما به طور مداوم با تلفن همراه خود مشغول هستید و در اطراف فضاهای مجازی سرگردان، همسر شما احساس ناخوشایند و نادیده گرفته شدن می کند.

کمتر شبکه های اجتماعی را بررسی کنید یا زمانی که هر دو با هم هستید تلفن همراه را خاموش کنید.

شاید کمی سخت باشد اما نتیجه خوبی خواهد داشت.

هر زمان که می خواست یک شنونده خوب باشید

او در مورد برنامه آخر هفته صحبت می کند و ناگهان بین حرف هایش درباره بخشی از فیلمی که چند لحظه پیش دیده اید حرف می زنید و می خندید.

به جای اینکه او را به صحبت کردن با دیوار تشویق کنید، سعی کنید به دقت به حرف های او گوش دهید.

در جمع دوستانش حرفش را قطع نکنید

هنگامی که شما در گروهی از دوستان هستید، صحبت های همسرتان را قطع نکنید.

این باعث می شود او احساس تحقیر و نا امیدی کند.

همچنین معتقدند که انسان برای زندگی به عشق نیاز دارد.

عشق چیزی است که در اطراف ماست.

ما آن را هر روز حس می کنیم بنابراین بسیار عجیب است.

چه کسی مایل است عشق را بپذیرد؟

بسیاری از مردم راه هایی را که به طور عادی عشق را در اطرافشان رد می کنند نمی دانند.

شناختن چگونگی رد عشق ناخودآگاه باعث می شود که شما عشق خود را نسبت به زندگی خود بپذیرید.

رفتارهایی که سبب دلزدگی همسر تان می شود - چه کاری نباید کرد

رفتارهایی که سبب دلزدگی همسر تان می شود – چه کاری نباید کرد

شما بحث را شروع می کنید

هنگامی که انسان ها در رابطه آسیب پذیری های زیادی احساس می کند، این برای آن ها بحث برانگیز نیست.

اکثر افراد اختلاف نظر و یا اختلاف نظر خفیف را در روابط خود تجربه می کنند.

این یک بخش طبیعی از یک رابطه است.

اما رد عشق در زمانی اتفاق می افتد که بدون هیچ دلیلی بحث می کنید.

مردم نه تنها با دعوا عشق را رد می کنند، بلکه مشکل را دو چندان می کنند.

یکی از راه های پذیرش عشق این است که به عقب برگردیم و به واقعیت نگاه کنیم.

اگر شما خود را برای مبارزه آماده می کنید، به دنبال آن هستید، احتمالا خواهید یافت که شما از عشق بی خبر بودید.

احساساتتان را خاموش می کنید

چه کسی دوست دارد رابطه اش بدون احساس باشد؟

خاموش کردن احساسات یکی از راه های رد عشق است که مردم آن را تحقق می بخشند.

هنگامی که شما احساس آسیب پذیری می کنید، از احساس خودداری می کنید، زیرا اغلب ما خودمان را متقاعد می کنیم که احساس ما خیلی مهم نیست.

اما رد عشق تنها باعث می شود شما آن را تجربه نکنید.

توجه داشته باشید که چه زمانی احساسات خود را خاموش می کنید.

علت چیست؟

خود را صادقانه بپذیرید و احساسات خود را نشان دهید.

شما توانایی پذیرش عشق در زندگی خود را پیدا خواهید کرد.

خاموش کردن احساسات باعث کاهش میل جنسی می شود.

کمتر از آنچه شما سزاوار هستید رفتار می کنید

ما همیشه با افرادی که با ما خوب رفتار می کنند رفتار خوبی نداریم.

این یکی از واقعیت های زندگی است.

اما زمانی که شما اجازه می دهید کمتر از چیزی که سزاوار آن هستید با شما رفتار شود، شما عشق را از همه افرادی که به شما احترام می گذارند، انکار می کنید.

این عمدتا به این دلیل است که مردم فکر می کنند که از شادی که شایسته آن هستند لذت نمی برند.

به گذشته خود نگاه کنید و ببینید که مردم چگونه با شما رفتار می کردند.

آیا هنوز هم با آنها ارتباط برقرار می کنید؟

اجازه بدهید خودتان را دوست داشته باشید که ارزشش را دارد.

ارزش خود را حفظ کنید.

خودتان را با دیگران مقایسه نکنید

وقتی ما خودمان را با دیگران مقایسه می کنیم، معمولا احساس می کنیم که کمتر از دیگران هستیم.

اما آنچه بیشتر مردم نمی دانند این است که مقایسه خود با دیگران، اشتباه است.

هنگامی که خودتان را با دیگران مقایسه می کنید، به خود اجازه می دهید اعتماد به نفس خود را پایین بیاورید.

به جای مقایسه خود با دیگران در مورد دیدگاه های خود از نقاط مورد نظر خود تمرکز کنید.

همه مردم چیزهای زیادی برای انجام دادن با هم دارند. شما هم همینطور.

لحظه ای که خود را با دیگران مقایسه می کنید، به جای دریافت عشق آماده رد عشق هستید.

پس خودتان را با دیگران مقایسه نکنید.

نتیجه نهایی

آیا این رفتارها شبیه رفتارهای شماست؟
آیا شما فردی از بحث و گفتگوی گفته شده هستید؟
یا شاید شما همواره خودتان را با دیگران مقایسه می کنید؟

اگر چنین است، عشق را به شیوه ای ناخودآگاه رد خواهید کرد.

خدا را شکر، در اینجا راه هایی برای پذیرش عشق به جای رد شدن است.

اگر با خودتان صادق هستید، می توانید راه های رد عشق را اصلاح کنید، می توانید تغییرات واقعی را در خودتان ایجاد کنید.

همه مردم سزاوار دوست داشتن هستند.

از اینکه عشق و محبت را به شریک زندگی خود نشان دهید دریغ نکنید.

چیزی را که ندارید قبول کنید این اولین قدم های هر انسان است آن را می پذیرد.

منبع :رفتارهایی که سبب دلزدگی همسر تان می شود – چه کاری نباید کردمرکز مشاوره روانشناسی مشاورانه

احساس نداشتن به همسر

احساس نداشتن به همسر

احساس نداشتن به همسر : موضوع مهمی است که می تواند تمامی ابعاد زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.

در زندگی زناشویی، برای هر دو طرف هیچ چیز سخت تر از شنیدن عبارت “من شما را دوست ندارم” نمی باشد.

اگر این علائم را در زندگی با شریک زندگی خود مشاهده کنید، به همسر خود را کمی بیشتر دقت کنید.

احساس نداشتن به همسر

نشانه های عدم علاقه به همسر چیست؟ هیچ چیز سخت تر از شنیدن “دوستت ندارم” از جانب همسر نیست.

عشق عامل اصلی زنده ماندن زندگی است، که گاهی اوقات در بین زوج ها محو می شود.

به طور کلی علائم عدم علاقه به همسر عبارتند از: بی تفاوتی:احساس نداشتن به همسر

زوج هایی که عاشق یکدیگرند، انرژی زیادی برای انجام دادن کارها با همسرشان دارند.
این افراد به دنبال رضایت هم دیگر هستند و علاقه مند به ماجراهای جدید و باور نکردنی دو نفره هستند.
اگر شما مایل به کشف جهان اطراف خود نیستید، احتمالا به آن علاقه مند نخواهید شد.
زوج هایی که عاشق یکدیگر هستند بیشتر دوست دارند کنار همسرشان باشند.

مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران ایران “تهیه و پشتیبانی شده است.

نشانه های عدم علاقه به همسر

آنها مشتاق هستند که ساعت کار خود را به پایان برسانند و به خانه بروند .

یا به تعطیلات آخر هفته برسند و از بودن در کنار خانواده هایشان لذت ببرند.

حتی یک پیاده روی ساده و شام در یک رستوران ارزان و ساده نیز برای آنها رضایت بخش است.

با مرد خیانتکار چه کنم؟

از نشانه های عدم علاقه به همسر دور شوید.احساس نداشتن به همس

نزدیکی و رابطه جنسی یکی دیگز از علائم مهم رابطه عاطفی و علاقه بین دو نفر است.

همسرانی که عاشق یکدیگرند بیشتر رابطه جنسی دارند.احساس نداشتن به همسر

این افراد لذت بردن از رابطه با همسر خود را در اتاق خواب دوست داشته است.

و تنها به دنبال اعتماد به نفس نیستند.احساس نداشتن به همس

آنها همچنین می خواهند به همسر خود احترام گذاشته و برای او ارزش قائل شوند.

احساس نداشتن به همسر

احساس نداشتن به همسر

احساس نداشتن شوهر

زوج های دوست داشتنی لذت بردن از دوست داشتن را مهم می دانند.
آنها به چیزهایی که همسرشان را تحریک می کنند توجه می کنند و سعی می کنند.

درباره اش بیشتر بدانند. اگر شما نمی خواهید به همسر خود نزدیک شوید .

و به عشق علاقه نداشته باشید، ممکن است اشتباهی در رابطه با شما رخ داده باشد.

تمرکز و توجه به طرف نقابل یکی دیگر از علائم دوست داشتن و توجه است.

زوج هایی که هم را دوست دارند به هم نگاه می کنند.احساس نداشتن به همس

آنها اغلب همسر خود را به یاد می آورند و هیچ دلیلی برای خرید هدایا ندارند.
زمانی که شوهرانشان ناراحت می شوند، نگران هستند و سعی می کنند.
تا مشکل را در اسرع وقت حل کنند. اگر شما به ندرت در مورد همسر خود فکر می کنید.
ممکن است او را دوست نداشته باشید. ارزش گذاری کردن مورد مهم دیگر است.

ارزش گذاری کردن در ازدواج

همسرانی که به یکدیگر علاقه مند می باشند ارزش یکدیگر را دانسته و احساس شادی می کنند .

که خدا چنین همسری به آن ها داده است. این گروه از مردم احساس می کنند که بخش گمشده خود را پیدا کرده اند.

اگر فکر می کنید هزاران نفر از بهتر از همسرتان در انتظار شما هستند، ممکن است به او علاقه ای نداشته باشید.

توجه کردن به هم یکی دیگر از نشانه های علاقه و داشتن حس به همسر است.
بی توجهی یکی از مهم ترین علائم عدم علاقه به همسر است.
در ازدواج موفق، زوج ها دوست دارند به یکدیگر احترام بگذارند و دیگری را ستایش کنند.

نشانه های ازدواج موفق

به همین دلیل از احترام، آنها بهتر می توانند به یکدیگر گوش دهند، بحث کنند و به توافق برسند.
درگیری های کمتری بین آنها وجود دارد، و بیشتر آنها با کار گروهی روبرو می شوند.
اگر شریک زندگی خود را نادیده می گیرید، باید به علاقه خود مشکوک باشید.
آیا علائم عدم علاقه به همسر صد درصد است؟ نبود یک یا تعدادی از مورد گفته شده است.
در رابطه بین همسران حتما به این معنی نیست که فرد همسر خود را دوست ندارد.
اما این احتمال وجود دارد، و اگر چنین باشد، فرد باید آن را جدی بگیرد.
در این وضعیت، رابطه عاشقانه فرد در معرض خطر است و او نیاز به کمک دارد.
در برخی از ازدواج ها یکی از زوج های دائما احساس می کند.
که همسرش مضطرب و ناراحت کننده است.احساس نداشتن به همسر

داشتن یک ازدواج خوب

واقعیت این است که این احساس تقریبا به بسیاری از افراد متاهل نیز سرایت می کند.
وسواس فکری و اعتیاد به عشق

اما برای برخی افراد، احساسات موقت و ناپایدار هستند و برای دیگران احساساتی ماندگار برای آنها است.

باید مراقب باشید. اول از همه، از آنجا که پیشگیری همیشه بهتر از درمان است.

ما توصیه می کنیم افراد مجرد باید به طور فعال در انتخاب یک همسر دقت کنند.

اگر نمی توانید تصمیم بگیرید که ازدواج کنید، هنوز آماده نیستید که ازدواج کنید.

شما باید از نظرات بزرگان خانواده و خانواده مطلع شوید.

و از تجربیات آنها استفاده کنید اما هرگز ازدواج اجباری را از قبول نکنید.

داشتن یک ازدواج خوب یک نیروی محرکه و موتور ازدواج است.

و به یک فرد انگیزه برای حل مشکلات زندگی مشترک می دهد.

آخرین راه حل طلاق

اما خوشبختانه احتمال داشتن یک رابطه زناشویی صفر نیست.
به عبارت دیگر، ما هیچ وقت در مورد ازدواج اجباری بدون حضور فرد مشاوره نمی دهیم.
اما اگر قبلا چنین رابطه ای داشته باشید، قبل از تصمیم گیری باید با هم کار کنید.
مشاور متخصص می تواند به شما در تصمیم درست کمک کند.
طلاق باید همیشه به عنوان آخرین راه حل در نظر گرفته شود.

منبع :احساس نداشتن به همسرکانون مشاوران ایران

با شوهر یا همسرعصبی چگونه رفتار کنیم؟

با شوهر یا همسرعصبی چگونه رفتار کنیم؟

زندگی کردن با فردی که زود عصبانی می شود، پرخاشگر است، به شما توهین می کند و به راحتی از کوره در می رود می تواند بسیار چالش برانگیز باشد.

این چالش در مواقعی که همسرعصبی، طوفان خشم خود را به راه می اندازد و اشیا و وسایل را می شکند، فحاشی می کند و یا خود و دیگران ا در معرض آسیب قرار می دهد می تواند بسیار بیشتر شود.

اما بر اساس دیدگاه شناختی، افراد عصبی تنها کسانی نیستند که دست به پرخاشگری می زنند بلکه درصد زیادی از افراد جامعه معیارهای عصبیت از جمله:

افسردگی،
بی حوصلگی،
شکست ها
و مشکلات عاطفی

زیادی را تجربه می کنند که می تواند منجر به ایجاد مشکلات ارتباطی فراوانی شود.

به منظور مدیریت شرایط و کنترل این ارتباط نوروتیک، نیازمند آن هستید تا راهکارهای برقراری رابطه با چنینی افرادی را بیاموزید و از واکنش های هیجانی، مقابله به مثل و یا پرخاش متقابل پرهیز کنید.

آیا تغییر ممکن است؟

واقعیت آن است که تغییر دادن عادات زندگی یک همسر عصبی ممکن است اما کار ساده ای نیست.

در حقیقت افرادی که چار مشکلات عصبی از جمله بی حوصلگی، خشم، اضطراب و یا افسردگی هستند، با برخورداری از مجموعه ای از شرایط، چنین رفتارهایی را بروز می دهند و تغییر، نیازمند ان است که ریشه ی اصلی مشکل را بشناسید و بتوانید او را برای تغییر، علاقمند کنید.

اگر به عنوان همسر و یا مادر فردی عصبی، صرفا بر ویژگی های منفی فرد تمرکز کنید و از او خواهید تا آن ها را کنار بگذارد، اتفاقی معکوس رخ خواهد داد.

در حقیقت ممکن است همسر عصبی نیز به اندازه ی شما از عادات رفتاری منفی اش در عذاب باشد اما مجبور کردن او به تغییر عادات نمی تواند موثر واقع شود.

بنابراین لازم است بدانید که رفتارهای نامناسب این افراد، ریشه در افکار و باورهای بنیادی دارد و اگر بتوانید با شناخت آن افکار، فرد را به چالش با آن ها دعوت کنید، به موفقیت زیادی دست یافته اید.

گام اول در کمک به افراد عصبی چیست؟

افراد عصبی رفتارهایی توام با خشم، غضب، ناسپاسی، بی احترامی و یا توهین دارند.

ممکن است این رفتارها چنین احساسی را در شما به وجود آورد که او علیه شما رفتار می کند، با شما خصومت دارد و یا می خواهد شما را آزار دهد.

اما واقعیت آن است که یک همسر عصبی، به دلیل مسایل وراثتی و یادگیری های قبلی اش، چنین رفتاری را بروز می دهد و به دنبال آزار رساندن تعمدی به دیگران نیست.
اولین و مهم ترین گام می تواند این باشد که او را به عنوان همسر عصبی بپذیرید.

در این صورت از او انتظار نخواهید داشت تا مانند یک فرد طبیعی رفتار کند.

همچنین از رفتارهای نامناسب او آشفته و عصبانی نمی شوید و می دانید که چنین رفتارهایی خبر از مشکلات درونی این فرد نیازمند کمک دارد.

به خاطر داشته باشید که شما مجبور نیستید به چنین افرادی کمک کنید اما سعی در درک علت های رفتار آن ها و برخورد مناسب و به دور از سرزنش، در حقیقت نوعی از کمک کردن به خودتان است.

حمایت و محبت توام با اقتدار را فراموش نکنید.

پس از تفاوت های یک همسرعصبی با افراد عادی را شناخته و پذیرفتید، می توانید وارد گام بعدی شوید.

افراد پرخاشگر، بی حوصله، مضطرب، خجالتی، افسرده و در یک کلمه “عصبی”، دیدگاه واقع بینانه ای در مورد اطرافیان ندارند.

آن ها خود را مستحق طرد شدن و تنها ماندن می دانند و کوچک ترین رفتارهای اطرافیان را موید این باور فرض می کنند.

نکته ی بسیار مهم آن است که بتوانید به چنین فردی بفهمانید که او را بی قید و شرط و به عنوان یک انسان پذیرفته اید.

این نکته نه از طریق گفتار، بلکه از طریق اعمال و رفتارهای شما اتفاق می افتد.

ممکن است همسر عصبی شما، در پاسخ به رفتارهای محبت آمیزتان، رفتاری توام با ناسپاسی نشان دهد و منتظر باشد تا واکنش شما را ببیند.

آنچه مهم است آن است که قلبا بتوانید او را به عنوان فردی ارزشمند بپذیرید و این باور را در رفتارهای تان نیز جاری کنید.

اما این مساله به معنای آن نیست که آدم عصبی زندگی تان را لوس بار آورید و به رفتارهای نامناسب او مجوز دهید.

با شوهر یا همسرعصبی چگونه رفتار کنیم؟

با شوهر یا همسرعصبی چگونه رفتار کنیم؟

وقتی محبت بی قید و شرط، همسر عصبی را لوس می کند!

شما نیازمند آن هستید که در کنار محبت بی قید، رفتاری توام با اقتدار و قاطعیت داشته باشید و حد و مرزهای خود را نیز مشخص کنیدتا او شما را فردی بی اراده و ضعیف تصور نکند.

به عنوان مثال فرض کنید که همسرتان فردی بی حوصله و خجالتی است و در هیچ مهمانی شرکت نمی کند.

در این حالت اگر به او بگویید ” اصلا به فکر من نیستی.

همش توی خونه نشستی و انگار زندانی شدیم.

اصلا برات مهم نیست که من چی دوست دارم و…”

در حقیقت صرفا به نیازهای خودتان توجه کرده اید و شرایط روحی و روانی همسرتان را کاملا نادیده گرفته اید.

در این حالت مطمین باشید که همسرتان رفتارهای انزواطلبانه ی بیشتری نشان می دهد و بیش از پیش به لاک دفاعی خود فرو می رود.

واکنش صحیح به همسر عصبی

نوع واکنش صحیح می تواند این باشد که در عین درک حالات روحی او، احساسات و انتظارات خود را نیز به روشنی بیان کنید.

به عنوان مثال می توانید بگویید ” می دونم که الان اصلا دوس نداری کسی رو ببینی و ملاقات با مردم کلافه ت می کنه اما شاید بعدا بخوای این کار رو بکنی.

تا آن زمان، من هم واقعا احساس تنهایی و کلافگی می کنم. دوست دارم هر از گاهی به مهمانی بروم و ماندنم در خانه، کمکی به هیچ کدام مان نمی کند.

اگر بعدا دلت خواست به مهمانی بروی می توانیم هر دو باهم این کار را بکینم”.

در این حالت خواهید توانست وضعیت خودتان را نیز در نظر بگیرید و احساس بهتری را تجربه کنید.

اجازه ندهید همسرعصبی شما را استثمار کند!

افراد عصبی از روش های متفاوت و متنوعی برای رسیدن به خواسته های شان استفاده می کنند.

واقعیت آن است که آن ها شیوه ی صحیحی از رفتار را نمی دانند و در تلاش اند تا از طریق ارتباط با شخصیت های محکم و مقتدر، شیوه هایی رفتاری صحیحی را بیاموزند.

بنابراین بی توجهی و یا عدم واکنش شما به رفتارهای نادرست آن ها می تواند بسیار مخرب باشد.

افراد عصبی از نادرستی رفتارهای خود کاملا آگاه اند و بی توجهی و یا بی تفاوتی شما نسبت به این رفتارها می تواند برای شان عجیب باشد.

محبت بی قید و شرط

فراموش نکنید که در کنار محبت بی قید و شرط، حد و مرز گذاری و بیان مقتدرانه ی خواسته ها و انتظارات خودتان نیز کاملا ضروری است.

اجازه ندهید تا آن ها با رفتارهای ترحم طلبانه شان از شما باج عاطفی بگیرند و حد و مرزهای رفتاری خود را کاملا واضح و شفاف کنید.

ازم است بدانیم که ما بر رفتار هیچ فردی جز خودمان کنترل نداریم و تنها از طریق افزایش آگاهی و تغییرات رفتاری خودمان خواهیم توانست بر دیگران و رفتارهای آن ها نیز تاثیر بگذاریم.

با به کار گیری این اصول خواهید توانست ارتباطات خود با افراد عصبی در محیط کار و زندگی را به نحو موثر تری کنترل کنید و با تمرکز بر رفتارهای خود، آرامش بیشتری را به خودتان هدیه خواهید داد.

منبع :با شوهر یا همسرعصبی چگونه رفتار کنیم؟مشاوره

سن شایع مصرف موادر مخدر در زنان جامعه

با کمبودهای اخلاقی و رفتاری همسرمان چه کنیم؟

هیچ انسانی از لحاظ اخلاقی و رفتاری کامل نبوده و هر فردی خصوصیات برخوردی مربوط به خود را دارد که ریشه در نوع تربیت و چگونگی برخورد دیگران در طی زندگی او با وی دارد. بسیاری آرام و برخی تند هستند و در انتخاب همسرمان باید در باره خصوصیات اخلاقی وی در خانواده و در بین دوستان تحقیقات بسیاری را به عمل بیاوریم. اما حالا به هر نحوی یک زندگی مشترک شروع شده و در طی آن مشکلات بسیاری پدید می آید که نیازمند صبر و شکیبایی دو طرف است اما در این میان یکی از زوجین، چه آقا پسر و یا چه دختر خانم از کمبود و ضعف اخلاقی و رفتاری رنج می برد بنابراین در بعضی اوقات از کوره در درفته و عصبانی می شوند و یا در جایی، رفتاری را از خود بروز می دهند که مناسب نبوده و باعث ناراحتی همسر و اطرافیانش می شود. با اینگونه رفتارها چه باید کرد؟

با کمبودهای اخلاقی و رفتاری همسرمان چه کنیم؟

با کمبودهای اخلاقی و رفتاری همسرمان چه کنیم؟

در ابتدا باید گفت که مردان به دلیل مشغله کاری و استرس و ترس زودتر خشمگین شده و نزدیک ترین فرد به آنان یعنی همسرشان را مورد خطاب قرار می دهند بنابراین این وظیفه ی خانم ها است تا با رفتار خود آنان را آرام کنند البته مردان نیز باد در کنترل رفتار خود تمام تلاش خود را بکنند. اما برای کنترل خشم و اخلاق ناخوش همسرتان بهتر است نگذارید وی درگیر خشم خود شود. یعنی اینکه هنگامی که وی بداخلاق است کلاً حواس اورا به مسائل دیگر پرت کنید. با او لجبازی نکنید. فرقی نمیکند شوهرتان عصبانی است یا خانمتان، لجبازی شما باعث می شود که این عصبانیت به یک فاجعه تبدیل شود. شما باید علت عصبانیت را پیدا کرده و ان را تجزیه و تحلیل کنید البته فرد عصبانی نیز باید علت عصبانیت از همسر را بیان کرده و با یک گفتمان ساده مسائل را حل نمود. بنابراین طوری رفتار کنید که همسرتان با شما احساس راحتی کند.شوهرتان را درک کنید دراین مواقع درک شما به شدت باعث آرام تر شدن عصبانیت او می شود. البته اگر همسر شما کسی است که هروز یک بهانه ای برای کج خلقی دارد حتماً به گونه ای که او حساس نشود به یک متخصص مراجعه نمایید

سایت مشاوره قبل ازدواج به شما در رابطه با این موضوع کمک خواهد کرد

منبع :با کمبودهای اخلاقی و رفتاری همسرمان چه کنیم؟مشاوره ازدواج

خانم ها مواظب گوشه گیری همسر خود باشند

خانم ها مواظب گوشه گیری همسر خود باشند

در بعض از موارد با اینکه زوجین در کنار هم هستند رفتارشان مانند غریبه ها می شود و رابطه آنها رو به سردی می رود زیرا در طول روز مشغول کار می شوند و یکدیگر را فراموش می کنند و فرصتی برای با هم بودن ندارند.

از جمله موضوعاتی که برای مرد اهمیت دارد ارزشمند بودن و دوست داشتن از طرف همسر است ، زنان باید وقت بیشتری را با همسر خود باشند حتی برای نیم ساعت هم با آنها صحبت کنند.

خانم ها مواظب گوشه گیری همسر خود باشند

خانم ها مواظب گوشه گیری همسر خود باشند

برخی از مردان وقتی از سرکار بازمی گردند گوشه گیر می شوند این مسئله مربوط به محیط کارشان است و نمی توانند درباره آن صحبت کنند که زنان نمی توانند این موضوع را تحمل کنند.

نشانه های مثل : عصبی شدن ، ساکت ماندن را در مردان باید جدی گرفت در این جور مواقع همسر باید بدون نصحیت و سرزنش در فرصت مناسب سر گفتگو را با مرد خود باز کند و مشکلش را متوجه شود.

همه افراد به اندازه هم اجتماعی نیستند انتظار شباهت را نباید داشت ، شخصی که درون گرا است نباید تصور کرد که او از اجتماع دوری میکند و دچار اختلال شده است ، زیرا تفاوت های فردی باعث متفاوت

بودن میان انسانها می شود و شخصیت افراد را معلوم می کند ، این تفاوت ها تا وقتی که مشکل ناراحتی برای فرد نداشته باشد جای هیچ نگرانی نمی باشد.

منبع :خانم ها مواظب گوشه گیری همسر خود باشندمرکز مشاوره ایران

خانواده درمانی چیست، اهداف و مزایای آن چیست؟

خانواده درمانی چیست، اهداف و مزایای آن چیست؟

همه ما زندگی را از درون یک خانواده شروع می کنیم چه این خانواده از اعضای خانواده با پیوند خونی باشد یا نه پدر و مادر ناتنی باشد و یا نه پدر و مادری کودکی را به فرزندی پذیرفته باشند.

زمانی که ما متولد میشویم خانواده بدست می آوریم و این خانواده ای که در آن متولد شده ایم هر جنبه از زندگی ما را از لحظات آغازین تا پایان زندگی، تحت تاثیر قرار می دهد.

خانواده آنچه که هستیم و آنچه که خواهیم بود را هم در جهت خوب و هم در جهت بد تحت تاثیر قرار می دهد. ما لغات خود، عاداتمان، خروجی هایمان و آیین مذهبی و اینکه چگونه دنیا را ببینیم و بینش خود نسبت به جهان را از خانواده می آموزیم.

ما همچنین یاد می گیریم چگونه عشق بورزیم و چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم و اینها را از روابط اولیه در خانواده کسب می کنیم. اگر در خانواده ای سالم با ارتباطات سالم به دنیا آمده باشیم، احتمالا یاد خواهیم گرفت که چگونه ارتباطات سالم را حفظ کنیم.

اگر در خانواده ای با مشکلات خانوادگی که در برقراری ارتباط مشکلاتی دارند، متولد شده باشیم همچنین ممکن است ما هم در برقراری ارتباط با دیگران به مشکل بربخوریم. هرچند متولد شدن در یک چنین خانواده ای بد شانسی بوده باشد، اما وضعیتی نیست که نتواند تغییرش داد.

تقریبا تمام خانواده ها با چالش هایی درگیر هستند و مشکلاتی را تجربه می کنند، با این حال اغلب خانواده ها حس یکپارچگی خانواده و یا شادی را حفظ و یا بازیابی می کنند.

خانواده درمانی / مشاوره خانواده چیست؟

خانواده درمانی یا مشاوره خانواده نوعی از درمان است که برای بکارگیری برای مسائل خاصی طراحی شده که سلامت و عملکرد خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد. می تواند برای کمک به خانواده در طی یک دوره ی سخت، یک گذار حاد، یا مشکلاتی در سلامتی رفتاری یا مغزی در اعضای خانواده، بکار برده شود. خانواده درمانی، مشکلات افراد را در زمینه واحد بزرگتر خانواده می بیند.

فرض چنین درمانی، این است که مشکلات بدون درک روندهای گروه، نمی توانند به طور موفق آمیزی شناخته و حل شوند. روشی که خانواده عمل می کند، چگونگی شکل گیری مشکلاتی که مراجعان با آن روبرو می شوند را تحت تاثیر قرار می دهد و این که فرد چگونه توسط اعضای خانواده مورد تشویق قرار می گیرد یا قدرت عمل از او صلب می شود همگی متاثر از خانواده است.

خانواده درمانی می تواند تمارین و تکنیک هایی از شناخت درمانی، رفتار درمانی، فرد درمانی، یا دیگر گونه های درمان فردی را بکار گیرد. بمانند دیگر گونه های درمان، تکنیک های بکار گرفته شده کاملا مبتنی بر مسائل و مشکلاتی است که مراجع یا مراجعان با آن مواجه هستند.

مشکلات رفتاری یا احساسی در کودکان دلایل مشترکی برای مراجعه به درمانگرهای خانواده هستند. مشکلات یک کودک درخلا نیست، این مشکلات در بستر خانواده وجود دارند و احتمالا نیاز است تا در درون خانواده دیده شوند.

باید توجه شود که در خانواده درمانی، واژه خانواده الزاما به پیوندهای خونی اشاره ندارد. در این مفهوم، خانواده هر آن کسی را که یک نقش بلند مدت حمایتی در زندگی یک نفر بازی می کند را شامل می شود که ممکن است به معنی نسبت های خونی در همان خانواده نباشد.

متداولترین نوع های خانواده درمانی به شرح زیر هستند:
باونین:

این نوع از خانواده درمانی برای شرایطی که در آن افراد نمی خواهند و یا نمی توانند دیگر اعضای خانواده را در درمان درگیر کنند، مناسب است. درمان باونین، بر اساس دو مفهوم عمده است، مثلث بندی (تمایل طبیعی افراد برای برون ریزی و تخلیه احساسات و هیجانات با صحبت با فرد ثالث) و تمایز (یادگیری برای عکس العمل کمتر احساساتی در روابط خانوادگی).
ساختاری:

درمان ساختاری بر تعدیل و تقویت سیستم خانواده برای تضمین این که والدین در کنترل هستند و اینکه هر دوی والدین و فرزندان مرزهای مناسبی دارند، متمرکز است.

در این نوع از درمان، درمانگر به منظور مشاهده، یادگیری و ارتقای توانایی آنها برای کمک به تقویت ارتباط خانواده، به آنها ملحق می شود.

سیستمی:

مدل سیستمی به گونه ای اشاره دارد که در آن درمان بر ارتباطات ناهشیار و معانی ماورای رفتارهای اعضای خانواده تمرکز دارد. درمانگر در این نوع از درمانها، نقش خنثی دارد و دور استف به اعضای خانواده اجازه می دهد تا در مسائل خود به شیوه ی عمیق تر با مسائل و مشکلات به عنوان یک خانواده درگیر شوند.

استراتژیک:

این نوع از درمان خلاصه تر و مستقیم تر از دیگر انواع درمان است، که در آن درمانگر تکالیفی برای خانواده در نظر می گیرد. این تکلیف به منظور تغییر روشی است که اعضای خانواده تعامل داشته، ارزیابی کرده و ارتباط برقرار کرده و تصمیم می گیرند.

درمانگر در این نوع درمان در مقام قدرت مینشیند که به دیگر اعضای خانواده که ممکن است چنین قدرتی برای ارتباط موثر ندارند، اجازه می دهد تا به طور موثر و کارآمدی ارتباط برقرار کنند.

مشاور خانواده برای چه کاری آموزش دیده است؟

همانگونه که انواع مختلف درمان که در بالا اشاره شد، نشان می دهند، یک خانواده درمانگر ممکن است نقش های مختلفی داشته باشد. این نقش های بسیار مستلزم این است که درمانگر میزان زیادی از آموزش، تحصیلات دانشگاهی دیده باشد و آزمون شده باشد تا اطمینان حاصل گردد که این همان درمانگری است که می تواند از عهده کار به خوبی بر بیاید.

در حالی که درمانگر ها ممکن است روش های مختلف و مورد ترجیحی از تکنیک های درمانی ارائه دهند، تمام آنها حداقل سطح تجربه درمان از موارد زیر را دارا می باشند:

مشکلات رفتاری کودکان و بزرگسالان
غم و اندوه
مشکلات LGBTQ
خشونت خانگی
ناباروری
مشاجرات خانوادگی
سوء مصرف مواد مخدر

به منظور درمان این موارد و دیگر مسائل و مشکلات خانوادگی، درمانگر باید:

مشاهده کند که افراد در درون واحدها چگونه تعامل دارند
مشکلات ارتباط را بررسی و حل کند
اختلالات روانی درون بستر یک خانواده تشخیص داده و درمان کند
مراجعان را طی دوره های بحران مانند طلاق یا مرگ راهنمایی کند
الگوهای رفتاری یا ارتباطی مشکل دار را شناسایی کند
کمک کند تا مراجعان رفتارهای مساله دار را با گزینه های سالم جایگزین کنند
رویکردی جامع نگر (ذهنی-جسمی) برای رفاه افراد بکار گیرد

به منظور کسب مهارت های ضروری برای اجرای این عملکردها، یک درمانگر خانواده معمولا مدرک کارشناسی در مشاوره، روانشناسی، یا مددکاری اجتماعی و مدرک کارشناسی ارشد در مشاوره یا ازدواج و خانواده درمانی کسب می کند.

خانواده درمانی چیست، اهداف و مزایای آن چیست؟

خانواده درمانی چیست، اهداف و مزایای آن چیست؟

موضوعات خانواده درمانی

این تحصیلات و آموزش ها به درمانگر اجازه می دهد به مراجعانی که برای راهنمایی گرفتن به او مراجعه کرده اند را در گستره ای از موضوعات مختلف شامل موارد زیر کمک کند:

تعارضات شخصی درون زوجین و یا خانواده ها
بیماری ها، مرگ و یا بیکاری دور از انتظار
ایجاد و یا پیش بردن یک ارتباط سالم عاطفی در هر مرحله
مشکلات رفتاری در کودکان
طلاق یا جدایی
سوء مصرف مواد مخدر یا اعتیاد
مشکلات سلامت ذهنی مانند افسردگی یا اضطراب

هدف خانواده درمانی چیست؟

به منظور کمک به خانواده که بتواند با همدیگر مشارکت کنند تا زندگی خانوادگی سالم داشته باشند، درمانرگ خانواده به اعضای خانواده کمک می کند تا ارتباطات خود را بهبود دهند، مشکلات خانوادگی را حل کنند، تا شرایط خاص خانوادگی را ادراک کرده و مدیریت کنند، و بتوانند یک محیط خانگی با عملکرد بهتری را ایجاد کنند. به طور گسترده تر، اهداف خانواده درمانی به مشکلات ارائه شده توسط مراجعان وابسته است. به عنوان مثال اهداف بر اساس سناریوهای زیر متفاوت خواهند بود:

یکی از اعضای خانواده از شیزوفرنی یا بیماری های روانی دیگر رنج می برد: هدف کمک به دیگر اعضای خانواده برای درک اختلال و تغییرات روانی است که بیمار ممکن است متحمل باشد.
مسائل ناشی از شکاف نسلی ایجاد می شوند، مانند زمانی که والدین خانه را با پدربزرگ و مادربزرگ به اشتراک می گذارند، یا کودکان با پدر و مادر خود بزرگ می شوند: در این مورد، هدف بهبود ارتباطات و کمک به اعضای خانواده است تا حد و رزهای سالم بین روابط مختلف قائل شوند.
مسائل و مشکلات بیما به نظر می رسد با مسائل دیگر اعضای خانواده بهم پیوند خورده: در مواردی مسائل و مشکلات عمیقا ریشه در مشکلاتی با دیگر اعضای خانواده دارد، هدف بررسی هر کدام از مسائل دخیل و حل آن و یا کاهش اثرات این الگو از مشکلات است.
خانواده ترکیبی ( به عنوان مثال ناپدری ): خانواده های مرکب می توانند از مشکلات خاصی بنا به وضعیتشان رنج ببرند. در خانواده مرکب، هدف خانواده درمانی ارتقای درک بوده و ارتباطات سالم بین اعضای خانواده را تسهیل می کند.

روان درمانی خانواده: گامی فراتر

نیاز است دقت شود که درمان و روان درمانی دو نوع متمایز از بهبود بخشی هستند اما در حقیقت یک چیز هستند. این ابهام زمانی بیشتر می شود که ما واژه مشاوره را هم اضافه کنیم. درمان یا تراپی فرم کوتاه از روان درمانی است.

با این حال، مشاوره تحت عنوان گفتار درمانی نیز شناخته می شود که این پیچیدگی را زیادتر می کند. به طور کلی، مشاوره زمانی بکار برده می شود که فرد (یا در مورادی که مشاوره خانواده، یک خانواده را مشاوره می دهد) با خدمات یک مشاور یا دیگر متخصصان سلامت ذهنی درگیر می شود تا برای مشکل خاص یا مجموعه ای از مشکلات کمک بگیرد.

و تراپی یا راون درمانی، نوع بلند مدت تر و عمیق تری از درمان است که در آن مراجعطیف گسترده ای از مسائل و الگوهی مزمن از احساسات، افکار و رفتارهای مساله دار را مطرح می کند.

خانواده ای که با وضعیتی دست و پنجه نرم می کند که باعث استرس مازاد می شود مانند مرگ یکی از اعضای خانواده، اعتیاد و دوره های فشار، ممکن است اط مشاوره کمک بخواهند تا به آنها کمک کند تا این درگیری ها روشن شده و بتوانند یک واحد منسجم تر و قوی تر از خانواده داشته باشند.

اگر یک خانواده با مشکلات رفتاری یا ذهنی مزمن تری مانند پدری که از شیزوفرنی رنج می برد یا مادری که با افسردگی دست و پنجه نرم می کند یا کودکی که مورد سوء ازار جنسی قرار گرفته است، روان درمانی گزینه بهتری برای مراجعه خواهد بود.

این نوع از درمان برای خانواده هایی که در بالا گفته شد مناسب است چرا که یک خانواده درمانگر، افق دید مختلفی بر درمان نسبت به یک درمانگر تک بعدی دارد. در حالی که درمانگر تک بعدی مانند مشاور، با یک مراجع برای حل یا مداوای یک مشکل کار می کند، یک درمانگر خانواده مشکلات را در بستر سیستم خانواده می بیند. برای حل یک مشکل در سیستم، شما نیاز دارید تا تمامی بخش های سیستم را در نظر بگیرید.

خانواده درمانی چه مزایایی دارد؟

این رویکرد جامع تر به درمان مشکلات درون یک خانواده در موارد بسیاری موفقیت آمیز بوده است.

در خانواده درمانی، خانواده ها می توانند روی مشکلاتشان با راهنمایی متخصص سلامت ذهنی در یک محیط ایمن و کنترل شده کار کنند. مزایای خانواده درمانی عبارتند از :

درک بهتر از مرزهای سالم و الگوها و روندهای خانوادگی
ارتباطات بهبود یافته
حل مساله بهبود یافته
همدلی عمیق تر
مشاجرات کاسته شده و توانایی مدیریت خشم بهتر

به طور خاص تر، خانواده درمانی می تواند ارتباطات خانواده را از طرق زیر بهبود بخشد:

بعد از یک بحران اعضای خانواده را گرد هم می آورد
بین اعضای خانواده صداقت ایجاد می کند
اعتماد را بین افراد خانواده افزایش می دهد
یک محیط خانوادگی حمایتی ایجاد می کند
منابع تنش و استرس درون خانواده را کاهش می دهد
به اعضای خانواده کمک می کند تا همدیگر را ببخشند
هر یک از اعضای خانواده را با تمرکز بر او، به محیط خانواده بر می گرداند

علاوه بر این، خانواده درمانی می تواند مهارت های لازم برای عملکرد سالم خانوادگی را مشتمل بر ارتباطات، حل و فصل مشاجراتو برخوردها، و حل مساله را بهبود بخشد.

با بهبود این مهارت ها برای هر یک از اعضای خانواده، پتانسیل موفقیت در غلبه و یا شناسایی مشکلات خانوادگی افزایش می یابد. در خانواده درمانی، تمرکز بر فراهم آوردن ابزاری برای هر فرد، جهت تسهیل درمان و بهبود بخشی است.

منبع :خانواده درمانی چیست، اهداف و مزایای آن چیست؟- مرکز مشاوره روانشناسی مشاورانه

خانواده درمانی

خانواده درمانی

خانواده درمانی چیست؟

خانواده درمانی شاخه ای از روان درمانی است که به اعضای خانواده بر اصلاح ارتباط هایشان و حل اختلافاتشان با یکدیگر کمک می کند.

خانواده درمانی معمولاً کوتاه مدت است و توسط یک روان درمانگر که تحصیلات فوق لیسانس یا دکتری در زمینه روانشناسی دارد انجام می گیرد. برنامه های درمانی در این شاخه از درمان، بستگی به موقعیت خانواده و مشکلاتشان دارد.

جلسات خانواده درمانی می تواند به شما آموزش دهد که چگونه ارتباطات خانوادگی خود را عمیق کنید، مشکلات استرس را با یکدیگر پشت سر بگذارید، خلل های ارتباطی و میان فردی تان را با یکدیگر حل کنید و خانواده ای مستحکم تر و آرام تر داشته باشید.

چرا باید خانواده درمانی را انتخاب کنید؟!

خانواده درمانی به شما کمک می کند تا روابط مشکل دارتان را با همسرتان، فرزندانتان و یا دیگر اعضای خانواده تان اصلاح کنید. شاید شما در مورد مسائل خاصی مانند مشکلات مالی یا اختلافات زوجیتی، اختلاف بین فرزند و والدین، اثر مصرف مواد مخدر یا بیماری های روانی در یکی از اعضای خانواده و مشکلاتی از این دست دچار تنش و نزاع های خانواده ای شده باشید. یک روان درمانگر با تجربه به بهترین منبع حمایتی برای خانواده شماست که به شما کمک می کند تا مرحله به مرحله این معضلات را با یکدیگر پشت سر گذاشته و کمترین آسیب روانی را متحمل شوید.

باید به این نکته دقت کنید که در روند جلسات درمانی این امکان وجود دارد که هر یک از اعضای خانواده نیاز به جلسات و درمان های فردی خاص خود داشته باشند. به طور مثال ممکن است خانواده درمانگر شما به شما پیشنهاد دهد یکی از اعضای خانواده که دچار اعتیاد و یا اختلالات روانی است باید جلسات فردی را برای حل معضلات خود داشته باشد.
مفهوم تنظيم خانواده

باید دقت داشته باشید که

خانواده درمانی می تواند به اعضای خانواده ای که یکی از آنها وسواس شدید دارد کمک کند تا با این مشکل کنار بیایند اما کسی که وسواس دارد باید برنامه ریزی فردی خود را که ممکن است شامل دارو درمانی، مشاوره و شیوه های دیگر درمان باشد را برای درمان شخصی خود دنبال کند.

 

چگونه آماده شوید

در ابتدا با اعضای خانواده خود صحبت کنید و این موضوع را که چرا به یک درمانگر برای حل مشکلاتمان احتیاج داریم بررسی کنید. سپس زمان مناسب را که برای تمام اعضای خانواده کمترین میزان تنش و استرس را ایجاد می کند انتخاب کنید. پس از آن به دنبال یک درمانگر حرفه ای که تخصص لازم را در این زمینه دارد و دوره های آموزشی – تخصصی لازم را در این زمینه داراست انتخاب کنید.

در اولین جلسه درمانی خود به این نکات توجه کافی داشته باشید

هر جلسه درمانی چه مدت طول می کشد؟ هر چند یکبار جلسات درمانی تشکیل می شوند؟ چند جلسه درمان برای خانواده ما برنامه ریزی شده است؟ آیا در تمام جلسات حضور همه اعضای خانواده الزامی است؟ چند نفر از اعضای خانواده نیاز به درمان فردی دارند و…

در جلسات خانواده درمانی چه انتظاراتی می توانید داشته باشید؟

به طور معمول در جلسات خانواده درمانی چند نفر از اعضای خانواده با هم ملاقات می شوند. اگر چه ممکن است هر یک از اعضای خانواده به طور فردی هم درمانگر را ملاقات کنند. معمولاً جلسات شما بین یک ساعت یا یک ساعت و پانزده دقیقه طول می کشد و اغلب کمتر از ۶ ماه جلسات روان درمانی شما به پایان می رسد. هر چند که این زمان به شرایط خانواده شما و نظر درمانگرتان نیز بستگی دارد.
روابط مثلثی

خانواده درمانی

خانواده درمانی

در طول خانواده درمانی شما می توانید:

توانایی های خانواده تان را برای حل مشکلات و بیان افکار و احساسات خود بسنجید.
نقش های خانوادگی، قوانین و الگوهای رفتاری را برای شناخت مشکلاتی که منجر به اختلاف می شود و راه حل های این مشکلات را کشف کنید.
توانایی ها و ضعف های خانواده تان را بسنجید (به طور مثال آیا به اندازه کافی غم خوار هم هستیم؟ آیا به هم اعتماد کافی داریم و…)

مثال: افسردگی

به عنوان مثال پسر بزرگ شما افسردگی دارد، خانواده شما افسردگی را درک نمی کند و یا نمی داند چگونه او را حمایت کند. اگر چه شما درباره سلامت پسرتان نگران هستید، اما صحبت و ارتباط شما با پسرتان و یا دیگر اعضای خانواده تان منجر به جر و بحث می شود و شما احساس نا امیدی و عصبانیت می کنید، ارتباطات تان با یکدیگر کم می شود، تصمیمات نادرست می گیرد و شکاف خانوادگی تان عمیق تر می شود.

در چنین شرایطی خانواده درمانی می تواند به شما کمک کند:

درگیری های خانوادگی خود را (این که چه هستند؟ چه زمانی روی می دهند؟ با چه شدتی روی می دهند؟ در حضور چه کسانی پر رنگ تر می شوند و…) را شناسایی کنید و یاد بگیرید چگونه این معضلات را حل کنید.
راه های جدید برای عکس العمل و غلبه بر الگوهای نامناسب ارتباطی یاد بگیرید.
اهداف فردی و خانوادگی تنظیم کنید و روی راه های رسیدن به آنها کار کنید.
اطلاعات کافی در ارتباط با افسردگی کسب کنید و یاد بگیرید که چگوه با یک فرد افسرده رفتار کنید.
و در آخر ممکن است پسر شما آمادگی بیشتری برای حل افسردگی اش داشته باشد و به طور یکپارچه، خانواده شما به درکی درست و منطقی نسبت به معضل پیش آمده دست یابد و بتوانید همراه هم این مشکل را پشت سر بگذارید.

با یک تغییر ساده رابطه ی خود را بهتر کنید

نتیجه

خانواده درمانی به طور اتوماتیک اختلافات خانوادگی را حل نمی کند و یا شرایط ناخوشایند را از بین نمی برد ولی می تواند به شما و اعضای خانوادتان کمک کند تا یکدیگر را بهتر درک کنید و همچنین می تواند مهارت ها و راهکارهایی برای تعامل با موقعیت های دشوار برای تک تک اعضای خانواده تان به همراه داشته باشد.

داشتن یک خانواده آرام، حق همه ماست.

منبع :خانواده درمانیکانون مشاوران ایران

حل اختلافات خانوادگی بر اساس نظریه خانواده درمانی

حل اختلافات خانوادگی بر اساس نظریه خانواده درمانی

هر شخصی دارای (یک یا چند مورد) اختلافات خانوادگی می باشد.

تنش ها یا جر و بحث های اتفاقی یک بخش نرمالی از زندگی خانوادگی هستند.

چه در صورتی که این اختلافات با والدین شما باشد یا با برادران و خواهران شما باشد، یک سری مواردی وجود دارند که شما با انجام دادن آنها می توانید از بدتر شدن اختلافات موجود جلوگیری کنید.

با این وجود، در صورتی که احساس ناایمنی کنید یا نتوانید خودتان مشکل موجود را حل کنید، شما باید کمک بگیرید.

می توانید از دفاتر برتر کانون مشاوران ایران راهنمایی بگیرید.

این مقاله برای افراد زیر مفید است:

با والدین / مراقبان / برادر / خواهر خودتان اختلاف داشته باشید
به دنبال پیدا کردن یک سری توصیه هایی در مورد نحوه صحبت کردن با خانواده خودتان باشید
شما می خواهید بدانید که به چه نحوی می توانید تنش موجود با اعضای خانواده را از بین ببرید.

حل اختلافات خانوادگی بر اساس نظریه خانواده درمانیحل اختلافات خانوادگی بر اساس نظریه خانواده درمانی

اختلافات با والدین و مراقبان

دلایل رایجی که برای اختلاف داشتن با والدین، مراقبان یا سرپرستان وجود دارند، عبارتند از:

عقاید و ارزش های شما با یکدیگر متفاوت باشند
ارتباط ضعیفی داشته باشید: شما شناخت صحیحی از یکدیگر نداشته باشید و سریع نتیجه گیری کنید
شما می خواهید استقلال شما بیشتر از استقلالی باشد که می خواهید به طرف مقابل بدهید
احساس می کنید که رفتار صورت گرفته با شما همانند رفتاری می باشد که با بچه صورت می گیرد.
آنها به حریم خصوصی شما احترام نگذارند
تغییرات گسترده ای در خانواده شما صورت بگیرد: جدا شدن، طلاق گرفتن، به دنیا آمدن فرزند جدید یا جابجایی
یک سری فشارها یا انتظاراتی نسبت به دوستان ، شغل ، آزمون ها، کارهای طاقت فرسا و یا حتی سبک زندگی شخصی شما وجود داشته باشد.

اختلاف خانوادگی با برادر و خواهر

بله، اذیت شدن شما توسط برادران یا خواهران شما به عنوان یک عاملی شناخته می شود که منجر به عصبانیت شما می شود.

مواردی که می توانند منجر به سخت تر شدن تحمل این اختلافاتها شوند، عبارتند از:

تفاوت های سنی

حسادت، یا اینکه احساس کنید به اندازه کافی خوب نمی باشید
نبود جا
برادرخوانده ها، خواهر خوانده ها یا خانواده های ناپدری یا نامادری
رقابت داشتن در مطالعه، ورزش یا سایر موفقیت ها

اختلاف خانوادگی با برادر و خواهراختلاف خانوادگی با برادر و خواهر

با اختلافات موجود به چه نحوی برخورد شود

روش های مختلفی برای برخورد با اختلافات خانوادگی وجود دارد. در ادامه یک سری مواردی بیان شده اند که شما می توانید انجام بدهید.

حتی در صورتی که این موارد یک فرصت و زمانی را برای شما ایجاد کنند که نسبت به اقدام بعدی فکر کنید، یک نقطه شروعی برای شما خواهند بود.

در رابطه با موارد کوچک بحث نکنید

در صورتی که اختلاف کوچکی داشته باشید، همانند اذیت کردن، سعی نکنید که به این اختلاف ادامه دهید. در صورت امکان، از این عضو خانواده دوری کنید.

حل اختلافات خانوادگی بر اساس نظریه خانواده درمانی

حل اختلافات خانوادگی بر اساس نظریه خانواده درمانی

تا ۱۰ بشمارید

شاید این کار احمقانه باشد، ولی دور شدن و شمردن تا عدد ده می تواند یک روش خوبی برای اجتناب از گفتن مواردی باشد که بعدا منجر به ایجاد ناراحتی و پشیمانی می شود.

همچنین اینکار به شما فرصت مناسبی را خواهد داد تا واکنش و پاسخ بهتری ارائه دهید.

یک فاصله ای ایجاد کنید

در حالیکه این مورد منجر به حل مشکل نمی شود، ولی یک مقدار فاصله داشتن با دوستان یا خودتان می تواند مفید باشد.

در این فاصله ایجاد شده سعی کنید که ورزش بکنید و یا آرامتر شوید.

یک مورد دیگری را جایگزین این اختلاف کنید

ارائه یک دیدگاه متفاوت می تواند به شما کمک کند تا دلیل وجود داشتن اختلافات را متوجه شوید. همچنین می تواند به شما کمک کد تا استراتژی های مفید برای حل کردن یا مدیریت کردن آن را شناسایی کنید.

توصیه هایی برای بحث کردن در مورد اختلافات خانوادگی

در صورتی که با والدین خودتان اختلاف دارید، شاید سعی کنید که یک مکالمه آرامی با آنها و در رابطه با شرایط موجود داشته باشید.

شاید آنها با دیدن اینکه شما چنین رهیافت مناسبی را برای حل مشکل استفاده می کنید، به خصوص در صورتی که شما آن را شروع کنید، تحت تاثیر قرار بگیرند.

ارتباطات مشخص و آرام حتی در مورد برادران و خواهران اذیت کننده هم می تواند بهترین روش قابل دسترس برای پیدا کردن مشکلات موجود و از بین بردن مشکلات موجود باشد.
توصیه هایی برای بحث کردن در مورد اختلافات خانوادگیتوصیه هایی برای بحث کردن در مورد اختلافات خانوادگی

حل اختلافات خانوادگی بر اساس نظریه خانواده درمانی

یک زمانی را انتخاب کنید که هیچ فردی عصبی، ناراحت، دارای استرس و یا خسته نباشد.
یک مکانی را انتخاب کنید که بدون هیچ عامل مزاحمی می توانید در آنجا بشینید و صحبت کنید.
نسبت به سازش تمایل داشته باشید و گزینه هایی را که می خواهید بپذیرید را مطرح کنید
از نیشخند زدن یا حمله زبانی به فرد دیگر اجتناب کنید.
صادق باشید. در صورتی که یک موردی شما را ناراحت می کند، اجازه بدهید که فرد دیگر هم نسبت به آن مطلع باشد.
به گفته های طرف مقابلتان گوش کنید و بپذیرید که سطح مقبولیت دیدگاه آنها می تواند دقیقا مشابه سطح مقبولیت دیدگاه شما باشد. (گفتن این مورد بسیار راحت تر از انجام دادن آن می باشد، ولی ارزش زیادی دارد!)
زمانی که نسبت به یک موردی توافق کردید، به دنبال دستیابی به آن باشید – شاید این کار در یک دوره زمانی صورت بگیرد.
در صورتی که صحبت کردن در مورد احساسات امکان ناپذیر باشد، سعی کنید یک ایمیل یا نامه ای بنویسید و احساسات خودتان را در آن توضیح دهید!

در صورتی که نتوانید به یک توافق دست پیدا کنید، شاید مجبور باشید که بر روی “عدم سازش توافق کنید”.

به یاد داشته باشید که شما می توانید گزینه های خودتان را که بر مبنای تجربیات شخصی خودتان می باشد و همچنین عقاید و ارزش های خودتان را داشته باشید و هیچ نیازی نیست که همواره با خانواده خودتان موافق باشید.

در صورتی که احساس ایمنی نکنید

در صورتی که احساس کنید در موقعیت خطرناک قرار دارید، حتما به کمک های اوژانسی مراجعه کنید. شما مجبور نیستید که خودتان این مشکل را حل کنید.

یک سری خدماتی وجود دارند که شما می توانید از آنها استفاده کنید تا بهترین رهیافت موجود را انتخاب کنید و راه حل های بهتری را در اختیار داشته باشید.

می توانید از دفاتر برتر کانون مشاوران ایران راهنمایی بگیرید.
مشاورکو : مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره خانواده

برترین مقالات خانواده و زوج درمانی با رویکرد بهبود روابط میان خانواده
مشاوره قبل از ازادواج برای روج های جوان با آموزش روابط و و رفتار پیش از ازدواج
مشاوره طلاق و جدایی به منظور حل مشکلات زناشویی و نجات زندگی والدین و یا آغاز زندگی پس از طلاق
روابط جنسی و زناشویی به منظور درمان مشکلات دیرانزالی، زودانزالی، خوشنت جنسی ، تجاوز
تشخیص و پیشگیری از خیانت و تعهد مندی میان زوجین و جلوگیری از طلاق عاطفی و جنسی
ارتباط با جنس مخالف پیش از ازدواج ، دوره نامزدی و عقد و داشتن روابط در بستر علمی و اجتماعی بدون مشکلات و چالش ها

منبع :حل اختلافات خانوادگی بر اساس نظریه خانواده درمانیمشاوره

خانواده درمانی از طریق دلبستگی

خانواده درمانی از طریق دلبستگی

خانواده درمانی از طریق دلبستگی (ABFT)، نوعی روش خانواده درمانی است که در آن، متخصصان سلامت روان این هدف را دارند.

که به والدین و کودکان کمک کنند و شکاف و فاصله ایجاد شده در روابطشان را از بین ببرند.

و همچنین، رابطه عاطفی موجود مابین خودشان را تقویت کنند یا آنرا ایجاد کنند.

تکنیک خانواده درمانی

از این طریق بتوانند روابط محکمی با هم داشته باشند.

این رهیافت به وسیله نظریه دلبستگی ایجاد می شود.

و کاربرد آن به عنوان یک روش درمانی موثر در مورد نوجوانانی که خیال به خودکشی.

و یا دچار افسردگی هستند، از نظر تجربی تایید شده است.

توسعه و نظریه
تکنیک های استفاده شده در ABFT
آموزش ABFT
ABFT به چه نحوی می تواند مفید باشد؟
نگرانی ها و محدودیت ها.

نظریه خانواده درمانی از طریق دلبستگی

ABFT به شدت تحت تاثیر نظریه دلبستگی جان بولبی قرار گرفته است.
وی اثبات کرد که افراد، یک تمایل درونی و بیولوژیکی نسبت به برخورداری از روابط معنادار دارند.
بر اساس نظریه دلبستگی، یک دلبستگی صحیح در زمانی تقویت می شود .
که والدین نسبت به نیاز های کودکان خود حساس بوده و همیشه در دسترس کودکان باشند.
دلبستگی محکم، می تواند بر رشد کودکان تاثیر مثبتی داشته باشد.
همچنانکه کودکان دارای دلبستگی قوی، به احتمال زیاد دارای مهارت های منظم عاطفی می باشند.
و همچنین اعتماد به نفس و عزت نفس خوبی هم دارند.
با این وجود، در فرآیندها و درگیری های رابطه ای خاص، همانند ترک، بی توجهی، سرزنش .
و یا زمانی که جدایی اتفاق می افتد، اعتماد کودک به روابط خانوادگی دچار آسیب می شود .
و این امر می تواند منجر به غیر مطمئن شدن دلبستگی های خانوادگی در کودک شود.

هدف از طراحی ABFT

هدف از طراحی ABFT، افزایش امنیت روابط مابین والدین و کودکان می باشد.

بنابراین این روش می تواند در مقابل حس افسردگی و خودکشی کودکان، از وی محافظت کند.

توسعه دهندگان ABFT، آن را به صورت یک رهیافت میان فردی، متمایل به فرآیند و متمرکز بر عواطف، توصیف کرده است

به همین ترتیب، این روش شامل مولفه های مربوط به مدل های خانواده درمانی.

همانند خانواده درمانی چند بعدی، درمان متمرکز بر عاطفه، و خانواده درمانی سالوادر مینوچین می باشد.

در کتاب خانواده درمانی بر مبنای دلبستگی برای نوجوانان افسرده، که توسط گای دیاموند.

گاری دیاموند و سوزان لوی، یک راهنمایی برای این روش درمان ارائه شده است.

این کتاب فقط یک راهنما می باشد.
ولی مدل تجربی مربوط به خانواده درمانی که به طور خاص برای شناسایی روابط خانوادگی.
و به عنوان روشی برای درمان و جلوگیری از افسردگی و خودکشی در نوجوانان طراحی شده بود.

مطالب و مقالات سایت “مشاوره ازدواج” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.

تکینک های استفاده شده در ABFT

بدلیل اینکه این روش درمان دارای یک راهنما می باشد، ABFT ارائه دهنده ساختار مشخص برای درمانگرانی.
استفاده کننده از آن است که باید از آن راهنمای موجود تبعیت کنند.

ABFT شامل پنج وظیفه درمانی است که به عنوان دوره بهبود درمان شناسایی شده و به صورت کامل اجرا می شود.

اولین وظیفه، مربوط به ایجاد یک سری روابط جدید با ویژگی های متفاوت می باشد، که معمولا در طی یک دوره، کامل می شود.

هدف از طراحی روابط مجدد، تمرکز زدایی از علائم شناسایی شده و تمرکز کردن بر روابط بهبود یافته مابین والدین و کودک است.

هدف از این وظیفه برای اعضای خانواده این است تا آنها بدانند که هدف اولیه از درمان عبارت :
از پیدا کردن عواملی است که منجر به بدتر شدن وضعیت مربوط به روابط عاطفی قبلی شده است.

ایجاد همبستگی و همدلی

دومین و سومین وظیفه مربوط به ایجاد همبستگی و همدلی می باشد.

وظیفه ایجاد همدلی در نوجوان ، که معمولا ۲ تا ۴ دوره طول می کشد، عبارت است از:

کار کردن درمانگر برای تقویت پیوستگی و همدلی در نوجوانان و معمولا این مرحله به صورت دوره های انفرادی اجرا می شود.

این کار از طریق آشنا کردن نوجوان نسبت به علایق و توانایی های آنان.

و همچنین کمک به نوجوان برای شناخت فاصله ای است که مابین والدین آنها ایجاد شده است.

خانواده درمانی از طریق دلبستگی

خانواده درمانی از طریق دلبستگی

ایجاد همدلی مابین والدین

سومین وظیفه درمانگر، ایجاد همدلی مابین والدین (در دوره هایی که فرزند نوجوانشان در آن حضور ندارد) می باشد.

این کار از طریق ایجاد همدلی، و حمایت و بررسی نسبت به هر مشکل عاطفی که والدین می توانند داشته باشند .

و روشهایی که این مشکلات می توانند بر مهارت های والدین آنها تاثیر گذارند، انجام می پذیرد.

بعد از ایجاد یک همبستگی درمانی، بار دیگر نوجوان و والدینش پیش هم می آیند تا در مورد نگرانی های فرزندشان بحث کنند.

چهارمین وظیفه، از بین بردن فاصله های عاطفی است که مکانیزم اصلی روش ABFT می باشد.

از بین بردن فاصله های عاطفی

در مراحل تکمیلی این وظایف، که می تواند بین یک تا چهار دوره طول بکشد.

درمانگر نوجوان را راهنمایی می کند تا نگرانی های و شکایت های خود را به صورت یک فرد بالغ .

و به صورت عاطفی بیان کند و همزمان با آن، والدین را تشویق می کند .

تا احساس همدردی و درک نسبت به اظهارات نوجوان خودشان داشته باشند.

این ابزار، وسیله ای برای ایجاد یک تجربه عاطفی صحیح بوده است.

و همچنین مبنایی برای ایجاد یک رابطه عاطفی مستحکم تر مابین نوجوان و والدینش می باشد.

آخرین وظیفه مربوط به تقویت استقلال در نوجوان و همچنین کمک به والدین می باشد .

تا بتوانند یک رابطه متوازنی مابین حمایت از نوجوان و اجازه به وی _ و محول کردن مسولیت.

و جوابگویی متناسب به وی _ برای انجام دادن رفتارها و انتخاب های خودش ایجاد کنند.

آموزش خانواده درمانی

دوره آموزش ABFT شامل سه سطح می باشد: کارگاه (سطوح ۱ و ۲)، نظارت (سطح ۲) و گواهی نامه (سطح ۳).
به دلیل اینکه این روش به صورت یک راهنما می باشد، افرادی که می خواهند گواهی نامه های ABFT را دریافت کنند.
باید اثبات کنند که از راهنمای مربوطه تبعیت می کنند و وظایف درمانی را کامل کنند.

کامل کردن وظایف درمانی از طریق نوارهای تاییدیه ای است که مشخص می کند.

آنها در دوره های نظارت آموزش دیده اند و می توانند کد یا شماره پرسنلی خود را دریافت کنند.

دوره آموزشی ABFT می تواند برای متخصصان زیادی، از قبیل مشاوران، روانپزشکان، روان شناساین.

درمانگران خانواده، و ارائه دهندگان خدمات اجتماعی، مفید باشد. دوره های آموزشی.

که از طریق توسعه دهندگان و همکاران آنها صورت می گیرد، در حال حاضر در ۸ کشور ارائه می شود.

درمان افسردگی و خودکشی در نوجوانان

ABFT به طور خاص برای درمان افسردگی و خودکشی در نوجوانان.

(به خصوص نوجوانانی که سن شان مابین ۱۲ تا ۱۸ سال است) ، طراحی شده است.

در حالی که دیگر روش های درمانی، همانند درمان رفتاری – شناختی، به طور عادی برای درمان افسردگی کاربرد دارد.

و شامل تمامی افراد می شود، ABFT روش منحصر به فردی است.

از تعاملات خانوادگی، به عنوان روشی برای بیان افسردگی، خودکشی، و آسیب، استفاده می کند.
همچنین ABFT تنها روشی است که به صورت راهنما می باشد.

همچنین از نظر تجربی، کاربرد این روش در خانواده درمانی و برای شناسایی روابط خانوادگی می باشد .

و به عنوان روشی برای درمان و جلوگیری از افسردگی و خودکشی در نوجوانان، از نظر تجربی مورد تایید می باشد.

توسعه دهندگان ABFT

توسعه دهندگان ABFT بر این عقیده اند که این رهیافت منجر به تغییر مثبت در تعاملات خانوادگی می شود.
و همچنین می تواند برای رفع سایر مشکلات مربوط به سلامت روان هم مفید باشد.
ولی بیشتر محققان ABFT، تنها بر کارایی آن به عنوان روش درمان برای نوجوانانی.
که دارای تجربه افسردگی و / یا تفکر خودکشی هستند، متمرکز شده اند.

همچنین یک مطالعه دیگر به این نتیجه رسید که ABFT، می تواند در کاهش اضطراب مابین نوجوانان هم مفید باشد.

درمانگرانی که از ABFT استفاده می کنند، بر اختلافات مهم ما بین اعضای خانواده، عدم درک از یکدیگر.

و شکست هایی که در روابط مابین اعضای خانواده ایجاد می شود، و همچنین عواطف .

و احساسات ارزشمند و مفیدی که در طول دوره ها و خارج از دوره ها ایجاد می شود، متمرکز می شوند.

آنها بر تمایل غریزی تاکید می کنند که افراد باید آن را درک کنند تا بتوانند رابطه عاطفی محکمی با همدیگر داشته باشند.

همچنین درمانگران از این رابطه عاطفی به عنوان مکانیزم اولیه تغییر استفاده می کنند.

بنابراین، خانواده هایی که در درمان مشارکت می کنند، ممکن است که بهبود کلی در روابط خانوادگی را هم تجربه کنند.

نگرانی ها و محدودیت های دلبستگی

AFTB یک روش درمانی است که از نظر تجربی کارایی آن تایید شده است.
و به عنوان یک روش درمان دارای تاییدیه تجربی در سطح ملی، ثبت شده است.
با این وجود، این روش هم مانند دیگر روش های درمانی، دارای برخی از محدودیت ها می باشد.
بیشتر محققان با نوجوانانی سروکار دارند که دارای خانواده کم در آمد و سطح پایینی هستند.
همچنین عمومی سازی آن برای دیگر جوامع، به صورت مشخص بیان نشده است.

ممکن است که به یک مطالعه جامع دیگر در مورد وظایف درمانی نیاز وجود داشته باشد.

این مطالعه می تواند در درک بهتر از نحوه انجام وظایف مختلفی مفید باشد.

که هدف آن کشف و شناخت عوامل پنهان اتفاق افتاده در طول درمان می باشد.

همچنین محققان و توسعه دهندگان ABFT هم می توانند از نتایج این مطالعات در کارهای خود استفاده کنند.

یک نگرانی بالقوه دیگر ، عدم تبعیت درمانگران از راهنماهای موجود در روش ABFT می باشد.

این امر می تواند در مراحل بعدی بر روی نتایج اقدامات تاثیر منفی بگذارد.

توسعه دهندگان ABFT می توانند این نگرانی را از طریق مطالعه بر روی درمانگرانی که از ABFT تبعیت می کنند.

و همچنین اعمال نظارت بر هر یک از وظایف پنج گانه، رفع کنند .

و مطمئن شوند که درمانگر همه وظایف خود را به خوبی انجام می دهد.

سایت مشاوره قبل ازدواج به شما در رابطه با این موضوع کمک خواهد کرد

منبع :خانواده درمانی از طریق دلبستگیمشاوره ازدواج