کتاب از حال بد به حال خوب (شناخت درمانی) | دیوید برنز
علم داده چیست و چه کاربردهایی دارد؟
مشاوره شغلی
مشاوره شغلی: تاریخ موسیقی

تا به حال ۵۰۰ هزار نفر را یکجا دیده‌اید؟ می‌شود پنج برابر جمعیت استادیوم آزادی که البته آن ۵۰۰ هزار نفر موردنظر ما فوتبال نگاه نمی‌کردند، بلکه چشم‌هایشان را چهار تا کرده بودند تا شاهد یک کنسرت باشکوه باشند.

حالا ۵۰۰ هزار نفر دیگر را هم تصور کنید که از ترس نمی‌دانند کجا فرار کنند و هر لحظه احتمال می‌دهند توسط عظیم‌الجثه‌ترین آدم‌ها شکار شوند.

البته این ۵۰۰ هزار نفر دوم هم رفته بودند کنسرت ببینند، اما همه چیز دست به دست هم داد تا شاهد نبرد گلادیاتورهای رومی باشند.

دسته اول آن‌قدر کیف کردند که آن کنسرت به بهترین و مهم‌ترین اتفاق زندگی‌شان تبدیل شد و دسته دوم از هرچه موسیقی و ساز و دهل بیزار شدند.

هر دو این اتفاقات در تاریخ موسیقی راک جاخوش کردند و قضاوت‌هایی را هم به دنبال داشتند.

عده‌ای هم آن‌قدر خوشنام شدند که هنوز می‌شود به چشم یک قهرمان بهشان نگاه کرد و عده‌ای آنچنان مضحکه شدند که خیلی‌ها حیفشان می‌آید حتی جوهر روان‌نویسشان را برای یادآوری آن اتفاقات به هدر بدهند. اما به هر حال تاریخ بخوان فرزندم…

باتلاقی برای صلح در ایالت نیویورک، شهری وجود دارد به نام بتل (Bethel). در بتل هم یک دریاچه زیبا به نام وایت لیک وجود دارد و همان نزدیکی‌ها هم روستایی به نام «ووداستاک». آنها کشاورزی زندگی می‌کرد که یک مزرعه بزرگ داشت و آن مزرعه یکی از خاطره‌انگیزترین مکان‌های دنیا است.

چرا؟ چون جشنواره راک ووداستاک درست وسط این مزرعه برپا شد. سال ۱۹۶۹ بی‌نظیرترین گردهمایی موزیسین‌های راک برای پاسداشت صلح بین‌المللی برگزار شد و مجله رولینگ استون این اتفاق را به‌عنوان یکی از ۵۰ اتفاقی که تاریخ راک را متحول کرد، معرفی می‌کند.

حالا داستانش را از ابتدا بخوانید که دهانتان آب بیفتد. ظهور چهره‌های جنجالی موسیقی راک در اواخر دهه ۶۰ تفریح بزرگی برای جوان‌ها و نوجوان‌ها بود. آنها حاضر بودند به خاطر چهره‌های محبوبشان هر کاری انجام دهند.

همین میل جنون‌وار، شاخک خیلی‌ها را تیز می‌کرد و البته دندان طمعشان را هم. از این فرصت می‌شد نهایت استفاده را کرد تا یک پول حسابی به جیب زد. این فکر به ذهن چهار سرمایه‌دار گردن کلفت می‌زند که کنسرت بزرگی در یک فضای باز تدارک ببینند و کلی آدم را جمع کنند تا چهره‌های بزرگ موسیقی راک را، یکجا روی یک استیج تماشا کنند.

نشریه‌هایی مثل نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال شروع می‌کنند به تبلیغ برای این کنسرت. در روزهای اول حدود ۱۸۰ هزار نفر بلیت‌ها را پیش‌خرید می‌کنند. آن چهار نفر قیمتی برابر ۲۴ دلار برای هر بلیت در نظر گرفته بودند. فکر می‌کنید با ۲۴ دلار چند ساعت می‌شود در یک سالن کنسرت نشست و کیف کرد؟ هر حدسی بزنید، غلط است.

به خاطر این‌که ووداستاک یک کنسرت سه روزه بود! سه روز از صبح تا شب می‌شد با موسیقی زندگی کرد. آرتی کورنفلد که یکی از آن چهار نفر بود، با کمپانی برادران وارنر یک قرارداد ۱۰۰ هزار دلاری می‌بندد تا همه مراسم ثبت شود و بعدها هم فروخته شود.

مایکل لنگ هم یک پای دیگر ماجرا بود که وظیفه پیداکردن مکان مناسب برای کنسرت بر دوش او بود که بالاخره مزرعه «مکس یاسگور» به‌عنوان محل جشنواره انتخاب شد.

حالا مشکل اصلی، تازه رخ‌نمایی می‌کرد؛ چطور می‌شد آن همه آدم را در یک محل سرباز نگه داشت و اجازه نداد کس دیگری که بلیت نخریده، وارد منطقه شود؟ در این صورت این مشکل آن‌قدر غیرقابل حل بود که چهار نفر قید همه درآمدشان را زدند و کنسرت را مجانی اعلام کردند.

خیلی عجیب است که قید پول را زدند، نه کنسرت را. نه؟ ۱۵ اوت ۱۹۶۹، نیویورک، ووداستاک. نیم میلیون نفر در محل حاضر شدند. نلسون راکفلر که در آن زمان فرماندار نیویورک بود، ۱۰ هزار نفر را مامور حفظ امنیت تماشاچی‌ها کرد که می‌توان گفت در این کار تا حدود زیادی موفق عمل کرد.

آدم‌ها با کمال آرامش سه روز در آن مزرعه زندگی کردند، شب را هم همان جا سر کردند و تقریبا خون از دماغ کسی نیامد. سیستم صدای این جشنواره عظیم را صدابرداری به نام بیل هانلی طراحی کرد. او برای صدارسانی به ۵۰۰ هزار نفر از باندهای ALTEC و JBL استفاده کرد و صدا آن‌قدر درست و بی‌نقص به گوش همه رسید که هانلی برای کارش جایزه ویژه انجمن تخصصی صدابرداری را برد.

حالا حتما می‌خواهید بدانید این کنسرت سه روزه را چه موزیسین‌هایی برپا کردند. پس تحویل بگیرید؛ البته نه لیست کامل را.

مشاوره شغلی

مشاوره شغلی

روز اول می‌توانستید برت سامر، خوان بائز، سوئیت واتر و تیم هاردین را روی استیج ببینید. اما روز دوم باران عجیبی شروع به باریدن می‌کند و همه را در گل و لای مطلق فرو می‌برد و ووداستاک را به یک باتلاق تمام‌عیار تبدیل می‌کند.

با این حال سانتانا، جنیس جاپلین، جفرسون ایرپلن و گروه The who روی استیج رفتند و باران نتوانست کسی را فراری دهد.

روز سوم که روز آخر هم بود، جو کوکر، رابی رابرتسون و The band و ترکیب چهار نفره کراس بای، استیلز، استیونش و نیل یانگ و در آخر هم جوجه اردک زشت خودمان یا جیمی هندریکس برنامه اجرا کردند. مغز آدم سوت می‌کشد وقتی اسم این همه سوژه موسیقی را یکجا می‌شنود! صلح، موسیقی و ووداستاک؛ همه چیز عالی تمام شد و بزرگ‌ترین اتفاق موسیقایی ۱۰۰ سال گذشته، هنوز هم آه حسرت آنهایی را که آن زمان هنوز به دنیا نیامده بودند، به آسمان بلند می‌کند.

میک جگر، دردسرساز ۱۱ کاره! چهار ماه بعد از وود استاک، میک جگر، رهبر گروه رولینگ استونز تصمیم می‌گیرد چیزی مثل آن خاطره خوش برای خودش دست و پا کند. بعد از چند نامه‌نگاری، توجه سانتانا، جفرسون ایرپلن و چند گروه دیگر را جلب می‌کند و در کالیفرنیای شمالی در منطقه‌ای به نام آلتامونت (Altamont) جشنواره‌ای به همین اسم به راه می‌اندازد.

اما اینجا دیگر راکفلری در کار نبود که امنیت آدم‌ها را تامین کند. میک جگر قهرمان‌بازی‌اش گل می‌کند و می‌گوید ما به هیچ پلیسی احتیاج نداریم و امنیت را به وسیله خود مردم کنترل می‌کنیم. البته نمی‌دانم «فرشته‌های جهنم» اصولا آدم حساب می‌شوند یا نه. اما به هر حال آنها مسئول امنیت بودند.

فرشته‌های جهنم اسم یک کلوپ موتورسواری بود که از یک سری لات بی‌سروپای هارلی دیویدسون‌سوار تشکیل می‌شد؛ آدم‌نماهایی که سابقه‌شان می‌گفت کاری جز آزار و اذیت مردم ندارند. نمی‌شود فهمید چه چیزی توی کله میک جگر بود که تصمیم گرفت مردم را بدهد دست این جانورها. رولینگ استونز به اندازه کافی شهرت داشت و جگر هم با خودنمایی‌ها و غرور احمقانه‌اش به اندازه کافی برای گروه حاشیه تراشید.

اما باز هم می‌خواست با یک جشنواره اسم خودش را بیش از پیش سر زبان‌ها بیندازد. آلتامونت در حقیقت آخرین کنسرت از تور دور آمریکای گروه بود و آن هم با تبعیت از ووداستاک رایگان برگزار شد. اما خسارت جبران‌ناپذیری به موسیقی راک و مخاطبانش وارد کرد.

کارلوس سانتانا درباره آلتامونت می‌گوید: «ما از همان اول هم شاهد برخورد وحشیانه «فرشته‌ها» بودیم. در خلال کنسرت مدام دعوا می‌شد و خیلی از آن وحشی‌ها با چاقو به جان مردم می‌افتادند.

آن خیلی‌ها مجروح شدند و چند نفر مردند.» مریدیت هانتر قربانی معروف این جشنواره شد؛ نوجوان سیاه‌پوستی که توسط «فرشته‌ها» به ضرب چاقو مجروح شد و وقتی هم به چادر کمک‌های اولیه رسید، آنجا هیچ امکاناتی برای جلوگیری از خون‌ریزی شدیدش وجود نداشت و به خاطر همین هم درگذشت.مشاوره شغلی آنلاین موج نفرت از رولینگ استونز هر لحظه بیشتر می‌شد.

دیوید کراس بای که در ووداستاک هم اجرا کرده بود و شاهد افتضاح آلتامونت بود، درباره آن شب می‌گوید: «ما نیازی به فرشته‌ها نداشتیم، اما مقصران اصلی آنها نیستند، بلکه آنهایی هستند که یک کنسرت عادی را به صحنه جنگ تبدیل کردند؛ یعنی رولینگ استونز. این دیوانه‌های خودپرست نمی‌فهمند چه دسته‌گلی به آب داده‌اند. آنها فقط بلدند فخر بفروشند و خودشان را بزرگ جلوه دهند.

برای همین هم از آنها متنفرم.» جرمی پاسکال در کتاب تاریخچه موسیقی راک جمله‌های خوبی درباره این اتفاق دارد: «موسیقی راک که در دهه ۶۰ کاملا بی‌آزار همه چیز را شروع کرده بود و جایگاه موسیقی را از تفریح صرف به یک بستر فکری قابل تامل تبدیل کرده بود، یک شبه آبروی خودش را باخت.» (نقل به مضمون) آلتامونت نقطه مقابل ووداستاک شد و آن‌قدر نحس و سیاه بود که دیگر یادی از آن نشد و خیلی راحت راهی زباله‌دان شد.

– ووداستاک حواشی زیادی داشت. هر گوشه از آن محوطه بزرگ صحنه‌های جالبی را در خود داشت؛ اما نکته جالبش این بود که دو نفر در آن فوت شدند و دو نفر به دنیا آمدند. فوت‌شده‌ها نه زیر دست و پا ماندند و نه به دست «فرشته‌های جهنم» کشته شدند.

یکی از آنها دچار حمله قلبی شد و یک نفر هم در مسیر ووداستاک تصادف کرد. آن دو نفر هم که به دنیا آمدند، بدون هیچ دردسری به وسیله هلی‌کوپتر به کلینیک رسیدند. – لیست آدم‌‌ها و گروه‌هایی که به ووداستاک دعوت شدند، اما به هر دلیلی به جشنواره نرسیدند، درست مثل نیمکت ذخیره‌های رئال مادرید است؛

پر از ستاره. باب دیلن به دلیل بیماری پسرش از جشنواره بازماند. از گروه The Doors فقط جان دنزمور به جشنواره رسید که برای جو کوکر هم درامز زد. گروه جترو تول و مودی بلوز و جانی میشل را هم به فهرست بدشانس‌ها اضافه کنید.

– در آلتامونت حتی ستاره‌ها هم از دست فرشته‌های وحشی جان سالم به در نبردند؛ مارتی بلین از جفرسون ایرپلن وقتی صحنه کتک‌خوردن یک نوجوان را دید، کارش را رها کرد و به طرف ضارب حمله‌ور شد که البته نتوانست کاری بکند و در نتیجه یک کتک سیر نوش جان کرد. – سونی بارگر سردسته فرشته‌های جهنم بود. وسط کنسرت، وقتی کیت ریچاردز هاج و واج مشغول تماشای آنها بود، او را با اسلحه تهدید می‌کند و می‌گوید: «یا به کارت ادامه می‌دی یا تو یه مرد مرده‌ای.»

منبع :مشاوره شغلی: تاریخ موسیقیمشاوره جنسی

رشته_مشاوره_از_زبان_فارغ_التحصیلان
رشته ی مشاوره از زبان فارغ التحصیلان دانشگاه های برتر کشور
سطح ملاحظه گری
سطح ملاحظه گری و تست آن

سطح ملاحظه گری

ایا به یادتان مانده است که وقتی کسی بسته سنکین شما را کمک کرد.

یا دری را به رویتان باز نگه داشت چه احساس خوبی پیدا کردید؟

اما ما انسان ها موجودات غریبی هستیم .

و چیزهای زیادی دست به دست هم تا معلوم شود .

برای دیگران کاری انجام می دهیم یا نه.

روحیه,روابطمان با دیگران,وحتی وضع اب و هوا روی رفتار ما تاثیر می گذارد.

سن و سال و حتی نیازمند بودن انها هم روی سخاوت ما تاثیر می گذارد.

در بررسی یک موضوع در نیویورک از تعداد افرادی خواسته شد.

به افرادی که در حالت پریشانی به سر می برند کمک کنند.

مطالب و مقالات سایت ” مشاوره خانواده” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.

سطح ملاحظه گری

عوامل کمک به دیگران 

پژوهشگران به این نتیجه رسیدندکه سالمندان کمک بیشتری دریافت کردند.

و سهم میانسال ها و جوانها کمتر بود.در ضمن مشخص شد.

که احتمال کمک به زنان بیشتر از مردان است.از طرفی,پژوهشگران به این نتیجه رسیدند.

که زنان زیبا و خوش لباس کمکی بیشتر از سایر زنها دریافت می کنند.

بنابراین همان طور که مشاهده می کنید ,در زمینه کمک کردن به دیگران عوامل زیادی وجود دارد.

اگر از خودمان تصویر ذهنی خوبی داشته باشیم .

و اگر خودمان را فردی کمک کننده می دانیم.

احتمال این که به نیازمندی کمک کنیم بیشتر می شود.

آزمون سطح ملاحظه گری

سوالات زیر با ملاحضه بودن شما را اندازه گیری می کند.صادقانه به هر سوال پاسخ دهید

  • وقتی به شما می گویند شماره حساب بانکی تان را روی چک بنویسید این کاررا می کنید؟

اری        نه

  • وقتی به دیدن کسی می روید طوری می ایستید که افتاب چشم او را نزند؟

اری       نه

  • وقتی پیش خدمت رستوران میز را جمع می کند.
  • ظرفهایی را که برداشتنشان برای او سخت است به او می دهید؟

اری       نه

  • وقتی در خیابان با کسی حرف می زنید عینک افتابیتان را بر می دارید؟

اری      نه

  • بعد از خواندن روزنامه در منزلتان,صفحات ان را به همان شکل که از اول بوده مرتب می کنید؟

اری      نه

روش برخورد با دیگران

  • وقتی از ظرفی می خواهید میوه ای بردارید.
  • میوه ایی را که دارد خراب می شود را برمی دارید؟

اری      نه

  • وقتی در رستوران از سر میزتان بلند می شوید.
  • صندلیتان را به سر جای اولش بر می گردانید؟

اری      نه

  • قبل از مراجعه به دندانپزشک ,دندانهایتان را به خوبی مسواک می زنید؟

اری     نه

  • اگر در ظرف میوه تنها یک میوه با قی مانده باشد.
  • در برداشتن ان تردید می کنید؟

اری      نه

  • وقتی کالای کوچکی را از فروشگاه می خرید.
  • ان را همان طور که هست بر می دارید.
  • تا فروشنده زحمت بسته بندی ان را به خودش ندهد؟

اری      نه

  • در صف صندوق ,اجناس خریداری شده است.
  • را طوری در برابر صندوق دار قرار می دهید .
  • که قیمت روی انها را به راحتی بخواند؟

اری      نه

  • وقتی شماره تلفن اشتباهی را می گیرید.
  • گوشی را بدون یک کلمه حرف روی تلفن می گذارید؟

اری     نه

محاسبه امتیازات سطح ملاحظه گری

با توجه به جوابهای زیر ,به هر جواب مشابه ۱امتیاز بدهید.

۱٫اری   ۲٫اری   ۳٫اری   ۴٫اری   ۵٫اری   ۶٫اری

۷٫اری   ۸٫اری   ۹٫اری   ۱۰٫اری   ۱۱٫اری   ۱۲٫نه

امتیاز ۸ به بالا:

  • شما دوست دارید که به دیگران کمک کنید.
  • و اگر احساس کردید که در این کار مورد نیاز هستید .
  • در این کار تعلل نخواهید کرد.

امتیاز۷-۵:

  • شما از نظر با ملاحضه بودن در حد متوسطی قرار دارید.
  • اگر کسی ازشما کمک بخواهد به او کمک می کنید.
  • اما معمولا به کسی پیشنهاد کمک نمی دهید.

امتیاز۴-۰:

  • شما برای کمک کردن به دیگران علاقه کمی دارید.
  • شاید به کمک خوستن دیگران بی توجهی کنید.
  • سعی کنید به اطرافیان خود بیشتر توجه کنید.

توضیحات سطح ملاحظه گری

مهم می باشد وقتی کسی از شما چیزی می خواهد چگونه با او رفتار می کنید.

پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که وقتی کسی در خواست کمک می کند.

انرا با صراحت و مستقیم مطرح کند احتمال ان که به ان کمک شود بیشتر است.

مخصوصا اگر این درخواست دلیل موجهی داشته باشد.

بنابراین طلب کمک خواستن از دیگران با دلیل بنابراین طلب کمک خواستن از دیگران.

با دلیل امکان دریافت کمک را افزایش می دهد. ادامه مطلب …

تصویر سازی ذهنی درمان
تصویر سازی ذهنی درمان

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید. تصویر سازی ذهنی درمان مطالعات اخیر در مورد استفاده از استعاره ها نشانگر این بوده است . که افراد در همه مکان ها، در هر دقیقه از ۲ تا ۱۰ استعاره استفاده می کنند. شاید به همین دلیل است که […]

رویکرد انرژی درمانی
رویکرد انرژی درمانی

رویکرد انرژی درمانی بهبود سلامتی فرد از طریق تمرکز بر توازن و جریان انرژی مابین بدن، مغز، عواطف، و روح می باشد. انرژی اصلی core energetic نامیده می شود.

در این فرآیند درمانی فرض می شود که خصوصیات غریزی یک شخص، منعکس کننده خصوصیات جهانی عشق، عقل، آرامش و قدرت بوده و درمانگران واجد شرایط مربوط به این رهیافت درمانی، به افراد کمک می کنند تا به یک وضعیت مناسبی از این خصوصیات درونی درست یابند.

رویکرد انرژی درمانی

فهرست مطالب

  • توسعه رویکرد انرژی درمانی
  • سه لایه شخصیتی
  • چهار مرحله مربوط به رهیافت انرژی درمانی
  • تکنیک ها و روش های مربوط به رویکرد انرژی درمانی
  • مشکلات حل شده با استفاده از رویکرد انرژی درمانی
  • آموزش رویکرد انرژی های اصلی
  • محدودیت ها و نگرانی های مربوط به رویکرد انرژی درمانی

توسعه رویکرد انرژی درمانی

توسعه رویکرد انرژی درمانی در اوایل دهه ۱۹۷۰ و توسط جان سی. پیراکوس[۱] که یک دکتر بالینی بود، تاسیس شد.

این رهیافت درمانی بر مبنای عقاید و آموزش های پزشک ها، دانشمندان و فیلسوفانی ایجاد شده است که از وجود داشتن نیروی مثبت و خلاق مابین انسان ها حمایت می کردند.

این نظریه به شدت تحت تاثیر کار ویلهلم ریچ[۲] قرار گرفته بود. ریچ معتقد بود که انرژهای درونی مسدود شده، بدن را شکل می دهند و منجر به رشد الگوهای زندگی منفی می شوند.

پیراکوس، همانند ریچ، بر این باور بود که محرک های انسانی از نظر مبنایی خوب هستند و این محرک ها باید مورد تشویق و حمایت قرار گیرند تا فرآیند درمان را تسهیل بخشند.

پیراکوس قبل از اینکه به همراه ریچ، و به کمک الکساندر لاون[۳] تحلیل بیو انرژتیک – که نوعی روان درمانی بدنی می باشد –  ایجاد کنند، خودش بیمار و دانشجوی ریچ بوده است.

آنها به همراه یکدیگر موسسه بیو انرژتکیز را در سال ۱۹۵۵ تاسیس کردند، که در ادامه کار ریچ برای توسعه رهیافت جدید بوده است.

آنها ایده مبنایی – داشتن یک ارتباط فعال و پر انرژی با زمین- را برای پیشرفت حس امنیت درونی برای افراد درمانجو، معرفی کردند.

همچنین پیراکوس و لاون مشاهده کردند که افرادی که در موقعیت مناسب و به صورت سرپا ( به جای اینکه متکی به مربی باشند) قرار گرفته بودند، از یک سری مزایا بهره مند شده بودند.

آنها یک موقعیت مناسب را پیدا کردند و به صورت سرپا ایستادند که منجر به ایجاد یک دامنه وسیعی از حرکت ها و تغییر وضعیت ها شده است و در نهایت منجر به ایجاد جریان انرژی بهتری شده است.

همسر پیراکوس، اوا[۴] اصول فکری مربوط به کارهای پث[۵] را به وی معرفی کرد و به وی کمک کرد تا ارتباط موجود مابین روانشناسی، پزشکی و مذهب را تشخیص دهد.

وی در نهایت از بیو انرژتیکز جدا شد و با همسر خود همکاری کرد تا ایده های خود را در مورد نحوه کمک بهتر به افراد درمانجو پیگیری کند.

پیراکوس تکنیک های درمانی بدن را با بیو انرژتکیز و مفهوم فکری پث ادغام کرد و رویکرد انرژی های درمانی را تشکیل داد.

در سال ۱۹۷۳، پیراکوس موسسه انرژی های اصلی را در نیویورک تاسیس کرد.

توسعه رویکرد انرژی درمانی

سه لایه شخصیتی

رویکرد انرژی درمانی فرض می کند که انسان دارای سه لایه شخصیتی می باشد که هر کدام از آنها انرژی های متفاوتی دارند.

بر اساس این مدل، انسان در هر موقعیت و لحظه ای  از طریق این سه لایه شخصیتی خودش واکنش نشان می دهد.

شخصیت اول رویکرد انرژی درمانی

ماسک بیرون ترین لایه است و بر اساس این مدل، نشانگر بخشی می باشد که در معرض دید دنیای پیرامون قرار می گیرد.

استراتژی های بقا و مکانیسم های دفاعی با هم ادغام می شوند و با استفاده از آن در برابر رنج، اشتباهات، و نیازهایی تامین نشده در گذشته اجتناب می شود یا آنها از بین برده می شوند.

ماسک بیانگر جنبه ای از شخصیت می باشد که تلاش دارد تا فرد، به ایده آل ترین وضعیتی دست یابد که افراد دیگر فرض می کنند.

لایه ماسک باعث می شود که مشخصات فرد قوی تر شود و در نتیجه تشخیص و شناخت مشکلی که به صورت نا آشکار ایجاد شده است، سخت می شود.

احساسات سرکوب شده می توانند به صورت فشار ماهیچه ای و شکل های بدنی مشخصی همانند برآمدی چانه، شانه های خمیده و غیره خودشان را نشان دهند.

همچنین ماسک می تواند مشخصات مربوط به خود برتر را هم دچار تغییر کند. دوست داشتن می تواند به انکار خود و یا رفتارهای فرمان بری و مطیع بودن تغییر یابد.

قدرت می تواند تغییر یابد و به شکل رفتارهای عصبی و یا کنترل شده تبدیل شود.

همچنین بینش به شکل های مختلف بی توجهی و صرفنظر تبدیل می شود.

به دلیل اینکه ظاهری که فرد از خود به دنیای بیرون نشان می دهد، نسبت به باطن فرد متفاوت می باشد.

انرژی موجود در ماسک ها معمولا ایستا و راکد می باشد – این موضوع در رابطه با افرادی که آگاهی کامل نسبت به خود دارند و می توانند مشخصات درونی خود را بروز دهند، صحیح و معتبر نمی باشد.

سایت “مشاوره خانواده” به تدوین مقالات تخصصی و عمومی به منظور ارتقا سطح مشاوره در کشور عزیزمان می پردازد.

شخصیات دوم رویکرد انرژی درمانی

خود سطح پایین جنبه ای از شخصیت می باشد که در زیر ماسک قرار دارد.

این بخش نشانگر انرژی شناخته نشده و رد شده بوده و منعکس کننده جنبه مخرب شخصیت می باشد و هدف آن، مخفی نگه داشتن این بخش ها از سایر افراد و عدم مشاهده آن توسط دیگران می باشد.

بر خلاف ماسک که فرض می شود دارای انرژی ثابت و خسته کننده باشد، خود سطح پایین دارای انرژی و قدرت غنی تر و مفید تری می باشد.

خود سطح پایین در نتیجه تصمیم برای اجتناب از درد و با هزینه های مختلف ایجاد می شود.

این امر می تواند فرد را از احساسات و یا بخش های از بدن که منجر به درد می شود، دور کند. با این وجود، جدا شدن از احساسات به منظور اجتناب از درد می تواند به پیشرفت بی تفاوتی نسبت به خود و دیگران شود.

در نهایت، این بی تفاوتی می تواند منجر به ایجاد رفتارهای خشن و نامناسب نسبت به خود و دیگران شود.

شخصیت سوم رویکرد انرژی درمانی

خود عالی یک لایه شخصیتی می باشد که در قسمت زیر خود سطح پایین قرار دارد.

این لایه شخصیتی نشان می دهد که کدام یک از افراد به صورت واقعی در قسمت اصلی لایه شخصیتی خود قرار دارند.

این خود عالی به عنوان محرک انرژی زندگی در نظر گرفته می شود و یک آگاهی را نسبت به هویت و شخصیت فرد نشان می دهد.

این امر نه بد و نه خوب است؛

در مقابل، این یک امر حقیقی و صحیحی می باشد.

خود عالی مقارن با یک ظرفیت بیشتر در رابطه با ارتباط با دیگران و احساس انرژی و سر زندگی بیشتر می باشد.

افراد را تشویق می کند تا احساس شادی و زنده دلی بیشتری داشته باشند.

همچنین این لایه شخصیتی تمایل زیادی به رشد مستمر و نمو کردن دارد.

مشخصات مربوط به خود عالی شامل عشق ، قدرت، بینش، رهبری، شجاعت و صداقت درونی و سایر موارد می باشد.

همانند لایه های شخصیتی ماسک و خود سطح پایین، خود عالی هم در بدن فرد قابل مشاهده می باشد.

بنابراین، افرادی که قادرند به صورت صحیح و موثقی کیفیت ها و شخصیت های مربوط به خود عالی را بیان کنند.

می تواند رضایت، خوشحالی و شادی بیشتری در طول زندگی روزمره خود تجربه کنند.

چهار مرحله مربوط به رویکرد انرژی درمانی

طرفداران رویکرد انرژی درمانی بر این باور هستند که انرژی های درونی متوقف شده و نبود آگاهی نسبت به جنبه های مختلف شخصیتی می تواند در نتیجه تفکرات، احساسات و رفتارهای ناهنجار ایجاد شوند.

درمانگران انرژی های اصلی می خواهند تا این موانع را از بین ببرند و آگاهی خود را از طریق یک فرآیند چهار مرحله ای و در طول درمان ارتقاء دهند.

مراحل مربوط به این فرآیند شامل نفوذ به ماسک، تغییر شکل خود سطح پایین، در اولویت و مرکز قرار گرفتن خود عالی و ارتباط برقرار کردن با برنامه زندگی جهانی می باشد.

این فرآیند می تواند شبیه سفر برای خود اکتشافی می باشد و فرد با انجام موفق هر یک از مراحل، به مرحله بعد وارد می شود.

لایه اول رویکرد انرژی درمانی

نفوذ به لایه شخصیتی ماسک در اولین مرحله می تواند ترسناک باشد، در نتیجه ممکن است برخی از افراد درمانجو خودشان را با لایه شخصیتی ماسک بشناسند.

افرادی که می دانند هر فردی دارای یک لایه شخصیتی ماسک است.

و نیز افرادی که نمی توانند نیاز های خود را تامین کنند (هر چند که در گذشته قادر به تامین نیاز های خود بوده اند)، در عبور از این مرحله با چالش کمتری مواجه هستند.

یک روانشناس متخصص رویکرد انرژی درمانی می تواند توضیح دهد که این لایه های شخصیتی ماسک منجر به تحریف شدن شخصیت ها و کیفیت های ذاتی مربوط به خود عالی می شود و به افراد کمک کنند تا قبل از اینکه خصوصیات طبیعی شان از بین برود، این لایه شخصیتی را بشناسند و در آن نفوذ کنند.

لایه دوم رویکرد انرژی درمانی

دومین مرحله از این فرآیند شامل تغییر و تبدیل خودِ سطح پایین می باشد.

به دلیل اینکه این لایه شخصیتی شامل افراد دارای محرک ها و عواطف می باشد که در اغلب موارد سعی می کنند از دیگران جدا و مخفی باشند، به خطر افتادن و تغییر در خود سطح پایین می تواند چالش زا باشد.

در این مرحله، افراد مراجعه کننده به درمان می توانند آسیب ها و زخم های گذشته خود را شناسایی کنند.

نسبت به زخم هایی که به دیگران زده اند، احساس پشیمانی و ندامت داشته باشند.

در طول این مرحله، یاد آوری این نکته که همه افراد دارای یک خود سطح پایین هستند، یک نکته مهم و مفیدی می باشد.

برای مشخص و شناسایی کردن همه جوانب شخصیتی یک فرد، صادق بودن با خودِ درونی و شجاع بودن ضروری می باشد.

با این وجود، ممکن است یک درمانگر این قابلیت را داشته باشد تا با یاد آوری این نکته که این سفر در مرحله خود سطح پایین به اتمام نمی رسد.

تا سطح خود عالی ادامه دارد، باعث اطمینان آفرینی مجدد در این افراد شود.

این آگاهی می تواند باعث شود که افراد برای ادامه دادن پروسه درمانی همچنان انگیزه داشته باشند.

با این وجود، درمانگرها معمولا قبل از این مرحله ارزیابی می کنند که آیا افراد درمانجو این آمادگی را دارند که در معرض خود سطح پایین قرار گیرند.

این امر بدان دلیل است که در معرض خود سطح پایین قرار گرفتن می تواند تاثیرات منفی برای افرادی داشته باشد که برخی از مشکلات، از قبیل قصد خود کشی یا استرس بعد از آسیب را تجربه کرده اند.

لایه سوم رویکرد انرژی درمانی

سومین مرحله از این فرایند عبارت از قرار گرفتن در سطح خود عالی می باشد و بیانگر یک پیشروی طبیعی از مرحله دوم می باشد.

در مراحل قبلی، از انرژی برای سرکوب کردن عواطف و احساسات ناخواسته در سطوح شخصیتی ماسک و خود سطح پایین استفاده می شد.

این احتمال وجود داشت که احساسات ناخواسته سرکوب شده در مراحل قبل، در افراد درمانجو شکل بگیرد و بر روی رفتار آنها تاثیر گذار باشد و به همین دلیل سرکوب می شدند.

این انرژی می تواند در روان و در بدن فرد حضور داشته باشد و هدف آن به دست آوردن یک درک و بیان مستقل و آزاد، از خود عالی خلاق می باشد.

لایه چهارم رویکرد انرژی درمانی

چهارمین و آخرین مرحله به صورت برنامه زندگی جهانی و همگانی شناخته می شود.

در این مرحله، افراد با دنیای پیرامون ارتباط برقرار می کنند.

اساسا هدف از این مرحله این است که افراد درمانجو نسبت به به هم پیوستگی ها و ارتباطات داخلی مابین تمامی سبک های زندگی آگاهی پیدا کنند.

همچنین در این مرحله اصل تقابل هم نقش ایفا می کند.

این اصل بیانگر این است که با افزایش تعداد افرادی که به رشد کردن، داشتن یک رابطه آزاد و بیان خود اصلی شان ادامه می دهند، آنها تاثیر بیشتری بر روی جهان و جریان زندگی می گذارند.

تکنیک ها و تمرینات مربوط به رویکرد انرژی درمانی

انرژی و هوشیاری مولفه های اصلی مربوط به نظریه انرژی درمانی اصلی می باشند. سلامتی خوب بستگی به جریان انرژی بین بدن، مغز، عواطف و احساسات و اراده فرد دارد.

علاوه بر آن، برای شناسایی جریان انرژی افراد، افزایش آگاهی شخصی و درمان ذهن و بدن، اغلب دوره های درمانی مناسب می باشد که شامل کاربرد تکنیک های درمانی متنوعی هستند.

در حالی که ارتباط زبانی و شفاهی یک نقش مهمی را در طول درمان ایفا می کند.

همچنین متخصصان انرژی های اصلی از بدن فیزیکی، به عنوان یک ابزار مهم و حیاتی برای تشخیص و اندازه گیری درمان استفاده می کنند.

در بیشتر فرم های درمانی استفاده شده، فرد درمانجو به یک مربی متکی است،.

ولی در رویکرد انرژی درمانی، افراد تشویق می شوند تا در یک موقعیت مناسب و سرپا قرار داشته باشند و انرژی را از طریق پاها و ساق پاها به زمین منتقل کنند.

این موقعیت حاکی از آگاهی شخص، برقراری ارتباط، و مسئول بودن با ایستادن بر روی دو پا می باشد.

تکنیک ها و تمرینات مربوط به رویکرد انرژی درمانی

دوره های رویکرد انرژی درمانی

این دوره های رویکرد انرژی درمانی می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تمرینات فیزیکی
  • ماساژ عضلات خاص توسط خود فرد
  • تمرینات تنفسی
  • تمریناتی که منجر به از بین رفتن مشکلات روانی و خالی شدن آن می شود.
  • روزنامه نگاری کردن
  • هنر
  • رقص
  • اظهارات غیر زبانی

مشکلاتی که با استفاده از رویکرد انرژی درمانی درمان شده اند

رویکرد انرژی درمانی تلاش دارد تا به افراد درمانجو کمک کند که از طریق خود شناسی به یک تبدیل و تغییر دست یابند.

این روش درمانی می تواند برای درمانی تعدادی از مشکلات ذهنی، رفتاری و حتی فیزیکی که مرتبط با احساسات سرکوب شده می باشند، به کار برده شود.

این فرآیند می توانند در برخی از موارد مشکل باشد، ولی نشان داده شده است.

که این روش از طریق شناخت عواطف و احساسات عمیق، منجر به بهبود عاطفی و فیزیکی وسیع و قابل توجه در افراد می شود.

مشکلات رویکرد انرژی درمانی

همچنین مشاهده شده است که این رویکرد انرژی درمانی برای برخی از مشکلات مفید می باشند. این مشکلات عبارتند از:

  • آسیب به خود یا خود زنی
  • قصد خود کشی
  • PTSD
  • سوء استفاده های فیزیکی، عاطفی و جنسی
  • چالش های رابطه ای و جنسی
  • مشکلات مربوط به شخصیت
  • مشکلات مربوط به عصبانی بودن
  • مشکلات مربوط به تصویر بدن
  • اضطراب، درد و افسردگی

آموزش رویکرد انرژی درمانی

موسسه انرژی های اصلی ارائه دهنده برنامه های گواهی نامه ای ۴ ساله می باشد.

این برنامه معمولا به صورت سالانه و از اکتبر تا ژوئن اجرا می شود و در طول هفته پنج جلسه دارد (جمعه تا عصر یکشنبه).

در دو سال اول این برنامه به افراد درمانجو کمک می شود تا به صورت منطقی، عاطفی و فیزیکی با اصول مربوط به رویکرد انرژی درمانی ارتباط برقرار کرده و با آن سر و کار داشته باشند.

بخش ماقبل بالینی برنامه شامل کاربردهای می باشد که منجر پیشرفت محسوس در سیستم های انرژی شخص و عملکردهای آن می شود، یک مرحله ای است که بیشتر به صورت تجربی انجام می گیرد.

در طول دو سال نهایی برنامه، درخواست کنندگان دوره تکنیک های بالینی، دانش و حمایت های عملی را دریافت می کنند.

این افراد تحت آموزش با یک ناظر کار می کنند و در طول سال سوم خود، با تعداد محدودی از افراد درمانجو سر و کار دارند.

در سال چهارم، این افراد بر روی حوزه های خاص و کار گروهی متمرکز می شوند.

آموزش رویکرد انرژی درمانی

ادامه مطلب …