تکنیک مشاوره خانواده باید مرکز مشاوره معتبر صورت گیرد در این وضعیت می توانید مشاوره تلفنی نیز استفاده کنید.
—برای مشاهده مطالب این دسته بندی به پایین صفحه مراجعه کنید—
مرکز مشاوره خانواده
برای یافتن مرکز مشاوره خوب و معتبر به سایت کانون مشاوران ایران مراجعه کنید.
- آیا نیاز به مرکز خوب دارید؟
- روانشناس خوب را چگونه پیدا کنیم؟
- دسترسی به مرکز خوب چگونه است؟

مشاوره تلفنی خانواده
مرکز مشاوره برتر برای مشاوره تلفنی شامل:
02122354282 غرب تهران
09035673050
02122689558 شمال تهران
02188422495 مرکز تهران
02144034490 شرق تهران
02122689534 سامانه جامع مشاوره تلفنی
09031236446
مشاوره شبانه روزی خانواده
در هر ساعتی می توانید با مشاوران در تماس باشید فقط دقت کنید که:
کیفیت مشاوره هنگامی بالا می رود که شرایط محیطی مناسب باشد
- سعی کنید سرو صدا در محیط نباشد
- در شرایط نیمه پایدار باشید از چیزی ترس نداشته باشید.
- نیاز به سرویس بهداشتی نداشته باشید
ما همواره سعی می کنیم با مطالب جدید همراه شما باشیم. می توانید از آرشیو مقالات بهره ببرید.
هنر ارتباط : چگونه مهارت های بین فردی خود را بهبود بخشید
ارتباط بسیار مهم است.
همه ما در برقراری ارتباط عادات و ضعف هایی داریم.
اما خبر خوب این است که می توان آن را به میزان قابل توجهی بهبود بخشید و منجر به روابط بهتر، فرصت های کاری و رضایت شغلی شود.
1) بیشتر گوش کنید
اولین قدم برای بهبود مهارت های بین فردی خود این است که بیشتر گوش دهید.
ممکن است متناقض به نظر برسد، اما برای اینکه منظور واقعی خود را بگویید و شنیده شوید، باید گوش کنید.
عصر دیجیتال ما همه چیز در مورد لذت و سرعت آنی است.
اما ارتباط و ارتباط واقعی می تواند کمی صبر و پذیرش نیاز داشته باشد.
اگر واقعاً نمیفهمید و نمیشنوید که کسی چه میگوید، هیچ پاسخ ارزشمند یا جالبی ارائه نمیکنید.
ایجاد یک ارتباط و ارائه ورودی مکالمه ارزشمند، مستلزم آن است که گوش دادن را حالت پیش فرض خود قرار دهید.
این فقط جذب منفعلانه آنچه گفته می شود نیست، بلکه گوش دادن فعال است …

۲) فعالانه گوش کنید
گوش دادن فعال به معنای شنیدن آنچه که دیگران می گوید و در واقع انجام کار برای پردازش و درک آن است.
شما فقط کلمات را نمی شنوید و یک علامت در کنار آنها قرار نمی دهید.
شما کلمات و نیت و هدف پشت آنها را می شنوید.
اگر دوستتان به شما بگوید که خسته است، میشنوید که او چه میگوید و همچنین گامی اضافی برای درک اینکه او میخواهد به زودی از کوهپیمایی که در آن هستید، استراحت کند، پیش میروید.
گوش دادن فعال به معنای اهمیت دادن به این است که چرا کسی چیزی را می گوید نه اینکه فقط به معنای واقعی کلمه بگوید.
حتی اگر موافق نباشید، می شنوید که آنها چه می گویند و دلیل یا معنایی که پشت حرف آنها وجود دارد چیست.
گوش دادن فعال تفاوت زیادی در بهبود مهارت های بین فردی شما ایجاد می کند .
3) عمدا وارد عمل شوید
همانطور که در آخرین نکته تاکید کردم، چرایی آنچه گفته می شود اغلب مهمتر از آنچه گفته می شود است.
وقتی به صحبت های کسی گوش می دهید یا در حال صحبت کردن هستید، روی هدف تمرکز کنید.
ممکن است فقط به این دلیل شوخی کنید که می خواهید، یا چیزهای زیادی در ذهن خود دارید و با کسی صحبت می کنید.
باید جایی برای خودانگیختگی وجود داشته باشد و فقط در مورد … هر چیزی صحبت کرد!
اما باید در مورد اینکه چرا با کسی صحبت می کنید، اگر دلیلی وجود دارد، مقداری آگاهی نیز وجود داشته باشد.
اما مثلاً بگویید که از نظر عاشقانه به کسی علاقه مند هستید و با او معاشقه می کنید:
در این مورد، سعی کنید در مورد موضوعاتی صحبت کنید که بالقوه معاشقه هستند و بیش از حد سنگین نیستند.
در مورد نسل کشی رواندا بحث نکنید و درگیر بحثی در مورد کنترل اسلحه نشوید.
من نمی گویم که نمی توانید در مورد موضوعات مهم یا عمیق بحث کنید، اما سعی کنید هدف خود را در ذهن داشته باشید و کمی روی دلیل صحبت کردن با کسی تمرکز کنید.
من به این میگویم هوشیار بودن در گفتگو .
4) ببینید چه چیزی می توانید یاد بگیرید
یکی از بهترین چیزها در مورد صحبت با مردم و ایجاد ارتباطات این است که می توانید مقدار زیادی یاد بگیرید.
من مطمئناً از صحبت کردن با افراد مختلف در بسیاری از مکان ها بیشتر از آنچه در یک کتاب یا مستند یاد گرفته ام، یاد گرفته ام.
واقعیت این است که اگر شنونده فعالی شوید و بخواهید با افراد بیشتری صحبت کنید، چیزهایی را خواهید فهمید که هرگز تصورش را هم نمیکردید.
منظور من فقط حقایق و ارقام نیست، منظورم تجربیات جذاب، غم انگیز، خنده دار و عجیب، جزئیاتی از زندگی مردم، دیدگاه ها در مورد عشق و عاشقی، توصیه های تجاری …
شما چیزهای زیادی در مورد جهان بینی اطرافیان خود و تنوع گسترده مردم در این جهان پیدا می کنید.
واقعا ارزش وقت گذاشتن را دارد.
پیشنهاد به شما: انواع مهارت های ارتباطی را بیاموزید
5) روی ارائه ارزش تمرکز کنید
وقتی صحبت می کنید، اغلب ارزش آن را دارد که روی ارائه ارزش تمرکز کنید.
منظورم این نیست که باید به کسی شغل یا چیز ملموسی بدهید.
اما اگر دوستتان گفته است که عاشق ورزشهای ماجراجویی است و به کاستاریکا سفر میکند، ممکن است به پارک زیپلاین شگفتانگیزی که به آن رفتهاید اشاره کنید که دوستش دارد.
این ارائه ارزش به معنای ارائه نوعی ورودی است که در واقع تفاوت ایجاد می کند و کمک می کند.
گاهی اوقات ارائه ارزش چندان واقعی نیست و میتواند بیشتر به این باشد که گوش دلسوزی برای کسی که در مضیقه است، یا ارائه مکانی برای اقامت به دوستی باشد که دوران سختی را پشت سر میگذارد.
6) با احترام صحبت کنید
یکی دیگر از نکات مهم در مورد هنر ارتباط و چگونگی بهبود مهارت های بین فردی خود صحبت کردن با احترام است.
بسیاری از اوقات ما با افرادی که به خوبی می شناسیم یا با آنها کار می کنیم دچار الگوهایی می شویم که کمی بی احترامی صحبت می کنند.
اغلب کمتر به کلماتی که می گوییم و بیشتر به لحنی که آنها را می گوییم مربوط می شود.
«میتوانی آن فایل را برای من بیاوری؟» می شود “هی، آن فایل را بیاور، می کنی؟” با لحن آمرانه اما بی احترامی ارائه شد.
«نه، یادم نمیآید منظورتان چه رستورانی است»، به «چه رستورانی؟» تبدیل میشود؟ من در حال حاضر روی غذا متمرکز نیستم.»
و غیره…
اجتناب از این! هوشیار مکالمه باشید!
7) واژگان را متواضع نگه دارید
مهم نیست که چه سطح تحصیلاتی دارید یا با آنهایی که با آنها صحبت می کنید، سعی کنید دایره لغات خود را متعادل نگه دارید.
استفاده از کلمات گلدار و پیچیده می تواند بسیار سرگرم کننده باشد، اما من پیشنهاد می کنم این کار را فقط در صورتی انجام دهید که با افرادی هستید که از آن قدردانی می کنند.
مبهم بودن عمدی با ارجاعات، کلمات یا معانی می تواند برای برخی افراد، به ویژه غریبه ها، گیج کننده و آزاردهنده باشد.
در حالی که در خیابان و در جایگاه هات داگ هستید، سعی نکنید با کلمات مربوط به هات داگ بازی کنید.
حتی اگر کسی که به شما خدمت میکند در واقع یک دکترای انگلیسی از دانشگاه ییل باشد، به احتمال زیاد وقت یا انرژی برای تمرکز بر روی بازی کلمات در حالی که مشغول تلاش برای کسب سود از فروش وینر است، ندارد.
در صورت امکان دایره لغات خود را ساده نگه دارید.
منظورتان را بگویید و از به کار بردن کلمات توصیفی نترسید، اما جملات خود را با واژگان، بازی با کلمات، ارجاعات و معانی بیش از حد و غیر ضروری بیان نکنید.
فقط منظورت را بگو
8) از پرکننده های زیاد خودداری کنید
نکته کلیدی دیگر برای برقراری ارتباط خوب این است که از پرکننده های بیش از حد خودداری کنید.
مثالهای متداول عبارتند از: «پسند»، «اوه»، «اوه»، «اوه»، «خوب…» و «هوم…»
شما ناگزیر می خواهید چنین چیزهایی را هرازگاهی بگویید.
اما استفاده را نسبتاً حداقل نگه دارید.
استفاده از کلمات پرکننده بیش از حد باعث می شود اکثر مردم صبر خود را با شما از دست بدهند و می توانند ارتباطاتی را که در مکالمات ایجاد می کنید به هم بزنند.
اگر در مورد نحوه کاهش مصرف مطمئن نیستید، سعی کنید تعداد دفعات استفاده از پرکننده ها را پیگیری کنید.
سپس قبل از اینکه بیشتر و بیشتر از آنها استفاده کنید، شروع به گرفتن خود خواهید کرد.
9) روی اهداف و ارزش های مشترک تمرکز کنید
در صورت امکان، روی اهداف و ارزش های مشترک تمرکز کنید.
ممکن است شما در صفحات متفاوتی نسبت به برخی افراد باشید و حتی ممکن است برخی افراد را خسته کننده بدانید.
اما سعی کنید به این فکر کنید که چقدر بیشتر از آنچه که از هم جدا هستید، مشترک هستید.
اگر من زندگی روستایی را دوست دارم و شما زندگی شهری را دوست دارید، ممکن است دیدگاه های متضادی از جایی که می خواهیم زندگی کنیم و محیطی که از آن لذت می بریم داشته باشیم.
اما حدس میزنم که ما هر دو از خنده، دوستی، اجتماع و سبک زندگی سالم لذت میبریم.
ارزش های مشترک بسیاری حتی در دیدگاه های اغلب متضاد وجود دارد.
با فرض وجود این مقادیر مشترک شروع کنید و سپس در صورت وجود آنها را بررسی کنید.
وقتی این کار جواب نمی دهد، گاهی اوقات به مشاجره های شدید ختم می شوید.
که مرا به آخرین نکته در مورد ایجاد ارتباطات قوی می رساند:
10) در صورت بروز تعارض بپذیرید
یکی دیگر از نکات کلیدی برای اینکه چگونه مهارت های بین فردی خود را از نظر ارتباطی بهبود بخشید، پذیرش تعارض در صورت بروز است.
وقتی واقعاً مخالفت میکنی یا خودت را در حال درگیری میبینی، گاهی اوقات به همین شکل است.
شما سعی نمی کنید بلافاصله وارد بحث های خیلی سنگین شوید، اما در عین حال، اگر با کسی درگیر هستید، فرار نمی کنید و پنهان نمی شوید یا وانمود نمی کنید که او را دوست دارید.
مردم از صداقت قدردانی می کنند، به خصوص افراد بسیار خودشکوفایی که اصالت و اعتماد به نفس دارند.
اگر از اعتقاد آنها متنفر هستید یا به شدت مخالف هستید، گاهی اوقات فقط باید آن را بگویید.
دوست داشتن همه نباید هدف اصلی ما باشد.
اصیل بودن و دنبال کردن هدفمان با انرژی واقعی بسیار مهمتر از محبوبیت است.
تسلط بر هنر ارتباط
ارتباط بسیار شبیه یک رقص است.
همه چیز در مورد دادن و گرفتن و گوش دادن به موسیقی است.
این همچنین در مورد توجه به تمایل خود برای صحبت کردن و شخص یا افراد دیگر در گفتگو است.
- آیا می خواهید صحبت کنید؟
- آیا آنها؟
- اگر چنین است، هدف کلی گفتگو چیست؟
فقط سلام کردن یا به اشتراک گذاشتن کمی خوشحالی دلیل خوبی برای چت کردن است، اما ممکن است شریک مکالمه شما بخواهد یک معامله تجاری را ببندد و شما عاشقانه به او علاقه مند باشید.
سعی کنید اهداف متفاوتی را که ممکن است در یک تعامل بین فردی وجود داشته باشد، روشن کنید.
بیش از حد تحلیل نکنید، اما مطمئن شوید که روشن فکر میشوید و میشنوید که طرف مقابل واقعاً چه میگوید، در حالی که مطمئن شوید که منظورتان را نیز بیان میکنید!
خود را در درجه اول قرار دادن
هدف شماره یک شما در حال حاضر چیست؟
آیا برای خرید آن ماشینی است که برای آن پس انداز کرده اید؟
برای اینکه در نهایت آن تلاش جانبی را شروع کنید که امیدواریم به شما کمک کند روزی 9-5 را ترک کنید؟
یا اینکه جهش کنید و در نهایت از شریک زندگی خود بخواهید که وارد خانه شود؟
اهداف شما هر چه که باشند، یک تله پنهان در نحوه تعیین آنها وجود دارد.
تله این است:
تنها زمانی رضایت واقعی از زندگی را تجربه خواهید کرد که اهدافتان با ارزش هایتان همسو باشند.
زیرا زمانی که ارزش ها و اهداف در یک راستا قرار گیرند، از سفر بسیار بیشتر لذت می برید. و این امکان دستیابی به اهداف شما را بسیار بیشتر می کند.
اگر بیان ارزشهای عمیقتر زندگیتان برایتان سخت است، پیشنهاد میکنم تمرین ارزشها را توسط مربی حرفهای ژانت براون دانلود کنید.
این فقط چند دقیقه طول می کشد و تعدادی از بینش های قدرتمند را در مورد ارزش های اساسی شما آشکار می کند.
منبع: Paul Brian
نشانه های طلاق : نشانه ظریف غرق شدن زوج که هیچ کس به آن توجه نمی کند
نشانه های طلاق فقط جنسی است؟ عوامل کمتر آشکارتر از فقدان رابطه جنسی، مشاجرات مداوم یا خیانت نیز می توانند پایان یک داستان عاشقانه را تسریع کنند و نشانه های پایان زندگی مشترک است.
نشانه های طلاق
اگر این رفتارها را در همسرتان تشخیص دادید مراقب باشید
نشانه های مطمئنی وجود دارد که یک رابطه در حال پایان است. مثلا وقتی زن و شوهر نمی توانند همدیگر را تحمل کنند، مدام دعوا می شود یا زندگی دوگانه ای دارند. با این حال، نگرش های کوچک روزانه وجود دارد که بدون ایجاد سوء ظن، آن را تضعیف می کند.
حرف طلاق را دعوا مطرح کردن، نشانه نارضایتی و هشدار است.
اگر بدانیم چگونه این علائم را زود تشخیص دهیم، میتوانیم آن پیوند را با آسیب جانبی کمی پایان دهیم یا اگر فکر میکنیم ارزش مبارزه برای آن را دارد، آن را از ورطه نجات دهیم. ارنستو ایگلسیاس، روانشناس با 30 سال تجربه در زمینه زوج درمانی و اختلالات شخصیت، می گوید:
همه چیز به پیمان هایی که بین آنها وجود دارد و توانایی تجدید خلاقانه آنها بستگی دارد . این لیست ممکن است شما را از آنچه در مورد آن صحبت می کنیم آگاه کند.

1. در گذشته لنگر انداخته زندگی کنید
برخی از نظرات می توانند به این معنا باشند که برای شریک زندگی شما، هر زمان گذشته بهتر بوده است. این در مورد کسانی است که از یادآوری سابق خود دست نمی کشند، یک اتفاق عادی اگر گهگاهی اتفاق بیفتد – تجربیات و صمیمیت های مشترک دارند – اما در قالب کنایه های مکرر می تواند به معنای دو چیز باشد: اینکه صفحه وجود نداشته باشد. برگشته است یا اینکه او دوباره ظاهر شده است.
به طور کلی، پشت بسیاری از یادآوری های گذشته ممکن است یک سرزنش وجود داشته باشد. «وقتی در مشاجره با شریک زندگی تان گرفتار شده اید و احساس می کنید در حال شکست خوردن هستید، از ترفند گذشته استفاده می کنید. این نتیجه آن این است که مشاجره به چیزی تبدیل می شود که ما را دور می کند و باعث می شود احساس کنیم دیگر یک تیم نیستیم.
2. دوستان (بسیاری) جدیدی پیدا می کند
مطالعه ای از دانشگاه جورجیا (ایالات متحده آمریکا) نشان می دهد که اطراف خود با دوستان برای یک زوج ثروتمند است . مطالعه دیگری که در مجله Martal and Family Therapy منتشر شده است ، تأیید میکند که داشتن فضای جداگانه برای هر یک از آنها مزایایی برای ثبات زوجین به همراه دارد. یک چیز دیگر این است که آن دوستی های شخصی از ناکجاآباد به وجود می آیند و شروع به گرفتن تمام فضا می کنند.
با افزایش تنش، تعامل بین این دو ضعیف میشود و توجه آنها به یکدیگر جای خود را به خیالپردازیهایی میدهد که هرکدام درباره زندگی جدیدشان دور از شریک فعلیشان دارند.
دکتر دادخواه میگوید:
«در اینجا معمولاً جستجویی، به صورت احساسی یا فیزیکی، برای فردی غیر از شریک زندگیتان آغاز میشود تا ارتباط برقرار کند و به نیاز و کمبودهای عاطفی خود پاسخ دهد.»
3. به فضای شخصی شما احترام نمی گذارد
درست برعکس موارد بالا. اشکالی ندارد که یک تخت، مبل یا میز ناهارخوری مشترک داشته باشید. اما وقتی در شرایط آرامش و جدایی، قانون زیرزمینی تنها ماندن برآورده نشود، تاریخ تغییر می کند. شما نمی توانید تمام روز بالای سر کسی باشید: حتی کوالاها نیز خسته می شوند.
همانطور که مانوئل فرناندز آنتون، روانشناس و سکسولوژیست بالینی، در وبلاگ El Rincón del Hombre می نویسد ، یک سوال وابستگی، ناامنی یا حسادت ممکن است زیربنای آن باشد:
“کسی که سعی می کند همسر خود را همیشه از ترس از دست دادن او را تحت سلطه خود درآورد، معمولا در نهایت باعث تحریک می شود. دقیقاً از چیزی که میخواهد اجتناب کند.»
4. فراموش می کنید در مورد چیزهای مهم بپرسید | نشانه های طلاق
دیشب با آنفولانزا به رختخواب رفتید و صبح روز بعد شریک زندگی تان نمی پرسد که حال شما چطور است؟ آیا مصاحبه شغلی داشته اید و علاقه ای به نحوه انجام آن ندارید؟ به گفته روانشناس این نشانه خوبی نیست.
واکنش شما هم قابل پیش بینی نیست. او میگوید: «ممکن است بدون در نظر گرفتن احساسات طرف مقابل یا نادیده گرفتن تأثیر آنها بر شما، تصمیم بگیرید. در چنین حالتی، اگر همچنان به حفظ رابطه علاقه دارید، بهتر است بنشینید و صحبت کنید.
5. او را در شبکه های اجتماعی “پنهان” می کند
یک مطالعه از مرکز مشاوره ستاره ایرانیان نشان داد که با صمیمیتر شدن یک رابطه، اعضای آن کمتر از رسانههای اجتماعی استفاده میکنند . او همچنین دریافت که وقتی یکی از شریکها بیش از حد فعال است، سایهی حسادت بر روی زوج آویزان میشود و تکامل رابطه را دشوار میکند.
بدتر از آن زمانی است که معتاد فیس بوک بارها و بارها طرف مقابل را در نظرات خود نادیده می گیرد، انگار که آن را پنهان می کند. دکتر دادخواه می گوید:
«تعادل مهم است. “وقتی وجود نداشته باشد، همه چیز پیچیده می شود.”
6. او در مورد پول نظرات متفاوتی دارد.
بر اساس مطالعهای از دانشگاه وینسونسین مدیسون (ایالات متحده آمریکا) ، تعارضهای زناشویی بر سر مسائل مالی «فراگیرتر، مشکلسازتر و تکرارشوندهتر هستند، و همچنین با وجود تلاشهای بیشتر برای حل کردن، حل آنها دشوارتر است» . همانطور که ایگلسیاس میگوید، زوجهایی که برای مدت طولانی با هم بودهاند، کارشان راحتتر است (هر کدام دیدگاه دیگری را میدانند)، بنابراین وقتی، با این حال، پول بین آنها قرار میگیرد، “همه چیز شروع به خراب شدن میکند” هشدار میدهد.
7. خیلی چسبنده است | نشانه های طلاق
داشتن شریک زندگی شما در تمام طول روز می تواند در ابتدا خوب باشد – هیچ کس دوست ندارد احساس قدردانی کند – اما اگر برای مدت طولانی ادامه یابد می تواند به دو مشکل منجر شود: در نهایت خسته می شوید (و راهی برای خلاص شدن از شر او پیدا می کنید. یا او) یا اینکه شریک زندگی شما در نهایت شما را سرزنش می کند که این مراقبت متقابل نیست. این روانشناس که محافظت بیش از حد را خلأ احتمالی می داند، می گوید:
«احساسات مهم هستند و باید بررسی شوند، اما از آن من هستند، یعنی مسئولیت آنها بر عهده من است و نمی توانم کسی را به خاطر احساسم سرزنش کنم».
8. خانواده اش به او متصل هستند
اگر زندگی مشترک به عنوان یک زوج در حال حاضر پیچیده است، اضافه کردن یک پدر و مادر این مشکل را چند برابر می کند. در بسیاری از مواقع، درج نظرات دیگران بر دوش ما سنگینی می کند. شما باید با آن کنار بیایید زیرا ما هرگز از قضاوت دیگران آزاد نخواهیم بود.
اما وقتی این شریک زندگی شما است که آنها را فراموش می کند، آنها را نادیده می گیرد یا جزئیات را از دست می دهد، رابطه آنطور که انتظار می رود پیش نمی رود. به گفته روانشناس، او می تواند تحقیر خاصی را نسبت به هر چیزی که به شما مربوط می شود، بپوشاند.
9. او دیگر به شما گوش نمی دهد
وقتی بخش بزرگی از زندگی خود را با شخصی گذرانده اید، به راحتی می توان باور کرد که قصد و نیت پشت سخنان او را می دانید. اما ممکن است اشتباه کنیم، زیرا افراد در حال تکامل هستند و آن تعصبات مداوم دائماً رابطه را خراب می کند. مرکز مشاوره ستاره ایرانیان:
«مکانیسمی که در این مورد ظاهر میشود این است که من آنچه را که فکر میکنم در پشت حرفهای او وجود دارد، اولویتبندی میکنم، آنچه او میخواست به من بگوید بر آنچه واقعاً به من گفته است». زیرا گاهی – فقط گاهی – چیزهایی در یک زوج بدون قصد مضاعف گفته می شود و می تواند بیدار کننده زوج مقابل باشد و یک زوج درمان می تواند رابطه آن ها نجات دهد.
بچسب ها:
- اگر شوهرتان این جملات را گفت بدانید طلاق نزدیک است
- چه زمانی وقت طلاق است
- نشانه های پایان زندگی مشترک
- نشانه های زنی که شوهرش را دوست ندارد
- نشانه های نفرت مرد از همسرش
- نشانه های طلاق عاطفی در مردان
- زنی که اصرار به طلاق دارد









