تحقیق های فراوانی در رابطه با عوامل موثر بر رضایت زناشویی و تعارضات زناشویی صورت گرفته است .

در این تحقیق عوامل گوناگونی به عنوان مداخلات موثر بر رضایت زناشویی شناسایی شده است که بعضی از این عوامل شامل موارد زیر خواهد شد:

۱. سن ازدواج.

۲. مدت ازدواج.

۳. فرزندان.

۴. تناسب داشتن تحصیلی.

۵. مسائل عددی.

۶. مسئله های جنسی.

۷. اقوام و آشنایان.

۸. اعتقادات مذهبی

۹. خصوصیات شخصیتی.

۱۰. توانایی درک کردن همسر.

۱۱. توانایی های ارتباطی.

۱۲. اوقات فراغت و تعهد.

عوامل موثری که بیان شد برای رضایت زناشویی بسیار می باشند که به صورت کلی می‌توان این عوامل را به سه دسته عوامل فردی و محیطی و ارتباطی به تقسیم کردن پرداخت.

عوامل فردی

۱. عوامل شخصیتی:

در دو مورد به خصوص موجود می باشد که در تحقیقات معین شده که تاثیر فراوان و مشکلات ارتباطی و طلاق دارا می باشد و به نوعی این مشکلات را پیش‌بینی می‌کند .

یکی ناتوان بودن در تنظیم کردن عواطف و دیگری وقتی که دلبستگی همراه با نا امنی باشد.

۲. سلامت جسمانی:

رویکرد زناشویی با سلامت جسمانی که از جانب زوج گزارش خواهد شد مرتبط می باشد که احتیاج ها و مشکلات در رابطه با سلامت جسمانی که امکان دارد زمان و انرژی و توجه ای را که باید در ارتباط زناشویی تمرکز بشود را به خود اختصاص بدهد و با کیفیت هیجانی مورد احتیاج در روابط موثر باشد.

۳. عوامل شناختی:

پیشداوری و تفسیرهای نادرست و بدون منطق از برخورد همسر یکی از عوامل شناختی به حساب می‌آید که می‌تواند باعث آشکار شدن مشکلاتی در روابط زناشویی بشود .

برخی از افراد اعتقاد دارند که ذهن خوانی می‌تواند به پیش بینی غلط منجر بشود و بدون جهت تولید نگرانی یا احساس عدم امنیت عاطفی داشته باشد که پر اهمیت ترین دلیل مشکلات زناشویی سوءتفاهم می باشد .

هنگامی که به وجود آید زن و شوهر تصویر مخدوش شده از همسر در ذهن خود دارا باشند.

۴. سن ازدواج:

صرفنظر از طول مدت ازدواج اشخاصی که در سن کمتر از ۲۰ سال به ازدواج کردن می‌پردازند کمترین پایداری را در ازدواج دارا می باشند /

همین طور رویکرد ضعیف در ایفا کردن نقش در ازدواج های زودهنگام بیشتر مشاهده خواهد شد و این امر با سطح پایین رضایت زناشویی در ارتباط می باشد و احتمال دارد که در گسیختگی یک رابطه سهیم باشد.

۵. سلامت روان:

رضایت زناشویی و سلامت روان با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارا می باشند و فشارهای زناشویی با صدمه های روانی مخصوصاً افسردگی و اختلالات اضطرابی در ارتباط می باشد به طور مثال تحقیقات نشان گر این می باشد .

مقدار بالای افسردگی و اضطراب در یکی از همسران رضایت زناشویی زوجین را کم کرده است .

بیشترین مشکلات زناشویی و طلاق در بین اشخاص مبتلا به اختلال روانی شدید افسردگی و همینطور سوء مصرف مواد و برخی از اختلالات اضطرابی گزارش شده است.

۶. جنسیت:

پژوهش ها نشانگر این می باشد که در شرایط زناشویی فرق های جنسیتی آشکار موجود می باشد و مردان بیشتر از زنان گزارش می کنند که از زندگی خود دارای رضایت می باشند.

۷. مذهب:

جهت گیری مذهبی مشترک باعث شکل گرفتن شبکه های اجتماعی از جمله دوستان و همینطور بستگان و آیین‌های مذهبی مشترک می‌شود که آن به نوبه خود مدت زمان ثبت شده زوجین را با همدیگر بیشتر کرده و در آخر رضایت زناشویی را بیشتر خواهد کرد.

عوامل محیطی

۱. حمایت اجتماعی:

رضایت زناشویی می تواند تابعی از حمایت اجتماعی و همینطور شبکه‌های اجتماعی باشد هنگامی که زوجین از جانب دوستان و اطرافیان مورد حمایت قرار بگیرد نارضایتی زناشویی آنها کمتر خواهد شد.

۲. عوامل فرهنگی اجتماعی:

عوامل فرهنگی اجتماعی و آداب و رسوم و حتی لباس پوشیدن و همینطور خوردن هم می‌تواند زمینه های همدلی فراوانی را برای زوجین ایجاد کند.

۳. فرزندان:

این امکان موجود می باشد که تولد یک کودک موجب ایجاد شدن یک مثلث در خانواده هسته ای شود و در آخر استواری روابط زناشویی مورد حمله قرار بگیرد به دلیل اینکه یکی از والدین به کودک نزدیک و از همسرش دور خواهد شد‌.

۴. شغل و درآمد:

درآمد کم و ناامن بودن شغلی با رضایتمندی زناشویی پایین همراه می باشد وقتی که زوجین به صورت دائم در مورد پول نگران هستند رضایت زناشویی کاهش پیدا خواهد کرد و مخصوصاً برای شوهر ها رضایت شغلی با خشنودی زناشویی در رابطه می باشد.

عوامل ارتباطی

۱. برطرف کردن تعارض:

مهارت کنترل کردن در تعارض کسب از ایده های پر اهمیت همسران در ارتباط زناشویی به حساب می آید بنابراین روش های برطرف کردن تعارض با تغییر در وزارت زناشوئی همراه می باشد.

۲. تعهد:

هر اندازه که تعهدات ازدواج محکم تر باشد بحرانهای زناشویی کاهش پیدا می کند و سطح اخلاقیات بالاتر می‌رود و همینطور هرچقدر مشکلات دوره زندگی پیش از ازدواج کاهش پیدا کند زندگی زناشوئی از نظم و ترتیب و همینطور رضایت فراوان طرفین برخوردار می باشد.

۳. ارتباط جنسی:

همان طور که انتظار می‌رود همیشه ارتباط قوی میان رضایت زناشویی و ارتباط جنسی موجود می باشد که میان رویکرد جنسی و مولفه های آن در زنان با سازگارشدن زناشویی آنان و همینطور همسرانشان رابطه قوی موجود می باشد.

رویکرد جنسی در پیش‌بینی سازگاری زناشویی نقش بسزایی دارد و همینطور میان دانش و طرز نگرش جنسی و رضایت زناشویی رابطه قوی موجود می باشد.

رضایت زناشویی یک نوع عینی از خشنودی و رضایت داشتن و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر به حساب می آید که تمام بُعد های زندگی را تحت الشعاع خود قرار داده است که رضایت یک خصوصیات شخصی برای زن و شوهر به حساب می آید.

رضایتمندی زناشویی با توجه به نظر بیشتر روانشناسان دنیا بر این مولفه‌ها قرار دارد که یکی از آنها نیاز جنسی در ارتباط زناشویی می باشد پس بنابراین برای دارا بودن یک زندگی رضایت مند باید تمام مولفه ها را با دقت در نظر داشت و هر کدام را در جای خود در روابط لحاظ کرد تا به خشنودی و رضایت مندی درونی رسید.

همانطور که می‌دانیم احتیاج جنسی به طور غریزی در وجود آدمی موجود می باشد و خداوند زن و مرد را به خلق کردن پرداخته است تا توسط همدیگر بتوانند به آرامش برسند .

این آرامش پایه‌گذار خانواده سالم به حساب می‌آید که خانواده‌ای که بنیادی ترین رکن در جامعه می باشد و چگونگی برآمدن احتیاج جنسی توسط ازدواج را خواهد گرفت که هر یک از زوج مرد و زن در برطرف کردن آن نقش داشته و سهیم می باشند.