مکالمه گفتاری، یک روشی است که درمانگر با بکارگیری بخش های خاص از روان فرد در حین مکالمه، آن بخش ها را شناسایی می کند و با اجازه دادن به افراد درمانجو برای بررسی عمیق تر این بخش های روانی در یک محیط امن، می تواند منجر به بهبود این افراد شود.

این رهیافت غیر آسیب شناختی، در اغلب موارد همراه با سایر فرم های درمانی به کار گرفته می شود و هدف از آن، بررسی موارد موجود می باشد و به موارد اشتباه یا غایب بی توجه است.

افراد برای کمک گرفتن در مورد شناسایی تفکرات، عواطف و ارزش های متضاد، به خصوص در زمانی که می خواهند تصمیمات مهم زندگی شان را بگیرند، می توانند از روش مکالمه گفتاری به عنوان یک رهیافت مفید استفاده کنند.

شرکت کنندگان در مکالمه گفتاری می توانند یک آگاهی متعادل نسبت به خود و خود آگاهی بهتر را توسعه دهند.

همچنین آنها می توانند بهبود در روابط شخصی خودشان را تجربه کنند و توانایی بهتری را برای بیان کردن خودشان به صورت آزاد داشته باشند.

مکالمه گفتاری و روان شناسی خود ها

مکالمه گفتاری در اوایل دهه 1970 و توسط هال و سیدرا استون ، که برای اولین بار در دوره های تجسم راهنمایی شده با هم آشنا شدند، ایجاد شد.

در این دوره ها، آنها نتیجه گیری کردند که شخصیت های فرعی بی شماری (که همچنین به عنوان الگوهای انرژی یا خود ها شناخته می شود) در روان فرد وجود دارد.

آقا و خانم استون یک نظریه ای را بیان کردند که بر اساس آن، هر یک از این شخصیت های فرعی، به صورت یک شخص واقعی رفتار می کنند و عقاید، ویژگی ها، قواعد و رفتار های مخصوص خودشان را دارند.

آنها با صحبت کردن با خود های فرعی، قادر بودند تا نقش های متفاوت هر یک از خودها که در محافظت از فرد ایفا می شوند را مشخص کنند.

چارچوب نظری مربوط به رهیافت آنها، که به عنوان روان شناسی خود ها مورد اشاره قرار می گیرد، شامل تحلیل در مورد نحوه عملکرد خود ها، نقش آنها در ایجاد رابطه، تاثیر آنها بر روی انتخاب های صورت گرفته توسط فرد، و نوحه تاثیر آنها بر روی ارزیابی بخش های هوشیار شخص می باشد.

آقا و خانم استون، دو نوع مهم از شخصیت های فرعی را مشخص کردند – خود های اصلی و خودهای انکار شده.

خود های اصلی یا غالب، اشاره به گروهی از خود های مسلّط دارد و باور بر این است که منجر به تعریف شخصیت و کنترل در زندگی فرد می شود.

این گروه به عنوان خود های عامل یا عملیاتی مورد اشاره قرار می گیرند. خود های رد شده، عبارت از شخصیت های فرعی می باشند که همانند و یا مخالف با خود های اصلی می باشند.

با وجود اینکه خود های اصلی و خود های رد شده، دارای ارزش متضادی می باشند، ولی هر دو مورد آنها در بقاء شخص، مهارت های اجتماعی و بهزیستی کلی فرد نقش دارند.

به همین ترتیب، آقا و خانم استون بر اهمیت آموزش هر یک از این خود ها، با حفظ احترام به هر یک از آنها در طول دوره درمان تاکید می کنند.

آقا و خانم استون در دوره کاری خودشان نتیجه گیری کردند که کنترل کردن تجارب خود های اصلی و رد شده در یک زمان مشترک، می تواند مفید باشد.

به منظور اجرای این کار، شخص درمانجو نیاز دارد تا از خود اصلی فاصله بگیرد و در یک فضای مرکزی قرار بگیرد – جدا از خود عملیاتی – تا بتواند هر دو مورد خود اصلی و خود رد شده مخالف را شناسایی کند.

این مجموعه – که افراد می توانند به عقب برگردند، از یک نقطه دور خودشان را ببینند، تجارب مربوط به خودهای اصلی و رد شده را تجربه کنند، و توانایی بهتری را برای تصمیمات اصلی و هوشیارانه داشته باشند – به عنوان فرآیند خودِ آگاه نامیده می شود.

مکالمه گفتاری به چه نحوی صورت می گیرد؟

هدف از مکالمه گفتاری، عبارت از کمک به افراد درمانجو برای تعیین بخش های روانی شناخته شده ای می باشد که در شناخت نحوه جداسازی آنها از بخش روانی، به منظور کاهش و / یا از بین بردن تاثیرات منفی موجود مفید می باشد.

هدف درمانگران مکالمه گفتاری (تسهیل کننده ها)، کمک به افراد درمانجو است تا بتوانند دانش و آگاهی خودشان را نسبت به خود های درونی افزایش دهند.

در طول یک دوره معمولی، اجرا کننده خود های زیادی را در شخص درمانجو دعوت می کند تا در مورد زندگی خودشان صحبت کنند. نقش اجرا کننده، عبارت از شنیدن و تشویق کردن خود ها برای کسب اطلاعات در مورد دیدگاه آنها می باشد.

آنها تلاش نمی کنند که بین خود ها مکالمه ایجاد کنند، خود ها را تغییر دهند، یا آنها را ترغیب کنند که نسبت به یک موردی موافق باشند.

درمانگر می تواند به عنوان یک بخش از این فرآیند، سوالاتی را بپرسد و تلاش کند تا هر دو فرد درمانجو و اجرا کننده، به اطلاعات بیشتری از خود دست یابند.

سوالات می تواند شامل موارد زیر باشد:

• اسم شما چیست؟

• آیا می توانید ظاهر خودتان را بیان کنید؟

• آیا می توانید احساسات خودتان در زمان فعلی را بیان کنید؟

• چه مدتی با شخص درمانجو بوده اید؟

• آیا اولین باری که فرد درمانجو را دیده اید، به یاد می آورید؟

• آیا می توانید در مورد آن برخورد بیشتر صحبت کنید؟

• برای شخص درمانجو چه کاری انجام می دهید؟

• آیا کارتان سخت است؟

• آیا شخص درمانجو می داند که شما در وجود وی هستید؟

• شخص درمانجو نسبت به شما چه حسّی دارد؟

• آیا خود های دیگر همراه با شما کار می کنند و از شما حمایت می کنند؟

• در صورتی که شما حاضر به کمک نباشید، برای فرد درمانجو چه اتفاقی می افتد؟

به منظور توسعه و شناخت خود های فرد، هر یک از خود ها بر روی صندلی یا جای مخصوص خودش در اتاق می نشیند.

شخص اجرا کننده، فرد درمانجو را ترغیب می کند تا با صحبت کردن خود های مختلف، از یک صندلی به صندلی دیگری بروند.

همچنین فرآیند خود آگاه مخصوص به صندلی خودش می باشد، به همین دلیل شخص درمانجو می تواند مواردی که بیان می شود را مشاهده و تحلیل کرده و آن را انجام دهد.

بعد از معرفی خود های صحبت کننده، شخص درمانجو در کنار اجرا کننده ای می نشیند که یک خلاصه صحیح و مفیدی را از موارد اتفاق افتاده بیان می کند.

باور بر این است که مکالمه گفتاری ، به افراد درمانجو کمک می کند تا خود شناسی را افزایش دهند، مهارت ها و استعدادهای از دست رفته را دوباره بررسی کنند، و با کل وجود خودشان ارتباط برقرار کنند.

باور بر این است که مکالمه گفتاری ، به افراد درمانجو کمک می کند تا خود شناسی را افزایش دهند، مهارت ها و استعدادهای از دست رفته را دوباره بررسی کنند، و با کل وجود خودش ارتباط برقرار کنند.

افراد به جای زندگی کردن به روشی که خود های غالب به آن ترغیب می کنند، که می تواند از روی عادت و / یا واکنشی باشد، در اغلب موارد می توانند نحوه توسعه یک چشم انداز مجزا را از طریق مکالمه گفتاری یاد بگیرند.

ممکن است که افراد با انجام دادن این کار، توانایی بهتری را برای ایجاد تصمیمات مطلع و آگاهانه در تمامی حوزه های زندگی خودشان نداشته باشند، ولی می توانند نسبت به جنبه های مختلف خود و نحوه توازن آنها آگاهی لازم را به دست بیاورند.

درک و آگاهی افزایش یافته نسبت به تجربیات مختلف، به عنوان خود آگاه و یا فرآیند خود آگاه مورد اشاره قرار می گیرد.

این فرآیند به افراد درمانجو کمک می کند تا نسبت به سطوح مختلف هوشیاری آگاهی لازم را به دست بیاورند و نسبت به خودشان آگاه تر شوند و از خود ها مراقبت کنند؛ همچنین تلاش می کنند تا به جای تسکین کردن یک خود خاص، تنش و درد موجود را شامل شوند.

مشکلات درمان شده به وسیله مکالمه گفتاری

هدف اولیه این روش درمانی، عبارت از کمک به فرد درمانجو برای داشتن یک آگاهی و هوشیاری مناسب تری است تا توانایی بیشری را برای تصمیمات مبتنی بر راهنمایی داشته باشند و به صورت اتوماتیک وار و ناهوشیارانه تصمیم گیری نکنند.

این آگاهی در زمانی می تواند مفید باشد که افراد با چالش ها و / یا مشکلاتی در وضعیت زندگی خودشان مواجه باشند.

مکالمه گفتاری می تواند برای افرادی که مشکلات ارتباطی، استرس، نگرانی های حالت روانی خاص و استرس بعد از آسیب را تجربه کرده باشند، کارایی بیشتری داشته باشد

این رهیافت درمانی می تواند با شناسایی الگوهای رابطه ای اتوماتیک وار که می تواند منجر به ایجاد مشکلات شود، به افرادی که بر روی مشکلات رابطه ای شان کار می کنند، صرف نظر از اینکه این رابطه عاطفی، حرفه ای یا خانوادگی باشد، کمک می کند تا به موفقیت چشم گیر و قابل توجهی دست یابد.

یکی از مطالعات صورت گرفته، موفقیت این رهیافت درمانی را به عنوان بخشی از برنامه درمان کلی در درمان بی اشتهایی عصبی نشان داده است.