روان درمانی کل نگر یک رهیافت یکپارچه و ادغام شده ای از چند روش درمانی می باشد و با استفاده از روش های درمانی مختلف ایجاد شده است.

این روش درمانی با تمرکز بر روابط مابین ذهن، بدن و روح تلاش دارد تا نحوه ایجاد درد در سایر بخش های بدن به دلیل درد موجود در قسمت خاصی از بدن را بررسی و شناسایی کند.

افرادی که از روش درمانی کل نگر استفاده می کنند، می توانند با کمک متخصصان سلامت روان صلاحیت دا به یک آگاهی کامل از وضعیت بدنی و روحی خود دست یابند.

در اغلب موارد استفاده از این روش درمانی منجر به مقبولیت بهتر خود می شود.

• تاریخچه و توسعه درمان کل نگر

• نظریه و روش های درمان کل نگر

• تمرینات مربوط به درمان کل نگر

• مشکلات رفع شده با استفاده از درمان کل نگر

• انتقادات و محدودیت های مربوط به درمان کل نگر

تاریخچه و توسعه درمان کل نگر

در اصطلاحات مربوط به مراقبت سلامتی، استفاده از واژه “کل نگر” به دوره بقراط در بیش از ۲۵۰۰ سال پیش بر می گردد.

بقراط با پذیرش این موضوع که تمرکز کردن بر جنبه خاصی از شخص کافی نمی باشد، و با تاکید بر اهمیت ایجاد تعادل در درون افراد، آنها را به عنوان یک کل در نظر گرفت که متشکل از بخش های زیادی هست که به هم مرتبط هستند.

در قرن بیستم، به دلیل تقلیل یافتن مراقبت علائم خاص به یک روش درمان، مراقبت سلامتی بیشتر از نظر طبی و پزشکی مورد توجه قرار گرفت.

معمولا مشکلات مربوط به ذهن و مغز، از طریق گفتار درمانی رفع می شد و علائم مربوط به بدن با استفاده از داروها و عمل های جراحی شناسایی و درمان می شد.

مغز و بدن همواره به صورت دو هویت و ذات مستقل در نظر گرفته می شدند.

تا قبل از دهه ۱۹۷۰، افراد مشغول به کار در پزشکی و دیگر زمینه های مراقبت سلامتی، به این درک دست یافتند که درمان کردن فقط یک یا تعدادی علائم، معمولا منجر به مدیریت و رفع مشکلات خاصی می شود و در همه موارد منجر به بهبود کیفیت کلی زندگی افراد نمی شود.

اولین کنفرانس در زمینه سلامت کل نگر در سال ۱۹۷۵ برگزار شد و به نقطه شروعی برای ایجاد روش های جایگزین مراقبت، هم در زمینه پزشکی و هم در سایر زمینه های درمانی شد.

روش درمان کل نگر بر مبنای اصول مقبولیت و ریلکسیشن ایجاد شد و با استفاده از چندین روش درمانی تکمیل شده است که عبارتند از:

• روان کاوی

• روش درمانی رفتاری شناختی

• هیپنوتیزم درمانی متمرکز بر قلب

• تنفس درمانی

• تجسم راهنمایی شده

نظریه و روش های درمان کل نگر

نظریه درمان کل نگر بیان می دارد که بخش خود آگاه فرد مربوط به یک بخش خاصی از بدن شخص نمی باشد، بلکه ترکیبی از ذهن، بدن و روح فرد است.

درمانگران روان درمانی کل نگر بر این باور هستند که گام اول در مراقبت و درمان در نظر گرفتن شخص به عنوان یک کل می باشد و معمولا این درمانگران با افراد درمانجو همکاری کرده و به آنها کمک می کنند تا در مورد ارتباط مابین عواطف، تفکرات، تجارب فیزیکی و ادراکات روحی به یک شناخت دست یابند.

درمانگران می توانند به افراد کمک کنند تا به این شناخت دست یابند که هر یک از این اجزا به صورت هماهنگ با هم همکاری می کنند تا عملکرد روزانه فرد به صورت مناسب انجام گیرد.

در اغلب موارد این شناخت عمیق نسبت به خود کل، می تواند منجر به خود آگاهی، عزت نفس و خویشتن پذیری بهتری شود.

هدف از روش درمان کل نگر از بین بردن علائم نیست. در مقابل، این روش درمانی علائم را به عنوان روشی در نظر می گیرد که با استفاده از آن، هوشیاری یک فرد می تواند منجر به توجه بر آگاهی بهتر شخص گردد.

درمانگران به منظور افزایش آگاهی از طریق روش درمان کل نگر، توجه کمتری بر روی کمک به فرد، به منظور ایجاد تغییر می کنند و توجه بیشتر آنها بر روی کمک به این افراد برای پذیرش شرایط فعلی – آن چیزی که آنها هستند و بودند – می باشد. زمانی که افراد درمانجو تلاش می کنند تا واقعیت را بپذیرند، تحت حمایت درمانگران قرار می گیرند.

با حصول شدن این پذیرش، افراد می تواند از حالت مقاومت خود دست بکشند و در نتیجه در وضعیت آرام قرار گیرند و هر نوع ترسی را از بین ببرند.

مقبولیت و ریلکسیشن جزو مولفه های مهم در این روش درمانی می باشند.

تمرینات مربوط به روش درمانی کل نگر

تمرینات مربوط به روش درمانی کل نگر از نظر نوع اقدامات، در سه سطح صورت می گیرد:

بدن، احساسات و عواطف، و ذهن / روح. معمولا تمرینات اولیه بکار گرفته شده در روش درمانی کل نگر، عبارت از ماساژ و تکنیک های کار بدنی می باشد که از طریق تمرکز فرد بر روی بخش هایی از بدن که تحت فشار و دارای درد است، صورت می گیرد.

باور بر این است که این بخش های دارای درد، نشان دهنده عواطف و هیجانات سرکوب شده عمیق می باشند.

با ایجاد اطمینان بین درمانگر و شخص درمانجو، درمانگر می تواند به شخص کمک کند تا دردهای بدنی خودش را رفع کند.

در اغلب موارد، این رفع درد باعث می شود که فرد عواطف و احساسات بی شماری را درک کند.

تمرین بعدی مربوط به روش درمانی، عبارت از روش های زبانی روان درمانی در فرآیند مربوط به شناخت عواطف ایجاد شده در نتیجه رفع درد بدنی می باشد.

درمانگر و درمانجو این احساسات و نقش آنها در زندگی فرد را مورد بررسی قرار می دهند.

در اغلب موارد، درمانگر می تواند بر سرکوب شدن این احساسات، به عنوان یک روش تمرینی تاکید کند که برای کنترل کردن احساسات می تواند بکار گرفته شود. ب

رخی از افراد در این سطح از خودشان مقاومت نشان می دهند و هیچ مسئولیتی را در قبال احساسات خودشان قبول نمی کنند، ولی تنها با یک بار تصمیم گرفتن (به صورت هوشیارانه و یا ناهوشیارانه) برای سر کوب کردن هر نوع احساساتی، می توانند دوره های کل نگر را ادامه دهند.

هدف از این تمرین، عبارت از ایجاد مجدد احساسات و هیجانات سرکوب شده، به عنون بخشی از خود کل می باشد.

در اغلب موارد، دست یابی و اجرا کردن تمرینات مربوط به سطوح سه گانه، در سطح ذهن و روح دشوار می باشد. ممکن است که رسیدن به این سطح، چندین سال طول بکشد.

این تمرین ریشه در رهیافتِ وجودی دارد که طی آن درمانگر و درمانجو با هم همکاری می کنند تا فرد بتواند با معانی عمیق تر موجود در دنیا ارتباط برقرار کند.

معمولا این دوره شامل آموزش روان شناختی در مورد فلسفه و مدیتیشن می باشد.