داستان درمانی دلبستگی خانوادگی، یک رهیافت درمانی است که برای درمان تاثیرات بلند مدت آسیب های دوران کودکی طراحی شده است.

اصول این روش درمانی بر مبنای پذیرش این نکته می باشد که بی توجهی و آسیب اولیه مربوط به دوران کودکی می تواند تاثیر قابل توجهی بر روی دلبستگی، رشد و روابط کودکان بگذارد.

درمانگران این رهیافت درمانی، که بر این بارند مراقبان کودکان مهمترین عامل در فرآیند درمانی می باشند، از داستان گویی هایی مراقبان به عنوان ابزاری برای کمک به شناسایی و رفع نیازهای تامین نشده مربوط به دوران کودکی و یا نوجوانی استفاده می کنند.

در ابتدا این روش درمانی برای کودکان سه ساله تا ۲۱ ساله ای که مشکلاتی از قبیل سازگاری، دلبستگی شکست خورده، و آسیب را در دوران ابتدائی کودکی خود تجربه کرده بودند، طراحی شده بود.

ولی می توان از داستان درمانی دلبستگی خانوادگی برای شناسایی مشکلات دیگر استفاده کرد و در فرآیند درمانی این افراد مورد استفاده قرار داد.

• تاریخچه و توسعه

• نظریه داستان درمانی دلبستگی خانوادگی

• این روش درمانی به چه نحوی کار می کند؟

• مشکلات رفع شده

• محدودیت ها و نگرانی ها

تاریخچه و توسعه

این روش درمانی توسط جُوانی سی. می توسعه یافت و هدف از آن، شناسایی مشکلات رابطه ای، عاطفی، هیجانی و رفتاری مشکل زا می باشد که در نتیجه آسیب دوران کودکی و بی توجهی ایجاد شده است.

این روش درمانی در واقع ترکیبی از نظریه دلبستگی و آسیب که دارای یک شناخت عمیق است و تکنیک های درمانی داستان درمانی می باشد.

نزدیک به چهار دهه است که مجموعه های مراقبت پرورشی، خانه های انتخاب شده (خانه هایی که کودکان بی سرپرست برای ادامه زندگی انتخاب می کنند و مربوط به خانواده اصلی خودشان نمی باشد)، موسسات درمانی مسکونی و کلینیک ها، از روش کاری جوانی می در رابطه با کودکان و خانواده ها استفاده می کنند.

داستان درمانی دلبستگی خانوادگی به عنوان یک روش درمانی در سال ۱۹۹۵ تاسیس شد و بر اساس اظهارات شخصی جوانی می، مدل روش درمانی فعلی این رهیافت، به اطلاع صدها مراقب و درمانگری رسانده شده است که در پیشرفت این روش درمان پیشبردهایی داشتند و آن را در طول درمان بکار می گیرند.

داستان درمانی دلبستگی خانوادگی برای اولین بار با الهام گرفتن از نظریه دلبستگی، و کارهای محققانی از قبیل جون باولبی، ماری اینسورث، کارو جئورج و جودیث سولومون ایجاد شد.

بخش اعظمی از این رهیافت درمانی بر مبنای نظریه باولبی در مورد دلبستگی اولیه و مدل کاری وی بود که بر اساس آن، کودکان و نوجوانان شکل های دلبستگی و دنیای خودشان را می سازند

– مدل هایی که می تواند با نزدیک شدن کودکان به موقعیت جدید و از طریق عقاید قبلی و منحرفی که بر روی تفکرات، عواطف و رفتارهای آنها تاثیر گذارند، ایجاد شوند.

نظریه داستان درمانی دلبستگی خانوادگی

داستان درمانی دلبستگی خانوادگی یک روشی برای بهبود رابطه مابین کودکان و والدین / مراقبان آنها می باشد. درمانگر آموزش دیده، قبل از شروع درمان یک ارزیابی کلی را از فرد و مراحل درمانی به عمل می آورد تا مناسب بودن این رهیافت درمانی را برای خانواده مورد نظر مشخص کند.

در صورتی که این برنامه به عنوان یک رهیافت درمانی توصیه شود، خانواده یک دوره درمانی فشرده ای را شروع می کند که تقریبا به مدت دو هفته به طول می انجامد و شامل دوره های روزانه می باشد.

در طول این مدت، والدین آموزش می بینند تا داستان هایی را درست کنند و منجر به تسهیل فرآیند درمانی برای کودکان شوند.

این داستان ایجاد شده به عنوان ابزارهای اولیه ای می باشد که توسط درمانگران این رهیافت درمانی به کار گرفته می شود.

چهار روش در مورد تفکر داستانی وجود دارد که والدین و مراقبان می توانند در طول درمان از آن بهره مند شوند.

۱٫ ادعا کردن:

درمانگران به والدین کمک می کنند تا تمایل شان را نسبت به نحوه مورد سرپرستی واقع شدن خود، به عنوان یک نوزاد را بیان کنند.

والدین راهنمایی می شوند تا کودک شان را به عنوان یک کودک نا امید تصور کنند که نیاز به امنیت، محافظت و دوست داشته شدن دارد.

همچنین آنها تشویق می شوند تا در مورد نیازهای کودک خودشان به تربیت، دوست داشتن و محافظت بحث کنند.

۲٫ رشدی:

این روش داستان گویی بر مبنای داستان گویی ادعایی ایجاد شده است.

مراقبان به عنوان اولین نفر، در مورد مراحل رشد کودک شان شروع به صحبت کردن می کنند و امید ها و آرزوهای خودشان را برای رشد موفق کودک شان با درمانگر به اشتراک می گذارند.

این روش یک فرصتی را برای والدین ایجاد می کند تا در مورد نحوه رفتار و سازگاری مناسب رشدی، به کودک خود آموزش دهند.

معمولا در طی این دوره درمانی ارتباط مابین مراقبان و کودکان بهبود می یابد و اغلب کودکان این توانایی را پیدا می کنند که مهارت های جدیدی در خود افزایش دهند و در مورد ایجاد مجدد و تعدیل دیدگاه خود در مورد تجارب زندگی خود آموزش ببینند.

۳٫ آسیب:

بر خلاف داستان گویی های ادعایی و رشدی، که تاکید اصلی شان بر روی دلبستگی به والدین می باشد، داستان سرایی آسیب بر روی بهبود گذشته واقعی کودک متمرکز می شود.

درمانگران به والدین آموزش می دهند تا به زبان سوم شخص، داستان های افسانه ای جن و پری را بگویند که مشخصه اصلی آن یک بازیگر و نقش مهم می باشد و این نقش مهم چالش هایی را تجربه می کند که شبیه مشکلاتی است که کودک با آن مواجه شده است.

هدف از این داستان ها کمک به اصلاح مورد آسیب و تعریف مجدد معانی آن برای کودک می باشد.

۴٫ کودک موفق:

در طول مراحل این روش داستان گویی، والدین برای بیان کردن داستان از دیدگاه سوم شخص استفاده می کنند تا داستانی را بیان کنند و یک نقش اصلی را برجسته بسازند که بر موانع غلبه می کند و موفقیت هایی به دست می آورد.

هدف از این نحوه داستان گویی کمک به کودک می باشد تا مدل پذیرفته شده ای را که با استفاده از آن بر روی گذشته خود و دنیای خودش کار می کند، درونی سازی کند.

مدل جدید می تواند منجر به افزایش توجه و دلبستگی بین والدین و کودک شود و همچنین در اغلب موارد منجر به ایجاد یک تاثیر مثبت بر روی حس کودک نسبت به خودش می شود.

معمولا روابط مابین مراقبان و کودکان در طول درمان بهبود می یابد، و کودکان در اغلب موارد قادر هستند تا مهارت های جدیدی را در خودشان گسترش دهند و یاد بگیرند که به چه نحوی تصوّر و دید خودشان نسبت به تجارب زندگی را تعدیل و یا اصلاح کنند.

درمانگران علاوه بر داستان گویی، از تکنیک های دیگر، از قبیل بازی درمانی، سرگرمی صوتی – بصری (AVE)، و EMDR (حساسیت زدای چشم و بهبود مجدد) استفاده می کنند تا در دوره بهبود، از احساسات و عواطف مشکل زایی که در طول درمان ایجاد می شوند، ممانعت به عمل بیاورند.

در پایان دوره دو هفته ای، درمانگر یک سری توصیه هایی را ارائه می دهد تا فرد درمانجو بعد از اتمام مراحل درمانی انجام دهد، برای مثال توصیه می کند که برنامه های درمانی را تقلیل دهد و یا از دیگر خدمات درمانی استفاده کند.