• آیا اختلافات زناشویی دارید؟
  • اختلافات با همسرتان شدید شده است؟
  • زندگی زناشویی شما از روزهای شاد و خوش وارد دوره تاریکی شده است؟
  • به دنبال راه حل هایی برای درمان روابط خود هستید؟
  • از رابطه جنسی با هسرتان ناراضی هستید؟

*

***در این صفحه از سایت “مشاوره خانواده” مقالات مختلفی در زمینه مشکلات زناشویی ارائه شده است. ***

*

مرد و زن بعد از ادواج شرایط و ویژگی های خاصی پیدا می کنند

مسئولیت پذیری فردی

یکی از مهم ترین ویژگی ها این است که مسئولیت پذیری فرد افزایش می یاد.

مرد و زن در بیرون و درون خانه وظایفی پیدا می کنند که عدم تحقق آن سبب اختلال در زندگی مشترک می شود.

عامل دیگر عدم استقلال زوجین و دخالت دیگران بخاطر حسادت و حتی دلسوزی است.

اختلافات زناشویی مشاوره خانواده

در مقالات زیر می توانید بیشتر در مورد اختلافات زناشویی مطالعه کنید و هر آنچه بخواهید کسب کنید

مقالاتی مانند زوج درمانی و خانواده درمانی نیز در منو می تواند شما را راهنمایی کنید

خیانت والدین بر فرزندان چه تاثیری دارد؟
خیانت والدین بر فرزندان چه تاثیری دارد؟

خیانت به معنای برقراری نوعی از رابطه ی عاطفی، جنسی و با فردی جز همسر است که به صورت مخفیانه انجام می گیرد .

آگاهی از آن می تواند طرف مقابل را دچار علایم جسمانی و روانی قابل توجهی از جمله بی قراری، خشم، ناراحتی، تپش قلب، مشکلات خواب، اضطراب، افسردگی و پوچی کند.

وقوع خیانت و آگاه شدن از آن نه تنها روابط زوجین را مخدوش می کند بلکه می تواند پایه های اساسی اعتماد و احسس امنیت در کودکان را نیز به شدت تخریب کند.

تاثیر خیانت والدین بر کودک

این مساله می تواند با توجه به سن فرزند تاثیرات متفاوتی را ایجاد کند.

به عنوان مثال فرزندان تا قبل از تجربه ی بلوغ، ممکن است به شدت در خود فرو رفته و یا پرخاشگر شوند.

بی اشتهایی، بدغذایی، افت تحصیلی، کج خلقی، ناخن جویدن، شب ادراری و کابوس های شبانه از جمله دیگر علایمی است که این کودکان از خود بروز می دهند.

ممکن است کودک علایمی از جمله بی اشتهایی عصبی و یا بیماری های روان تنی را نیز بروز دهد.

نواجوانان و ایجاد بحران های اخلاقی

می توان گفت مهم ترین مساله ی قابل طرح برای زندگی یک نوجوان، هویت یابی است.

نوجوانانی که از روابط خیانت آمیز والدین آگاه می شوند غالبا در زمینه ی شکل دادن به هویت مطلوب با مشکلات متعددی مواجه می شوند.

این گروه از نوجوانان روابط صمیمانه را سرشار از ناامنی و بی اعتمادی دانسته و بر اساس همین ادراک، پیش نویس روابط آینده ی خود را نیز ترسیم می کنند.

بر اساس مطالعات، این گروه از نوجوانان با احتمال بیشتری ممکن است دست به بزهکاری و رفتارهای پرخاشگرانه بزنند و بیشتر از سایر همسالان خود در معرض بحران های اخلاقی قرار دارند.

طوفان خشم فرزندان از طریق خیانت راه اندازی می شود.
آگاهی فرزندان از خیانت والدین می تواند منجر به تجربه ی بالاترین سطوح خشم در فرزندان شود.

تاثیر بر ویژگی های شخصیتی کودک

از نظر مشاورانه نباید تاثیر خیانت والدین بر کودک را نادیده گرفت.

در این شرایط ممکن است کودک یا نوجوان با توجه به ویژگی های شخصیتی خود و ساختار خانواده روش های متفاوتی را برای ابراز خشم انتخاب کند:

۱٫ در صورتی که جو خانواده بسته و والدمحور باشد، فرزندان با احتمال بیشتری خشم را به ودشان معطوف می کنند.

در این حالت نشانه هایی از جمله ساکت بودن، انزوا و در خود فرورفتگی، بدغذایی و بی اشتهایی عصبی بروز می کند که نشانه های خشم معطوف به خود است.

۲٫ در خانواده های فرزند سالار، ممکن است کودک بتواند عواطف خود را راحت تر بروز دهد.

در این شرایط والدین شاهد حملات خشم، پرخاشگری و انواع مشکلات رفتاری خواهند بود که نشانه ی نارضایتی فرزند از وضع موجود است و می تواند تبعات بین فردی زیادی را در محیط های مختلف به ویژه خانه و مدرسه به

دنبال داشته باشد.

خیانت والدین بر فرزندان چه تاثیری دارد؟

خیانت والدین بر فرزندان چه تاثیری دارد؟

روش های کاهش آسیب فرزندان پس از وقوع خیانت

خیانت می تواند یکی از فاکتورهای مخربی باشد که تعادل سیستم خانواده را به هم می زند و از طریق آن کودکان شاهد دعوا، نزاع، تعارض، بی حرمتی، قهر و روابط سرد و خشک والدین می شوند.

در این شرایط لازم است تا از طریق اقدامات زیر، کنترل وضعیت را به دست بگیرید و بتوانید ضمن حل مساله ی خیانت، میزان آسیب های ناشی از آن بر فرزندان را به حداقل برسانید.

۱٫ از گفت و گو های متناقض در مورد مساله خودداری کنید.

گفت و گوهای متناقض والدین در مورد خیانت نتیجه ای جز گیج و سردرگم شدن فرزند ندارد.

در این شرایط کاملا ضروری است که به صورت مشترک با فرزندتان صحبت کنید و او را در جریان جزییات اتفاقات قرار ندهید.

فرزندتان باید بداند که مشکلات قابل گفت و گو و حل هستند و هر دوی شما با او صادق هستید.

۲٫ فرزندتان را سپر بلا قرار ندهید.

در شرایط خیانت ممکن است هر یک از والدین تصمیم بگیرد تا موقعیت را به نوعی تعریف کند که کمتر مقصر جلوه کند و از این طریق بتواند حمایت فرزندان را به سمت خود جلب کند.

این شیوه از رفتار می تواند به شدت مخرب باشد.
فرزندانی که در تعارضات خانوادگی نقش سپر بلا را ایفا می کنند با احتمال بالاتری در معرض بیماری های جسمی و روانی قرار می گیرند و سطح بسیار بالایی از اضطراب را تجربه خواهند کرد.

بهتر است دست از درد و دل کردن در حضور فرزندتان بردارید و به هیچ وجه در حضور او از همسرتان شکایت و بدگویی نکنید.

۳٫ به یک مشاور مراجعه کنید.

فراموش نکنید که فرزندتان در حکم قاضی و یا مشاور اختلافات شما نیست.

باتوجه به این واقعیت که وقوع خیانت از بار عاطفی و روانی بسیار زیادی برخوردار است، بهتر است به یک مشاور مراجعه کنید تا بتوانید با او صحبت کنید، احساس درک شدن و همدلی کسب کنید و برای رفع مشکل موجود راه حلی بیابید.

۴٫ از مشاوره کودک و نوجوان غافل نشوید.

حتی اگر فرزندتان از جزییات وقوع خیانت با خبر نباشد، از طریق مشاهده ی رفتارهای سرد و پرخاشگرانه در می یابد که خانواده در وضعیت نا بسامانی به سر می برد.

در این شرایط مراجعه به روانشناس کودک و نوجوان می تواند به بهبود وضعیت روانی فرزندتان کمک کند تا بتوانید از این بحران به خوبی عبور کنید.

از آنجا که کودکان و نوجوانان در بیان احساسات خود با محدویت های بیشتری مواجه اند، لازم است تا با استفاده از روش های غیر مستقیمی از جمله بازی درمانی، احساسات منفی آن ها بررسی و تعدیل شود.

۵٫ برای ادامه ی ارتباط تان تصمیم بگیرید.

قرار گرفتن در وضعیت خیانت شما را از این حق برخوردار می کند که به رابطه پایان بدهید.

شما می توانید از طریق گفت و گو با مشاور در مورد بهترین گزینه ی موجود تصمیم گیری کنید اما هرگز اجازه ندهید که ترکش های خیانت، روح و روان فرزندتان را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

۶٫ روش های آرام سازی خود را یاد بگیرید.

با در نظر گرفتن خیانت به عنوان یک بحران، لازم است جعبه ی ابزار اورژانسی برای مقابله با این بحران تدارک ببینید.
یکی از این ابزرا ها می تواند تنفس عمیق به همراه آرام سازی عضلانی باشد.

در صورتی که تمرینات تنفس عمیق به همراه آرام سازی را به نحو موثر دنبال کنید می توانید تعارضات موجود را بهتر مدیریت کنید، در حضور فرزندتان دچار حملات خشم نشوید و واکنشی موثر تر نشان دهید.

در صورت لزوم بهتر است این تمرین را به فرزندتان نیز بیاموزید و به صورت همزمان، جلسات مشاوره برای اخذ بهترین تصمیم را دنبال کنید.

واقعیت آن است که شما با نوعی زلزله ی عاطفی مهیب مواجه شده اید که گذر از آن نیازمند امیدواری، صبر، تلاش، خودآگاهی، آرامش و دریافت کمک تخصصی است.

منبع :خیانت والدین بر فرزندان چه تاثیری دارد؟ مرکز مشاوره روانشناسی مشاورانه

چرا شوهرم بهم خیانت کرد
چرا شوهرم بهم خیانت کرد

چرا شوهرم بهم خیانت کرد:بسیاری از خانم ها نمی توانند .

باور کنند که چرا و چگونه شوهر آن به خیانت کرده است.

و مرتبا به خود و یا به مشاوران می گویند چرا شوهرم بهم خیانت کرد؟

در پاسخ این افراد باید گفت که خیانت انواع مختلفی دارد .

و برای افراد مختلف به دلایل مختلفی اتفاق می افتد.

طبیعی است که همسر شما از زندگی با شما دلسرد شود.

چرا شوهرم بهم خیانت کرد؟

او احساس می کند که شخصیت او در صورت افتادن او مورد سوال قرار می گیرد.

و در این وضعیت، اعتماد به نفس فرد افزایش می یابد.

اگر شما همچنین متوجه شدید که همسر شما از تعهدات ازدواج خود پیروی نکرده است.
می توانید پاسخ های روانشناختی مانند شک و تردید، تردید، تنوع زیاد، ناراحتی و بدبینی.
میل به محدود کردن یا کنترل روابط با او، یا حتی احساس عدم اعتماد به او را بیابید.

وقتی کسی از خیانت همسرش آگاه شود، او خودآموز می شود و می گوید به او خیانت می کند.

ما کلمات همسر خود را ندیده ایم و ما نمی دانیم که واکنش نشان داده شده به رفتار شما چیست؟

آیا آنها با این موضوع موافق هستند؟ آنها ببخشند و تمایل دارند زندگی خود را ادامه دهند.

و یا … اکثر مردم زمانی که در این وضعیت هستند، بلافاصله درباره طلاق صحبت می کنند.

علت خیانت شوهرم

با توجه به اینکه شما ذکر کرده اید که در دو سال گذشته شوهرم بهم خیانت می کنه.
به نظر می رسد که او تمایل دارد روابط را بهبود بخشد.
بنابراین اگر می خواهید موضوع را بررسی کنید.
توصیه می کنیم به همسرتان به روشهای مختلف اعتماد کنید.

برای هر رفتار دیگری که باعث سوء ظن و بد رفتاری او می شود، با او صحبت کنید.

شما باید اعتماد آسیب دیده را تعمیر کنید.

هنگامی که اعتماد متقابل در رابطه ای مانند رابطه زناشویی ایجاد می شود.

نباید کسی باشد که باعث بی اعتمادی و حتی طرف دیگر می شود که بتواند مشکل را حل کند.

در واقع، زمان برای به دست آوردن اعتماد نیاز دارد.

رفع بی اعتمادی بین زوجین

برای حل مشکل، شما باید دوباره بتوانید عشق خود را به شریک خود اثبات کنید.
یعنی با بی اعتمادی خود، حتی به مدت طولانی.
همسرتان را دوست داشته باشید و مهربان باشید و با مشاور مشورت کنید.

با تمام اینها، اگر زندگی دنیای فعلی شما دشوار است، اگر آن را بهتر یا بدتر بدانید، آن را از بین ببرید.

یکی از این علائم، جذابیت بیشتر احزاب با چیزهایی است که جز با یکدیگر نیستند.

این به این معنی است که یک فرد تلاش می کند.

بیشتر زمان خود را صرف خارج از خانه خود و با افراد غیر از همسرش صرف کند.

بی تفاوتی و بی توجهی به همسر در مورد مسائل مختلف، از جمله ظاهر.

و رفتار فیزیکی، و نیز در معرض سردی رفتار او، نشانه های مهم دیگر خیانت در زندگی مشترک است.

چرا شوهرم بهم خیانت کرد

چرا شوهرم بهم خیانت کرد

نشانه های خیانت شوهرم

نشانه های دیگری از این عبارتند از:

خودمختاری، خودخواهی و کنترل خود در یک زندگی مشترک.

که در آن فرد دیدگاه های خود را به کار می گیرد و به نظرات طرف مقابل خود توجه نمی کند.

به خاطر داشته باشید همیشه واقع بینانه باشید و هرگز خودتان را فریب ندهید .

که این اتفاق برای شما غیر قابل باور نخواهد بود، اما با رویکرد منطقی به همسرتان.

بدون اتهام به او، در مقابل این مسئله را قبل از این اتفاق به تاخیر می اندازید.

زندگی با یک زن بدخواه شاید یکی از سخت ترین کارهایی است که تا به حال انجام داده اید.
در صورت تصمیم گیری در مورد آنچه شما می خواهید یا انجام ندهید هیچ پاسخ درستی وجود ندارد.
انچه همه شما می توانید انجام دهید این است که با همسرتان ارتباط برقرار کنید.
به صدای خود گوش دهید و تصمیم بگیرید که آیا این رابطه ارزشش را دارد. خودت را سرزنش نکن.

 

دلایل خیانت شریک زندگی

دلایل شریک زندگی تو که به تو خیانت نمی کند همیشه روشن نیست.

و شما ممکن است احساس کنید که سرزنش خودتان طبیعی است.

شما ممکن است فکر کنید که شما دور از یکدیگر هستید یا اینکه خیلی نزدیک به هم نیستید.

شاید شما اجازه دهید کار شما را تمام وقت درگیر نکند و شما به اندازه کافی زمان برای رابطه خود را داشته باشید.

با این حال، این ممکن است دلایل اینکه شما باید بیشتر در رابطه خود کار کنید.

اما باید بدانید که هر کاری که انجام می دهید هرگز نباید خود را برای اشتباهات همسر خود سرزنش کنید.

مطمئنا شما ممکن است اشتباهاتی در رابطه داشته باشید و این مهم است که آن را تایید کنید.

با این حال، هرگز فکر نکنید که برخی از اشتباهات شما باعث خیانت شریک تان شده است.

خودداری از سرزنش همسر

اگر شما بیش از حد خود را سرزنش کنید ، به شریک زندگی خود اجازه داده اید که به ادامه خیانت بپردازد.
مهم است که بر رفتار شریک زندگی خود تمرکز کنید. به شخص سوم خیلی حساس نباشید.
شما ممکن است فکر کنید که دانستن همه چیز در مورد این شخص می تواند.
به شما در کشف آنچه در رابطه شما اشتباه بوده است کمک کند.
اما در واقع، هیچ پاسخی به شما نمی دهد، زیرا ممکن است درد و غم خود را اضافه کنید.
هنگامی که همسر شما رابطه دیگری دارد، این رابطه به ندرت به شخص سوم مرتبط است.
مگر اینکه همسر شما فکر کند که او واقعا یک رابطه معنادار با یک شخص سوم را آغاز کرده است.
اغلب اوقات این نشان دهنده نارضایتی از شخص خیانتکار یا ازدواج است.
اگر بیش از حد به این مرد یا زن تمرکز کنید، دیگر نمی توانید در مورد همسر یا رابطه خود فکر کنید.

منبع :چرا شوهرم بهم خیانت کردکانون مشاوران ایران

مبارزه با هیولای بی اعتمادی قبل از تخریب رابطه

من یک فرد کاملا اعتماد کننده ای می باشم. من در شرایط نرمال تمایل دارم تا اعتمادم را نسبت به سایر افراد گسترش بدهم و از آنها انتظار دارم تا مهربانی متقابل داشته باشند.

در صورتی که فرد دیگر اثبات کند که غیرقابل اعتماد می باشد، در آن صورت من سطح اعتمادم نسبت به وی را تغییر خواهم داد.

در روابطی که بی اعتمادی را تجربه می کنم، معمولا به این نتیجه می رسم که این مورد به دلیل یک نقص قابل توجهی در اعتماد صورت نگرفته است (هر چند که عبارت از مواردی می باشند که به صورت آنی منجر به جلب توجه ما می شوند)، ولی چند نمونه کوچک تر مربوط به نااطمینانی در طول زمان صورت گرفته است.

۵ مرحله مربوط به شک و سوء ظن – نقش شکاکیت در تخریب روابط

شکستن یک عهد، نرسیدن به هدف تا زمان مشخص شده، و یک الگویی از رفتار غیرقابل اطمینان، غیراخلاقی، نامناسب، یا بدون علاقه در طول زمان به یک روند تبدیل می شود.

بی اعتمادی در طول یک شب اتفاق نمی افتد، بلکه به صورت تدریجی و طی مراحل مختلف رشد پیدا می کند، و در صورتی که بتوانیم مراحلی را که در آن هستیم را تشخیص بدهیم.

این شانس را خواهیم داشت که قبل از عمیق تر شدن بی اعتمادی آن را از بین ببریم. مراحل نااطمینانی عبارتند از:

شک و بی اعتمادی

اولین مرحله مربوط به بی اعتمادی عبارت از شک می باشد. شما شروع به تجربه کردن یک نااطمینانی محدودی نسبت به یک شخص قابل اعتماد می کنید که باعث می شود مقداری از اعتماد شما به وی از بین برود.

این مورد می تواند یک نوع شک و ایرادگیری در پس زمینه ذهن شما باشد که نمی توانید از آن صرف نظر کنید، یا حتی در صورتیکه تشخیص درستی نداشته باشید، در برخی مواقع احساس و درک درستی نسبت به موقعیت نخواهید داشت.

سوء ظن در رابطه

در صورتی که شک از بین نرود، در طول زمان پیشرفت خواهد کرد و به سوء ظن تبدیل خواهد شد.

ممکن است یک الگوی رفتاری در شما شکل بگیرد که نشان دهنده عدم اعتماد باشد، ولی شما دلیل کافی برای داشتن نتیجه گیری موثقی نخواهید داشت.

اضطراب و عدم اطمینان

سومین مرحله از عدم اطمینان عبارت از اضطراب می باشد.

اضطراب شامل یک احساس مربوط به ترس و اضطراب می باشد و در اغلب مواقع به صورت فیزیکی مشخص می شود.

در هنگام تعامل با شخصی که اعتماد کاملی نسبت به وی ندارید، ممکن است که ناآرامی، ضربان شدید قلب، عصبانیت، سفتی معده، یا حتی نفرت را تجربه کنید.

مبارزه با هیولای بی اعتمادی قبل از تخریب رابطه

مبارزه با هیولای بی اعتمادی قبل از تخریب رابطه

ترس

در این مرحله از رابطه، عدم اطمینان می تواند تا جایی افزایش پیدا کند که شما نسبت به نشان دادن آسیب پذیری خودتان ترس داشته باشید.

شما موارد نقص زیادی را در اعتماد تجربه کرده اید و سطح نااطمینانی شما به یک فرد دیگر آنقدر پیشرفت کرده است که از بهزیستی عاطفی خودتان ترس دارید.

حفاظت از خود

در نتیجه ترسی که تجربه کرده اید، در یک موقعیت حفاظت از خود قرار می گیرید. شما در روابط خودتان موانعی ایجاد می کنید تا از نزدیک شدن سایر افراد به خودتان محافظت کنید.

این اقدام خود محافظتی منجر به کاهش آسیب پذیری شما می شود، ولی همچنین منجر به تقویت وضعیت نااطمینانی در رابطه می شود.

یادگیری نحوه ایجاد اعتماد مجدد در روابط

اعتماد یک نوع طنابی می باشد که منجر به نگه داشتن افراد در یک رابطه ی شود، و زمانی که این طناب پاره می شود، عدم ارتباط صورت می گیرد.

زمانیکه نسبت به یک فرد دیگری آسیب پذیر نباشید، موارد متفاوتی را در رابطه خودتان تجربه خواهید کرد.

دکتر جان تانسند [۱] در کتاب خودش به اسم فراتر از مرزها – یادگیری نحوه ایجاد اعتماد مجدد در روابط [۲] چند مورد از اعتمادهای آسیب دیده را بیان کرده است:
دکتر جان تانسند

صرف نظر کردن از رابطه

به جای بی خیال بودن، که در روابط اعتمادی یک مورد عادی می باشد، احتیاط بیشتری را در به اشتراک گذاری اطلاعات شخصی خواهید داشت.

به دلیل از بین رفتن ایمنی، از پذیرفتن ریسک ها در رابطه موجود اجتناب می کنید. در این شرایط، تنهائی یا ساکت شدن یا درونی شدن بیحالی از جمله موارد رایج می باشد.

حرکت به سمت انجام وظیفه

به منظور جبران نبود اعتماد در رابطه، ممکن است که بیش از حد خودتان را مشغول سرگرمی ها، مدرسه، کلیسا، یا سایر فعالیت ها بکنید.

به دلیل اینکه “انجام دادن کار” راحت تر از “ارتباط برقرار کردن” می باشد، شما در سایر بخش های فعال می مانید. همچنین شما بخش های شخصی رابطه خودتان با سایر افراد را از بین می برید.

روابط “دهنده” غیرمتوازن

تانسند بیان کرده است که داشتن نقش “دهنده” در تمامی روابط و اجتناب از نقش “پذیرنده” برای یک فرد معمول می باشد.

داشتن نقش دهنده به شما اجازه می دهد تا از آسیب پذیر بودن در برابر سایر افراد ایمن بمانید. شما نقش شنونده، کمک کننده و راهنمایی کننده را در برابر دیگران خواهید داشت.

ولی منجر به ممانعت از کمک سایر افراد به خودتان خواهید شد. همچنین داشتن نقش دهنده در روابط دارای وابستگی متقابل مشخص می شود.

عادت های بد

مشکلات مربوط به اعتماد در اغلب مواقع منجر به ایجاد الگوهای رفتاری مشکل زا در زندگی شما می شوند.

متوقف کردن احساسات عاطفی ما با استفاده از پرخوری، نوشیدن بیش از حد یا سایر رفتارهای اعتیادی راحت می باشد.

نااطمینانی موجود در روابط می تواند همانند موارد قابل اشتعال گسترش پیدا کند. در صورتی که در مراحل اول اقدام به شناسایی این مشکل نکنیم، موردی که به عنوان یک شک کوچک و قابل چشم پوشی شروع می شود، می تواند به سرعت به یک نااطمینانی قابل توجهی تبدیل کند.

بهترین روش برای پیشگیری از رشد نااطمینانی، داشتن تمرکز بیش فعالانه بر روی ایجاد اعتماد می باشد.

اعتماد موجود در روابط می تواند به صورت مستمر رشد پیدا کند و تقویت شود، مگر اینکه آسیب ببیند.

منبع :مبارزه با هیولای بی اعتمادی قبل از تخریب رابطهمشاوره

9 گام مهم پس از خیانت همسر
۹ گام مهم پس از خیانت همسر

خیانت همسر: به این موضوع فکر کنید که برملا کردن خیانت، چه پیامد هایی خواهد داشت

پس از آنکه متوجه خیانت همسر خود می شوید، باید چکار کنید؟ و چه کاری نباید انجام دهید؟

این مقاله به ما گام های موثری را بعد از خیانت همسر پیشنهاد می دهد:

زمانی که متوجه روابط پنهان همسر خود می شوید، وحشت، سردرگمی، رنج روحی و جسمی تمام وجود شما را فرا گرفته و شما را در وضعیتی تاریک و مبهم قرار می دهد.

سیلی از نصیحت و راهنمایی از طرف خانواده و دوستان، کتاب ها، و اینترنت به سمت شما روانه می شوند.

زندگی شما به شدت دستخوش تغییر می شود. مهم نیست چقدر همسر خیانت کار شما ابراز پشیمانی کند، شما قانع نشده و بی اعتمادی بر تمام وجود شما و رابطه تان سایه افکنده است.

در زیر ۹ راه برای برخورد با خیانت مطرح شده است:

شما ممکن است بخواهید بلافاصله از طریق شبکه های اجتماعی، تلفن، یا ایمیل تمامی افرادی که می شناسید را از کاری که او با شما انجام داده است آگاه سازید. نفس عمیقی بکشید. با استدلال و براساس منطق رفتار کنید و از کارهای عجولانه و بدون فکر خود داری کنید.
به خاطر داشته باشید که حتی اگر اکنون به نظر غیر ممکن برسد، اما ممکن است بتوانید مشکلات رابطه ی خود را حل کنید.

با گذشت زمان ممکن است احساس کنید که می توانید او را ببخشید. اگر تمام آشنایان و دوستان خود را متقاعد کرده باشید که همسرتان با بی رحمی تمام به شما خیانت کرده و موجب رنج دیدن شما شده است و این که باور کنند همسر شما را مانند یک هیولای دیو صفت تصور کنند، می تواند پذیرش مجدد او به عنوان همسر شما را برای آنها نیز بسیار دشوارتر سازد و واکنش های خانواده و دوستان شما می تواند حتی زمانی که مشکلات وخشم موجود میان شما و همسرتان برطرف شده باشد برای رابطه ی شما موجب مشکلات متعددی شوند.

9 گام مهم پس از خیانت همسر

9 گام مهم پس از خیانت همسر

پس لطفا به هر کسی چیزی نگویید.

این مسئله را تنها با افرادی که مورد اعتماد شما هستند مطرح کنید. پشتیبانی عاطفی، صرف نظر از اینکه رابطه ی شما نجات خواهد یافت یا خیر، برای تسلا و تسکین درد شما لازم است. خود را حبس نکرده و از دیگران دوری نکنید، شما به دوستان خوب خود برای ایجاد و حفظ توان کافی برای از سر گذراندن این سختی نیاز دارید.
پس از آنکه وضعیت خود را با تعداد اندکی از دوستان مورد اعتماد خود در میان گذاشتید، ممکن است تصمیم بگیرید تا این موضوع را به همه بگویید. در چنین وضعیتی حتی اگر این کار را انجام دهید و این خبر بد در مورد همسرتان را در اختیار همه بگذارید، تصمیم شما دیگر عجولانه نیست و با فکر کافی انجام گرفته است. این مسئله نشان دهنده ی توانایی شما برای اتخاذ تصمیمات قاطع و دقیق و همچنین توانایی شما برای خویشتن داری و کنترل رفتارهای خود حتی در موقعیت های دشوار است.

بلافاصله تصمیم به ترک خانه و اسباب کشی نگیرید.

اگر نمی توانید با او زیر یک سقف باشید، ابتدا برنامه ی کوتاه مدتی برای ترک آن خانه بگیرید تا زمانی برای بدست آوردن ثبات از دست رفته خود داشته باشید. ممکن است حتی فکر کردن به زندگی با این فرد که شما فکر می کردید او را می شناسید، و نقاط ضعف و راز های خود را با او درمیان گذاشته اید، به نظر غیر ممکن برسد.

اما به خود زمان کافی بدهید تا به اینکه چه چیزی به نفع شما خواهد بود فکر کنید و به راحتی بر اثر رنج وارده به خودتان صدمه نزنید. زوج های بسیاری هستند که پس از چند ماه از برملا شدن رابطه ی پنهانی یکی از آنها، دوباره زند گی در زیر یک سقف را شروع می کنند.
انتقام جویی به بهبود شرایط کمک نخواهد کرد. برخورد های احساسی، چه در سخن گفتن و یا برخورد فیزیکی با همسر خیانت کار، کاری درقبال ریشه ی مشکل شما انجام نخواهد داد. اینکه بخواهید حرف های تند و آزار دهنده ای به او بزنید، کاملا قابل درک است، اما ولی این اقدامات ویرانگر می توانند هرگونه شانس بازسازی اعتماد و امنیت عاطفی میان شما را حتی کمرنگتر سازند. احترام متقابل در آینده تنها در شرایطی حاصل خواهد شد که با آگاهی کامل در جهت بدست آوردن آن اقدام کنید.
بسیاری از مردم معتقدند که خشونت فیزیکی تنها زمانی اتفاق می افتد که مردی یک زن را کتک بزند. اعمال خشونت فیزیکی محدودیت جنسیتی ندارد. صرف نظر از آنکه چه کسی آغازگر خشونت باشد و یا مرتک اعمال خشونت بار شود،همواره نتایجی ویرانگر خواهد داشت.

تعقیب فردی که با همسر شما رابطه داشته است

یا ارسال مطالبی ناخوش آیند از او در شبکه های مجازی ممکن است اندکی خشنودی موقتی را برای شما در پی داشته باشد، ولی در درازمدت هیچ حاصلی نخواهد داشت. انرژی خود را برای این امور بیهوده مصرف نکنید.
اگر دارای فرزند هستید، بیاد داشته باشید، مسئولیت حمایت از آنها با شماست. زمانی که حرف های بدی در مورد پدر یا مادر او می زنید، آنها رنج خواهند برد. شما سعی دارید فردی که موجب جریحه دار شدن احساست شما شده است را رنج دهید، اما ممکن است در پایان متوجه شوید که همزمان موجب رنج کودکان خود نیز شده اید، و آنها مستحق آن نیستند.

حتی با این راهنمایی ها، مواجه شدن با خیانت می تواند بسیار آزار دهنده باشد.

سعی کنید متوجه شوید چه کاری به نفع شما خواهد بود. گاهی اوقات زوج ها می توانند بر مصائب ناشی از خیانت فایق آمده و رابطه ی خود را مانند قبل و یا حتی بهتر، بازسازی کنند.

ولی بسیاری اوقات نیز چنین نتایجی ناممکن است. مهم نیست که وضعیت را چگونه می بینید، همزمان با بررسی راه های پیش روی خود سعی کنید با خودتان مهربان باشید ولی از احساس ترحم در قبال خود بپرهیزید.

منبع :۹ گام مهم پس از خیانت همسرمشاوره ازدواج

خیانت
خیانت

خیانت: یکی از معضلاتی که این روزها به شدت زندگی افراد را تحت تاثیر قرار داده است مشکل برخورد با خیانت همسر است .

که در گذشته‌های نه چندان دور این مشکل رایج نبوده و زیاد در مورد آن نمی شنیدیم.

اما امروزه در بسیاری از مناطقی که حتی فکر آن را هم نمیکنیم این مورد به چشم می خورد.

دلایل خیانت

در واقع در گذشته های نه چندان دور اگر مشکل خیانت نیز وجود داشت .

تنها آن را در شهرهای بزرگ پرجمعیت تر می گیریم.

اما امروزه تنها در مناطق روستایی نیز این مشکل به چشم می‌خورد.

باید ببینیم که مشکل چیست که به اینجا رسیده ایم؟

و دلایل اجتماعی اخلاقی و فرهنگی موردنظر که ما را به این مشکل سوق داده است که می باشد.

یکی از مهمترین دلایلی که سبب می‌شود افراد به یکدیگر خیانت جنسی کنند .

مشکلات جنسی البته این مورد بیشتر در مردان بی وفا اتفاق می‌افتد.

چرا که نه به لحاظ جنسی ساخت استند این مورد برای آنها بسیار مهمتر است .

خیانت و مشکلات جنسی

در مورد بسیاری از آنها ذکر می‌کنند که تو نظر طول رابطه به خوبی بنیان های خود می رسیده اند.

تصمیم گرفتند که خیانت کنند اما در طرف دیگر خانم ها بیشتر در مورد روابط احساسی حساس هستند.

و اگر نیاز های عاطفی آنها به خوبی پاسخ داده نشود به سمت خیانت احساسی پیش می‌رود .

زیرا این مسئله برای آنها مهم تر است و به همان اندازه که مسائل جنسی برای آقایان مهم است.

مسائل احساسی برای خانم ها اهمیت بیشتری دارد.

مقالات حاضر توسط تیم تخصصی مشاوره خانواده تهیه و پشتیبانی شده است.

عدم رضایت جنسی

اما این به این معنا نیست که هیچ خانمی به دلیل عدم رضایت در رابطه جنسی.

و یا هیچ اقایی به دلیل عدم رضایت در روابط احساسی به خیانت دست نمی‌زند.

مانند رابطه جنسی مرد متاهل.

بلکه مطلب گفته شده در مورد موارد شایع تر بود. اگر متوجه شدید که جاذبه های دیگران را کشف کرده اید.

یا اگر شخصیتی را که برای شما اهمیت دارد دوست نداشته باشید، ادم باشید .

و روابط خود را مانند یک شخص محترم به پایان برسانید. شاید شما از نامزدتان، پسر یا شوهرتان متنفر باشید.

اما هنگامی که او تمام دنیای شما بود، آیا اینطور بود؟ بنابراین حق است بیشتر از او مراقب کنید.

با خیانت به او، به اطمینان و اعتماد به نفس آسیب می رسانید که احتمالا هیچ گاه فراموشش نخواهد شد.

و اگر آن را برای شما مهم نیست، پس شرم بر شما باد و بدانید در نهایت شما چوب این کار را می خورید.

خیانت

خیانت

خیانت و کاهش اعتماد به نفس

اگر شما فکر می کنید که شما خائن هستید یا نه، شما باید در اسرع وقت مطمئن شوید.

زمان ارزشمند دیگری با یک خائن بی معنی است. اگر از دیدگاه کنجکاوی به این مورد نگاه کنید.

احتمالا قبلا جواب این سوال را شنیده اید و شاید دیگر چیزی باقی نگذاشته اید.

خیانت زن میتواند تاثیر بیشتری برای افراد داشته باشد افرادی که در معرض خیانت قرار می گیرند .

در آینده ای نه چندان دور اعتماد به نفس خود را از دست می دهند .

همچنین این افراد بیشتر به دیگران بدبین می شوند مانند رابطه جنسی زن متاهل.

چرا که یک رابطه را با شور و شوق و اشتیاق آغاز کردند .

خیانت و ریشه بدبینی

و در ابتدا بیشتر همدیگر را دوست داشتند اما بعد از مدتی این خیانت باعث می‌شود.

که فرد به شدت بدبین شده و دیگر نتواند در آینده اعتماد از دست رفته خود را بازیابد.

و به دیگران اعتماد کنند لذا این امر می‌تواند تأثیرات روحی و روانی شدیدی بر روی افراد داشته باشند.

یکی دیگر از مواردی که می تواند در این زمینه نقش داشته باشد گذشته افراد است.

بسیاری از پسرهایی که ازدواج می‌کنند در دوران مجردی روابط بسیار زیادی را تجربه کرد .

و می گویند که ما تنوع طلب بوده شده ایم بنابراین پس از ازدواج .

 

خیانت و مشکلات اقتصادی

لذا بایستی دقت کنیم که افراد در این زمینه بایستی با کسانی ازدواج کنند .

که رابطه گذشته آنها مورد تایید ایران باشد زیرا می تواند تاثیر بسیار زیادی بر روی روابط افراد با یکدیگر داشته باشند.

یکی دیگر از مواردی که در خیانت افراد موثر است می ‌توانند کمبود ها و مشکلات اقتصادی باشد.

زیرا بسیاری از خانم‌ها می‌گویند که به دلیل عدم توان شوهر در تامین مالی آنها با یک شخص دیگر دوست شده‌اند.

و دوستی های ساده کم کم ان ها را به خیانت زناشویی و جنسی سوق داده است.

که یکی از دلایل اصلی و بسیار مهم جدایی ها و طلاق های این روزها هم همین مورد بوده که می‌تواند.

تأثیر بسیار زیادی در آینده روابط افراد با یکدیگر داشته باشند.

و آنها را به سمت عدم تمکین و نیز عدم علاقه به یکدیگر سوق می دهد.

در ضمن باید از خیانت مجازی نیز نام برده شود.

لزوم مشاوره بعد از خیانت

اگر فردی را می شناسید که با این مشکل مواجه شده است.

باید او را با مرکز مشاوره آشنایی داده است.

و او را به سمت استفاده از مشاوران مجرب سوق دهید .

چرا که در این زمینه مشاوره های روانشناختی می‌تواند.

به کمک افراد آمده و به خوبی مشکلات آنها را یکی پس از دیگری حل نماید .

زیرا بسیاری از مشکلاتی که پس از خیانت در افراد به وجود می آیند مشکلات روحی و روانی است .

و سبب به وجود آمدن بسیاری از مشکلاتی می شود مرکز مشاوره .

خیانت و حفظ آرامش

روانشناس ها در این زمینه می توانند کمک کننده باشند.

و مشکلات فرد را یکی پس از دیگری حل کنند.

در نهایت باید بدانید که اگر با این مشکل در خانواده خود مواجه شدید .

باید ارامش خود را حفظ کرد.

و از هر گونه رفتار عجولانه که می تواند کار را در اینده خراب تر کند پرهیز کنید.

زیرا بسیاری از افراد می گویند که بعد از فهمیدن خیانت همسرشان تمایل پیدا کرده اند .

که در صدد جبران برامده و این امر را تلافی کنند که این فکر خیلی خطرناک است.

منبع :خیانتمرکز مشاوره ایران

مردان وفادار هستند یا خیانت کارند؟!
مردان وفادار هستند یا خیانت کارند؟!

فادار بودن برای مرد سخت نیست ‏بلکه غیر ممکن است! یک زن برای یک مرد آفریده شده اما یک مرد برای زندگی با تمام زنها»! این نظریه از آن هانری دومنترلان فرانسوی است. او در ادامه می گوید:« مرد اگر به تاریکی می‏رود و به زنش خیانت می‏کند مقصر خودش نیست؛ مقصر خلقت و طبیعت است که همه موارد خیانت را در او مهیا کرده است.
“دومنترلان معتقد است که مردان بعد از دو سال زندگی مشترک با همسرشان نمی توانند به همسر خود وفادار بمانند. از نظر این دانشمند، زنان به دلیل ذات متفاوتشان می توانند با خیانت همسرشان کنار بیایند و برای این ادعا زنان فرانسوی را مثال می زند و می گوید:« در فرانسه اگر شوهری مرتکب بی وفایی‏ شود زنش احساس نارضایتی نمی‏کند یا عصبانی نمی‏شود؛ زیرا با خودش صحبت می کند که او فقط تنش را با خودش پیش دیگری برده نه روح و احساساتش را، روح و احساساتش برای من است».
▪ دکتر راسل لی ، استاد زیست شناسی نیز اعتقاد دارد که قانع بودن مرد به یک زن ازنظر کمیت خیانت به نسل بشر است؛ زیرااکتفا کردن مرد به یک زن نسل او را ضعیف می کند ولی نسل در چند همسری توانا و قدرتمند می شود.
▪ ویل دورانت، طبیعت مرد را ذاتا چند همسری می داند و می گوید:« فقط نیرومندترین قیود اخلاقی، میزان مناسبی از فقر، کار سخت و نظارت دائمی همسر می تواند تک همسری را به مرد تحمیل کند».
برخی پزشکان هم «پولیگام‏» بودن مرد- تنوع دوستی و تعدد خواهی- و « منوگام» بودن زن- انحصار خواهی و یکه شناسی- را یک امر واضح می دانند و دلیلشان هم این است که درمرد میلیون ها سلول «اسپرم» تولید می شود در حالی که زن در دوران آمادگی جز یک تخمک در تخمدان تولید نمی کند».
بعضی ها ها هم همچون « آنیتا لوس » می گویند که مردها همیشه «موطلایی ها»( کنایه از زنان بد) را به یاد می آورند!

مردان وفادار هستند یا خیانت کارند؟!

مردان وفادار هستند یا خیانت کارند؟!

▪ اما متفکران و دانشمندان اسلامی نظری به جز از این دارند. استاد مرتضی مطهری، نظر متفکران غربی را قبول نکرده و نقض کرده است و در این باره می گوید:« این توصیف از طبیعت مرد به هیچ وجه درست نیست. الهام بخش این دانشمندان دراین عقیده اوضاع خاص محیط اجتماعی آنها بوده نه طبیعت اصلی مرد. البته ما مدعی نیستیم که زن و مرد از لحاظ زیست‏شناسی و روانشناسی وضع مثل هم دارند؛ بر عکس، اعتقاد داریم زیست شناسی و روانشناسی مرد و زن با یکدیگر فرق دارد و خلقت از این تفاوت هدف داشته است و به این علت نباید تساوی حقوق انسانی زن و مرد را بهانه برای تشابه و یکنواختی حقوق آنها قرار داد. از نظر روحیه تک همسری نیز مطمئنا زن و مرد روحیه‏های متفاوتی دارند.زن طبعا تک شوهر است و چند شوهری بر ضد روحیه اوست؛ نوع تمنیات زن از شوهر با چند شوهری سازگار نیست. اما مرد ذاتا تک همسر نیست؛ به این معنی که چند زنی بر ضد روحیه او نیست. چند زنی با نوع تمنیاتی که مرد از وجود زن دارد ناسازگار نیست».
▪ استاد مطهری بر این عقیده است که عوامل بی وفایی را محیط های اجتماعی در مرد خلق می کنند ، نه خلقت و طبیعت!او مسئول بی وفایی مردان را محیط اجتماعی می داند و می گوید:« عوامل خیانت را محیطی به وجود می‏آورد که از یک طرف زن را تشویق می‏کند تمام فن ها گمراه کردن و انحراف را برای مرد غریبه به کار ببرد و هزار و یک حیله برای از راه بیرون رفتن او بسازد و از طرف دیگر به بهانه اینکه تنها صورت قانونی ازدواج تک همسری است، صدها هزار بلکه میلیون ها زن آماده و ملزوم به ازدواج را از حق زناشویی محروم می‏کند و آنها را برای گمراه کردن مرد راهی اجتماع می‏سازد».
▪ شهید مطهری تاکید می کند که در مشرق اسلامی، پیش از آن که آداب و رسوم غربی اشاعه و گسترش پیدا کند ۹۰ درصد مردان، تک همسر واقعی بودند و زوجیت اختصاصی به معنای اصلی کلمه بر اکثریت قریب به اتفاق خانواده‏های اسلامی حاکم بود؛ به این مفهوم که مردها تنها یک زن رسمی داشتند و با رفیقه و معشوقه هم سرگرم نبودند و وقت بگذرانند .
از سوی دیگر، بسیاری از علمای علم اخلاق هم میل و رغبت مردان به بیش از یک زن را ناشی از زیاده طلبی و عدم پایداری اخلاقی مرد دانسته و آن را یک ضعف اخلاقی حساب میکنند .

منبع :مردان وفادار هستند یا خیانت کارند؟!مشاوره جنسی

سیزده روز تا بهبود و درمان مشکلات زناشویی
سیزده روز تا بهبود و درمان مشکلات زناشویی

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از فایل را دانلود نمایید.

درمان مشکلات زناشویی یک مشکل بزرگ برای بسیاری از زوجین می باشد.

در این مقاله به بررسی درمان مشکلات زناشویی پرداخته و راهکارهایی را ارائه می دهیم.

راهکارها به گونه ای است که در سیزده مرحله یا سیزده روز به بهبود روابط عاطفی و اخلاقی رو رفتاری زوجین می انجامد.

این موارد می تواند تاثیر بسیار زیادی بر روی روابط میان زوج ها داشته باشد و ان ها را برای داشتن یک زندگی بهتر اماده نماید.

موارد گفته شده هم در نحوه روابط جنسی میان زوج ها و هم در نحوه روابط عاطفی ان ها که روابطی دو سویه دارند تاثیر گذار می باشند.

روز اول: یادگیری گفتگو سالم

اگر شما نمی دانید که چگونه مکالمه سالم داشته باشید، این روزها از هر زمان مزاحم تر می شوند.

اگر می خواهید مسائل مختلف را با همسر خود حل کنید، باید بیشتر تعامل داشته باشید، اما اگر نمی دانید چگونه تعامل برقرار کنید، مشکلات زیادی وجود دارد و شما نمی توانید تعطیلات خود را پایان دهید.

برای داشتن رابطه سالم اولین شرط مذاکره است.

مکالمه راهی برای اتصال دنیای درونی است.

در واقع گفتگو سالم به این معنی است که شما می توانید پیام، احساسات و افکار خود را با طرف دیگر به اشتراک بگذارید و موقعیت را در مکان های مختلف مدیریت کنید.

شما باید بدانید که به این ترتیب که هر سازمان یا شرکت نیازمند اصول خاصی برای توسعه آن است، زندگی مشترک قوانین خاص خود را دارد و نمی تواند بدون هیچ قاعده کلی کار کند و رابطه را با محاکمه و خطا انجام دهد، بنابراین لازم است که این اصول را از طریق گفتگو دنبال کنید.

روز دوم: احساسات را بیان کنید

پژوهش های مختلف این یکی از اولویت های مهم همه مردم است، یک گفتگوی سالم و بیان احساسات با یک شریک زندگی است.

هنگامی که احساسات خود را بیان نمی کنید، ابتدا احساس تنهایی می کنید زیرا شما کلمات و احساسات نامطلوب را در قلب خود حفظ می کنید و سپس وقتی احساسات به طور طبیعی بیان نمی شوند، به تدریج غم انگیز می شوند و هنگامی که غم و اندوه بوجود می آیند، خشم ایجاد می شود و خشم می تواند بوجود آید و به رابطه آسیب می رساند.

به عنوان مثال، بسیاری از زوج ها نمی دانند که چگونه احساسات خود را بیان می کنند، مثلا هنگامی که در شوهران خود عصبانی شوند، به جای صحبت کردن با آنها و گفتن آنها عصبانی هستند، آنها هر چیزی را می گویند جز این مورد و خاطرات گذشته را یادآوری می کنند.

آنها می گویند که آنها را سرزنش و به ان ها توهین می کنند.

تا زمانی که نهایتا می گویند آنها عصبانی هستند!

روز سوم: سلامت روان را به همسر خود هدیه دهید

عدم توجه به زوج ها می تواند یک ننگ باشد، من توجه همسر را به عنوان “ویتامین های روانی” می گویم و می گویم که بدن ما روزانه به ویتامین ها نیاز دارد و همچنین باید ویتامین ها داشته باشد، در غیر این صورت روزهای سردتر می رسند و در نهایت رابطه به نابودی می رسد.

مهمترین ویتامین های روانشناختی توجه به یکدیگر هستند، دقیقا همان اهمیتی که در روزهای اول باید در طول زندگی خود داشته باشید، همیشه باید از تمامی جنبه های رابطه داشته باشید و نباید پس از ازدواج در مورد چیز دیگری فکر کنید ، زیرا شما با هم زندگی می کنید و انسان باید توجه کند.

جالب است بدانید که تحقیق انجام شده است که اگر یک کودک از لحظه تولد توجه دریافت نکرده و تنها به او آب و غذا دهند، او زنده نخواهد ماند.

وقتی مردم توجه نکنند، ارتباطشان را با رابطه از دست می دهند و این ارتباط را خسارت می کند.

روز چهارم: انتظارات معقول داشته باشید

یکی از آسیب هایی که بسیاری از زوج ها در زندگی دارند انتظارات غیر واقعی از یکدیگر است.

هنگامی که شما انتظار دارید که دیگران انتظار داشته باشند که همتای آن ها را در یک پانچ قرار دهد، اکنون اگر این انتظارات غیر واقعی باشد، بیش از حد قدرت او، می تواند مشکلات فراوانی را ایجاد کند.

از قبیل انتظارات هنگامی که شما به شما تلفن می کنم، باید تماس بگیرید و یا شما باید به خانه خود بروید و تنها با من صحبت کنید و به خود و رابطه خود نگاه کنید و ببینید که در آن انتظارات بیش از حد دارید که پاسخش دشوار یا غیرممکن باشد و در چقدر بحث برانگیز است.

روز پنجم: صبورنبودن برابر است با خودخواهی

یکی از آسیب های دیگر که می تواند این رابطه را تضعیف نکند، مثبت نیست، مثلا زمانی که حریف شما درخواست یا انتقاد می کند، یا خشم خود را بیان می کند، یا حتی بدتر، یا هر چیز دیگری؛ شما لازم است صبر کنید تا او آن را بگوید.

خودتان را در جای او قرار دهید و آن را درک کنید، یعنی صبر کنید تا آن را تغییر دهید، و در عوض پاسخ خود را ترتیب ندهید و همچنین انتقاد نکنید و بحث نکنید، همه اینها می تواند خودخواه نبودن شما را نشان دهد.

این خیلی بیمار نیست، هر کلمه ای را می گوید، و بسیاری از پل ها شکست خواهند خورد.

روز ششم: توجه به کیفیت مثبت همسر خود را جلب کنید

یکی از آسیب های دیگر این رابطه، توجه به جنبه های مثبت زوج نیست.

شما باید این را بپذیرید که به طور طبیعی، هر فردی یا همسر شما دارای نقص است و اگر بخواهید فقط به معایب کمال گرا به سمت طرف مقابل نگاه کنید، فقط نقص های خود را می بینید و دیر یا زود چشم های شما می افتد.

اگر فقط نقص همسرتان را می بینید، آنها را بزرگتر کنید و به ویژگی های مثبت آن توجه نکنید و حتی آنها را کاهش دهید، دیگر نمی خواهید که دیگر همسرتان را دوست ندارید و نمی توانید با او زندگی کنید.

سیزده روز تا بهبود و درمان مشکلات زناشویی

سیزده روز تا بهبود و درمان مشکلات زناشویی

روز هفتم: مهارت های حل مشکل را بیاموزید

عدم توانایی برای حل مشکلات زندگی می تواند به زندگی شما آسیب برساند، بسیاری از زوج ها حتی نمی دانند که موضوع آنها واقعا چیست.

در حقیقت، آنها بسیار با هم بحث می کنند و همه چیز را پیچیده می کنند که از یکدیگر تقلید نمی کنند.

مشکل شما چیست؟ توصیه های ساده ای برای حل مشکل می توانید داشته باشید.

روز هشتم: گوش دادن به همسرتان

من این را تجربه کرده ام که بسیاری از زوج ها هرگز به یکدیگر گوش نمی دهند، در حقیقت حتی نمی توانند با یکدیگر صحبت کنند.

در مطالعه ای که در دانشگاه ماساچوست انجام شد، زوج هایی که گوش دادن به یکدیگر را انجام می دهند بعد از یک سال هیچ مشکلی برای گفتگو لین آن ها وجود نداشته است.

آنها باید با مشکلات زناشویی مواجه شوند.

شما فقط باید فضای خود را برای همسر خود داشته باشید تا با شما صحبت کند، در این مدت نباید از کلمات خود بخواهید، اما باید به طور کامل به آن گوش فرا دهید، در این زمان او همیشه باید باشد، نه روزنامه را بخوانید نه تلویزیون تصاویر و نه در آشپزخانه، نه وکیل کودک … فقط گوش دادن و شنیدن تمام احساسات، حتی اگر انتقاد است.

روز نه: در خانه احساس نمی کنید

بسیاری از زوج ها همسرشان را چک می کنند، او را صدا می زنند، او را کنترل می کنند، از او می خواهند رفتار خود را تغییر دهد.

به عنوان مثال، آن کار نمی کند، مهم نیست، و … مطمئنا این رابطه را صدمه می زند، ممکن است رابطه بین طرف دیگر را به خاطر عشق ورزیدن یا احترام به آرزوهای همسرش به پایان برساند، اما در عین حال او احساس ناراحتی می کند، او اعتماد به نفس او از دست می رود.

رابطه دو زوج مانند دو ستون زیر یک سقف است، اگر دو ستون به یکدیگر نزدیکتر شوند، سقف فرو می ریزد و اگر آنها بیش از حد فاصله داشته باشند، باز هم سقف از بین می رود.

احساس مالکیت بالا می شود، به این معنی که زن و شوهر به یکدیگر نزدیک تر هستند که می تواند مضر باشد.

روز دهم: همسر شما همیشه گناهکار نیست

بعضی از زوج ها به طور مداوم رفتارهای منفی یکدیگر را می بینند و آنها را با هم مخلوط می کنند و یکدیگر را سرزنش می کنند، یکدیگر را برچسب می زنند، آنها را سرزنش می کنند و چیزهایی مانند دیگری انجام می دهند.

زوج ها بهتر می دانند با استفاده از این بحث ها، کسی نمی تواند به چیزی برسد و در زیرزمین طرف مقابل اختلاف ایجاد کند؛ زیرا زمانی که او را سرزنش می کنید، در آن لحظه احساس گناه می کند و موضع دفاعی خود را می گیرد که در آن احساس گناه می کند.

شما باید بدانید که شخصی که به اتهامی متهم است به هیچ وجه تغییری نخواهد کرد.

مراقب باشید که فقط همسرتان را سرزنش نکنید، نگاهی به خودتان کرده تا ببینید که چه کاری می توانید انجام دهید تا این رابطه را بهبود بخشد.

روز یازدهم: تفاوت های همسر خود را بپذیرید

اغلب ما نمی توانیم متذکر شویم که مخالف با ما متفاوت است و این می تواند یک کار مضر باشد.

در یک خانواده از خواهر و برادر با همان پدر و مادر، تفاوت های زیادی وجود دارد، چه این به دو زوج که از دو جهان مختلف با خانواده های مختلف آمده اند.

شما باید تفاوت ها را بپذیرید.

اگر می خواهید شخص دیگری را به سؤال بپرسید و از عادت های او بپرسید، بحث شروع می شود، بنابراین ابتدا باید تفاوت های هم را قبول کنید و سپس با هم به اشتراک گذاشتن ان ها فکر کنید.

روز دوازدهم: او مهم ترین چیز است

توجه به دیگران، مانند والدین یا کودکان، بیش از حد ممکن است به رابطه شما آسیب برساند، به عنوان مثال، برخی از زوج هایی که در هنگام تولد کودک، تمام توجه زن به کودک می رود.

ازدواج کرده اید برای والدین، اولویت اول را به همسر خود بدهید، و نظر او برای شما مهم تر از هر کسی باشد.

و این برای مدیریت زندگی شما بهتر است.
روز سیزدهم: اجازه دخالت را ندهید

من توصیه می کنم که زوج ها اجازه ندهند هر کسی و هر کلمه ای بین ان ها و همسر شان رد و بدل شود.

هنگامی که شما اجازه دهید خانواده شما هر نوع رفتار یا زندگی خود را مرتب کند و به آنها توجه نکنید، فقط به این دلیل که آنها بزرگتر هستند، این ممکن است مشکل باشد، باید به سالمندان احترام گذاشت، اما باید سعی کنید زندگی خود را مدیریت کنید تا به خوشبختی هم برسید.

منبع :سیزده روز تا بهبود و درمان مشکلات زناشوییمرکز مشاوره روانشناسی مشاورانه

چرا دروغگویی منجر به مسمومیت یک رابطه می شود
چرا دروغگویی منجر به مسمومیت یک رابطه می شود

کلمه “دروغگویی” یک کلمه ای می باشد که منجر به ایجاد دیدگاه و احساس منفی قابل توجهی می شود؛ این وضعیت شامل یک نوع اخلاقی است که اکثر افراد برای خارج شدن از آن نیاز به راهنمایی دارند.

برخلاف این شرایط، افرادی زیادی وجود دارند که برای از بردن تاثیر افسانه و تخیلات بر روی دوستان، خانواده و همسرانشان تلاش می کنند – یک کاری که مقداری سخت می باشد.

ولی حقیقت مربوط به دروغ چیست؟ دروغ در واقعیت چه نوع زیان هایی دارد؟

در این مقاله ما فقط ۸ مورد از روش هایی را بررسی کرده ایم که دروغ از طریق آنها منجر به مسموم شدن انواع روابط مختلف می شود.
چرا دروغگویی منجر به مسمومیت یک رابطه می شودچرا دروغگویی منجر به مسمومیت یک رابطه می شود

دروغ منجر به از بین رفتن اعتماد می شود

شاید بدیهی ترین تاثیر دروغ بر روی رابطه، عبارت از مستهلک شدن تدریجی اعتماد یک شخص به دیگران می باشد. دروغ و اعتماد نمی توانند با هم وجود داشته باشند؛ در نهایت یکی از آنها منجر به از بین رفتن دیگری خواهد شد.

دروغ همانند یک طوفانی که منجر به ریزش کوه می شود یا همانند بارانی که به تدریج صخره را از بین می برد، می تواند چشم انداز یک رابطه را به صورت کامل تغییر دهد و این رابطه را برای یکی از طرفین یا هر دو آنها غیر قابل تحمل کند.

اعتماد یک عامل مهمی در یک رابطه قوی و موفق می باشد و زمانی که از بین می رود، احتمال از بین رفتن کل رابطه به صورت قابل توجهی افزایش پیدا می کند.
دروغ منجر به از بین رفتن اعتماد می شود دروغ منجر به از بین رفتن اعتماد می شود

دروغ نشان دهنده نبود احترام می باشد

گفتن حقیقت، صرف نظر از هر موردی که باشد، منجر به ایجاد احساس احترام در مابین طرفین می شود.

اثبات شده است که اعتماد منجر به ارزش قائل شدن افراد به رابطه موجود می شود و آنها هیچ وقت نمی خواهند که از طریق فریب دادن یکدیگر، این رابطه را به خطر بیاندازند.

در حالی که برخی از واقعیت ها باعث می شوند که یک رابطه با ریسک مواجه شود، ولی دروغ منجر به ایجاد خسارت بیشتری می شود.

گفتن یک واقعیت به یک فردی، حتی با وجود اینکه می دانید منجر به آسیب زدن به آنها می شود، نشان می دهد که شما می خواهید مسولیت اقدامات خودتان را بر عهده داشته باشید؛ دروغ نشان می دهد که شما هیچ نوع مسولیتی را بر عهده نمی گیرید.

به محض اینکه این نبود احترام مشخص شود، یک تاثیر مضری را بر روی تمامی جوانب رابطه خواهد داشت و در صورتی که مورد بی توجهی قرار بگیرد، منجر به از بین رفتن کلی رابطه خواهد شد.

منتظر ماندن برای صورت گرفتن اشتباه دیگری از طرف دروغگو

زمانی که شما برای اولین بار متوجه یک دروغی می شوید، پیش بینی نکردن و منتظر نماندن برای دروغ های آینده توسط آن فرد، به سختی امکان پذیر است.

شما در رابطه با مواردی که آنها می گویند شک خواهید داشت و کلمات بیان شده از آنها را در ذهن خودتان تحلیل خواهید کرد تا متوجه یک دروغ مخفی موجود شوید.

مشکلی که وجود دارد عبارت از این مورد می باشد که هوشیاری سطح بالا و دائمی برای حرف های غیر واقعی، منجر به وارد شدن آسیب زیادی به رابطه موجود مابین شما دو نفر می شود. زودتر یا دیرتر، انرژی ذهنی مورد نیاز برای این کار باعث خواهد شد که شما کلا رابطه تان را با چنین افرادی قطع کنید.

مهمتر از همه این موارد، این تفکر که دروغ بعدی مشابه با دروغ های قبلی نخواهد بود، به طور گریز ناپذیری منجر به افزایش بدگمانی شما خواهد شد.

این امر به خصوص در روابط عاطفی کاملا درست می باشد، که در حین آن یک فرد از طرف دیگر می پرسد که کجا بوده است، با چه کسی بوده است و چه کاری با هم انجام داده اند.

این شرایط منجر به مسموم شدن اعتماد و احترامی می شود که ما قبلا در مورد آن صحبت کردیم.

دروغ گفتن نشان دهنده خود پسندی می باشد

زمانی که یک فردی دروغ می گوید، در واقع به طور قابل توجهی منافع خودش را به منافع سایر افراد ترجیح می دهد. عدم تمایل برای فداکاری کردن در یک رابطه بلند مدت خوب و بهتر، یک شاخص دیگری می باشد که نشان می دهد فرد به رابطه موجود ارزش قائل نیست.

دروغ می تواند نشان دهنده یک خودپسندی قابل توجه و عدم توجه به طرف مقابل باشد؛ این شرایط می تواند منجر به ایجاد احساس عدم دوست داشته شدن و عدم خواسته شدن در طرف مقابل شود.

چرا دروغگویی منجر به مسمومیت یک رابطه می شود

چرا دروغگویی منجر به مسمومیت یک رابطه می شود

احساس احمق بودن به دلیل باور کردن یک دروغ

لحظه ای که شما متوجه می شوید به شما دروغ گفته شده است، یک شرایط ناراحت کننده ای را تجربه خواهید کرد. زمانی که چشم های شما به واقعیت باز می شوند، شما نه تنها هیچ کمکی نمی توانید به خودتان بکنید، بلکه به دلیل باور کردن دروغ، احساس احمق بودن خواهید داشت.

ایجاد چنین احساسی منجر به از بین رفتن تمامی احساساتی می شود که شما به طرف مقابل داشته اید.

آسیب ایجاد شده می تواند منجر به ایجاد جدایی مابین شما شود، یا اینکه اختلافات قبلی دوباره ظاهر شده و بیشتر شوند.

در هر دو روش، دیدگاه شما نسبت به آن فرد برای همیشه تغییر خواهد کرد و یک دردی ایجاد خواهد شد که به شما آسیب خواهد زد.

فرد دروغگو خودش را هم گول می زند

یک پیامد غالب مربوط به دروغگویی، عبارت از این است که فرد دروغگو نسبت به خودش هم دروغ می گوید. این افراد در حین تلاش برای مخفی کردن واقعیت از سایر افراد، نسبت به خواسته های صادقانه و تمایلات خودشان نسبت به جهان بی توجه می شوند.

در واقع آنها ماهیت واقعی خودشان را انکار می کنند و به یک فردی تبدیل می شوند که خودشان نیستند.

در نتیجه این رهیافت غیر صادقانه نسبت به زندگی، هر رابطه ای دچار تغییر خواهد شد.

دروغگویی باعث می شود که یک رابطه نامتعادل باشد

به منظور اینکه یک رابطه در طول زمان ادامه داشته باشد و آزمون های مربوط به زندگی روزمره را با موفقیت پشت سر بگذارد، هر دو طرف باید دارای تعهد و انرژی یکسانی در قبال آن باشند.

این توازن منجر به ایجاد احساس شراکت می شود که دو نفر را در کنار یکدیگر نگه می دارد و به آنها اجازه می دهد تا در بهترین حالت ممکن قرار بگیرند.

دروغگویی منجر به ایجاد اختلال در تعادل طبیعی می شود و همچنین باعث می شود که اهمیت یک طرف بیشتر شود. فردی که به وی دروغ گفته شده است، می تواند این تفکر را داشته باشد که قلب و روحش را از دست داده است و مقصر این شرایط فرد دروغگو می باشد.

زمانی که متوجه می شوید طرف مقابلتان برای اجرای کامل تعهدات خودش تمایلی ندارد، به طور طبیعی باید در مورد تمایل آنها نسبت به تاثیر رابطه شک داشته باشید.
دروغگویی باعث می شود که یک رابطه نامتعادل باشددروغگویی باعث می شود که یک رابطه نامتعادل باشد

این مورد برای تمامی روابط مصداق دارد، ولی در رابطه با روابط عاطفی مصداق بیشتری دارد.

دروغ منجر به دروغ های بعدی می شود

بیان کردن دروغ های متعدد به منظور مخفی کردن واقعیت از یک فردی، یک مورد رایجی برای افراد دروغگو می باشد. حتی ممکن است یک موردی وجود داشته باشد که در آن فرد یک دروغ گوی دائمی می باشد و از نظر وی، دروغ گفتن به سایر افراد موجود در زندگیش هیچ نوع اشکالی ندارد.

متاسفانه در شرایطی که یک دروغ منجر به ایجاد آسیب قابل جبران در یک رابطه قوی می شود، دروغ های متعدد منجر به ایجاد مشکلات زیادی می شود که در نهایت می تواند منجر به از بین رفتن هر نوع احساس همبستگی شود که در گذشته وجود داشته است.

در جایی که دروغ به یک مورد عادی تبدیل شود، هیچ رابطه ای نمی تواند به صورت مناسبی دوام بیاورد.
مشاورکو : مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره خانواده

برترین مقالات خانواده و زوج درمانی با رویکرد بهبود روابط میان خانواده
مشاوره قبل از ازادواج برای روج های جوان با آموزش روابط و و رفتار پیش از ازدواج
مشاوره طلاق و جدایی به منظور حل مشکلات زناشویی و نجات زندگی والدین و یا آغاز زندگی پس از طلاق
روابط جنسی و زناشویی به منظور درمان مشکلات دیرانزالی، زودانزالی، خوشنت جنسی ، تجاوز
تشخیص و پیشگیری از خیانت و تعهد مندی میان زوجین و جلوگیری از طلاق عاطفی و جنسی
ارتباط با جنس مخالف پیش از ازدواج ، دوره نامزدی و عقد و داشتن روابط در بستر علمی و اجتماعی بدون مشکلات و چالش ها

منبع :چرا دروغگویی منجر به مسمومیت یک رابطه می شودمشاوره

عوامل آشکار اختلافات زناشویی
عوامل آشکار اختلافات زناشویی

عوامل آشکار اختلافات زناشویی:اینکه انتظار بهتر شدن زوجین در تمام امور زندگی به توافق برسند و

هیچ گونه اختلافی نداشته باشند، یک انتظار بیهوده می باشد.

ویژگی های اخلاقی عامل اختلاف زناشویی

هیچ وقت دو نفر شبیه هم نمی شوند و خصوصاً یک زن و مردی که در خانواده ها و موقعیت مختلف رشد کرده‌اند معمولی می باشد

که در مواردی به توافق نرسند. ولی آنچه که در اینجا مطرح می شود وجود اختلاف زناشویی می باشد

که تکرار آن باعث تلخ شدن و به هم خوردن آرامش در زندگی مشترک می شود.

در این بین بعضی تفاوت ها میان زن و مرد و بعضی ویژگی های اخلاقی می توانند عامل به وجود آمدن این اختلافات باشد.

ویژگی های اخلاقی که باعث اختلاف زوجین می شود

زندگی که در آن راستگویی و صمیمی بودن نباشد ، اعتماد در آن از بین میرود و اضطراب

روانی بر آن حاکم می شود.

دروغ گفتن:

دروغگو شخصی می باشد که هرجا احساس کنند به نفع میباشد واقعیت را پنهان می کنند

و بنا به میل خود برخورد خود را تنظیم می کنند. دروغ مثل دوروئی اساس خانواده را به هم می‌ریزد و

اعتماد را از بین می برد.

خساست:

در موقعیتی که زن و مرد هر دو دارای خساست باشند در این حالت اشکال روانی وجود ندارد

اما زندگی خوبی نخواهند داشت. در صورتی که یکی از زوجین خساست داشته باشد، زندگی هم از نظر روحی و هم از نظر رفاهی برای هر دو شخص شرایط مشکلی را به وجود می آورد.

عوامل آشکار اختلافات زناشویی

عوامل آشکار اختلافات زناشویی

عصبانی شدن:

حساس بودن بی دلیل و پرخاش و بی احترامی خصوصیات منفی می باشد که علاوه بر

آن شخص مقابل را ناراحت می کند ، به خود فرد نیز ضرر می رساند. در چنین موقعیتی باید آرامش خود را

حفظ کرد، بعد از خشم همسر را با آرامش و توجه او را به فعالیت دیگری نمود و برای آرامش روانی صحبتی

دو نفره انجام دهید تا او با بازگو کردن ناراحتی های خود آرام شود.

پنهان کاری:

تنها کاری یعنی این که یکی از زوجین بدون نظر و آگاهی همسر خود و در حضور نداشتند

و به انجام اعمالی دست بزنند و این اعمال را چه خوب باشد و چه بد از طرف مقابل خود پنهان میکنند.

چنین برخوردی به نفع خانواده می باشد ولی اعتماد را از بین می‌برد. اینگونه رفتارها کم‌کم اساس

خانواده را به هم می ریزد و هر یک از زوجین را نسبت به رفتار دیگری بدبین می کنند و باعث اختلاف می

شود.

خشونت:

داشتن خشونت و عکس العمل هایی که زننده می باشد که از سوی زن و چه از سوی مرد

توانایی تحمل طرف مقابل را از بین میبرد و زندگی را برای هر دو مشکل می کنند. در خانواده ای که

خشونت باشد ، محبت و برخورد انسانی کم می شود و موقعیت تربیتی نامطلوبی از نظر تربیت فرزند به

وجود می‌آورد.

لجباز بودن:

لجبازی میان زن و مرد بسیار دیده شده است و گاهی به جای می رسد که حرکتیمانند

شکستن وسایل خانه ختم می شود. چنانچه این حرکت تکرار شود به طلاق و از هم پاشیده شدن ختم می شود.

تحقیر کردن شخص مقابل:

معمولاً اشخاصی که کم بین می باشند ، عقده ای حقیر کردن دارند و اشخاصی که خود را بزرگ می دانند

هر دو تلاش می‌کنند که با تغییر کردن دیگران خود را بزرگ جلوه دهند.

این وضعیت می‌تواند از عامل اختلاف زناشویی باشد.

بی نظم بودن:

مرد یا زنی که برخورد خود را بر پایه بی نظمی قرار می دهند مورد معترض شدن همسر

خود قرار می گیرد. گاهی بی نظم بودند به بی اعتمادی منجر می شود و گرمی و خوشحالی را از خانواده می

گیرد. وقت شناس بودن مرد و دیر آمدن آن به خانه باعث ناراضی بودن خانواده خود می شود.

منبع :عوامل آشکار اختلافات زناشوییمشاوره ازدواج

تست اختلافات زناشویی
تست اختلافات زناشویی

اختلافات زناشویی بوجود آمده در خانواده مسایل و مشکلاتی را در سطوح فردی، نهادی و اجتماعی بوجود می آورند . در سطح فردی اعضای خانوادهای که در تعارض با یکدیگر قرار میگیرند، تعادل روانی خود را از دست میدهند و چه بسا رفتارهایی مثل پرخاشگری و افسردگی در آنها دیده شود.

مطالعات پژوهشگران نشان میدهند، کودکانی که والدینشان به علت اختلافات زیاد طلاق گرفته اند، دچار ناسازگاری رفتاری شده و هنگامی که به بزرگسالی میرسند، رابطه ی ضعیفتری با والدین خود برقرار می کنند. همچنین پس از ازدواج احتمال طلاق آنها افزایش می یابد. اگر مسایل و مشکلات ناشی از اختلافات زناشویی در یک جامعه شدت یابند، استحکام خانواده را به خطر میاندازد و این امر تهدیدی برای استحکام جامعه و نظام اجتماعی بشمار می رود.

برخی مطالعات انجام شده در کشورهایی مثل آمریکا و کانادا نشان می دهند که فراوانی و شدت تعارضات خانواده نسبت به سایر نهادهای اجتماعی بیشتر است. هم جوانان و هم بزرگسالان تعارضات خانواده ی خود را در مقایسه با تعارضات خودشان با دوستان و همکاران بیشتر و ناگوارتر گزارش کرده اند. پیامد اختلاف زناشویی محدود به اعضای خانواده نشده و سایر نهادهای اجتماعی و حتی اقتصادی را تحت تأثیر قرار میدهد.

از آنجا که فرزندان خانواده های از هم گسیخته که پیش از جدایی کامل تعارضات گوناگون داشته اند، احتمال کمی دارد که تحصیلات خود را به اتمام رسانده و وارد دانشگاه شوند و از آنجا که تحصیلات عامل کلیدی و تعیین کننده در موفقیت اقتصادی است، در درازمدت این امر باعث نابسامانی اجتماعی می شود.

با استفاده از تست روانشناسی اختلافات زناشویی می توانید با پاسخ دادن به تنها چند تست میزان اختلاف خود را با همسر دریابید و سپس بر اساس آن اقدام درست و مشاوره با روانشناس و مشاور را اغاز نمایید. تست روانشناسی اختلاف زناشویی همکاری مناسب برای دریافتن میزان اختلاف زوجین است.

لطفا جملات زیر را به دقت بخوانید و با توجه به مقیاس زیر میزان موافقت خود را با کدام از آنها مشخص کنید. لطفاهیچ موردی را بدون پاسخ نگذارید.

تست اختلافات زناشویی

تست اختلافات زناشویی

۱) هنگام مرافعه با همسرم، رابطه من با خانواده پدر و مادری او قطع می شود.

۲) من و همسرم حساب های مالی جداگانه داریم.

۳) همسرم هرکاری از من بخواهد فراموش می کنم .

۴) هنگام دلخوری من و همسرم، هیچ کدام برای رابطه جنسی پیش قدم نمی شویم .

۵) من و همسرم کتک کاری می کنیم .

۶) هنگام دلخوری ، رابطه من با خانواده پدرو مادری خودم قطع می شود.

۷) برای فرزند(یا فرزندانم) حاضرم انتظارات نامعقول او(یا آنان) را برآورده کنم .

۸) بدون اطلاع همسرم، برای خود پس انداز شخصی دارم .

۹) وقتی همسرم از من تقاضایی دارد،خودم را به کارهای دیگر مشغول می کنم .

۱۰)رابطه جنسی من با همسرم ارضا کننده نیست .

۱۱) وقتی با همسرم مرافعه دارم، اتاق یا خانه را ترک می کنم.

۱۲) به تنهایی با خانواده پدر و مادری خود و خواهر و برادرانم رابطه دارم.

۱۳) درآمد همسرم را به بهانه های مختلف صرف خواسته های شخصی خود می کنم .

۱۴) همسرم را با ناقص انجام دادن کارهایی که ازمن می خواهد تنبیه می کنم .

۱۵) همسرم رابطه جنسی را به من تحمیل می کند .

۱۶) همسرم را به رفتارهای غیر اخلاقی متهم می کنم .

۱۷) از اعضای خانواده پدری و مادری ام ، برای حل اختلافات خود با همسرم، کمک می گیرم.

۱۸) فرزند(یا فرزندانم) ، اسرار همسرم را به من می گویند .

۱۹)خانواده پدر و مادری همسرم، به من بی احترامی می کنند .

۲۰)خرج خانواده، در هرصورت (آشتی یا دعوا) در اختیار من است .

۲۱)همسرم را با بی نظمی و نامرتب بودن، آزار می دهم .

۲۲) وقتی با همسرم دعوا می کنم ، فریاد می زنم و ناسزا می گویم .

۲۳) خانواده پدر و مادری من ، همسرم را با دیگران مقایسه و به حال من دلسوزی می کنند .

۲۴) فرزند یا فرزندانم یکی از عوامل مهم حفظ و تداوم رابطه زناشویی من هستند .

۲۵) دوست یا دوستانم در جریان اختلاف من و همسرم هستند .

۲۶)من و همسرم با مشارکت و توافق یکدیگر پول و درآمد خانواده را خرج می کنیم .

۲۷) حوصله ام از همسرم و خواسته هایش سر می رود .

۲۸) هنگام دعوا، تنها رابطه من با همسرم رابطه جنسی است .

۲۹) هنگام نزاع ، از همسرم درخواست طلاق می کنم .

۳۰) خانواده پدری و مادری من ، تمام گناه ها را به گردن همسرم می اندازند.

۳۱) هنگام دعوا بین من و همسرم ، فرزند یا فرزندانم از من حمایت می کنند.

۳۲) حاضر نیستم برای بدهی های همسرم از دیگران پول قرض کنم .

۳۳) هنگام دعوا ، رابطه جنسی من و همسرم قطع می شود .

۳۴) با وجود داشتن همسر ، از تنهایی رنج می برم .

۳۵) همسرم در حضور خانواده پدری و مادری خودم، مرا تحقیر می کند .

۳۶) هنگام مرافعه من و همسرم، یکی از فرزندانم زیاد مریض می شود و نیاز به مراقبت دارد .

۳۷) همسرم و خانواده اش را در مقابل سایرین تحقیر می کنم .

۳۸) بدون اطلاع همسرم ، به والدین خود پول می دهم و یا از آن ها پول می گیرم .

۳۹) دعوا با همسرم ، مرا نسبت به فعالیت های خودم بی علاقه می کند .

۴۰) باآن دسته از برنامه های مهمانی که با حضور خانواده همسرم باشد، مخالفت می کنم .

۴۱)هنگام دعوا با همسرم نسبت به غذا بی اشتها می شوم .

۴۲)در هنگام دعوا با همسرم، رابطه من و او با دوستان مشترکمان قطع می شود .

جهت کسب نتیجه می بایست به تمامی سئوالات پاسخ دهید.
تعداد سئوالات پاسخ داده شده

۰
۰%

تفسیر آزمون: حداکثر نمره کل پرسشنامه ۲۱۰و حداقل آن ۴۲می باشد که در این آزمون نمره بیشتر به معنی رابطه بهتر و نمره کمتر به معنی تعارض بیشتر می باشد.

توجه: انجام این تست ها صرفا جهت پیش آگهی بوده و برای قابل اطمینان بودن حتما میبایست زیرنظر متخصص روانشناس انجام و تفسیر شود و تصمیم گیری صرفا بر اساس نتایج آن و بدون تحلیل روانسنج بسیار خطرناک می باشد.

منبع :تست اختلافات زناشوییمرکز مشاوره ایران