علل کمرویی چیست؟ چرا در مدرسه و اجتماع کم رویی هستید؟

برای پاسخ به سوال، چرا در مدرسه و اجتماع کم رویی هستید؟ باید ابتدا سوال علل کمرویی چیست؟ را پاسخ بدهم. از نظر روانشناسی  توجه داشته باشید که کمرویی یک ویژگی ارثی محسوب نمی شود بلکه در اثر روابط نادرست بین فردی در مراحل اولیه رشد در خانه و مدرسه پدیدار می شود. در متن زیر به مواردی که باعث ایجاد کمرویی می شوند می پردازیم.

علل کمرویی چیست؟

کمرویی ناشی از ترس

کم رویی ناشی از ترس عموما در زمان نوزادی شکل می گیرد. مطالعات نشان می دهد که ترس در این سن به دلیل بودن کنار افراد غریبه شکل می گیرد.

آشنایی با افراد پس از شش ماهگی رخ می دهد و در آن زمان مغز نوزاد برای تشخیص افراد رشد لازم را پیدا می کند و ترسش از دیگران برطرف می شود.

خانواده و فرزندان کمرو

محیط خانواده، تجاربی که کودک در سنین پایین به دست می آورد و محیط مدرسه اصلی ترین نقش را در شکل گیری شخصیت دارند. در این دوره کودک به رفتار والدین خود بسیار دقت می کند و از آن ها الگو می گیرد و زمانی که این الگوها مضطرب باشند و روابط اجتماعی موفقی نداشته باشند بدون شک کودکان هم از آن ها الگو برداری می کنند.

عامل دیگری که ممکن است کودکان را به سمت کمرویی سوق دهد، کمال گرایی والدین است. انتظارات نامعقول والدین از فرزندانشان و مجبور کردن آن ها به حضور در موقعیت های اجتماعی، رفتار خصمانه، تهدید و حمایت های غیر ضروری باعث بروز کمرویی در کودکان می شود.

دوگانگی و تعارض در رفتارهای والدین هم ممکن است باعث ایجاد کشاکش درونی در کودک و اختلال در رشد او شده که در نهایت به اضطراب و کمرویی ختم می شود.

علل کمرویی نشانه انزو و گوشه گیری کودک

تاثیر کم رویی بر تک فرزندان و فرزندان اول خانواده

کمرویی در میان تک فرزندان و فرزندان اول خانواده بیش تر از سایر کودکان دیده می شود. البته این بدین معنی نیست که تمام تک فرزندان یا فرزندان اول خانواده دچار کمرویی می شوند.

کمرویی در این افراد زمانی به وجود می آید که والدین قادر نباشد، فرزندان را به شکل مناسب تربیت کنند. معمولا تک فرزندان یا فرزندان اول خانواده با افراد بزرگسال بیش تر از همسن و سالان خود در ارتباط هستند و در ارتباط با همسن و سالان خود مشکل دارند.

معمولا والدین از تنها فرزند یا اولین فرزند خود توقعات بالایی دارند که همین توقعات و اعمال فشار باعث ایجاد اضطراب و کمرویی در کودکان می شود و کودک به مرور احساس ارزشمندی خود را از دست می دهد.

مدرسه و تقویت کمرویی

مدرسه به عنوان اولین تجربه کودک از مکان های رسمی نقش اساسی در تقویت یا درمان کمرویی دارد و متاسفانه در بسیاری از موارد مشاهده می شود که کمرویی کودکان در مدرسه تقویت می شود.

در غالب موارد سکوت مضطربانه کودک به عنوان یک ویژگی و صفت پسندیده محسوب می شود و با تایید های معلم یا سایرین تقویت می شود. به طور مثال نمره انضباط بالا در مدارس معمولا به دانش آموزان کمرو تعلق می گیرد.

تشویق هایی مانند این که معلم شخصی را ساکت و آرام بخواند و از بقیه هم بخواهد آنگونه باشند باعث می شود که کودک به یک شخصیت کاملا کمرو و منفعل تبدیل شود.

علل کمرویی کودک

موارد زیر باعث ایجاد یا تقویت کمرویی در کودکان می شود.

  • فشارهای روانی،
  • تهدید،
  • رقابت های ناسالم،
  • کمال جویی ها،
  • تنبیه،
  • تقویت روحیه تسلیم پذیری
  •  کنترل کردن رفتارهای کودک

توجه داشته باشید که این رفتارها بیش تر زمانی دیده می شود که کودک به دلیل مشکلات عاطفی نیاز به تایید و تشویق معلم داشته باشد.

فشارهای اجتماعی یکی از علل کمرویی

علاوه بر خانواده و مدرسه، اجتماع هم می تواند در ایجاد کم رویی نقش داشته باشد.

موارد زیر می توانند زمینه ساز رفتارهای گوشه گیرانه باشند.

  1. آسیب های اجتماعی،
  2. فشارهای گروهی،
  3. کنترل های شدید،
  4. تقویت شخصیت انفعالی،
  5. ترویج خشونت
  6. برتری طلبی های قومی و نژادی

منبع : علل کمرویی چیست؟ چرا در مدرسه و اجتماع کم رویی هستید؟ 

اختلال اضطراب جدایی در کودکان از دلایل تا درمان

اختلال اضطراب جدایی در کودکان از دلایل تا درمان

اختلال اضطراب جدایی در کودکان چیست؟ به احتمال زیاد برای شما هم اتفاق افتاده است که خواسته اید بیرون بروید اما با گریه و کج خلقی کودکتان رو به رو شده اید. در این جا این سوال پیش می آید که آیا این اتفاق و وابستگی فرزندان به شما طبیعی می باشد؟ و باید در این موارد چطور با فرزندان برخورد شود؟ اضطراب جدایی در سنین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی طبیعی می باشد اما این اضطراب در کودکان سنین بالاتر به عنوان یک اختلال روانی شناخته شده و آن را تحت عنوان اختلال اضطراب جدایی می شناسند که نیاز به درمان دارد.

در ادامه این مقاله به بررسی کامل این موضوع پرداخته شده است تا جواب بسیاری از سوال های خود را در زمینه اختلال اضطراب جدایی در کودکان دریافت نمایید.

اختلال اضطراب جدایی چیست؟

کودک شما در سنین پایین تر وابستگی های زیادی به شما دارد و از این که شما او را ترک می کنید و تنهایش می گذارید می ترسد و گریه و بهانه گیری می کند، ممکن است در صورت جدایی از شما به مدت کوتاهی، گریه و بد خلقی کند اما باید توجه داشته باشید این واکنش ها در سنین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی طبیعی می باشد و با طی کردن روند رشد طبیعی کودک به تدریج اضطراب جدایی و وابستگی کودک از بین می رود.

اما در صورتی که در سنین بالاتر به ویژه در سن پیش دبستانی این واکنش ها در کودک مشاهده شد باید نگران شوید زیرا احتمال دارد کودک شما از اختلال اضطراب جدایی رنج ببرد، در واقع اختلال اضطراب جدایی یکی از اختلال های اضطرابی می باشد که کودک در هنگام جدایی از خانه یا مراقبان، دچار اضطراب شدید و نامناسبی می شود و واکنش هایی نشان می دهد که نسبت به سنش غیر طبیعی می باشد.

علائم اختلال اضطراب جدایی در کودکان

بر اساس مطالبی که بیان شد اختلال اضطراب جدایی در کودکان بیشتر در سال های پیش دبستانی دیده می شود به طوری که این کودکان حاضر نیستند در هنگام مدرسه رفتن یا بازی کردن از والدین شان جدا شوند و برای جدا نشدن از خانواده دلایل مختلفی مانند مریض شدن را بهانه می کنند، از جمله علائمی که اختلال اضطراب جدایی را نشان می دهد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. ترس از جدایی از خانواده:

کودکانی که دچار اختلال اضطراب جدایی می شوند به طور مداوم ترس از جدایی از والدین را دارند و همین مسئله باعث می شود تا اضطراب های پیاپی در آن ها به وجود آید، یکی از مهم ترین علائم اضطراب جدایی، ترس از جدایی کودکان از والدینشان می باشد.

۲٫ از دست دادن افراد وابسته:

نگرانی زیادی نسبت به افرادی که وابسته و دلبسته هستند دارند به طوری که همواره نگران از دست دادن آن ها می باشند و می ترسند بلایی سر این افراد بیاید.

۳٫ خارج نشدن از خانه:

کودک علاقه ای به بیرون رفتن ندارد و دوست ندارد از خانه خارج شود و به دیدار دوستان، اقوام و یا مدرسه و مکان های دیگر برود.

۴٫ بی خوابی یا کابوس دیدن:

دلش نمی خواهد شب ها در مکان دیگری جز خانه خود بخوابد. اضطراب جدایی در این کودکان باعث می شود که حتما در کنار فردی که به او وابسته است بخوابد و یا احتمال دارد کابوس هایی در مورد جدایی از والدین خود ببیند.

۵٫ علائم جسمانی:

در صورت جدایی از افرادی که به آن ها وابسته است دچار سردرد، حالت تهوع، استفراغ، دل درد و غیره می شود.

نکته: علائمی که بیان شد باید حداقل به مدت ۴ هفته در کودکان ادامه داشته باشد و این اختلال ناراحتی قابل ملاحظه ای در عملکرد های اجتماعی، شغلی و تحصیلی و یا زمینه های دیگر ایجاد کند و با اختلال های روانی دیگر قابل توجیه نمی باشد.

دلایل بروز اختلال اضطراب جدایی در کودکان

افرادی که دچار اختلال اضطراب جدایی می شوند ممکن است به خاطر احساس ناامنی در کودک باشد این ناامنی به دلایل بسیاری به وجود می آید که از جمله دلایل بروز اختلال اضطراب می توان به موارد زیر اشاره  نمود.

  1. ژنتیک:

بسیاری از کودکان به صورت ژنتیکی خلق و خوی حساسی دارند و احتمال این که به اضطراب دچار شوند بسیار زیاد است و به همین دلیل آمادگی آن ها برای ابتلا به اضطراب جدایی بیشتر می باشد.

۲٫ تغییر محیط:

تغییرات محیطی می تواند باعث به وجود آمدن این اختلالات شوند به عنوان مثال تغییر در مدرسه و محله زندگی تاثیر بسیاری در به وجود آمدن این اختلال دارد.

اختلال اضطراب جدایی

۳٫ از دست دادن والدین:

مرگ یکی از والدین یا عزیزان کودک و یا طلاق گرفتن تاثیر زیادی در به وجود آمدن اختلال اضطراب جدایی دارد.

۴٫ روش فرزند پروری:

روش هایی که والدین برای تربیت فرزندشان به کار می برند می تواند در ابتلا به این اختلال بسیار موثر باشد به عنوان مثال والدینی که در تربیت خود بسیار آسان گیر هستند و هر چیزی که کودک دوست دارد در اختیارش قرار می دهند و یا والدینی که بسیار سخت گیرانه برخورد می کنند به گونه ای که کودک برای رفتارهایش دچار اضطراب و استرس می شود می توانند زمینه ای برای ابتلا به اختلال جدایی را فراهم کنند.

۵٫ دلبستگی نا ایمن:

دلبستگی، ارتباطی است که میان کودک و مراقب او شکل می گیرد در صورتی که مراقب کودک در زمان نوزادی بیشتر در کنار او باشد و به نیازهای او پاسخ دهد وابستگی ایمن تری شکل خواهد گرفت، در مقابل وابستگی ایمن، وابستگی نا ایمن وجود دارد که یکی از عوامل اصلی برای شکل گیری اختلال اضطراب جدایی در کودکان می باشد.

نحوه برخورد صحیح با اختلال اضطراب جدایی کودکان

برای این که اختلال اضطراب جدایی کودکان را مدیریت کنید و برخورد صحیحی داشته باشید در ابتدا باید سعی کنید خودتان آرام و به دور از هر استرسی باشید و استرس تان را کنترل کنید، زیرا اضطراب و استرس شما به فرزندتان انتقال داده می شود هم چنین باید به احساسات کودکان احترام بگذارید و با زور، کودک را از خودتان جدا نکنید و سعی کنید فرزندتان در کارهای گروهی و بازی کردن با دوستان و هم سن و سالش شرکت کند و برای حضور در این گروه ها او را تشویق کنید تا به تدریج اضطراب جدایی کودک کاهش یابد و در کنار تشویق خود، از تلاش های او برای پیوستن به جمع دیگران تمجید کنید.

علاوه بر این سعی کنید هرگز به کودکتان دروغ نگویید به عنوان مثال وعده بازگشت یا عدم ترک محیط در صورتی که انجام نمی گیرد به او ندهید زیرا اضطراب او را بیشتر می کند، برای این که بتوانید جدایی را با کودک خود تمرین کنید باید از محیط خانه شروع کنید زیرا کودک نسبت به این محیط آشنایی بیشتری دارد، سپس با مدت زمان کوتاه و با فاصله زمانی مناسب این کار را انجام دهید و به مرور زمان سعی کنید آن را افزایش دهید.

در این خصوص می توانید از مشاور کمک بگیرید تا راهکارهایی لازم را در اختیارتان قرار دهد و به شما کمک کند تا برخورد صحیح با کودک داشته باشید.

درمان اختلال اضطراب جدایی در کودکان

در جلسه مشاوره کودک، در ابتدا درمانگر اطلاعاتی در مورد محیط خانه، مدرسه و هم چنین مراحل رشدی کودک کسب می کند، تا تشخیص دهد آیا کودک دچار اختلال اضطراب جدایی شده یا نه، بعد از بررسی به شما کمک می کند تا تدابیر لازم برای رو به رو شدن با اضطراب جدایی کودک را یاد بگیرید برای درمان اختلال روش های بسیاری وجود دارد که در زیر نمونه هایی از آن بیان شده است.

  1. درمان های متمرکز بر کودکان

برای کودکی که به اختلال اضطراب جدایی دچار شده است از روش های درمانی مانند بازی درمانی، گروه درمانی، درمان های شناختی- رفتاری و روان درمان استفاده می شود اصلی که در همه این روش ها مشترک است این است که کودک افکار و احساسات و نگرانی هایش را بیان می کند و در کنار آن مهارت های لازم برای برخورد صحیح با ترس های خود، بالا بودن اعتماد به نفس و نحوه کنار آمدن با نگرانی ها را یاد می گیرد.

  1. درمان های متمرکز بر والدین

در رویکرد درمانی متمرکز بر والدین سعی می شود در مرحله اول، والدین و مسائل و مشکلات روانشناختی احتمالی آن ها مورد هدف قرار بگیرد و بعد از آن نوع ارتباط والدین با کودک و سبک فرزند پروری آن ها مورد برررسی قرار گیرد ، والدین با توجه به آموزش هایی که از طرف متخصصین دریافت می کنند می توانند در روند درمان مشارکت لازم را داشته باشند و اختلال اضطرابی کودک را تعدیل ببخشند و به درمان او کمک کنند.

منبع : اختلال اضطراب جدایی در کودکان از دلایل تا درمان

آیا پس‌ از خیانت همسر می‌توان به او اعتماد کرد؟

متأسفانه در جامعه امروزی، خیانت در موضوعات مختلف پیش می‌آید و موجب از بین رفتن اعتماد میان زوجین می‌شود البته برخی زوجین تمایل دارند پس از طلاق نیز رابطه را به‌ همین شکل حفظ کنند اما نمی‌دانند که ترمیم اعتماد پس از خیانت چگونه است. مراجعه به یک زوج درمانگر و مشاور روحی، می‌تواند تا حدود زیادی شما را در این‌ مورد یاری کند.

نشانه‌های خیانت

خیانت تنها درباره مسائل جنسی رخ نمی‌دهد و ممکن است شامل موضوعات دیگری نیز باشد، مثلاً وقتی شما رازها و حقیقت‌های مهم و حائز اهمیت زندگی خود را از دید همسرتان پنهان می‌کنید و یا رفتاری دارید کمی اعتماد میان شما را خدشه‌دار می‌کند نیز نوعی خیانت محسوب می‌شود کسی که به همسر خود خیانت کرده باید تمام تلاش خود را برای بهبود روابط عاطفی‌شان بکند و لازمه این قضیه داشتن اعتقاد داشتن صداقت و حسن‌ نیت است.

وقتی شخص خیانت را تجربه می‌کند به‌ طور طبیعی سخت می‌تواند به همسر خود اعتماد کند و ممکن است دائماً تجربه تلخ گذشته را با خود مرور کند وقتی حسن‌ نیت شما به او ثابت شود و به همسر خود نشان دهید واقعاً آدم بهتری شده‌اید فرایند اعتماد کردن خیلی راحت‌تر خواهد شد.

علت بروز خیانت

خیانت معمولاً به دلایل مختلفی بروز می‌دهد اما به هر دلیلی باشد توجیه اخلاقی ندارد از دست دادن موقعیت اجتماعی، اعتیاد به الکل و مواد مخدر و یا حتی نازایی می‌تواند جرقه خیانت را به وجود بیاورد. اگر در زندگی زناشویی خود مشکلی دارید توصیه می‌کنیم حتما به مشاور خانواده مراجعه کنید و قدمی برای حل مشکل خود بردارید.

راهکارهای عملی جلب اعتماد همسر بعد از خیانت

این‌طور مثال می‌زنیم که شما به همسر خود به هر دلیلی خیانت کرده‌اید اما در حال حاضر از کار خود به ‌شدت پشیمان هستید و از او می‌خواهید شما را ببخشد، اما همسر شما نمی‌تواند به‌راحتی گذشته را فراموش کنند و می‌ترسد دوباره به او خیانت کنید. وظیفه شما در این‌جا این است که تمام انرژی خود را صرف کنید تا دوباره اعتماد او را به دست بیاورید. در ادامه راهکارهایی دراین‌باره به شما پیشنهاد می‌دهیم که با استفاده از آن‌ها بتوانید اعتماد همسر خود را جلب کنید.

مراجعه به روان‌شناس در این زمینه به شما کمک شایانی خواهد کرد

در گفتار و به‌ خصوص رفتار خود صادق باشید

در این‌مورد لازم است همسرتان را در جریان هر کاری که انجام می‌دهید بگذارید. نباید گلچینی از کارهایتان را به همسرتان اطلاع دهید، چون ممکن است همسر شما در جریان کارهای پنهانی شما قرار بگیرد و جلب اعتماد غیرممکن شود. وقتی وسوسه می‌شوی رفتار مشکوکی را انجام دهید با یک روان‌شناس و مشاور مشورت کنید تا به وسیله راهکارهای تجویزشده این افکار را از ذهن خود دور کنید و به زندگی طبیعی خود باز گردید. اگر از این افکار پیشگیری نکنید ممکن است دوباره در دام خیانت گرفتار شوید.

باید در همه ابعاد زندگی خود شفافیت و صداقت داشته باشید، چون شرایط متفاوتی دارید و لازم است همسر خود را درک کنید و به او حق دهید تا بتواند به‌ راحتی به شما اعتماد کند.

نگفتن حقیقت نام دیگر دروغ‌گویی است

صداقت داشتم فقط به این معنی نیست که حقیقت را بگویید بلکه به این معنا نیز هست که علاوه‌ بر گفتن حقیقت چیزی را نیز از همسرتان پنهان نکنید و او را در جریان جزئیات زندگی خود قرار دهید. گلچین کردن مطالب نیز می‌تواند نوعی خیانت محسوب شود چون ممکن است همسر شما بعداً موضوعات پنهان‌شده را بفهمد و سخت بتواند به شما اعتماد کند.

نباید همسر خود را نادیده بگیرید

فقط صادق بودن برای جلب اعتماد همسر کافی نیست و لازم است در این مسیر به همسرتان به‌ اندازه کافی توجه کنید چراکه در این موقعیت حساس، بسیار ناراحت است و به توجه شما بیش‌ از هر زمان دیگه‌ ای احتیاج دارد یکی دیگر از راه‌های جلب اعتماد همسر توجه به او در همه مواقع است پس سعی کنید او را نادیده نگیرید سعی کنید علاقه خود را به همسرتان ابراز کنید زیرا هر فردی احتیاج دارد علاقه زبانی همسر خود را نیز بشنود.

نباید خودتان را نادیده بگیرید

علاوه‌ بر همسرتان لازم است به خودتان هم توجه داشته باشید و درصدد رفع نیازهای خود برآیید، وقتی نسبت ب رفع نیازهای خود تلاش می‌کنید برای رفع نیازهای همسر خود نیز اعتمادبه‌نفس و انگیزه پیدا می‌کنید همسر شما نیز از حس مسئولیت‌پذیری شما خوشحال می‌شود.

صبور باشید| روانشناسی بعد از خیانت

برای برطرف کردن عوارض خیانت حتما باید صبور و بردبار باشید چون ممکن است این فرایند ماه‌ها طول بکشد. بسیاری از همسرهای خیانت‌کار، توقع دارند پس‌ از ابراز پشیمانی سریعاً توسط همسر خود بخشیده شوند و به زندگی عادی برگردند، در صورتی‌ که این پروسه زمان بسیار زیادی را می‌طلبد.

در کل شفاف‌سازی یکی از مهم‌ترین اصول ترمیم رابطه پس‌ از خیانت است، شخصی که خیانت می‌کند باید در همه زمینه‌ها شفاف و صادق باشد.

علائم پشیمانی پس‌از خیانت

در این قسمت این سوال پیش می‌آید که از کجا باید متوجه پشیمانی همسر خود از خیانت شویم. به‌ طور کلی فردی که از عمل خیانت خود پشیمان می‌شود رابطه‌اش را با نفر سوم رابطه به کل قطع می‌کند و این قضیه را به‌ صورت شفاف اعلام می‌کند. کسی که از کرده خود پشیمان است تمام تلاش خود را می‌کنند تا اعتماد شماره دوباره جلب کند و با شما صادق باشد و سعی می‌کند همیشه شما را خوشحال و راضی نگه دارد و خود را مسئول برطرف کردن نیازهای شما می‌داند. اگر از پشیمانی همسر خود نسبت ب خیانت اطمینان کافی ندارید بهتر است از یک زوج درمانگر کمک بگیرید.

چهار روش برای این‌ که بفهمید پس‌ از خیانت می‌توانید دوباره اعتماد کنید یا خیر.

بازسازی رابطه بعد از خیانت

بیایید روراست باشیم

در این‌ بین هیچ ضمانتی وجود ندارد.

یعنی ضمانتی وجود ندارد که همسر شما دوباره به شما خیانت کند و در مقابل ضمانتی هم وجود ندارد که به شما خیانت نکند و هم چنین ضمانتی وجود ندارد که صددرصد با هم بمانید و ضمانتی نیست که از هم جدا شوید، همه این مسائل به خودتان بستگی دارد به شما دونفر پس پیش‌بینی غیرممکن است.

مثلاً وقتی عاشق همسر خود شدید و زندگی عاشقانه خود را آغاز کردید، هیچ‌وقت فکرش هم نمی‌کردید که بخواهید به عشق و صداقت شما خیانت شود و یا دست‌کم احتمال کمی می‌دادید

اما او به من خیانت کرد

در هر صورت این اتفاق افتاده اگر قصد دارید دوباره رابطه‌تان را بسازید و اعتماد میانتان را از نو بسازید بهتر است یکدیگر را درک کنید. ممکن است دوباره این فکر به ذهن شما بیاید که نکند دوباره به من خیانت کند، نکند دوباره به من دروغ بگوید.

در این راه کمی گیج خواهید شد

تمایل ندارید دیگر دروغ بشنوید و دوباره از خیانت زخم بخورید اما می‌دانید که باید در این راه محتاطانه عمل کنید، این احتیاط کردن امکان دارد که شما را از رفتن به سوی بازسازی و التیام رابطه و نجات رابطه‌تان بازدارد انگار درحالی‌که یک قدم‌ رو به جلو برمی‌داری چند قدم به عقب پس روی می‌کنید، اما متأسفانه راه قطعی و قابل‌ اعتمادی وجود ندارد که بفهمید همسرتان واقعاً به شما راست می‌گوید یا دوباره قصد خیانت دارد.

راه قطعی وجود ندارد

باید در این مسیر کاملاً آگاه و هوشیار باشید و احتیاط‌های بی‌جایی که موجب عقب ماندن شما می‌شود را رها کنید، ارزیابی و تحلیل نشانه‌های همسرتان به شما کمک می‌کند تا بهترین تصمیمات را اتخاذ کنید.

اگر تمایل دارید متوجه شوید می‌توانید دوباره اعتماد کنید یا نه این چهار نشانه را به یاد داشته باشید

راه گفت‌وگو بین شما باز است

شما می‌توانید به‌ راحتی بفهمید که راه گفتگو بین همسرتان و شما باز است یا بسته، گاهی اوقات تا شروع به صحبت می‌کنید تنها با یکدیگر مخالفت و لجبازی می‌کنید، در این‌ چنین موقعیت‌هایی می‌گوییم راه گفت‌وگو بین شما بسته است، اما هنگامی‌که زن و مرد در کنجی پر آرامش با همدیگر شروع به گپ و گفت می‌کنند و برای صحبت‌های همدیگر سراپا گوش هستند مشخص می‌شود راه ارتباطی میان این زوج باز است و پنهان‌کاری و فریبی در کار نیست.

دلجویی بعد از خیانت: شفافیت و صداقت بین شما حکم‌ فرماست

شفافیت یعنی فرد خیانت‌کار خود، اطلاعات و وسایل مربوط به خود را کاملاً در اختیار همسر قرار می‌دهد تا موضع پنهانی بین آن‌ها وجود نداشته باشد. البته خود فرد خیانت‌کار باید موافق این کار باشد و اگر این شفافیت با زور و اجبار صورت گیرد موجب دوری بیش‌ از پیش آن‌ها می‌شود. اگر همسر خیانت‌کار شما موافق این شفافیت نیز از او بخواهید دلیل قانع‌کننده برای این امتناع بیاورد شاید با صحبت در این مسئله مشکل هم حل شود.

این‌طور به‌ نظر می‌رسد که هر دوی شما در یک تیم هستید

فهمیدن این مسئله که شما و همسرتان در یک تیم هستید یا در دو تیم مستقل بسیار ساده است این مسئله هم تقریباً شبیه راه گفتگوی بسته و باز است اگر هر دوی شما در یک تیم باشید برای ایده و نظرات همدیگر ارزش قائل می‌شوید و به‌ راحتی از کنار آن‌ها گذر نمی‌کنید سعی می‌کنید از همدیگر چیزهای جدید یاد بگیرید و هر کدام خود را نسبت‌ به دیگری برتر نمی‌دانید نسبت ب تفاوت‌های نظر همدیگر احترام می‌گذارید و نظر خود را بر دیگری تحمیل نمی‌کنید اگر در دو تیم مجزا باشید برعکس همه اتفاقاتی که در بالا ذکر شد در رابطه شما می‌افتد

نشانه‌های پیشرفت در زندگی شما کاملاً مشهود است

باز بودن گفتگو وجود شفافیت و یار هم بودند در یک تیم همگی از نشانه‌های پیشرفت در رابطه‌ی شما است اما ممکن است زوجین متوجه این تغییرات و پیشرفت‌ها نشوند اگر دوست دارید ببینید می‌توانید دوباره به همسرتان خیانت کنید یا نه باید مطمئن شوید در حال در حال زندگی می‌کنید یا در گذشته البته انکار حس خیانت همسرتان کار درست نیست اما نشخوار فکری افکار گذشته نیز به شما کمک نخواهد کرد

اگر حس می‌کنید در گذشته غرق‌شده یک‌نفس عمیق بکشید و با خود منطقی صحبت کنید از خودتان بپرسید آیا هم‌ زدن اتفاقات ناگوار گذشته دردی از شما دوا می‌کند؟

وقتی دائماً به فکر زمان حال باشید در نتیجه تغییرات مثبت رابطه‌تان را می‌بینید و نسبت به ادامه این تغییر خوشحال و با انگیزه‌ تر می‌شوید البته خیانت می‌تواند اعتماد را از بین ببرد شما باید نشانه‌ها را به یاد بسپارید و این‌ها فقط چند نمونه بودن و تنوع زیادی دارند با استفاده از این نشان‌ها می‌فهمید که می‌توانید دوباره به همسر خود اعتماد کنید یا خیر.

ایا با زنی که خیانت کرده میشود زندگی کرد

راه‌های جلب اعتماد همسر بعد از خیانت به‌ صورت عملی

پس‌ از این‌ که بیست و شش سال قبل هر دو به‌ هم خیانت کردیم با همدیگر عهد بستیم، دیگر نفر سومی را وارد رابطه عاشقانه خود نکنیم. البته متأسفانه همسرم نزدیک دو سال است که با زنی از دوران دبیرستان، رابطه به‌ ظاهر دوستانه برقرار کرده‌ است. این‌ها حرف‌های خانمی بود که از روان‌شناس خود می‌پرسد پس‌ از فهمیدن این رابطه دوستانه می‌تواند به همسرش اعتماد کند یا خیر. ادامه ماجرا و پاسخ روان‌شناس را در ادامه با هم دنبال خواهیم کرد.

روان‌شناس عزیز

بیست و شش سال پیش من و شوهرم در زندگی خود که البته الان پنجاه سال قدمت دارد مرتکب اشتباه احمقانه‌ای شدیم که هر دوی ما را به همدیگر بد بین ساخت اما دراین ‌بین هر دوی ما از عشق بینمان مطمئن بودیم پس به مشاور مراجعه کردیم تا از مشاوره خانواده بیاموزیم چطور باید با هم صادق باشیم و به همدیگر اطمینان داشته ‌باشیم آن زمان به یکدیگر قول دادیم هیچ غریبه‌ای را به حریم زندگی‌مان راه ندهیم من کاملاً صادقانه به تعهدم وفادار ماندم اما حقیقت تلخی را متوجه شدم.

حدود دو سال است که متوجه شدم شوهرم با یک خانم مجرد به‌ صورت تلفنی رابطه برقرار می‌کند که دوست دوران دبیرستانش نیز بوده. همسرم ادعا می‌کند تا به‌ حال رابطه جنسی بین آن‌ها اتفاق نیفتاده اما شوهرم چند باری به خانه او رفته. شوهرم به‌ خوبی می‌داند من نسبت به این رابطه و این زن حس خوبی ندارم چون کاملاً علنی به شوهر من ابراز علاقه کرده، اما همسرم این‌ موضوع را از من مخفی کرد چون فکر می‌کرد اگر به من مستقیماً درباره این رابطه بگوید، با پرخاشگری من مواجه می‌شود.

با وجود این، او درباره قدمت رابطه‌شان هم به من دروغ گفت و اول ادعا کرد تنها شش ماه است که با هم در ارتباط هستند، اما وقتی گفتم قرار است گوشی موبایلش را چک کنم اعتراف کرد که بیش‌ از دو سال است که با همدیگر رابطه دارند و می‌گوید تا به‌ حال برای صرف غذا با هم بیرون نرفته اند اما یک‌ بار او به منزلش ناهار برده‌ است.

راستش اصلا نمی‌توانم این موقعیت را به‌ خوبی تجزیه و تحلیل کنم!

همسرم ادعا می‌کند عاشق من است اما من در این بین یک تناقض و خلأ احساس می‌کنم، با وجود این‌ که او بیست و شش سال پیش به من خیانت کرده اعتماد دوباره به او برایم کمی سخت است. من صادقانه در این بیست و شش سال خیانتی به او نکردم اما او ظاهراً به عهد خود پای‌ بند نبوده.

و اما پاسخ روان‌شناس را با هم می‌خوانیم

لیندای عزیز

بعد از مدت زیادی تلاش کردی تا امنیت و اعتماد را به زندگی مشترکتان برگردانی و الان می‌فهمم تجربه‌ خیانت می‌تواند تا چه اندازه برایت دردناک باشد. برای اینکه موقعیت خیانت فعلی و قبلی را تحلیل کنیم، بهتر است این دو موقعیت را از هم جدا کنیم ما الان باید متوجه شویم که در حال حاضر بین همسر شما و این خانم چه احساسی وجود دارد قبل‌ از آن باید به موضوع اعتماد می‌پردازیم.

دلجویی بعد از خیانت: تحلیل روان‌شناسانه

این‌طور به‌ نظر می‌رسد که پس‌ از خیانت‌های رخداد بیست و شش سال پیش شما شما با یکدیگر عهد بستید غریبه‌ای را وارد رابطه‌ی دونفره تان نکنید و در واقع با جلوگیری از ورود کسی، سعی کردید یک مرز ایمن دور رابطه‌تان در نظر بگیرید، اما رابطه سالم به این‌ موضوع ربطی ندارد که بین غریبه و همسر من چه خواهد گذشت.

دوام رابطه به این علت است که بین دو نفر رابطه عاشقانه و با تعهد شکل‌گرفته یا خیر.

ایجاد کردن شرایط ماندن در رابطه بسیار سخت‌تر از دور نگه‌داشتن غریبه‌ها از رابطه است. من فکر می‌کنم آن‌ چیزی که بین شما پیش‌آمده کمتر به آن زن مربوط است بین شما دو نفر حرف‌های ناگفته زیادی وجود دارد.

دلایل خیانت

در طول سال‌هایی که حرفه‌ی روان‌شناسی را تجربه می‌کردم شاهد این‌ موضوع بودم که افراد کمی موضوع دقیق پریشان‌ حالی خود را با همسرشان در میان می‌گذارد، اکثر افراد ناراحتی‌های خود را درون ریزی می‌کنند و به شکل افسردگی از وجود آن‌ها بروز پیدا می‌کند گاهی اوقات چنین احساساتی نیز می‌تواند خیانت در رابطه را به وجود بیاورد احساس تحت کنترل بودن ناتوانی در برقراری رابطه احساس دورافتادگی و غیره.

در بعضی موارد نیز خیانت ریشه درونی دارد، مثلاً ترس از صمیمیت، احساس عدم امنیت، احساس ناکارآمدی و غیره غیر ممکن است به یک فقدان و خلأ بزرگ تبدیل شود و فرد تلاش کند این خلأها را با خیانت حل کند. افراد دیگری نیز به خیانت اعتیاد دارند و به‌ راحتی قادر به ترک آن نیستند.

خیانت، واقعیت یا سوءظن

وقتی فردی حس می کند به او خیانت شده، به‌ قدری درگیر اضطراب و تنش می‌شود که توجهش از شریک عاطفی‌اش پراکنده می‌شود و در عین‌ حال به‌ قدری درگیر خشم و احساس حق‌به‌جانب بودن می‌شود که توجهش نسبت به خودش را هم از دست می‌دهد و به جزئیات خیانت می‌پردازد. جزئیاتی مانند این‌ که آیا تا به‌ حال با همدیگر رابطه جنسی برقرار کرده‌اند؟، تا چه اندازه؟ آیا با همدیگر رابطه تلفنی هم داشته‌اند؟ آیا با همدیگر غذا خورده‌اند؟ چه غذای مورد علاقه آن‌ هاست و غیره.

صحبت درباره چنین جزئیاتی بسیار آزاردهنده‌تر از اصل خیانت است.

قابل‌اعتماد بودن به معنی راست‌گویی است اما این مسئله تا حدود زیادی به توانایی شما در پذیرش راست‌گویی همسرتان هم مرتبط است اگر همسر شما به شما اعتماد نداشته باشد که حقایق را در اختیار شما بگذارد برای شما شرایطی فراهم خواهد شد که اعتماد شما نیز از دست می‌رود و او ممکن است دست به پنهان‌کاری بزند.

ایا با زنی که خیانت کرده میشود زندگی کرد

وقتی بحث تماس‌های تلفنی همسرتان را پیش کشیدید او اطلاعات زیاد و پراهمیتی را در اختیار شما گذاشت. تا به‌ حال در این‌ مورد حرفی نزده بود زیرا مطمئن نبود شما چه واکنشی نشان خواهید داد. پس درحالی‌که شما به او اعتماد ندارید و نیز به شما اعتماد ندارد و از ظرفیت وجودی شما مطمئن نبود و نمی‌توانست حقیقت را به ‌راحتی در اختیار شما بگذارد.

همسر شما ممکن است از این تنگنایی که برایش ساخته‌اید خشمگین شده و به سمت غریبه‌ها ترغیب شده باشد. زندگی مشترک باید به‌ گونه‌ای باشد که نه قید و بندی نداشته باشد و نه بیش‌ از حد محدود و خفه‌کننده باشد. ممکن است رابطه همسر شما و آن زن فقط در حد یه دوستی ساده بوده باشد و بیش از حد حساس و نگران شده باشید همسر شما به دلیل مطمئن نبودن از رابطه شما تصمیم گرفت این دوستی را از نظر شما پنهان نگه دارد چون مطمئن بوده و ادامه آن مخالف خواهید.

پذیرا بودن حقیقت

اگر به صداقت او اجازه ابراز وجود می‌دادید، می‌فهمیدید که رابطه‌ای بین آن‌ها برای همسرتان تا چه حد است شاید کهن‌سالی و امکان مواجهه با مرگ برای او شرایطی ایجاد کرده که ارتباط با افراد قدیمی برایش بیش‌ از پیش اهمیت پیدا کرده، یعنی مثلاً دوست دارد با کسی که قبلاً دوست او بوده ارتباط داشته باشد شاید او تقلا می‌کند تا قدرتی که در حال از دست دادنش حفظ کند. مثلاً می‌ترسد تا به‌ زودی جذابیت و هویت خود را از دست دهد.

وقتی آن زن همسر شما را تحسین می‌کند موجب می‌شود بیش‌از پیش احساس جذابیت داشته باشد و در نتیجه اعتمادبه‌نفس او را تقویت می‌کند. اینان چیزی است که همسر شما را به سمت آن زن ترغیب کرده.

شاید او در رابطه با آن زن چیزی را به دست آورده که در زندگی‌اش با شما پیدا نکرده احساساتی مثل: احساس درک شدن، مورد احترام بودن، عزیز بودن و یا حتی دیده شدن. در هر صورت به‌ علت پذیرا نبودن شما ترجیح داد این‌ موضوع را پنهان کند و شما را از جزئیات این رابطه بی‌خبر بگذارد و شما آن را به حساب خیانت بگذارید. لیندای عزیز البته من اصلا قصد ملامت تو را ندارم اما باید  این مسئله را ریشه‌یابی می کردیم.

کلام آخر

ما به‌ خاطر خودمان دوست‌ داشته می‌شویم و مورد احترام بقیه افراد قرار می‌گیریم. این احساس ما را به دیگران نزدیک خواهد کرد. پاسخ من احتمالاً به شما کمک می‌کند تا بیش‌ از پیش به همسر خود نزدیک شوید، البته به‌ شرط اینکه زمینه‌های لازم پیش‌ از اعتماد کردن را مهیا کنید. زندگی مشترک یک مسیر طولانی است که نباید در آن بی‌حوصله باشید عشق و احترام در این مسیر به شما کمک خواهد کرد که در آن ثابت‌قدم باشید. ظاهرا عشق و علاقه میان شما پابرجاست پس باید سعی کن

ید فضایی دل‌انگیز برای صمیمیت و رفاقت هرچه بیشتر با همسر خود فراهم کنید تا رابطه لذت‌بخش را تجربه کنید.

منبع : آیا پس‌ از خیانت همسر می‌توان به او اعتماد کرد؟ 

ژنوفوبیا (ترس از زنان) چیست؟

ژنوفوبیا (ترس از زنان) چیست؟

ترس از زنان نوعی از فوبیاهای خاص است که فرد مبتلا به آن، با دیدن و نزدیک شدن به یک زن به شدت مضطرب می شود و می ترسد. فوبیاهای خاص از این قبیل غیر منطقی به نظر می آیند زیرا محرکی که نسبت به آن فوبیا دارند خطری ندارد و این خطر فقط به علل درونی و ذهنی در خود فرد انجام می پذیرد.

البته باید در نظر داشته باشید که ژنوفوبیا با مردسالاری و زن ستیزی کاملا متفاوت است. ژنوفوبیا  اضطراب و ترس از دیدن و نزدیک شدن زنان است.

ولی مرد سالاری و زن ستیزی حاصل فرهنگی فقیر و بی منطق است که در آن حقوق زنان را به رسمیت نمی شناسند و نسبت به آن خشمگین هستند.

علل محرکها و ریسک فاکتورهای ژنوفوبیا

ژنوفوبیا نیز مانند دیگر فوبیاهای خاص هنوز علت یابی نشده اند اما عوامل محیطی و ژنتیکی در ایجاد آن بسیار پررنگ و تاثیرگذار هستند.

عوامل محیطی و تجارب تلخ گذشته نسبت به زنان ممکن است این فوبیا را در فرد بیدار کند. به عنوان مثال افرادی که در گذشته نسبت به زنی تعرض جنسی، روانی و کلامی داشته اند ممکن است در آینده نسبت به آنها حس استرس و اضطراب داشته باشند.

البته ریسک فاکتورهایی نیز وجود دارند که قادرند احتمال ابتلا به ژنوفوبیا را افزایش دهند عواملی از قبیل:

سن: به طور معمول کودکان نسبت به بزرگسالان بیشتر در معرض ابتلا به فوبیاهای خاص هستند.

ژنتیک: افرادی که خویشاوندان مبتلا به اختلالات اضطرابی دارند از نظر ژنتیکی بیشتر مستعد ابتلا به ژنوفوبیا هستند.

مزاج: معمولا افرادی که بدبین و حساس هستند بیش تر از سایر افراد شانس ابتلا به فوبیاهای خاص را دارند.

علائم ژنوفوبیا

  • ترس و اضطراب شدید به هنگام قرار گرفتن در کنار یک زن و یا حتی فکر کردن به آن ها
  • پرهیز از موقعیت های اجتماعی به دلیل پیشگیری از تعامل اجتماعی با زن ها
  • حملات پانیک حین ژنوفوبیا
  • تعریق شدید
  • درد در قفسه سینه
  • حالت تهوع و یا احساس درد در معده
  • مشکلات تنفسی
  • احساس ضعف و سرگیجه
  • تپش قلب

این علائم ممکن است به قدری شدید باشد که فرد از بسیاری از موقعیت های اجتماعی و حتی فعالیت های روزمره مانند ادامه تحصیل و رفتن به محل کار امتناع کند. این علائم معمولا در حدود سنین ۱۰ سالگی ظاهر می شوند اما اگر ریشه یابی و درمان نشوند ممکن است تا بزرگسالی ادامه داشته باشند.

ژنوفوبیا (ترس از زنان)

تشخیص ژنوفوبیا

ترس نسبت به زنان ممکن است به دلایل مختلفی باشد. البته متاسفانه ژنوفوبیا در کتاب dsm_5 ذکر نشده و به عنوان یک بیماری به رسمیت شناخته نمی شود. علائم آن با فوبیاهای خاص بسیار شباهت دارد:

  • پاسخ فوری به اضطراب به محض دیدن یک زن
  • ترس بی دلیل نسبت به یک زن
  • ناراحتی شدید حین مواجه شدن با یک زن

برای تشخیص بیماری به عنوان یک بیماری حاد لازم است علائم حداقل ۶ ماه بصورت مداوم وجود داشته باشد.

درمان ژنوفوبیا

برای درمان این نوع فوبیای خاص درمان خاصی ثبت نشده اما روش های درمانی بسیاری وجود دارند که در کاهش علائم شما را یاری خواهند کرد.

مواجهه درمانی

معمولا مواجهه درمانی یکی از بهترین و اثربخش ترین روش های درمان برای انواع فوبیاهای خاص است. فرد به تدریج و قدم به قدم در معرض یک زن قرار می گیرد و ترس او به مرور کاهش پیدا می کند و از بین می رود.

ممکن است روان درمانگر با نشان دادن عکس هایی از زنان سعی کند شما را کم کم با یک زن مواجه کند.در کنار مواجهه سازی تمرین های کنترل اضطراب و آرام سازی فرد نیز در دستور کار درمانگر قرار می گیرد.

در مراحل بعدی ممکن است صدای زنان پخش شود و یا با یک زن مواجه شوید.

رفتار درمانی شناختی

این‌تکنیک متشکل از تکنیک های درمانی و مواجهه درمانی است و سعی دارد تا نگرش های منفی شما نسبت به زنان را تغییر دهد.

این درمان به شما کمک می کند تا وقتی اسم زنان یا صدای آنها را شنید خونسردی خود را حفظ کنید و مثل گذشته بی تابی نکنید.

مصرف دارو

برای درمان فوبیاهایی از این قبیل درمان های مختلفی تجویز می شود.

درمان هایی از قبیل رفتار درمانی شناختی مواجهه درمانی و غیره اما ممکن است علائم شما با این درمان ها کاسته نشود و به صلاح دید دکتر لازم باشد از دارودرمانی استفاده کنید.

در حال حاضر سه نوع دارو در درمان علائم فوبیا تاثیرگذار هستند.

داروهای ضد افسردگی: این نوع داروها برای درمان اختلالات رفتاری تجویز می شوند این داروها با جذب سروتونین (ssri)قادرند از حملات پانیک جلوگیری کنند و علائم اضطراب نیز بکاهند.

تبابلاکرها: این نوع داروها برای از بین بردن علائم جسمی فوبیا مانند احساس تپش قلب فشار خون بالا و غیره تجویز می شوند. این نوع دارو با تغییر نحوه واکنش بدن شما به آدرنالین(هورمون استرس) ایفای نقش می کند.

آرام بخش ها: آرام بخش هایی از قبیل بنزودیازپین ها قادرند حتی برای مدتی برای کاهش اضطراب استفاده شوند و بر کاهش علائم تاثیرگذارتر به علت فوبیا و تلاش برای از بین بردن آن است.

سخن آخر

ژنوفوبیا مانند سایر فوبیاهای خاص ممکن است در زندگی شما خلال جدی وارد کنند و شما را از زندگی معمولی و روتین بازدارند.

در صورت عدم درمان ممکن است تا آخر عمر درگیر این بیماری باشید در حالی که به راحتی قابل درمان است البته به یاد داشته باشید که درمان این گونه فوبیاها نیازمند زمان زیادی است و نباید در این راه بی اراده و بی حوصله باشید.

منبع : ژنوفوبیا (ترس از زنان) چیست؟

نقش خانواده همسر و خانواده پدری پس از ازدواج

خانواده همسر پیش از ازدواج مهم است؟ چقدر باید خانواده همسر با شما تفاهم داشته باشد؟

اگر جزو کسانی هستید که سعی می کنید برای هرکاری زمان بگذارید کم کم متوجه خواهید شد که وقت کافی برای همه کارها را ندارید. ولی مهم است که خانواده همسر و خانواده خود را پس از ازدواج فراموش نکنید.

نقش خانواده همسر

زندگی شما پس از ازدواج تغییر و تحولات زیادی را تجربه می کند و مطمئناً این تغییرات علاوه بر شما به خانواده شما هم فشار وارد می کند.

این وظیفه شما است که تعادل را بین خانواده همسرتان در هر شرایطی حفظ کنید.

به یاد داشته باشید که خانواده شما اهمیت زیادی دارد ولی شما تصمیم های اساسی زندگی را با همسرتان می گیرید و خانواده شما نقشی در تصمیم گیری های زندگی مشترک شما ندارند.

در ادامه ما به بررسی روابط شما با خانواده همسر و خودتان پرداخته ایم. سعی کنید این متن ها را به دور از غرض ورزی مطالعه کنید و با ذهن باز به سوالات هر قسمت پاسخ دهید.

فایل صوتی نقش خانواده همسر و خانواده پدری پس از ازدواج

شرمنده،مرورگر شما از تگ صدا پشتیبانی نمی کند

پدر و مادرتان

چه از پدر و مادر همسرتان خوشتان بیاید چه نه، باید بپذیرید که آن ها بخش جدا نشدنی از همسرتان هستند.

احتمال این که همسرتان پدر و مادرش را که در تمام طول زندگیش کنارش بودند را فراموش کند تقریبا صفر درصد است، پس در ابتدا مطمئن باشید که با والدین همسرتان مشکلی نخواهید داشت.

سوالات زیرا را در مورد پدر و مادر خودتان جواب دهید.

نکته: به یاد داشته باشید که شما و همسرتان این سوالات را جدا فقط درباره خانواده خود جواب دهد.

  1. آیا پدر یا مادرتان مخالف ازدواج شما بوده اند؟
  2. چنانچه به مشکل بربخورید از خانواده تان کمک می گیرید؟
  3. اگر پدر یا مادر شما سبک زندگی شما را نپسندند چگونه رفتار می کنید؟
  4. چنانچه والدین تان با همسرتان سر موضوعی به تفاهم نرسند. شما طرف کدام یک را می گیرید؟
  5. آیا همسرتان احساس می کند که بیش از اندازه به خانواده تان وابسته هستید؟
  6. آیا پدر و مادرتان در زندگی شما دخالت می کنند؟
  7. آیا پس از بازنشستگی پدر یا مادرتان، باید از آن ها حمایت مالی کنید؟
  8. آیا تصمیم دارید که مدت زمانی را پیش  پدر و مادر خود زندگی کنید؟
  9. اگر همسر شما اذعان کند که از پدر و مادر شما خوشش نمی آید چکار می کنید؟
  10. صحبت های پدر و مادرتان را بیش تر قبول دارید یا صحبت های همسرتان را؟
  11. در اختلافات طرف خانواده تان را می گیرید یا همسرتان را؟ توضیح دهید.
  12. اگر مجبور شوید از پدر و مادرتان کمک مالی بگیرید چه احساسی به شما دست می دهد؟

پس از پاسخ به این پرسش ها در مورد آن ها با همسر خود صحبت کنید و تأثیر آن ها را در زندگی آینده تان بررسی کنید.

می توانید از در جلسات مشاوره ازدواج هم آن ها بررسی کنید.

چه نکاتی در مورد خانواده همسر باید بدانیم؟

ممکن است با پدر و مادر خودتان احساس راحتی بیش تری نسبت به خانواده همسرتان داشته باشید و این حس کاملاً طبیعی است.

به یاد داشته باشید که همانقدر که پدر و مادر شما برای شما مهم هستند خانواده همسرتان هم برای او مهم هستند پس سعی کنید احترام آن ها را در هر شرایطی حفظ کنید.

سوالات زیر را پاسخ دهید و با همسرتان در مورد آن ها بحث کنید.

  1. احساس می کنید که پدر و مادر همسرتان شما را در جمع خود پذیرفته اند؟
  2. تأیید آن ها تا چه اندازه برای شما مهم است؟
  3. آیا احساس می کنید رفتار پدر و مادر همسرتان بر روی او اثر می گذارد؟
  4. آیا انتظار دارید از پدر و مادر همسرتان ارثی به شما برسد؟
  5. آیا احساس می کنید که در حضور والدین همسرتان باید متفاوت عمل کنید؟
  6. آیا احساس می کنید پدر و مادر همسرتان تاثیر بدی بر زندگی شما دارند؟
  7. اگر خانواده همسرتان عمداً یا سهواً به شما توهین کنند، پاسخ آن ها را می دهید یا انتظار دارید همسرتان از شما دفاع کند؟
  8. آیا احساس می کنید همسرتان مسئولیت این را دارد که در برابر خانواده اش از شما دفاع کند؟
  9. چنانچه لازم باشد تعطیلات را با مادر و پدر همسرتان بگذرانید چه احساسی پیدا می کنید؟
  10. اگر هدایایی که از خانواده همسرتان دریافت می کنید به ارزشمندی هدیه هایی نباشد که به آنان داده اید ناراحت می شوید؟
  11. چنانچه مجبور باشید که یک روز را با  پدر و مادر خودتان یا همسرتان بگذرانید کدام را انتخاب می کنید؟
  12. اگر همسرتان به تنهایی به دیدار خانواده اش برود ناراحت می شوید؟
  13. آیا احساس می کنید پدر و مادر او در جمع شما را نادیده می گیرند؟
  14. اگر پدر و مادر همسرتان به کمک مالی احتیاج داشته باشند حاضرید که به آن ها کمک کنید؟
  15. اگر با پدر و مادر همسرتان مشکل داشته باشید ممکن است بدون اطلاع همسرتان با آن ها حرف بزنید؟
  16. آیا ترجیح می دهید در شهر یا کشوری جدا از خانواده همسرتان زندگی کنید؟چرا؟
  17. در صورت بروز اختلاف میان شما و خانواده همسرتان مانع از ارتباطش با آن ها می شوید؟

ممکن است سوالات بالا تنش زا به نظر بیاییند ولی حقیقت این است که اگر در مورد شرایط مختلف باهمسرتان صحبت کنید، دلخوری ها و دعواها کم تر می شود، همدیگر را بهتر درک می کنید و در شرایط مختلف از عملکرد همسرتان متعجب نمی شوید.

در آخر به یاد داشته باشید که بسیاری از مشکلات خانوادگی باید از ریشه درمان شوند و برای این کار می توانید از کمک مشاور استفاده کنید.

آیا به خانواده خود شبیه هستید؟

حتماً تا الان شنیده اید که افراد با کسانی ازدواج می کنند که به پدر یا مادر آن ها شباهت دارند. برای این که این شباهت ها را درک کنید از جداول زیر استفاده کنید.

آیا به خانواده همسر تان شبیه هستید؟

جدول زیر در خصوص همسرتان است.

جدول های بالا کمک می کند که خانواده همسر و خودتان را بهتر بشناسید.

نتیجه گیری و تشخیص

بهتر است با مشاورین کارآزموده مرکز مشاوره ستاره زندگی در ارتباط باشید تا شما را یاری کنند. اما به صورت کلی با بررسی جداول بالا می توانید بفهمید تا چه حد می توانید با خانواده همسر خود کنار بیایید.

برخی افراد با خانواده خود کنار نیامده و مشکل خانوادگی دارند. سپس خانواده همسر به گونه ای انتخاب می کنند که دقیقا همان مشکلات را دارد و حتی شدیدتر.

این امر سبب افزایش چالش در زندگی زناشویی شما می شود.

یا در ازدواج یک نفر با خانواده ای آرام با فردی که تنش و چالش زیادی در خانواده اش دارد، سبب بروز مشکل می شود.

بررسی خانواده همسر به خصوص در ایران و کشورهایی که خانواده محور هستند نه فرد محور، بسیار مهم است.

منبع : نقش خانواده همسر و خانواده پدری پس از ازدواج 

راه های جلوگیری از غیبت کردن کودکان

راه های جلوگیری از غیبت کردن کودکان

 یکی از رفتارهای نامناسبی که افراد چه کودک و چه بزرگسال می توانند داشته باشند، غیبت کردن است. رفتاری که هیچ کس دوست ندارد فرزندش به آن عادت کرده و در او پرورش یابد.

غیبت کردن در بین کودکان ۸ تا ۹ سال مساله رایجی است که اگر آن را در فرزندانتان درمان نکنید، می تواند باعث ایجاد برخی مسائل عاطفی و احساسی در آینده ی فرزندتان شود.

غیبت کردن کودکان

کودکان از سن ۸ تا ۹ سالگی برای اینکه بتوانند قدرت و غلبه بر دیگران را تجربه کنند، از این عادت استفاده می نمایند و اغلب برای اینکه شناخته تر و محبوب تر شوند، این کار را در دید عموم انجام می دهند. اما این عادت به مرور زمان ممکن است در آن ها بیشتر شود که این عادت می تواند منجر به تخریب شخصیت آن ها و ایجاد برخی مسائل ناخوشایند دیگر شود.

محققان دانشگاه وان دوک ، از ۶۰ دانش آموز دختر خواستند که به مدت ۱۵ دقیقه آزاد باشند و نتیجه ای که از این آزمایش بدست آمد نشان داد که هر یک از این دانش آموزان به طور میانگین در مورد ۲۴ نفر غیبت کرده اند. دو علت عمده که باعث ایجاد این رفتار در کودکان می شود و همچنین راه حل آن، در ادامه بیان خواهد شد.

تعریف از خود و حس محبوبیت

دلیل عمده ای که کودکان غیبت می کند، اول به خاطر تعریف کردن از خودشان است و بقیه غیبت ها نیز حرف هایی برای تخریب دوستانشان است، برای مثال می گویند “فلانی فکر می کند که همه چیز را می داند.”

وظیفه شما به عنوان والدین این است که به فرزند خود یاد دهید که شایعه پراکنی و یا غیبت کردن در مورد دوستانش و دیگران، در آینده ی نزدیک می تواند برای او و یا دوستانش آسیب زا باشد. شما با کمی گفت و گو با فرزند خود می توانید این عادت نامناسب و ناخوشایند را از بین ببرید و این کار بزرگ ترین لطف  و محبت، در حق او است که می تواند از همان کودکی، جان او را نجات دهد.

غیبت کردن

هم چنین شما باید در مورد برخی مشکلات و مسائل که فرزندتان نباید در مورد آن ها با هیچکسی صحبت کند، چه برای دیگران پیش آمده باشد و چه برای خودش، با او صحبت کنید؛ به طور مثال مساله های عاطفی و احساسی مربوط به خانواده مثل طلاق، یا به دروغ چیزی درمورد کسی گفتن و یا مساله ای مثل تقلب.

دوستان بد

یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود فرزند شما غیبت کند، ممکن است دوستی با افرادی باشد که او را به مسخره کردن، غیبت کردن، تهمت زدن و… تشویق می کنند. در این صورت شما باید فرزند خود را از این افراد دور کنید تا نتوانند روی رفتار فرزند شما اثرات نامطلوب بگذارند.

به گفته ی دکتر مک دونالد، تمام کودکان در سنین کم، دوست دارند از خودشان در مقابل دوستانشان تعریف کنند و یا یکدیگر را مسخره کنند؛ در نتیجه وجود برخی دوستانی که باعث ایجاد رفتارهای نامطلوب در فرزند شما می شود، از اساسی ترین و مهم ترین عواملی است که این رفتارها را در آن ها به وجود می آورد. اگر این رفتار در فرزندتان تبدیل به عادت شود، مطمئنا ترک آن زمان بسیار زیادی خواهد برد.

باید به فرزند خود یاد بدهید که هر چیزی در مورد دوستشان می شنوند، حقیقت ندارد. شما باید او را به یافتن حقیقت تشویق کنید و اجازه ندهید که او زود باور شود. مثلا می توانید به او توضیح دهید که یک شایعه از یک نفر شروع می شود و ممکن است پس از مدت کمی به گوش صدها نفر برسد، و احتمال بسیار زیاد در این میان این شایعه با محتوای بیشتر و بدتر پخش می شود، پس از کجا معلوم است که این موضوع، حقیقت دارد یا خیر؟!

منبع : راه های جلوگیری از غیبت کردن کودکان

والدین ناخواسته فرزندان را دروغگو می کنند

تاثیر رفتار والدین در دروغگویی کودکان چیست؟

کودکان همه چیز را از والدین خود یاد می گیرند، گاهی اوقات نیز درگیری های والدین و روش های نامناسب آن ها باعث به وجود آمدن قوه ی دروغگویی در کودک می شود. تربیت نادرست والدین یکی از دلایل مهم و اصلی دروغ گویی در کودکان است. چرا؟

رفتارهای غلط والدین مثل آسان گرفتن و غفلت در تربیت کودک از دلایلی است که باعث تربیت کودکی دروغ گو می شود.

در این مقاله قصد داریم در مورد این که چگونه رفتار والدین بر دروغ گو شدن کودک اثر می گذارد، صحبت کنیم.

دلایل دروغگویی کودکان

کودکان در سنین پایین نمی تواند درک صحیحی از صحبت ها داشته باشند و نمی توانند بین تخیل و واقعیت تفاوتی قائل شوند، این مساله دلیل عمده ی دروغ گویی در کودکانی با سن پایین است. برای مثال وقتی کودک فیلم تخیلی می بیند و یا داستان تخیلی می خواند، صحبت هایش اغراق آمیز می شود.

دروغ گویی در کودکان از سن ۴-۵ سالگی پدیدار می شود و اگر روش تربیتی والدین نادرست باشد، این رفتار در کودک نهادینه می شود.

اخیرا در کانادا مطالعه ای رو ۷۶۷ نفر انجام شد که طی آن یک سری سوال در مورد رفتارهایی که والدین برای بزرگ کردن و تربیت فرزندان خود استفاده می کنند، از داوطلبان پرسیده شد، نتیجه ی مطالعات انجام شده نشان داد که برخی از رفتارهای والدین با فرزندانشان، آن ها را به دروغ گفتن متمایل می کند.

محققان در طی این مطالعات به نتایج مهم دست پیدا کردند که در ادامه آن ها را توضیح می دهیم.

 رفتار نادرست والدین که کودک را دروغگو می کند.

اقتدارگرایی یا سخت گیری والدین

والدین اقتدارگرا دائما می خواهند به کودک خود یاد دهند که چه چیزی درست است و چه چیزی غلط. این روش برای کودکان به  معنی پیروی از حرف های والدین است که آن ها را به اطاعت از گفته ها و خواسته های والدین محدود می کند.

این رفتار والدین با کودکان درست نبوده و کودکان احساس می کنند مورد ظلم واقع شده اند و در نتیجه ممکن است اخلاق های خوب آن ها به اخلاق و رفتار بد تبدیل شود و این افراد را در بزرگسالی نیز به فردی شکاک و دروغ گو تبدیل کند.

یک از دلایل مهم دروغ گویی، ترس از تنبیه شدن و بازخواست شدن از جانب والدین است.

آسان گیری

پدر و مادرهای آسان گیر که به طور کامل و همه جانبه، از فرزندانشان حمایت می کنند، محیط را به گونه ای فراهم می کنند که فرزندشان هر کاری دوست دارد انجام دهد. وقتی این کودکان بزرگ شده و در محیطی مشغول به کار می شوند، از هر راهی حتی دروغ گفتن،  برای رسیدن به آن چه که می خواهند و فکر می کنند حق آن ها است، استفاده می کنند.

سهل انگاری والدین

برخی والدین به قدری از فرزند خود غافل می شوند که نه تنها از فرزند خود هیچ حمایتی نمی کنند، بلکه کودک نیز نمی تواند از آن ها الگو بگیرد و چیزی از آن ها یاد بگیرد. این کودکان در نهایت به افرادی افسرده و دروغ گو و ناموفق تبدیل خواهند شد.

یکی دیگر از دلایلی که کودکان دروغ می گویند، غفلت والدین نسبت به رفتارهایشان است. زیرا کودک همه رفتار و گفتار والدین خود را ثبت می کند و از آن ها تقلید می کند.

برخی از والدین غافل از این موضوع جلوی کودک رفتاری غلطی مثل دروغ گفتن را انجام می دهند، کودک نیز این رفتار را ثبت کرده و آن را تقلید خواهد کرد؛ پس این گونه والدین، مسئول دروغگویی فرزندانشان خواهند بود.

درگیری و مشغله زیاد

والدینی که برای فراهم کردن آزادی و رفاه فرزند خود، تلاش زیادی می کنند، فرزندانی تربیت می کنند که قدر داشته های خود را بهتر می دانند و در تشخیص درست و غلط از حد بالای برخوردارند، در نتیجه این فرزندان در آینده نیز تمایل کمتری به دروغ گفتن دارند.

دروغگویی والدین در برابر کودک

برخی والدین در عین حال که می خواهند به کودک خود یاد بدهند که نباید دروغ بگویند، در مقابل آن ها این کار اشتباه را انجام می دهند که باعث ایجاد تناقض بین گفته های والدین با عمل آن ها می شوند. اما در نتیجه کودک از رفتار والدین الگو می گیرد و آن را انجام می دهد.

دروغگویی

سرزنش کردن کودک

والدین در طول روز اشتباهات زیادی مرتکب می شوند و کسی آن ها سرزنش یا بازخواست نمی کند.

ولی والدین در برابر اشتباه کودکان معمولا این رفتار را نشان نمی دهند و زمانی که کودک دچار اشتباه می شود، او را سرزنش می کنند. این رفتار والدین باعث می شود که کودک برای فرار از سرزنش شدن، دروغ بگوید. بهتر است کودکان برای انجام دادن کار اشتباه سرزنش و بازجویی نشوند.

 توقعات نابه جای والدین از فرزند خود

برخی والدین کارهایی را از کودک خود انتظار دارند که خودشان در کودکی نتوانسته اند آن را انجام دهند و یا از او پیشرفتی را می خواهند که خود در دوران کودکی در بدست آوردن آن به هر دلیلی ناتوان بوده اند.

کودکان نمی توانند همه خواسته های والدین خودشان را برآورده کنند و برای اینکه آن ها را ناراحت نکنند، به اجبار دروغ می گویند.

آگاهی ندادن به کودک در مورد تفاوت بین واقعیت و خیال

بعضی از کودکان چون فرق بین خیال و واقعیت را متوجه نمی شوند و بین آن ها تفاوت قائل نیستند، صحبت های اغراق آمیزی دارند. والدین برای اینکه کودکشان دچار مشکل در درک مفاهیم و اطلاعات نشود، باید درباره تفاوت بین و خیال واقعیت با کودک خود صحبت کرده و آن ها را آگاه سازند.

 محبت نکردن به کودک

محبت والدین به کودک باعث ایجاد آرامش و اطمینان در زندگی آن ها می شود. زمانی که والدین این محبت را از کودک خود دریغ می کنند، فرزندان نیز برای جلب توجه و محبت آن ها به سمت دروغگویی تمایل پیدا می کنند.

اگر والدین به کودک خود به اندازه کافی توجه کرده و به او ابراز محبت کنند، دیگر کودک حس نمی کند که برای ابراز وجود به دروغ گفتن نیاز دارد.

منبع : والدین ناخواسته فرزندان را دروغگو می کنند

ازدواج با فرد افسرده| حل سریع افسردگی

ازدواج با فرد افسرده می تواند زندگی مشترک را با چالش های عمیقی رو به رو سازد. به طور معمول، هر چه افسردگی فرد بیشتر و عمیق تر باشد، رفتارهای روزمره او نیز مانند عملکرد شغلی و خانوادگی با آسیب هایی رو به رو خواهد شد در این شرایط زندگی با سایر اعضای خانواده سخت تر می شود و ممکن است بر رابطه میان تمام اعضا تاثیر بگذارد.

اما راه چاره چه چیزی می تواند باشد؟ آیا فردی که به افسردگی مبتلا می شود قادر نخواهد بود زندگی مشترک موفقی داشته باشد؟

در صورتی که شما هم با این سوالات رو به رو هستید و ذهن تان درگیر این سوالات است در این مقاله به مسائل مهم راجع به ازدواج با فرد افسرده می پردازیم که مطالعه آن می تواند برای شما مفید باشد، اولین قدم این است که راه های کمک به فرد افسرده را بیاموزید، برای این که اطلاعات خود را در این خصوص افزایش دهید بهتر است از مشاوره خانواده کمک بگیرید تا بهترین راهکارهای تخصصی را در اختیار شما بگذارند.

ازدواج با فرد افسرده منجر به طلاق می شود؟

برخی از افراد با این سوال مواجه می شوند که آیا افسردگی همسر بر روی دوام ازدواج اثر می گذارد و منجر به طلاق می شود؟ بر اساس نظر متخصصان افسردگی به طور مستقیم منجر به طلاق نمی شود و اگر برای بهبودی فرد تلاشی صورت نگیرد این اختلال به پیامدهای ثانویه ای می انجامد که منجر به جدایی نهایی می شود.

بهتر است در مورد افسرده خویی اطلاعات خود را افزایش دهید. فردی که دچار افسردگی شده است به مرور زمان اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و نسبت به اطرافیان خود گوشه گیر می شود و ترجیح می دهند تنها باشند و از جمع دوری می کنند.

در صورتی که افسردگی شدت یابد علائم آن به زندگی مشترک تان آسیب خواهد زد و بین شما و همسرتان سردی و فاصله به وجود می آورد، زمانی که فاصله میان آن ها بیشتر شود به جدایی قطعی و یا طلاق عاطفی منجر خواهد شد.

در حقیقت افسردگی از طریق تاثیرگذاری بر یکسری عوامل به صورت غیرمستقیم به زندگی مشترک آسیب وارد می کند و فرد افسرده جزء افراد نامناسب برای ازدواج می باشند، زیرا فردی که به افسردگی مبتلا می شود انگیزه لازم برای انجام فعالیت های شغلی ندارد و به خاطر بی انگیزگی دچار بیکاری و مشکلات اقتصادی می شود و این مسئله کانون خانواده را با چالش هایی رو به رو می کند.

گاهی اوقات این چالش ها باعث درگیری میان اعضای خانواده شده و حتی باعث افسردگی اعضای دیگر می شود.

ازدواج با فرد افسرده| حل سریع افسردگی

در صورتی که قصد دارید با فردی ازدواج کنید که سابقه افسردگی دارد باید پیش از آن که تصمیم قطعی در مورد ازدواج بگیرید، اطمینان حاصل کنید که آیا افسردگی او تحت کنترل است و تحت درمان قرار دارد یا خیر، و زمانی که اقدامات لازم برای درمان صورت گرفت تصمیم خود را برای ازدواج نهایی کنید.

ازدواج با فرد افسرده، موارد مهمی که باید بدانید

قبل ازدواج با فرد افسرده باید به نکاتی توجه کنید که به شرح زیر می باشد:

۱٫ عملکرد روزانه فرد را بررسی کنید

به بررسی عملکرد روزانه فرد بپردازید زیرا عملکردهای شغلی، تحصیلی و خانوادگی اطلاعاتی خوبی در مورد شدت بیماری فرد مورد نظر به شما می دهد،در صورتی که فرد دچار مشکلات زیادی در زندگی اش شده است و نمی تواند به کارهایش برسد و عملکردش دچار اختلال شده، به احتمال زیاد به افسردگی مبتلا شده است و شدت افسردگی او بسیار زیاد است و در این شرایط باید از خدمات مشاوره روانشناسی استفاده کند.

افسردگی یک نوع اختلالات روانی است و ابعاد منفی و گسترده آن می تواند تمام زندگی شخصی و زناشویی فرد را تحت الشعاع قرار دهد و فردی که به افسردگی مبتلا می شود احساس گناه و اضطراب می کند و در این شرایط خوشبختی برای او معنا و مفهومی ندارد و به طور مداوم جنبه های منفی زندگی را بزرگ می کند و آسیب هایی به زندگی وارد می کند.

۲٫ ازدواج با فرد افسرده، ازدواج درمان افسردگی نیست!

برخی از زوجین فکر می کنند که ازدواج می تواند مشکلات و اختلالات روانی آن ها را حل کند، در واقع آن ها عشق را راه حلی برای حل مشکلاتشان می دانند، اگر چه دریافت حمایت اجتماعی مطلوب از جانب اطرافیان به خصوص از جانب همسر باعث بهبود شرایط و مشکلات می شود و در حل آن تاثیر بسزایی دارد. اما این در صورتی اتفاق می افتد که فرد درمان مورد نیاز را دریافت کرده باشد و اگر درمان نشود و ازدواج کند به مرور زمان در زندگی مشترک با مشکلاتی رو به رو خواهد شد و اضطراب و استرس او شدت می یابد.

یکی از ملاک های اصلی ازدواج و انتخاب همسر بهداشت روانی می باشد که نمی توان آن را نادیده گرفت و باید به آن توجه کرد تا ازدواج موفقیت آمیزی داشته باشد.

با استفاده از تست های پیش از ازدواج می توانید از سلامت روانی همسر آینده خود اطمینان حاصل کنید.

۳٫ مشکلات همراه با افسردگی را نیز در نظر بگیرید

در بسیاری از مواقع مشکل افسردگی تنها مشکل فرد نمی باشد بلکه به مشکلات دیگری مانند اختلالات اضطرابی دچار می شوند  و از آن رنج می برند زمانی که شما تصمیم به ازدواج با چنین فردی می گیرید باید تمام مشکلات و شرایط ناشی از افسردگی همسر را با دید باز در نظر بگیرید تا بتوانید در این خصوص تصمیم درستی بگیرید.

در صورتی که سایر مشکلات فرد را بشناسید و شناخت کافی در مورد آن به دست آورید، آینده تان را با وضوح بیش تری ترسیم خواهید کرد و این امر به شما کمک می کند تا همسر آینده تان را به خوبی بشناسید و انتخاب صحیحی داشته باشید.

۴٫ اهمیت مشاوره پیش از ازدواج

همه افراد قبل از ازدواج اگر به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنند می توانند انتخاب های بهتری داشته باشند در صورتی که شما تصمیم دارید با فرد افسرده ازدواج کنید باید به روانشناس مراجعه کنید و از او کمک بخواهید در این شرایط روانشناس مشکلات و چالش هایی که در آینده با فرد افسرده پیش رو خواهید داشت آشنا می کند و مهارت های زندگی با مرد افسرده و مهارت های سازگاری با زن افسرده را مورد بررسی قرار می دهد تا بتوانید با قاطعیت بهتری تصمیم بگیرید و راهکارهای موثری در زمینه رفتار با نامزد افسرده بیاموزید. تا اگر به افسردگی مبتلا بود رفتار مناسبی با او داشته باشید و برای درمان آن اقداماتی را انجام دهید.

تاثیر خدمات روانشناسی بر ازدواج با فرد افسرده

امروزه بسیاری از افراد و خانواده ها ازدواج را درمانی برای افسردگی می دانند در حالی که این طور نمی باشد و مسئله ازدواج به تنهایی امری پیچیده ای است و مشکلات و چالش های مخصوص به خود را دارد در این شرایط اگر افسردگی درمان نشده باشد و نهفته باشد مشکلات جدی برای هر دو به وجود می آید .

اگرچه ازدواج با فرد افسرده امکان پذیر است اما نباید با هدف درمان صورت گیرد در این شرایط باید قبل از ازدواج برای درمان افسردگی اقداماتی صورت گیرد تا فرد ازدواج موفقی داشته باشد و در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان از متخصصان و روانشناسان با تجربه تشکیل شده اند که خدماتی را به صورت حضوری و تلفنی ارائه می کنند و به شما یاری می رسانند.

منبع : ازدواج با فرد افسرده| حل سریع افسردگی 

دوران کودکی افراد در ازدواج آن ها چه تاثیری دارد؟

تاثیر روابط دوران کودکی همسر در ازدواج بسیار مهم است. روابط دوران کودکی با خانواده، دوستان و همسالان می تواند بخش عظیمی از شخصیت فرد را نشان دهد. سوال این است که دوران کودکی افراد در ازدواج آن ها چه تاثیری دارد؟

روابط دوران کودکی در ازدواج

درک شما از الگو های شخصیتی و گذشته خود در خواسته ها و چشمداشت های شما از زندگی مشترک تأثیر زیادی دارد.

به یاد داشته باشید که لازم نیست زندگی خود را با کسی مقایسه کنید.

شما فقط می توانید الگوهای صحیح و نادرست را شناسایی کنید و از آن ها درس بگیرید.

نقش خانواده سنتی در ازدواج و تاثیر دوران کودکی همسر در ازدواج

نقش خانواده سنتی در ازدواج

امروزه تعداد خانواده های سنتی کم شده است اما هنوز هم خانواده های هسته ای و سنتی وجود دارند. این نوع خانواده در کشور های شرقی بیش تر مشاهده می شوند.

فایل صوتی این مطلب روانشناسی تقدیم به شما، لطفا اشتراک بگذارید.

شرمنده،مرورگر شما از تگ صدا پشتیبانی نمی کند

پرسش های زیر را همراه با همسر یا نامزد خود بخوانید و درصورت لزوم درباره پاسخ آن ها بحث کنید:

  1. فکر می کنی چه چیزی باعث شده است که رابطه میان پدر و مادرمان انقدر قوی باقی بماند؟
  2. به نظرت کدام یکی از ویژگی های ازدواج آن ها می تواند برای ما نیز سودمند باشد؟
  3. به نظرت کدام یک از ویژگی های ازدواج آن ها زیان آور است؟
  4. رابطه بین پدر و مادرت چگونه بوده است؟
  5. آیا دوست داری رابطه ما مثل رابطه آن ها باشد؟
  6. در خانواده شما چه کسی حرف آخر را در تصمیم گیری ها می زد؟
  7. آیا دوست دارید در زندگی آینده تقسیم وظایف بین ما به شکل سنتی و جنسیتی باشد؟
  8. آیا پدر و مادر شما از روش های سنتی در تقسیم کار استفاده می کردند؟
  9. آیا ازدواج و رابطه پدر و مادرتان را صادقانه و موفق می دانی؟
  10. آیا تاکنون شاهد مشارکت پدر و مادرت برای حل مشکلات بوده ای؟
  11. آیا پدر و مادرتان از دعوا و دلخوری دوری می کردند؟
  12. آیا پدر و مادرتان زیاد با هم دعوا می کرده اند؟
  13. دعواهای آن ها نشان دهنده یک ازدواج ناموفق بوده یا روش ارتباطی آن ها مشکل داشته است؟
  14. آیا پدر و مادرتان دوست داشتند که با یکدیگر وقت بگذرانند؟
  15. آیا یکی از والدین شما مدام دیگری را تحقیر می کرده؟
  16. آیا والدینتان با هم شاد بودند و می خندیدند؟
  17. آیا والدین شما راز هایی را از هم مخفی نگه می داشتند؟
  18.  به نظر شما این الگو ها تا چه حد در شخصیت شما تاثیر داشته است؟

تاثیر طلاق والدین در ازدواج فرزند

تحقیقات نشان می دهد که اگر شخصیت شما در خانواده تک والدی شکل گرفته باشد، احتمال طلاق برای شما بالاتر است.

البته این هرگز به این معنی نیست که رابطه شما حتما به شکست ختم می شود.

چنانچه دلایل طلاق والدین خود را بدانید و سعی کنید که این الگو ها را بشناسید و از آن ها دوری کنید، شانس رابطه سالم را افزایش می دهید.

سوالات زیر را بخوانید و با همسر خود درباره آن ها حرف بزنید. سعی کنید که حرف های یکدیگر را قطع نکنید و در مورد پاسخ هایتان با هم حرف بزنید.

  1. اگر در خانواده تک والدی بزرگ شده اید آیا زوج خوشبختی را برای الگوبرداری در اطراف خود می شناسید؟
  2. چنانچه تنها با یکی از والدین خود بزرگ شده اید، آیا جای خالی پدر یا مادر خود را حس کرده اید؟
  3. آیا پدر یا مادر مجردتان از اضطراب رنج می بردند یا زندگی آرامش بخشی داشتند؟
  4. آیا والدینتان به شما گفته اند که نمی توانید به کسی اعتماد کنید؟
  5. آیا با هردو والدینتان رابطه داشته اید؟
  6. دلیل طلاق والدینتان چه بوده است؟
  7. آیا خود را بخاطر طلاق آن ها سرزنش می کنید؟
  8. آیا والدینتان پس از طلاق باهم رابطه مسالمت آمیزی داشته اند؟
  9. آیا تا الان از جدایی پدر و مادرتان سوء استفاده کردید تا آن ها احساس گناه بکنند و شما به هدف خود برسید؟
  10. آیا جدایی والدینتان بر روی نظرتان از ازدواج اثر گذاشته است؟

تاثیر ناپدری و نامادری در ازدواج

همیشه والدین کسانی نیستند که شما را به دنیا آورده اند. قیم یا ناپدری و نامادری شما نیز والدین شما محسوب می شوند. در این شرایط پدر و مادر به کسی گفته می شود که شما را بزرگ کرده است.

اگر در چنین خانواده هایی بزرگ شده اید سوالات زیر را بخوانید و سعی کنید با همسر خود در مورد پاسخ های خود صحبت کنید.

  1. آیا در کودکی شاهد رفتارهای سالم و موفقی بوده اید؟
  2. آیا کسانی که در هنگام رشد در کنار شما بوده اند نظر مثبتی نسبت به تشکیل خانواده داشته اند؟
  3. اگر در کودکی عضوی از خانواده خود را از دست داده اید؟
  4.  در مورد روش هایی را که برای غلبه به ناراحتی استفاده کرده اید توضیح دهید.
  5. آیا در کودکی آموخته اید که نمی توان به جنس مخالف اعتماد کرد؟
  6. آیا رابطه ایده آل از نظر شما چیزی است که فیلم ها و کتاب ها به تصویر می کشند؟
  7. یک مورد ازدواج موفق را در نزدیکان خود مثال بزنید و توضیح دهید که چرا فکر می کنید آن ها خوشبخت هستند.
  8. آیا در کودکی به اندازه کافی توجه دریافت کرده اید؟
  9. آیا دوست دارید به همان اندازه به شما توجه شود؟
  10. آیا در خانواده شما معیار ارزش زنان با مردان متفاوت بوده است؟

تاثیر دوستان و همکلاسی ها در ازدواج

تأثیر دوست در زندگی افراد متفاوت است ولی مشخص است که هر فردی تا حدودی تحت تأثیر دوستانش قرار می گیرد.

رفتار شما با دیگران وقتی کودک بوده اید احتمال دارد بر روی رفتار شما در بزرگسالی اثر بگذارد.

با همسرتان به سوال های زیر پاسخ دهید:

  1. از مدرسه رفتن لذت می بردید یا حس می کردید هدر دادن وقت است؟
  2. به دیگران حسودی می کردید یا از موفقیت آن ها خوش حال می شدید؟
  3. دوست داشتید در مدرسه محبوب باشید؟
  4. آیا در مدرسه محبوب بودید؟
  5. آیا در فعالیت های گروهی در مدرسه شرکت می کردید؟
  6. چه خاطره ناخوشایندی از مدرسه دارید؟
  7. چه خاطره خوشایندی از مدرسه دارید؟
  8. آیا در کودکی به دنبال انتقام گرفتن بودید؟
  9. آیا دوست دارید دوباره آن دوره از زندگیتان را تجربه کنید؟چرا؟
  10. آیا در کودکی به فرار از مدرسه فکر کرده اید؟
  11. بزرگ ترین مشکل شما در مدرسه چه بوده است؟
  12. آیا با دوستان و معلمان خود زیاد درگیر می شدید؟
  13. از نظر درسی و انضباطی دانش آموز ضعیف، متوسط یا خوبی بوده اید؟ معیار این ارزش گذاری چیست؟

ارزیابی پرسش ها روابط دوران کودکی در ازدواج

هنگام ازدواج با فردی، شما علاوه بر این که آینده خود را با او سهیم می شوید گذشته خود را هم سهیم می شوید.

به احتمال زیاد شما از همسرتان توقع خواهید داشت تا کمبود های دوران کودکی شما را رفع کند.

پاسخ های شما در این بخش اهمیت بالایی دارد.

چون با صحبت کردن درباره آن ها کم کم درک می کنید که چه چیزی از زندگی آینده خود می خواهید.

هنگام مرور پاسخ ها موارد زیر را به خاطر داشته باشید.

ارزیابی حس تان از پاسخ هایتان

شاید تعجب کنید ولی حس جواب های شما بسیار مهم است.

دقت کنید که جواب های شما شاد و پر انرژی یا سرد و غمگین هستند.

در صورت وجود احساسات منفی امکان دارد که خشم فروخورده و انزجار در گذشته شما وجود داشته باشد.

با همسر خود در مورد این احساسات صحبت کنید و سعی کنید راه حلی برای از بین بردن آن ها پیدا کنید.

تاثیر روابط دوران کودکی همسر در ازدواج

نوع رابطه دوران کودکی و ازدواج

در این مورد باید دقت زیادی داشته باشید. سوالاتی مثل چه نوع تصوری از زندگی مشترک دارید؟

دید شما را نسبت به زندگی مشترک نشان می دهد.

در مورد الگوهای پرسیده شده بیش تر بحث کنید و سعی کنید که درمورد زوج هایی که آن ها را موفق می دانید حرف بزنید.

این کار باعث می شود که در آینده به مشکل بر نخورید.

برداشت شما از خانواده باعث می شود که تفاوت های بین خودتان و همسرتان را درک کنید شاید شما محیطی متشنج از خانواده به یاد دارید ولی همسرتان دنبال آرامش است.

شاید به نظر سطحی به نظر برسد ولی این الگوهای دوران کودکی اهمیت زیادی در شخصیت افراد دارند.

اگر احساس می کنید که نمی توانید ارتباط درستی با همسرتان یا نامزدتان برقرار کنید و در بحث کردن در مورد پاسخ سوالات مشکل دارید بهتر است از مشاور کمک بگیرید.

منبع : دوران کودکی افراد در ازدواج آن ها چه تاثیری دارد؟ 

ترک مورفین | بهترین و سریع ترین راه ترک اعتیاد به مورفین بدون درد

ترک مورفین، بهترین و سریع ترین راه ترک اعتیاد به مورفین بدون درد

بهترین روش برای ترک مورفین چه چیزی می تواند باشد؟ آیا برای ترک مورفین و رهایی از آن راه حل خوب و قطعی وجود دارد؟ مورفین نوعی ماده مخدر افیونی می باشد که برای تسکین درد های شدید در شرایط بیمارستانی تجویز می شود.

ماده مورفین به شدت اعتیاد آور می باشد و باعث وابستگی جسمانی و روانی می شود و نباید فرد به صورت سرخود از این ماده استفاده کند در صورتی که در پی مصرف مورفین دچار اعتیاد به آن شدید روش های مختلفی برای آغاز ترک آن پیش روی شما قرار دارد که از آن می توان به سم زدایی به کمک داروهای نگهدارنده، روان درمانی به صورت فردی و گروهی اشاره نمود.

برای این که در این خصوص اطلاعات بیشتری را کسب کنید این مطلب را تا انتها مورد مطالعه قرار دهید.

ترک مورفین، آشنایی با مخدری به نام مورفین

برای این که فرایند ترک اعتیاد به مورفین را شروع کنید ابتدا باید اطلاعات خود را در مورد این دارو افزایش دهید و بدانید مورفین نوعی ماده مخدر افیونی می باشد که قابلیت تسکین دهندگی دارد.

در واقع زمانی که مورفین استفاده می کنید، این ماده به گیرنده های افیونی در مغز می چسبد و مانع از انتقال پیام درد به مغز می شود و یا میزان درد را کاهش می دهد، این دارو تنها در زمانی انجام می شود که فرد درد های بسیاری شدیدی دارد.

پزشک باید با احتیاط این دارو را برای او تجویز کند اما توجه داشته باشید که دارو به شدت اعتیاد آور می باشد و استفاده سرخود از آن باعث وابستگی جسمی و روانی می شود.

علائم ترک مورفین

مصرف مورفین باعث وابستگی های جسمانی می شود و افرادی که به سوء مصرف این ماده دچار شده اند در صورتی که آن را کنار بگذارند علائم ناخوشایندی را تجربه خواهند کرد که از جمله این نشانه ها عبارت است:

  • درد عضلات
  • درد استخوان ها و مفاصل
  • حالت تهوع
  • اسهال
  • استفراغ
  • آبریزش بینی
  1. سم زدایی به کمک داروهای نگهدارنده

امروزه برای ترک اعتیاد به مواد مخدر افیونی از داروهای نگهدارنده مانند متادون و بوپرنورفین استفاده می کنند.

این داروها به گیرنده های اپیوئیدی در مغز می چسبند و باعث می شوند که فرد در دوره سم زدایی با علائم ترک رو به رو نشود اما توجه داشته باشید که این داروها یک نوع مواد شبه افیونی می باشد و باعث بروز اعتیاد می شود.

ترک مورفین

از این رو بسیار اهمیت دارد که میزان دوز مصرفی این داروها باید زیر نظر پزشک و متناسب با وضعیت جسمانی فرد تعیین شود.

افرادی که به صورت خودسر و از روی عدم آگاهی به مصرف داروهای نگهدارنده می پردازند نه تنها به ترک اعتیاد خود کمک نمی کنند بلکه وضعیت پیچیده تری را برای خودشان ایجاد می کند که در آن وابستگی به بیش از دو ماه بروز می یابد و اعتیاد آن ها بیشتر می شود.

  1. روان درمانی فرد

سم زدایی مورفین از بدن به تنهایی کافی نمی باشد زیرا این ماده علاوه بر وابستگی جسمی باعث وابستگی روانی شده است  و مصرف آن نوعی اختلالات مغزی ایجاد کرده است.

در این حالت فرد بسیار وسوسه می شود تا دوباره به سمت اعتیاد به مواد مخدر برود در این حالت او باید از جلسات روان درمانی و خدمات روان شناختی کمک بگیرد تا بتواند ریشه گرایش خود به مورفین را شناسایی کند و برای مقاله با وسوسه روش هایی را در نظر بگیرد.

  1. روان درمانی گروهی

بر اساس پژوهش های انجام شده در صورتی که فرد از خدمات روان درمانی گروهی استفاده کند تا حد زیادی می تواند به کمک آن اعتیادش را درمان کند در روش گروه درمانی فرد در تعامل با افرادی قرار می گیرد که مشکلات مشابهی با او دارند.

در این شرایط تاثیر پذیری بیمار از آموزش هایی که در گروه مطرح می شود بالا می رود و هم چنین به خاطر تعامل با سایر افراد کمتر با مشکلاتی مانند انزوای اجتماعی و افسردگی رو به رو می شود و در صورت مواجه شدن با افسردگی راحت تر می تواند آن را حل و فصل کند.

۴٫ خانواده درمانی برای ترک مورفین

در بسیاری از موارد افراد به خاطر این که الگوی ارتباطی ناسالمی در میان اعضای خانواده آن ها وجود دارد درگیر اعتیاد می شود و آن ها برای رهایی از تنش های موجود در خانواده به سمت موادی مانند مورفین می روند.

در این شرایط خانواده درمانی به کمک روانشناس به شما کمک می کند تا الگوهای غلط و نامناسب را شناسایی کنید و سعی کنید برای حل تعارضات بنیادی موجود در خانواده در مسیر ترک، قوی تر و استوار تر قدم بردارید.

منبع : ترک مورفین | بهترین و سریع ترین راه ترک اعتیاد به مورفین بدون درد