با استرس خود چه کنیم؟ اختلال استرس و اضطراب شدید

استرس اصطلاحی می باشد که هنگامی که افراد دچار رنج و سختی می شود، از آن استفاده می کنند و بسیار رایج است. استرس شکل و درجه های مختلفی دارد که شامل ذهنی، جسمی و هیجانی می شود و به طور مثبت و یا منفی بر روی سلامتی اثر می گذارد.

استرس چیست؟

استرس بخشی جدا ناپذیری از زندگی می باشد و همه افراد کم و بیش آن را تجربه می کنند.

همه انسان ها دچار استرس می شوند و در بسیاری از موقعیت ها این استرس باعث می شود تا واکنش های صحیحی از خود نشان دهند به طوری که اگر استرس نباشد ممکن است جان شخص به خطر بیفتد.

انسان ها معمولا به خاطر احساس های خوشایند و هیجان های طبیعی  تنش و استرس را تجربه می کنند.

استرسی که به خاطر حس شادی می باشد استرس مهمی می باشد که سالم به حساب می آید اما نتیجه آن باید آرامش بخش باشد تا بتوانید از آن به عنوان یک استرس مثبت یاد کنیم.

استرس آرامش باید به گونه ای باشد که پس از رفع استرس بدن به سطح عملکرد طبیعی خودش برگردد، تنش زیادی به فرد وارد نشود و بیش از اندازه طول نکشد.

هنگامی که افراد دچار آشفتگی و نگرانی می شوند، استرس به سراغ آن ها می آید و بر رفتار و افکار آن ها تاثیر می گذارد، درمان استرس باعث کاهش استرس منفی می شود و به شما کمک می کند تا از استرس های مثبت لذت ببرید.

بر اساس فرهنگ ما، هر نوع استرسی ضرر دارد و زیان بار می باشد به طوری که وقتی فرد دچار استرس می شود، غذا خوردن او بسیار سریع می شود، نقل و انتقال او به سرعت انجام می شود و در بسیاری از موارد دیگر فشارهای زیادی بر روی او وارد می گردد.

امروزه ما به طور مداوم در حال استرس و اضطرار می باشیم و برای این که کارهای خود را به موقع به نتیجه برسانیم باید در کوتاه ترین زمان بیشترین کار را انجام دهیم و این موضوع استرس زیادی را به همراه دارد.

استرس به دو گونه در فرد به وجود می آید که گاهی اوقات ممکن است ضرر داشته باشد و گاهی اوقات فرد از آن در جهت مثبت استفاده می کند.

فرد ممکن است به خاطر شرایط محیطی و شغلی، شلوغی شهرها، آلودگی هوا، فشار کار و کار بیش از حد و غیره با استرس هایی در طول روز مواجه شود.

همچنین بعضی از افراد به خاطر رفتارهای رقابتی مانند دوندگی، رسیدن به هدف، موفقیت مالی و روحیه رقابتی دچار نگرانی و استرس می شوند.

علایم و الگوهای رفتاری استرس چیست ؟

بر اساس نظر مشاوران نشانه های استرس و اضطراب در افراد به شکل های متفاوتی دیده می شود که در زیر نمونه هایی از آن را بیان می کنیم.

  • حرکت کردن، خوردن یا راه رفتن سریع و شتاب زده
  • عجله برای پایان دادن به جملات و عبارات
  • بی صبری برای پیش رفتن کارها و تمام کردن سریع کارها
  • تفکر و یا عملکرد چندتایی
  • احساس گناه از استراحت کردن یا هیچ کاری نکردن
  • فکر کردن به کار حتی در تعطیلات
  • برنامه ریزی برای کارهای بیشتر در زمان کمتر
  • گوش ندادن به حرف های دیگران به علت اشتغال ذهن
  • اعتقاد بر این که موفقیت یعنی به دست آوردن سریع چیزها
  • نگران بودن از انجام نشدن سریع کارها

افرادی که دچار استرس می شوند بیشتر انسان های برون گرا و پرخاشگری هستند که احساس شتاب زدگی و عجول بودن می کنند و دوست دارند سریع کار هایشان تمام شود، آن ها میل رقابتی دارند و احتمال دارد که خیلی زود نسبت به مسائل واکنش نشان داده و خشمگین شوند، رفتار این افراد بیش تر بر اساس انگیزه است.

با استرس چه کنیم ؟ | درمان استرس

به همان اندازه که علائم رایجی که در هنگام استرس به وجود می آید، اهمیت دارد. مشخص شدن منبع استرس نیز مهم می باشد، شناخت منبع استرس از اهمیت زیادی برخوردار است و با آگاهی لازم می توانیم استرس بیش از حد را درمان کنیم.

ما نمی توانیم برای همیشه تنها بمانیم، در لاک خود فرو برویم یا با همه قطع ارتباط کنیم.

ما روزانه با افراد بسیاری در ارتباط هستیم و این موضوع می تواند اعصاب ما را به هم بریزند و داد ما را در آورند اما به این نکته نیز توجه داشته باشید که باید از به وجود آمدن استرس به طور طولانی مدت نیز جلوگیری کنیم.

استرس طولانی مدت ممکن است برای ما مضر و آسیب رسان باشد. این استرس در منزل، مدرسه، محیط کار و حتی محل بازی ممکن است برای ما به وجود آید و سلامت روح و روان ما را تحت تاثیر قرار دهد و با خطر رو به رو سازد.

برای این که بتوانید استرسی که به شما وارد می شود را کم کنید باید در طول روز خودتان را تنظیم کنید، میان موقعیت هایی که قادر به تغییرشان هستید و موقعیت هایی که نخواهید توانست آن را تغییر دهید فرق بگذارید و به خودتان استرس وارد نکنید.

برای این کار شاید لازم باشد روش های گفت و گویی که با خودتان دارید را تغییر بدهید.

بر اساس نظر روانشناسان هر فرد باید در زندگی خود شاد باشد. بنابراین سعی کنید با خوش حالی و شادی زندگی کنید و به خودتان فرصت امتحان کردن فرصت های جدید و شاد بودن را بدهید تا بتوانید در زندگی به آرامش برسید، بسیاری از افراد فرصت شاد بودن و در آرامش بودن را از خودشان می گیرند.

انسان های شاد و افراد ناخوشنود

انسان های شاد کسانی هستند که به کار خود علاقه دارند و سعی می کنند تا کارهایشان را به درستی و به بهترین شکل انجام دهند، این افراد شنودگان خوبی هستند و اگر چیزی به آن ها آموزش داده شود به خوبی یاد می گیرند.

اما افرادی که ناخشنود هستند همیشه با هر مشکلی دچار استرس می شوند و کارهایشان را با استرس انجام می دهند، این افراد از همه چیز عقب می مانند زیرا در خود فرو رفته و انعطاف ناپذیر هستند. شخص ناخشوند هنگام حضور در جامعه درگیر استرس و نگرانی زیادی می شود.

کار کردن و یا ارتباط گرفتن با افراد ناخشنود دشوار می باشد، انگیزه لازم برای رسیدن به هدف و پیشرفت را ندارند و معمولا از کمبود زمان شاکی هستند.

اگر شما فرد شادی باشید، می توانید زندگی تان را تغییر دهید و خلاق تر عمل کنید به شکلی که کارهایتان اثر مثبتی داشته باشد. در این صورت انرژی بهتری خواهید داشت و می توانید به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کنید.

افراد می توانند با تغییر شرایط زندگی یا تغییر دادن های خود احساس بهتر و شادتری را در خود ایجاد کنند، مثلا آن ها می توانند لذت های پر درد سر و غیر منطقی خودشان را به لذت های آسان و بی درد سر تبدیل کنند، هم چنین به جای این که دیگران را تغییر دهند به فکر تغییر دادن خودشان هستند و برای آینده خود هدف های کوتاه مدتی را تعیین کنند تا بتوانند برای رسیدن به آن تلاش کنند و به آن ها برسند. این افراد با ورزش و مدیتیشن و غیره می توانند احساس خوبی را در خود به وجود آورند.

با استرس خود چه کنیم ؟ اختلال استرس و اضطراب شدید

آشنایی با اختلال استرس و اضطراب شدید

استرس و اضطراب شدید یا حاد یک اختلال روانی می باشد که پس از یک رویداد یا حادثه آسیب زا رخ می دهد و باعث ایجاد اختلال در زندگی فردی و اجتماعی فرد می شود.

توجه داشته باشید که رابطه نزدیک و مستقیمی بین اختلال استرس حاد (ASD) و اختلال استرسی پس از حادثه (PTSD) وجود دارد.

طبق تحقیقات انجام شده، حدود ۲۰ درصد افراد پس از وقوع رویداد آسیب زا، دچار اختلال استرسی شدید یا استرس پس از حادثه می شوند.

البته نمی توان این موضوع را یک امر کلی در نظر گرفت زیرا افراد مختلف به رویدادهای آسیب زا به گونه های متفاوت پاسخ می دهند، اما آگاهی از اثرات فیزیکی و روانی حوادث، اهمیت زیادی در درمان استرس و اضطراب دارد.

همان طور که گفته شد برخی از افراد مبتلا به اختلال استرسی شدید، اختلال استرسی پس از حادثه را نیز تجربه می کنند. این اختلال تنها چهار هفته پس از قرارگیری در برابر حادثه ایجاد می شود.

در این ادامه این مقاله، به درمان اضطراب شدید، علت های ایجاد آن و علائم آن می پردازیم:

علائم استرس و اضطراب شدید چیست؟

علائم استرس شدید در ادامه توضیح داده شده است، دقت داشته باشید که این علائم همپوشانی بالایی با علائم اختلال استرسی پس از حادثه دارد.

  • نفوذ افکار منفی، این مشکل زمانی رخ می دهد که فرد به طور مکرر رویداد آسیب زا از طریق مرور خاطرات، و یا رویاها مرور می کند و نمی تواند این کار را متوقف کند.
  • خلق منفی یا نامناسب، در این حالت فرد ممکن است افکار منفی، غم و اندوه و بی حوصلگی و خلق پایین را تجربه کند.
  • علائم تجزیه ای یا گسیختگی، این علائم می تواند شامل حس تغییر در واقعیت، عدم آگاهی از اتفاقات محیط پیرامون و ناتوانی در به یاد آوری بخش هایی از رویداد آسیب زا باشد.
  • علائم اجتنابی، افراد مبتلا به این علائم عمدتا از افکار، احساسات، افراد یا مکان های مرتبط با رویداد آسیب زا دوری می کنند.
  • علائم ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﮕﯽ، این علائم شامل بی خوابی، اختلالات خواب، دشواری در تمرکز، بی حوصلگی، پرخاشگری بوده که می تواند به صورت کلامی یا فیزیکی باشد. فرد همچنین ممکن است دچار دلواپسی و نگرانی شود.

اختلال وسواسی شدید و حاد ممکن است منجر به اختلالات بهداشت روانی دیگری مانند اضطراب و افسردگی نیز شود.

علائم اضطراب شامل موارد ذیل هستند:

  • احساس وقوع فاجعه قریب الوقوع
  • نگرانی بیش از حد
  • دشواری در تمرکز
  • خستگی
  • بی قراری
  • مواجهه با افکار رقابت با دیگران

علائم افسردگی شامل موارد ذیل هستند:

  • فرد دائما احساس ناامیدی، غم و اندوه یا بی حالی می کند
  • خستگی بیش از حد
  • گریه غیرمنتظره
  • از دست دادن علاقه نسبت به فعالیت هایی که زمانی لذت بخش بودند
  • اشتها یا وزن بدن تغیر می کند
  • فرد به خودکشی، خودزنی یا آسیب رسانی به خودش فکر می کند

تمام علائم ذکر شده، زندگی بیمار را به شدت دچار مشکل می‌کنند و به همین علت افراد باید در مورد روش درمان استرس و اضطراب آگاهی لازم را داشته باشند.

در ادامه مقاله به بررسی علل این اختلال و روش هایی برای درمان و نابودی اضطراب خواهیم پرداخت.

علل بروز اختلال استرس و اضطراب شدید

یک یا چند رویداد آسیب زا ممکن است فرد را دچار اختلال استرس شدید کند، درمان اضطراب شدید باید به سرعت انجام شود و عقب انداختن درمان باعث وخیم تر شدن حال فرد می گردد.

به خاطر داشته باشید که وقایع آسیب زا در طولانی مدت می توانند آسیب های جسمی، عاطفی و روانی زیادی را به همراه داشته باشند بنابراین نباید از درمان آن غافل شوید.

رویدادهای آسیب زای احتمالی می تواند شامل موارد ذیل باشد:

  • مرگ یک فرد نزدیک
  • تهدید به مرگ یا آسیب جدی
  • بلایای طبیعی مانند زلزله، سیل
  • تعرض جنسی یا خشونت خانوادگی
  • ابتلا به بیماری لاعلاج مانند ام اس، سرطان یا ایدز
  • زنده ماندن از یک آسیب مغزی شدید
  • تصادف با وسیله نقلیه

عوامل خطرزا

اختلال استرسی شدید در هر سنی و برای هرکسی با هرجنسیتی ممکن است رخ دهد. با این حال، برخی افراد بیشتر در خطر این اختلال قرار دارند.

عواملی که خطر ابتلا به اختلال استرسی را افزایش می دهد شامل موارد زیر می باشد:

  • پیشینه قبلی، مشاهده عینی یا داشتن آگاهی در مورد رویداد آسیب زا
  • داشتن سابقه سایر اختلالات بهداشت روانی
  • سن کمتر از ۴۰ سال
  • جنسیت زن

روش تشخیص اختلال استرس و اضطراب شدید

روانشناس یا روانپزشک به راحتی و تنها با پرسش چند سوال اختلال می تواند ASD را تشخیص دهد. متخصص در این هنگام سوالاتی در مورد رویدادهای آسیب زا و علائم فردی می پرسد.

در صورتی که فرد علائم گفته شده را در بازه زمانی یک ماه نشان دهد پزشک احتمال اختلال استرسی شدید را می دهد. اما اگر علائم گفته شده بیش از یک ماه طول بکشد، تشخیص دکتر اختلال استرسی پس از سانحه است. برای تشخیص اختلال استرسی شدید، روانشناس یا روانپزشک برای اطمینان از تشخیص خود در مورد موراد زیر نیز از بیمار سوال می پرسد:

  • سایر اختلالات روانی
  • مصرف مواد
  • بیماری های زمینه ای

روش درمان استرس و اضطراب شدید

روش های زیادی برای درمان استرس و اضطراب شدید وجود دارد. روانشناس یا روانپزشک برای اطمینان از روش خود باید از نزدیک فرد بیمار را معاینه ‌کند. درمان اختلال استرسی شدید بر کاهش علائم و پیشگیری از پیشرفت بیماری تمرکز می کند.

گزینه های درمان استرس و اضطراب شدید، شامل موارد زیر هستند:

درمان شناختی رفتاری (CBT)

درمان شناختی رفتاری(CBT) معمولا بهترین روش برای درمان استرس، اضطراب و وسواس است.

پزشکان معمولا درمان شناختی رفتاری را درمان اولیه برای افراد مبتلا به اختلال استرسی شدید یا اختلال استرسی پس از سانحه توصیه می کنند.

 

ذهن آگاهی یا حضور ذهن

این درمان، روش های مدیریت استرس را به فرد مضطرب آموزش می دهد. این کار می تواند شامل تمرین های مدیتیشن و تنفس نیز باشد.

دارو درمانی

روانپزشک ممکن است داروهای ضدافسردگی یا ضدتشنج را برای کاهش علائم اضطراب تجویز کند. دوز این دارو ها توسط روانپزشک تنظیم می شود و خود فرد نباید مصرف دارو را تغییر یا قطع کند.

استرس و اضطراب شدید معمولا دو هفته پس از قرارگیری در معرض حادثه ایجاد می شود، بنابراین درمان باید به سرعت شروع شود و نباید آن را تعویق انداخت.

قرار گرفتن مجدد فرد در معرض حادثه، بخشی از درمان استرس و اضطراب شدید است و باعث کاهش اثرات منفی بیماری و علائم آن می شود.

البته برای برخی از بیماران، درمان استرس و اضطراب شدید به چندین ماه درمان نیاز دارد. این درمان طولانی برای افرادی انجام می شود که ویژگی های زیر را دارا هستند:

  • اجتناب، این مشکل زمانی ایحاد می شود که فرد از درمان اجتناب می کند و یا امیدی به درمان ندارد.
  • خشم، خشمگین به تمرینات مواجهه درمانی پاسخ مناسبی نمی دهند به همین دلیل معمولا به درمان شناختی رفتاری واکنش بهتری نشان می دهند.
  • واکنش شدید به غم و اندوه، درمان‌هایی که فرد را در معرض یادآوری مجدد سانحه قرار می‌دهند، ممکن است اضطراب فرد را شدت ببخشند.
  • خودکشی، این بیماران در ابتدا نیاز به کنترل افکار و مدیریت خودکشی دارند و بنابراین درمان آن ها طولانی تر می شود.

داروها درمان استرس و اضطراب شدید

برخی داروها برای درمان استرس و اضطراب شدید عبارتند از:

خانواده داروهای بنزودیازپین

تحققیات انجام شده در این مورد نشان می دهد که بنزودیازپین‌ها برای درمان اختلال استرسی شدید یا اختلال خواب مفید می باشد. البته استفاده آن باید زیر نظر دکتر باشد و استفاده طولانی مدت آن می تواند آسیب زا باشد.

پروپرانولول

پروپرانولول در خصوص درمان درمان استرس و اضطراب شدید یک روش درمانی موفق می باشد و غالبا برای کنترل اضطراب و استرس تجویز می شود.

مورفین

در مورد این دارو تحقیقات و مطالعات زیادی صورت گرفته است. به طور کلی ثابت شده است که مورفین با کاهش نوراپی نفرین باعث کنترل ناراحتی، اضطراب و استرس در ساعات اولیه سانحه می شود.

پیشگیری از ابتلا به استرس و اضطراب شدید

اجتناب از رویدادهای آسیب زا، ممکن نیست و می توان گفت که هر فرد بالاخره با رویداد های آسیب زا روبرو می شود، بنابراین بهتر است که با راه های درمان آن آشنا باشد. روش‌های درمان و بهبود این مشکل شامل موارد زیر می باشد:

  1. مشورت با پزشک یا متخصص بهداشت روانی
  2. تقاضای کمک از خانواده و دوستان
  3. درمان سایر اختلالات روانی

منبع : با استرس خود چه کنیم؟ اختلال استرس و اضطراب شدید

چگونه با شمشیر شادی افسردگی را از پای درآورید؟

افراد بسیاری هستند که نمی توانند مسائل و مشکلات زندگی خود را به درستی حل کنند و قادر نیستند استرس و افسردگی را تحمل کنند، در این مقاله راه هایی برای مقابله با افسردگی و شاد بودن آورده شده است.

آن ها ممکن است برای مقابله با مشکلاتشان از روش های ناکارآمد و ناسازگار استفاده کنند، این کار استرس بیشتری برای آن ها به وجود می آورد.

افرادی که به اختلال افسردگی دچار می شوند، نسبت به آینده دید انعطاف پذیری ندارند، آینده خود را بسیار منفی در نظر می گیرند و احساس می کنند که مدام درگیر تجربه های ناخوشایند هستند.

راه های زیر به شما کمک می کند تا افسردگی را شکست دهید:

  • پایداری از راه های مبارزه با افسردگی

افرادی که به افسردگی مبتلا می شوند خیال می کنند که برای همیشه درگیر مشکلات باقی می مانند، آن ها فکر می کنند که قدرت تغییر افکار منفی را ندارند و مشکلات هیچ گاه آنان را رها نمی کند.

اما افرادی که افسرده نیستند تجارت منفی را موقتی می دانند، از آن ها درس می گیرند و این تجارت منفی را طولانی و همیشگی در نظر نمی گیرند.

  • کلی نگری

افرادی که به افسردگی دچار می شوند غرق در مشکلات خود شده و آن را به همه چی ربط می دهند، اما افراد سالم مسائل و مشکلات را از خودشان دور می کنند و می توانند بین رویدادهای منفی و مثبت زندگی نوعی تعامل به وجود آورند و به طور مثبت به مسائل اطراف خود نگاه کنند.

چگونه با شمشیر شادی افسردگی را از پای درآورید؟

  • مسئولیت پذیری در درمان افسردگی

اگر برای افراد افسرده مشکلی به وجود آید، خودشان را مسئول تمام مشکلات و نقص های خود می دانند اما فرد غیر افسرده سعی می کند تا اگر مشکلی به وجود آمد آن را تغییر دهد، در این حالت فرد مسئولیت کار خود را قبول می کند اما خود را برای نقص هایش سرزنش نمی کند.

افسردگی باعث می شود تا افراد از نظر روحی و جسمی مشکلاتی را تجربه کنند که در زیر نمونه هایی از آن را ذکر می کنیم:

  • خلق افسرده
  • کاهش علاقه به فعالیت ها
  • کاهش قابل ملاحظه وزن یا افزایش وزن
  • بی خوابی و پر خوابی
  • تحریک یا کندی
  • خستگی یا فقدان انرژی
  • احساس بی ارزشی یا احساس گناه
  • کاهش توانایی تمرکز
  • افکار تکرار شونده در مورد مرگ یا خودکشی

بر اساس مطالعاتی که روانشناسان در مورد افسردگی انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که افسردگی به چندین دلیل متفاوت به وجود می آید.

  • نگرانی و افکار منفی

بر اساس مطالعات انجام شده نگرانی با افسردگی رابطه دارد.

بسیاری از اوقات افکار منفی به طور ناخواسته وارد خودآگاهی فرد می شود و برای او ناراحتی و فشار های روانی را به همراه خواهد داشت. فرد در این هنگام دچار تردید هایی خواهد شد و در مورد ارزش های خود، دلواپسی های خود در آینده و توهماتی که در گذشته بر او گذشته است دچار شک خواهد شد.

این افکار  باعث می شوند تا سلامت فرد به خطر بیفتد و از نظر اخلاقی دچار افکار و خلق منفی شود، در این هنگام مشکلاتی برای فرد به وجود خواهد آمد.

اما بسیاری از افراد هستند که می توانند افکار ناخواسته خود را با افکار مثبت به درستی جا به جا کنند و به این روش به تفکرات منفی و نگران کننده خود خاتمه بخشند.

پیشنهاد مشاور: روش های درمان افسردگی | با دارو و بدون دارو | درمان سریع | عوارض

متاسفانه بسیاری از افراد دچار افسردگی طولانی مدت می شوند، در این حالت افکار منفی به صورت پایدار و ثابت در آن ها به وجود آید و ممکن است به دلیل آن که نتوانسته اند افکار منفی خود را کنترل کنند، دچار افسردگی شده اند.

  • بهبود خواب و تغذیه

خواب و تغذیه جزو مواردی هستند که تاثیر زیادی بر افسردگی دارند، متاسفانه بسیاری از افراد از اهمیت این دو امر آگاه نیستند، به طور کلی افسردگی باعث اختلال در خواب و تغذیه می شود بنابراین کنترل این امور ممکن است دشوار شود.

ممکن است نتوانید به خواب بروید یا نتوانید از خواب بیدار شوید، در اینجا نکاتی برای بهبود کیفیت خواب شما آورده شده است:

  • حداقل یک ساعت پیش از خواب موبایل و تلویزیون را خاموش کنید
  • برای بهبود کیفیت خواب دمای اتاق را در درجه ای مناسب و دلخواه قرار دهید.
  • سعی کنید کمی کتاب بخوانید یا به موسیقی های آرامشبخش گوش دهید.
  • به هیچ عنوان پیش از خواب فیلم های ترسناک یا موسیقی راک گوش ندهید.
  • از انجام ورزش پیش خواب اجتناب کنید.
  • نوشیدنی های انرژی زا و مصرف کافئین را در شب کنار بگذارید.

تغذیه نیز اهمیت زیادی در درمان افسردگی دارد زیرا بدن شما باید توانایی مقابله با افسردگی را داشته باشد. شاید عجیب به نظر برسد ولی تحقیقی که در سال ۲۰۱۲ انجام شد نشان داد که مصرف روی باعث کاهش افسردگی می شود.

بنابراین سعی کنید تا در طول هفته از تمام مواد غذایی استفاده کنید. برای این کار یک برنامه غذایی مناسب تهیه کنید و سعی کنید مطابق آن عمل کنید.

خصوصیات رفتاری فرد افسرده

نمی توان گفت که تمام افراد افسرده ویژگی های یکسانی دارند، اما در ادامه بارزترین خصوصیات افسردگی ذکر شده است:

  • خلق افسرده و غمگین، فرد در مواجهه با مشکلات ممکن عصبی، افسرده یا به شدت غمگین شود.
  • تغییرات خلق و خو
  • بغض و گریه، فرد ممکن است به بهانه های مختلف در مقابل دیگران گریه کند، نتواند خودش را کنترل کند و در مورد مسائل مختلف به سرعت ناراحت شود به طوری که غم و اندوه او در چهره اش نمایان می شود.
  • فرد افسرده از نظر ظاهری علاقه ای ندارد به خودش برسد.
  • فرد افسرده دوست دارد تنها باشد و علاقه ای به گشت و گذار، تفریح و مسافرت ندارد و از رفتن به مهمانی و مجالس امتناع می ورزد.
  • کاهش انرژی روانی، انرژی روانی افراد افسرده کاهش می یابد، به طوری که فرد ممکن است در زمینه های رفتاری، کلامی و خلقی از میزان نرمال و عادی خود پایین بیاید و فرد حس کند که دیگر توانایی لازم برای انجام این کارها را ندارد و آن ها را به درستی انجام نمی دهد.
  • کاهش مهارت ها، افراد در زندگی خود مهارت های لازم برای مقابله با مشکلات را می آموزند اما هنگامی که به  افسردگی دچار می شوند این مهارت ها کاهش یافته است و مثل قبل نمی توانند از این مهارت ها استفاده کنند.
  • از دست دادن انگیزه، فردی که افسرده می شود بسیار بی انگیزه شده، حوصله انجام کار ها و پیگیری آن ها را ندارد، نسبت به مسئولیت های خود بی توجه است، از انجام کارها شانه خالی می کند و انگیزه لازم برای دنبال کردن کارها را ندارد.

 

بر اساس نظر روانشناسان، افسردگی یک بار در زندگی فرد به وجود می آید و دفعات دیگر ممکن است یا به صورت حملات متوالی و تکراری در طول زندگی فرد، زمانی که افسرده نیست و یا به صورت مزمن و پیوسته در یک دوره اتفاق بیفتد و نیاز به درمان داشته باشد.

پیشنهاد مشاور:۱۱ واقعیت عجیب که باید در مورد افسردگی بدانید

افسردگی یک نوع اختلال است که در زمینه های زیستی و شیمیایی ممکن است به وجود آید و بیشتر بر روی تفکرات، خلق، احساسات، رفتار و سلامت جسمی فرد اثر می گذارد.

گاهی یک زندگی پر از استرس و تنش به عنوان محرک افسردگی عمل کند. به طور کلی افسردگی درجات متفاوتی دارد بعضی افسردگی ها ممکن است شدت بسیاری داشته باشد(افسردگی دائم و شدید) در این صورت می توانید با روش درمانی صحیح در عرض چند هفته می توان این بیماری را بهبود بخشید تا فرد به حالت عادی خود بر گردد.

بسیاری از افراد به خاطر تنش های زندگی، با ناکامی ها و نا امیدی های دچار می شوند و تجربه های ناخوشایندی را در زندگی تجربه می کنند، به همین دلیل آن ها دچار غم، اندوه و افسردگی می شوند.

این در حالی است که افراد دیگری که درگیر افسردگی نیستند، می توانند به خوبی مشکلات خود را حل کنند و کمتر دچار افسردگی می شوند، ولی افرادی که مهارت حل مشکل را نیاموخته اند به احتمال زیاد درگیر افسردگی می شوند.

یکی از روش هایی که برای درمان افسردگی مورد استفاده قرار می گیرد همین روش حل مسئله می باشد که یک روند درمان شناختی رفتاری می باشد.

اما بیماران افسرده به دلیل تفکرات منفی که دارند توانایی حل مسئله را از دست می دهند.

طبق نظر مشاوران، نوجوان و بزرگسالانی که به افسردگی دچار می شوند با ورزش و داشتن برنامه ورزشی مناسب می توانند اقدامات لازم برای درمان افسردگی خود انجام دهند، ورزش برای درمان افسردگی مناسب و موثر می باشد.

منبع : چگونه با شمشیر شادی افسردگی را از پای درآورید؟

چرا خشونت و پرخاشگری خوب است؟

ماهیت آسیب زای خشونت و پرخاشگری چیست؟ خشونت و پرخاشگری به طور معمول باعث مشکل و دردسر می شود. این امر را افرادی که پرخاشگر هستند و افرادی که در معرض پرخاشگری قرار می گیرند بهتر درک می کنند.

در حقیقت پرخاشگری هم به فرد پرخاشگر هم به فردی که مورد پرخاشگری قرار می گیرد آسیب می زند.

چیزهایی که در مورد ارتباط با ماهیت خشونت و پرخاشگری باید بدانید شامل موارد زیر می شود.

خشونت در مواردی که خشونت اضطراری و حیاتی نیست باعث آسیب و مشکل می شود.

انسان ها در ابتدا در غارها و جنگل ها زندگی می کردند و زندگی خود را به وسیله شکار کردن می گذارندند برای همین خشونت برای آن ها امری حیاتی بوده که باعث می شده بتوانند حیات خود را حفظ کنند.

از طرف دیگر خطرات زیادی زندگی آن ها را تهدید می کرده که باید با آن ها مبارزه می کردند و به همین دلیل باید خشونت از خودشان نشان می دادند.

در طول تاریخ انسان ها مورد حمله و جنگ از سمت بقیه انسان ها قرار گرفته اند و اگر آن ها قادر به مبارزه نبودند از بین می رفتند بنابراین در این شرایط خشونت و رفتارهای پرخاشگرانه نوعی ارزش و برتری تلقی شده است.

زمانی که انسان ها به کشاورزی روی آوردند دعوا بر سر تعیین زمین شکل گرفت و هرکه توانایی و خشونت بیش تری داشت زمین های بیش تری را تصاحب می کرد اما قادر به کشت در همه زمین ها نبود برای همین از برده استفاده می کرد و اینگونه برده داری شکل گرفت.

پس از تعیین زمین برادر کشی، پدر کشی و درگیری ها شدت گرفت.

در این دوران همچنین نظام بت پرستی شکل گرفت تا برده داری به نوعی توجیه شود. ظلم به برده ها در آن دوره اینگونه توجیه می شد که برده ها مخلوق ضعیف و نیازمند خدایان هستند و برای همین باید به دیگران خدمت کنند.

ظهور انبیاء الهی عاملی بود که ظلم به برده ها را از بین برد و باعث ایجاد برابری میان انسان ها شد، نظام توحیدی در آن زمان باعث شد تا ظلم و تعرض آدم ها به هم نوعانشان کاهش یابد.

پس از آن رفتارهای خشن و خشونت بار انسان ها با جانوران شکل گرفت.

در حقیقت قبل از این هم خشونت هایی از این دست وجود داشتند اما کندن پوست حیوانات، خشک کردن آن ها و موارد زیاد دیگری که مشاهده می شود همه به دلیل خشم و پرخاشگری انسان ایجاد می شوند.

 

خشونت و پرخاشگری در تمامی ابعاد ارتباطی میان افراد آسیب زا است.

آسیب هایی که به شخص مورد پرخاشگری واقع می شود بسیار گوناگون و خطرناک هستند.

موادمخدر و اعتیاد باعث مشکلات رفتاری در فرد می شود و ممکن است اضطراب و ناآرامی های زیادی برای آن ها ایجاد کند.

با یک مثال بهتر می توانید متوجه تاثیرات پرخاشگری بشوید.

سینا حدود ۴ سال بود که به مواد مخدر مختلف اعتیاد داشت و نمی توانست با فرزند و همسر خود ارتباط درستی برقرار کند همان طور که گفته شد این خشونت ممکن است از عوارض مصرف مواد مخدر باشد.

در طول درمان مشخص شد که او در دوران کودکی بسیار تنبیه بدنی می شده و به شدت مورد توهین و خشونت اطرافیانش قرار می گرفته. این رفتارها باعث ایجاد اضطراب در او شده بود حتی اکنون پس از سال ها که به خانه قدیمی خود می رود مضطرب می شود.

این مشکلات قابل جبران هستند ولی اگر او کاری در این زمینه انجام نمیداد فقط روز به روز ضعیف تر می شد در حقیقت او به دنبال آرامش به مواد مخدر آورده رو کرده بود ولی به پیامدهای آن دقت نکرده بود.

در واقع ارتباط غلط او با کودکان و همسرش، مصرف مواد، خشونت او همگی به دلیل رفتارهای پرخاشگرانه ای بود که در کودکی مشاهده کرده بود.

پس متوجه شدید که این رفتارهای پرخاشگرانه ممکن است زندگی یک نفر را به طور کامل از بین ببرد.

چرا خشونت و پرخاشگری خوب است؟

بیش ترین آسیب های خشونت و پرخاشگری شامل کودکان، زنان و مردان ضعیف می شود.

این مورد می تواند به فرهنگ جامعه نیز بستگی داشته باشد ولی افراد حساس و ضعیف راحت تر مورد خشونت قرار می گیرند.

در جامعه های مرد سالار این نوع خشونت ها بیش تر دیده می شود که البته با پیشرفت های حاصل شده خوشبختانه، آمار آن در حال کاهش است ولی بازهم افراد زیادی هستند که مورد خشونت و پرخاشگری قرار می گیرند.

 

خشونت و پرخاشگری باعث تولید اضطراب و ناامنی می شود.

همان طور که اشاره شد افراد ضعیف، کسانی که ناتوانی جسمی دارند و کسانی که روحیه خشنی ندارند قادر به انجام رفتارهای پرخاشگرانه نیستند و اگر در معرض این خشونت ها قرار بگیرند مضطرب می شوند و آسیب می بینند

افراد میان سال هم معمولا به دلیل رفتار و شخصیت رشد یافته ای که دارند تمایلی به انجام رفتارهای پرخاشگرانه و خشونت آمیز ندارند و در جریان اینگونه رفتارها آسیب می بینند.

فردی که در معرض اینگونه رفتارها قرار می گیرد به مرور احساس خطر و ناامنی می کند و مضطرب می شود.

 

خشونت و پرخاشگری رفتار و شخصیت فرد اقدام کننده را از حالت متعادل خارج می کند.

هر رفتار و عملکردی یک بازخورد از همان نوع به همراه دارد. فردی که سعی می کند به دیگران آسیب بزنید قسمت قابل توجهی از آسیب شامل خودش می شود.

در حقیقت امکان پذیر نیست که فرد از آسیب زدن به دیگران رشد کند و به تعالی برسد، بلکه با این رفتارها شخصیت و روحیه خودش را نیز تخریب می کند.

به یاد داشته باشید که در این جهان هیچ عملی بدون عکس العمل نیست. رفتارهایی که آسیب زننده هستند فرد اقدام کننده را به آسیب ها و ناهنجاری دچار می کنند.

حضور افراد پرخشم و پرخاشگر باعث ایجاد ناآرامی و اضطراب در محیط می گردد، به همین همه از او دور می شوند و به تدریج از سوی دیگران کنار گذاشته می شود.

در مجموع خشونت پیامدهای زیادی در پی دارد که هم شامل فرد اقدام کننده هم فردی که مورد خشونت واقع می شود، می گردد. در حقیقت خشونت برنده ای ندارد و به تمام افراد درگیر، صدمه وارد می کند.

منبع : چرا خشونت و پرخاشگری خوب است؟

افسردگی بی دلیل چیست؟ آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

آیا افسردگی بی دلیل وجود دارد؟ افسردگی دلایل زیادی دارد که درک آن ها می تواند دشوار باشد. در برخی موارد، افسردگی می تواند با تجربه های دردناک زندگی فرد مرتبط باشد، مانند از دست دادن و فوت دیگران یا رویدادهای آسیب زا می باشد.

افراد دیگر ممکن است به دلیل داشتن سابقه خانوادگی در زمینه بیماری روانی درگیر افسردگی گردند. علاوه بر این افسردگی ممکن است، پیش از قائدگی، یائسگی، طلاق و جراحی نیز به وجود آید.

آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

به طور کلی می توان گفت هر تغییری در زندگی روتین فرد می تواند باعث ایجاد افسردگی شود. با این حال، برخی از افراد بدون هیچ دلیلی احساس افسردگی پیدا می کنند.

این افراد معمولا این افسردگی را بی دلیل می دانند زیرا سطح زندگی آن ها از دیگران بهتر است اما نمی توانند خوشحال باشند یا از زندگی خود لذت ببرند.

برخورد با افراد افسرده

شاید عجیب به نظر بیاید اما در بیش تر مواقع این دیگران هستند که باعث می شوند فرد فکر کند بدون هیچ دلیلی درگیر افسردگی شده است.

به طور مثال فرض کنید، خواهر ۱۷ ساله شما می گوید که افسرده شده است.

شما به سرعت می گویید که سن او کم است و دلیلی ندارد که در این سن درگیر افسردگی شود.

در این شرایط فرد به سرعت به این موضوع می اندیشد که افسردگی او بدون دلیل و بدون ریشه می باشد. این برخورد بسیار غلط و آسیب زا می باشد.

 

در این حالت فرد احساس ناامنی پیدا می کند و مدام از خودش می پرسد که چرا افسرده است و جوابی برای آن ندارد. این کار باعث می شود که احساس پوچی پیدا کنند. به یاد داشته باشید که شما موظف نیستید دلیلی برای افسردگی خود به دیگران ارائه دهید.

در صورت عدم وجود “محرک” مانند مرگ یکی از عزیزان، طلاق یا از دست دادن شغل فرد بازهم ممکن است احساس کنند که بی دلیل دچار افسردگی شده است.

شخص افسرده ممکن است:

به دوران کودکی خود نگاه کند و به دنبال ریشه افسردگی خود بگردد و اگر نتوانست آن را پیدا کند یا به عبارت دیگر افسردگی خود را «توجیه» کند نگران و مضطرب می شود.

در این شرایط فرد از بروز افسردگی خود می ترسد و از طرفی عملکرد او در مدرسه و یا محل کار به شدت افت می کند و معلم یا رئیس ممکن است این افت را دلیلی بر بی مسئولیتی فرد بداند.

فشار برای “توجیه” افسردگی می تواند طاقت فرسا باشد به همین دلیل افراد افسرده هستند ممکن است تلاش کنند تا احساس واقعی خود را پنهان سازند.

در ظاهر ممکن است به نظر برسد که حال آن ها خوب است و خوشحال هستند ولی از درون به شدت افسرده می باشند.

این موضوع صدمات زیادی را به دنبال دارد زیرا فرد روز به روز منزوی تر می گردد.

بر روی دلایل ریشه ای تمرکز کنید

برای بهبود و درک افسردگی بهتر است که بر دلایل ریشه ای و اصلی آن تمرکز کنید، برخی از عوامل، مانند ساختار مغز، ژنتیک و مشکلات محیطی مواردی نیستند که فرد بتواند آن ها را کنترل کند.

بنابراین باید به عواملی تمرکز کنیم که شامل سبک زندگی فرد می شود و قابل تغییر است، اما میزان توانایی یک فرد در تغییر این رفتار به خود او بستگی دارد.

افسردگی انرژی فرد را کاهش می دهد و توانایی فعالیت های فیزیکی و ورزش را از فرد سلب می کند.

افسردگی بی دلیل چیست؟ آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

افسردگی و غم و اندوه چه تفاوتی دارند؟

افسردگی و اندوه دو امر کاملا متفاوت هستند اما بسیاری از افراد غمگین به اشتباه تصور می کنند که افسرده هستند زیرا غم و اندوه از علائم افسردگی نیز می باشد.

بنابراین چگونه می فهمید که افسرده هستید؟ برای این کار علائم زیر را چک کنید:

علائم اصلی افسردگی

اگر علائم زیر را به مدت بیش از دو هفته به طور مداوم تجربه کنید، به احتمال زیاد شما درگیر افسردگی می باشید:

  1. عصبانیت
  2. اضطراب شدید
  3. تغییر در اشتها (همراه با کاهش وزن یا افزایش وزن)
  4. خستگی یا کمبود انرژی
  5. احساس غم یا پوچی
  6. احساس بی ارزشی، ناامیدی یا گناه بیش از حد
  7. از دست دادن علاقه به فعالیت های مورد علاقه
  8. دردهای جسمانی بدون هیچ دلیل خاصی
  9. مشکلات مربوط به تفکر، حافظه، تمرکز و تصمیم گیری
  10. مشکلات مربوط به خواب
  11. فکر به مرگ و خودکشی

گریه بی دلیل و افسردگی

بسیاری از افراد تصور می کنند که گریه بی دلیل حتما به دلیل افسردگی می باشد اما اینگونه نیست گریه بی دلیل می تواند به دلیل قائدگی، بارداری، خستگی شدید، اضطراب، غم و اندوه و افسردگی باشد. بنابراین نمی توان گفت که زمانی که فرد بی دلیل خاصی گریه می کند حتما افسرده می باشد.

چگونه جلوی گریه را بگیریم

گریه یک روش کاملاً طبیعی برای ابراز احساسات است. اما شخصی که اغلب بدون دلیل مشخصی گریه می کند، ممکن است از گریه در زمان های نامناسب مضطرب شود،.

سه راه کاری که در ادامه ذکر می شوند باعث جلوگیری از گریه می شود، اما به خاطر داشته باشید که این کار تنها یک راه موقت می باشد و نمی تواند این مشکل را درمان سازد:

  • فشار دادن زبان به سقف دهان
  • شل کردن عضلات صورت
  • خاراندن پوست بین انگشت شست و انگشت اشاره
  • پلک نزدن
  • فکر کردن به چیزهای شاد و خوشحال کننده
  • نفس های عمیق و طولانی

اگر نگران هستید که بیش از اندازه گریه می کنید بهتر است با یک مشاور در این مورد صحبت کنید. به خاطر داشته باشید که گریه شدید معمولا در افسردگی خفیف مشاهده می شود زیرا در افسردگی شدید فرد در بیان و بروز احساسات خود مشکل دارد.

گاهی گریه بی دلیل در خانم ها می تواند ناشی از دوران قاعدگی باشد.

 

افسردگی و خودکشی

در مورد رابطه بین این دو در مقالات دیگر به طور کافی توضیح داده شده است اما در صورت مشاهده علائم زیر حتما فرد را پیش روانشناس یا روانپزشک ببرید و به هیچ عنوان این علائم را دست کم نگیرید:

  • صحبت در مورد خودکشی
  • بخشیدن اموال یا نوشتن وصیت نامه
  • صحبت در مورد اینکه زندگی ارزش ندارد
  • تهدید به خودکشی

بسیاری از افراد تصور می کنند که زمانی که فرد در مورد خودکشی حرف می زند تنها به دنبال جلب توجه می باشد اما اینگونه نیست و بسیار دیده شده است کسانی که خودکشی کرده اند با این کار سعی داشتند که از دیگران کمک بگیرند.

انواع افسردگی

در اینجا انواع افسردگی به طور خلاصه آورده شده است تا در صورتی که تصور می کنید درگیر افسردگی هستید بتوانید نوع افسردگی خود را نیز تشخیص دهید:

  1. افسردگی پس از زایمان
  2. افسردگی فصلی
  3. افسردگی شدید
  4. اختلال دو قطبی
  5. اختلال شخصیت مرزی
  6. اختلالات اشتها
  7. افسردگی پیش از قائدگی (سندرم پیش از قاعدگی)
  8. افسردگی پس از جراحی
  9. افسردگی دوران بارداری
  10. افسردگی پس از طلاق
  11. افسردگی یائسگی
  12. افسردگی بی قائده

منبع : افسردگی بی دلیل چیست؟ آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

اختلال دو قطبی چیست؟

اختلال دو قطبی سبب تغییر در روحیه و انرژی فرد می شود. این حالت های عاطفی شدید و حالت های خلقی می تواند توانایی عملکردی افراد را تحت تأثیر قرار دهند.

افراد مبتلا به اختلال دو قطبی می توانند دوره هایی از خلق و خوی طبیعی را نیز داشته باشند.

حالت خلق و خوی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، در گروه های زیر دسته بندی می شوند.

  • شیدایی
  • هیپومانیا
  • افسردگی اساسی

این حالت های خلقی با تغییرات ملموس در رفتار افراد مشخص می شوند.

شیدایی:در طول دوره شیدایی، فرد ممکن است بسیار پرانرژی یا تحریک پذیر شود.

هیپومانیا: این حالت از دوقطبی شدت کمتری نسبت به شیدایی دارد و مدت زمان کمتری ادامه پیدا می کند.

افسردگی اساسی: در دوره افسردگی اساسی فرد می تواند احساس اندوه یا خستگی شدیدی پیدا کند.

تاکنون بیش از چهار نوع اختلال دوقطبی یافت شده است، که سه نوع رایج آن در ادامه توضیح داده می شود:

اختلال دو قطبی نوع یک

در این نوع اختلال حالت های شیدایی حداقل هفت روز به طول می انجامد. علائم آن می تواند بسیار شدید باشد و حتی ممکن است با تشخیص متخصص فرد در بیمارستان بستری شود.

علاوه بر این، دوره های افسردگی که حداقل دو هفته طول می کشند نیز ممکن است رخ دهد.

اختلال دو قطبی نوع دوم

این نوع اختلال دوقطبی شامل دوره افسردگی و هیپومانیک بوده و هیچ حالت شیدایی شدیدی ندارد، به همین دلیل ممکن است با افسردگی اشتباه گرفته شود.

 

اختلال ادواری ( اختلال سیکلوتایمیک)

این نوع خفیف تری از اختلال دو قطبی بوده که شامل دوره های متناوب هیپومانیا و افسردگی است.

این دوره در بزرگسالان حداقل دو سال و در کودکان و نوجوانان یک سال طول می کشد.

پزشک شما ممکن است نوع دیگری از اختلال دو قطبی را نیز در شما تشخیص دهد مانند

  • حالت القایی
  • مرتبط با پزشکی
  • اختلال دو قطبی نامشخص

این اختلالات ممکن است علائم مشابهی داشته باشند، اما طول آن ها متفاوت است.

پژوهشگران کماکان در تلاش هستند تا علل این اختلال را پیدا کنند و درمان های موثرتری برای آن بیابند.

 

جنبه ژنتیکی اختلال دو قطبی چیست؟

تحقیقات در زمینه ژنتیک و اختلال دو قطبی نسبتاً جدید است. با این حال، بیش از دو سوم افراد مبتلا به اختلال دوقطبی با شیدایی یا افسردگی اساسی نیز درگیر هستند.

پژوهشگران همچنان در تلاشند تا عوامل ژنتیکی موثر بر ابتلا به این اختلال را پیدا کنند.

 

خطرات وراثتی

فردی با والدین یا خواهر و برادر مبتلا به اختلال دو قطبی ۴ تا ۶ برابر بیشتر از دیگران در معرض خطر ابتلا به آن قرار دارد.

طبق گزارشات آکادمی روانپزشکی کودکان و نوجوانان آمریکا، دوقلوی همسان در صورتی که جقت دوقلوی آن ها به اختلال دو قطبی مبتلا باشد، ۷۰ درصد بیش تر احتمال دارد که مبتلا به دو قطبی شوند.

پژوهشی در سال۲۰۱۶ در مورد دوقلوها نشان می دهد که عامل توارثی در اختلال دو قطبی وجود دارد.

این پژوهش خاطر نشان کرد که ساختار مغز دوقلوهایی با اختلال دو قطبی با دوقلوهای بدون اختلال دو قطبی متفاوت است.

دو قطبی و اسکیزوفرنی با هم رابطه دارند، بنابراین محققانی که خانواده ها و دوقلوها را مورد مطالعه قرار دادند، اظهار داشتند که ممکن است بین اختلال دو قطبی و اسکیزوفرنی رابطه ژنتیکی وجود داشته باشد.

آن ها همچنین دریافتند که به نظر می رسد جهش های کوچک در ژن های خاص خطر دو قطبی را تحت تأثیر قرار می دهد.

یک مطالعه در سال ۲۰۱۷ ارتباط ژنتیکی بین اختلال دوقطبی زودرس و ADHD را نشان داد

اختلال دو قطبی زودرس قبل از ۲۱ سالگی رخ می دهد. دانشمندان در حال تلاش برای کشف تفاوت مغز افراد مبتلا به اختلال دو قطبی با مغز افراد سالم هستند.

اینجا چند دیدگاه جالب در این مورد ارائه شده است.

 

سلول های مغزی

از بین رفتن یا آسیب به سلولهای مغزی در هیپوکامپوس می تواند در ابتلا به اختلالات خلقی موثر باشد. هیپوکامپوس با مغز در ارتباط بوده و به طور غیرمستقیم بر خلق و خو و انگیزه تأثیر می گذارد.

 

انتقال دهنده های عصبی

انتقال دهنده های عصبی مواد شیمیایی هستند که به سلول های مغزی در برقراری ارتباط کمک کرده و خلق و خو را تنظیم می کنند.

عدم تعادل انتقال دهنده های عصبی ممکن است با اختلال دو قطبی مرتبط باشد.

 

مشکلات میتوکندریایی

تحقیقات نشان می دهد که اختلال در میتوکندری ممکن است در اختلالات روانی، از جمله اختلال دو قطبی نقش داشته باشد.

میتوکندری تقریباً در هر سلول انسانی مرکز انرژی است و اگر به طور عادی عمل نکند، منجر به تغییر در الگوی تولید و استفاده از انرژی می شود.

این حالت ممکن است برخی از رفتارهایی که در افراد مبتلا به اختلالات روانی مشاهده می کنیم را توجیه کند.

پژوهشگرانی که در سال ۲۰۱۵ مغز افراد مبتلا به اختلال دوقطبی را با ام آر آی بررسی کرده اند، سیگنال هایی را در قسمت های خاصی از مغز پیدا کرده اند

این قسمت ها به هماهنگی حرکت ارادی کمک می کنند و نشان دهنده عملکرد غیر طبیعی سلول است.

 

عوامل محیطی و سبک زندگی

برخی دانشمندان معتقدند که عوامل محیطی و سبک زندگی در اختلال دو قطبی نقش دارند. این عوامل عبارتند از:

  • استرس شدید
  • سو استفاده جسمی یا جنسی
  • سوء مصرف مواد
  • مرگ یکی از اعضای خانواده یا یکی از عزیزان
  • بیماری های جسمی
  • نگرانی های مداوم که زندگی روزمره شما را تحت تأثیر قرار می دهد، مانند مشکلات مالی یا مشکلات کاری

این شرایط در ایجاد و شدت اختلال دوقطبی، برای افرادی که در معرض خطر ژنتیکی قرار دارند، تاثیر گذار است.

سن، جنس و عوامل هورمونی

اختلال دو قطبی حدود ۲٫۸ درصد از جمعیت بزرگسال ایالات متحده را درگیر می کند و به همان اندازه بر جنسیت، نژاد و طبقات اجتماعی تأثیر می گذارد.

خطر سن

اختلال دو قطبی معمولاً در حدود ۲۵ سالگی یا در سنین ۱۵ تا ۲۵ سالگی ایجاد می شود. می توان گفت که حداقل نیمی از موارد پیش از ۲۵ سالگی تشخیص داده می شوند.

با این حال، برخی از افراد تا ۳۰ یا ۴۰ سالگی علائمی نشان نمی دهند.

با این وجود، اختلال دو قطبی در کودکان ۶ ساله یا کمتر نیز ایجاد می شود. به نظر می رسد اختلال دو قطبی، می تواند نتیجه سایر اختلالات یا آسیب ها باشد.

خطر جنسیتی

اختلال دو قطبی نوع دوم در زنان نسبت به مردان شایع تر است، اما اختلال دو قطبی نوع یک در هر دو جنس به یک اندازه شیوع دارد. مشخص نیست که چه عواملی باعث ایجاد این تفاوت می شوند.

خطر هورمونی

متخصصان معتقدند که هورمون های تیروئید تأثیرات عمده ای بر عملکرد مغز در بزرگسالان دارند بنابراین می توان گفت که افسردگی و اختلال دو قطبی با عملکرد غیر طبیعی تیروئید در ارتباط است.

تیروئید غده ای در گردن می باشد که هورمون های تنظیم کننده رشد و نمو را ترشح می کند.

افراد مبتلا به اختلال دو قطبی غالباً دچار اختلال در عملکرد تیروئید(کم کاری یا پرکاری) هستند.

 

چه عواملی می تواند باعث یک دوره شیدایی یا افسردگی شود؟

برخی عوامل می توانند باعث ایجاد دوره های شیدایی یا افسردگی شوند.

این عوامل سطح استرس بدن را افزایش می دهند، آشنایی با عوامل محرک یکی از راه های جلوگیری از شدت گرفتن علائم است.

این عوامل از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما از عوامل متداول آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • وقایع استرس زای زندگی (مثبت یا منفی) مانند تولد نوزاد، ارتقا شغل، انتقال به خانه جدید یا پایان یک رابطه
  • اختلال در الگوی خواب منظم، از جمله کاهش یا افزایش خواب یا استراحت
  • تغییر در روال زندگی، مانند خواب، غذا خوردن، ورزش یا فعالیت های اجتماعی (برنامه ریزی منظم می تواند استرس را کاهش دهد)
  • تحریک بیش از حد، مانند صداهای خاص یا بلند، فعالیت زیاد و مصرف کافئین یا نیکوتین
  • سو مصرف الکل یا مواد مخدر. اعتیاد به مواد مخدر می تواند باعث بروز یا شدت علائم دو قطبی شود.
  • بیماری کنترل نشده یا درمان نشده
عشق وسواس گونه | اختلال وسواس عشقی و درمان

درمان عشق وسواس گونه و اختلال وسواس عشقی چگونه است؟ اختلال وسواس عشقی (OLD) که با نام های عشق بیمارگونه و بیماری توهم عشق ، وسواس عاطفی ، بیماری عاشق پیشگی و اختلال عشق نامیده می شود به شرایطی گفته می شود که فرد احساس می کند باید از کسی که دوستش دارد محافظت کند، حتی اگر این حفاظت به قیمت کنترل کردن و مالکیت فرد باشد.

یکی از عمیق ترین خواسته های مردم اشتیاق به احساس عشق و مقبولیت می باشد. در حقیقت، از زمان تولد نوزاد این نیروی نامرئی وجود دارد. اما مواردی وجود دارد که اختلالات شخصیتی بر توانایی فرد در ایجاد یک رابطه سالم تأثیر می گذارد. یک نمونه از این اختلال، اختلال وسواس عشقی است، اختلالات مرتبط دیگر نیز در پایان مقاله ذکر شده اند.

چه عشقی وسواس گونه نیست؟

شیفتگی عاشقانه معمولاً در ماه های اولیه رابطه عاشقانه سالم رخ می دهد. این موضوع می تواند شامل افکار مداوم در مورد عشق و تمایل به گذراندن هر لحظه با آن شخص باشد.

یک رابطه عاشقانه سالم معمولاً با گذشت زمان تکامل می یابد، به گونه ای که شیفتگی شدید اولیه کمرنگ تر می شود و تعادل پیدا می کند.

روابط سالم به هر دو فرد این امکان را می دهد که  احساس دوست داشته شدن و احترام را تجربه کنند و همچنین به آن ها اجازه می دهد تا فردیت داشته و زندگی حرفه ای، فعالیت های تفریحی و رابطه دوستی خود را دنبال کنند.

متأسفانه، عشق وسواسی قرن هاست که در ادبیات و همچنین رسانه ها ترویج شده است. از خودکشی رومئو و ژولیت تا حتی بسیاری از فیلم های جدید عاشقانه، عشق بیمارگونه به عنوان یک ویژگی عشق حقیقی شناخته می شود.

در فرهنگ ما همیشه زمانی که حرف عشق حقیقی می گردد، صحبت از «لیلی و مجنون» یا «شیرین و فرهاد» می شود. در حالی که با احترام به ارزش ادبی این آثار، این عشق نوعی رابطه وسواس گونه بوده و یک رابطه سالم نیست.

این نوع رابطه ها با کلماتی همچون عشق بیمارگونه و بیماری توهم عشق ، وسواس عاطفی ، بیماری عاشق پیشگی و اختلال عشق توصیف می شوند.

 

تفاوت بین عشق سالم و عشق وسواس گونه چیست؟

تفاوت بین عشق سالم و وسواسی این است که در عشق وسواس گونه فرد احساس شیفتگی شدیدی را تجربه می کنند و این احساس تا حد وسواس پیش می رود.

عشق وسواس گونه شامل هذیان و مشکلات روحی و روانی است. افرادی که از حسادت خیالی رنج می برند، غالباً اتفاقات جزئی مانند سلام کردن همسرشان به یک همکار، نگاه کردن به یک رهگذر یا یک تماس ناشناس را به اشتباه تفسیر می کنند و این را اثبات خیانت همسر خود می دانند.

ثابت شده است که مصرف مشروبات الکلی در ایجاد حسادت واهی نقش دارد.

در برخی از موارد خاص عشق وسواس گونه شامل خشونت می شود و به نظر می رسد که آمار زنان و مردان در ارتکاب به چنین خشونتی برابر هستند.

علائم عشق وسواسی چیست؟

جدا از حسادت توهم آمیز، عشق وسواس گونه خصوصیات اعتیاد آور دیگری نیز دارد:

به عنوان مثال، شخصی که از عشق وسواسی رنج می برد تمایل دارد وقت زیادی را با عشق خود بگذراند، به گونه ای که بیش از حد درباره او فکر می کند.

آن ها همچنین ممکن است فعالیت های تفریحی یا سایر روابط اجتماعی را محدود کنند، حتی تا جایی که دیگر توانایی کار کردن را از دست می دهند.

شخصی که درگیر وسواس عاشقانه است هرکاری می کند تا بتوانید عشق خود را کنترل کند. نمونه هایی از این موضوع شامل کنترل مالی و در موارد شدید، تعقیب یا استفاده از خشونت می شود.

فردی که درگیر وسواس عشقی است، طوری رفتار کند که گویی به عشقش معتاد شده. عشق وسواسی باعث می شود تا تعیین مرزها برای فرد دشوار گردد.

موارد زیر برخی دیگر از ویژگی های عشق وسواسی است:

  • عشق واقعی مستلزم سازش و مذاکره است، در حالی که عشق بیمار ایجاب می کند که خواسته های یکی از شرکای زندگی بر دیگری ارجح است.
  • در عشق واقعی رفاه فرد مقابل در اولویت قرار دارد، در حالی که عشق وسواس گونه شامل خشونت جسمی یا سو استفاده عاطفی است.
  • عشق واقعی شامل پذیرش طرف مقابل با وجود نقص های او است اما عشق وسواسی شامل پرستش و امتناع از پذیرش هرگونه نقص است.
  • عشق وسواس گونه گاهی اوقات شامل رابطه ای می شود که در واقع وجود ندارد، مثلاً با یک فرد مشهور یا یک غریبه.
  • در این روابط معمولا فرد حسود از اعتماد به نفس پایینی برخوردار است، البته همیشه اینگونه نیست.

رفتارهای زیر نمونه از این رفتارهای وسواس گونه هستند:

  • پیامک، ایمیل و تماس های تلفنی مکرر
  • نظارت بر اقدامات شخص دیگر
  • کنترل اینکه شخص مقابل کجا می رود و فعالیت هایی که انجام می دهد.
  • محدود کردن رفت و آمد های فرد
  • گریه و تهدید به خودکشی هنگام جدایی

عشق وسواس گونه  اختلال وسواس عشقی و درمان

دلایل اختلال وسواس عشقی

چه عواملی باعث می شوند که فرد دچار اختلال وسواس عشقی بشود؟

دلیل مشخصی برای این موضوع وجود ندارد ولی این مشکل ممکن است به دلیل برخی از اختلالات زیر باشد:

اختلال دلبستگی

این اختلال زمانی ایجاد می شود که فرد دارای مشکلات دلبستگی عاطفی مانند کمبود همدلی است. این اختلال ممکن است در دوران کودکی از تجربیات منفی با والدین یا سایر مراقبان بزرگسال شکل گرفته باشد.

اختلال شخصیت مرزی

این اختلال می تواند باعث می شود تا فرد احساسات ناپایداری را تجربه کند، این بی ثباتی در روابط و اعمال آن ها نیز کاملا مشخص است.

این افراد همچنین اعتماد به نفس پایینی داشته و برای جبران نقص های خود دست به رفتارهای پر ریسک، مصرف مشروبات و مواد مخدر، بروز خشم و خشونت رفتاری و کلامی می شوند.

اگر این اختلال شدت بگیرد، فرد حتی ممکن است که به خودش نیز آسیب وارد کند.

اختلالات زیر با وسواس عشقی همپوشی دارند:

آروتومانیا یا سندرم فریما

این اختلال نوعی بیماری اختلال هذیان است که که طی آن فرد نسبت به فرد مورد علاقه اش، متوسط یا پایین تر قرار دارد.

در این شرایط اختلالی ایجاد می شود که در طی آن بیمار تصور می کند که یک فرد مشهور یا مهم تر از خودش، مانند یک هنرمند یا فوتبالیست مطرح به او علاقه مند است.

اختلال وسواس فکری- عملی

اختلال وسواس فکری عملی (OCD) ترکیبی از افکار وسواس گونه و عملکرد اجباری است. این اختلال به قدری شدید است که در زندگی روزمره تداخل ایجاد می کنند. این اختلال همچنین می تواند بر روابط و کار شما نیز تاثیر بگذارد.

اختلال هذیانی

اختلال هذیان (Delusional disorder) نوعی روانپریشی است، اینگونه افراد معمولا دچار انزوا می شوند. این اختلال باعث می شود که فرد احساس خود بزرگ بینی، بددلی پیدا کند او همچنین تصور می کند که دیگران برعلیه او دسیسه می چینند.

 این موضوع در برخی از افراد باعث می شود که تصور کنند همسر آن ها خیانت کار است و او را در خانه حبس کنند.

 

درمان عشق بیمارگونه

برای درمان ابتدا نیاز است که فرد دلیل و ریشه این اختلال را پیدا کند، برخی از نکته ها می تواند به شما در کنترل اختلال عشق وسواس گونه کمک کند:

  • نوشتن تمام احساسات وسواس گونه ، سپس پاره کردن آن صفحه به عنوان تخریب نمادین آن احساس
  • استفاده از کش پلاستی بر مچ دست و کشیدن و رها کردن آن هنگام فکر در مورد احساسات بیمارگونه
  • پیدا کردن سرگرمی های سالم و جذاب، مانند کتاب خواندن، نقاشی کردن، فیلم دیدن یا نواختن یک ساز موسیقی
  • وقت گذراندن با دوستان و تلاش برای مشغول بودن

به یاد داشته باشید که عشق وسواس گونه ممکن است نشانه ای از یک بیماری جدی روانی باشد و در صورت عدم درمان می تواند عشق و رابطه را نابود سازد.

اختلال وسواس عشقی درمان های متفاوتی مانند، گفتگو درمانی، بازی درمانی، رفتاردرمانی و رفتار درمانی شناختی دارد و این انواع بستگی به ریشه مشکل دارد.

آیا اختلال وسواس عشقی خطرناک است؟ | عوارض عاشقی

اختلال وسواس عشقی نوعی اختلال شخصیت است که می تواند عواقب جدی و نگران کننده ای به همراه داشته باشد.

در صورت عدم درمان این اختلال باعث بروز اختلال شخصیت وسواسی می شود.

افراد مبتلا به این اختلال دارای دلبستگی های بیمارگونه می شوند که رابطه و زندگی آن ها و همسرشان را به سمت نابودی می کشاند. این موضوع همچنین می تواند منجر به خشونت شدید خانوادگی شود.

توجه داشته باشید که این رفتار بین اعضای خانواده نیز ممکن است رخ دهد و محدود به رابطه زوجین نیست.

منبع : عشق وسواس گونه | اختلال وسواس عشقی و درمان 

۱۱ واقعیت عجیب که باید در مورد افسردگی بدانید

باورهای نادرست در مورد عوارض و خطرات افسردگی وجود دارد. برخی غم و اندوه را با افسردگی اشتباه می گیرند. باورهای اشتباه در مورد افسردگی می تواند به شدت آن بیافزاید. اطلاع از این موارد می تواند به بهبود زودتر روحیه شما کمک کند.

دانستنی های افسردگی

۱٫افسردگی همیشه دلیل ندارد

بسیاری از افراد همیشه به دنبال دلیل افسردگی می گردند، اما بیش تر اوقات می توان گفت که افسردگی دلیل مشخصی ندارد. در این شرایط هورمون ها و تعادل مواد شیمیایی در مغز بهم میریزد و به همین دلایل است که فرد احساس افسردگی پیدا می کند.

ژنتیک، ساختار مغز، استفاده مواد مخدر، عوامل محیطی، رژیم غذایی، اختلالات روانی دیگر و مصرف دارو در ایجاد و شدت افسردگی تاثیر دارد.

تغییرات فصلی

اختلال افسردگی ممکن است وابسته به الگوهای فصلی (اختلال عاطفی فصلی) باشد. این افسردگی در اثر اختلال در ریتم شبانه روزی بدن ایجاد می شود.

تغییر فصل همچنین می تواند باعث ایجاد اختلال در خواب و تشدید افسردگی شود.

۲٫ افسردگی بیش از غم و اندوه معمولی است

غم و اندوه بخشی از انسان بودن می باشد. در حقیقت غم یک واکنش طبیعی در برابر شرایط دردناک است. همه ما در مقطعی از زندگی خود غم و اندوه را تجربه خواهیم کرد. اما افسردگی تنها شامل این غم و اندوه نیست.

از بارزترین این علائم می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تغییر در اشتها، وزن و الگوی خواب
  • کاهش میل جنسی
  • احساس اضطراب، ناامیدی یا درماندگی
  • احساس تحریک پذیری و بی قراری
  • احساس پایدار غم
  • علائم جسمی (مانند سردرد، مشکلات گوارشی، بدن درد)
  • از دست دادن علاقه به فعالیت هایی که زمانی از آن ها لذت می بردید.
  • انرژی کم یا احساس خستگی
  • مشکل در تمرکز، حافظه و تصمیم گیری

۳٫ کودکان در برابر افسردگی ایمن نیستند.

بسیاری از افراد تصور می کنند که کودکان درگیر افسردگی نمی شوند و دغدغه های فکری را تجربه نمی کنند. اما این بدین معنی نیست که این افراد افسردگی را تجربه نمی کنند. کودکان نیز استرس زیادی را ممکن است به دلیل تغییر شرایط یا قلدری در مدرسه تجربه کنند.

کودکان خردسال اغلب توضیح احساس خود را دشوار می دانند، برای همین درک افسردگی آن ها می تواند دشوار باشد. برای تشخیص افسردگی کودکان حتما از مشاور باید کمک گرفته شود

۴٫ افسردگی برای افراد مختلف علائم متفاوتی دارد.

علائم افسردگی در سنین ، جنسیت و شرایط مختلف، متفاوت ظاهر می شود. بنابراین نمی توان یک الگو برای درمان را به همه معرفی کرد.

به طور کلی نمی توان بدون نظر روانپزشک و متخصص در مورد درمان افسردگی نظر داد.

۵٫ ژنتیک در افسردگی نقش دارد

بسیاری از افراد هنوز نپذیرفته اند که ژنتیک نقش بسیار مهمی در افسردگی دارد. تحقیقات نشان داده است که اگر کسی سابقه در خانواده خود داشته باشد، بیش تر احتمال دارد که درگیر افسردگی گردد.

اگر فرد دارای مادر یا پدر مبتلا به افسردگی باشد، احتمال ابتلا به افسردگی به ۳۰٪ می رسد و اگر فرد در خانواده خود سابقه بیماری دو قطبی داشته باشد، این احتمال حدود ۵۰ تا ۶۰٪ می شود.

از آنجایی که الگوهای ژنتیکی بسیار پیچیده هستند، دانشمندان هنوز موفق به شناسایی این ژن ها نشده اند. البته این بدین معنی نیست که این افراد حتما درگیر افسردگی می شوند، اما نسبت به وقایع استرس زا شدید تر از دیگران واکنش نشان می دهند.

۶٫ افسردگی می تواند منجر به تغییرات فیزیکی در مغز شود.

علاوه بر مشکلات خواب و خستگی، افسردگی می تواند باعث تغییر در الگوی گفتاری فرد نیز شود و بسیاری از افراد در مناطق مختلف بدن درد جسمانی را تجربه می کنند.

ناهنجاری های مغزی نیز ممکن است بر افسردگی تاثیر بگذارند یا از آن تاثیر بگیرند. دارو درمانی باعث می شود که ناهنجاری ها به مرور بهبود پیدا کنند.

۷٫ افسردگی بیشتر در خانم ها دیده می شود.

خطر افسردگی در دختران و پسران تقریباً یکسان است، اما پس از بلوغ، خطر ابتلا به افسردگی در دختران تقریباً دو برابر پسران می شود.

به نظر می رسد که این موضوع به این دلیل است که وقتی افراد به سن بلوغ می رسند، تغییرات بیولوژیکی دختران را بیش تر در معرض افسردگی قرار می دهد.

زنان همچنین در معرض افسردگی قائدگی، پس از بارداری و یائسگی قرار می گیرند. این هورمون ها تأثیر عمده ای بر عملکرد مغز نیز دارند.

۸٫ افسردگی می تواند خطر ابتلا به سایر بیماری ها را افزایش دهد.

افسردگی در صورت عدم درمان با بیماری های دیگری از جمله بیماری های قلبی در ارتباط است. بر اساس تحقیقات انجام شده افراد افسرده دو تا سه برابر بیش تر معرض بیماری های قلبی قرار دارند.

افسردگی باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن می شود و همین موضوع می تواند احتمال ابتلا به بیماری ها را در فرد افزایش دهد.

۹٫ هر افسرده ای خودکشی نمی کند

بسیاری از افراد تصور می کنند که افسردگی به خودکشی ختم نمی شود و رفتارهای فرد افسرده فقط برای جلب توجه است. اما اینگونه نیست مشاهده شده است که رابطه اساسی بین افسردگی و خودکشی وجود دارد که نمی توان آن را انکار کرد.

در حقیقت افسردگی عامل اصلی خودکشی شناخته شده است، بنابراین نباید از اهمیت افسردگی غافل شد. افراد افسرده همواره باید تحت حمایت خانواده و جامعه قرار بگیرند.

۱۰٫ افسردگی به آب و هوا ربط دارد

افسردگی فصلی نیز در بسیاری از افراد دیده می شود، در این نوع افسردگی فرد با تغییر فصل دچار افسردگی می شود، از علائم بارز این افسردگی می توان به از بین رفتن آن با تغییر فصل اشاره کرد.

۱۱٫دارو درمانی، بهترین راه درمان افسردگی نیست

در درمان افسردگی های شدید به طور معمول از دارودرمانی استفاده می شود، برعکس اعتقاد اشتباه بسیاری از افراد که مصرف دارو را باعث وابستگی به دارو می دانند، دارو درمانی زیر نظر روانپزشک های باتجربه باعث کاهش استرس و اضطراب و علائم افسردگی فرد می شود و بدون هیچگونه وابستگی، به درمان فرد کمک می کند.

آگاهی از موارد گفته شده روند درمان را تسریع می بخشد و به اطرافیان نیز کمک می کند تا بهتر بتوانند افراد افسرده را درک کنند.

منبع : ۱۱ واقعیت عجیب که باید در مورد افسردگی بدانید

افسردگی پس از طلاق و جدایی را درمان کنیم

روش های درمان افسردگی پس از طلاق و جدایی توضیح داده شده است. تنظیم زندگی پس از طلاق ممکن است چند هفته یا حتی سال ها طول بکشد. در طی این مدت، افراد احساسات متفاوتی را تجربه می کنند، همچنین ممکن است در خطر ابتلا به برخی از اختلالات، از جمله اختلال استرس پس از سانحه و افسردگی قرار بگیرند.

به خاطر داشته باشید که افسردگی ناشی از حوادث آسیب زا مانند طلاق با افسردگی بالینی متفاوت می باشد. در بعضی از افراد، افسردگی پس از طلاق می تواند با رفتارهای دیگری مانند موارد زیر بروز پیدا کند:

  • نادیده گرفتن مسئولیت ها
  • اجتناب از ملاقات با خانواده و دوستان
  • عملکرد ضعیف در محل کار به دلیل عدم تمرکز
  • دعوا یا پرخاشگری

طلاق ممکن است برنامه های شخص را به هم بریزد، به شکل که فرد دیگر نمی داند به چه امیدی باید زندگی کند و برای چه چیزی باید تلاش کند.

طلاق ارزش شخصی و هویت فرد را به چالش می کشد و روابط با دیگران را تغییر می دهد، پس از طلاق فرد بسیاری از دوستان خود را از دست می دهد و به همین دلیل گوشه گیر می شود.

علائم افسردگی پس از جدایی

افسردگی معمولا با غم و اندوه شناخته می شود اما علائم جسمانی و روانی بسیاری دارد که شامل موارد زیر می باشد، به خاطر داشته باشید که برای ابتلا به افسردگی حتما پنج مورد از موارد زیر را باید تجربه کنید:

  • از دست دادن اشتها
  • از دست دادن علاقه به فعالیت هایی که قبلاً از آن ها لذت می بردید
  • مشکل پرخواب یا بی خوابی
  • تحریک پذیری
  • خستگی
  • گریه های مداوم و بی دلیل
  • مشکل در تمرکز
  • احساس ناامیدی و بدبینی
  • فکر به خودکشی یا اقدام به آن

نکته حائز اهمیت در اینجا این است که زنان و مردان به طور متفاوتی افسردگی را تجربه می کنند.

افسردگی در زنان غالباً با غم، بی ارزشی و احساس گناه همراه است، این درحالی است که علائم افسردگی در مردان شامل تحریک پذیری، کم خوابی، استفاده از مواد مخدر و پرخاشگری است. به طور کلی، زنان بیشتر احتمال دارد افسردگی بعد از شکست عشقی را تجربه کنند.

 

اختلاف در طلاق

اختلاف در مورد طلاق و بحث بر سر آن سلامت روحی و جسمانی زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد. سطح بالای استرس و اضطراب قطعاً منجر به اختلالات روانی می شود و زندگی و عملکرد روزانه افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

علاوه بر این، اختلاف بر سر طلاق و درگیری های آن به روحیه کودکان نیز صدمات جبران نشدنی وارد می کند بنابراین بهتر است در این شرایط از مشاور طلاق کمک بگیرید تا به شما کمک کند بهترین تصمیم را اتخاذ کنید.

مراحل روحی پس از طلاق

بیش تر افراد پس از طلاق این ۵ مرحله روحی را تجربه می کنند. در ادامه به اختصار به توضیح این موارد پرداخته شده است.

به خاطر داشته باشید که طی کردن تمام این مراحل برای رسیدن به آخرین گام ضروری می باشد:

مرحله ۱: انکار و انزوا

در ابتدای برخورد با شوک طلاق افراد ممکن است همه چیز را انکار کنند یا سعی کنند که واقعیت را در ذهن خود تغییر دهند. این مرحله بسیار عادی است اما فرد باید برای رسیدن به آخرین مرحله از آن عبور کند.

مرحله۲:خشم

در برهه ای از زمان فرد متوجه می شود که دیگر نمی تواند به انکار ادامه دهد و زندگی او، آرزوهای او و تمام تلاش او در زندگی به هدر رفته است. در این حالت فرد درگیر خشم شدیدی می شود.

این عصبانیت و خشم در صورت کنترل نشدن می تواند به دیگران یا به خود شما آسیب بزند بنابراین اگر نمی توانید آن را مدیریت کنید یا به مرحله بعدی برسید باید به روانشناس مراجعه کنید.

مرحله۳: گول زدن

در این حالت فرد سعی می کند خودش یا دیگری را گول بزند به طور مثال او می گوید که دیگر به همسرش گیر نمی دهد، تلفن او را چک نمی کند، با او دعوا نمی کند یا هر چیز دیگری.

در بیش تر موارد این وعده ها کاملا پوچ و بی اساس هستند و تضمین کننده زندگی موفق نمی باشند.

افسردگی پس از طلاق و جدایی

مرحله۴: افسردگی

این مرحله همان طور که گفته شد مانند عزاداری برای مرده است، در این حالت افراد احساسات متفاوتی را تجربه می کنند که ممکن است در کنترل کردن آن ناتوان باشند. بنابراین بهتر است که در همان ابتدا و پیش از شدید شدن افسردگی به روانشناس مراجعه کنند.

افسردگی پس از قطع رابطه هم شامل زنان و هم مردان می شود، بنابراین بهتر است که افراد  حداقل تا یک سال پس از طلاق حالات و احساسات خود را ارزیابی کنند و در صورتی که این احساسات زندگی شخصی آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد به مشاور مراجعه کنند.

مرحله۵: پذیرش

در آخرین مرحله فرد می پذیرد که رابطه او به طلاق کشیده شده است و می داند که تصمیم درستی گرفته و با خودش به صلح می رسد. رسیدن به پذیرش سخت است اما آرامشی که فرد پس از آن پیدا می کند او را وارد مرحله جدیدی از زندگی می کند.

اشتباهات بعد از جدایی

اشتباهات و خطاهای زیر پس از طلاق باعث ایجاد اختلال در مراحل گفته شده می شود و پذیرش طلاق را برای شما دشوار تر می سازد. این مشکلات حتی باعث ایجاد مشکلات روحی و روانی نیز می گردند:

استفاده از مراحل طلاق برای انتقام از همسرتان

وقتی کسی به ما آسیب می رساند، تقریباً هرکاری می کنیم تا ما نیز به او آسیب بزنیم. در طلاق نیز فرد آسیب دیده برای جبران احساست لطمه خورده خود ممکن است از همکاری و ادامه مذاکرات خودداری کنیم. اما آیا این کار به او کمک می کند؟

عصبانیت و کینه گذشته را حفظ نکنید زیرا این کار تنها به شما آسیب می زند. سعی کنید که نگاه شما به آینده باشد نه به گذشته. اگر در هضم اتفاقات گذشته مشکل دارید بهتر است که از مشاور و روانشناس کمک بگیرید.

دخالت دیگران

افراد پیرامون شما شاید قصد خوبی داشته باشد اما ممکن است شما را به اشتباه بکشانند یا از آب گل آلود ماهی بگیرند، اگر نیاز به راهنمایی دارید می توانید از مشاور حقوقی یا روانشناس کمک بگیرید، اما لازم نیست به حرف دیگران گوش دهید و به آن ها اجازه دهید برای زندگی شما تصمیم بگیرند.

 

نادیده گرفتن سلامت جسمی و عاطفی خود

به هیچ عنوان در دوره طلاق از سلامت خودتان قافل نشوید، در صورت غفلت سیستم ایمنی بدن شما ضعیف می شود و احتمال افسردگی و اختلالات دیگر افزایش می یابد.

فعالیت های که در ادامه ذکر می شوند به شما در این راه کمک می کنند.

چگونه با افسردگی بعد از طلاق کنار بیاییم؟

برای رهایی از افسردگی پس از جدایی همیشه اولین گام مراجعه به روانشناس است، اما رعایت نکات زیر نیز می تواند به شما در بهبود روحیه تان کمک کند:

روزانه ورزش کنید

همیشه به افراده افسرده گفته می شود که ورزش کنند، این کار با بهبود روحیه و افزایش هورمون های شادی باعث سرزندگی افراد می شود.

غذای سالم بخورید

سعی کنید تمام مواد مغذی را در برنامه غذایی خود قرار دهید، علاوه بر این آب زیادی بنوشید.سلامت جسمانی شما باعث می شود که بدن شما بهتر بتواند با عوارض جسمانی افسردگی مقابله کند.

به خودتان اهمیت بدهید

به آرایشگاه، سالن های زیبایی، خرید یا هر جایی که دوست دارید بروید. هرگز فراموش نکنید که باید به خودتان اهمیت بدهید و هیچ چیزی به اندازه سلامتی و روحیه شما اهمیت ندارد.

خواب کافی

خواب کافی و با کیفیت در کنترل افسردگی نقش زیادی دارد.

اگر در خوابیدن مشکل دارید یا کابوس می بینید بهتر است که به مشاور مراجعه کنید.

کیفیت خواب شما به طور مستقیم بر سلامتی جسمانی و روحیه شما تاثیر می گذارد و نباید از آن قافل شوید.

کمک بگیرید

سعی کنید با دیگران در مورد احساسات خود صحبت کنید، اگر احساس می کنید که نیاز به کمک متخصص دارید می توانید از مشاور کمک بگیرید. مشاور به طور تخصصی به شما کمک می کند تا احساسات خود را درک کنید و آن را بپذیرید.

زمانی را به غم اختصاص دهید

برای رهایی از غم ابتدا لازم است که آن را بپذیرید، البته این بدین معنی نیست که همیشه باید غمگین باشید. اما لازم است که برای رابطه از دست رفته خود اشک بریزید و ناراحت شوید.

به خاطر داشته باشید که رابطه از دست رفته مانند مرگ اشخاص دردناک است.

 

روابط اجتماعی خود را بهبود ببخشید

این کار باعث می شود که وارد جامعه شوید و با دیگران ارتباط برقرار کنید. در ابتدا این کار ممکن است سخت باشد یا دیگران شما را قضاوت کنند، اما نگران نباشید و تنها به پیشرفت روابط خود فکر کنید.

به برد یا باخت فکر نکنید

پس از طلاق فشار زیادی بر هریک از زوجین وارد می گردد که کدام یک پس از طلاق موفق تر می شوند، اطرافیان نیز ممکن است این نگرانی را تشدید کنند.

برای جلوگیری از این موضوع با تمام دوستان مشترک خود قطع رابطه کنید. از فضای مجازی شماره، اکانت و هر چیز مشترکی را پاک کنید تا دیگر هیچ خبری از همسر قبلی خود نشنوید.

بسیاری از افراد تصور می کنند که می توانند با همسر سابق خود دوست بمانند ولی این کار شما را عقب می کشد و قدرت پیشرفت را از شما می گیرد.

زندگی بعد از شکست عشقی برای مرد و زن بسیار دشوار می شود. ممکن است آن ها با حرف زدن با یکدیگر سعی کنند دلتنگی پس از طلاق را جبران کنند، اما این امر بسیار زیانبار می باشد.

سرگرمی مورد علاقه خود را پیدا کنید

هر فرد یک علاقه خاص در زندگی خود دارد که ممکن است تا کنون آن را پیدا نکرده باشد اما جای نگرانی نیست. با استفاده از اینترنت و ویدئوهای آموزشی می توان هر کاری را یاد گرفت فقط باید به دنبال علایق خود بگردید و ناامید نشوید.

منبع : افسردگی پس از طلاق و جدایی را درمان کنیم 

افسردگی یائسگی | تشخیص و درمان افسردگی زنان

برخی به غلط تصور می کنند که حالات روحی که پیش از یائسگی تجربه می کنند عادی است، اماعلائم افسردگی یائسگی  را نباید نادیده بگیرید. یائسگی باعث قائدگی غیرطبیعی، نوسانات نامنظم در سطح هورمون ها و بی خوابی می گردد. این امر همچنین برای بسیاری از افراد گرگرفتگی ناخوشایندی ایجاد می کند.

اگر در هر مرحله از زندگی خود افسردگی را تجربه می کنید باید به یک متخصص در این زمینه مراجعه کنید.

در مطالعات انجام شده مشخص شد که زنان یائسه چهار برابر بیشتر از زنان دیگر درگیر افسردگی می شوند.

کسانی که بیش تر در خطر این افسردگی قرار می گیرند دو دسته هستند:

  • زنانی که تجربه زایمان را نداشته اند.
  • زنانی که از قبل درگیر افسردگی بوده اند یا زمینه افسردگی را در خانواده خود داشته اند.

شیوع افسردگی یائسگی

ثابت شده است که زنان عموماً بیشتر از مردان افسردگی را تجربه می کنند. تحقیق انجام شده در ۲۰۱۷ نشان می دهد که میزان افسردگی در زنان در سن باروری دو برابر مردان است.

افسردگی در زنان همچنین ممکن است پیش از زایمان، پس از زایمان، در هنگام قائدگی و یائسگی ایجاد شود.

 

علائم افسردگی در دوره یائسگی

یائسگی با افزایش علائم افسردگی در زنان همراه است. تصور می شود که علائم در این زمان با علائم باروری متفاوت بوده در زمان افسردگی این علائم خفیف تر هستند.

اگر علائم زیر را در دوران یائسگی یا زمان های دیگری تجربه می کنید احتمال دارد که درگیر افسردگی شده باشید:

  • خستگی و کمبود انرژی
  • بی توجهی
  • عدم علاقه به فعالیت های لذت بخش
  • احساس بی ارزشی، ناامیدی یا درماندگی
  • اختلال در خواب
  • نوسانات خلقی
  • تحریک پذیری
  • گریه بی دلیل
  • اضطراب شدید
  • ناامیدی
  • مشکلات مربوط به گرگرفتگی یا تعریق شبانه
  • افکار مکرر در مورد مرگ یا خودکشی

از علائم ویژه افسردگی یائسگی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • خلق و خوی متغیر
  • کاهش علاقه به فعالیت هایی است که قبلاً از آنها لذت می بردید.
  • مشکلات خواب
  • خشکی واژن
  • تغییر وزن
  • مشکلات ادراری
  • کاهش میل به رابطه جنسی
  • تغییرات پوستی
  • ریزش مو
  • احساس گناه یا بی ارزشی
  • تغییر در سطح انرژی
  • فکر به مرگ یا خودکشی

به خاطر داشته باشید که بسیاری از این علائم مانند ریزش مو و تغییرات پوستی به دلایل هورمونی ایجاد می شوند که طی آن مو نازک و شکننده می شود.

چه هنگامی باید به پزشک مراجعه کنیم؟

هنگامی که فرد وارد دوره یائسگی می شود باید با پزشک خود در مورد این که سابقه افسردگی داشته است صحبت کند. علاوه بر این، فرد باید به تغییرات خلقی خود دقت کند. آیا این تغییرات فلج کننده هستند؟ آیا نظم عادی زندگی فرد را بهم می ریزند؟

نکته قابل توجه در اینجا این است که هر احساس غم و اندوهی به این معنی نیست که افسردگی دارید.

افسردگی نه تنها روحیه شما را تحت تأثیر قرار می دهد، بلکه بر سایر جنبه های سلامت جسمانی شما از جمله خواب، انرژی، اشتها، انگیزه و تمرکز نیز تأثیر می گذارد. اگر این نوع علائم جسمی را تجربه می کنید و بیشتر روزها و هفته ها با علائم خلقی افسردگی درگیر هستید، باید به پزشک مراجعه کنید.

 

عوامل تشدید کننده افسردگی یائسگی

وقایع استرس زا نقش مهمی در ایجاد و تشدید این افسردگی دارند که شامل موارد زیر می شوند:

  • طلاق
  • از دست دادن شغل
  • مرگ پدر یا مادر
  • تصادف
  • ازدواج فرزندان و تنها ماندن
  • بحران های روحی

چندین عامل دیگر نیز با افسردگی در دوران یائسگی مرتبط هستند از جمله:

  • سابقه افسردگی در خانواده
  • سابقه سوء استفاده جنسی یا خشونت
  • احساسات منفی در مورد پیری و یائسگی
  • بی تحرکی
  • سیگار کشیدن
  • فاصله اجتماعی با دیگران
  • سیگار کشیدن
  • عزت نفس پایین
  • ناامیدی از اینکه دیگر نمی توان بچه دار شد

هورمون ها و افسردگی زنان

بسیاری از زنان در حین یائسگی دچار تغییرات خلقی می شوند. این تغییرات خلقی ممکن است مربوط به نوسان هورمون ها باشد. هنگامی که سطح استروژن تغییر می کند، سروتونین و نوراپی نفرین نیز در مغز تحت تأثیر قرار می گیرند.

سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین هورمون هایی هستند که در عملکرد مغز و در خلق و خوی افراد نقش زیادی دارند. آن ها می توانند با کاهش اضطراب و بهبود خواب، احساس خوشبختی را افزایش دهند.

درمان افسردگی یائسگی

این نوع افسردگی نیز مانند انواع دیگر آن نیاز به حضور دکتر و انجام درمان های مختلف دارد. نوع این درمان بستگی به نظر دکتر داشته و ممکن است که در کنار آن از دارو درمانی نیز استفاده شود.

در صورت استفاده از دارو به طور کامل در مورد عوارض جانبی آن اطلاع کسب کنید تا نگرانی شما به صورت کامل برطرف شود.

افسردگی یائسگی

درمان های خانگی برای مقابله با افسردگی در دوران یائسگی

درمان های خانگی و تغییر در سبک زندگی در کنار درمان تخصصی می تواند به بهبود حال شما کمک کند، بهتراست که در مورد این موارد با دکتر خود صحبت کنید:

ورزش منظم

ورزش منظم محرک ترشح سروتونین و اندورفین در بدن می باشد. افزایش این هورمون ها به یپشگیری و درمان افسردگی کمک می کند. به همین دلیل به کسانی که در گیر هر نوع افسردگی هستند توصیه می شود که هرچقدر که می توانند ورزش کنند.

خواب مناسب

به هیچ عنوان از اهمیت خواب مناسب و با کیفیت غافل نشوید. شب ها حتما در یک ساعت مشخص و به موقع بخوابید، وسایل الکتریکی را از دسترس خود دور کرده و اتاق را تاریک کنید.

برای این که خواب بهتری را تجربه می کنید پیش از خواب می توانید به یک موسیقی آرامش بخش گوش داده یا کتاب بخوانید.

تمرین تنفس

تمرین تنفس جزو مواردی است که با کاهش اضطراب، افسردگی را نیز بهبود می بخشد. سعی کنید نحوه نفس کشیدن را تمرین کنید. آرام آرام نفس بکشید و دم و بازدم خود را کنترل کنید.

 سنبل الطیب

اگر به مصرف گیاهان دارویی علاقه دارید به هیچ عنوان این مورد را از دست ندهید. گیاه سنبل الطیب خاصیت ضد افسردگی و آرام بخشی بالایی دارد و کیفیت خواب را افزایش می دهد.

بسیاری از افراد در کنار سنبل الطیب از گل گاو زبان نیز استفاده می کنند.

 

ویتامین های گروه B

ویتامین های گروه B نیز برای سلامت روحی و روانی زنان در دوران یائسگی مهم هستند، که از مهم ترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • B1 (تیامین)
  • B3 (نیاسین)
  • B5 (اسید پانتوتنیک)
  • B6 (پیریدوکسین)
  • B9(اسید فولیک)
  • B12 (کوبالامین)

به خاطر داشته باشید که محصولات لبنی، سبزیجات، ماهی، گوشت قرمز، آجیل و لوبیا سرشار از این ویتامین ها هستند. علاوه بر این ویتامین های گروه B نیز به صورت مکمل در دسترس می باشند.

به یاد داشته باشید که افسردگی به مرور ایجاد می شود و علائم یائسگی تا هنگامی که یک سال کامل از آخرین قاعدگی شما نگذشته باشد، مشخص نمی شود.

منبع : افسردگی یائسگی | تشخیص و درمان افسردگی زنان

چگونه ترس از گربه را از بین ببریم | فوبیای گربه

از گربه شامل موارد زیر می شود:

  • وقتی به گربه فکر می کنید احساس وحشت و ترس را تجربه می کنید.
  • احساس ترس شدید از حضور در مناطق جدیدی که احتمال دارد گربه آن جا باشد دارید.
  • وقت زیادی را صرف فکر کردن در مورد راه های دوری از گربه ها می کنید.
  • با شنیدن صدای گربه، صدای خش خش یا صداهای مشابه احساس اضطراب و ترس شدیدی پیدا می کنید.

چگونه ترس از گربه را از بین ببریم | فوبیای گربه

علل ترس از گربه

  • تجربه حمله توسط گربه یا شاهد حمله گربه بودن به خصوص در کودکی (سنین ۷ تا ۱۱ سالگی)
  • ژنتیک
  • محیط

به خاطر داشته باشید که اغلب فوبیاهای خاص به خصوص فوبیاهای حیوانی در کودکی ایجاد می شوند. بسیاری از افراد از رفتارهای بی دلیل گربه ها می ترسند و تصور می کنند که قصد آسیب به آن ها را دارد.

برخی از افراد حتی از این که موی گربه در غذای آن ها قرار بگیرد نیز به شدت می ترسند و در مواجه با گربه چندین بار ظرف های خود را می شویند.

ترس از خرافات گربه

در گذشته بسیاری از افراد اعتقاد داشتند که گربه ها با جنیان در ارتباط هستند یا اگر به آن ها آسیبی برسد خانواده فرد نفرین می شوند. این اعتقادات تنها در ایران نبوده، مصریان نیز گربه ها را نماد الهه و ماه می دانستند،

کشتن گربه در آن دوران جرم بوده و به همین دلیل می توان مومیایی های آن ها را در موزه ها مشاهده کرد.

اگر در فیلم ها یا کارتون های جادوگری دقت کنید اغلب جادوگر ها به شکل گربه در می آیند یا از گربه ها برای پیام فرستادن استفاده می کنند این نیز باور دیگری است که دربرخی از کشورها رواج دارد.

 

تشخیص فوبیای گربه

برای تشخیص صد در صد باید به مشاور یا روانشناس مراجعه کنید اما اگر علائم گفته شده یا علائم زیر را هنگام حضور گربه احساس می کنید به احتمال زیاد شما در گیر ترس از گربه ها هستید:

  • تماشا، فکر، تصویر یا حتی صدای گربه ها باعث بروز علائم اضطراب می شود.
  • برای جلوگیری از دیدن گربه ها راه خود را تغییر می دهید.
  • زمان زیادی را به فکر در مورد گربه ها می گذرانید و گربه ها در تمام کابوس های شما حضور دارند.
  • این علائم را حداقل بیش از ۶ ماه تجربه می کنید.

کنار آمدن با گربه هراسی

برای از بین بردن ترس از گربه ها لازم است که به مشاور و روانشناس مراجعه کنید اما کارهای زیر نیز باعث کاهش ترس شما در این رابطه می شوند:

  • بازی با گربه های اسباب بازی و پلاستیکی
  • مطالعه در مورد حیوانات و توانایی های آن ها
  • مشاهده حیوان از فاصله دور
  • لمس حیوان ( در صورت امکان) و با نظارت

در صورتی که فرد علاقه ای به این کارها نشان می دهد آن ها را مجبور نکنید زیرا در برخی از شرایط ممکن است حملات هراس را تجربه کنند.

در جمع معمولا گربه به سمت شخصی می رود که علاقه ای به گربه ندارد، زیرا گربه عدم برقراری ارتباط چشمی را خطرناک و تهدید آمیز تلقی می کند و به همین دلیل به سمت او می رود.

 

درمان ترس از گربه ها

این فوبیا مانند فوبیاهای دیگر به طور کامل قابل درمان است اما تعداد جلسات درمان آن بستگی به شدت فوبیای فرد دارد. برای درمان فوبیا از روش های زیر استفاده می شود:

مواجهه درمانی | چگونه از گربه نترسیم

 این درمان برای انواع فوبیاها به کار می رود و هیچ عارضه جانبی به دنبال ندارد. در این درمان فرد به آرامی با ترس خود مواجه می شود.

به طور مثال در ابتدا به فرد تصاویری از گربه نشان داده می شود، صدای گربه پخش می شود و در جلسات انتهایی از فرد خواسته می شود تا گربه را لمس کند. علاوه بر این در این درمان به فرد آموخته می شود که چگونه در هنگام ترس واکنش منطقی نشان بدهد و اضطراب خود را کنترل کند.

درمان رفتاری شناختی فوبیای گربه

اگر دکتر یا روانشناس تشخیص دهد که مواجهه درمانی مناسب شما نیست ممکن است درمان رفتاری شناختی را به شما پیشنهاد دهد در طول این درمان روانشناس الگوهای ناسالم فکری را شناسایی کرده و دوباره آن ها را شکل می دهد.

هیپنوتراپی بجای دعای گربه

هیپنوتیزم یا هیپنوتراپی نوعی درمان است که در آن ذهن شخص آگاه، آرام و غیرفعال می شود و در این شرایط روانشناس سعی می کند تا به افکار فرد دسترسی پیدا کند.

برخلاف باور عموم هیپنوتیزم یکی از قدیمی ترین روش های روان درمانی به شمار می رود. در شرایط هیپنوتیزم اضطراب فرد کاهش می یابد و به اصطلاح گفته می شود که فرد در خلصه فرو می رود.

هیپنوتراپی روشی موفق در درمان انواع فوبیا، اختلالات جنسی و اختلالات اضطرابی دیگر بوده و دارای فواید زیادی نیز می باشد.

 

منبع : چگونه ترس از گربه را از بین ببریم | فوبیای گربه