مهارت خویشتن داری

مهارت خویشتن داری، آموزش علمی خویشتن داری به کودکان

مهارت خویشتن داری یا مهار نفس یک نوع مهارت اکتسابی می باشد که باعث می شود فرد ارضای خواسته های خودش را تعویق بیندازد و رفتارهای او عجولانه نباشد، مهارت های خویشتن داری باید تقویت شود تا تاثیرات مفیدی بر روی اعتماد به نفس فرد، انعطاف پذیری، همدلی و غیره داشته باشد، ویژگی خویشتن داری باید از همان کودکی در فرد نهادینه شود تا این ویژگی در او جا بیفتد و از آن به درستی استفاده کند، والدین می توانند از روش های مختلفی استفاده کنند تا خویشتن داری در فرزندشان نهادینه شود و این مهارت با استفاده از تکنیک های خاصی تقویت می شود، همچنین برای این که مهارت فرزندپروری خودتان را تقویت کنید می توانید از مشاوره کودک کمک بگیرید تا در این زمینه راهنمایی های لازم را به شما بدهند و شما از راهکارهای آن استفاده کنید.

مهارت خویشتن داری، خویشتن داری به چه معنی است؟

یکی از مکانیسم های درونی خویشتن داری می باشد که باعث می شود فکر و عمل های زیان آور به عمل تبدیل نشود و فرد نسبت به آن فکرها مقاومت نشان می دهد و یکی از مهارت های زندگی می باشد که به فرد یاد می دهد رفتارهایش را کنترل کند و خودش را به خوبی با محیط واقعی تطبیق دهد.

خویشتن داری بر روی اعتماد به نفس تاثیر بسیاری دارد و افرادی که از مهارت خویشتن داری برخوردار هستند اعتماد به نفس آن ها بالا می باشد و همچنین این مهارت توسط تست نئو NEO مورد توجه قرار می گیرد و در صورتی که مسئله شما خویشتن داری می باشد و می خواهید آن را تقویت کنید می توانید از روانشناس کمک بگیرید و از او راهکار بخواهید، همچنین روانشناس متخصص از شما می خواهد تا طرحواره درمانی به خویشتن داری و محدودیت های واقع بینانه بپردازید.

فواید خویشتن داری

خویشتن داری فواید بسیاری برای فرد دارد و باعث می شود تا فرد به سرعت متوجه اشتباهات خود شود و سعی کند تا آن ها را رفع و اصلاح نماید فردی که با مهارت خویشتن داری از زمان کودکی آشنا شده باشد می تواند امیال خود را به تعویق بیندازد و از این طریق بهره وری و کارکرد مثبتش خود را افزایش دهد و کارهای خود را به درستی انجام دهد، علاوه بر این خویشتن داری هزینه های کمتری نسبت به سایر نظارت های بیرونی خواهد داشت و فرد از این مهارت می تواند در جهات مثبت استفاده کند.

ویژگی های افراد خویشتن دار

افرادی که از مهارت خویشتن داری برخوردار هستند از احساسات خوبی نسبت به خودشان برخوردار می باشند و اعتماد به نفس آن ها بالا است این افراد شایستگی خاصی دارند و با کفایت اند و از نظر کار بر روی توانایی های خودشان متکی می باشند و سعی می کنند روی پای خودشان بایستند.

این افراد روحیه انعطاف پذیری دارند و به خوبی می توانند با مشکلات و سختی ها رو به رو شوند و فشار روانی کمتری را در این زمینه تجریه کنند و آن ها به سختی و به ندرت تسلیم فشارها می شوند، آن ها در محبت کردن و همدل بودن نقش مهمی دارند و در شرایط دشوار به دیگران کمک می کنند.

آموزش مهارت خویشتن داری به کودکان

مهارت خویشتن داری در دوران کودکی نهادینه می شود و آموزش این مهارت نقش بسیار مهمی در کودکان دارد که در این مقاله چند تا از روش های کاربردی را بیان می کنیم تا از آن ها استفاده نمایید.

  1. الگو برداری از والدین

گام اول در یادگیری خویشتن داری این می باشد که والدین الگوی مناسبی برای کودکانشان باشند و کودکان از والدین الگوبرداری می کنند و همواره در حال تماشای آن ها می باشند پس بسیار مهم است که والدین مهارت های خویشتن داری خود را تقویت کنند و این مهارت را به خوبی یاد بگیرند.

  1. نه شنیدن

کودکان باید به خوبی با محدودیت های واقع بینانه آشنا شوند و در صورتی که با کلمه نه از طرف والدین رو به رو می شوند آن را بپذیرند، همچنین آن ها باید با توجه به شرایط خواسته های خودشان را به تعویق بیندازند و سعی کنند آن ها را در موقعیت های خاصی انجام دهند، نه گفتن به کودکان باید با موضوعات کوچکی شروع شود، به طور مثال اگر کودک بیش از اندازه شکلات می خورد والدین باید به خواسته او نه بگویند.

مهارت خویشتن داری

  1. پاداش دهی

برای کودک چشم پوشی از کارهایی که دوست دارد مثل شکلات خوردن یا دیدن تلویزیون بسیار سخت می باشد و والدین برای این که این مهارت را در کودکشان تقویت کنند باید به او پاداش بدهند این پاداش می تواند به صورت کلامی باشد مثلا زمانی که کودک کار مثبتی را انجام می دهد به او بگویند” خیلی خوب است و آفرین بر تو که توانستی خویشتن داری کنی و تلویزیون تماشا نکردی ” این موضوع به تدریج برای کودک به شعار و قانونی تبدیل می شودو باعث می شود کودک هر کاری را که بخواهد انجام دهد ابتدا در مورد آن فکر کند و بعد تصمیم بگیرد.

مهارت خویشتن داری: روش های علمی

بر اساس مطالبی که بیان شده است خویشتن داری مهارتی می باشد که با استفاده از بعضی کارها در فرد تقویت می شود تقویت کردن این مهارت ها به جوانان کمک می کند تا نیازهای جنسی خود را به درستی در زمان مجردی کنترل و ارضا کنند.

برای تقویت خویشتن داری راهبردهای بسیاری وجود دارد که در زیر برخی از این راهبردها بیان شده است:

  • با توجه به توانایی فرد باید او تعهدی داشته باشد و بر این تعهد وفادار باشد.
  • در مقابل اعمال و رفتارش مسئولیت پذیر باشد.
  • دوری و اجتناب از موقعیت هایی که باعث می شود خواسته های او به سرعت ارضا شود.
  • ترک موقعیت های وسوسه انگیز
  • پاداش دادن به خود برای این که ارضای خواسته هایش را به تاخیر بیندازد.
  • صبر کردن و فکر کردن برای انجام هر کاری
  • به روش های مثبتی هیجانات خود را تخلیه کند می تواند از ورزش و پیاده روی استفاده کند.
  • تکرار کردن جملات امید بخش و مثبت
  • انجام دادن مدیتیشن ( مراقبه) و مدیریت ذهن
  • ارضای خواسته های نامناسب را به عنوان یک پاداش برای فعالیت های سخت قرار دهد.

مرکز مشاوره روانشناسی ستاره ایرانیان

آموزش مهارت های خویشتن داری به کودکان اصولی دارد که می توانید به کمک روانشناس آن ها را بیاموزید و در صورتی که نمی توانید به روانشناس به صورت حضوری مراجعه کنید می توانید از مشاوره تلفنی کمک بگیرید، در این خصوص مرکز مشاوره ستاره ایرانیان در خدمت شما می باشد که هر جا که هستید با آن ها تماس گرفته و در این زمینه مشاوره دریافت کنید.

منبع : مهارت خویشتن داری

شناسایی و درمان وسواس فکری جنسی از نظر روانشناسی

وسواس عموما فکر یا عمل آزاردهنده ای است که فرد توان کنترل آن را ندارد. وسواس فکری جنسی نیز شامل افکاری می شود که محتوای جنسی دارند و به صورت مکرر در ذهن فرد مرور می شوند به طوری که فرد در بسیاری از مواقع درمانده و خسته می شود و از گرایش جنسی و فعالیت جنسی خود لذت نمی برد.

قبل از پرداختن به وسواس فکری جنسی، نیاز است که برای فهم و درک  بهتر موضوع توضیح مختصری در مورد اختلال وسواس شرح دهیم و بعد اختصاصا به مفهوم وسواس فکری جنسی بپردازیم.

اختلال وسواس

اختلالات وسواسی اصطلاحا به اختلال وسواس فکری – عملی یا OCD معروف است.

در این اختلال، فرد افکار خاصی را به طور مکرر تجربه می کند که به آن ها وسواس فکری یا obsession می گویند یا اینکه نیاز به انجام مکرر اعمالی خاص، در فرد احساس می شود که به آن ها compulsions یا وسواس عملی می گویند.

وسواس های فکری گاه به تنهایی بروز می یابند و گاهی نیز افکار و اعمال وسواسی همراه با یکدیگر بروز پیدا می کنند. به اینصورت که فرد افکار وسواسی آزاردهنده را به طور مکرر در ذهن تجربه می کند و در حین تجربه این افکار دچار اضطراب و تنش می شود و برای اینکه از استرس و اضطراب ناشی از افکار وسواسی خلاصی یابد، دست به انجام اعمال وسواسی می زند.

برای مثال فرد مدام نسبت به بستن شیر گاز یا قفل در ماشین شک می کند و مدام این فکر را در ذهن می پروراند که مبادا شیر گاز را نبسته باشد یا در ماشین را قفل نکرده باشد، در این حالت فرد برای اینکه بتواند اضطراب و استرس درونی خود را کاهش دهد مدام شیر گاز و قفل ماشین را چک می کند.

انواع وسواس

وسواس می توانند انواع مختلفی داشته باشند:

  • وسواس شست و شو

شستن دست ها بیش از حد معمول یا به روشی خاص، مثلا ۷ بار شستن دست ها

تمیز کردن و نظافت بیش از حد وسایل منزل یا ماشین

داشتن قواعد خاص برای مسواک زدن، دوش گرفتن یا دستشویی رفتن

  • وسواس مذهبی

انجام دادن اعمال مذهبی به شیوه ای خاص

  • وسواس تکرار

تکرار حرکات بدنی (مثال ضربه زدن با انگشت، چشمک زدن، تکان دادن سر و غیره )

تکرار فعالیت های روزمره (مثلا قبل از غذا خوردن یکبار قاشق را بالا، پایین کردن)

نکته: دقت کنید که وسواس تکرار را با اختلال تیک اشتباه نگیرید، در اختلال تیک فرد به صورت غیر ارادی و ناآگاهانه رفتاری را انجام می دهد، اما در وسواس تکرار فرد  به صورت کاملا آگاهانه و مکرر این اعمال را انجام می دهد چون تصور می کند اگر این کارها را انجام ندهد حتما اتفاق بدی می افتد و یا نظم زندگی او به هم می ریزد.

وسواس فکری جنسی

  • وسواس احتکار

جمع کردن و انباشتن وسایل غیر کاربردی و آسیب دیده  به صورت افراطی، با این هدف که یک روزی این وسایل به درد می خورند، محل زندگی افرادی که اختلال احتکار دارند معمولا بسیار به هم ریخته است و معمولا اطرافیان و خانواده فرد شاکی هستند و گاهی از این امر شکایت می کنند که ما حس می کنیم در انبار یا آشغال دانی زندگی می کنیم.

  • وسواس چک کردن

چک کردن مداوم وضعیت جسمانی از طریق آزمایشات پزشکی مختلف

زنگ زدن مداوم به عزیزان به منظور اطمینان از سلامتی آن ها

چک کردن مداوم شیر گاز، قفل در و پنجره ها و غیره به منظور جلوگیری از بروز اتفاق

  • وسواس تقارن و نظم

استفاده از اصول خاص برای قرار دادن اشیا و لباس ها بر سر جای خودشان بر اساس رنگ، تقارن و غیره

  • وسواس آلودگی و وسواس نجسی و پاکی

انزجار از ادرار و مدفوع خود به سبب آلودگی و نجاست

ترس از آلاینده های محیطی

  • ترس از دست دادن کنترل خود

نگرانی بابت آسیب رساندن به خود، عزیزان و اطرافیان

نگرانی و ترس بابت توهین کردن و بی احترامی به دیگران در حضور جمع

ترس از دزدیدن اشیا

  • وسواس جنسی

افکار یا تصاویر جنسی ممنوعه

افکار یا تخیلات جنسی در مورد دیگران

افکار یا تصاویر جنسی درباره کودکان یا نزدیکان

افکار آزاردهنده در مورد رفتار خشونت آمیز جنسی با دیگران

به طور کلی، وسواس ها می توانند بسیار گسترده باشند، طبیعتا اشاره به همه آن ها و توضیح در مورد همه آن ها در این مقاله ممکن نیست اما همانطور که پیش تر اشاره کردیم وسواس، هر فکر مکرر و آزاردهنده و هر عمل غیر قابل کنترلی را که بسیار هم وقت گیر و زمانبر هستند را شامل می شود.

وسواس فکری جنسی نیز از این قاعده مستثنی نیست، در وسواس فکری فرد به شدت از افکار ذهنی خود رنج می برد، مدام تلاش می کند آن ها را کنترل کند و از آن ها اجتناب کند اما موفق نمی شود، فردی که وسواس فکری جنسی را تجربه می کند در بسیاری از مواقع احساس گناه و انزجار از خود می کند.

در ادامه در مورد وسواس فکری جنسی بیشتر توضیح می دهیم:

  • نکند در حین رابطه جنسی، کثیف یا بیمار شوم؟
  • اگر ملحفه و رخت خواب کثیف شود چه؟
  • باید بعد از تمام شدن رابطه، فورا به حمام بروم.
  • طبق اصول رابطه مان را پیش نبردیم حالا باید چه کنم؟
  • نباید با همسرم رابطه برقرار می کردم، اگر فردا خواب بمانم و در محل کارم دیر حاضر شوم چه؟
  • اگر به آن پسر بچه تجاوز کنم چه اتفاقی می افتد؟
  • اگر به همسرم خیانت کنم لایق زندگی نیستم.

این ها افکاری است که یک فرد وسواس فکری جنسی مدام در ذهن خود تکرار می کند.

افکار وسواسی جنسی می توانند به صورت تمایلات یا تصویرهایی در مورد جنس مخالف باشند.

مثلا فرد مدام محارم خودش را به صورت عریان تصور می کند و یا اینکه برقراری رابطه جنسی با آن ها را برای خود متصور می شود. طبیعی است که در صورت مرور چنین افکاری، فرد به شدت احساس گناه و عذاب وجدان را تجربه می کند و برای رهایی از این افکار سعی می کند از راهبردهای اجتنابی استفاده کند، به اینصورت که از ارتباط با اعضای خانواده خود اجتناب می کند و برای این کار خودش را در اتاق حبس می کند یا مدت طولانی را در بیرون از منزل سپری می کند، این فرد ممکن است مدام استغفار کند و خودش را مستحق مجازات های سخت بداند.

مورد دیگر می تواند نگرانی فرد نسبت به گرایش جنسی خود باشد، به اینصورت که فرد مدام نگران این مسئله است که نکند هم جنس گرا باشد، این فکر در شرایطی است که فرد هیچگونه تمایلات هم جنس گرانه در درون خود احساس نمی کند و فقط ترس از این موضوع است که ذهنش را درگیر کرده است. چنین فردی با کوچکترین نشانه ای مهر تاییدی بر افکار خود می زند، به اینصورت که اگر در استخر یا باشگاه، فردی هم جنس خودش را ببنید و نظرش برای لحظه ای به سمت آن فرد جلب شود و نگاهش کند، چنین رفتاری را نوعی گرایش جنسی به هم جنس خود قلمداد می کند. این فرد ممکن است مدام با مراجعه به پزشک، گرایش جنسی خودش را مورد بررسی قرار دهد.

خانم یا آقایی که بدون اینکه رابطه جنسی فراتر از رابطه زناشویی با همسرش داشته باشد، مدام ترس از این دارد که به همسرش خیانت کند، چنین فردی ممکن است به شدت از هر گونه ارتباطی با جنس مخالف خودداری کند، به اینصورت که حتی از صحبت کردن و ارتباط چشمی با همکاران جنس مخالف خود نیز، خودداری می کند.

نگرانی در مورد انواع بیماری های مراقبتی و جنسی نیز از جمله وسواس های فکری جنسی است.

فردی که مدام از ترس اینکه نکند به بچه ای از نظر جنسی آسیب وارد کند و به او تجاوز کند، نمونه ای از یک فرد مبتلا به وسواس فکری جنسی است.

افکار وسواسی مربوط به تمیزی و پاکی نیز از جمله موارد شایع در اختلال وسواس فکری جنسی است. اجتناب از رابطه جنسی و احساس چندش باعث می شود که فرد از برقراری رابطه جنسی اجتناب کند. این اجتناب کردن می تواند دامنه وسیعی از لمس کردن بدن یا تماس ترشحات بدن را شامل شود.

معیارهای لازم برای تشخیص اختلال وسواس فکری جنسی

  • تکرار شونده در یک تم و محتوای خاص
  • عدم کنترل و مقامت فرد در برابر افکار مزاحم
  • وقت گیر و زمانبر بودن افکار و اعمال مربوط به آن
  • خستگی پذیر افکار و اعمال، به طوری که انرژی زیادی از فرد بگیرد.
  • اخلال در تمام فعالیت های اجتماعی، فعالیت های شغلی، روابط خانوادگی و دوستی فرد

آیا وسواس فکری جنسی همان خیالپردازی جنسی است؟

نکته حائز اهمیت این است که وسواس های فکری جنسی با خیالپردازی های جنسی تفاوت دارند و نباید به اشتباه این دو را باهم یکی بدانیم.

در خیالپردازی جنسی، فرد از افکار خود لذت می برد و حتی ممکن است تمایل داشته باشد که این افکار به واقعیت بپیوندند اما در وسواس فکری جنسی، مرور افکار در ذهن فرد آزاردهنده است و فرد مبتلا به وسواس فکری جنسی، از این مسئله که روزی افکارش به واقعیت بپیوندد به شدت هراسان است.

در واقع می توانیم بگوییم که خیالپردازی های جنسی خوشایند و وسواس های فکری جنسی ناخوشایند هستند.

تاثیر وسواس فکری جنسی بر عملکرد جنسی

عملکرد جنسی سالم، بخش مهمی از تجارب انسان محسوب می شود. در حقیقت یک مشخصه عملکرد روانی سالم، وضعیت جنسی بهنجار می باشد. متاسفانه نتایج تحقیقات نشان می دهد که وسواس های فکری جنسی تاثیر منفی بسیار زیادی بر عملکرد جنسی افراد دارند و رضایت جنسی و کیفیت رابطه زناشویی را کاهش می دهند.

افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری جنسی، احساس نیاز افراطی به کنترل افکارشان را دارند در حالی که لازمه ارگارسم این است که فرد خودش و ذهنش را رها کند، اما در بیماران مبتلا به این اختلال چنین اتفاقی نمی افتد و کاملا بدیهی است که که افراد مبتلا به این اختلال دچار اختلال عملکرد جنسی شوند و از رابطه جنسی خود رضایت نداشته باشند.

همچنین به نظر می رسد که این بیماران به اندازه کافی احساس آرمیدگی ندارند و همین عامل باعث می شود که این افراد نتوانند به اندازه کافی در رابطه جنسی فعال باشند و این حواس پرتی هنگام فعالیت جنسی با برانگیختگی جنسی تداخل پیدا می کند.

به طور کلی می توان گفت اجتنابی که در بیماران مبتلا به وسواس فکری جنسی وجود دارد، بر روی عملکرد جنسی آن ها تاثیر می گذارد و موجب کاهش میل جنسی می شود.

درمان وسواس فکری جنسی

در گذشته چنین تصور می شد که اختلالات وسواسی درمان پذیر نیستند و یا نسبت به درمان مقاومت بالایی دارند اما امروزه می دانیم که می توانیم با استفاده از روش های درمانی مختلف، این اختلالات را درمان کنیم.

در بسیاری از مواقع برای شروع درمان وسواس به منظور کنترل نشانه های این اختلال، ابتدا از دارو درمانی استفاده می شود و بعد درمان های شناختی – رفتاری و همچنین هیپنو تراپی می تواند در بهبود این بیماری موثر باشد.

در بحث درمان وسواس فکری جنسی به طور اختصاصی دو مسئله حائز اهمیت است. گرایش و پاتولوژی.

زمانی که وسواس فقط به صورت نوعی گرایش باشد در چنین صورتی تنها با مراجعه به سکس تراپیست و انجام هیپنوتیزم و درمان شناختی – رفتاری می توان آن را درمان کرد، اما اگر میزان اختلال فرد شدید باشد و علت بروز اختلال مشکلات هورمونی باشد بهتر است که درمان ابتدا توسط روانپزشک و بوسیله دارو درمانی شروع شود نه سکس تراپیست.

نکته حائز اهمیت این است که برای شروع درمان هر اختلالی پذیرش فرد بیمار به وجود اختلال لازم و ضروری است، مشکلی که اکثر بیماران وسواسی دارند این است که در اکثر مواقع نمی پذیرند که بیمار هستند و به همین دلیل حاضر به مراجعه به روان درمانگر برای شروع درمان نمی شوند، که البته به همین دلیل است که برخی معتقدند که وسواس به سختی درمان می شود، اما اگر سعی کنید با فرد بیمار به صورت منطقی صحبت کنید و او را توجیه کنید که مشکل او بیماری نیست بلکه یک نوع گرایش دارد که این گرایش باعث مختل شدن زندگی اش شده، احتمال اینکه بتوانید موافقت فرد را برای مراجعه به روان درمانگر جلب کنید بیشتر است.

برای دریافت مشاوره در زمینه وسواس فکری جنسی می توانید به مشاوران متخصص و مجرب مرکز مشاوره ستاره ایرانیان مراجعه کنید و از خدمات روانشناختی منحصر بفرد این مرکز استفاده کنید.

منبع : شناسایی و درمان وسواس فکری جنسی از نظر روانشناسی

افراد درون گرا با چه کسانی ازدواج می کنند؟

درون گرایی و برون گرایی دو تیپ شخصیتی متضاد هم هستند، بنابراین آشنایی با ویژگی های این دو تیپ شخصیتی پیش از ازدواج مهم می باشد، در این مقاله به اینکه افراد درون گرا با چه کسانی ازدواج می کنند و ویژگی ازدواج افراد درونگرا پرداخته شده است.

اگر شخصیت افراد را یک طیف یا پیوستار در نظر بگیریم، در یک سر طیف درون گرایی قرار می گیرد و در سر دیگر طیف، برون گرایی و افراد از نظر شخصیتی در نقاط مختلف این طیف قرار می گیرند، اگر پیوستار را به دو نیمه تقسیم کنیم، از وسط طیف به سمت درون گرایی، افراد درون گرا قرار دارند و از وسط طیف به سمت برون گرایی، افراد برون گرا قرار دارند. طبیعی است که هرچه از وسط طیف فاصله بگیریم، نمره درون گرایی و برون گرایی فرد افزایش می یابد و هرچقدر که به وسط طیف نزدیک تر شویم، نمره درون گرایی یا برون گرایی فرد کاهش می یابد.

برای اندازه گیری و به دست آوردن نمره درون گرایی و برون گرایی افراد، تست شخصیت وجود دارد، اما بدون تست و با مشاهده ویژگی های شخصیتی افراد هم، تا حدود زیادی می توانیم به درون گرایی و برون گرایی شان پی ببریم.

ویژگی افراد درون گرا و برون گرا

افراد درون گرا، از تمرکز بر دنیای درونی و ذهنی خود لذت می برند و از خلوت، سکوت و تنهایی، انرژی می گیرند،

در مقابل، افراد برون گرا  تمایل زیادی به حضور در جمع دارند و جمع های شلوغ دوستانه و مهمانی های خانوادگی می تواند تاثیر مثبتی بر روحیه آنها بگذارد.

افراد درون گرا، زمانی که در جمع هستند انرژی روانی زیادی را صرف می کنند و بعد از حضور در جمع های شلوغ، برای اینکه بتوانند انرژی خود را مجدد بازیابند، نیاز به سکوت و تنهایی دارند، اما چیزی که افراد برون گرا را خسته و کلافه می کند تنهایی و انزوا است و برای اینکه فرد برون گرا بتواند مجدد انرژی بگیرد نیاز به این دارد که با دوستان خود برنامه تفریحی و دورهمی تدارک ببیند یا اینکه در یک جمع شلوغ قرار بگیرد.

واضح است که افراد درون گرا دوستان کمتری نسبت به افراد برون گرا دارند. در واقع می توانیم بگوییم که افراد درون گرا به سختی با دیگران صمیمی می شوند و صحبت کردن و برقراری ارتباط با اشخاص مختلف، برای آن ها لذت چندانی ندارد، اما با وجود محدود بودن دایره دوستی این افراد، دوستی های عمیقی را در آن ها مشاهده می کنیم، یعنی ممکن است فرد، یک دوست یا نهایتا دو دوست صمیمی داشته باشد ولی مدت زمان این ارتباط و عمق آن بسیار زیاد است.

در واقع می توانیم بگوییم، چون افراد درون گرا، در انتخاب دوستان خود حساسیت زیادی به خرج می دهند و با اشخاص محدودی ارتباط برقرار می کنند، بنابراین برای حفظ آن روابط محدود تلاش زیادی می کنند، اما دایره ارتباطات افراد برون گرا بسیار گسترده است، اگر از نحوه آشنایی فرد برون گرا با دوستانش سوال شود، ممکن است پاسخ هایی نظیر در اتوبوس با او آشنا شدم، در کتابخانه با او هم صحبت شدم و از او بسیار خوشم آمد، در فروشگاه لباس باهم دوست شدیم و غیره را از او بشنوید.

طبیعی است که هر چقدر که حساسیت کمتری در انتخاب دوستان وجود داشته باشد عمر روابط نیز کمتر خواهد شد، هرچند که افراد برون گرا هم ارتباطات عمیق دوستانه زیادی دارند.

کتاب خواندن و تفکر و تعقل می تواند به افراد درون گرا انرژی زیادی را منتقل کند، چون کتاب می تواند باعث شود آن ها به دنیای درونی خود سفر کنند، در واقع یکی از مهمترین راه های کسب دانش و اطلاعات و همچنین یکی از تفریحات لذت بخش، برای افراد درون گرا، کتاب خواندن است، در این بین اگر چه برون گراهایی هم هستند که از کتاب خواندن لذت زیادی می برند، اما نشستن طولانی مدت در یک مکان و تمرکز بر یک کتاب خاص، می تواند افراد برون گرا را، خیلی زود خسته کند، به همین دلیل ترجیح افراد برون گرا این است که از طریق حضور در کارگاه های مختلف و صحبت کردن با افراد مختلف و همینطور تحقیقات گروهی و فعالیت های مشترک و دسته جمعی به اطلاعات خود بیفزایند.

در واقع افراد درون گرا انگیزه و خلاقیت خود را از منابع درونی به دست می آورند اما منبع انگیزه و خلاقیت افراد برون گرا، منابع بیرونی است.

افراد درون گرا بیشتر از آنکه تمایل به حرف زدن داشته باشند، علاقمند به گوش دادن هستند، در واقع می توان گفت آن ها شنونده های بهتری نسبت به افراد برون گرا هستند، چون افراد برون گرا همانقدر که می توانند به حرف های طرف مقابل شان گوش دهند به همان میزان نیز، تمایل و نیاز به صحبت کردن دارند.

ابراز احساسات برای افراد درون گرا کمی سخت است اما در مقابل فرد برون گرا به راحتی از احساساتش صحبت می کند و آن را به دیگران بروز می دهد، در این بین در هنگام مباحثه، صحبت کردن و ابراز هیجان خشم و عصبانیت و همینطور بروز احساس ناراحتی چیزی است که می تواند فرد برون گرا را آرام کند اما چیزی که می تواند در چنین شرایطی فرد درون گرا را آرام کند، سکوت کردن و پناه بردن به گوشه ای دنج و خلوت است.

در مواقع خوشحالی نیز چنین تفاوتی به نظر می رسد، اگر اتفاقی خوشایند رخ دهد، ممکن است فرد برون گرا تمام احساسات خود را بروز دهد، حتی از خوشحالی فریاد بزند و بالا و پایین بپرد، اما فرد درون گرا، واکنش چندانی به موقعیت پیش آمده نشان ندهد، طوری که شاید دیگران فرد را بی تفاوت قلمداد کنند و معتقد باشند که این فرد نسبت به مسئله خاصی توجه ندارد.

توجه به رسومات و اتفاقات حاشیه ای نیز برای افراد درون گرا جذابیت چندانی ندارد.

مشاغل مناسب برای افراد درونگرا

مشاغلی مانند حسابداری، بایگانی، نویسندگی، برنامه نویسی و به طور کلی مشاغلی که انفرادی هستند و نیاز چندانی به ارتباطات گسترده با افراد مختلف ندارند می تواند برای افراد درون گرا بسیار مناسب باشد، اما در عوض مشاغلی که نیاز به ارتباطات گسترده اجتماعی دارند، می توانند برای افراد برون گرا مناسب باشند.

تفاوت جسمانی افراد درون گرا و برون گرا

تحقیقات و بررسی های مختلف اسکن مغزی نشان داده است که قشرهای جلویی مغز که مسئول تفکر و برنامه ریزی هستند در افراد درون گرا بزرگتر از افراد برون گرا هستند، که البته چنین ویژگی در عین حال که می تواند مثبت باشد می تواند زمینه بروز اضطراب و افسردگی را در این افراد بالا ببرد.

همچنین نتایج تحقیقات نشان می دهد که دوپامین که هورمون لذت است و در مواقع هیجانی و لحظه های خوشایند در مغز افراد ترشح می شود، در بدن افراد برون گرا بیشتر وجود دارد، یعنی در هنگام دریافت جایزه و یا برقراری ارتباط با دیگران، دوپامین بیشتری در مغز افراد برون گرا ترشح می شود، بنابراین از این شرایط لذت بیشتری می برند، بنابراین با این تفاسیر و با توجه به تفاوت های جسمانی افراد برون گرا و افراد درون گرا می توانیم نتیجه بگیریم که درون گرایی و برون گرایی ارتباط بسیار نزدیکی با ژنتیک افراد دارد و تغییرات ژنتیکی خاص موجب تفاوت های شخصیتی می شوند، البته که تحقیقات مختلف، ژنتیکی بودن این مسئله را تایید می کنند.

آیا درون گرایی با خجالتی بودن ارتباط دارد؟

نکته قابل توجه این است که درون گرایی ارتباط مستقیمی با خجالتی بودن ندارد، یعنی نمی توانیم بگوییم که علت خجالتی بودن افراد، درون گرا بودن آن ها است، خجالتی بودن در بین افراد برون گرا نیز وجود دارد، همینطور که یک فرد درون گرا هم، می تواند خجالتی باشد اما نمی توانیم بگوییم که یک فرد درون گرا لزوما خجالتی است یا یک فرد خجالتی لزوما درون گرا است، در بسیاری از موارد فرد درون گرا به هیچ عنوان فرد خجالتی نیست و بالعکس اعتماد به نفس بالایی دارد و به خوبی می تواند در جمع صحبت کند اما چیزی که باعث می شود آن ها از حضور طولانی مدت در جمع اجتناب کنند، عدم تمایلشان به حضور در جمع می باشد.

در واقع وجه تمایز درون گرایی و خجالتی بودن این است که فرد خجالتی تمایل به حضور در جمع دارد و اتفاقا در بسیاری از مواقع، از اینکه نمی تواند در جمع حضور داشته باشد ناراحت است، اما فرد درون گرا از تنهایی خود لذت می برد و از بودن در جمع لذت چندانی نمی برد.

افراد درون گرا بهتر است با چه کسانی ازدواج کنند؟

تصور کنید که شما فرد درون گرایی هستید و همانطور که انتظار می رود بیشتر از آنکه تمایل به حضور در جمع های خانوادگی و دوستانه داشته باشید تمایل به سکوت و تنهایی دارید، ترجیح می دهید تعطیلات آخر هفته خود را در منزل بمانید و استراحت کنید، فیلم ببینید، کتاب بخوانید و از این راه انرژی خود را مجدد بازیابید تا بتوانید در طول هفته به فعالیت های لازم بپردازید.

در این بین با فردی ازدواج کرده اید که سرشار از انرژی است، تمایل زیادی به صحبت کردن دارد، برای تعطیلات آخر هفته حتما با دوستان و آشنایان برنامه ریزی می کند و سعی می کند که از هر فرصتی برای تفریحات بیرون از منزل و حضور در جمع های مختلف استفاده کند، تمایل زیادی به صحبت کردن دارد و حتی از کم حرف بودن شما شکایت می کند، بسیار شوخ طبع است و گاهی شوخی هایی می کند که از نظر شما غیر قابل تحمل هستند، بر سر موضوعی خاص با همسرتان به توافق نمی رسید و بحثتان شده است، در آن لحظه تمایل به سکوت و تفکر دارید اما در آن لحظه همسرتان مدام اصرار دارد که در مورد مسئله پیش آمده صحبت کنید و تمایل به تنهایی شما را نوعی بی احترامی و عدم علاقه و بی توجهی قلمداد می کند، آیا این تفاوت برایتان خوشایند است؟

همسرتان در بیان احساسات خود بسیار بی پروا است و به راحتی به شما می گوید که شما را دوست دارد، به بهانه های مختلف به شما هدیه می دهد اما در مقابل، چنین رفتارهایی را از جانب شما دریافت نمی کند یا کمتر دریافت می کند، چون این چنین رفتار کردن برای شما راحت و خوشایند نیست، فکر می کنید در آن لحظه همسر شما چه احساسی دارد؟ آیا طبیعی نیست که احساس سرخوردگی و شکست کند؟ اگر نتواند ویژگی شخصیتی شما را به خوبی درک کند، آیا طبیعی نیست که احساس کند شما به او علاقه ای ندارید؟ آیا از داشتن چنین رابطه ای با همسر خود احساس لذت می کنید؟

پاسخ دادن به این سوال بستگی به موارد مختلفی دارد، اولین و مهمترین مسئله این است که شما و همسرتان در کجای طیف درون گرایی و برون گرایی قرار دارید، آیا تفاوت شما آنقدر زیاد است که نمی توانید همدیگر را درک کنید؟

مسئله مهم دیگر میزان انعطاف پذیری و توانایی پذیرش تفاوت ها است، اگر شما فردی هستید که نسبت به تغییر بسیار حساس هستید و به هیچ عنوان حاضر نیستید که از سبک زندگی خود فاصله بگیرید، طبیعتا نمی توانید با فردی که از نظر سبک شخصیتی و شیوه زندگی با شما تفاوت دارد، کنار بیایید.

همچنین اگر اهل تعامل و گفت و گو نباشید و توانایی درک متقابل نداشته باشید، نیز نمی توانید با شخصی که با شما تفاوت دارد صحبت کنید و بر سر اختلافات به توافق برسید، بنابراین بهتر آن است که به دنبال شخصی برای ازدواج باشید که سبک شخصیتی نزدیک به شما را داشته باشد، هرچند که صرف نظر از اینکه شما درون گرا هستید یا برون گرا، برای اینکه بتوانید ازدواج موفقی داشته باشید نیاز است که بتوانید مهارت گفت و گوی مسالمت آمیز را فرا بگیرید و برای درک شخص مقابل تان تلاش کنید.

اما به طور کلی اگر که تفاوت شما با فرد مدنظرتان برای ازدواج، در حدی است که باعث ایجاد شکاف عمیق بین تان شده، بهتر است که از ازدواج با یکدیگر صرف نظر کنید و فقط به شباهت های ظاهری مثل شرایط خانوادگی، سطح تحصیلات و اعتقادات مذهبی اکتفا نکنید، هرچند که این موارد نیز اهمیت زیادی دارند، اما بی توجهی به شکاف شخصیتی بین دو نفر می تواند منجر به ازدواج ناموفقی شود و باعث شود که هم فرد درون گرا و هم برون گرا بعد از ازدواج، احساس کنند که از طرف نزدیکترین شخص خود، یعنی همسرشان درک نمی شوند و خواسته های شان مورد توجه قرار نمی گیرند.

هرچند که پیدا کردن فردی که دقیقا شبیه به شما باشد امری غیر ممکن است و در بسیاری از موارد تفاوت ها می تواند سبب شود که افراد مکمل هم باشند و ضعف های یکدیگر را جبران کنند اما باید توجه کنید که تفاوت زیاد، نه تنها موجب تکمیل شدن افراد نمی شود بلکه می تواند منجر سرخوردگی و احساس شکست هر دو طرف و در اکثر مواقع یکی از طرفین شود، چون در چنین شرایطی معمولا یک نفر از زوجین کوتاه می آید و از خواسته های خود چشم پوشی می کند.

برای جلوگیری از این مشکل چه کنیم؟

برای اینکه از ازدواج با فردی که تفاوت زیادی با شما دارد جلوگیری کنید، برای شناخت فرد مقابل، قبل از ازدواج زمان بگذارید و تلاش کنید، شناخت شخصیت فرد و پی بردن به تفاوت ها و شباهت های شخصیتی نیاز به زمان دارد، بنابراین برای ازدواج عجله نکنید و سعی کنید با تعامل بیشتر با فرد مقابل و پرسیدن سوالاتی در مورد نحوه گذراندن اوقات فراغت و پی بردن تعاملات و ارتباطات دوستانه به میزان درون گرایی و برون گرایی وی پی ببرید.

مشاوره قبل از ازدواج نیز، یکی از مواردی است که می تواند با گرفتن تست های شخصیت از هر دوی شما، نمره دقیق برون گرایی و درون گرایی شما را نشان دهد و میزان تفاوتتان را مشخص کند.

اگر بعد از ازدواج متوجه این تفاوت شدیم چه کنیم؟

هرچند که بهترین کار، توجه به این تفاوت ها قبل از ازدواج است اما مواجهه با این تفاوت ها بعد از ازدواج، نباید شما را ناامید کند، همانطور که گفته شد اینکه تفاوت در برون گرایی و درون گرایی تا چه حد می تواند مشکل ساز باشد بستگی به این دارد که افراد چقدر انعطاف پذیر باشند و تا چه حد توانایی درک متقابل و گفت و گوی مسالمت آمیز با یکدیگر را داشته باشند، بنابراین اگر که بعد از ازدواج متوجه شدید که تفاوت زیادی با همسرتان دارید، حتما با یک مشاور خانواده و زوج درمانگر صحبت کنید و از او راهنمایی های لازم را دریافت کنید، بهتر است که این کار را به اتفاق همسرتان انجام دهید تا بتوانید نحوه حل مسالمت آمیز اختلافات را فرا بگیرید و توانایی پذیرش تفاوت ها را کسب کنید و همچنین بتوانید به کمک مشاور بر سر رفع نیازها و خواسته های یکدیگر به توافق برسید.

برای دریافت مشاوره پیش از ازدواج و همینطور رفع مشکلات زناشویی بعد از ازدواج می توانید به مشاوران متخصص و مجرب مرکز مشاوره ستاره ایرانیان، مراجعه کنید و خدمات روانشناختی دریافت کنید.

منبع : افراد درون گرا با چه کسانی ازدواج می کنند؟

تکنیک ریلکسیشن به روش عملی چگونه است؟ + موسیقی ریلکسی

ریلکسیشن، تکنیکی است که در مواقع استرس زا می تواند به شما یاری برساند و به آرامش روان شما کمک بسیار زیادی بکند. در این مقاله به تکنیک های ریلکسیشن پرداخته می شود که می تواند بسیار مفید باشد.

قبل از پرداختن به مبحث ریلکسیشن و تکنیک های آن، بهتر است با مفهوم استرس و فرایند آن آشنا شویم:

استرس چیست؟

استرس، در علم روانشناسی به عنوان نوعی فشار و تنش عصبی شناخته می شود و هر محرکی که باعث ایجاد تنش در انسان شود، استرس زا شناخته می شود. استرس می تواند موجب نگرانی، بی قراری مداوم، تپش قلب، انقباض عضلانی شدید، بی خوابی، تنگی نفس و افزایش سرعت تنفس، لرزش دست و لب ها و غیره شود.

اما استرس بر خلاف باور عموم، یک هیجان سرتاسر منفی نیست بلکه جنبه های مثبتی هم دارد و به دو بخش مثبت و منفی تقسیم می شود.

استرس در برخی از موارد می تواند از انسان محافظت کند و یا موجب پیشرفت، انگیزه و افزایش تحرک در فرد شود، به این جنبه از استرس، استرس مثبت می گویند.

در مقابل استرس مثبت که برای پیشرفت شخصی نیاز است و به بقای انسان کمک می کند، استرس منفی وجود دارد.

استرس منفی همان است که از آن به عنوان اختلال یاد می شود، بسیار شدید است، تمام زندگی فرد را تحت تاثیر قرار داده و مختل کرده است و به همین دلیل توان انجام کارهای عادی را از فرد گرفته است. استرس منفی علاوه بر مختل کردن شرایط روانی افراد، شرایط جسمی فرد را به طور کلی مختل می کند و باعث آسیب رساندن به کل سیستم بدن می شود. به همین دلیل است که برای کاهش و رفع آن، نیاز است که حداکثر تلاش خود را بکار بگیریم.

یکی از اصلی ترین راه های کاهش استرس ریلکسیشن یا تن آرامی است.

فرایند ریلکسیشن به این صورت است که به آرام سازی عضلات بدن و رهایی از هرگونه اسپاسم و گرفتگی کمک می کند. در واقع ریلکسیشن نقطه مقابل استرس است و بر خلاف استرس که باعث انقباض عضلانی می شود، ریلکسیشن به رهایی و آرامش عضلانی کمک می کند و تنش و ناراحتی را کاهش می دهد. همچنین باعث بالا رفتن آرامش، افزایش کیفیت خواب و تجربه خواب آرام در فرد می شود و به طور کلی سیستم ایمنی فرد را تقویت می کند.

تکنیک های ریلکسیشن

ریلکسیشن برای کاهش خشم و اضطراب و همینطور درمان افسردگی نیز کاربرد دارد و به طور کلی حالتی است که به تعادل جسم و ذهن کمک می کند.

در واقع استدلال علمی این تکنیک به این صورت است که روی ارتباط ذهن و جسم تاکید می کند و نشان می دهد که هرچه جسم آرام تر باشد ذهن نیز به آرامش بیشتری می رسد، یعنی همانطور که ذهن روی بدن اثر می گذارد، تنش و اضطراب و تجربه استرس نیز می تواند سیستم ایمنی بردن را ضعیف کند، در مقابل شرایط جسمی نیز روی روان و ذهن انسان اثر می گذارد و اگر بتوانیم جسم و عملکردهای جسمی را آرام کنیم موفق خواهیم شد که ذهن آرامی داشته باشیم و استرس را از بین ببریم.

با کمی صبر و حوصله و البته تلاش مستمر در انجام تمرین ها در طول روز و وقت گذاشتن برای جسم و ذهنتان می توانید به آرامش لازم دست پیدا کنید.

حال که با فواید و کاربردهای ریلکسیشن آشنا شدید، می توانیم به تکنیک های آن بپردازیم.

ریلکسیشن انواع مختلف و کاربردهای مختلف دارد که سعی می کنیم همه آن ها را به طور مفصل برای شما توضیح دهیم.

تکنیک های ریلکسیشن

  • تکنیک تنفس

آموزش و بکارگیری درست تنفس عمیق بسیار اهمیت دارد چون پایه اصلی تمام روش های آرمیدگی، تنفس عمیق (تنفس دیافراگمی) است. هرچند که این نوع تنفس در ظاهر ساده به نظر می رسد اما نیاز به تمرین و آگاهی دارد و اگر درست انجام شود می تواند روش سریع و موثری برای کنترل استرس باشد.

تمرین تنفس بخش مهمی از تمرین آرام سازی عضلانی است که می تواند با روش های دیگری مثل موسیقی درمانی همراه شود.

۴ نوع تکنیک تنفس وجود دارد از جمله:

  • تنفس یکسان
  • تنفس جمجمه درخشان
  • تنفس شکمی
  • تنفس متناوب

هریک از این تنفس ها روش مختص به خود را دارند و کاربردهای آن ها نیز با یکدیگر متفاوت است. بنابراین در ادامه هریک را به صورت جداگانه برای شما توضیح خواهیم داد.

  • تنفس یکسان

تنفس یکسان به ایجاد تعادل در بدن و در نتیجه سلامت پایدار کمک می کند که مهمترین کاربرد آن برای داشتن خوابی راحت است. بنابراین انجام آن قبل از خواب کمک زیادی به شما می کند اگرچه در هر لحظه از شبانه روز می توانید آن را انجام دهید و از فوایدش بهره مند شوید.

در این روش دم و بازدم تنها از راه بینی انجام می شود و نیاز است که مدت زمان دم و بازدم باهم برابر باشند و هرکدام ۵ ثانیه طول بکشند. به این صورت که شما به مدت ۵ ثانیه نفسی عمیق از راه بینی می کشید و سپس به آرامی نفستان را از بینی بیرون می دهید به طوری که مدت زمان بیرون دادن نفستان ۵ ثانیه طول بکشد و به یکباره نباشد.

  • تنفس جمجمه درخشان

تنفس جمجمه درخشان به ایجاد هوشیاری در شما کمک می کند و موجب می شود که خواب از سر فرد بپرد. به همین دلیل انجام آن قبل از خواب توصیه نمی شود و بهتر است زمانی که از خواب بیدار می شوید برای شروع یک روز سرشار از انرژی آن را انجام دهید، یا اینکه اگر در طول روز احساس خواب آلودگی کردید می توانید به این روش اعتماد کنید و آن را انجام دهید تا مجددا انرژی تان بازگردد.

در این روش نیز دم و بازدم از راه بینی انجام می شود با این تفاوت که زمان و سرعت دم و بازدم با یکدیگر متفاوت است. به این صورت که نیاز است در ابتدا دمی آهسته و طولانی داشته باشید و سپس بازدم به صورت سریع و قوی اتفاق بیفتد و هوا از قسمت پایینی شکم به سمت بینی بیاید و به شدت خارج شود.

ابتدا ممکن است انقباضات شکمی در این روش توجه شما را جلب کند اما به مرور به آن عادت می کنید.

  • تنفس شکمی

اگر که قرار ملاقات یا جلسه ای مهم دارید و یا قبل از امتحان استرس شدیدی دارید می توانید از تنفس شکمی کمک بگیرید.

برای بهره مندی از این تنفس نیاز است که دست چپ خود را روی قفسه سینه تان بگذارید و در همان لحظه دست راست خود را روی شکمتان قرار دهید، سپس دمی عمیق از راه بینی بکشید و سپس آرام آن را از طریق دهان بیرون بدهید.

دستی که روی شکمتان گذاشته اید، باید با نفس های شما بالا بیاید و دستی که روی قفسه سینه خود گذاشته اید حرکت کمی دارد. دیافراگم باید کاملا به وسیله هوا منبسط شود. هنگام بازدم یعنی بیرون دادن نفستان، باید دست روی شکمتان به سمت داخل شکم حرکت کند اما بازهم دستی که روی قفسه سینه تان است حرکت کمی دارد.

برای اینکه نتیجه مطلوب را دریافت کنید سعی کنید روزانه ده دقیقه زمان بگذارید و در هر دقیقه ۷ تا ۱۰ بار دم عمیق و بازدم داشته باشید و از این طریق به کاهش ضربان قلب و آرامشتان کمک کنید.

  • تنفس متناوب

برای برقراری تعادل بین نیمکره چپ و راست مغز و افزایش تمرکز و انرژی می توان از تکنیک تنفس متناوب استفاده کرد.

سعی کنید در حالت نشسته قرار بگیرید به طوری که پشتتان کاملا صاف باشد و سپس شست دست راستتان را روی سوراخ راست بینی قرار دهید و سپس از طریق سوراخ چپ بینی نفس عمیق بکشید و بعد از این کار انگشت حلقه تان را روی سوراخ چپ بینی بگذارید و بازدم را از طریق سوراخ راست بینی انجام دهید.

دقت کنید که این روش را قبل از خواب انجام ندهید چون این تمرین باعث پاکسازی انرژی می شود و فرد را بیدار نگه می دارد.

  • ریلکسیشن پیشرونده عضلات (progressive muscle relaxation)

این روش توسط پزشک آمریکایی، ادموند جاکوبسن، ایجاد شد و برای اولین بار در سال ۱۹۰۸، در دانشگاه هاروارد ارائه شد.

این روش شامل دو مرحله می باشد که مرحله اول شامل انقباض عضلانی (شبیه سازی حالت هایی که در هنگام استرس تجربه می کنیم) و سپس مرجله دوم رها سازی و آرام سازی عضلات است.

منقبض کردن عضلات باید ۱۰ ثانیه طول بکشد و رها سازی آن بین ۲۰ تا ۳۰ ثانیه زمان لازم دارد.

انجام دادن روزانه این روش به مدت ۳ یا ۴ هفته می تواند بسیار اثر بخش باشد. البته بهتر است که روزانه ۲ بار این روش به کار گرفته شود. یکبار در طی روز و یکبار هم قبل از خواب.

این روش می تواند در ۳ حالت ایستاده، نشسته و یا خوابیده با چشمانی باز یا بسته انجام شود، اما بهتر آن است که چشمان فرد بسته باشد.

در این روش به ترتیب از عضلات پایین تنه شروع می کنیم تا در نهایت به عضلات صورت برسیم. در لحظه فقط روی یک عضله تمرکز می کنیم و بعد از انقباض و رها سازی آن عضله به سراغ عضله بعدی می رویم.

ترتیب عضلات و ماهیچه ها در رها سازی بدین صورت است:

  1. عضلات پای راست
  2. عضلات پای چپ
  3. ساق پای راست
  4. ساق پای چپ
  5. ران راست
  6. ران چپ
  7. باسن
  8. شکم
  9. سینه
  10. پشت
  11. بازو و دست راست
  12. بازو و دست چپ
  13. گردن و شانه ها
  14. صورت

مراحل اجرا:

ابتدا چند نفس عمیق بکشید و سعی کنید روی عضله مورد نظرتان و حسی که در آن وجود دارد تمرکز کنید. سپس سعی کنید عضله مورد نظرتان را تا جایی که امکان دارد به مدت ۱۰ ثانیه منقبض کنید و بعد ازآن به آرامی عضله تان را رها کنید و کم کم به حسی که در هنگام رها شدن تجربه می کنید توجه کنید. برای لحظاتی در حالت آرامش باقی بمانید و آرام و عمیق نفس بکشید و بعد این مراحل (سفت و شل کردن) را روی عضله بعدی پیاده کنید، به طوری که در سر تا سر بدنتان اجرا شود.

  • اسکن بدن

این روش مانند ریلکسیشن پیشرونده عضلانی است با این تفاوت که در این روش نیازی به منقبض کردن عضلات بدن نیست.

برای انجام این تکنیک نیاز است در شرایطی قرار بگیرید که احساس راحتی می کنید. فرقی نمی کند دراز بکشید یا بنشینید مهم این است که شما راحت باشید.

شروع به تنفس شکمی کنید و روی نفس کشیدنتان تمرکز کنید.

سعی کنید نسبت به بدنتان و تنش هایی که تجربه می کند آگاه باشید. مثلا ممکن است احساس سفتی در شانه ها، پشت گردن، یا هرجای دیگر کنید یا اینکه احساس درد، هوشیاری یا کسالت داشته باشید.

سعی کنید از بالای سر خود شروع کنید و به طور منظم روی هر ناحیه از بدن خود به سمت پایین تمرکز کنید.

واقعا دقت کنید که در هر ناحیه مثل پوست سر، گوش، گونه و غیره چه حسی دارید.

اگر متوجه احساس بدی در هر ناحیه شدید، سعی کنید روی آن تمرکز کنید و تلاش کنید با استفاده از تنفس، این احساسات بد را از آن قسمت خارج کنید و تصور کنید که این احساس بد شما خارج می شود و در هوا تبخیر می شود.

این تمرین را با همه قسمت های بدن از عضلات بالا به پایین (برعکس ریلکسیشن پیشرفته)، انجام دهید. تنفس، ماساژ و استراحت در هنگام انجام این تکنیک می تواند به شما کمک کند که تنش را از بدن خود خارج کنید.

  • ماساژ ریلکسیشن

مالش، نوازش و ورز دادن اکثر قسمت های بدن به وسیله روغن و توسط یک فرد متخصص در این زمینه، ماساژ ریلکسیشن نامیده می شود.

بسته به طبع و طبیعت هر فرد روغن استفاده شده برای ماساژ فرق می کند. افرادی که گرفتگی های عضلانی زیادی دارند و طبع سردی دارند نیاز است که در هنگام ماساژ از روغن سیاهدانه یا روغن کنجد استفاده کنند و اگر فرد دارای چنین خصوصیاتی نباشد می شود از روغن زیتون و غیره استفاده کند.

این ماساژ به تمدد اعصاب و آرام سازی بدن کمک می کند و مدت زمان آن می تواند بین ۳۰ دقیقه تا دو ساعت باشد. اکثر افراد در حین ماساژ به خواب می روند.

  • ذهن آگاهی (mindfulness)

ذهن آگاهی یک فرایند روانشناختی است که به فرد کمک می کند تا به تجربیات زمان حال توجه کند یا عبارتی می توان گفت ذهن آگاهی، آگاهی از لحظه است.

برای انجام این تکنیک نیاز است که به دنبال یک نقطه تمرکز باشید، مثلا می توانید روی نفس کشیدنتان تمرکز کنید، یعنی سعی کنید روی حس ورود هوا و خارج شدن آن تمرکز کنید و از این فرایند لذت ببرید. تمرکز کردن روی یک جسم خارجی در حین انجام این تمرین (مثلا نگاه کردن به شعله یک شمع) می تواند کمک زیادی به شما بکند.

نگران حرکات ناشیانه خود در حین انجام تمرین و یا هجوم افکار مزاحم نباشید. سعی نکنید با این افکار مزاحم بجنگید، بلکه اگر به ذهن شما هجوم آوردند آرامش خود را حفظ کنید و تنها سعی کنید که دوباره توجه تان را روی نقطه تمرکزتان بازگردانید.

  • تصویرسازی

تصویر سازی روشی است که شما سعی می کنید در آن تصویرهایی را در ذهن خودتان مجسم کنید که برایتان آرامبخش هستند. با این کار می توانید نگرانی و درد را از خود دور کنید.

تصویر سازی ذهنی اگر با کمک یک متخصص و یا با استفاده از یک فایل صوتی که توسط متخصصان این حوزه تهیه شده است انجام شود خیلی بهتر است.

به عنوان مثال می توانید چشمانتان را ببندید و تصور کنید در کنار دریا، روی ساحل نشسته اید و نور خورشید را روی آب می بینید، صدای امواج را می شنوید و خنکای آب را زیر پاهای خود احساس می کنید. تا جای ممکن سعی کنید به صورت واضح صدا، بو، منظره و حس ها را برای خودتان واقعی کنید.

بعد از تصور صحنه مورد نظر و دور شدن از نگرانی ها، به آرامی چشمان خودتان را باز کنید و به زمان حال بازگردید.

  • یوگا

یوگا شامل انجام دادن حرکات و قرار گرفتن در وضعیت های بدنی خاص است که همزمان در حین انجام آن تمرکز خاصی بر روی تنفس می شود.

تمرینات یوگا بهتر است که زیر نظر مربی و به صورت گروهی انجام شود و یا حداقل همراه با ویدیوهای آموزشی باشد تا از انجام رفتار اشتباه و وارد شدن آسیب به بدن جلوگیری شود.

یوگا می تواند به آرامش اعصاب، تنظیم ضربان قلب، خون رسانی سریعتر و غیره کمک کند.

مواردی که نیاز است قبل از انجام تکنیک های ریلکسیشن به آن ها توجه کنید.

  1. سعی کنید لباس راحتی بپوشید و از پوشیدن لباس های تنگ و چسبان خودداری کنید.
  2. سعی کنید در یک مکان مناسب و آرام و ساکت که دمای مناسب و نور متعادل و مناسبی دارد قرار بگیرید.
  3. سعی کنید وضعیت بدنی را برای خودتان انتخاب کنید که در آن راحت هستید. بهترین وضعیت دراز کشیدن است به طوری که پاها کمی از هم فاصله داشته باشند و دست ها در کنار بدن قرار بگیرند، بهتر است که یک بالشت مناسب زیر سر خو بگذارید.

نشستن به صورت صاف به طوری که حالت چهارزانو داشته باشید نیز وضعیت مناسبی است. اگر روی صندلی نشستید پاهایتان را روی هم نیندازید.

در نهایت اینکه سعی کنید روش مناسب ریلکسیشن را برای خودتان پیدا کنید و ببیند که از نظر ذهنی و جسمی، با کدام روش سازگاری بیشتری دارید و انجام کدامیک برای شما لذت بخش تر است. مسلم است که همه ی این روش ها نمی تواند برای یک فرد مناسب باشد و هر فرد بسته به شرایط خاص خود می تواند با یک یا چند زا این روش ها ارتباط برقرار کند.

در این مقاله تمام تلاشمان را کردیم تا تکنیک های مهم و کاربردی ریلکسیشن را برای شما عزیزان به طور کامل شرح دهیم، با این حال برای اینکه بتوانید نتیجه بهتری دریافت کنید و به درستی در این زمینه آموزش ببینید، بهتر است که از یک روانشناس و متخصص در این زمینه کمک بگیرید. برای این منظور می توانید از مشاوران متخصص و با تجربه مرکز مشاوره ستاره ایرانیان کمک بگیرید و با مراجعه به این مرکز و استفاده از خدمات روانشناختی آن، نوید زندگی بهتر را به خود بدهید.

منبع : تکنیک ریلکسیشن به روش عملی چگونه است؟ + موسیقی ریلکسی

جرات مندی چیست

جرات مندی چیست، چگونه جرات مند باشیم؟

جرات مندی چیست و چه کمکی به ما می کند؟ یکی از مهارت های اصلی زندگی که باعث می شود با دیگران تعامل موثر و بهتری داشته باشید جرات مندی می باشد، فردی که جرات دارد در طول زندگی موفقیت های بیشتری را کسب می کند و بهداشت جسمی و روانی بالاتری را تجربه خواهد کرد، یکی از کارکردهایی که این مهارت دارد در نه گفتن به جا بسیار کمک می کند و مفید می باشد.

در واقع جرات مندی کمک می کند در صورتی که می خواهیم روابط احترام آمیز خود را با اطرافیان حفظ کنیم به درخواست های نا به جا آن ها به شیوه درستی جواب منفی بدهیم، اگر می خواهید اطلاعات بیشتری در زمینه جرات مندی به دست آورید باید این مقاله را به طول کامل مورد مطالعه قرار دهید.

جرات مندی چیست؟ انسان جرات مند کیست؟

به انسان هایی که به طور منطقی می توانند از خود دفاع کنند و توانایی نه گفتن در مقابله خواسته های دیگران را دارند، انسان جرات مند یا جرات ورز نامیده می شود، این افراد زمانی که از حقوق خود دفاع می کنند به گونه ای رفتار می کنند که حقوق دیگران حفظ شود و مورد تجاوز قرار نگیرد و هم چنین اجازه نمی دهند دیگران سودجویی کنند.

این مهارت نیازمند این است که بتوانید جوانب اعتدال را رعایت کنید، برای به دست آوردن حق و حقوق خود پرخاشگری نکنید و شخصیت منفعلی نداشته باشید در این زمینه توصیه می شود تا مهارت های نه گفتن را به خوبی یاد بگیرید.

تفاوت جرات مندی با پرخاشگری و انفعال چیست؟

جرات مندی به معنی آن نمی باشد که شخصیتی پرخاشگر داشته باشید و با شرایط به صورت منفعلانه برخورد کنید در واقع جرات مندی شیوه ای معتدلانه می باشد تا بتوانید حق خود را بگیرید.

برای این که بتوانید این مسئله را به خوبی درک کنید در ادامه این مقاله توضیحات بیشتری در مورد شخص پرخاشگر و منفعل بیان شده است که به شما کمک می کند.

انسان پرخاشگر

افراد پرخاشگر نمی توانند گفت و گو سالمی داشته باشند و مشکل خود را با حرف زدن منطقی حل کنند به همین دلیل آن ها درگیر دعوا و نزاع با دیگران می شوند در بسیاری از اوقات آن ها جرات مندی را با خشونت اشتباه می گیرند و حق و حقوق خود را نادیده گرفته و در پی گرفتن حقوق دیگران می باشند.

پرخاشگری همیشه به شکل فیزیکی نشان داده نمی شود بلکه احتمال دارد به صورت کلامی و رفتاری مثل فحش دادن و داد زدن ابراز شود و فرد در این موقعیت به خاطر عصبی بودن رفتار ناپسندی انجام می دهد.

جرات مندی

انسان های منفعل

انسان های منفعل افرادی هستند که توانایی ندارند حرف های خود را بیان کنند، آن ها به ظاهر فروتن و مهربان می باشند و درخواست های همه را می پذیرند و با هر کار و هر چیزی به خوبی موافقت می کنند اما در درون خود راضی نمی باشند و بسیار ناراحت و آزرده هستند.

انسان های منفعل احتمالا نسبت به حقوق خود آگاهی ندارند یا با وجود آگاهی توان بیان جرات مندانه حرف های خود را ندارند و صدای آن ها همیشه آرام است و دائما حرف های خود را پس می گیرند و در حال معذرت خواهی می باشند.

مسئله و دلیلی که می تواند باعث شود تا فرد شخصیت منفعلی داشته باشد ترس از ناراحت شدن دیگران و به هم خوردن رابطه دوستی آن ها می باشد، علت دیگر آن این موضوع می باشد که فرد به حق و حقوق خود آگاه است هم چنین توانایی دفاع از آن ها را دارد اما می ترسد مورد قضاوت دیگران قرار گیرد و دیگران او را به عنوان فردی خودخواه و تندخو بشناسند و به همین دلیل از این کار امتناع می کند.

در این راستا فرد باید مهارت های ارتباطی خود را افزایش دهد تا رفتار های او به مرور زمان کاهش یابد و بتواند از حق خود دفاع کند و به راحتی با دیگران به گفت و گو بپردازد.

راه های رسیدن به جرات مندی چیست؟

جرات مندی مهارتی می باشد که فرد با افزایش دادن اطلاعات و تمرین کردن می تواند آن  را افزایش و ارتقا دهد، در ادامه مقاله به چند راهکار عملی که باعث می شود فرد رفتار جرات مندانه داشته باشد را بیان می کنیم.

روش های جرات مندی چیست، بپرسید و علت یابی کنید

باید سعی کنید تا یاد بگیرید خیلی زود گفته های دیگران را قبول و تائید نکنید و زمانی که با عقاید و درخواست های آن ها رو به رو می شوید در مورد علت و چرایی درخواست آن ها سوال هایی بپرسید تا بتوانید به صورت منطقی یکدیگر را متقاعد کنید برای این کار می توانید آداب سوال پرسیدن را یاد بگیرید تا در این زمینه موفق تر باشید.

روش های جرات مندی چیست؟

زمانی که ما در مورد خودمان، افکار و احساسات و تجربه هایمان صحبت می کنیم باعث می شود تا ابراز وجود بیشتری داشته باشیم و میزان جرات مندی ما افزایش یابد، این نوع صحبت کردن در ابتدا می تواند در تنهایی شروع شود و به مرور زمان به جمع دوستان و خانواده و محیط های رسمی منتقل شود در این هنگام جرات مندی فرد افزایش می یابد.

روش های جرات مندی چیست، نه گفتن قاطع

در بعضی اوقات افراد می خواهند ما را بازیچه خود کنند و تمایل دارند تا ما تسلیم امیال و خواسته های آن ها شویم، زمانی که ما احساس می کنیم که دیگران کاری از ما می خواهند که باعث هدر رفتن وقت و سرمایه ما می شود و برای ما مفید نیست باید با قاطعیت تمام نه بگوییم.

روش های جرات مندی چیست، استفاده از روش بازتابی

در مواردی که دیگران چیزی از شما می خواهند که معقولانه می باشد اما شما در آن شرایط قادر نیستید آن را انجام دهید می توانید از روش بازتابی استفاده کنید و این روش بسیار کمک کننده می باشد، در این روش ابتدا رضایت و علاقه مندی خود را نسبت به پیشنهاد مطرح شده عنوان می کنید و بعد می گویید در حال حاضر قادر به انجام آن نمی باشید و شرایط پذیرش آن را ندارید این روش می تواند در زمینه های زندگی از جمله شغل برای شما بسیار مفید باشد و از مهارت های زندگی به حساب می آید.

کلام آخر

جرات مندی یکی از مهارت های لازم در زندگی می باشد که به رشد و پیشرفت فردی و اجتماعی فرد کمک می کند، انسان جرات مند زمانی که در مسیر زندگی قرار می گیرد می تواند موفقیت های بسیاری را به دست آورد و بهداشت جسمی و روانی بالاتری را تجربه خواهد کرد.

با این وجود فرد جرات مند حد تعادل را رعایت کند و به گونه ای رفتار نکند که جرات مندی را با پرخاشگری اشتباه بگیرد و همراه با خشم و پرخاشگری کارش را پیش ببرد بلکه او باید رفتاری متعادل داشته باشد.

راهکار های بیان شده تا حد زیادی می تواند به شما کمک کند تا روحیه جرات مندانه داشته باشید اما زمانی که حس کردید در رفتار جرات مندانه با مشکلاتی رو به رو شده اید می توانید از مشاور روانشناسی کمک بگیرید تا مشکل شما را برطرف سازد.

منبع : جرات مندی چیست

فاصله گرفتن از گذشته خود موجب چه می شود؟

فاصله گرفتن از گذشته خود موجب چه می شود؟

امروزه ابداعات، اختراعات و نوآوری های بسیاری صورت گرفته است و دلیل آن به خاطر فاصله گرفتن از گذشته خود و اندیشه های گذشته و سنتی می باشد که باعث افزایش خلاقیت افراد می شود.

بر اساس مطالعاتی که روانشناسان انجام داده اند اشخاص می توانند مهارت های جدید و تازه را بیاموزد و از آن مهارت های جدید در زمینه شغلی، خانوادگی و بسیاری از مسائل دیگر استفاده کند.

گاهی اوقات شرایطی به وجود می آید که فرد برای این که الگوی جدیدی را تجربه کند باید الگوهای قدیمی را کنار بگذارد و بدون کنار گذاشتن الگوی قدیم قادر نخواهد بود الگوی جدیدی را تجربه کند.

بر اساس همین قضایا اگر فرضیه هایی که در مورد افراد داریم را کنار نگذاریم نمی توانیم انتظار داشته باشیم تا روابط با دوامی با دیگران داشته باشیم و بتوانیم روابط خوبی را تشکیل دهیم.

در اسلام نیز افراط منع شده است و توصیه شده است که مسلمان میانه روی داشته باشند.

غلبه بر گذشته خود

بر اساس نظر روانشناسان افرادی که عادت های جدیدی را فرا می گیرند باید عادت های کهنه را کنار بگذارند و برای یاد گرفتن عادت های جدید باید طرز برخورد خوبی را یاد داشته باشند.

افراد برای این که گذشته خود و عادت های گذشته خود را کنار بگذارند باید شناخت دقیقی از برنامه ها و هدف های خود داشته و نسبت به هدف های خویشتن اطلاع درستی از برنامه ها داشته باشند.

فرد باید بداند که چه کسی می باشد و می خواهد به کجا برسد، اگر او نسبت به اولویت های زندگی اش بی توجه باشد عملکرد ضعیفی نسبت به اهدافش خواهد داشت. می توان به کمک احساسات، عواطف و با تغییر دادن روحیه و شرایط نتایج ضعیف را از میان برداشت.

هنگامی که افراد برنامه ای برای زندگی شان دارند باید به طور دقیق برنامه ریزی کرده و آن ها را مدیریت کنند تا به هدف های خود برسند و آن ها نباید در برنامه های خود دمدمی مزاج باشند و برنامه هایشان را بر اساس هوس هایشان تغییر دهند، اشخاص باید بر اساس نظم و انضباط برنامه های خود را مکتوب کنند.

افراد باید برای برنامه های خود نظم و برنامه ریزی دقیقی داشته باشند و فرصت های قابل ملاحظه ای را صرف برنامه ریزی کنند، انضباط باعث می شود تا فرد توانایی قول دادن، متعهد شدن و پایبند باقی ماندن را به خوبی اجرا کند و به خوبی بتواند بر نیروهای گذشته غلبه کند.

برای اینکه به هدف های بزرگ برسیم باید از چیزهای کوچک شروع کنیم و بعد می توانیم به تدریج غرور و افتخار شخصی خود را تقویت نماییم و برای این که بتوانیم نسبت به عهد و پیمان خود پایبند باشیم باید توانایی خود را افزایش دهیم.

برنامه ریزی درست

برای برنامه ریزی درست باید قول و قرارهای خود در یک جا ثبت کنیم و آن ها را در جلوی دید خود گذاشته و به آن ها توجه کنیم، افراد با ثبت کردن قول و قرارهای خود تصمیم شان را تقویت می بخشند. بنابراین برای انجام دادن آن کار و رسیدن به هدف مورد نظر باید تلاش لازم را انجام نماییم و برنامه دقیقی داشته باشیم.

برای ثبت تصمیمات و انجام آن ها می توانید از موضوعات ساده استفاده کنید مثلا می توانید با خودتان قرار بگذارید که در هر شرایط روحی در وقت معین و مشخصی از خواب بیدار شوید و بعد با خود قرار بگذارید که در نخستین ساعت های بیداری به صورت دقیق و سودمند برای خود برنامه بریزید.

اگر افراد نسبت به اهداف و برنامه های خود پایبند باشند و پایبند باقی بماند خواهد دید که به موفقیت نزدیک خواهند شد چون اصل پایبند بودن و پایبند باقی ماندن قدرت عظیمی دارد و باعث می شود تا فرد دارای عزت نفس شده و پایه و اساس موفقیت او تشکیل خواهد شد.

برای این که فرد یک رفتار جدید را شروع کند باید تلاش بیشتری را انجام دهد و برای این تلاش به نیروی بیشتری نیاز دارد زیرا عادت های کهنه موانع قدرتمندی می باشند و به سختی می توان این عادت ها را از بین برد.

به طور مثال ممکن است که فرد بخواهد در برنامه غذایی خود تجدید نظر کرده و تصمیم دارد که بر عادت پرخوری خود غلبه کند و روز بعد به این نتیجه می رسد باید این قول و قرار را به خوبی تقویت کند تا در آن به موفقیت برسد.

چگونه می توانیم عادت های بد را کنار بگذاریم و از عادت های خوب استفاده کنیم ؟

قبل از این که برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی کنیم باید دشواری های آن هدف ها را در نظر بگیریم.

بر اساس نظر مشاوران باید قول و قراری با خود ببندیم که بتوانیم به درستی آن را به مرحله عمل برسانیم و اگر نتوانیم کاری که شروع کرده ایم را به پایان برسانیم باعث خواهیم شد که از اراده سستی برخوردار شویم.

قبل از این که هدفی را برای خود در نظر بگیریم باید مشکلات و هزینه ها را به درستی ارزیابی کنیم و ببینیم می توانیم با استفاده از نیرویی که داریم به هدف مشخص برسیم و آیا از نیروهای پیش برنده ی کافی بر خوردار می باشیم یا خیر.

اگر نیرو را مورد ارزیابی قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که ممکن است نیروهای قدرتمندی وجود داشته باشند که مانع نیروهای جدید شوند و نیروهای جدید را از کار بیندازند، برای اینکه بتوانید یک عادت را تغییر دهید باید تلاش جدی با نیرویی قوی را در نظر بگیرید.

گذشته خود

مثلا اگر تصمیم داریم که برنامه غذایی خود را تغییر دهیم باید اوقات، مکان ها و مواقعی که ممکن است از تصمیم خود منصرف شویم را در نظر بگیریم و این مواقع و شرایط را به خوبی بشناسیم تا بتوانیم با این موانع مقابله کنیم.

برای این که تصمیم خود را تقویت کنیم می توانیم از ابزارهای دیگری استفاده کنیم.

عادت های کهنه بسیار قدرتمند می باشند و شرایط را برای ایجاد عادت های جدید محدود می کنند بعضی از عادت ها مانند پاره کردن عادت های ریشه دار انتقاد، پر خوری و یا پر خوابی به چیزهایی بیش از نیروی اراده نیازمند می باشد.

اراده قوی

برای بسیاری از عادت ها و تصمیم ها نیروی اراده ما کافی نمی باشد و باید با افرادی که شرایطی شبیه ما دارند هم گروه شویم تا با یکدیگر تعهد های مشابه ای را به پیش ببریم و در کنار یکدیگر به اراده مورد نظر برسیم.

با وجود این شرایط باز هم اگر تصمیم به تغییر می گیریم باید اراده قوی داشته باشیم زیرا شروع تغییر بسیار دشوار می باشد و برای این که عادت های جدیدی در ما به وجود آید به تلاش و مداومتی همه جانبه نیاز داریم.

گاهی اوقات عواملی مانند اختلالات روانی مانند اضطراب، وسواس و افسردگی باعث می شود تا فرد نتواند عادت های کهنه خود را به خوبی کنار بگذارد و عادت های جدیدی را انجام دهد و از انجام عادت های جدید باز می ماند در این صورت فرد قادر نخواهد اراده کافی داشته باشند و تصمیمات درستی بگیرد.

در صورتی که افراد نتوانند عادت های بد خود را تغییر دهند باید از افرادی که در این زمینه تخصص های لازم را دارند کمک بگیرند و اطلاعات و کمک لازم را از طریق مشاوره فردی دریافت کنند تا بتوانند شیوه های صحیح را یاد بگیرند.

فرد متخصص می تواند وجود اختلالات روانی و یا مشکل رفتاری را به خوبی شناسایی کند و افرادی که به افسردگی شدیدی مبتلا هستند می توانند با درمان افسردگی، اضطراب، استرس و در کنار این ها یاد گرفتن آموزش ها و مهارت های صحیح می توناند مسیر درستی را برای رسیدن به اهدافش انتخاب کرده و در آن گام بردارند.

منبع : فاصله گرفتن از گذشته خود موجب چه می شود؟

روش های ابراز و کنترل خشم در افراد

خشم نوعی احساس طبیعی می باشد و حاصل حالت های هیجانی، فیزیولوژیکی و شناخت ما می باشد. زمانی که فرد با مشکلات و شکست رو به رو می شود احساس خشم پیدا می کند. بنابراین یادگیری مهارت های ابراز خشم اهمیت زیادی دارد.

وقتی فرد خشمگین می شود، رفتارهای پرخاشگرانه نشان می دهد که به خاطر خشم و  ناراحتی او به وجود می آید.

فرد با رفتار پرخاشگرانه خود می خواهند به صورت کلامی یا جسمی به دیگران آسیب برسانند و معمولا احساس ناامنی دارد.

هنگامی که این افراد با شکست و ناکامی مواجه می شود احساس می کند امنیت لازم را ندارد و خود را در خطر نابودی می بینند.

ممکن است فرد به صورت منطقی خشم خود را بروز ندهد و از پرخاشگری و خشمگین شدن جلوگیری کند اما اگر به طور آگاهانه از بروز خشم جلوگیری کند ممکن است خشم او به شکل نامناسبی سرکوب شود.

اما فرد باید بداند که با واپس زدن و ابراز نامناسب، خشم او ناپدید نمی شود بلکه ممکن است به طور ناگهانی در فرد ایجاد شود و مشکلاتی برای او به همراه داشته باشد.

عوارض سرکوب خشم

سرکوب خشم می تواند پیامد های زیر را به دنبال داشته باشد.

  • نرسیدن به خواسته ها و اهداف شخصی

بر اساس نظر روانشناسان افرادی که نسبت به وضعیت موجود اعتراض ندارند و خشم خود را بروز نمی دهند باید وضعیت فعلی خود را بپذیرند و بدون هیچ عکس العمل خاصی با موقعیت کنار بیایند.

هنگامی که افراد خشم خود را ابراز نمی کنند باید ساکت و آرام باشند و ناکامی ها را تحمل کنند تا دیگران اوضاع را بر اساس نظر و میل خود ادامه دهند. علاوه بر این، فرد باید نسبت به خواسته های خود چشم پوشی کند و به خواسته ها و اهداف خود نمی رسند.

  • نادیده گرفتن بخشی از هویت انسانی

بر اساس نظر روانشناسان خشم نوعی احساس طبیعی می باشد و فرد باید باید بتواند خشم خود را به راحتی به روز دهد وگرنه شخص کامل و سالمی نیست.

کسی که خشم خود را ابراز نکند عزت نفس خود را از بین می برد و عزت نفسش کاهش یابد.

  • خود را هدف خشم خویشتن قرار می دهیم

بسیاری از افراد هستند که هنگامی که از دیگران عصبی هستند خشم خود را نشان نمی دهند، خودخوری می کنند و به خود بد و بیراه می گویند.

در این هنگام آن ها حس می کنند که اگر به خودشان آسیب برسانند خطری کمتری دارد یا نسبت به زمانی که به دیگران آسیب برسانند، کم خطر تر است.

  • ابتلا به بیماری های جسمانی

اگر فرد خشم خود را بروز ندهد برای او مشکلات جسمی و روحی به وجود می آید و ممکن است به بیماری هایی مانند زخم معده، سردرد یا واکنش های حساسیتی مانند انواع آلرژی دچار شود.

  • بروز عوارض روانی

افرادی که خشم خود را می خورند، به دلیل عدم ابراز خشم به مشکلات روانی مانند حالت های عصبی، بیماری های افسردگی و اضطراب دچار می شوند.

خشم سرخورده عامل بسیاری از بیماری ها است برای همین توصیه می شود که خشم خود را سرکوب نکنید.

  • طغیان خشم

اگر فرد به خاطر ترس خشم خود را پس زند و از گفت و گو و رسیدگی به دلیل خشم دوری کند، ممکن است در آینده درگیر خشونت بیش تری شود.

فرد در این هنگام به خاطر غیرمنطقی و افراطی بودن باید تاوان سنگینی را بپردازد زیرا خشم خود را پس زده و یکدفعه درگیر خشم شدید می شود.

واکنش افراطی

زمانی که فرد خشم خود در اکثر موارد پس زده و خشم به مرور زمان روی هم انباشته شود، تحمل او کاهش یافته و ممکن است نسبت به رفتار و گفتار دیگران حساس می شود.

در این هنگام بسیار فرد روحیه حساسی دارد و با کوچک ترین مشکل بسیار خشمگین می شود و عکس العمل افراطی از خود نشان می دهد.

برای درمان این مشکل فرد باید خشم خود را پس نزند و در هر شرایط خشم خود را به صورت بروز دهد. بروز صحیح خشم و آزردگی در زمان و مکان مناسب باعث افزایش آرامش فرد می شود.

گران رنجیده خاطر شوند تا جایی که از نظر ارتباطی با دیگران مشکلاتی برای آن ها به وجود آید.

اگر فرد نتواند به درستی خشم خود را کنترل کند، تمرکز او کاهش می یابد و با توجه به موقعیت ممکن است کارایی فرد کم شده و کاهش یابد.

اگر فرد به طور متوالی و در دراز مدت خشمگین شود، ممکن است به دلیل خشم متوالی اختلالات قلبی و عروقی برای او به وجود آید و احتمال اینکه به سکته قلبی و مغزی دچار شود بسیار زیاد است.

روش های ابراز خشم در افراد چگونه است ؟

رفتار منفعل

هنگامی که فرد خشم خود را بروز نمی دهد و به جای پاسخ دادن به خشم آن را در درون خود پنهان می کند خشم ممکن است به طور ناگهانی فوران کند.

هنگامی که فرد خشم خود را پنهان می کند می تواند با روش هایی مانند دلیل تراشی، اظهار ناتوانی، فراموش کاری، یا انجام ندادن خواسته فرد مقابل خشم خود را نشان دهد.

به طور مثال همسر شما ممکن است در برابر رفتارهای شما عصبانی نشود اما لباس شما را بسوزاند یا ظرف ها را بشکند.

رفتار پرخاشگرانه

این رفتار هنگامی صورت می گیرد که فرد خشمگین است اما نمی تواند خشم خود را کنترل کند و در تلاش است که به شخص یا چیزی صدمه بزند.

در این هنگام فرد نمی تواند احساسات خود را کنترل کند و ممکن است از طریق توهین، طعنه، برچسب و تحقیر و حتی درگیری های فیزیکی و رفتارهای خصمانه خشم خود را بروز دهد.

در این واکنش ها فرد حقوق دیگران را زیر پا گذاشته و آن را پایمال می کند.

پرخاشگری فیزیکی بیش تر در مردان و کودکان و پرخاشگری کلامی در زنان و نوجوانان دیده می شود. البته نمی توان این موضوع را یک قانون دانست.

رفتار قاطعانه

بر اساس گفته روانشناسان افرادی که رفتار قاطعانه دارند می توانند افکار و نظرات خود را به خوبی بیان کنند هم چنین می توانند احساسات خود را ابراز کرده و آن ها را توصیف کند.

افرادی که رفتار سالم دارند سعی می کنند تا از دیگران حقی گرفته نشود. آن ها بر روی اعتقادات خود باقی می ماند و بدون ترس و اضطراب نظرات، احساسات و انتقادات خود را بیان می کند. آن ها به خوبی و با احترام نظرات خود را بیان می کند و در این حال حق دیگران را محترم می شمارند.

از طرف دیگر افرادی که نمی توانند قاطعانه رفتار کنند، حرف های دیگران را تکرار می کنند و اقتدار ندارند بیش تر احتمال دارد که رفتار های پرخاشگرانه نشان دهند.

سه نوع روش ابراز خشم در افراد

روش های کنترل خشم

همان طور که گفته شد خشم واکنش طبیعی بدن است اما اگر نمی توانید رفتارهای خشونت آمیز خود را کنترل کنید و با کارهای خود به دیگران آسیب می زنید ادامه این مقاله را از دست ندهید.

۱٫ علائم هشدار دهنده را بشناسید

اگر علائم بروز عصبانیت را بشناسید پیش از وقوع خشم می توانید آن را شناخته و کنترل کنید. این علائم معمولا عبارت هستند از:

  • تپش قلب
  • دندان قروچه
  • تعریق
  • تند شدن ضربان قلب
  • تکان دادن پا
  • پریدن پلک
  • داغ شدن سر
  • تکان دادن مداوم دست ها
  • اضطراب
  • قدم زدن
  • بالا رفتن صدا

از بین این علائم، مواردی که پیش از عصبانیت تجربه می کنید را یادداشت کنید. سعی کنید راه هایی برای کنترل این علائم بیابید.

هنگام تجربه این علائم بحث را قطع کنید و با بیان این که عصبی هستید و نمی توانید منطقی بحث کنید محل را ترک کنید.

به خاطر داشته باشید که اگر منطقی نباشید بحث به نتیجه منطقی نمی رسد.

۲٫دلایل عصبی بودن خود را بررسی کنید

دلایل زیادی برای عصبانی بودن وجود دارد، البته عصبانیت یک واکنش طبیعی می باشد.

اگر نمی توانید دلیل عصبانیت خود را درک کنید، بهتراست از مشاور کمک بگیرید. دلایل عصبانیت معمولا شامل موارد زیر می شود:

  • شما خیلی تحت فشار هستید.
  • شما تغییرات بدنی یا هورمونی را تجربه می کنید.
  • شما از روند زندگی خود ناامید شده اید.
  • دیگران حرف شما را متوجه نمی شوند.
  • از کودکی درگیر پرخاشگری بوده اید.

بررسی دلایل پرخاشگری می تواند به درمان اختلالات دیگر نیز کمک کند، به خاطر داشته باشید که روان انسان ها بسیار پیچیده است و معمولا اختلالات روانی با یکدیگر رابطه دارند.

۳٫ورزش برای کنترل خشم بسیار مفید است.

ورزش یکی از راه های موثر در کنترل پرخاشگری است. سعی کنید حداقل دو روز در هفته ورزش کنید. به هیچ عنوان ورزش را رها نکنید و ساعت ها و روزهای خاصی را به آن اختصاص دهید.

ورزش های زیر به شما در کنترل پرخاشگری و خشونت کمک می کند:

  • ورزش های تیمی مثل والیبال، فوتبال
  • ایروبیک
  • قدم زدن
  • باشگاه رفتن
  • شنا

به طور کلی ورزش با افزایش توانایی کنترل انقباضات و عمیق شدن تنفس به کنترل عصبانیت کمک می کند.

۴٫نوشتن

نوشتن خاطرات باعث می شود که احساسات خود را تخلیه کنید، علاوه بر این نوشتن باعث می شود که منطقی یا غیرمنطقی بودن احساسات خود را متوجه شوید.

سعی کنید دفتری را به این کار اختصاص دهید و هرشب خاطرات خود را بنویسید. این کار را تبدیل به یک عادت کنید تا به مرور متوجه تاثیر آن شوید.

۵٫مشاور می تواند درکنترل خشم به شما کمک کند.

بیش تر اوقات افراد پرخاشگر رفتار خود را طبیعی و پاسخی به رفتار دیگران می دانند. اما مشاور می تواند ریشه رفتار های فرد را بررسی کند و راهکار هایی برای درمان آن ارائه می دهد.

در مراجعه به مشاور حتما جلسات را ادامه دهید تا به نتیجه مطلوب برسید معمولا از جلسه سوم به بعد می توانید به مرور متوجه بهبود خود شوید.

۶٫ خواب یکی از راه های کنترل خشم است.

کمبود خواب در افسردگی، اضطراب و استرس نقش دارد. تحقیقات مشخص کرده است که افرادی که کمبود خواب دارند بیش تر دست به رفتارهای پرخاشگرانه می زنند.

برای افزایش کیفیت خواب خود می توانید از راه های زیر کمک بگیرید:

  • پیش از خواب از دیدن فیلم های پرخاشگرانه خودداری کنید.
  • یک ساعت پیش از خواب از گوشی خود فاصله بگیرید.
  • فضا را برای خواب آماده کنید.( تنظیم دما و شرایط)
  • پیش از خواب کتاب بخوانید.
  • به یک موسیقی ارامش بخش گوش دهید.
  • یک دوش آب سرد می تواند کیفیت خواب شما را افرایش دهد.
  • حتما ۸ ساعت خواب مفید داشته باشید.
  • پیش از خواب به مسائل تنش زا فکر نکنید.

اگر نمی توانید خواب راحت را تجربه کنید، کابوس می بینید و مدام از خواب می پرید حتما از کمک مشاور استفاده کنید.

به یاد داشته باشید که خواب باعث بهبود روحیه، کاهش افسردگی، کاهش اضطراب، کاهش پرخاشگری و افزایش سلامت روان می شود.

۷٫کنترل پرخاشگری در کودکان

پرخاشگری در کودکان با بزرگسالان متفاوت است، بنابراین پیشنهاد می شود که از راه های زیر عمل کنید:

  • قوانین خانه را به او توضیح دهید.
  • راه متفاوتی برای ابراز خشم به او نشان دهید.
  • به او یاد دهید که نمی تواند به دیگران اسیب جسمانی وارد کند.
  • به او کمک کنید تا احساسات دیگران را درک کند.
  • خشم خود را کنترل کنید.
  • با خشم جواب خشم و پرخاشگری او را ندهید.
  • هنگام کنترل عصبانیت او را تشویق کنید.
  • رفتارهای پرخاشگرانه مقابل او نشان ندهید.
  • روش های کنترل خشم را به او آموزش دهید.

کنترل پرخاشگری کودکان دشوار است بنابراین بیش تر والدین ترجیح می دهند تا از مشاور متخصص کودکان مشاوره بگیرند.

منبع : روش های ابراز و کنترل خشم در افراد

چرا برخی مجرد می مانند؟ دلایل روانشناختی

افرادی که مجرد هستند باید از نظر احساسی و روحی آمادگی لازم برای ازدواج را پیدا کنند تا بتوانند رابطه ای صمیمی را تشکیل دهند، در غیر اینصورت آن ها نخواهند فهمید که علل مجرد ماندن آن ها چیست و آیا می توانند شخص مناسبی را برای ازدواج پیدا کنند یا نه.

در ابتدا باید بدانید که مجرد بودن عیب نیست بنابراین نباید با افراد مجرد به شکل متفاوتی رفتار کرد. اما اگر افراد مجرد دوست دارند دلیل تنهایی خود را بدانند و از آن رهایی یابند بهتر است که این مقاله را از دست ندهند.

اگر شرایط روحی و احساسی خوبی نداشته باشید هرگز نخواهید توانست با همسر و نامزد خود به تفاهم برسید و احساس خوبی نسبت به رابطه تان نخواهید داشت، این اختلافات معمولا به دلیل مشکلات شخصی خودتان به وجود می آید.

عدم ترک رابطه قبلی

ممکن است شما عاشق همسر قبلی خود باشید اما چون از او جدا شده، خشم و عصبانیت فوق العاده ای نسبت به همسر و نامزد خود دارید و احساس هایی در شما به وجود می آید که آمادگی رابطه عاطفی و صمیمی با کس دیگری را نخواهید داشت. این احساسات عبارت اند از :

  • احساس خلا درونی
  • دوست نداشتن خود
  • اعتیاد
  • احساس تنهایی و استیصال که نیاز به داشتن رابطه مداوم برای فرار از آن دارید
  • عدم تمایل به بیان احساسات
  • ناتوانی در حس کردن عواطف و احساسات
  • حس این که کسی نمی خواهد با شما رابطه داشته باشد

این احساسات نشان می دهد که شما نتواسته اید با جدا شدن همسرتان کنار بیایید و از رابطه قبلی خود التیام نیافته اید و قادر نخواهید بود کسی دیگر را دوست داشته باشید و قلب خود را به فرد دیگری هدیه کنید یا اعتماد به نفس شما انقدر پایین می باشد که نمی توانید به کسی دیگری عشق بورزید و رابطه عاشقانه با فردی دیگر تشکیل دهید.

علاوه بر این، شما توانایی عشق ورزیدن را از دست داده اید ممکن است از دورن احساس خلا کرده و احساس کنید که به یک نفر محتاج هستید.

 

در زندگی افراد شرایط مختلفی به وجود می آید، در برخی برهه های زندگی فرد آمادگی این را دارد که شخص دیگری را وارد زندگی اش کند و خودش را با یک فرد دیگری درگیر کند، اما زمان هایی هست که تنها بودن حالمان بهتر می کند و دوست داریم تنها باشیم و به این تنهایی نیاز داریم.

بر اساس مطالعاتی که در زمینه ازدواج صورت گرفته است، اگر آمادگی لازم برای عشق ورزیدن و ازدواج را ندارید، باید دست نگه دارید و سعی کنید رابطه تان را اصلاح کنید و به خودتان فرصت بدهید تا در موقعیت مناسب انتخاب درستی داشته باشید.

در این صورت می توانید ازدواج موفقی داشته باشید و با آمادگی های لازم برای ازدواج اقدام کنید تا بتوانید فرد مناسبی برای زندگی مشترک برگزینید.

اما بعضی اوقات شرایطی به وجود می آید که فرد به دلیل مشکلات شخصی خودش هیچ آمادگی برای ازدواج ندارند در این مقاله به بررسی این موضوع از دید روانشناختی می پردازیم.

ترس از این که ازدواجی شبیه والدینتان داشته باشید

بر اساس نظر روانشناسان، تعداد معدودی از کودکان در کودکی توانسته اند شاهد یک ازدواج موفق باشند. این صحنه ها در ذهن فرد باقی می ماند و از ازدواج و تاهل تصویر خوبی در ذهن او نقش نمی بندد به همین دلیل نسبت به موضوع ازدواج اکراه دارد و سکوت اختیار می کنند.

این موضوع در خانواده هایی که کودکشان شاهد طلاق و جدایی بوده است حادتر می باشد. کودکان طلاق نسبت به ازدواج شرایط سخت تری را در خود احساس می کنند.

این مشکل به این دلیل به وجود می آید که تعریف و تصویر ذهنی خود را از والدینشان به ارث برده اند و هرگز وقت نکرده اند این تصویر ذهنی را از ذهنشان پاک کنند و به همین خاطر نسبت به ازدواج دید خوبی نداشته زیرا از شرایط ازدواج پدر و مادرشان راضی نبوده اند.

اما افراد باید این نکته را در نظر بگیرند که هر فرد خودش تعیین کننده چگونگی زندگی اش می باشد.

ترس از صدمه دیدن

بر اساس نظر روانشناسان عاشق شدن درد و رنجی را به همراه ندارد و حتی باعث می شود تا فرد به آینده امید پیدا کند و برای رسیدن به خواسته خود تلاش کند. آن چه باعث می شود تا فرد مورد رنج قرار بگیرد، انتخاب نادرست با دلایل نامناسب می باشد.

برای این که انتخاب درستی در ازدواج داشته باشید باید معیارهای مهمی که برای ازدواج ضروری می باشد را در نظر بگیرید و بررسی کنید که آیا فرد مورد نظر شما، معیارهایی که برای شما مهم می باشد را دارد یا نه.

در این صورت خواهید توانست ازدواج بهتری داشته باشید، اگر هدف شما از ازدواج معیارهای منطقی و عاقلانه باشد، در این صورت انتخاب بهتر و منطقی تری خواهید داشت.

البته علاوه بر تعیین معیارهای صحیح، فردی که قصد ازدواج دارد باید از نظر عاطفی، مالی و عقلی آمادگی های لازم را داشته باشد و طرف مقابل هم باید برای ازدواج آمادگی های لازم را داشته باشد تا دو طرف بتوانند انتخاب درستی را انجام دهند.

فرد باید مهارت های ارتباطی را به خوبی فرا بگیرد و از آن ها به درستی استفاده کند تا بتواند فردی مناسبی را برای ازدواج پیدا کرده و از ترس های خود رهایی یابد. در این صورت فرد ازدواج موفقی خواهد داشت و اگر شریک زندگی خوبی داشته باشد از هر گونه آسیب در امان خواهد بود.

چرا برخی مجرد می مانند؟ دلایل روانشناختی

عدم شناخت کافی نسبت به خود

افرادی هستند که خود را به خوبی نمی شناسند و نمی دانند که هستند و از زندگی چه می خواهند، آن ها در مورد خود هویت مشخصی ندارند به همین دلیل نمی توانند در مورد ازدواج به درستی تصمیم بگیرند.

آن ها قبل از این که به ازدواج فکر کنند باید در مورد خود به شناخت کافی برسند و هویت خود را به خوبی بشناسند، سپس شریک زندگی مناسبی با شخصیت خود انتخاب کنند.

منظور از این شناخت این نیست که چه رنگی دوست دارم یا از چه غذایی متنفر هستم؟ بلکه این بدین معنی است که فرد نسبت به اهداف و هویت خود اطلاع کافی ندارد و بنابراین نمی تواند برای آینده خود تصمیم بگیرد.

نداشتن مهارت های ارتباطی کافی

داشتن مهارت های ارتباطی بسیار مهم می باشد، زیرا فرد به کمک آن ها می تواند به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کند، ارتباط موثری با آن ها داشته باشند و اعتماد به نفس بالایی به دست بیاورد.

اما اگر فرد اعتماد به نفس کافی نداشته باشد و عزت نفس او کاهش یابد در این صورت نخواهد توانست با دیگران ارتباط مناسبی داشته باشد و در این امر موفق نخواهد بود.

مهارت های ارتباطی بسیار مهم است و باید به مهارت ارتباطی کلامی و غیر کلامی نیز توجه شود تا فرد به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کند.

تصمیم شخصی

گاهی اوقات پیش می آید که فرد از همه نظر اوکی می باشد، شرایط لازم برای ازدواج را دارد، در هیچ موردی احساس کمبود ندارد، در زمینه ازدواج آگاهی و اطلاعات لازم را داشته و مهارت های لازم را نیز فرا گرفته است اما خودش مجرد بودن را انتخاب کرده و به متاهلی و زندگی مشترک فکر نمی کند.

این شرایط به عوامل زیادی بستگی دارد و ممکن است تحت تاثیر عواملی مانند موقعیت شغلی و … باشد.

منزوی بودن

برخی از افراد ممکن است با انسان ها ارتباط نداشته و تنهایی را ترجیح داده اند در این صورت فرد منزوی شده و دیگر دوست ندارد با یک نفر صمیمی شود و به ازدواج فکر نمی کند.

ملاک های کمال گرایانه

امروزه جوانان برای ازدواج ملاک های بسیار سختی را در نظر می گیرند که بسیاری از این ملاک ها غیرواقع بینانه و بلند پروازانه می باشد و چون فرد مورد نظر با ملاک های آن ها متناسب نیست او را رد می کنند در حالی که ممکن است مورد مناسبی باشد.

این افراد باید بدانند که هیچ فردی در زندگی کامل نیست و برای ازدواج باید معیارهای منطقی و عاقلانه ای در نظر بگیرند تا بتوانند فردی صحیحی را برای ازدواج انتخاب کنند.

ترس از صمیمیت

ترس از صمیمیت ممکن است دلیل منطقی نداشته باشد. اما بسیاری از افراد نمی توانند با دیگران صمیمی شوند زیرا از آن می ترسند.

این افراد معمولا رفتارهای بدی نشان می دهند تا دیگران به آن ها وابسته نشوند.

ترس از صمیمت معمولا ریشه در کودکی افراد دارد بنابراین برای درمان آن مشاور معمولا به دنبال ریشه این ترس می گردد

اعتیاد به فضای مجازی

اعتیاد به فضای مجازی باعث افزایش افسردگی و اضطراب در بین جوانان شده است.

علاوه بر این اعتیاد به فضای مجازی کیفیت خواب را کاهش می دهد، این امر خود به خود باعث افزایش افسردگی و اضطراب می شود.

متاسفانه برخی از تحقیقات نشان داده است که اعتیاد به فضای مجازی و خودکشی با یکدیگر ارتباط دارد.

امروزه اعتیاد به فضای مجازی در بین هر قشری به خصوص جوانان دیده می شود. این امر بر کیفیت زندگی افراد تاثیر زیادی می گذارد و امید به زندگی را کاهش می دهد.

مشاهده افراد موفق، خوش قیافه و پرانرژی می تواند روحیه فرد را تخریب ساخته و او را ناامید کند.

تمام نشدن رابطه قبلی

ما غالباً توجه نمی کنیم که یک رابطه قبلی چقدر می تواند روی نحوه زندگی و تفکر افراد تأثیر بگذارد.

تمام نشدن رابطه قبلی به این معنی است که هنوز با نامزد یا همسر قبلی خود دوست هستید یا با او ارتباط دارید، ممکن است او را در شبکه های مجازی دنبال کنید. تمام این کارها به این معنی است که رابطه قبلی شما هنوز به پایان نرسیده است.

در این شرایط بسیاری از افراد متوجه نمی شوند که این روابط قدیمی آن ها را عقب می کشد.

صبر کردن

بسیاری از افراد مجرد هستند زیرا نمی توانند همسر مورد علاقه خود را انتخاب کنند.

افراد کمالگرا همیشه به دنبال بهترین شرایط، بهترین موقعیت و بهترین فرد می گردند. اما انقدر به دنبال بهترین شرایط می گردند که دیگر دیر می شود و فرصت های خود را از دست داده اند.

به خاطر داشته باشید که هیچ کس کامل نیست و نمی توان فردی را پیدا کرد که ایرادی نداشته باشد.

ترس از مسئولیت

بسیاری از افراد از مسئولیت وحشت دارند و ترجیح می دهند که تنها باشند تا مسئولیت یک خانواده را به عهده بگیرند.

ترس از مسئولیت به طور معمول عادی است و بیش تر افراد این ترس را تجربه می کنند. اما اگر این ترس تبدیل به فوبیا شود و فرد را از موفقیت و ازدواج دور کند باید درمان گردد.

مشکل جنسی

بسیاری از افراد به دلیل مشکلات جنسی از ازدواج دوری می کنند.

به خاطر داشته باشید که مسائل جنسی در ازدواج اهمیت زیادی دارد اما نباید فراموش کنید که برای هر مشکلی درمانی وجود دارد و مشکلات جنسی نیز قابل درمان است.

هر فرد مشکلی دارد و مشکل جنسی نباید باعث شود که همیشه مجرد بمانید.

وابستگی به والدین

در برخی موارد دیده می شود که فرزندان( به خصوص فرزندان آخر) وابستگی شدیدی به والدین خود دارند. این مشکل باعث می شود که فرزندان مجرد بمانند.

برخی از والدین از فرزندان خود انتطار دارند که عصای پیری آن ها باشند، به همین دلیل است که فرزندان خود را در قبال پدر و مادر خود مسئول می دانند.

البته این بدین معنی نیست که فرزندان وظیفه ای در مقابل والدین خود ندارند اما نباید به دلیل والدین خود مجرد بمانند.

درونگرایی

معمولا برای افراد درونگرا آشنایی با دیگران دشوار است به خصوص اگر فرد درونگرا و خجالتی باشد.

البته این بدین معنی نیست که افراد درونگرا تنها می مانند اما باید تلاش بیش تری برای اشنایی با دیگران داشته باشند. البته خوشبختانه افراد درونگرا دقت بیش تری هنگام آشنایی با دیگران دارند.

منبع : چرا برخی مجرد می مانند؟ دلایل روانشناختی

وسواسی ها را بشناسید

وسواس بیش تر اوقات در دوران کودکی شروع می شود اما امکان ایجاد آن در تمام سنین وجود دارد. افراد وسواسی ممکن است کاری را به طور مداوم و بی اراده انجام دهند.

فردی که به وسواس دچار می شود با وجود آگاهی از بیهوده بودن فکر و اندیشه خود نمی تواند اعمال خود را متوقف کند.

فرد وسواسی د در عملکرد خانواده خود نیز اختالال ایجاد می کند. فرد وسواسی مسائل مهم و اساسی زندگی اش را فراموش می کند و به آن ها توجهی ندارد. علاوه بر این فرد بیمار برای این که راز او برای بقیه فاش نشود از دیگران دوری می کند و دوست ندارد با دوستان و اقوام معاشرت داشته باشد.

 

وسواس چیست؟

هنگامی که فرد یک نوع احساس اجبار نسبت به تکرار افکار و اعمال خود داشته باشد در حالی که خود فرد می داند این رفتارها بیهوده و بی معنا هستند، فرد درگیر وسواس شده است.

هنگام انجام این رفتارها ممکن است اطرافیان او را مسخره می کنند، به او ترحم کرده و یا به صورت علنی با رفتارش مخالفت کنند.

وسواس فکری چیست؟

وسواس فکری به افکار، تکانه ها و تصاویر ذهنی گفته می شود که به صورت پایدار و تکرار شونده در فرد به وجود می آید و باعث می شود که فرد دچار ناراحتی و اضطراب شود.

وسواس عملی چیست؟

به رفتارهای تکراری مانند شستن دست، منظم کردن و تکرار کردن واژه ها یا دعاها وسواس عملی گفته می شود. فرد بیمار احساس می کند مجبور است که این رفتار و اعمال را انجام دهد وگرنه اتفاق بدی رخ می دهد و حتما باید آن ها را بر اساس قاعده و اصول خاصی اجرا کند.

این قواعد و رفتارها اغلب حالت افراطی دارند و فرد برای کاهش پریشانی و اضطراب خود معمولا این اعمال را انجام می دهد. به طور کلی وسواس فکری عملی وقت گیر می باشد و ممکن است فرد بیش از یک ساعت در روز درگیر امور وسواسی شود، در این صورت فرد در زمینه های کاری، تحصیلی، فعالیت های دیگر و یا روابط اجتماعی و… به مشکل برمیخورد.

 

آثار و نشانه های وسواس چیست؟

بر اساس نظر مشاوران و روانشناسان اولین علائم وسواس در کودک دو ساله دیده می شود و در این زمان کودک سعی می کند تا رفتار خود را یکسان نشان دهد و آداب را به درستی حفظ کند.

این علائم از آداب و رسوم خشک و غیر قابل انعطاف تشکیل می شود به طوری که در آن فرد بر روی تکرار اعمال، کلمات و اعداد بسیار حساس است و تکرار کردن این رفتارها برای او اهمیت بسیار زیادی دارد.

از علائم  اولیه این بیماری می توان به ترس، تکرار یک طرز فکر و اندیشه به طور مداوم، تردید نسبت به عقاید و تصورات و همچنین احساس اجبار اشاره کرد.

اشکال متفاوت وسواس

وسواس انواع مختلفی دارد و به صورت های مختلفی ممکن است خودش را نشان دهد. در ادامه انواع وسواس را مورد بررسی قرار داده ایم.

اجتناب از اشکال مختلف وسواس

در حالت وسواس فرد دوست دارد نسبت به بعضی اشیا اجتناب و پرهیز کند و به صورت مکرر کاری را انجام دهد مثلا دوری از آلودگی، که باعث می شود فرد به صورت مکرر و افراطی به شست و شو دست بپردازد.

فرد برای این که خودش را نجات دهد تن به تکرار این اعمال می دهد اما کارهای او باعث می شود تا به صورت ناخودآگاه مجبور به تکرار آن عمل شود.

تکرار و ومداومت از انواع مختلف وسواس

اگر فرد یک عمل را به طور مرتب تکرار کند در این هنگام فرد دچار وسواس شده است. در حقیقت تکرار یکی از نشانه های مهم وسواس می باشد.

به طوری که فرد یک عمل بی فایده و بیهوده را به گونه ای تکرار می کند که انگار نیروی از دورن فرد را وادار به تکرار آن عمل می کند.

این نوع وسواس را می توان در شست و شوی مدام و بی حاصل دست ها و همچنین در لباس پوشیدن فرد مشاهده کرد به طوری که فرد ممکن است چند بار لباس را بپوشد و آن را از تن بیرون بیاورد و این عمل را به طور مداوم انجام می دهد تا آرام شود.

فرد با انجام کارهای تکراری احساس آرامش می کنند و از دید آن ها این کارها یک نوع واکنش دفاعی می باشند. از طرفی دیگر فرد احساس می کند که مجبور است این کار را انجام دهد و نمی تواند آن را ترک کند.

تردید

یکی دیگر از صورت های وسواس این است که فرد در امور دچار تردید می شود و نمی تواند به خوبی تصمیم بگیرد و در تصمیم گرفتن دو دل می باشد.

فرد وسواسی نمی تواند به درستی تصمیم بگیرد، به طوری که ممکن است نتواند استقلال شخصیتی پیدا کند.

شک در عبادت از انواع وسواس

نمونه ی دیگر از وسواس شک در عبادت می باشد به طوری که فرد ممکن است در عبادت خود شک کند مثلا هنگامی که نماز می خواند در وسط نماز دچار شک می شود و  دوباره آن را  تکرار کند.

ترس

بر اساس نظر روانشناسان یکی از مهم ترین علائم وسواس، ترس می باشد. این ترس به وجود آمده معمولا بدون ریشه و بی پایه و اساس می باشد.

بسیاری از ترس هایی که در فرد به وجود می آید به خاطر ترس از ناپاکی می باشد و  فرد ممکن است بر نظافت و تمیزی بیشتری از اندازه اصرار داشته باشد و از آلودگی و کثافت بترسد.

البته در بعضی موارد ترس های مبهمی برای او به وجود می آید و او ممکن است از کشتن کودک خود، هل دادن و سقوط همسر و نزدیکانش ترس داشته باشد.

دقت و نظم افراطی

یکی از نشانه های وسواس نظم و دقت بیش از اندازه می باشد، به طوری که فرد سعی دارد هر چیزی را دقیق بر اساس ترتیب خاصی بگذارد تا هیچ چیز غلط و نامرتب و به صورت پیش بینی نشده برای او به وجود نیاید.

آن ها همه چیز را باید بر اساس نظم و ترتیب قرار دهند و در ایجاد نظم و ترتیب احساس خستگی نمی کنند

.

اجبار و الزام

فردی که بیماری وسواسی مبتلا هست احساس اجبار می کند و ناگزیر و مجبور است تا همه اعمال و آداب خود را به صورت اجباری انجام دهد به طوری که این عمل در او توسعه می یابد و  بر روی همه رفتار و اعمال او تاثیر بگذارد و زندگی فردی و اجتماعی او را به خطر می اندازد.

از دیگر علائم وسواس می توان به سرگرمی های بی فایده اشاره کرد که فرد خودش را با آن ها سرگرم می کند و انگار احساس اجبار می کند تا آن سرگرمی ها را انجام دهد.

مثلا شمارش موزاییک های حیاط، بررسی اجراها و نظم و ترتیب آن ها، دستکاری مو ها و دکمه های لباس، حفظ وسایل و نگهداری شدید از آن و …نمونه هایی از وسواسی می باشند.

منبع : وسواسی ها را بشناسید 

هیپنوتیزم درمانی چیست و آیا هیپنوتراپی واقعاً موثر است؟

هیپنوتیزم درمانی نوعی رواندرمانی است که با ایجاد آرامش، تمرکز و توجه باعث افزایش سطح هوشیاری یا آگاهی ذهن فرد می شود. به عبارت دیگر، فرد در طول درمان در حالت خلسه قرار می گیرد و آرامش خاصی را تجربه می کند.آیا هیپنوتراپی واقعاً موثر است؟

این روش درمانی با ایجاد حالت خلسه باعث کاهش یا تسکین اختلالاتی، مانند پریشانی روانشناختی، هراس، عادات ناسالم، مخرب یا خطرناک (مانند مثال سیگار کشیدن یا مصرف الکل) استفاده می شود. هدف از هیپنوتراپی ایجاد تغییر مثبت و افزایش کنترل در فرد است، در حالی که وی در حالت بیهوشی یا خلسه قرار دارد.

تکنیک های متفاوتی در هیپنوتیزم وجود دارد. یکی از متداول ترین روش ها تثبیت چشم محسوب می شود که در آن فرد نگاه خیره خود را به یک جسم حفظ می کند تا زمانی که چشم به تدریج بسته شود.

هیپنوتیزم درمانی چگونه کار می کند؟

کلمه “هیپنوتیزم” از کلمه یونانی “هیپنوتیزم” آمده است که به معنی “خواب” است. جلسات هیپنوتیزم درمانی معمولاً حدود یک ساعت طول می کشد.

یک درمانگر خوب از تکنیک های مختلف آرام سازی استفاده می کند. در ابتدا ذهن به طور کامل هوشیار و آگاه است و به مرور بدن آرام تر می شود. در این حالت درمانگر از شما می خواهد که به تجربیات و موقعیت ها به شکل مثبت فکر کنید و به شما کمک می کند تا طرز تفکر و رفتار خود را تغییر دهید.

هیپنوتیزم درمانی چیست و آیا هیپنوتراپی واقعاً موثر است؟

جوانب مثبت هیپنوتیزم درمانی

هیپنوتیزم درمانی بدون نیاز به دارو درمانی باعث بهبود شرایط فرد می شود، به همین دلیل هیپنوتراپی جزو درمان های بی خطر یا کم خطر دسته بندی می شود.

اگرچه این درمان ممکن است برای همه مفید نباشد، اما می تواند به عنوان درمان مکمل شناخته می شود. به طور مثال در طول افسردگی فرد می تواند علاوه بر سایر روش های درمان افسردگی، از هیپنوتیزم درمانی نیز استفاده کند. هیپنوتیزم برای درمان اختلالت زیر از آن ها استفاده می شود:

  • اضطراب
  • افسردگی
  • فوبیا
  • درد مزمن
  • مشکلات در تمرکز
  • سندرم روده تحریک پذیر
  • اعتیاد به سیگار
  • اختلالات خواب
  • اختلال استرس پس از سانحه
  • اعتیاد
  • دندان قروچه

فرد مبتلا به افسردگی احساسات متنوعی را تجربه می کند. طبق بررسی های انجام شده، هیپنوتیزم درمانی می تواند به فرد کمک کند تا احساس اضطراب، استرس، غم و اندوه را کاهش و یا کنترل کند.

از هیپنوتیزم درمانی همچنین برای از بین بردن رفتارهای منفی که باعث تشدید افسردگی می شوند نیز استفاده می گردد، این رفتارها ممکن است شامل سیگار کشیدن، عادت های بد غذایی و کیفیت پایین خواب باشد.

توجه شود کسانی که علائم روان پریشی مانند هذیان یا توهم دارند، باید با یک متخصص هیپنوتیزم درمانی یا روانشناس صحبت کنند تا مشخص شود که آیا این روش درمانی برای آن ها مناسب است یا خیر.

مضرات هیپنوتیزم درمانی

هیپنوتیزم درمانی خطراتی نیز دارد. بزرگ ترین عیب این درمان، ایجاد خاطرات نادرست است که به دلیل نابلدی درمانگر ممکن است به وجود بیاید.

برخی دیگر از عوارض جانبی احتمالی شامل سردرد، سرگیجه و اضطراب است. به هر حال این عوارض، معمولاً اندکی پس از جلسه هیپنوتیزم کم رنگ می شوند.

افرادی که قصد هیپنوتیزم درمانی را دارند ابتدا باید با پزشک یا روانپزشک خود مشورت کنند. این احتمال وجود دارد که هیپنوتیزم درمانی علائم آن ها را شدت ببخشد. معمولا افرادی که از توهم، هذیان یا سایر علائم روان پریشی رنج می برند، نباید از هیپنوتراپی استفاده کنند.

همچنین با توجه به شرایط فرد، هیپنوتیزم درمانی ممکن است روش درمانی موثر نباشد. زیرا این درمان نیاز به تمرکز فرد و ورود به حالت خلسه دارد که متاسفانه برای برخی از افراد، این تمرکز بسیار دشوار است.

منبع : هیپنوتیزم درمانی چیست و آیا هیپنوتراپی واقعاً موثر است؟