اشتباهاتی که بعد از بهم خوردن رابطه انجام می دهید تا از غم آن رهایی پیدا کنید

چه بهم خوردن رابطه ی شما شامل یک پایان غم انگیز باشد و چه از روی یک تصمیم آگاهانه ی دو طرفه، جای هیچ گونه پنهان کاری نیست که بهم زدن رابطه همیشه سخت است.

راههای بی‌شماری وجود دارد تا نمک به زخم خود نپاشید، مثلا وقتی هشیاری کامل ندارید به شریک سابقتان زنگ نزنید، از خوابیدن با لباس های آنها دوری کنید، و اینستاگرام آنها را چک نکنید.

با این حال، ممکن است مواردی باشد که فرآیند بهبودی از بهم خوردن رابطه را برای شما سخت تر و طاقت فرساتر کند.

در اینجا برخی از اشتباهاتی است که ممکن است شما زمانی که دارید تلاش می کنید از غم بهم خوردن رابطه رها شوید، انجام دهید:

دائما تلاش می کنید بفهمید که کجای کار اشتباه بوده است

آیا در صورتی که او کار با مدت زمان طولانی را نمی‌گرفت، هنوز با او می ماندید؟ یا اگر در شب های قرار زمان کمتری با تلفن همراه تلف می کردید، با شما می ماند؟

اگر این کار، آن کار و … را انجام می دادید ممکن بود کارها جور دیگری تمام می شد.

بررسی بی پایان یک رابطه ی شکست خورده فقط دادن یک رژیم سمی از حس گناه و سرزنش به خود است. واقعیت این است که برای ایجاد یک رابطه هر دو نفر سهیم هستند و به همین ترتیب در شکست یک رابطه و بهم خوردن آن نیز هر دو نفر نقش دارند.

“تسلی که نیاز دارید به خود بدهید” . سعی کنید بفهمید که کجا در ایجاد مسائل و مشکلات نقش داشته اید و تصمیم به تغییر آنچه که قبلا جواب نداده است، داشته باشید.

کنکاش در ضعف ها و مسائل رابطه ی شکست خورده فقط باعث می‌شود بجای ساختن آینده ای بهتر، سر در گریبان خود فرو برید.

شماره تلفن شریک سابقتان را همچنان حفظ می کنید ” اگر یک زمانی …”

دقیقا چه سناریوی ضروری است که ممکن است شما نیاز داشته باشد تا به شریک سابقتان زنگ بزنید؟ مثلا جا گذاشتن پاسپورت در ماشینش؟

یا نه مثلا یک فرد مناسب برای پیوند کلیه در صورت نیاز؟ این سناریوی ضرورت حتی در این مواقع هم عقلانی نیست. در واقع این به معنی اگر نیاز باشد…

نیست بلکه به این معنی است که “من هنوز امید دارم که کارها درست شود و رابطه مان برگردد”. حرکت های نمادین قدرت زیادی دارند و پاک کردن شماره تلفن شریک جنسی سابقتان می تواند حس آزاد شدن یک روح را به شما بدهد.

تلاش می کنید که در بهم خوردن رابطه به روش های سالم، برنده شوید

شاید پایان ارتباط این انگیزه را به شما بدهد که به باشگاه بروید، آپارتمانتان را تمیز کنید، فست فودی که همیشه میخواستید را داشته باشید.

اگر بهم خوردن رابطه شما را به سمت انجام کارهایی سوق می دهد که در جهت ایجاد فردی ایده آل است، این واقعا عالی است.

با این حال، اگر شروع به این فکر کردید که هدف جدید شما در زندگی پست کردن عکس هایی عالی در فضاهای مجازی برای اثبات خودتان به شریک سابقتان است که بدون آنها حالتان بهتر هم هست، این چندان جالب نیست.

تنها برندگان واقعی افرادی هستند که اصلا اهمیتی نمی دهند در فضای مجازی چگونه به نظر می رسند، چه برای شریک سابقشان چه برای هر فرد دیگری.

مجبور کردن خود به انجام کارها بدون اینکه آمادگی قبلی آن را داشته باشید یا فقط برای نمایش به شریک سابقتان- یا خودتان- که شما واقعا، قطعا، کلا خوب هستید، به این معنی است که این زندگی شما نیست، بلکه دارید برای آنها زندگی می کنید.

اجازه ندهید که رابطه سابق شما به شما تحمیل کند که چه کسی باشید.

مدل سازی نمادین
گروه ازدواج موقت
نظریه روانشناسی ساختار گرایی

از دوستان مشترکتان در مورد آنها سوال می کنید

حقیقت این است که کنکاش دوستان مشترکتان برای اینکه به شما در مورد شریک سابقتان بگویند، باعث خشنودی شما نخواهد شد .

اما باعث خواهد شد تا انرژی ذهنی و زمان خود را برای زندگی در مکانی صرف کنید که دیگر به آن تعلق ندارید چه برسد به اینکه راجع به آن صحبت کنید.

بزرگترین اشتباهی که افراد بعد از بهم خوردن رابطه انجام می دهند این است که به این تمرکز دارند که بعد از بهم خوردن رابطه دقیقا گام بعدی شریک سابقشان چیست.

بجای اینکه بجای گام های ممکن بعدی برای خود تمرکز داشته باشند. بجای کنجکاوی در مورد این که شریک سابقتان کجا زندگی می کند یا با چه کسی دوست شده، تمرکز خود را بر این بگذارید که کجا باید مرکز توجه باشد: زندگی خود شما!.

بلافاصله بعد از بهم خوردن رابطه تلاش می کنید که دوستان عادی باقی بمانید

این خیلی رفتار متمدنی به نظر می رسد که سعی کنید تا با شریک سابقتان یک دوستی معمولی شروع کنید، آن هم دقیقا بعد از بهم خوردن رابطه! نه در واقع این یک کار وحشتناک است.

بر اساس تحقیقات و پژوهش های مختلف، در واقع انگیزه اصلی پشت این دوست باقی ماندن بعد از بهم خوردن رابطه مرتبط به این است که تا کی این دوستی دوام خواهد داشت و اینکه ایا به یک تجربه مثبت تبدیل خواهد شد یا نه.

محققان ۴ دلیل عمده را در اینکه شریک سابق بخواهد دوست بماند بیان کرده اند: امنیت (به لحاظ احساسی بدون فرد دیگر حس می کنید چیزی گم کرده اید)، عملکرد گرایی (بچه هایی با همدیگر دارید یا در یک مکان شاغل هستید)، رفتار متمدنانه (میخواهید که ادب را رعایت کرده باشید)، و تکیه به دلبستگی احساسی.

تحقیقات نشان داده که دوستی های بعد از بهم خوردن رابطه با اهداف متمدنانه یا عملکردگرایانه شانس بیشتری دارند تا دوام بیشتری داشته باشند.

آنهایی که به دلایل عدم امنیت احساسی یا دلبستگی عاطفی با هم در تماس هستند، دوستیشان با سرازیر شدن احساسات منفی تری از بهم خوردن رابطه به پایان می رسد.

بسته به انگیزه تان، ندادن فضای لازم به خودتان برای بهبود از ترومای حاصل از بهم خوردن رابطه، شما را در تنگنای احساسی نگه می دارد یا منجر به شکست قلبی بعدی خواهد شد.

شما با فضاهای مجازی آنها رابطه تان را بهم نمی زنید

هیچ کس به شما نمی گوید که بایستی هر ردی از شریک سابقتان را از زندگی دیجیتال خود پاک کنید، اما گشت و گذار بین عکس های تعطیلات آنها و تفریحات گاه و بیگاه شبانه شان هیچ کمکی به شما برای رد شدن از این شکست رابطه نمی کند.

در صورتی که دسترسی به چیزی دارید، خلاص شدن از آن واقعا کار سختی است. زمان به خود بدهید تا آنها را آنفالو کنید و هر گونه اطلاعی از شریک سابقتان را در فضای مجازی خاموش کنید. اگر فکر می کنید از پس این کار بر نمی آیید، آنها را بلاک کنید.

در فضاهای مجازی دمدمی و مرموز می شوید

شما مجبور نیستید هر احساسی که دارید را به دوستان فضای مجازی خود بگویید. این که به فضای مجازی خود سری بزنید و از حمایت و دوستی دوستانتان بهره ببرید کاملا خوب است .

اما نمایش ترومای رابطه تان در اینترنت و توهین به شریک سابقتان با پست های مبهم اصلا وجهه ی خوبی ندارد.

مردم اصل ماجرا را می فهمند و متوجه می شوند و خود شما در آینده و ارتباطات جدیدتان تحت تاثیر این رفتارتان بوده و شکننده خواهد بود.