نوشته‌ها

کودک-مسئولیت-پذیر-
چگونه یک کودک مسئولیت پذیر داشته باشیم؟

تربیت فرزندی مسئولیت پذیر یکی از مهم ترین آرزو ها و یا اهداف پدران و مادران است.

همه ی والدین آرزو دارند فرزندی مسئولیت پذیر پروش دهند و تصور داشتن کودکی بی مسئولیت که در بزرگسالی به فردی لجباز و ضداجتماع تبدیل می شود، بسیار آزار دهنده است.

برای برخی از والدین تصور داشتن فرزند مسئویت پذیر در حد آرزو باقی می ماند.

به عبارت دیگر دسته ای از والدین چنین تصور می کنند که مسئولیت پذیری امری ذاتی است و با اعمالی مانند دعا و آرزو می گویند “کاش فرزندم مسئولیت پذیر شود!”.

اگر چه این نگرش می تواند به شدت خطرناک باشد اما بسیار رایج است.

در نقطه ی مقابل این نگرش، دسته ای از والدین بر این اعتقادند که مسئولیت پذیری امری نیازمند آموزش و یادگیری است و تلاش می کنند تا با بهره گیری از بهترین اصول، آن را به فرزندشان آموزش دهند.

برای شروع بهتر است به این سوال پاسخ دهید که ” نگرش شما در خصوص آموزش مسئولیت پذیری از کدام یک از دو اصل نام برده شده تبعیت می کند؟”

در صورتی که جزء دسته ی دوم هستید می توانید به مطالعه ی متن ادامه دهید و راهبردهای لازم برای “آموزش مسئولیت پذیری” به کودک تان را بیاموزید.

حق انتخاب، خط اول آموزش مسئولیت پذیری

نمی توان قصد آموزش فرزندی مسئولیت پذیر داشت و از “حق انتخاب” صحبت نکرد.

ممکن است با خودتان بگویید “چگونه به کودکی سه ساله حق انتخاب بدهم؟!”

اما رفتار بر اساس اصول نظریه انتخاب می گوید که این کار ممکن است.

برای این منظور لازم است زبان نظریه ی انتخاب را بیاموزید و با الفبای آن با کودک تان گفت و گو کنید.

نظریه ی انتخاب چه می گوید؟

بر اساس اصول اساسی نظریه ی انتخاب، ما بر رفتار هیچ کس جز خودمان کنترل نداریم و تلاش برای کنترل دیگران بی فایده است.

ویلیام گلسر پایه گذار این رویکرد معتقد است اصولا هر آنچه که از ما سر می زند، یک رفتار است و با تغییر رفتارهای مان می توانیم پیامدهای دیگری را تجربه کنیم.

والدی که با استفاده از زبان این نظریه با فرزندش گفت و گو می کند، از تنبیه، سرزنش، تهدید و سایر ابزارهای کنترل بیرونی استفاده نخواهد کرد چرا که معتقد است اصولا رفتار هیچ کس جز خودش قابل کنترل نیست.

والدین پیرو تئوری انتخاب، تلاش می کند تا در موقعیت های مختلف کودک را در معرض انتخاب قرار دهد تا او بر اثر تجربیات روزمره اش، با مفهوم مسئولیت آشنا شود.

به عنوان مثال برای تصمیم گیری در مورد پوشیدن لباس، ممکن است به فرزندش بگوید ” برای مهمونی امشب دوست داری لباس صورتی رو بپوشی یا لباس جدید آبی ت؟ “

با این پرسش به ظاهر ساده، کودک می آموزد که حق انتخاب دارد و تبعات انتخابش نیز متوجه اوست.

بنابراین در صورتی که لباس نامناسبی را انتخاب کند، سرزنش نمی شود چرا که بر اساس اصول تئوری انتخاب، پیامدهای انتخابش را تجربه خواهد کرد.

ممکن است والد تصمیم بگیرد تا کودک را با گزینه های دیگر نیز آشنا کند بنابراین به جای او تصمیم نمی گیرد و می گوید “فکر می کنم لباس صورتیت برای الان زیادی گرم باشد. لباس آبی ت هم بیشتر مناسب خونه ست تا مهمونی. میخوای لباسای دیگه ت رو هم ببینی؟ نظرت چیه؟”

با کودک بی مسئولیت چگونه برخورد کنم؟

در صورتی که تاکنون بر اساس این اصول پیش نرفته اید ممکن است با کودک و یا نوجوانی بی مسئولیت مواجه باشید.

در این حالت نیز می توانید به مرور مسئولیت پذیری را به او آموزش دهید.

به عنون مثال می توانید با هم صحبت کنید و نوعی تقسیم کار انجام دهید.

سپس از او بخواهید تا از لیست مسئولیت های مشخص شده، چند مورد را انتخاب و شروع به اجرای آن ها کند.

بخاطر داشته باشید در صورتی که تهدید، تنبیه، سرزنش و گله و شکایت های تان، مفید بود، در حال حاضر فرزندی مسئولیت پذیر داشتید.

کودک-مسئولیت-پذیر-

کودک-مسئولیت-پذیر-

روش حق انتخاب برای تربیت بک کودک مسئولیت پذیر

بنابراین از عمل کردن به شیوه های قدیمی دست بکشید و شیوه های جدید مبتنی بر “حق انتخاب” را امتحان کنید.

فرزندتان برای یادگیری این شیوه نیازمد صبر و حوصله و تمرین است تا بتواند رفتارهای تازه را بروز دهد بنابراین از تشویق او برای پیشرفت هایش غافل نشوید.

ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که بسیاری از کودکان بیش از حد مطیع، در بزرگسالی تحت آزار جنسی قرار خواهند گرفت چرا که مهارت هایی از قبیل “نه گفتن” و “حق انتخاب” را نیاموخته اند و دیگران را مهم تر از خود می دانند.

چنین افرادی با درصد احتمال بالاتری، پیشنهادهای کاری، تحصیلی و ارتباطی نامناسب را می پذیرند و به دلیل مشکلات متعدد در نه گفتن و تصمیم گیری، برای مدت زیادی در آن وضعیت می مانند.

به فرزندتان برچسب نزنید.

برچسب بی مسئولیت می تواند در درونی کردن احساس بی مسئولیتی بسیار قوی عمل کند.

در حقیقت پس از مدتی فرزندتان همانی خواهد شد که شما به او گفته اید.

بنابراین بهتر است خودتان را کنترل کنید و به او مهارت های لازم برای مسئولیت پذیری را آموزش دهید.

برای او نقش الگو را ایفاکنید.

کاملا واضح است که فرزند بی مسئولیت نیازمند یادگیری انجام اعمال مسئولانه از جانب اطرافیان است.

بنابراین در صورتی که خودتان مسئولیت پذیر نیستید، به وعده های تان عمل نمی کنید و رفتارهای خلاف قانون مرتکب می شوید، چگونه می توانید از فرزندتان توقع داشته باشید تا مسئولیت پذیر باشد!

از دادن مسئولیت های متناسب با سن غافل نشوید.

کودکان از سن دو سالگی به بالا می توانند مسئولیت های مختلفی را متناسب با سن شان بپذیرند و انجام دهند.

این مساله می تواند شامل کمک کردن در چیدمان شام، شستن طرف ها، جمع کردن غذا، انتخاب لباس و هزاران مسئولیت دیگر باشد.

این تصور که “الان برای بچه ام تصمیم بگیرم تا وقتی بزرگ شد خودش تصمیم گیری کند” می تواند اشتباه ترین نوع تصور باشد که توانایی های کودک تان را خاموش کرده و او را لجباز و غمگین می کند.

کودکان به والدین انتخاب گرا چه عکس العملی دارند؟

انتخاب پدیده ای مسئولیت آور است به همین دلیل نه تنها کودکان بلکه بزرگسالان نیز ترجیح می دهند تا فردی به جای آن ها دست به انتخاب بزند و آن ها تنها مجری تصمیم های دیگران باشند.

این قبیل افراد تبدیل به همان دسته از بزرگسالانی خواهند شد که شخصیت هایی مطیع، وابسته و فاقد استقلال دارند.

در مسیر آموزش مسئولیت پذیری به فرزندتان ممکن است با واکنش هایی مانند خشم، قهر و ناراحتی او نیز مواجه شوید.

لازم است بدانید که چنینی واکنش هایی کاملا طبیعی است و در صورت مقاومت در برابر آن ها، می توانید آرزوی داشتن فرزند مستقل، مقتدر و مسئولیت پذیر را محقق کنید.

مشاورکو : مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره آنلاین

روانشناسی کودک از سنین ۲ تا ۱۲ سالگی و مهارت فرزندپروری به منظور موفقیت کودک در آینده

تربیت کودک از نظر رفتاری و اجتماعی و آشنایی با تکنیک های پرورش کودک

تشخیص و درمان انواع بیماری و مشکلات کودک ، گفتار درمانی، رفتار درمانی، افسردگی ، بیش فعالی و کمبود توجه ، پرخاشگری

دوران بلوغ و نوجوانی و آشنایی با علائم فیزیکی و روانی این دوره زمانی و روش رفتاری والدین و خانواده

منبع :چگونه یک کودک مسئولیت پذیر داشته باشیم؟مشاوره

توجه به احساسات کودک
توجه به احساسات کودک

کودکان به محض آنکه دریابند چه انتظاری از آنها می‌رود، و بویژه به‌مجرد آنکه به تردد خاطر و دودلی والدین خود پی برند از همکاری امتناع می‌ورزند و جدال با پدر و مادر را آشکارا یا پنهانی آغاز می‌کنند.

و این حالت را تا به آنجا- شاید ماه‌ها- ادامه می‌دهند که والدین به عقل آیند و در آموزش فرزند جدی‌تر باشند و مثلا بر پسر خود فریاد بزنند که: «دیگر بس است.

بحدکافی سربسر هم گذاشته‌ایم. تو دیگر یک پسر گنده شده‌ای، پسرهای بزرگ و مردها اینطور عمل می‌کنند. تو هم مثل یک پسر بزرگ هم مثل یک پسر بزرگ عمل کن.»

شگفت‌انگیز و باورناکردنی است که چگونه یک فرزند دو سال و نیم یا سه ساله، پس از یک سال یکدندگی و لجباری، وقتی می‌بیند که والدین او چنان شهامتی پیدا کرده‌اند که برای وی رهبران مصمم و جدی باشند، یکباره به فرمانشان گوش می‌دهند و آغاز به همکاری می‌کنند.

پدران و مادران حتما نباید یک سال تمام را از دست بدهند و یا پیوسته با خشم و رنجش خود را بیازارند.

نکته اصلی در این پاره از مبحث آن است که طبیعت بر اساس رهبری والدین انگشت می‌گذارد و از آن به عنوان وسیله‌ای موثر برای آموزش کودک بهره می‌برد. اگر والدین قدرت رهبری خود را به کار برند، کودک در مرحله مناسب پیشرفت از آنان پیروی خواهد کرد.

و مهم‌تر آنکه پدر و مادر ناگزیر نیستند تحمیل‌کننده، خشمگین و یا حتی کج خلق باشند. آنها می‌توانند، مشروط بر آنکه از آغاز حفظ تعادل را از دست ندهند، با شیوه‌ای که از شادابی و آسودگی و مهر و شجاعت اثر پذیرفته باشد، تسلط خود را در کار رهبری مورد بهره‌وری قرار دهند. آنچه والدین را کفری می‌کند این است که صرفا به دست یک موجود ناتوان دچار عجز شوند.

روش‌های دیگری برای مسلط شدن بر کودکان وجود دارد. اگر باید کاری انجام دهند، مثل اینکه سر میز غذا حاضر شوند، از آنها نپرسید که آیا مایل به انجام آنکار هستند زیرا که آمادگی آن را دارند که «نه» بگویند و بعد به بحث و لجبازی بپردازند.

اگر می‌دانید که قادر نیستید آنها را به انجام کاری وادارید، مانند آنکه مجبورشان کنید غذایی را که دوست ندارند تا به آخر بخورند، هرگز نگویید باید این کار را انجام دهند، زیرا که با چنین بیانی برای خود دامی می‌گسترانید.

از راه دور به کودک یک ساله برای نفی عمل «نه! نه!» مگویید، چه آنکه در این حال او را بین دوراهی تسلیم یا مبارزه‌طلبی قرار می‌دهید.

به جای آن، کودک را از آن محیط دور سازید. سعی کنید تا جایی که می‌توانید حس و درونیات او را مورد توجه قرار دهید و او را به خوبی درک کنید.

این فکر را از خود دور کنید که کودک شما در سنی است که خیلی از موارد را متوجه نمی‌شود؛ پس بهتر است که بدانید او به خوبی خیلی از مسائل را می‌فهمد، ولی نظر به سن پایینش نمی‌تواند عکس‌العمل نشان دهد.

شاید به نظرتان عجیب می‌آید که ضمن بحث از محبت و مهربانی، این همه تاکید بر اجتناب از کشمکش و تضاد و برخورد می‌شود. واقعیت آن است که در بیشتر خانواده‌ها مسئله، کمبود عشق و علاقه نیست، بلکه از میان بردن عشق و محبت موجود- در والدین و کودکان- از طریق جدال‌ها و برخورداهای بیمورد و بیهوده است.

در قرون گذشته کاستگی محبت و مهربانی بین افراد خانواده به سبب تکبیر و تفرعن والدین و امتناع آنها از پذیرفتن احساسات و فردیت فرزندانشان بود، اما در زمان ما این امر بیشتر به علت آن است که پدران و مادران از بکار بردن نیروی رهبری خویش بیمنا کند.

توجه به احساسات کودک

توجه به احساسات کودک

در این مبحث، با نکاتی که گفته شد شاید این تصور پیش آید که با بکار بستن چیرگی و تسلط والدین می‌توان از کشمکش و برخورد کودکان دوری گزید. و حال آنکه چنین نیست.

بهترین تدبیرها که به کار گرفته شود، تنها از میزان برخورد کودک با پدر یا مادر خواهد کاشت و هرگز نمی‌توان بکلی آن را از میان برداشت.

تنها این را باید بگویم که والدین می‌توانند از گسترش و دامن زدن به این تضادها که بعدا موجب لجاجت و گردنکشی کودک می‌شود، اجتناب ورزند.

سعی کنید بیشترین تمرکز خود را روی آرامش خرج کنید. یعنی محیطی برای او فراهم کنید که خالی از هرگونه بحث، مشاجره، سروصدا و… باشد تا او بتواند به خوبی رشد و به وسیله این آرامش بتواند لحظات خوب و روانی را در کنار شما تجربه کند.

توجه داشته باشید که هرگونه بحث و مشاجره و خدای ناکرده به کار بردن الفاظ بد در مقابل کودک، به مرور زمان افکار او را به هم ریخته و باعث می‌شود در آینده‌ای نه‌چندان دور کودکی پرخاشگر داشته باشید و این نارضایتی شما را به همراه خواهد داشت.

در اینجا لازم است که از جنبه دیگر تشویق به ابراز محبت نیز به کوتاهی سخن رود و آن مشکل خاص کودک نخست و یا یکتا فرزند است.

اکثریت نخست زادگان نسبت به فرزندان دیگر خانواده افرادی خونگرم و انسان دوست می‌شوند. در واقع، گروه کثیری از آنان مشاغلی چون پزشکی، پرستاری، مددکاری اجتماعی، تدریس، علوم الهی و دیگر حرفه‌ها را که در آنها کمک به همنوع محور کار است انتخاب می‌کنند. اما عده قلیلی از فرزندان اول و یا تنها فرزندان در نتیجه توجه و مراقبت افراطی و ترس و نگرانی بیش از حد درباره آنها افرادی منزوی و تکرو بار می‌آیند.

والدینی که خود با آرزوهایی بزرگ سالیان عمر را پشت سر نهاده‌اند طبعا از برای فرزندان خویش نیز آرزوهای بزرگی درسر می‌پرورانند و فرزندان نخست در مرکزیت اینگونه اندیشه‌ها و ایده‌ها قرار می‌گیرند.

آنچه را که والدین در پرتو خصوصیات شخصیت نیک یا تلاش و کوشش بدان‌ها دست یافته‌اند، فرزندان نخست نیز ناگزیر از دست یافتن به همان کامیابی‌ها هستند.

و هرچه را که والدین با وجود سعی و تلاش خویش نتوانسته‌اند به دست آورند، نخست زادگان باید بکوشند تا به آنها دست یابند و ناکامیابی پدر و مادر را به پیروزی بدل کنند. هر اشتباهی که والدین مرتکب شده‌اند، بیمناکشان می‌سازد که مبادا فرزندان نخست نیز دچار همان خطا شوند.

این چنین والدین با وجدان، نسبت به فرزندان دوم خویش بسیار ساده‌تر رفتار می‌کنند و در مورد آنان وقتی نگرانی بدل راه می‌دهند که باید نگران باشند، هنگامی به اصلاح آنها می‌پردازند که واقعا به بیراهه می‌روند، و وقتی به آنها محبت می‌ورزوند که سزاوارند. که بی‌جهت از کاهی کوهی نمی‌سازند و هنگامی که کودکان با شادمانی و بی‌آزاری سرگرم کار خویشند سروصدا و قیل و قال راه نمی‌اندازند و در کار آنان دخالت نمی‌کنند.

از این رو کودکان دوم در اعمال و احساسات خود مستقل‌تر بار می‌آیند و چون توجهی ببینند بدان بی‌اعتنا نمی‌شوند. آنها در اندیشه آن نیستند که مردم درباره آنها چه فکر می‌کنند و هرگاه نیاز به توجه و محبت پیدا کنند بسادگی رو به سوی یکی از اعضای خانواده یا دوستان می‌آورند.

اگر از معاشرت و مصاحبت کسی لذت ببرند، خود را از او دور نمی‌سازند.

فرزند اول، اگر دختری باشد که دائم به دنبال جیغ و گریه در آغوش پدر و مادر جای گرفته، در برابر مردم، آشنا یا ناآشنا، حالت دفاعی پیدا می‌کند، می‌ترسد که به سمت آنها برود و بیمناک است که آنها به سوی او بیایند. با این همه بشکلی متناقص در وجود خود نیازی آتشین به توجه و محبت دیگران حس می‌کند.

بدون شک چنین فردی هم می‌تواند محبت کند و هم آنکه یارای آن را دارد که محبوب باشد نهایت آنکه از ابراز محبت خود بیم دارد و از طلب محبت نیز وحشت، از این رو به دیگر مردم پشت می‌کند و هر بار در میان جمع قرار می‌گیرد، ناامیدتر و ناامیدتر می‌شود.

البته آسان است که به پدر و مادر جوان گفته شود: «بت بچه اول هیجان و دلهره را از خود دور کنید. آرام باشید. بگذارید تا بحال خودش بزرگ شود» اما از این گفته چیزی حاصل نمی‌شود و مثل آن می‌ماند به کسی که نخستین بار می‌خواهد اسب سواری یا رانندگی کند گفته شود آرام باشد و هیجان‌زده نشود.

بدیهی است که هرگاه فرزند اول را بجایی ببریم که با دیگر کودکان همسن و سال خود بازی کند و همبازی‌هایی پیرامون خود ببینند بسیار سودمند خواهد بود. و این کار اگر با راه افتادن طفل و پیش از آنکه وی به مرحله خود آگاهی برسد آغاز شود سودی بیشتر ببار خواهد آورد.

در مورد فرزند نخست بهتر آن است که همین که به سن سه سالگی رسید ویرا در صورت امکان بکودکستان بفرستیم والا عاقلانه است که پدر و مادر تا آنجا که می‌توانند در را بروی کودکان همسایه باز بگذارند و یا کودک خویش را به جمع کودکان دیگر نزدیک سازند.

امیدوارم هیچ یک از این تحلیل‌ها و پندها موجب آن نود که درجه‌ای از لذت همنشینی شما و فرزندانتان کاسته گردد و کودکانتان را برای آنکه لوس و از خودراضی نشوند از خود دور کنید. زیرا که محیط گرم خانوادگی و با هم بودن و با هم زیستن عنصر اصلی محبت و بهترین وسیله برای فزودن آن است.

منبع :توجه به احساسات کودکمشاوره جنسی

آژیر-قرمز-والدین-تاثیر-کودک-هم-سن-و-سال-بر-یکدیگر
آژیر قرمز والدین – تاثیر کودک هم سن و سال بر یکدیگر

داشتن دوستان و همسر مناسب یک مورد فوق العاده مهمی می باشد، ولی در برخی مواقع تلاش برای مطابقت پیدا کردن با یک گروه می تواند نتایج نامناسبی را به دنبال داشته باشد.

تحت تاثیر قرار گرفتن از طرف دوستان به منظور انجام دادن کاری که در حالت معمول انجام نمی دهید، می تواند منجر به ایجاد احساس گناهکار بودن، پشیمانی، خجالت زده شده، دست پاچه شدن یا حتی وحشت زده شدن شما شود.

در این مقاله تعریف تاثیر کودکان هم سن و سال و نحوه مدیریت با آن بیان شده است که شامل مواردی می باشد که در صورت جدی شدن همه چیز باید بکار گرفته شوند.

از نظر مشاورکو این مقاله برای افراد زیر مفید است؟

اگر خودتان یا کسی جزو افراد زیر است این مطلب را برایش ارسال کنید و به او کمک کنید

احساس کنید که این فرد با شما متناسب نمی باشد
از انجام دادن کارهای خاص در کنار افراد خاص اذیت می شوید
کارهایی را انجام می دهید که تمایلی نسبت به انجام دادن آنها ندارید.

 

تاثیر کودکان هم سن و سال به چه معنی می باشد؟

تمایل داشتن برای قرار داشتن به عنوان بخشی از یک چیزی می تواند بر روی شما تاثیر تحمیل کند تا به روشهای خاصی عمل کنید.

در صورتی که کاری را انجام دهید که در حالت معمول انجام نمی دهید، یا کاری که دوست دارید را انجام نمی دهید تا در نتیجه آن از طرف سایر افرادی که در کنارتان قرار دارند مورد پذیرش قرار بگیرید، در این صورت شما از تاثیر کودکان هم سن و سال رنج می برید.

تاثیر کودکان هم سن و سال بر روی …

تاثیر کودکان هم سن و سال می تواند بر روی موارد زیر تاثیرگذار باشد:

روش لباس پوشیدن شما یا پوشاندن موی سر خودتان
فعالیت هایی را که در آنها شرکت می کنید
موسیقی که به آن گوش می دهید
تصمیمات شما در مورد مواد و الکل
فردی که با وی قرار ملاقات می گذارید
افرادی که با آنها دوست هستید.

تاثیر مربوط به اقدام کردن به روش های خاص می تواند شامل موارد زیر باشد:

مستقیم: شخصی به شما بگوید که چه کاری باید انجام دهید
غیرمستقیم: گروه دوستان شما می تواند فعالیت های خاصی را با هم انجام دهد که انجام دادن این کار توسط شما در خارج از گروه نامحتمل می باشد
خود انگیخته: اعمال تاثیر بر روی شما به منظور تطابق یافتن با گروه دوستان خودتان، چرا که آنها استانداردهای خاصی را تنظیم می کنند یا توضیحات خاصی را بیان می کنند.

با تاثیر کودکان هم سن و سال به چه نحوی باید برخورد بکنیم

تاثیر کودکان هم سن و سال در همه موارد بد نمی باشد؛ در برخی مواقع می تواند خوب باشد، برای مثال زمانیکه دوستانتان باعث می شوند که شما از انجام دادن یک کار بی معنی اجتناب کنید که بعدا منجر به پشیمانی شما خواهد شد.

ولی تاثیر کودکان هم سن و سال در اغلب مواقع منجر به ایجاد نتایج منفی می شود.

 

تاثیر قلدری کردن

دیدن دوستانی که به صورت شخصی یا آنلاین (قلدری سایبری) نسبت به سایر افراد قلدری می کنند، می تواند باعث شود یک نوع احساس فشاری بکنید.

در نتیجه آن این نتیجه گیری را داشته باشید که شما هم باید اینکار را انجام بدهید.

این کار در آن لحظه مناسب به نظر می رسد، ولی بعدا احساس خجالت زده شدن، گناهکار بودن یا سرافکندگی خواهید داشت.

سوالاتی که باید پرسیده شود

به این موضوع فکر کنید که چرا دوستان شما دارای تاثیر قوی بر روی اقدامات شما هستند. آیا این روش منجر به ایجاد اعتماد به نفس برای شما می شود؟
آیا احساس می کنید که در صورت ملحق نشدن به دوستان، دوستان شما شروع به قلدری کردن نسبت به شما خواهند کرد؟
بررسی کنید که چرا دوستانتان یک تاثیر منفی بر روی شما دارند.
لقب “قلدر” به خودتان ندهید. همه ما اشتباه می کنیم، ولی آنها نمی توانند برای همیشه در ما ثابت باشند و جزو ویژگی های ما محسوب شوند.
به دست آوردن احساس قوی تر نسبت به ارزش های خودتان و متوقف کردن قلدری را به عنوان یک هدف در نظر بگیرید

آژیر-قرمز-والدین-تاثیر-کودک-هم-سن-و-سال-بر-یکدیگر

آژیر-قرمز-والدین-تاثیر-کودک-هم-سن-و-سال-بر-یکدیگر

مشکلات مدرسه کودک

اگر شما دارای فرزند می باشید، روبرو شدن با کودکی که به دلایل خاصی نمی خواهد به مدرسه برود اجتناب ناپذیر می باشد. مهترین مسئله این است که شما به درستی مشکل را شناسایی کنید.

آیا این به دلیل حجم کاری زیادی است که کودک باید انجام دهد، همکلاسی هایش او را تحت فشار می گذارند، و یا اینکه دلیل مشکل به وجود آمده راه های شخصی است که کودک در پیش گرفته است؟ (منبع: روانشناسی و تربیت کودک ، کودکانی که نمی خواهند مدرسه بروند).

تاثیر بر روی برنامه غذایی یا هیکل

در صورتی که دوستان شما یک برنامه غذایی ثابتی دارند یا رژیم غذایی خاصی دارند، شاید احساس کنید که شما هم نیاز دارید تا یک بدن کاملی داشته باشید.

ولی نگرانی در مورد تصویر بدن خودتان می تواند باعث شود که شما احساس سوخت شدن یا استرس در مورد ظاهر خودتان داشته باشید.

آیا از محاسبه ارزش غذایی که روزانه مصرف می کنید، خسته شده اید؟

آیا به دلیل انجام دادن یک مورد متفاوت احساس می کنید که درخشندگی شما از بین رفته است؟

در این شرایط چه باید کرد؟

در صورتی که خودتان را در این شرایط احساس می کنید، شاید برنامه غذایی شما یا فعالیت هایی که انجام می دهید، صرفا متناسب با دوستان خودتان می باشد.

با مشغول شدن بر روی مواردی که از آن لذت می برید و منجر به قدرتمند شدن شما می شوند، همانند خوانندگی، بازیگری یا (سرباز) داوطلب بودن، بر روی تغذیه مربوط به بدن خودتان متمرکز شوید.
یک بخشی از زمان خودتان را در کنار دوستان و خانواده حمایت کننده صرف کنید.
به منظور یادگیری روش های مربوط به ایجاد یک تصویر بدنی مثبت، از متخصصان سلامت مشورت بگیرید.
به یاد داشته باشید که به منظور تغییر ظاهر بدنتان، هیچ شخصی نمی تواند بر روی شما تاثیر تحمیل کند؛ تنها مورد مهم عبارت از اعتماد بنفس شما می باشد که همراه با شرایط بدنی خاص خودتان دارید!

تاثیر مربوط به مصرف مواد و الکل

در صورتی که برای خوردن مشروب یا مصرف مواد فشاری بر روی شما تحمیل شود، احتمالا بعد از انجام دادن این کار احساس گناه یا پشیمانی خواهید داشت.

با یکی از اعضای خانواده یا یک دوست مورد اعتماد صحبت کنید.
با یک مشاور یا متخصص سلامتی صحبت کنید.
به یاد داشته باشید که بخش زیادی از افراد هم سن شما هم به کمک مراجعه می کنند.

تاثیر مربوط به داشتن رابطه جنسی

در صورتی که نسبت به تفکرات همسر یا دوستانتان ترس داشته باشید یا در صورتی که رابطه جنسی با آنها نداشته باشید یا بخواهید که با آنها متناسب باشید.

در اینصورت احتمال دارد که احساس کنید برای برقراری رابطه جنسی تحت تاثیر قرار دارید.

ولی رابطه جنسی یک رابطه صمیمی و کاملا شخصی می باشد و ممکن است که شما به صورت داوطلبانه آن را انجام دهید.

ممکن است که همچنان به همسر (دوست) خودتان اعتماد نداشته باشید یا از نظر عاطفی آماده این رابطه نباشید. گفتن این مورد به همسرتان که شما آماده نمی باشید و انتظار داشتن از آنها برای احترام گذاشتن به خواسته شما یک مورد عادی می باشد.
برخی افراد بعدها از تسلیم شدن در برابر تاثیر مربوط به برقراری رابطه جنسی پشیمان می شوند. در صورتی که این مورد برای شما پیش بیاید، هیچ لقبی به خودتان ندهید یا خودتان را سرزنش نکنید.
عبرت گرفتن از این تجربه و شناخت احساسات خودتان در مورد آن به شما کمک خواهد کرد تا در آینده تصمیمات بهتری بگیرید.

در صورتی که بدون اعلام رضایت خودتان، برای داشتن رابطه جنسی تحت تاثیر قرار گرفته باشید، به یاد داشته باشید که تجاوز جنسی در هیچ شرایطی پذیرفته شده نمی باشد و یک سری سرویس های در دسترس حمایتی وجود دارند که در صورت نیاز می توانید از آنها درخواست کمک بکنید.

برخی از روش های مربوط به برخورد با تاثیر کودک هم سن و سال

علایق خودتان را دنبال کنید

در کنار افرادی باشید که دوست دارند کارهای مورد علاقه شما را انجام دهند.

“نه” بگویید

در صورتی که به آرامی توضیح بدهید که چرا یک موردی برای شما مناسب نمی باشد، در این صورت مورد احترام قرار خواهید گرفت و خواسته شما پذیرفته خواهد شد.

قضاوت نکنید

احترام گذاشتن به انتخاب های سایر افراد می تواند به آنها کمک کند که به خواسته های شما احترام بگذارند.

هیچ اجباری وجود ندارد که دوستان در مورد همه چیز با هم موافق باشند

شناخت این مورد که هر شخصی عقاید خودش را دارد، به این معنا می باشد که شما می توانید آرام باشید و احساس تدافعی کمتری داشته باشید.

در صورتی که شرایط موجود جدی شود، در این صورت چه کاری باید انجام داد

در صورتی که شما در موقعیتی باشید که به منظور انجام دادن کاری که برای شما راحت نمی باشد، احساس تهدید شدن، آسیب دیدن یا احساس تاثیر می کنید، در این صورت به کمک نیاز خواهید داشت.

از اعضای خانواده، یک دوستی که خارج از موقعیت قرار دارد، یک معلم یا یک مشاور درخواست کمک بکنید.
مشاورکو : مرکز مشاوره روانشناسی و مشاوره آنلاین

روانشناسی کودک از سنین ۲ تا ۱۲ سالگی و مهارت فرزندپروری به منظور موفقیت کودک در آینده تربیت کودک از نظر رفتاری و اجتماعی و آشنایی با تکنیک های پرورش کودک

تشخیص و درمان انواع بیماری و مشکلات کودک ، گفتار درمانی، رفتار درمانی، افسردگی ، بیش فعالی و کمبود توجه ، پرخاشگری

دوران بلوغ و نوجوانی و آشنایی با علائم فیزیکی و روانی این دوره زمانی و روش رفتاری والدین و خانواده

منبع :آژیر قرمز والدین – تاثیر کودک هم سن و سال بر یکدیگرمشاوره