نوشته‌ها

مشکلات خانوادگی و لجبازی فرزندان
مشکلات خانوادگی و لجبازی فرزندان

خانواده بیش از هر عنصر دیگری در ایجاد رفتارهای نافرمانی و لجبازی کودکان نقش دارند، تا جاییکه می توان گفت یکی از بهترین راه های کنترل لجبازی کنترل و بهبود ارتباطات و روابط خانوادگی می باشد. در این مقاله در راستای سایر مقالات ارائه شده در این سایت در مورد لجبازی کودکان به دیگر عوامل مرتبط با خانواده که بر ایجاد این اختلال نقش دارند پرداخته شده است.

عدم کنترل خشم وعصبانیت در خانواده

خشم وعصبانیت معمولآ منجر به جنگ قدرت می شود. عصبانیت والدین که هدف از آن تغییر رفتار فرزندان است معمولآ نتیجه معکوس می دهد. فرزند مقاومت می کند ودر برابر عصبانیت والدین سرکش می شود.عصبانیت والدین می تواند موجب ایجاد ترس و وحشت در فرزندان شود، روحیه تمرد وانتقام رادر آنان تقویت کند واین پیام را به آن ها بدهد که تا عصبانی نشوی کسی با تو همکاری نخواهد کرد. در نتیجه از هر گونه همکاری منصرف شوند. ودر بزرگسالی هم عصبانیت به خرج بدهند وعصبانی باشند؟

خشم والدین به سمت فرزند موجب تحریک رفتار مقابله جویانه در وی می شود. او با خود فکر می کند” برای این که قدرتمند وارزشمند به نظر برسم باید به تو “نه” بگویم.” ” اگر جواب بزرگ ترها را بدهم ثابت می کنم که یک آدم بزرگ هستم.” فرزند شما با این تفکر معتقد است ارزش انسان و توانایی او با مقابله جویی ونا فرمانی نسبت به دیگران مشخص می شود. همچنین فکر می کند توانایی انسان فقط از طریق پرخاشگری کلامی نسبت به افراد بزرگ تر مشخص می شود. او با خود می گوید” برای این که ثابت کنم به خودم مسلط هستم باید نسبت به درخواست ودستور بزرگ ترها مقاومت نشان دهم.

زمانی که افراد خانواده نمی توانند خشم وعصبانیت خود را مهار کنند در موقعیتی قرار می گیرند که ناخواسته بر میزان لجبازی و مخالفت جویی در کودک ونوجوان می افزایند وسبب شکل گیری یک چرخه ی معیوب رفتاری می شوند. در این مواقع اصطلاحآ والدین در ” تله ی لجبازی” می افتند وخروج از این بن بست برای آن ها دشوار می شود. افتادن در این تله دو حالت دارد:

یکی هنگامی است که والدین با خشم وعصبانیت بر خواسته ها ونظرات خود اصرار وپا فشاری می کنند ودیگری هنگامی است که فرزند آن ها با خشم بر خواست های خود اصرار می کند. با بروز و شکل گیری این تعارضات هر دو طرف مصمم اند تا نظرات خود را عملی کنند وهمین امر ممکن است باعث ایجاد درگیری وتعارض بین آن ها شود.

فشار روانی واسترس بر والدین

برخی از والدین به علت ویژگی های شخصیتی خود آمادگی بیش تری برای تجربه استرس وناراحتی در زندگی دارند وهمین امر نیز به نوبه خود بر میزا ن آسیب پذیری آن ها تاثیر می گذارد.دراین زمینه متغیری به نام عاطفه مندی منفی مطرح است. عاطفه منفی یک خلق منفی نافذ است که با اضطراب، افسردگی وخصومت مشخص می شود. آمادگی کلی فرد برای منفی دیدن چیزها بیش تر از حوادث خاص در تجربه استرس وناراحتی اهمیت دارد.

والدینی که عاطفه مندی منفی بالایی دارند، در برابر طیف وسیعی از موقعیت ها، ناراحتی ونارضایتی زیادی را ابراز می کنند. طبیعتآ این والدین در برابر کوچکترین حرف نشنوی و نافرمانی فرزند خود ناراحتی ونارضایتی زیادی را ابراز می کنند.

شیوه توصیفی منفی گرایانه، عامل دیگری در افزایش استرس است. برخی والدین زمانی که وقایع پر استرس را غیر قابل کنترل می بینند، اختلالات ونقایص هیجانی، انگیزشی، شناختی ورفتاری شدیدی نشان می دهند. این والدین وقایع منفی زندگی خود را درونی، پایدار وغیر قابل کنترل می دانند . آن ها در موقعیت های دشوار بر مسئله متمرکز نشده و از مقابله های متمرکز بر هیجان استفاده می کنند. گاهی وقتی در مقابل بد رفتاری های فرزند خود قرار می گیرند، خود را درمانده احساس کرده واز اجتناب به عنوان راه حل استفاده می کنند وفرزند را به حال خود رها می کنند. والدینی که استرس زیادی را تجربه می کنند دچار افکار غیر منطقی ونشخوار فکری شده، مرتب منفی بافی کرده ودر حال انتقاد از فرزند خود هستند. گاهی نیز خسته وفرسوده ومنزوی شده، راه هر گونه ارتباط با فرزند را می بندند.

افکار غیر منطقی ونشخوارهای فکری موجب تشدید عصبانیت والدین از فرزند خود می شود وراه را برای برقراری هر گونه ارتباط خوب وموثر می بندد ودر نتیجه بر میزان لجبازی و نافرمانی کودک یا نوجوان می افزاید.

ضمن آن که افزایش استرس واضطراب والدین و کاهش اعتماد به نفس و افکار وباورهای غیر منطقی زمینه ایجاد افسردگی را در آن ها فراهم می کند. افسردگی والدین موجب بی انگیزگی آن ها نسبت به ایجاد تغییرات رفتاری در فرزندشان شده، لجبازی ونافرمانی را در فرزند تداوم می بخشد.

مشکلات خانوادگی و لجبازی فرزندان

مشکلات خانوادگی و لجبازی فرزندان

اختلافات شدید خانوادگی

وقتی هر یک از والدین دچار مشکل زناشویی ویا دشواری ارتباط با همسر خود شده باشند در بر آوردن نیاز های

فرزندان شان نیز ناتوان خواهند بود. این مشکلات می تواند از مشاجرات کوچک پرخاش جویانه به کشمکش های دایمی کشیده شود. تحقیقات نشان می دهد کودکان ونوجوانانی که مشکلات سازگاری متعددی دارند معمولآ والدینی با مشکلات زناشویی/ ارتباطی داشته اند……..

والدینی که با یکدیگر اختلاف نظر دارند و در مشاجرات از فرزندان خود می خواهند طرف یکی از والدین را بگیرد یا درگیر در مشاجرات والدین شود. فرزندان در نگرانی های والدین خود شریک می شوند. در این موقعیت ها اتحاد های پنهانی شکل می گیرند و مثلث روابط تشکیل می شود ومی تواند رابطه زن وشوهر را مشکل تر کند. ضمن این که یار کشی با یکی از فرزندان و تشکیل مثلث های خانوادگی موجب تشدید مشکلات رفتاری فرزندان می شود. اغلب مشاهده می شود یکی از والدین در مورد اختلافات با همسر با فرزندان خود مشورت کرده و آنان را در نگرانی های خود شریک می کنند. این موقعیت موجب تشدید نگرش منفی فرزندان نسبت به والد دیگر شده واین نگرش های منفی دامنه نا فرمانی ، حرف نشنوی ولجبازی را وسیع تر می کند. ضمن آن که فرزندان با مشاهده اختلافات، درگیر ی ها، جروبحث ها، خشونت ها، لجبازی ها وناتوانایی ها در حل مسائل همین رفتارها را یاد گرفته والگوبرداری کرده واز آن تبعیت وتقلید می کنند.

طلاق والدین

عوارض ناشی از طلاق و به ویژه اثرات شدید روحی و روانی آن بر روی فرزندان بر هیچ کس پوشیده نیست.بنا بر مطالعات انجام شده، فرزندان بعد از جدایی دچار ناراحتی ونگرانی های گوناگون می شوند. در سال اول جدایی، احساس خشم، ترس، افسردگی و گناه زیادی در فرزندان ظاهر می شود.(دارسی،۲۰۱۱ ومایو،۲۰۱۲)

واکنش فرزندان در سنین پیش از دبستان(سه تا پنج سالگی) به صورت خشم وافسردگی نمایان می گردد. پسرها معمولآ نآرام تر، خشن ترو شیطان تر می شوند.در بعضی موارد به اندازه سابق، شوقی به بازی باسایر کودکان نشان نمی دهند واغلب ترجیح می دهند تنها باشند. چنانچه در مهد کودک باشد، به جای همکاری به هنگام بازی دسته جمعی، سعی می کنند اخلال وبی نظمی ایجاد کنند بعضی از دخترها عصبی مزاج می شوند،اما برخی دیگر رفتار بزرگ ترها را در پیش می گیرند. این جور بچه های “کمال طلب” بیش از حد مراقب رفتار وپاکیزگی هستند وضمنآ سایر بچه ها را مثل پدر یا مادر یا معلم سرزنش می کنند یا پند واندرز می دهند. بچه های این سن وسال اغلب غمگین وافسرده، به نظر می رسند. زود به گریه می افتند وزیاده طلب می شوند(تایبر وتوراندخت تمدن ،۱۳۸۴)

ازدواج مجدد والدین

تحقیقات نشان می دهد که ازدواج مجدد والدین به ویژه اگر پس از طلاق صورت گیرد بر مشکلات رفتاری و لجبازی کودکان می افزاید (ایمری، ۱۹۹۹). معمولآ همین که یک فرزند طلاق می فهمد والدش تصمیم گرفته است با فرد دیگری ازدواج کند، درک می کند که پدر ومادرش آشتی نخواهند کرد. برای بسیاری از کودکان رویای آشتی پدر ومادر همواره سوسو می زند تا آن که ازدواج یک والد عملآ به این رویا پایان می دهد. بسیاری از کودکان ازدواج یکی از والدین شان را شکست خود تلقی می کنند وبه همین دلیل سوگوار می شوند. در نتیجه ممکن است نامادری یا ناپدری جدید را مقصر ومسئول این شکست بدانند. اگر آشنایی با همسر جدید به پیش از طلاق باز گردد، مشکل شدیدتر خواهد بود.

با ازدواج مجدد والد حتما تفاوت های کوچک وبزرگی در قوانین، رسوم، برنامه ها وحتی امور روزمره کودک (مانند وقت غذا خوردن وخوابیدن، جای نگهداری اشیا وحد قابل قبول نامرتبی) وجود خواهد داشت که پذیرش این قوانین واطاعت پذیری از آن ها برای او دشوار است. دیدار و آشنایی با خویشاوندان تازه برای او سخت است. برخی کودکان آشنایی با خویشاوندان جدید را خیانت به وفاداری آن ها به خویشاوندان قدیمی می دانند. بدین ترتیب بدخلقی و لجبازی در هنگام دیدار با آن ها در کودکان طبیعی است.

منبع :مشکلات خانوادگی و لجبازی فرزندانروانشناسی کودک

خانواده درمانی چیست، اهداف و مزایای آن چیست؟
خانواده درمانی چیست، اهداف و مزایای آن چیست؟

همه ما زندگی را از درون یک خانواده شروع می کنیم چه این خانواده از اعضای خانواده با پیوند خونی باشد یا نه پدر و مادر ناتنی باشد و یا نه پدر و مادری کودکی را به فرزندی پذیرفته باشند.

زمانی که ما متولد میشویم خانواده بدست می آوریم و این خانواده ای که در آن متولد شده ایم هر جنبه از زندگی ما را از لحظات آغازین تا پایان زندگی، تحت تاثیر قرار می دهد.

خانواده آنچه که هستیم و آنچه که خواهیم بود را هم در جهت خوب و هم در جهت بد تحت تاثیر قرار می دهد. ما لغات خود، عاداتمان، خروجی هایمان و آیین مذهبی و اینکه چگونه دنیا را ببینیم و بینش خود نسبت به جهان را از خانواده می آموزیم.

ما همچنین یاد می گیریم چگونه عشق بورزیم و چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم و اینها را از روابط اولیه در خانواده کسب می کنیم. اگر در خانواده ای سالم با ارتباطات سالم به دنیا آمده باشیم، احتمالا یاد خواهیم گرفت که چگونه ارتباطات سالم را حفظ کنیم.

اگر در خانواده ای با مشکلات خانوادگی که در برقراری ارتباط مشکلاتی دارند، متولد شده باشیم همچنین ممکن است ما هم در برقراری ارتباط با دیگران به مشکل بربخوریم. هرچند متولد شدن در یک چنین خانواده ای بد شانسی بوده باشد، اما وضعیتی نیست که نتواند تغییرش داد.

تقریبا تمام خانواده ها با چالش هایی درگیر هستند و مشکلاتی را تجربه می کنند، با این حال اغلب خانواده ها حس یکپارچگی خانواده و یا شادی را حفظ و یا بازیابی می کنند.

خانواده درمانی / مشاوره خانواده چیست؟

خانواده درمانی یا مشاوره خانواده نوعی از درمان است که برای بکارگیری برای مسائل خاصی طراحی شده که سلامت و عملکرد خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد. می تواند برای کمک به خانواده در طی یک دوره ی سخت، یک گذار حاد، یا مشکلاتی در سلامتی رفتاری یا مغزی در اعضای خانواده، بکار برده شود. خانواده درمانی، مشکلات افراد را در زمینه واحد بزرگتر خانواده می بیند.

فرض چنین درمانی، این است که مشکلات بدون درک روندهای گروه، نمی توانند به طور موفق آمیزی شناخته و حل شوند. روشی که خانواده عمل می کند، چگونگی شکل گیری مشکلاتی که مراجعان با آن روبرو می شوند را تحت تاثیر قرار می دهد و این که فرد چگونه توسط اعضای خانواده مورد تشویق قرار می گیرد یا قدرت عمل از او صلب می شود همگی متاثر از خانواده است.

خانواده درمانی می تواند تمارین و تکنیک هایی از شناخت درمانی، رفتار درمانی، فرد درمانی، یا دیگر گونه های درمان فردی را بکار گیرد. بمانند دیگر گونه های درمان، تکنیک های بکار گرفته شده کاملا مبتنی بر مسائل و مشکلاتی است که مراجع یا مراجعان با آن مواجه هستند.

مشکلات رفتاری یا احساسی در کودکان دلایل مشترکی برای مراجعه به درمانگرهای خانواده هستند. مشکلات یک کودک درخلا نیست، این مشکلات در بستر خانواده وجود دارند و احتمالا نیاز است تا در درون خانواده دیده شوند.

باید توجه شود که در خانواده درمانی، واژه خانواده الزاما به پیوندهای خونی اشاره ندارد. در این مفهوم، خانواده هر آن کسی را که یک نقش بلند مدت حمایتی در زندگی یک نفر بازی می کند را شامل می شود که ممکن است به معنی نسبت های خونی در همان خانواده نباشد.

متداولترین نوع های خانواده درمانی به شرح زیر هستند:
باونین:

این نوع از خانواده درمانی برای شرایطی که در آن افراد نمی خواهند و یا نمی توانند دیگر اعضای خانواده را در درمان درگیر کنند، مناسب است. درمان باونین، بر اساس دو مفهوم عمده است، مثلث بندی (تمایل طبیعی افراد برای برون ریزی و تخلیه احساسات و هیجانات با صحبت با فرد ثالث) و تمایز (یادگیری برای عکس العمل کمتر احساساتی در روابط خانوادگی).
ساختاری:

درمان ساختاری بر تعدیل و تقویت سیستم خانواده برای تضمین این که والدین در کنترل هستند و اینکه هر دوی والدین و فرزندان مرزهای مناسبی دارند، متمرکز است.

در این نوع از درمان، درمانگر به منظور مشاهده، یادگیری و ارتقای توانایی آنها برای کمک به تقویت ارتباط خانواده، به آنها ملحق می شود.

سیستمی:

مدل سیستمی به گونه ای اشاره دارد که در آن درمان بر ارتباطات ناهشیار و معانی ماورای رفتارهای اعضای خانواده تمرکز دارد. درمانگر در این نوع از درمانها، نقش خنثی دارد و دور استف به اعضای خانواده اجازه می دهد تا در مسائل خود به شیوه ی عمیق تر با مسائل و مشکلات به عنوان یک خانواده درگیر شوند.

استراتژیک:

این نوع از درمان خلاصه تر و مستقیم تر از دیگر انواع درمان است، که در آن درمانگر تکالیفی برای خانواده در نظر می گیرد. این تکلیف به منظور تغییر روشی است که اعضای خانواده تعامل داشته، ارزیابی کرده و ارتباط برقرار کرده و تصمیم می گیرند.

درمانگر در این نوع درمان در مقام قدرت مینشیند که به دیگر اعضای خانواده که ممکن است چنین قدرتی برای ارتباط موثر ندارند، اجازه می دهد تا به طور موثر و کارآمدی ارتباط برقرار کنند.

مشاور خانواده برای چه کاری آموزش دیده است؟

همانگونه که انواع مختلف درمان که در بالا اشاره شد، نشان می دهند، یک خانواده درمانگر ممکن است نقش های مختلفی داشته باشد. این نقش های بسیار مستلزم این است که درمانگر میزان زیادی از آموزش، تحصیلات دانشگاهی دیده باشد و آزمون شده باشد تا اطمینان حاصل گردد که این همان درمانگری است که می تواند از عهده کار به خوبی بر بیاید.

در حالی که درمانگر ها ممکن است روش های مختلف و مورد ترجیحی از تکنیک های درمانی ارائه دهند، تمام آنها حداقل سطح تجربه درمان از موارد زیر را دارا می باشند:

مشکلات رفتاری کودکان و بزرگسالان
غم و اندوه
مشکلات LGBTQ
خشونت خانگی
ناباروری
مشاجرات خانوادگی
سوء مصرف مواد مخدر

به منظور درمان این موارد و دیگر مسائل و مشکلات خانوادگی، درمانگر باید:

مشاهده کند که افراد در درون واحدها چگونه تعامل دارند
مشکلات ارتباط را بررسی و حل کند
اختلالات روانی درون بستر یک خانواده تشخیص داده و درمان کند
مراجعان را طی دوره های بحران مانند طلاق یا مرگ راهنمایی کند
الگوهای رفتاری یا ارتباطی مشکل دار را شناسایی کند
کمک کند تا مراجعان رفتارهای مساله دار را با گزینه های سالم جایگزین کنند
رویکردی جامع نگر (ذهنی-جسمی) برای رفاه افراد بکار گیرد

به منظور کسب مهارت های ضروری برای اجرای این عملکردها، یک درمانگر خانواده معمولا مدرک کارشناسی در مشاوره، روانشناسی، یا مددکاری اجتماعی و مدرک کارشناسی ارشد در مشاوره یا ازدواج و خانواده درمانی کسب می کند.

خانواده درمانی چیست، اهداف و مزایای آن چیست؟

خانواده درمانی چیست، اهداف و مزایای آن چیست؟

موضوعات خانواده درمانی

این تحصیلات و آموزش ها به درمانگر اجازه می دهد به مراجعانی که برای راهنمایی گرفتن به او مراجعه کرده اند را در گستره ای از موضوعات مختلف شامل موارد زیر کمک کند:

تعارضات شخصی درون زوجین و یا خانواده ها
بیماری ها، مرگ و یا بیکاری دور از انتظار
ایجاد و یا پیش بردن یک ارتباط سالم عاطفی در هر مرحله
مشکلات رفتاری در کودکان
طلاق یا جدایی
سوء مصرف مواد مخدر یا اعتیاد
مشکلات سلامت ذهنی مانند افسردگی یا اضطراب

هدف خانواده درمانی چیست؟

به منظور کمک به خانواده که بتواند با همدیگر مشارکت کنند تا زندگی خانوادگی سالم داشته باشند، درمانرگ خانواده به اعضای خانواده کمک می کند تا ارتباطات خود را بهبود دهند، مشکلات خانوادگی را حل کنند، تا شرایط خاص خانوادگی را ادراک کرده و مدیریت کنند، و بتوانند یک محیط خانگی با عملکرد بهتری را ایجاد کنند. به طور گسترده تر، اهداف خانواده درمانی به مشکلات ارائه شده توسط مراجعان وابسته است. به عنوان مثال اهداف بر اساس سناریوهای زیر متفاوت خواهند بود:

یکی از اعضای خانواده از شیزوفرنی یا بیماری های روانی دیگر رنج می برد: هدف کمک به دیگر اعضای خانواده برای درک اختلال و تغییرات روانی است که بیمار ممکن است متحمل باشد.
مسائل ناشی از شکاف نسلی ایجاد می شوند، مانند زمانی که والدین خانه را با پدربزرگ و مادربزرگ به اشتراک می گذارند، یا کودکان با پدر و مادر خود بزرگ می شوند: در این مورد، هدف بهبود ارتباطات و کمک به اعضای خانواده است تا حد و رزهای سالم بین روابط مختلف قائل شوند.
مسائل و مشکلات بیما به نظر می رسد با مسائل دیگر اعضای خانواده بهم پیوند خورده: در مواردی مسائل و مشکلات عمیقا ریشه در مشکلاتی با دیگر اعضای خانواده دارد، هدف بررسی هر کدام از مسائل دخیل و حل آن و یا کاهش اثرات این الگو از مشکلات است.
خانواده ترکیبی ( به عنوان مثال ناپدری ): خانواده های مرکب می توانند از مشکلات خاصی بنا به وضعیتشان رنج ببرند. در خانواده مرکب، هدف خانواده درمانی ارتقای درک بوده و ارتباطات سالم بین اعضای خانواده را تسهیل می کند.

روان درمانی خانواده: گامی فراتر

نیاز است دقت شود که درمان و روان درمانی دو نوع متمایز از بهبود بخشی هستند اما در حقیقت یک چیز هستند. این ابهام زمانی بیشتر می شود که ما واژه مشاوره را هم اضافه کنیم. درمان یا تراپی فرم کوتاه از روان درمانی است.

با این حال، مشاوره تحت عنوان گفتار درمانی نیز شناخته می شود که این پیچیدگی را زیادتر می کند. به طور کلی، مشاوره زمانی بکار برده می شود که فرد (یا در مورادی که مشاوره خانواده، یک خانواده را مشاوره می دهد) با خدمات یک مشاور یا دیگر متخصصان سلامت ذهنی درگیر می شود تا برای مشکل خاص یا مجموعه ای از مشکلات کمک بگیرد.

و تراپی یا راون درمانی، نوع بلند مدت تر و عمیق تری از درمان است که در آن مراجعطیف گسترده ای از مسائل و الگوهی مزمن از احساسات، افکار و رفتارهای مساله دار را مطرح می کند.

خانواده ای که با وضعیتی دست و پنجه نرم می کند که باعث استرس مازاد می شود مانند مرگ یکی از اعضای خانواده، اعتیاد و دوره های فشار، ممکن است اط مشاوره کمک بخواهند تا به آنها کمک کند تا این درگیری ها روشن شده و بتوانند یک واحد منسجم تر و قوی تر از خانواده داشته باشند.

اگر یک خانواده با مشکلات رفتاری یا ذهنی مزمن تری مانند پدری که از شیزوفرنی رنج می برد یا مادری که با افسردگی دست و پنجه نرم می کند یا کودکی که مورد سوء ازار جنسی قرار گرفته است، روان درمانی گزینه بهتری برای مراجعه خواهد بود.

این نوع از درمان برای خانواده هایی که در بالا گفته شد مناسب است چرا که یک خانواده درمانگر، افق دید مختلفی بر درمان نسبت به یک درمانگر تک بعدی دارد. در حالی که درمانگر تک بعدی مانند مشاور، با یک مراجع برای حل یا مداوای یک مشکل کار می کند، یک درمانگر خانواده مشکلات را در بستر سیستم خانواده می بیند. برای حل یک مشکل در سیستم، شما نیاز دارید تا تمامی بخش های سیستم را در نظر بگیرید.

خانواده درمانی چه مزایایی دارد؟

این رویکرد جامع تر به درمان مشکلات درون یک خانواده در موارد بسیاری موفقیت آمیز بوده است.

در خانواده درمانی، خانواده ها می توانند روی مشکلاتشان با راهنمایی متخصص سلامت ذهنی در یک محیط ایمن و کنترل شده کار کنند. مزایای خانواده درمانی عبارتند از :

درک بهتر از مرزهای سالم و الگوها و روندهای خانوادگی
ارتباطات بهبود یافته
حل مساله بهبود یافته
همدلی عمیق تر
مشاجرات کاسته شده و توانایی مدیریت خشم بهتر

به طور خاص تر، خانواده درمانی می تواند ارتباطات خانواده را از طرق زیر بهبود بخشد:

بعد از یک بحران اعضای خانواده را گرد هم می آورد
بین اعضای خانواده صداقت ایجاد می کند
اعتماد را بین افراد خانواده افزایش می دهد
یک محیط خانوادگی حمایتی ایجاد می کند
منابع تنش و استرس درون خانواده را کاهش می دهد
به اعضای خانواده کمک می کند تا همدیگر را ببخشند
هر یک از اعضای خانواده را با تمرکز بر او، به محیط خانواده بر می گرداند

علاوه بر این، خانواده درمانی می تواند مهارت های لازم برای عملکرد سالم خانوادگی را مشتمل بر ارتباطات، حل و فصل مشاجراتو برخوردها، و حل مساله را بهبود بخشد.

با بهبود این مهارت ها برای هر یک از اعضای خانواده، پتانسیل موفقیت در غلبه و یا شناسایی مشکلات خانوادگی افزایش می یابد. در خانواده درمانی، تمرکز بر فراهم آوردن ابزاری برای هر فرد، جهت تسهیل درمان و بهبود بخشی است.

منبع :خانواده درمانی چیست، اهداف و مزایای آن چیست؟- مرکز مشاوره روانشناسی مشاورانه