نوشته‌ها

چگونه افسردگی بر بدن و ذهن شما تأثیر می گذارد؟

آیا سکته مغزی می تواند باعث افسردگی شود؟

افسردگی و رابطه آن با خیانت همسر

افسردگی و رابطه آن با خیانت همسر

در این مقاله قصد داریم رابطه افسردگی را نسبت به خیانت همسر بسنجیم. در این مورد علائم دیگری مانند اختلالات استرسی که ممکن است همراه افسردگی باشند را نادیده می گیریم. در این مقاله قصد داریم ۳ مورد را توضیح دهیم و راجع به آنها نتیجه گیری کنیم.

سعی داریم بر تحقیقاتی که درباره ارتباط افسردگی و خیانت زوجین است مروری داشته باشیم و درباره تاثیر درمان افسردگی بررسی و تحلیل داشته باشیم.

زوج درمانگران در مواجهه با خیانت، باید انتظار برخورد با زوجینی که یک نفر یا هر دوی آنها احساس افسردگی و خیانت به رابطه زناشویی دارند را داشته باشند.

تحقیقات به طور واضح رابطه خیانت و افسردگی را تایید می کنند در این مقاله ابتدا مروری بر تحقیقات حوزه افسردگی و خیانت زناشویی خواهیم داشت پس از آن به ارتباط این دو خواهیم پرداخت. سپس تاثیر درمان زوجین را بررسی می کنیم و در نهایت چالش های پیش رو برای محققین هنگامی که هر دو مشکل اتفاق می افتد بررسی می کنیم

افسردگی و رابطه آن با خیانت همسر

زوج درمانگر ها می توانند انتظار برخورد با زوجینی که یک نفر یا هر دوی آنها مبتلا به افسردگی هستند و در رابطه زناشویی خود خیانت کرده اند را داشته باشند.

در مورد شیوع خیانت آمار ها متغیر است. ۲۵ درصد یا کمتر میزانی است که توسط تخمین جهانی اعلام شده که بیشتر آن متشکل از مردان است. گاتمن درباره ی زوج درمانی  می گوید ۲۵ درصد مشکلات حاضر به خیانت به همسر مرتبط است.

ویکس گامبسیا و جنکین ادعا می کنند که بیشتر زوجینی که تحت درمان افسردگی هستند حالاتی از خیانت به همسر را یا در گذشته بروز داده اند یا در زمان حال بروز می دهند.

متاسفانه مقوله خیانت به همسر و مشکلات این چنینی به مشکل بزرگی از سمت مراجع کنندگان تبدیل شده.

در این مورد شواهدی وجود دارد که خیانت زناشویی را با افسردگی ارتباط می دهد. این حالت در بعضی از مراجعین به عنوان حالت پیش گویی کننده خیانت به همسر( مرحله قبل از خیانت به همسر) بروز پیدا می کند .

در بعضی دیگر مثل پاسخی در برابر خیانت صورت گرفته به همسر ( مرحله بعد از خیانت کردن به همسر ) و در بعضی دیگر به عنوان یک انگیزه و نیروی محرک برای به حرکت در آوردن افسردگی زمینه ای که فرد قبلا به آن مبتلا بوده است.

این قضیه موجب می شود دومین درمان زوجین که پیش زمینه خیانت به همسر را دارند احتمال وجود افسردگی بسیار زیاد باشد.

مروری بر یک پژوهش که بر روی زوجین درباره افسردگی و ارتباط آن با خیانت به همسر انجام گرفته.

این تحقیق وجود یک رابطه بین افسردگی و خیانت به همسر را نمایان می کند. نتیجه گیری اول آن مربوط به ۳۸ درصد از زنانی است که نسبت به خیانت همسر خود مطلع شدند و در عوض ۱ ماه به افسردگی مبتلا شدند.

جالب است بدانید آنها قبلا سابقه افسردگی نداشته اند. برای خانم هایی که قبلا به افسردگی مبتلا بوده اند آمار بسیار بالاتر و وحشتناک تر است.

این آمار ها نشان می دهد ۷۲ درصد آن ها افسردگی پنهان داشته اند که با متوجه شدن مقوله خیانت دوباره فعال شده. آمار مربوطه نحوه رابطه بین خیانت همسر و افسردگی را نشان می دهد.

الگوی ملی مرتبط با افسردگی

در تحلیلی که توسط اولفسون ـ مارکوس ـ دروس و همکاران انجام گرفته الگوهای ملی قید شده. آنها اطلاعاتی که از تیم تحقیقاتی پزشکی ملی در سال ۱۹۸۷ و هیئت تحقیقات پزشکی ملی در سال ۱۹۹۷ جمع کرده بودند استفاده کردند.

آنها در دو بازه زمانی متفاوت الگوهای درمانی استفاده شده در کشورها را در گروه های مختلف بیماران سرپایی بیمارستانی تحلیل و بررسی کردند. در آزمایش بالینی مدل سال ۱۹۸۷ تعداد ۱۵۵۹۰ نفر خانم خانه دار بودند و در مدل سال ۱۹۹۷ تعداد ۱۴۱۴۷ نفر خانم خانه دار حاضر بودند.

نکته ی بسیار مهمی که در این بررسی مشهود بود این بود که درمان افسردگی از ۰٫۷۳افراد در گروه ۱۰۰ نفره در سال ۱۹۸۷ به ۲٫۳۳ در ۱۰۰ نفر مورخ سال ۱۹۹۷ بیشتر شده بود. در واقع می توان گفت بیشترین افزایش سطح درمانی از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۷ مربوط به بانوان جدا شده و طلاق گرفته بود. این گروه افراد نسبت به افراد متاهل برای دریافت درمان افسردگی دوبرابر شانس داشتند.

دارودرمانی برای افسردگی از ۴۴٫۶ درصد در سال ۱۹۸۷ به ۷۹٫۴ درصد در سال ۱۹۹۷ ارتقا یافت. طبق تحقیقات (دروس ـ اولفسون ـ مارکوس  و همکاران) داروهای ضد افسردگی متداول ترین داروهای تجویز شده در تحقیقات بعدی بود و علت آن نیز افزایش وجود دسته خانواده دارویی ssri بود که از تاریخ ۱۹۸۷ تولید شد.

در سال ۱۹۹۷ این دسته دارویی به ۵۸٫۳ درصد افرادی که در آن زمان تحت درمان افسردگی قرار داشتند تجویز شود. پس از آن درصد افرادی که برای درمان افسردگی به روان درمانی احتیاج  داشتند از ۷۱٫۱ درصد به ۶۰٫۲ درصد کاهش پیدا کرد.

مارکوس ـ اولفوسون ـ دروس و همکاران این سوال را مطرح کردند که آیا پزشکان با تجویز داروهای ضد افسردگی در کاهش بروز علائم افسردگی موفق بوده اند یا خیر؟

شرکت های داروسازی در این زمینه رقابت تنگاتنگی داشته که عموم مردم و پزشکان را هدف خود قرار دادند.

در سال ۱۹۸۷ دولت طرحی با هدف شناسایی و درمان افسردگی عموم تصویب کرد. تغییر در مراقبت های بهداشتی بر روند درمان افسردگی نیز موثر بود که طی آن مسئولین خدمات بهداشتی، دارودرمانی توسط پزشکان را بر دیگر روش ها ارجح دانستند.

علاوه بر الگوهای ملی برای درمان افسردگی عده ای الگوهای جهانی وجود دارد که آگاهی انسان را ضمانت می کند. طی مطالعاتی که توسط لوپز و موری در مورخ ۱۹۹۶ انجام شد از ۲۰ کشور جهان و بالغ بر ۱۰۰ دانشمند برای جمع آوری داده های اولیه ۱۳٫۸ میلیون مرگ از ۵۰٫۵ مرگ و میر کلی جهان در سال ۱۹۹۰ استفاده شد.

هدف ابتدایی ایت تحقیق ارتقا دستیابی یه تخمین ۱۰۰۷ دلیل اصلی مرگ و میر بود.

برای مقایسه کردن فاکتورهای خطر و شرایط مختلف ابزار ترکیبی مقیاس مشکلات پزشکی به اسم دالی طراحی شد( موری و لوپزـ ۱۹۹۶) نکته مهم در این تحقیق افسردگی تک قطبی ماژور دومین عامل اصلی ناتوانی در سراسر جهان خواهد بود.

هنگامی که زوجین با مشکلات زناشویی ناراحت کننده ای چون خیانت به همسر یا مشکلات مباحث جنسی به روان درمانگر مراجعه می کنند روان درمانگر باید علائم احتمالی افسردگی را سریعا بررسی کند.

تیم دی ـ ای ـ ام ـ آی ـ وی ـ تی ـ آر در سال ۲۰۰۰ معیارهای درمانی برای مشکلات افسردگی از نوع ماژور را خلاصه بندی کردند. پنج مورد از نه گزینه زیر حتما باید در بیمار وجود داشته باشد که یکی از این ها خلق کسل و افسرده و از دست دادن انگیزه و اشتیاق در فعالیت هایی است که قبلا برای فرد هیجان آور بوده است.

۱) احساس کسالت و بی حالی در اکثر ساعات روز

۲) کاهش علاقه و هیجان نسبت بر کارهایی که قبلا برای فرد مهیج بوده

۳) کاهش یا افزایش وزن شدید که مربوط به رژیم غذایی نبوده باشد

۴) احساس بی خوابی یا تمایل بسیار زیاد به خواب در تمام روز

۵) آشفتگی و خستگی ذهنی ـ عدم تمرکز ذهنی

۶) احساس دائمی خستگی ـ از پا افتادگی و رمق نداشتن

۷) احساس بی ارزش بودن ـ بی کفایت بودن و احساس گناه

۸) عدم تمرکز و تصمیم گیری در موضوعات ساده

۹) تفکر کردن دائمی درباره مرگ و یا تصمیم به خود کشی و آسیب رساندن بهخود

اگر این علائم به همراه یک غم بزرگ یا یک عزاداری باشد اختلال افسردگی ماژور محسوب نمی شود. توجه به غم و عزاداری سوگ می تواند در برابر سایر مشکلات بزرگی که ممکن است فرد متحمل شود کمی کنایه آمیز است.

وقتی فرد یا زنی مورد خیانت قرار می گیرد احساس اندوه خود را طوری توصیف می کند که اگر فرد فوت می کرد برایش راحت تر و قابل تحمل تر بود. بعضی از علائم افسردگی مانند

۱) احساس بدبختی

۲) بی رمقی و خستگی مفرط

۳) لذت نبردن از تفریحات مهیج

۴) احساس پریشان حالی در نتیجه کاهش سطح رضایت از روابط زناشویی ایجاد می شوند.

(ویسمن ۲۰۰۱) با توجه به این که یکی از تاثیرات خاص داروهای ضد افسردگی کاهش میل جنسی است. این مسئله می تواند مشکلاتی نا خواسته در رابطه ایجاد کند.

عوامل استرس زای نسبی پیش گویی کننده افسردگی

اکثر تحقیقاتی که بر موضوع خیانت به همسر به افسردگی تمرکز دارد به رابطه ی میان افراد متاهل هتروسکشوال اشاره می کند. طبق آمار در این روابط حس بی ارزشی فرد می تواند به ابتلای او به اختلال افسردگی حاد منجر شود.

(کانو و اولیری ـ ۲۰۰۰، گلاس و رایت ـ ۱۹۹۷) مثلا برای یک زن فهمیدن رابطه خیانت آمیز شوهرش، تهدید او به طلاق، آزار و خشونت های جسمی از مواردی هستند که فرد را مستعد ابتلا به افسردگی کلینیکال می کنند.

(اولیری ـ ۲۰۰۵) اولیری و کانو در سال ۲۰۰۰ دو گروه را مقایسه کردند. زندگی در گروه اول وقایع شرم آور و تحقیر آمیز رخ داده بود و در گروه دوم اختلاف و دعواهای زناشویی بدون وقایع شرم آمیز مثل خیانت جنسی رخ داده بود.

آنها تحقیقات را از چند بعد مانند تاریخچه خانوادگی افسردگی، سابقه خانوادگی فرد و غیره مورد مطالعه قرار دادند. نتایج به این صورت بودند که زنانی که در زندگی زناشویی شاهد وقایع تحقیر آمیز بودند علائم افسردگی شدیدتری به نسبت گروه مقابل از خود بروز دادند.

در واقع سه چهارم افرادی که در زندگی با وقایع شرم آور مواجه شده بودند مبتلا به افسردگی بالینی شدند. یکی از توضیحات برای میزان بالای افسردگی در این افراد این بود که برخی زنان تمایل دارند وقایع شرم آمیزی که برایشان رخ داده را درونی کنند و در واقع در خود بریزند.

این زنان خود را مقصر می دانند و دائما خود را سرزنش می کنند. با این کار فقط خود را بیشتر مستعد افسردگی می کنند. (اسپرینگ ـ ۱۹۹۶)

عقاید دوران تاهل افراد می تواند به سلامت روانی او در زندگی مشترک کمک زیادی کند ( سیمون و مارکوسن ـ ۱۹۹۹)

سیمون و مارکوسن به مسائلی مانند سلامت روانی و تصورات شخصی هر کس درباره ی باورهایش از میزان اهمیت و نقش ازدواج بر سلامتی فرد هنگام حوادث ناگهانی مانند طلاق پرداختند.

آنها به این نتیجه رسیدند که افرادی که در ازدواج به تعهد خود پایبند هستند کمتر مستعد افسرده شدن هستند سپس نتیجه گرفتند که وقتی فکر و عمل فرد با هم همخوانی و ارتباط داشته باشد فرد از سلامت روانی بیشتری برخوردار است.

(کریستین هرمن ـ اولیری ـ آوری لیف ـ ۲۰۰۱) لیست وسیعی از اعمال استرس آور زندگی که با آغاز افسردگی در ارتباط است را گرد آوری کردند.

چیزی که برای این گروه یک معما بود این بود که آیا دغدغه های شدید و مسائل و اختلافات متاهلی می تواند برای زنانی که قبلا سابقه افسردگی نداشتند زمینه ساز ابتلا به افسردگی باشد یا خیر. سپس ۵۰ زن بین سنین ۱۸ تا ۴۴ سال در آزمایش خود بررسی کردند.

نتیجه این طور نشان می داد که ۳۸ درصد شرکت کننده ها با شرایط افسردگی مواجه هستند. از بین ۱۱ نفری که جدایی همسر را عاملی استرس زا بیان کرده بودند ۶۳ درصدشان شرایط ابتلا به افسردگی را داشتند.

این مطالعه برای ۳۸ درصدی قابل اهمیت است که بلافاصله کمی از یک واقعه منفی از ازدواجشان به افسردگی مبتلا می شوند در صورتی که قبل از آن سابقه ابتلا به افسردگی را نداشتند.

رابطه ای که بین خیانت به همسر ـ سلامت روانی و طلاق است به شدت پیچیده است طبق تحقیقات روابط خارج زناشویی ( خیانت) عامل ۲۷ ـ ۲۰ درصد از طلاق ها می باشد.

( گاتمن ـ ۱۹۹۹) هورویتز و سوئینی در سال ۲۰۰۱ چنین مطالعه ای آماده کردند تا پیوند میان خیانت زناشویی ـ همسری که مورد خیانت قرار گرفته و شروع فرآیند طلاق و سلامت روانی پس از آن را ارزیابی کند.

آن ها اطلاعات خام خود را از آنالیزگر ملی تحلیل مسائل خانواده گرفتند و شروع به بررسی کردند. در سال های ۱۹۸۸ـ۱۹۸۷ تعداد ۱۳۰۰۷شرکت کننده و در بین سالهای ۱۹۹۲ـ۱۹۹۴تعداد ۱۰۰۰۵ شرکت کننده در این تحقیق حضور داشتند.

هوروتیز و سوئینی در سال ۲۰۰۱ برای اینکه بفهمد کدامیک از زوجین آغازگر طلاق باشد. در موردی که خود فرد یا همسرش خیانت زناشویی افشا شده داشته شروع به تحقیق کردند نتایج تحقیقات آن ها به این صورت بود که سلامت روان آن فردی که در رابطه به همسر خود خیانت کرده بالاتر است.

اگر خود او ابتدای کار پیشنهاد دهنده طلاق باشد نه همسر خیانت کارش این طور به نظر می رسد که کنترل و احاطه داشتن بر زندگی کسی فواید هم دارد.

طی تحقیقات مشخص شد که آن زنانی که به علت خیانت های همسرشان از او طلاق گرفته اند. به نسبت مردان بیشتر در ریسک افسردگی هستند. معمولا این بانوان در دو سال  اول بعد از طلاق بیشتر مستعد افسردگی هستند.

سوئینی و هروتیز معتقد بود که اگر یک مرد مردد باشد که مورد خیانت همسرش قرار گرفته یا نه بیشتر در معرض افسردگی قرار می گیرد نسبت به مواقعی که از این مورد مطمئن باشد. مردان همواره از احساس تشویش خاطر خیانت همسر خود در هراس هستند.

این تحقیقات همچنین نشان می داد مردان اگر خودشان شروع کننده جدایی باشند در مقایسه با زنان بیشتر در برابر افسردگی حساسیت نشان می دهند. اگر صاحب فرزندی باشند به افسردگی دامن خواهند زد

هروتیز و سوئینی این چنین محاسبه کردند که امکان دارد علت این افسردگی کاهش تعداد دفعات ملاقات فرزندان پس از جدایی باشد. عوامل ثانویه یاری کننده به کاهش سلامت روان پس از هم فروپاشی زندگی زناشویی یک زوج به شرح زیر است:

درآمد کم خانواده

حضور بچه ها در خانه

کاهش حکایت اجتماعی و غیره

ممکن است همه ی این عوامل انتقالی زندگی نقش چشم گیری داشته باشد و تنش زیادی در زندگی فرد ایجاد کند.

تحقیقاتی برای حمایت از زوج درمانی در موارد خیانت به همسر

تحقیقات تجربی در این زمینه محدود است

(بلو و هارتنت ۲۰۰۵) خیانت تنها مشکل زناشویی نیست که زوجین برای درمان آن به روان درمانگر مراجعه می کنند.

نحوه ی درمان از این لحاظ حائز اهمیت است که بر نتیجه ی درمان تاثیرگذار است. (آتکینزـ الدریج ـ بوکام ـ کریستنسن ۲۰۰۵)

پژوهشی که آتکینز و همکاران در ۲۰۰۵ انجام دادند از معدود پژوهش های تجربی است که برای ارزیابی کار آمد بودن زوج درمانی در کسانی که مورد خیانت زناشویی قرار گرفته اند انجام شده است.

فرضیه اولیه ای است که برای تحقیق در نظر گرفته شده بود این بود که زوجینی که مورد خیانت زناشویی قرار گرفته اند در ابتدای درمان بیشتر اضطراب و نسبت به زوجینی که این مشکل را ندارند روند درمان آهسته تری خواهند داست.

در این مطالعه ۱۳۴ زوج با مشکل این چنینی بررسی شدند که به صورت تصادفی در دو دسته زوج درمانی به روش درمان سنتی و گروه درمان جمعی قرار گرفتند.

۱۹ تا از زوجین جزو مواردی بودند که روان درمانگر خیانت به همسر را درباره آنها مشخص کرده بود. این زوجین قبل از شروع جلسات کار درمانی در هفته سیزدهم روند درمان در هفته بیست و ششم درمان و همچنین در جلسه ی آخر درمان تحت بررسی قرار گرفتند.

روان درمانگر اطلاعات آنها را در پرسشنامه خیانت به همسر وارد کرد. (آتکینز و همکاران ـ ۲۰۰۵ صفحه ۱۴۵) یک مورد از آنها به خیانت به احساسات همسر محدود می شد و با ۱۸۰ مورد دیگر برخوردهای فیزیکی صورت گرفته بود.

دو سوم از زوجین برخورد سنتی دریافت کردند و بقیه آنها درمان گروهی دریافت کردند. نکته قابل توجه این بود که زوجینی که مورد خیانت به همسر را داشتند در پیش آزمون روند درمان سطح اضطراب و استرس بیشتری به نسبت بقیه زوجین داشتند.

تحقیقات نشان می دهد زوج درمانی بسیار کمک کننده است و زوجینی که تحت خیانت قرار گرفته بودند در آزمون تنش و اضطراب زیادی از خود بروز داده بودند که به مرور در درمان بهبود یافتند و در آخر کار قابل شناسایی نبودند و در واقع مانند افراد دارای سلامت روان شده بودند.

افسردگی و رابطه آن با خیانت همسر

استثنای این مسئله زوجی بودند که در تمام طول درمان خیانت خود را از همسرشان مخفی کرده بودند. این تحقیقات نشان می دهد زوج درمانی یک روش مهم برای درمان مستقیم اضطراب ها (بعلاوه علائم افسردگی) است که به دنبال آسیب هایی که زوجین در رابطه به هم وارد می کنند به وجود می آید.

جوریلز ـ بیچ و اولیری در سال ۱۹۸۵ تحقیقی انجام دادند تا نتیجه روابط جنسی خارج از چارچوب در زوجینی که تحت درمان قرار داشتند بپردازند. کار آزمایی بالینی آنها حاکی از آن بود که افرادی که روابط خارج از چارچوب داشتند شامل دو دسته بودند:

۱) یا یکی از زوجین هیچ تمایلی به همکاری و ترمیم رابطه وجود ندارد

۲) هر دو یا یکی از این دو علائمی از افسردگی از خود نشان می دهند.

اگر هر کدام از این دو باشد پایه های زوج درمانی تخریب می شود.

طبق یافته هایی که از خودشان به دست آوردیم فردی که روابط زناشویی خارج چارچوب برقرار کرده بیشتر مستعد ابتلا به افسردگی است.

شوهرانی که به همسر خود خیانت کردند ۸۹ درصد بیشتر از نمره میانه افسردگی به افسردگی مبتلا شدند که این قضیه قیاس و تضاد ۴۶ درصدی در مقایسه با بقیه مردان بود.

زنانی که به همسر خود خیانت کرده بودند ۸۲ درصد بیشتر از نمره میانه افسردگی به افسردگی مبتلا بودند که در این امر قیاس و تضاد ۴۸ درصدی در مقایسه با سایر زنان داشت.

با اینکه مردانی که روابط خارج چارچوب داشتند در مقایسه با مردان دیگر سطح افسردگی بالاتری داشتند اما لزوما معیارها و علائم افسردگی را نداشتند. با این وجود وقتی زنان روابط خارج چارچوب داشتند ۹۱ درصد آن خانواده ها در مقایسه با نرخ ۴۲ درصدی  دیگر افسرده بودند.

گزینه های درمانی

زوج درمانی یک روش متداول و تاثیرگذار برای درمان افسردگی است. درمان فرد به صورت تک نفره فقط علائم را کاهش می دهد و هم روابط زوجین را بهتر می کند.

(ویلیامزـ پاترسون ـ گراف گراندز ـ چاما ـ ۱۹۹۸) اگرچه در این مورد هنوز مشکلاتی وجود دارد اما برنامه درمانی برای افسردگی و خیانت زناشویی توسط زوج درمانگر ها دقیق و حساب شده است.

درمانگر ها باید با تغییرات آشنا باشند و بدانند که هر زوج ممکن است شیوه درمان خاصی را بطلبد ( بوکام ـ ابستین و لا تایلاده ۲۰۰۲) برای زوجینی که با خیانت زناشویی و افسردگی مراجعه می کنند گزینه های مختلفی وجود دارد که بعدها خواهیم گفت.

وقتی بیچ ۲۰۰۳ ـ کونگ ۲۰۰۰ ـ و میر ۲۰۰۲ همه ی روش های درمانی موجود برای درمان همزمان افسردگی و خیانت زناشویی را مورد بررسی قرار دادند مرور و نقد ادبی هیچ مورد تنش آوری در رابطه زناشویی به حاد و بازدارنده شناخته نشده است.

انتخاب این موضوغ که کدام مددجو برای درمان افسردگی به روش زوج درمانی خوب است به این بستگی دارد که آیا آن فرد در رابطه زناشویی شان را عامل افسردگی خود می داند یا نه؟ ( بیچ ۲۰۰۳ ـ بیچ ۲۰۰۱) اگر یک نفر از زوجین نسبت به زندگی خود احساس تعهد و مسئولیت نداشته باشد زوج درمانی روش مناسبی برای آنها نخواهد بود.

اگر شخص قبل از مورد خیانت واقع شدن ایده های خود کشی در سر داشته باشد باید به صورت محتاطانه تحت پیگیری سلامت روان قرار بگیرد. ( بیچ ـ ساندین ـ اولیری ـ ۱۹۹۰)

افسردگی و رابطه آن با خیانت همسر

جاکوبسون و پرینس در سال ۱۹۹۵ به بررسی خانواده درمانی و زوج درمانی برای درمان اختلالات تاثیرپذیر پرداختند. در مقایسه با گروه کنترل آزمونهای پس از درمان در رفتار های زوجین و نیز درمان های تحلیل شناختی روز خود فرد از ارجحیت خاصی برخوردار بودند.

البته درمان رفتاری زوجین به بهتر شدن روابط زناشویی آن ها نیز منجر شده که این قضیه درباره افرادی که فقط خودشان تحت درمان های روان شناختی قرار گرفته بودند مشابه گروه کنترل هیچ بهبودی در روابط زناشویی آن ها حاصل نشده.

جاکوبسون و پرینس به تحقیقات ابستین نیز اشاره می کردند ( ابستین و همکاران ۱۹۸۸) که به ترکییب دو سیستم دارودرمانی و روان درمانی توصیه می کرد.

اگر به درمان بیمار دارای افسردگی جلسات روان درمانی به شیوه دارودرمانی هم اضافه شود هم عملکرد خانواده بهبود پیدا می کند و هم علائم افسردگی بهبود پیدا می کند. (پرینس و جاکوبسون ۱۹۹۵)

مداخلات گروهی

بوکام ـ گوردون و اسنیدر در سال ۲۰۰۴ یک پروتکل درمانی سه مرحله ای برای درمان گروهی پیشنهاد دادند. مرحله اول درمان تمرکزی بر تاثیر رابطه خارج چارچوب زناشویی خواهد داشت.

این مرحله باعث مشخص شدن بحران آنی بین زوجین در برابر نقاط قوت آن ها و تنظیم یک برنامه ریزی درمانی با ایفای نفس به هریک از آنها تا پیاده کردن کامل درمان می شود.

در این مرحله از درمان درمانگر باید علائم افسردگی یا ایده خودکشی را در هر یک از زوجین بررسی کند و مشخص کند آیا هنوز نفر سومی در رابطه وجود دارد یا خیر.

افسردگی ـ پریشان حالی و شرمندگی علائمی هستند که ممکن است پس از خروج از روابط زناشویی بروز داده شوند در مرحله اول درمان باید از شخص آسیب دیده به طور کامل حمایت شود.

میزان احساسات در این مرحله شدیدا بالا می رود. گوردون ـ بوکام و اسنیدر به درمان گرها توصیه می کنند که به هر دو زوجین در این مرحله کمک کنند و چگونگی کنار آمدن با این مشکل را بیاموزند.

مرحله دوم کار درمانی شامل جست و جو درباره محتوای فعل و مفهوم انجام آن کار می باشد. بعضی از اهداف این مرحله را با هم مروز می کنیم:

۱) ارزیابی محتوای کار

۲) احتمال واقع بینانه درباره پتانسیل انجام مجدد کار

۳) ایجاد امنیت نسبی برای شخصی که آسیب دیده ـ توانایی آنها برای ارزیابی و ایجاد تغییراتی که به رابطه طولانی مدت آن ها جان می بخشد.

آخرین مرحله ادامه دادن است. زوجین می توانند طبق تصمیمی که گرفتند پیش بروند که ممکن است بخشش جزئی از آن باشد ( گوردون و همکاران ۲۰۰۴ـ اسپیدرینگ ـ۱۹۹۶) روشی که گوردون و همکاران برای بخشش توصیه کرده اند یک نمای حقیقی از یک زوج را نشان می دهد.

که در آن شخصی که آسیب دیده از تمام احساسات منفی که نسبت به همسرش دارد خلاص می شود و دیگر انگیزه تنبیه و انتقام نسبت به همسرش ندارد. البته ادامه دادن می تواند به این معنی نیز باشد که زوجین تمایل دارند از همدیگر طلاق بگیرند و به این شکل به زندگی خود ادامه دهند.

رفتار درمانی زناشویی

طبق تحقیقات انجام شده رفتار درمانی زناشویی نه فقط در ایلات متحده آمریکا بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر نیز کار آمد است. ( میر ـ ۲۰۰۲) البته هنوز سوالاتی درباره توانایی این روش برای حفظ کردن تغییرات در طول زمان وجود دارد (جانسون ۲۰۰۲)

مدل اصلاح شده ی آن که در زوج درمانی رفتاری گروهی استفاده می شود ممکن است بیشتر کارآمد باشد.

(جاکوبسون و کریستین ـ ۱۹۹۶) این روش برای آشکار کردن افسردگی و خیانت زناشویی به صورت همزمان کاربرد دارد (بیچ ۲۰۰۱) در این روش هنگامی که یکی یا هر دوی زوجین افسرده هستند تمرکز اصلی بر رفع علائم افسردگی است.

میر معتقد است ممکن است این روش برای مواقعی که افسردگی باعث بروز مشکلات زناشویی شده و هر دوی زوجین برای رفع مشکل موافق هستند کار آمد باشد. اجزای این روش باید شامل این موارد باشد:

۱) آموزش دادن به زوج درباره طبیعی بودن اختلافات دوره متاهلی

۲) افزایش ارتباطات مثبت با یکدیگر

۳) درک و پذیرش تفاوت های یکدیگر

۴) کاهش سرزنش و ملامت کردن یکدیگر

۵) کاهش تحریکات آزار دهنده و بی مورد

۶) بهبود مهارت های مکالمه برای حل مشکلات

۷) کاهش افکار منفی درباره خود همسر و دیگران

این روش ها شانس بهبود رفتارهای خود را بالا می برد و علائم افسردگی  را کاهش می دهد. البته این مدل مستقیما بر جنبه های خیانت به همسر تاثیری ندارد. ( بلو ـ ۲۰۰۵) به همین علت ممکن است از این نظر در مواقعی که افسردگی و تنش با خیانت زناشویی توامان باشد محدود کننده باشد.

زوج درمانی رفتاری گروهی

این نوع زوج درمانی توسط جاکوبسون و کریستینسن طراحی شد و برای افزایش زوج درمانی رفتاری سنتی و افزایش کارایی آن طراحی آن انجام پذیرفت (دیمی یان ـ مارتل ـ کریستنسن ـ ۲۰۰۲)

۳ مداخله در متدی که در بالا ذکر شد به کار رفته تا تنبیهات کاهش پیدا کند و برخوردهای مثبت ارتقا یابند. ( کریستین سن و هیوی  ـ ۱۹۹۹)

این ها تبادلات رفتاری ـ آموزشی برخورد و مکالمات و آموزش حل مسئله هستند. البته این روش بر پایه مهارت ها پی ریزی شده اند و برای تغییر در رفتار برنامه ریزی شده یکی از اجزای آن بهبود تمرکر بر این قضیه است که رفتارهای همسر خود را به عنوان بخش کوچکی از روند بهبود و تغییر کردن بپذیریم ( دیمی یان و همکاران ۲۰۰۲)

روان درمان گران برای این کار از تکنیک هایی استفاده می کنند که شامل ۳ اصل هستند.

تحمل ـ پذیرش ـ تغییر

درباره پذیرش حس همدلی در مورد مشکل به عنوان اولین رویکرد مداخله ای محسوب می شود. هدف درمانگر از درمان ایجاد حس صمیمیت و نزدیکی بین زوجین است.

ممکن است درمانگران از تکنیک جداسازی یکپارچه برای کمک به زوجین و برای دور کردن خودشان از مشکلات استفاده کنند و با استفاده از آن مشکلات را با قوه عقل حل کنند.

همچنین درمانگر قادر است علائم افسردگی فرد را بعد از بیرون آمدن از یک موقعیت ناگوار بازچینی کند.

روان درمانگران در این زمینه از مداخله های تحمل برای درمان بهره می گیرند به این صورت که زوجین دیگر تلاشی برای تغییر همدیگر نمی کنند.

برای زوجی که مورد خیانت قرار گرفته اند این کار به منزله پاک کردن اصل مسئله نیست اما می تواند به چیزهایی تمرکز کند که زوجین نسبت به یکدیگر می دانند.

زوج درمانی رفتاری گروهی: این روش بر پایه یکپارچه سازی گروهی و سیستماتیک بنا شده. ( کونگ ۲۰۰۰ ـ تیشمن و تیشمن ـ سال ۱۹۹۰)

رمز دستیابی به این موفقیت شناسایی این تفکر است که چگونه ایده های آنی جمعی به روند افسردگی کمک می کنند. ( بک ـ ۱۹۹۱ـ کونگ ۲۰۰۰)

درمانگرانی که به صورت زوجی گروهی کار می کنند نسبت به افسردگی نگاه سیکل میان فردی دارند. درمانگران واکنش های عاطفی زوجین را بررسی می کنند و همچنین مفهوم برخوردها را تفسیر می کنند. ( بوکوم و ابستین ـ ۱۹۹۰)

در واقع در این مداخلات از روش های کاملا مستقیم برای مواجه شدن و دست و پنجه نرم کردن با انتظارات بیمار آسیب دیده استفاده می شود. هدف از این روش افزایش صمیمیت و حمایت دو طرفه میان زوجین است. اما امکان دارد یکی از زوجین همکاری نکند و باور داشته باشد خیانت به همسرش بی دلیل نبوده و قصد  داشته از خود دفاع کند.

اگر شخصی که افسرده باشد همان کسی باشد که به همسر خود خیانت کرده شروع به سرزنش و نکوهش خود می کند و در واقع به عمیق تر شدن لایه های افسردگی خود کمک می کند.

مدل سی سی تی توسط کونگ در ۲۰۰۰ تست شد و در کاهش علائم افسردگی تا حدود زیادی موثر بود. برای افرادی که در زندگی زناشویی دچار اضطراب و تشویش هستند درمان بازسازی هویت گروهی نیز توصیه می شود. (کریستین سن و هیون ـ ۱۹۹۹)

با توجه به این که روش CBT در درمان مشکلات زناشویی و افسردگی موثر است ممکن است مدل های ارتباطی شبیه به آن در درمان خیانت به همسر و افسردگی به صورت همزمان موثر باشد.

افسردگی و رابطه آن با خیانت همسر

مدل CBT از همان ابتدای کار بر روی ادراک و به منظور خلاص شدن از احساسات و عواطف با الگوی ماکرولول کار می کند ( بوکام و همکاران ـ ۲۰۰۲ ـ صفحه ۲۸ )

CBT از نظر عملکرد مرکزگراست و نقش احساسات و تاثیر عوامل محیطی و طبیعی را برای ترمیم روابط و صمیمی شدن آن ها در گذر زمان می داند ( ابستین و بوکام ـ ۲۰۰۲ ـ بوکام و همکاران ۲۰۰۲)

وابستگی بالغینیکی یکی از زیر شاخه های اصلی روش درمانی در زوج درمانی متمرکز بر عواطف و احساسات است. بوکام و الن در سال ۲۰۰۴ به نوعی رابطه قوی میان انگیزه ی خیانت به همسر و وابستگی اشاره کرده اند. ( بلو و هارتنت ۲۰۰۵)

این مدل به این موضوع اشاره می کند که روش ای اف تی بر وابستگی تمرکز دارد و می تواند یک روش کار آمد و ایده آل برای درمان خیانت به همسر باشد.

ای اف تی برای زوج درمانی روشی تجربی محسوب می شود و طبق شواهدی که در دست داریم روشن است که در طول زمان می تواند کار آمد و موثر باشد ( جانسون ـ ۲۰۰۲) به غیر از این مسئله اسن روش برای درمان جراحات وابستگی که در نتیجه وابستگی رابطه ای به شخصی به وجود می آید که برخوردهای نسنجیده بین آن ها رخ خواهد داد جوابگوست.(جانسون ـ مالکین و میلکین ـ۲۰۰۱)

جانسون در سال ۲۰۰۴ اظهار داشت که مشکلات و تروماهای رابطه ای که در نتیجه وابستگی بی جا به شخصی ایجاد شده باشد بیانگر این است که آسیبی که در نتیجه تنها شدن و جدا شدن از آن فرد به شخص وارد می شود در مقابل یک تجربه ناموفق و آسیب پذیر قرار گرفته است. ( صفحه ۲۹۷)

وقتی هدف درمان ما زوجی باشند که به تازگی به خیانت و افسردگی دچار شده اند در نظر آوردن این گزینه های درمانی بسیار موثر است. البته باید توجه کنید که همه ی کسانی که خیانت می کنند یا مورد خیانت واقع می شوند به افسردگی مبتلا نمی شوند اما مدل ای اف تی هر دو مسئله را تحت بررسی قرار می دهد. ( جانسون و همکاران ـ ۲۰۰۱ )

وقتی یکی از زوجین برای کمک خواستن فریاد می زنند و از سمت همسر خود هیچ توجهی دریافت نمی کند، اولین پایه های اعتماد در زندگی آنان فرو می ریزد. ( جانسون ـ ۲۰۰۴ ـ صفحه ۲۶۹)

وظایف درمانگر در رابطه با درمان آسیب هایی که در نتیجه خیانت ایجاد شده.

۱) به همسر آسیب دیده توصیه می کند تا همسر خود را ببخشد و نسبت به او بی تفاوت باشد.

۲) به او در زمینه ترمیم احساسات مجروح او کمک کند.

۳) به شخص خیانت کننده کمک کند که عبارات با مضمون خیانت به همسر را از لحاط اهمیت آن در صمیمیت رابطه شان درک کند نه از نظر بی عدالتی که در حق همسر خود کرده.

۴) درمان گر تلاش می کند تا متوجه شود شخص آسیب دیده قادر است میزان آسیبی که متحمل شده را بازگو کنید یا خیر.

۵) همسر خیانت کننده را ترغیب کند تا درباره درک وی از کاری که کرده و میزان پشیمانی اش از این عمل بازگو کند.

۶) همسر خیانت دیده را ترغیب کند تا از همسر خیانت کار در رابطه با آرامش رابطه شان سوال کند.

۷) از زوجین بخواهد تعریف جدیدی برای واژه خیانت به همسر جایگزین کنند. سپس به همسر خائن کمک کند نسبت به همسرش مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشد. ( جانسون ـ ۲۰۰۴)

اگر مداخله از همان مراحل ابتدایی خیانت زناشویی انجام شود از عواملی که بعدها باعث استرس و افسردگی می شود و همچنین از فروپاشی خانواده پیشگیری می شود. ( بیچ و همکاران ـ ۱۹۹۰)

هوک و مارخپت در سال ۲۰۰۰ ادعا کردند که سکوت، برخوردهای شنیع و زننده با یکدیگر ممکن است باعث بروز افسردگی در هر دوی زوجین شود.

اول باید علائم افسردگی تشخیص داده شود سپس درمان سود و سپس الگوهای معاشرتی زوجین تشخیص داده شود ( خصوصا هنگامی که افسردگی بسیار شدید است) اگر هنگام تشخیص و درمان علائم افسردگی با شکست مواجه شویم درمان دارویی نیز بی ثمر خواهد بود. ( مرچنت و هوک ـ ۲۰۰۰ )

خانم هایی که در زندگی مشترک خود شاهد صحنه های شرم آور بودند باید از نظر بالینی به آن ها کمک شود تا با احساسات تحقیر، شرمندگی و افسردگی و مورد خیانت واقع شدن کنار بیایند. ( کانو و اولیدی ـ ۲۰۰۰ـ صفحه ۷۸۰ )

با درمان بالینی کسی که در زندگی خود تجربه شرم آوری مشاهده کرده کمک می کنید تا احساسات خشمگین خود را به سمت کنترل و ایجاد صمیمیت با همسر خود تغییر دهید. ( کانو ـ اولیدی ـ هینز ـ ۲۰۰۴)

درمانگر باید در نظر داشته باشد که وقتی زوجی روابط خارج چارچوب داشته اند ممکن است توسط خانواده خود طرد شده باشند.

فرد افسرده و همسر او ممکن است در زندگی برخوردهای خشونت آمیز، بی عاطفه و بدون مراقبت داشته باشد. به همین دلیل است که می گوییم افسردگی و تعاملات رابطه آن به همدیگر وابسته هستند.

هر دوی زوجین ممکن است به یک چرخه منفی وارد شوند که در آن شخصی که افسرده است منفعل تر و شخصی که افسرده نیست بد رفتار تر باشد. در نتیجه شخص افسرده بیش از پیش افسرده خواهد شد. ( کونگ ۲۰۰۰)

مسائل کلی

طبق تحقیقات انجام شده زنان در رابطه زناشویی با مردان بیشتر متحمل آسیب می شوند زیرا مردان برای برقراری رابطه خارج چارچوب تمایل بیشتری نسبت به زنان نشان می دهند.

(بلو و هارتنت ـ ۲۰۰۵) طبق مطالعات ادبی نیز زنان به نسبت مردان یک یا دو برابر بیشتر مستعد افسردگی هستند. کونگ در سال ۲۰۰۰ به این نتیجه رسید که زنان بیشتر از مردان در معرض افسردگی قرار دارند و این موضوع به دلیل دید منفی ای است که نسبت به خود دارند و خود را یک زن تنها و منفعل تصور می کنند.

کونگ همچنین عقیده داشت که امکان دارد زن ها در برابر نیازهای خود سکوت کنن تا به یک زن کم توقع و ایده آل در دید همسر خود تبدیل شوند.

خانم هایی که همیشه خود را نادیده می گیرند کم کم تنها و منزوی می شوند و تبدیل به یک موجود منزوی و افسرده می شوند. ( کونگ ۲۰۰۰)

البته خوشبختانه این روزها زن ها به نسبت ایام قدیم در جامعه بیشتر فعالیت دارند اما عده ای از آنها هنوز خود را با کارهای بی اهمیت و کلیشه ای مانند کارهای خانه سرگرم می کنند. این کارها می تواند بر توانایی آنها نسبت به مراقبت و توجه به خود تاثیر منفی بگذارد.

بعضی زنان از نظر مالی مستقل نیستند و به همسر خود وابسته هستند. در مواقعی که این زنان خیانت میبینند مجبور هستند همه چیز را فراموش کنند و این رفتارها را برای گذران زندگی تحمل کنند.

ترکیب دارودرمانی و زوج درمانی

همان طور که می دانید داروهای ضد افسردگی خاصیت درمانی طولانی مدت ندارند به این خاطر که احساس ناراحتی و افسردگی نسبت به خیانت همسر کاملا طبیعی است. ترکیب زوج درمانی و دارو درمانی در حال حاضر تنها گزینه موجود برای درمان است چون فعلا هیچ تحقیقی که بیانگر نوع افسردگی و نوع خیانت زناشویی به صورت همزمان باشد وجود ندارد.

مورد خیانت واقع شدن حس تلخی است که ممکن است فرد را نسبت به همه چیز بی اعتماد و پریشان حال کند در نهایت افسرده و بی انگیزه شود.

همسر خیانت کار نیز ممکن است رابطه فعلی خود را از دست بدهد و به حس گناه و سردرگمی دچار شود. وقتی احساس افسردگی هر دو زوجین بهبود نیافت برای درمان لازم است به روان درمانگر ارجاع شوند. ( گلاس ـ رایت ـ ۱۹۹۷ ـ صفحه ۴۸۱)

افرادی که به چندین علائم افسردگی مبتلا هستند و تحت درمان دارویی قرار گرفته اند ثابت کرده اند که هیچ دارویی مانند داروهای ضد افسردگی برآن ها موثر نیست ( اوهشون ـ مارکوس ـ دروس و همکاران ۲۰۰۲)

درمان داروئی باعث می شود علائم افسردگی کاهش پیدا کند تا زوجین بتوانند به راحتی به جلسات زوج درمانی خود بپردازند البته تجویز این داروها باید به خوبی و ماهرانه انجام شود زیرا داروهای افسردگی نیز مانند سایر داروها عوارض خاص خود را دارند. به عنوان مثال سرکوب کردن و کاهش میل جنسی یکی از عوارض داروهای ضد افسردگی است.

توصیه هایی برای تحقیقات آینده

پژوهش های تجربی درباره خیانت های زناشویی محدود است. ( بلو و هارتنت ـ ۲۰۰۵ ) خیانت زناشویی فقط یک مشکل نیست بلکه مسئله ای است که باید تحت درمان و مراقبت های خاص قرار بگیرد. ( آتکینز ـ الدیریج ـ بوکام ـ کریستنسن ـ ۲۰۰۵ )

چند پاسخ برای پژوهش های وجود دارد که روند درمان کسانی که هم به افسردگی مبتلا بودند و هم مورد خیانت واقع شده اند را سرعت می بخشد.

ما به یک تحقیق گسترده از لحاظ کیفیت و فراگیر بودن آن و همچنین تجربی بودن آن برای زوج درمانی احتیاج داریم ( اپستین ـ ۲۰۰۵) علاوه بر آن ما منابعی نیاز داریم که برای این موضوع تمایل به سرمایه گذاری مالی داشته باشند.

البته فاصله ی بین دانش و کار آمدی درمان توامان خیانت و افسردگی زیاد است. استفاده از زوجی که این شرایط را دارند برای مطالعات طولی آسان نخواهد بود.

( بیو و هارتنت ـ۲۰۰۵ـ کوینه و بنازون ـ ۲۰۰۱ ) معتقد هستند مشکل ترین کار استفاده از زوجین آسیب دیده از افسردگی و خیانت برای پژوهش ها درمانی است.

بنازون و کوینه قضیه به کار گیری علائم قبلی افسردگی مقدم بر مشکلات زناشویی را مورد بررسی قرار دادند. در هنگام اداره کردن پژوهش ها درباره ی خیانت زناشویی و افسردگی شخص باید به صورت کاملا روشن علائم افسردگی خود پیش از وقوع خیانت را بازگو کند.

درک رابطه زناشویی ( در صورت وجود) برای افرادی که تمایل دارند وارد رابطه ای به غیر از رابطه خود شوند بسیار مهم است. طبق این نظریه افسردگی می تواند یک پیش آهنگ مهم برای مثال هشدار یک رابطه زناشویی داخل چارچوب باشد.

زنان و مردان درباره ی مورد خیانت قرار گرفتن تفاوت های بسیاری دارند. زنان در مواجهه با خیانت همسر خود خود را مقصر و عامل خیانت می دانند ولی یک مرد ممکن است از خیانت همسر خود خشمگین شود و خشم خود را بر سر شخص سوم تخلیه کند ( اسپرینگ ـ ۱۹۹۶) پژوهش های عاطی باید حاوی درک همسران از موانع و ناملایمات زناشویی باشد.

در تحقیقات مربوط به خیانت همسر که در آنها روابط جنسی رخ نداده بود خلایی وجود دارد. هیچ اطلاعاتی مبنی بر اینکه خیانت بر روی عواطف همسر بر رابطه زوجین و سلامت روانی فرد خصوصا برای بررسی افسردگی موثر است یا نه موجود نبود.

برای دست پیدا کردن به اصول زوج درمانی برای درمانگر و شخص سوم رابطه، زوج درمانگر باید مکانیسم تغییرات را بررسی و تفسیر کند. ( بیچ ـ ۲۰۰۱)

فواید رضایت زناشویی و کاهش علائم افسردگی در برخی موضوعات حتما باید توسط یک تیم تحقیقاتی ارزیابی شود. با توجه به این که موضوع خانواده درمانی و ازدواج بسیار مهم است همه ی موارد به تشخیص روان درمانی ختم نمی شود. ممکن است زوجین از شرکت در جلسات زوج درمانی برای درمان افسردگی و خیانت، امتناع کنند.

پژوهش ها نشان می دهد روان درمانی می تواند برای درمان افسردگی موثر باشد. این چنین به نظر می رسد که زوج درمانی تاثیر گذار ترین روش برای احیای روابط زوجین و خلاصی از تنش های زندگی متاهلی است. به نظر می آید پژوهش ها بیانگر این مسئله است که روابط علت و معلولی میان عوامل تنش زای زندگی مشترک مانند طلاق و شروع افسردگی وجود داشته بلشد.

همان طور که می دانید افسردگی چهارمین علت ناتوانی در جهان است. ( موری و لوپز ـ ۱۹۹۶ ـ اولفسون ـ مارکوس ـدروس و همکاران ـ ۲۰۰۲) باعث نا امیدی است که پژوهش ها خانواده و زوجین یکی از کم رنگ ترین بحث هایی است که درباره زوج درمانی و خانواده به آن پرداخته شده.

رابطه ای بسیار نزدیک بین عوامل تنش زای زندگی مشترک مثل جدا شدن و طلاق و روابط خارج چارچوب و شروع روند افسردگی وجود دارد.

ارتباط بین نسلی، افسردگی و خیانت زناشویی نیز یکی از مطالعاتی است که برای ما بسیار مهم است. از نظر ما کشمکش بسیاری بین فهم چگونگی انتقال مفاهیم از نسلی به نسل دیگر از طریق یادگیری ژنتیک و یا هر دو وجود دارد.

در واقع بین تشخیص شروع افسردگی و خیانت به همسر و درمان افسردگی برای زوجینی که در زول درمان هستند وجود دارد.

آیا مطالبی که گفته شد به این معنی است که همسر برای درمان افسردگی باید نزد پزشک خانواده برود؟ آیا این به این معنی است که از بین بردن تنش های زناشویی موجب درمان افسردگی خواهد شد؟ البته هیچ شواهد تجربی در پژوهش های حاضر بر روی زوجینی که به علت اضطراب و خیانت ها درمان شده اند و افسردگی پیش یا بعد از آن وجود ندارد.

جمعیت محدودی برای درمان به صورت همزمان افسردگی و زوج درمانی بسیار کمتر از حد حقیقی معرفی شده اند. ( بلو و هارتنت ـ ۲۰۰۵ ـ اولفسون و مارکوس ـ دروس و همکاران ـ ۲۰۰۲ ) پژوهش های بسیار زیادی در این باره برای ثابت کردن این نکته که آیا این موضوع به تبعیض های فرهنگی مربوط است یا نه. این مسئله بیانگر این است که جمعیت بسیار کمی در مضیقه واقع هستند و دسترسی کمتری به خدمات درمان دارند و در نتیجه  اقدامی برای درمان افسردگی خود نمی کنند.

نتیجه گیری

در این مقاله پیش در آمدی بر درمان خیانت و افسردگی  و مسائل مربوط به آن داشتیم. در این حین به رابطه ی روشن بین تبادلات همزمانی این دو پی بردیم.

طبق شواهدی که دریافت کردیم زوج درمانی برای درمان اختلال افسردگی و همچنین خیانت به همسر به صورت جداگانه تاثیر گذار

است. البته شواهد قوی دال بر اینکه خیانت به همسر و افسردگی به صورت همزمان اتفاق می افتد و ما به یک پژوهش کامل برای ارزیابی کارایی درمان این زوجین احتیاج داریم.

منبع : افسردگی و رابطه آن با خیانت همسر

افسردگی، انواع افسردگی را بشناسید

افسردگی پنهان| نشانه های افسردگی پنهان که نمی دانید

آیا نوروفیدبک درمانی موثر برای افسردگی است؟

همانطور که می دانید افسردگی نوعی بیماری خاموش اما ویران گر است که ابتلا به آن زندگی فرد را تحت الشعاع قرار خواهد داد. اگر به افسردگی مبتلا باشید در اکثر مواقع ناراحت و بی حوصله هستید اما بقیه افراد در جریان حال و هوای شما نیستند و علت این بی حالی را دائما جویا می شوند. یکی از بهترین درمان نوروفیدبک برای افسردگی می باشد.

متاسفانه افسردگی یکی از رایج ترین بیماری های جهانی شناخته شده و فقط به ایران محدود نمی شود. طبق آمارها حدود ۲۶۴ میلیون نفر در سرتاسر جهان از بیماری افسردگی رنج می برند، متاسفانه افسردگی درمان قطعی و ثابتی ندارد اما متخصصان دارودرمانی و مراقبه کردن را به عنوان داروی افسردگی تجویز می کنند‌. البته با توجه به اینکه دارودرمانی روشی همراه با عوارض و پر ریسک است بهتر است فقط در مواقع لزوم از آن استفاده کنید. علوم اعصاب در زمینه ابداع روش های جدید برای درمان این قبیل اختلالات، دائما در حال تلاش است.

نوروفیدبک یکی از روش های جدید برای درمان و کنترل افسردگی است که طی آن هیچگونه درمان دارویی صورت نمی گیرد. در ادامه به کارآمد بودن یا نبودن نوروفیدبک در درمان افسردگی خواهیم پرداخت. در انتهای مقاله سوالات و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

نوروفیدبک چیست؟

مغز تکانه های الکتریکی تولید می کند که به امواج مغزی معروف هستند و جایگاه آنها بین سلول های مغز است. این تکانه ها دائما در حال ارتباط برقرار کردن با یکدیگر هستند این امواج مغزی در مواقعی مانند احساس آرامش یا تمرکز عمیق ایجاد می شوند کنترل این امواج مغزی راهی برای کنترل و بررسی خلق و خو میزان استرس و علائم دیگر است.

امواج مغزی شامل الگوهای معروفی هستند این الگوهای معروف آلفا، بتا، تتا و دلتا نام دارند. همه ی انسان ها در ساعات مشخصی و در هنگام خواب به آن ها ورود می کنند. آن ها قادرند انجام امور را سخت تر و یا آسان تر کنند. این موارد سازگاری و کاری که ما انجام می دهیم بستگی دارد.

آیا نوروفیدبک درمانی موثر برای افسردگی است؟

نوروفیدبک چگونه انجام می شود؟

در نوروفیدبک به وسیله ی دستگاهی به نام دستگاه egg‌ امواج مغزی شما اندازی گیری می شوند سپس هنگامی که مغز عملی را به صورت درست و به موقع انجام‌ می دهد پاداش می دهد. این پاداش می تواند پخش فیلم و یا آهنگ مورد علاقه ذهن شما باشد.

مثلا اگر امواج مغزی نشان دهند که شما آرامش دارید پاداش دریافت می کنید و اگر امواج مغزی شما در خلاف جهت مربوطه حرکت کنند پاداش از بین می رود. یکی از فاکتورهای مثبت نوروفیدبک این است که دستگاه به مغز یاد می دهد که چگونه وضعیت خود را تغییر دهد.

جدا از دلیل به وجود آمدن افسردگی و ریشه آن نوروفیدبک می تواند نقش زیادی در درمان و بهبود افسردگی داشته باشد.

نوروفیدبک چگونه افسردگی را درمان می کند؟

در حالت عادی مغز تمایل دارد در حالت خنثی باقی بماند این خنثی ماندن به ما کمک می کند که احساسات خود را مدیریت کنیم ممکن است  همه ی ما تجربه این احساسات منفی را داشته باشیم اما ماندن در این الگوها و یادآوری آن ها موجب عدم تعادل مغز خواهد شد. هرقدر افکار منفی بر مغز شما چیره شوند برگشت به حالت متعادل سخت تر خواهد بود.

همان طور که می دانید افسردگی در تمام زندگی فرد، از جمله نحوه تفکر کردن و انتخاب کردن انسان تاثیرگذار است. تفکر کردن  اول بر انتخاب های فرد و سپس انتخاب ها به تفکر فرد موثر هستند.

نوروفیدبک نوعی روش راحت و البته بدون مصرف هیچ گونه دارویی است.  فعالیت بیشتر در قسمت لوب پیشانی چپ باعث می شود خلق و خو و رفتار فرد مثبت تر شود و فعالیت های غیر طبیعی لوب پیشانی راست، در نهایت منجر به خلق و خوی ناراحت و افسرده می شود. انجام این امر اقدامات الگوهای تفکر مثبت تری را ایجاد می کند. این دستگاه به مغز یاد می دهد که تفکر منفی که بعدا به افسردگی منجر می شود را در آینده کاهش می دهد. در واقع نوروفیدبک به مغز شما آموزش می دهد هنگامی که احساس ناراحتی  به شما دست داد آن را به حس خوب تبدیل کنید و به مرور زمان به عادت شما تبدیل شود.

نوروفیدبک چه اندازه  برای درمان افسردگی تاثیر گذار است؟

در سال ۲۰۱۹ تحقیقی در رابطه با تاثیر نوروفیدبک برای کسانی که از افسردگی در برابر درمان(trp) رنج می برند انجام شد. بعد از گذشت ۱۲ هفته نتایج به صورتی بود که پاسخ دهی و درمان این مشکل ۵۸/۳ درصد اعلام شد. پس از این موضوع می توان این‌گونه نتیجه گرفت که نوروفیدبک علاوه بر بهبود علائم، به بهبود این علائم کمک می کند.

فرد وقتی یک موقعیت سخت عاطفی را پشت سر می گذارد ممکن است سال های سال با آن افسردگی زندگی کند، البته معمولا افراد روش هایی  چون رژیم های غذایی مختلف، مصرف داروهای مخصوص، هیپنوتیزم درمانی، ورزش درمانی و غیره را امتحان می کنند و نمی توان تاثیر آن ها را نادیده گرفت، اما حقیقت این است که نوروفیدبک با گذشت ۸ جلسه میتواند بسیار موثرتر و کارآمد تر از سایر روش ها باشد.

برای اثبات مفید بودن درمان نوروفیدبک تحقیقات بسیار زیادی انجام شده است و همگی اثر بخش بوده اند در حالی که سایر درمان ها چندان موثر نبوده اند. روش آلفا تتا نیز در مطالعات اثربخش اعلام شده است در حالی که آموزش  آن به درمان افسردگی و کسب آرامش کمک کند.

چرا نوروفیدبک یک گزینه عالی برای درمان است؟

نوروفیدبک درمانی کم ریسک همراه با بازدهی بالا شناخته شده است چراکه هیج گونه عوارضی پس از مصرف آن سلامتی شما را تهدید نخواهد کرد. در نظر داشته باشید که تغییر امواج مغز شخصیت و محتوای افکار را تغییر نمی دهد بلکه موجب می شود تا از بخش های مغز خود به صورت کارآمد استفاده کنید. این روش برای سلامت مغز خطری نخواهد داشت..

تغییر نحوه فکر کردن درباره ی درمان نوروفیدبک به شما کمک می کند که درباره ی همه مسائل بهتر و مفید تر تفکر کنید و همچنین با کار کردن روی عملکرد مغز، موجب بهبود کارایی سیستم عصبی و فکری شما خواهر شد.

علاوه بر موارد ذکر شده نوروفیدبک نقش زیادی در درمان وسواس، اضطراب، استرس، فوبیا، اختلالات خواب و اختلالات اضطرابی دیگر دارد.

منبع : آیا نوروفیدبک درمانی موثر برای افسردگی است؟ 

عوامل تحریک کننده افسردگی، ۵ عامل اصلی را بشناسید

عوامل تحریک کننده افسردگی، ۵ عامل اصلی را بشناسید عواملی که باعث تحریک افسردگی می شوند چه چیزهایی هستند؟ در چه شرایطی باید نسبت به افسردگی هوشیاری بیشتری داشته باشیم؟ یکی از شایع ترین اختلالات روانی افسردگی می باشد که آن را به عنوان سرماخوردگی ذهن می شناسند، عوامل بسیاری در محیط می تواند افسردگی […]

همه چیز درباره افسردگی پس از خیانت همسر

افسردگی پس از خیانت مشکلی است که بسیاری از زوجین را درگیر خود می کند و ممکن است باعث طلاق یا اختلال میان زوجین شود، اگر پس از خیانت زوجین با مشاور مشورت نکنند ممکن است با افسردگی پس از خیانت مواجه شوند. در این مقاله راه های کنار آمدن و درمان افسردگی پس از خیانت ذکر شده است.

وقتی زوجین نسبت به یکدیگر متعهد و صمیمی باشند و برای بهبود زندگی مشترک از هر جهت تلاش کنند، به آرامش و رضایت بیشتری دست پیدا خواهند کرد و در نتیجه احساس امنیت خواهند کرد. اما متاسفانه در بعضی موارد، زوجین نسبت به یکدیگر از هیچ لحاظ احساس تعهد ندارند و به خیانت جنسی و عاطفی دست می زنند که در نتیجه باعث مرگ زندگی عاشقانه و پر آرامش خود می شوند.

بهتر است در ابتدا با مفهوم خیانت به صورت کلی آشنا شویم:

رسیدن به آرامش بعد از خیانت

خیانت زناشویی به عملی ناشایست اطلاق می شود که طی آن هنجار شکنی و تعهد شکنی توسط یکی از زوجین صورت بگیرد و فرد با شخص سومی رابطه حسی یا جنسی داشته باشد. هر زوجی هنگام ازدواج عهد می بندد که به یکدیگر متعهد باشند و نیازهای یکدیگر را تامین کنند. هر گاه عملی برخلاف این تعهد صورت گیرد خیانت محسوب می شود. در واقع خیانت همان بی وفایی است.

متاسفانه این روزها شاهد افزایش آمار خیانت و طلاق هستیم. شاید بعضی افراد گمان کنند خیانت کردن فقط برقراری رابطه جنسی با فردی به غیر از همسر است، در صورتی که حتی هم کلام شدن با فردی که قصد صحبت های عاشقانه و برقراری رابطه عاطفی با شما دارد چه به صورت رو در رو و چه به صورت مجازی، خیانت محسوب می شود.

خیانت اثرات زیان باری به روح فرد آسیب دیده خواهد داشت که یکی از آنها افسردگی است.

بعد از خیانت همسر چه کنیم

واکنش هر کسی نسبت به خیانت و عوارض پس از آن متفاوت است که هر مورد را بررسی خواهیم کرد.

واکنش زنان:

بعضی از زنان پس از فهمیدن حقیقت تلخ خیانت ممکن است به دلیل نداشتن حامی سعی کنند زندگی خود را به همان صورت حفظ کنند و خشم و احساس خود را در نطفه خفه کنند. این سرکوب کردن ممکن است به ابتلای فرد به افسردگی منجر شود. معمولا این واکنش، توسط خانم های خانه دار و خانم هایی که حامی و پشتیبانی ندارند نشان داده می شود.

واکنش مردان:

اکثر مردان پس از فهمیدن خیانت شریک زندگی خود شدیدا دچار خشم و کینه می شود و تمایل دارند هرچه سریع تر به رابطه خود خاتمه ببخشند. می توان گفت گذشت زن ها نسبت به مردها در این قضیه بیشتر است.

معمولا فرد خیانت دیده پس از فهمیدن موضوع خیانت، زندگینامه و عملکرد خود را بررسی می کند. معمولا خانم ها در این مواقع سریعا خود را سرزنش می کنند و اعمال خود را علت این خیانت می دانند. گاهی اوقات زن حتی ممکن است خود را فردی کم ارزش تلقی کند. مردان پس از فهمیدن خیانت همسر خود بی کفایتی جنسی خود را عامل این خیانت می دانند اما به نسبت زنان کم تر نشخوار فکری می کنند.

چرا پس از خیانت همسر دچار افسردگی می شوید؟

نشخوارهای فکری و مقصر دانستن خود در خیانت همسر ممکن است فرد را به ورطه افسردگی بکشاند. خیانت ممکن است آسیب های دیگری مانند احساس اضطراب، عدم اعتماد به نفس و خود کم بینی، استرس بعد از حادثه، روان پریشی و غیره را به وجود بیاورد اما احساس افسردگی شایع ترین آن هاست.

جالب است بدانید پس از وقوع خیانت فقط فرد خیانت دیده آسیب نمی بیند و ممکن است فرد خیانت کار نیز ممکن است به علت احساس عذاب وجدان و پشیمانی دچار افسردگی و نشخوار فکری شود.

افسردگی پس از خیانت شوهر

همان طور که پیش تر گفتیم خیانت کردن آسیب های روانی زیان باری برای فرد خواهد داشت اما یکی از مهم ترین این آسیب ها افسردگی است.

طبق تحقیقاتی که انجام شده میان افسردگی و خیانت زناشویی رابطه ای بسیار قوی کشف شده. در این صورت سه حالت وجود خواهد داشت.

حالت اول: فرد پیش از خیانت همسرش به بیماری افسردگی مبتلا بوده. در این صورت افسردگی پیشگویی کننده خیانت همسر است.

حالت دوم: فرد پس از فهمیدن حقیقت تلخ خیانت به افسردگی دچار می شود که در این صورت می فهمیم افسردگی در نتیجه خیانت همسر به وجود آمده است.

حالت سوم: در این حالت فرد پیش از وقوع خیانت همسرش به افسردگی مبتلا بوده و پس از فهمیدن خیانت افسردگی اش شدت پیدا کرده که در این صورت مشخص می شود خیانت نیروی محرک افسردگی بوده است

در تمام حالاتی که ذکر شد شروع و پیگیری درمان ضروری است.

با درمان افسردگی می توانید یک زندگی سالم و بی دغدغه از نو آغاز کنید.

ایا بعد از خیانت میشود زندگی کرد

فرد خیانت دیده غم و اندوه خود را به شکلی برای دیگران توصیف می کند انگار بدترین اتفاق دنیا برایش افتاده و انگار دنیا به آخر رسیده. این اشخاص اگر شاهد مرگ همسرشان بودند راحت تر می توانستند با شرایط کنار بیایند و از لحاظ روحی روان سالم تری داشتند. فرد خیانت دیده احساس درماندگی می کنند و امید دیگری به زندگی ندارند چرا که معتقدند همه آرزوهایشان نقش بر آب شده. البته باید توجه کنید که هر فرد بنا به نوع خیانتی که متحمل شده و با توجه به شخصیتی که دارد واکنش متفاوت نشان خواهد داد.

وقتی فرد خیانت دیده معتقد باشد زندگی به هر قیمتی باید حفظ شود و فقط یکبار باید ازدواج کند صدها برابر آسیب پذیر تر از فردی است که معتقدند است دنیا به آخر رسیده و می تواند شریک عاطفی دیگری برای خود انتخاب کند.

البته بعضی از افراد از نظر شخصی آسیب پذیر تر از دیگر افراد هستند.

مشاهده ی وقایع شرم آور

وقتی فردی در زندگی ناگهان خیانت را با چشمان خود می بیند ضربه شدید روحی را تجربه می کند. فرد با این مشاهدات مورد تحقیر قرار می گیرد و امکان ابتلایش به افسردگی، چندین برابر می شود.

طبق تحقیقات انجام شده اگر فرد پس از فهمیدن خیانت همسرش خودش برای جدایی اقدام نکند و پیشنهاد جدایی را از طرف همسرش دریافت کند احتمال افسردگی بیشتری خواهد داشت.

در مورد مردان نیز، معمولا هنگامی به افسردگی مبتلا می شوند که در مورد خیانت همسرشان مردد باشند و اطمینان کامل نداشته باشند. یعنی آگاه شدن از خیانت برای آنها آسان تر از شک و تردید در این رابطه است

طبق بحثی که تا الآن داشتیم نتیجه می گیریم که خیانت زناشویی تهدیدی جدی برای زوجین به حساب می آید و اثرات جبران ناپذیری بر زندگی مشترک زوجین و حال روحی آنان خواهد داشت. پس بهتر است برای جلوگیری از این اتفاق هر کاری از دستمان بر می آید انجام دهید. اما وقتی صورت گرفت باید چه نوع درمانی انجام دهیم؟

درمان افسردگی پس از خیانت روش های مختلفی دارد از جمله:

  •  زوج درمانی گروهی
  • زوج درمانی
  • درمان رفتاری ـ شناختی
  • رفتار درمانی

همه چیز درباره افسردگی پس از خیانت همسر

تاثیر زوج درمانی برای درمان افسردگی پس از خیانت

وقتی همسر خیانت کار به معنای واقعی از عمل ناشایست خود پشیمان باشد و قصد بازسازی رابطه را داشته باشد از زوج درمانی استفاده می کنیم. نکته بسیار مهم در اثرگذاری زوج درمانی همراهی هر دوی زوجین است. اگر حتی یک نفر از آن ها برای بازسازی رابطه تلاشی نکنند بازسازی رابطه غیر ممکن خواهد بود.

فواید زوج درمانی گروهی برای درمان افسردگی پس از خیانت به همسر

زوج درمانی عبارت است از تجمیع زوج هایی با تجربیات مشابه و به اشتراک گذاشتن ویژگی های زندگی مشترک با یکدیگر. فایده این درمان این است که این افراد احساس غربت کمتری می کنند و فکر نمی کنند این مشکل فقط مختص خودشان است و تا حدودی به همدیگر دلگرمی می دهند. وقتی در این مسئله احساس همراه بودن با دیگران را داشته باشند تحمل و هضم خیانت برایشان آسان تر خواهد بود و ممکن است از تجربیات همدیگر استفاده کنند.

اهمیت درمان رفتاری ـ شناختی یا cbt در درمان افسردگی پس از خیانت همسر

همان طور که پیش تر گفتیم وقتی فرد متوجه خیانت همسر خود می شود ممکن است شروع به نشخوار فکری کند و دائما عباراتی مانند: من لیاقت این زندگی را نداشتم، من بی ارزش هستم، من لایق این علاقه نبودم و غیره را با خود تکرار کند و با همین افکار پوچ خود را افسرده و بیمار کند.

درمان رفتاری ـ شناختی این افکار پوچ و بیهوده شما را اصلاح می کند و با تغییر باورهای شما افسردگی را پله پله از بین می برد.

تاثیر رفتار درمانی برای درمان افسردگی پس از خیانت

هنگامی که هر دوی زوجین تمایل دارند خود را اصلاح کنند و رابطه را از نو بسازند رفتار درمانی کارساز خواهد بود. در این روش به زوجین توصیه هایی درباره صمیمیت و تعهد بیشتر ارائه می شود.

برخی موارد موثر در  رفتار درمانی را با همدیگر مرور می کنیم:

1) آگاهی دادن به زوجین درباره اختلافات طبیعی زندگی مشترک و مشکلات روحی پس از آن

2) افزایش ارتباطات مثبت از طریق تعامل های سازنده با یکدیگر

3) آگاهی بخشیدن به افراد در زمینه پذیرش تفاوت های زوجین

4) آموزش به آنها برای جلوگیری از وقایعی مانند تهدید و سرزنش همدیگر

5) تلاش برای تحریکات اذیت کننده

6) اصلاح افکار منفی درباره همه چیز

7) برنامه ریزی در جهت حل مشکلات زناشویی

8) استفاده از دارو درمانی به همراه زوج درمانی می تواند تا حدود زیادی به حل مشکل شما کمک کند البته باید توجه کنید که دارو درمانی به تنهایی نمی تواند مشکل شما را حل کند و دارو درمانی، افسردگی و علائم مربوط به آن را تعدیل می کند تا فرد هنگام درمان و حضور در جلسات درمان آمادگی بیشتری داشته باشد.

چگونه می توان افسردگی بعد از خیانت همسر را از بین برد

اگر شما هم احساس می کنید پس از خیانت شوهر خود افسرده و مضطرب هستید بهتر است هر چه سریع تر به متخصص مربوطه مراجعه کنید و روند درمان را هر چه سریع تر آغاز کنید.

فراموش نکنید که خیانت ناگوار و تلخ است اما مشکلی درمان پذیر است.

بهترین روش های درمان افسردگی بعد از خیانت همسر

وقتی حقیقت خیانت آشکار شد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ قادر به ادامه این زندگی نیستید؟ قصد دارید زندگی خود را بازسازی کنید؟ در این مقاله با افسردگی پس از خیانت بیشتر آشنا خواهیم شد.

افسردگی پس از وقوع خیانت همسر چگونه ایجاد می شود؟

وقتی فرد نسبت به خیانت همسر خود اطلاع پیدا می کند انواع احساسات منفی به ذهنش وارد می شوند. پس از گذشت چهار مرحله افسردگی به وجود شما رسوخ می کند. این مراحل را به ترتیب مرور می کنیم:

1) شوک و انکار

2) احساس گناه و خشم

3) چانه زنی

4) تامل و افسردگی

اگر بتوانید این مراحل را به همین ترتیب طی کنید به حقیقت ماجرای خیانت دست پیدا می کند. البته گذراندن و درمان و هضم افسردگی پس از خیانت، فرآیندی زمان بر است.

با شنیدن این خبر ممکن است به شما شوک وارد شود و اصلا باور نکنید کسی که چندین سال شریک غم و شادی شما بوده حالا به شما خیانت کرده است. ممکن است این قضیه برای شما قابل باور باشد اما دوست نداشته باشید آن را قبول کنید.

وقتی در معرض این اتفاق قرار بگیرید می توانید آن را باور کنید و به همین دلیل خشم بسیار زیادی وجود شما را فرا خواهد گرفت. ممکن است در کنار این احساس خشم خود را نیز سرزنش کنید و کمبودهای خود را دلیل خیانت همسر بدانید..

در این مرحله علاوه بر همسرتان از خودتان نیز عصبانی هستید چون مدام در ذهن خود ای کاش و اگر مرور می کنید و خود را مقصر صد در صد می دانید.

هنگامی که این افکار منفی بر ذهن شما چیره شود در نهایت دچار افسردگی می شوید. ناراحتی و غم آخرین مرحله و آخرین واکنش پس از خیانت است که موجب می شود از خود و بقیه بپرسید حالا بعد از خیانت او چه باید بکنم؟

در حین دوران افسردگی پس از خیانت همسر ممکن است احساسات مختلفی مانند احساس گناه، احساس خجالت، احساس شرم، احساس عصبانیت و غم و ناراحتی را تجربه کنید و حتی ممکن است احساس عشق و نفرت را به صورت همزمان تجربه کنید. ممکن است تصور کنید این احساس از بین نخواهد رفت و شما مجبور هستید تا آخر عمر با همین حس زندگی کنید در صورتی که اینطور نیست.

طبق تحقیقات انجام شده درمان افسردگی پس از خیانت همسر هجده ماه تا دو سال زمان می برد و پس از آن احساس غم و ناراحتی کاملا از بین می رود. پس نگران این مسئله نباشید.

راه های درمان احساس افسردگی پس از خیانت همسر

درمان از بین بردن ناراحتی فرد خیانت دیده به صورت یک شب و کوتاه مدت ممکن نیست پس توجه داشته باشید قرار نیست در زمان کم معجزه اتفاق بیفتند اما می تواند کاربردی باشد. در این زمینه روش های مختلفی برای درمان وجود دارد اما اگر می خواهید زودتر از افسردگی خلاص شوید اول از همه زمان را در نظر بگیرید.

خود را رها کن و بگذار غمگین بشوی در درمان افسردگی

حس اندوه و غم در فردی که خیانت دیده اولین حسی است که به سراغ او خواهد آمد. برای درمان این افسردگی نباید خود را ملامت و سرزنش کنید. اگر تمایل دارید گریه کنید و غمگین باشید مانع خود نباشید و خود را رها کنید.

ممکن است اطرافیان به شما توصیه کنند ناراحت نباشید و سعی کنید از احساسات منفی دور شوید اما فراموش نکنید تا زمانی که به اندازه کافی سوگواری نکنید و به خود زمان ندهید نمی توانید از این مرحله سربلند بیرون بیایید.

مقابله کردن با این احساس چیزی را عوض نمی کند و در شما تغییر مثبتی به وجود نمی آورد فقط در فراسوی قلب و ذهن شما پنهان می شود.

حس از دست دادن زندگی مشترک و شریک زندگی بسیار ناراحت کننده است و احتیاجی نیست آن را انکار کنید پس تلاش نکنید با آن بجنگید.

بسیاری از افراد تصور می کنند خودشان شخصا علت خیانت هستند. به عنوان مثال اگر ظاهر قشنگ تری داشتند و یا اگر به مقدار بیشتر با همسر خود رابطه جنسی داشتند خیانت اتفاق نمی افتاد. در صورتی که این افراد فقط خود را نسبت به مسیر درمان دور می کنند.

وقتی فردی خیانت می کند کنترلی بر اخلاق و امیال خود ندارد پس شما نمی توانید خود را مقصر این قضیه بدانید.

با تنهایی مواجه شو

پس از احساس غم و ناراحتی احتمالا احساس تنهایی می کنید و نا امید هستید. کسی که چندین سال با او زندگی کرده اید و با هم صمیمی بوده اید برای همیشه از زندگی شما رفته و دیگر امکان ندارد که برگردد.

وقتی احساس تنهایی می کنید و دلتان نمی خواهد دوستان و آشنایان را ببینید اما رها شدن شما فقط از عهده خودتان بر می آید. باید آرام آرام به خود فرصت دهید به زندگی برگردید.

احساسات خود را بشناس و سعی کن آن ها را تخلیه کنید

نباید خود را در غار نا امیدی حبس کنید. احساسات بروز نداده شما تبدیل به نا امیدی می شود و شما را به نابودی می کشاند. وقتی حس غم با ناامیدی ترکیب می شود نجات از این حال مشکل خواهد بود.

وقتی تمام احساسات منفی به شما هجوم آوردند سعی کنید آن ها را متوقف کنید و سه بار نفس عمیق بکشید. از طریق بینی هوا را به داخل بکشید و از طریق دهان آن را با آرامش کاهش دهید.

این روش گاهی اوقات به بهبود حال شما کمک می کند اما اگر از آن نتیجه ای نگرفتید می توانید احساسات منفی خود را به روی کاغذ بیاورید و آن ها را از دهن خود تخلیه کنید.

به سلامت جسمی خود کمک و برای آن تلاش کنید

برای خود یک برنامه سالم روزانه تنظیم کنید. به تغذیه غذایی خود اهمیت دهید به اندازه کافی بخوابید و برای ورزش و نرمش وقت بگذارید عادات سالم باعث می شود به زندگی خود احساس بهتری داشته باشید. انجام دادن عادات سازنده به آرامش ذهن شما نیز کمک خواهند کرد.

اگر احساس می کنید به تنهایی رغبت به انجام این کارها ندارید از یک دوست یا یکی از اعضای خانواده کمک بگیرید و به صورت همزمان یک زندگی سالم را تجربه کنید.

زمانی را فقط برای خودت در نظر بگیر

برای ترمیم احساسات پس از خیانت همسر احتیاج دارید زمانی را برای تفریح و پرداختن به امور مورد علاقه خود در نظر بگیرید.

می توانید این زمان را صرف اموری کنید که جدید هستند و برای شما تازگی دارند. این نوع تفریح ها می توانند افکار شما را مدیریت کنند.

علت مسئله را درک کن

در نظر بگیرید که همه ی وقایعی که در زندگی شما رخ می دهند نمایانگر مشکلات نیستند. گاهی افراد در روابط به دلیل خود بینی و یا بی توجهی به تبعات بعد از آن به خیانت دست می زنند.

اگر به هر دلیل قصد دارید به زندگی مشترک خود ادامه دهید لازم است دلیل و علت خیانت همسر خود را ریشه یابی کنید. باید مشکلات را شناسایی کنید و همه آجر ها را از نو و روی هم سوار کنید.

حتی اگر قصد ادامه زندگی با شریک زندگی خود را ندارید شناسایی مشکلات زندگی در روابطی که قرار است در آینده داشته باشید تاثیر مثبت خواهد داشت.

سعی کنید ببخشید در درمان افسردگی پس از طلاق

شاید پیش خود فکر کنید که بخشیدن کسی که به شما خیانت کرده کاملا غیر ممکن به نظر می رسد اما رها شدن از اتمسفر بعد از خیانت، فقط و فقط با بخشش ممکن است.

شما باید بیاموزید اتفاقات را بپذیرید و رها کنید. بخشش تنها راهی است که امکان پیشرفت و حرکت رو به جلو را به شما می دهد. شاید تصور کنید سخت است اما رهایی پس از بخشش به قدری شیرین است که ارزشش را خواهد داشت.

احتیاجی نیست به تنهایی با مشکلات بجنگید

برای درمان افسردگی پس از خیانت همسر احتیاجی به تنهایی نیست

اگر به تنهایی قادر نیستید تا مرحله به مرحله با مشکلات بجنگید بهتر است با یک مشاور مشورت کنید تا حل مشکل خود را آسان کنید.

صحبت کردن با یک متخصص مطمئنا نتیجه بخش تر و سریع تر خواهد بود پس سعی نکنید خود را در تنهایی حبس کنید و با کمک یک مشاور مشکلات خود را یکی پس از دیگری حل کنید.

نتیجه گیری

احساس غم و اندوه پس از خیانت یکی از طبیعی ترین واکنش های فرد خیانت دیده است. در این مراحل سعی نکنید جلوی سوگواری کردن خود را بگیرید. اگر به اندازه کافی غم و اندوه خود را تخلیه نکنید نمی توانید از این مرحله با موفقیت عبور کنید. در این راه زمان زیادی نیاز دارید پس توقع یک معجزه کوتاه مدت را نداشته باشید تنها با بخشش و عفو فردی که به شما خیانت کرده می توانید به زندگی پر آرامش خود باز گردید.

منبع : همه چیز درباره افسردگی پس از خیانت همسر 

بهترین راه های درمان افسردگی جوانان و کمک به جوان افسرده

ممکن است والدین افراد افسرده احساس کنند که نمی توانند به فرزند خود کمک کنند و اوضاع او را بهبود ببخشند. افسردگی می تواند حتی والدین را هم به سمت افسردگی بکشاند.

در این مقاله چند نکته که به بهبود حال جوانان و فرزندان افسرده کمک می کند ذکر شده است.

بهترین راه درمان افسردگی جوانان

در این شرایط ممکن است والدین نسبت به افسردگی فرزند خود شک داشته باشند، بنابراین بهترین کار کمک گرفتن از مشاور است. مشاور بهترین راه برای درمان فرزند شما را انتخاب می کند و ممکن است جلسات خانواده درمانی را نیز تنظیم کند.

کمک خانواده به فرد افسرده

والدین معمولا نگران طلاق هستند در حالی که دعوا، مصرف الکل و درگیری های شدید تاثیر بد و مخرب تری بر روحیه فرزند آن ها دارد. شاید پدر و مادر بتوانند در چنین محیطی زندگی کنند ولی فرزندان نباید تاوان اشتباهات آن ها را پس دهند.

ممکن است والدین وقتی نداشته باشند که با فرزند خود بگذرانند، اما باید سعی کنند که با فرزندان خود رابطه نزدیک تری برقرار کنند.

نحوه برخورد با فرزند افسرده

سعی کنید هنگامی با فرزند خود در مورد افسردگی صحبت کنید که خانه در آرامش قرار داشته باشد، از فرزند خود نپرسید که چه احساسی دارد زیرا ممکن است جواب بدهد خوب است و از حرف دیگری اجتناب کند. هیچ وقت در مورد این که چرا در اتاقش می ماند یا این که چرا تنهایی را دوست دارد با او بحث نکنید.

نوجوان ها به ندرت می توانند احساسات خود را به درستی بروز دهند اما اگر آرام باشید بالاخره می توانید با آن ها ارتباط برقرار کنید. شاید نوجوان شما پرخاشگر باشد ولی واقعا به کمک شما نیاز دارد.

درمان افسردگی جوانان در خانه

درمان افسردگی به شدت افسردگی بستگی داشته و همه به دارو درمانی نیاز ندارند، تنها با حرف زدن در مورد احساساتشان ممکن است روند درمان طی شود اما تشخیص این موضوع به عهده متخصص است.

حرف زدن در مورد احساسات در پسران سخت تر از دختران است بنابراین نمی توان یک درمان مشخص برای تمام افراد مشخص کرد اما می توان رویکردهای درمانی موثر را بررسی کرد.

رابطه جوان افسرده با درمانگر

رابطه ای که فرد تحت درمان با درمانگر خود به وجود می آورد مهم تر از شیوه درمان است.

تمام روش های درمانی نیازمند جلسات مکرر و منظم هستند و کیفیت این جلسات از اهمیت زیادی برخوردار است.

روان درمانی به بررسی مشکلات زندگی فرد می پردازد و به جوان کمک می کند تا استرس و افسردگی خود را کاهش دهد و راهی برای کنترل احساسات خود پیدا کند.

میزان پیشرفت فرد باید به طور مدوام بررسی شود. درمانگر مجاز نیست که هیچ یک از رازهای جوان را افشا کند مگر این که جوان قصد خودکشی یا رفتارهای پرخطر را داشته باشد و شما به عنوان پدر و مادر باید آگاه باشید که رابطه بین فرزند شما و مشاور او یک رابطه کاملا خصوصی است.

انواع درمان افسردگی جوانان

درمان شناختی رفتاری

این نوع درمان برای جوانان بسیار موثر است. در این روش جلسات هفته ای یک یا دوبار ( بستگی به نظر درمانگر دارد) برگذار می شوند، در این روش درمانگر به جوان کمک می کند تا آسیب های افسردگی را بر زندگی خود احساس کند تا بتواند از رویکردهای جدید استفاده کند، جوان ها نیز معمولا از این روش استقبال می کنند. در این شرایط جوان کم کم دید مثبتی نسبت به اطراف خود پیدا می کند.

درمانگر ممکن است اهداف کوتاهی برای فرد مشخص کند و جوان را به سمت تحقق این اهداف تشویق کند.

خانواده درمانی

در این روش درمانگر به حضور پدر و مادر حتی گاهی خواهران و برادران نیز نیاز دارد.

خانواده درمانی به تحکیم و بررسی روابط خانوادگی می پردازد، در این روش اعضای خانواده به مرور می آموزند که رابطه بهتری با یکدیگر برقرار کنند و درک بهتری از احساسات یکدیگر پیدا می کنند.

معمولا بسیاری از افراد علاقه ای به حضور در جلسات خانواده درمانی ندارند زیرا احساس می کنند که انگشت اتهام قرار است به سمت آن ها گرفته شود یا بحث و درگیری شکل می گیرد ولی در طول این جلسات درمانگر جو را بسیار آرام نگه می دارد.

جلسات خانواده درمانی در شرایطی که خانواده باعث وخیم شدن افسردگی جوان یا نوجوان می شوند تجویز می گردد.

دارو درمانی

دارو درمانی برای درمان افسردگی متوسط و شدید استفاده می شود و معمولا در کنار آن از روان درمانی یا خانواده درمانی نیز استفاده می شود.

دارو درمانی ممکن است در ذهن برخی از افراد ترسناک باشد و فکر کنند که تا آخر زندگی باید از این دارو ها استفاده کنند. اما به این صورت نیست داروی ضد افسردگی حداکثر برای شش ماه تجویز می شود.

مصرف دارو ضد افسردگی معمولا در همان چند هفته اول نتیجه بخش است اما با قطع دارو دوباره فرد به شرایط اولیه باز می گردد برای همین دارو باید به مدتی که دکتر روانپزشک تجویز می کند ادامه یابد و به هیچ عنوان خود فرد نباید تغییری در دوز دارو به وجود بیاورد.

نوجوان و جوانان افسرده نمی توانند در دوره های روان درمانی عملکرد مناسبی داشته باشند، زیرا احساس پوچی و سردرگمی کامل دارند، اما با کمک قرص کم کم احساس بهتری پیدا می کنند و در گفت و گوها شرکت می کنند.

داروهای ضد افسردگی حکم معجزه را ندارند ولی به مرور به بهبود حال جوان کمک می کنند، حتما از دکتر در مورد عوارض جانبی دارو بپرسید و در مورد آن اطلاعات کامل را به دست بیاورید.

مدت زمان مصرف درمان

این موضوع نیز دغدغه بسیاری از والدین و جوانان است. البته که نمی توان قاطعانه زمانی را تعیین کرد زیرا افسردگی نیز درجات متفاوتی دارد و روحیه هر شخص با دیگری متفاوت است.

مدت زمان درمان به عوامل زیادی بستگی دارد و درگیری های خانوادگی، انزوا، اختلالات اضطراب و موضوعات دیگر درمان را طولانی تر می کند.

اما تحقیقات نشان داده است که تقریبا 80 دردصد از جوان ها در طی یک دوره دو ساله مداوم بهبود یافته اند.

نقش والدین در درمان

ممکن است والدین تحت تاثیر افسردگی فرزند خود قرار بگیرند و احساس کنند که نمی توانند کاری برای بهبود او انجام دهند. اما آن ها مهم ترین نقش را در درمان فرزند خود دارند.

درمان افسردگی در خانه شامل کارهایی است که والدین در این مورد می توانند انجام دهند و شامل موارد زیر است:

حمایت از جوان یا نوجوان

افسردگی باعث تغییر حالات روحی فرد می شود، فرزند شما ممکن است پرخاشگر، زودرنج، حساس، دمدمی مزاج یا عصبانی بشود و اغلب این عصبانیت را نسبت به والدین خود نشان دهد.

افسردگی به خودی خود باعث دوری فرزند از والدین می شود، در این شرایط والدین باید سعی کنند تا احساسات فرزند خود را درک کرده و عصبی نشوند.

راه های زیر به والدین در برقراری ارتباط با جوانان و نوجوانان افسرده کمک می کند:

حفظ ارتباط با فرزند افسرده

والدین باید موضوعاتی را پیدا کنند که هم برای والدین و هم برای فرزندن جداب باشد و هردو از رد و بدل کردن اطلاعات در مورد آن موضوع لذت ببرند.

در این حالت زمانی که جوان یا نوجوان به مشکلی بر میخورد سعی می کند، در مورد آن با والدین خود صحبت کند.

به یاد داشته باشید که به هیچ وجه نباید احساسات او را دست کم بگیرید یا حرف او را قطع کنید، این کار باعث می شود تا فرزند شما دیگر علاقه ای به صحبت کردن با شما نداشته باشد.

البته ارتباط با جوانان به ویژه نوجوانان بسیار دشوار است. شما ممکن است مدام احساس کنید که فرزندتان با عصبانیت و پرخاشگری دست رد به سینه شما می زند. اما هرگز استمرار خود را از دست ندهید. سعی کنید علاقه مندی های او را دنبال کنید تا نقطه مشترکی با فرزند خود پیدا کنید.

اختصاص وقت به جوان افسرده

در هر شرایطی والدین باید ساعتی از روز را به فرزندان خود اختصاص دهند، البته نوجوانان تمایل دارند که تنها باشند و به خصوص از بودن در کنار والدین خود اجتناب می کنند. سعی کنید یک فعالیت مشترک پیدا کنید. فعالیتی مانند تماشای سریال، فیلم، خرید کردن و قدم زدن می تواند جزو این فعالیت ها باشد.

از تمام زمان هایی که کنار هم هستید استفاده کنید. مطمئن باشید که فرزند شما متوجه تلاش شما می شود.

گوش کردن به جوانان

گوش کردن باعث تقویت ارتباط شما می شود وقتی جوان احساس کند که به احساسات او گوش داده می شود بیش تر سعی می کند با والدین خود تعامل برقرار کند.

هیچ وقت فرزند خود را نصیحت نکنید بلکه سعی کنید با او همدردی کنید لازم نیست الکی سعی کنید آن ها را خوشحال کنید همین که به حرف ها و صحبت های آن ها با تمام وجود گوش دهید آن ها را خوشحال می کند.

شنیدن مشکلات فرزند می تواند بسیار دشوار باشد اما نباید این ناراحتی را نشان دهید یا عنوان کنید فرزند شما باید احساس کند که شما محرم راز او هستید بنابراین از مشکل او با هیچ کسی بجز روانشناس مراجعه کنید.

بحث و گفت و گو بین شما نباید فقط مربوط به مسائل اضطراب باشد شما باید در مورد جنبه های مثبت زندگی نیز صحبت کرده و سعی کنید حال فرزندتان را بهبود ببخشید.

تشویق به گام های کوچک

شاید مشخص نباشد اما فرزندان نیاز به تشویق والدین دارند چیزی که باید در این مورد دقت کنید این است که الکی از فرزند خود تعریف نکنید زیرا او متوجه می شود و احساس می کند که او را مسخره می کنید. سعی کنید این تعریف و تشویق واقعی و از ته قلب باشد. بنابراین تشویق باید شکل منطقی و معمول داشته باشد.

برای این کار از روش های زیر استفاده کنید.

  1. توجه به پیشرفت و بهبود درسی در فرزندان
  2. تشکر از نوجوان در فعالیت و کمک هایی که از روی وظیفه شناسی انجام می دهد.
  3. تعریف از او به دلیل آراستگی ظاهری

تشویق باعث می شود که جوان دوباره روحیه گم شده خود را پیدا کند و این بهترین کمک به آن ها است. ممکن است به ظاهر جوان به حرف های شما اهمیت ندهد اما در درون احساس خوشحالی پیدا می کند و سعی می کند که این پیشرفت را ادامه دهد.

تنش خانواده در افسردگی جوانان

در شرایط معمول رفتار جوانان می تواند تربیت را دشوار کند. زیرا آن ها به آرامی یاد می گیرند که چگونه از والدین خود جدا شوند و این موضوع باعث ایجاد تنش در خانواده می شود.

درک استقلال جوانان می تواند سخت باشد و محدودیت هایی که در خانواده وجود دارد را بشکند.

در این شرایط خانواده باید قاطع باشد، در هنگام ارتباط و احساسات از جوان حمایت کند، او را تشویق کند و به او کمک کند تا مسئولیت های خودش را بشناسد.

انجام این موارد در کنار یکدیگر می تواند بسیار چالش انگیز باشد و افسردگی این راه را سخت تر می کند. ممکن است ندانید که چه زمانی را باید با او بگذارنید یا چقدر قوانین خانه را سخت بگیرید.

این کار بسیار حساس است و اگر کمی اشتباه کنید ممکن است تمام تلاش شما نابود شود.

برای حل این اختلافات ما چهار راه به شما معرفی می کنیم. مذاکره، اظهارنظر جسورانه، گوش کردن، مکث

رفتار صحیح با فرد افسرده

مذاکره یک روش درمان جوان افسرده است.

رمز موفقیت در مذاکره این است که جوان نباید احساس کند که قوانین به او تحمیل می شوند و باید این قوانین را بپذیرد و با آن ها کنار بیاید.

مذاکره در حقیقت این کار را انجام می دهد و به شما کمک می کند تا به بهترین راه حل برسید و ارتباط شما با فرزندتان را نیز بهبود می بخشد.

اجازه انتخاب دادن باعث ایجاد اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری در فرزندتان می شود  به طور مثال اگر فرزند شما نمی خواهد از کوله قدیمی خود استفاده کند می توانید به او بگویید که یا از آن استفاده کند و یا پول هایش را جمع کند و یکی بخرد.

گزینه های پیش رو باید عملی و واقعی باشند به یاد داشته باشید که افراد افسرده در تصمیم گیری مشکل دارند بنابراین از انتخاب آن ها تمجید کنید تا مشتاق شوند و تصمیم های بیش تری اتخاذ کنند.

به افراد افسرده چه بگوییم؟

والدین علاوه بر این که باید شنونده خوبی باشند باید بتوانند که فرزندان خود را به چالش بکشند آن ها نباید از عادات بد فرزندانشان غافل شوند.

پرورش درست یعنی گوش دادن و در عین حال نظر قاطع خود را بیان کردن.  البته مهم است که نظر خود را چگونه بیان کنید اگر به فرزندتان سرکوفت بزنید هیچ گاه به حرف شما عمل نمی کند. ولی نباید منفعل باشید و از ترس ناراحت کردن فرزند خود نظر خود را بیان نکنید. به یاد داشته باشید که نظر شما باید قاطع و محترمانه بیان شود.

گوش کردن یکی دیگر از راه های درمان نوجوان افسرده

گوش کردن  وقتی مفید است که فرد سعی کند احساسات و حرف های طرف مقابل را درک کند یعنی خودش را جای او بگذارد و وقایع را از دید او ببیند.

در این شرایط فرد باید به سختی تلاش کند تا عمق مشکلات دیگری را درک کند. سرزنش و بازخواست باید از روابط حذف شود مطمئن باشید هرکس برای کاری که انجام می دهد دلیلی دارد و تا زمانی که مشکل ریشه ای از بین نرود رفتار فرد بهبود پیدا نمی کند، سرزنش و بازخواست نیز نمی تواند رفتار فرد را اصلاح کند.

تکنیک مکث برای درمان جوانان افسرده

وقتی فرزندتان به شما توهین می کند، قوانین را می شکند و دردسر درست می کند به هیچ عنوان سر او داد نزنید یا مانند او برخورد نکنید.

در این لحظه باید مکث کنید و هیچ چیز نگویید تا بتوانید کنترل خود و شرایط را حفظ کنید به یاد داشته باشید که فرزند شما قصدی از کارهای خود ندارد و فقط نمی تواند احساسات خود را کنترل کند.

سعی کنید نفس های عمیق بکشید یا حتی آن مکان را ترک کنید در فرصت های دیگر می توانید برای آن مشکل کاری کنید.

به یاد داشته باشید که کمک مشاور می تواند همه چیز را آسان تر کند ممکن است در ابتدا کمک خواستن از یک نفر بیرون از خانواده سخت باشد ولی مشاور با مهارتی که دارد روند درمان را بسیار سریع می کند در عین حال بعضی از روش ها ممکن است برای فرزند شما پاسخگو نباشد یا پاسخ معکوسی به همراه داشته باشد، مشاور یا درمانگر با تخصصی که دارد می تواند این امور را به سرعت تشخیص بدهد.

منبع : بهترین راه های درمان افسردگی جوانان و کمک به جوان افسرده