هدف از رهیافت انرژی های اصلی بهبود سلامتی فرد از طریق تمرکز بر توازن و جریان انرژی مابین بدن، مغز، عواطف، و روح می باشد.

در این فرآیند درمانی فرض می شود که خصوصیات غریزی یک شخص، منعکس کننده خصوصیات جهانی عشق، عقل، آرامش و قدرت بوده و درمانگران واجد شرایط مربوط به این رهیافت درمانی، به افراد کمک می کنند تا به یک وضعیت مناسبی از این خصوصیات درونی درست یابند.

• توسعه رهیافت انرژی های اصلی

• سه لایه شخصیتی

• چهار مرحله مربوط به رهیافت انرژی های اصلی

• تکنیک ها و روش های مربوط به رهیافت انرژی های اصلی

• مشکلات حل شده با استفاده از رهیافت انرژی های اصلی

• آموزش رهیافت انرژی های اصلی

• محدودیت ها و نگرانی های مربوط به رهیافت درمانی انرژی های اصلی

توسعه رهیافت انرژی های اصلی

رهیافت انرژی های اصلی در اوایل دهه ۱۹۷۰ و توسط جان سی. پیراکوس که یک دکتر بالینی بود، تاسیس شد.

این رهیافت درمانی بر مبنای عقاید و آموزش های پزشک ها، دانشمندان و فیلسوفانی ایجاد شده است که از وجود داشتن نیروی مثبت و خلاق مابین انسان ها حمایت می کردند.

این نظریه به شدت تحت تاثیر کار ویلهلم ریچ قرار گرفته بود. ریچ معتقد بود که انرژهای درونی مسدود شده، بدن را شکل می دهند و منجر به رشد الگوهای زندگی منفی می شوند.

پیراکوس، همانند ریچ، بر این باور بود که محرک های انسانی از نظر مبنایی خوب هستند و این محرک ها باید مورد تشویق و حمایت قرار گیرند تا فرآیند درمان را تسهیل بخشند.

پیراکوس قبل از اینکه به همراه ریچ، و به کمک الکساندر لاون تحلیل بیو انرژتیک – که نوعی روان درمانی بدنی می باشد – ایجاد کنند، خودش بیمار و دانشجوی ریچ بوده است.

آنها به همراه یکدیگر موسسه بیو انرژتکیز را در سال ۱۹۵۵ تاسیس کردند، که در ادامه کار ریچ برای توسعه رهیافت جدید بوده است.

آنها ایده مبنایی – داشتن یک ارتباط فعال و پر انرژی با زمین- را برای پیشرفت حس امنیت درونی برای افراد درمانجو، معرفی کردند.

همچنین پیراکوس و لاون مشاهده کردند که افرادی که در موقعیت مناسب و به صورت سرپا ( به جای اینکه متکی به مربی باشند) قرار گرفته بودند، از یک سری مزایا بهره مند شده بودند.

آنها یک موقعیت مناسب را پیدا کردند و به صورت سرپا ایستادند که منجر به ایجاد یک دامنه وسیعی از حرکت ها و تغییر وضعیت ها شده است و در نهایت منجر به ایجاد جریان انرژی بهتری شده است.

همسر پیراکوس، اوا اصول فکری مربوط به کارهای پث را به وی معرفی کرد و به وی کمک کرد تا ارتباط موجود مابین روان شناسی، پزشکی و مذهب را تشخیص دهد.

وی در نهایت از بیو انرژتیکز جدا شد و با همسر خود همکاری کرد تا ایده های خود را در مورد نحوه کمک بهتر به افراد درمانجو پیگیری کند.

پیراکوس تکنیک های درمانی بدن را با بیو انرژتکیز و مفهوم فکری پث ادغام کرد و رهیافت انرژی های اصلی را تشکیل داد. در سال ۱۹۷۳، پیراکوس موسسه انرژی های اصلی را در نیویورک تاسیس کرد.

سه لایه شخصیتی

مدل انرژی های اصلی فرض می کند که انسان دارای سه لایه شخصیتی می باشد که هر کدام از آنها انرژی های متفاوتی دارند.

اساس این مدل، انسان در هر موقعیت و لحظه ای از طریق این سه لایه شخصیتی خودش واکنش نشان می دهد.

• ماسک بیرون ترین لایه است و بر اساس این مدل، نشانگر بخشی می باشد که در معرض دید دنیای پیرامون قرار می گیرد.

استراتژی های بقا و مکانیسم های دفاعی با هم ادغام می شوند و با استفاده از آن در برابر رنج، اشتباهات، و نیازهایی تامین نشده در گذشته اجتناب می شود یا آنها از بین برده می شوند.

ماسک بیانگر جنبه ای از شخصیت می باشد که تلاش دارد تا فرد، به ایده آل ترین وضعیتی دست یابد که افراد دیگر فرض می کنند.

لایه ماسک باعث می شود که مشخصات فرد قوی تر شود و در نتیجه تشخیص و شناخت مشکلی که به صورت نا آشکار ایجاد شده است، سخت می شود.

احساسات سرکوب شده می توانند به صورت فشار ماهیچه ای و شکل های بدنی مشخصی همانند برآمدی چانه، شانه های خمیده و غیره خودشان را نشان دهند.

مطلب پیشنهادی روانشناس:  نقش گزاری روانی

همچنین ماسک می تواند مشخصات مربوط به خود برتر را هم دچار تغییر کند.

دوست داشتن می تواند به انکار خود و یا رفتارهای فرمان بری و مطیع بودن تغییر یابد.

قدرت می تواند تغییر یابد و به شکل رفتارهای عصبی و یا کنترل شده تبدیل شود و همچنین بینش به شکل های مختلف بی توجهی و صرفنظر تبدیل می شود.

به دلیل اینکه ظاهری که فرد از خود به دنیای بیرون نشان می دهد، نسبت به باطن فرد متفاوت می باشد.

انرژی موجود در ماسک ها معمولا ایستا و راکد می باشد – این موضوع در رابطه با افرادی که آگاهی کامل نسبت به خود دارند و می توانند مشخصات درونی خود را بروز دهند، صحیح و معتبر نمی باشد.

• خود سطح پایین جنبه ای از شخصیت می باشد که در زیر ماسک قرار دارد. این بخش نشانگر انرژی شناخته نشده و رد شده بوده و منعکس کننده جنبه مخرب شخصیت می باشد و هدف آن، مخفی نگه داشتن این بخش ها از سایر افراد و عدم مشاهده آن توسط دیگران می باشد.

بر خلاف ماسک که فرض می شود دارای انرژی ثابت و خسته کننده باشد، خود سطح پایین دارای انرژی و قدرت غنی تر و مفید تری می باشد.

خود سطح پایین در نتیجه تصمیم برای اجتناب از درد و با هزینه های مختلف ایجاد می شود.

این امر می تواند فرد را از احساسات و یا بخش های از بدن که منجر به درد می شود، دور کند.

با این وجود، جدا شدن از احساسات به منظور اجتناب از درد می تواند به پیشرفت بی تفاوتی نسبت به خود و دیگران شود.

در نهایت، این بی تفاوتی می تواند منجر به ایجاد رفتارهای خشن و نامناسب نسبت به خود و دیگران شود.

• خود عالی یک لایه شخصیتی می باشد که در قسمت زیر خود سطح پایین قرار دارد. این لایه شخصیتی نشان می دهد که کدام یک از افراد به صورت واقعی در قسمت اصلی لایه شخصیتی خود قرار دارند.

این خود عالی به عنوان محرک انرژی زندگی در نظر گرفته می شود و یک آگاهی را نسبت به هویت و شخصیت فرد نشان می دهد.

این امر نه بد و نه خوب است؛ در مقابل، این یک امر حقیقی و صحیحی می باشد. خود عالی مقارن با یک ظرفیت بیشتر در رابطه با ارتباط با دیگران و احساس انرژی و سر زندگی بیشتر می باشد و افراد را تشویق می کند تا احساس شادی و زنده دلی بیشتری داشته باشند.

همچنین این لایه شخصیتی تمایل زیادی به رشد مستمر و نمو کردن دارد. مشخصات مربوط به خود عالی شامل عشق ، قدرت، بینش، رهبری، شجاعت و صداقت درونی و سایر موارد می باشد.

همانند لایه های شخصیتی ماسک و خود سطح پایین، خود عالی هم در بدن فرد قابل مشاهده می باشد.

بنابراین، افرادی که قادرند به صورت صحیح و موثقی کیفیت ها و شخصیت های مربوط به خود عالی را بیان کنند، می تواند رضایت، خوشحالی و شادی بیشتری در طول زندگی روزمره خود تجربه کنند.

چهار مرحله مربوط به رهیافت انرژی های اصلی

طرفداران رهیافت انرژی های اصلی بر این باور هستند که انرژی های درونی متوقف شده و نبود آگاهی نسبت به جنبه های مختلف شخصیتی می تواند در نتیجه تفکرات، احساسات و رفتارهای ناهنجار ایجاد شوند.

درمانگران انرژی های اصلی می خواهند تا این موانع را از بین ببرند و آگاهی خود را از طریق یک فرآیند چهار مرحله ای و در طول درمان ارتقاء دهند.

مراحل مربوط به این فرآیند شامل نفوذ به ماسک، تغییر شکل خود سطح پایین، در اولویت و مرکز قرار گرفتن خود عالی و ارتباط برقرار کردن با برنامه زندگی جهانی می باشد.

این فرآیند می تواند شبیه سفر برای خود اکتشافی می باشد و فرد با انجام موفق هر یک از مراحل، به مرحله بعد وارد می شود.

نفوذ به لایه شخصیتی ماسک در اولین مرحله می تواند ترسناک باشد، در نتیجه ممکن است برخی از افراد درمانجو خودشان را با لایه شخصیتی ماسک بشناسند.

افرادی که می دانند هر فردی دارای یک لایه شخصیتی ماسک است و نیز افرادی که نمی توانند نیاز های خود را تامین کنند (هر چند که در گذشته قادر به تامین نیاز های خود بوده اند)، در عبور از این مرحله با چالش کمتری مواجه هستند.

یک متخصص رهیافت درمانی انرژی های اصلی می تواند توضیح دهد که این لایه های شخصیتی ماسک منجر به تحریف شدن شخصیت ها و کیفیت های ذاتی مربوط به خود عالی می شود و به افراد کمک کنند تا قبل از اینکه خصوصیات طبیعی شان از بین برود، این لایه شخصیتی را بشناسند و در آن نفوذ کنند.

مطلب پیشنهادی روانشناس:  روش درمان زندگی رابطه ای

دومین مرحله از این فرآیند شامل تغییر و تبدیل خودِ سطح پایین می باشد.

به دلیل اینکه این لایه شخصیتی شامل افراد دارای محرک ها و عواطف می باشد که در اغلب موارد سعی می کنند از دیگران جدا و مخفی باشند، به خطر افتادن و تغییر در خود سطح پایین می تواند چالش زا باشد.

در این مرحله، افراد مراجعه کننده به درمان می توانند آسیب ها و زخم های گذشته خود را شناسایی کنند و نسبت به زخم هایی که به دیگران زده اند، احساس پشیمانی و ندامت داشته باشند.

در طول این مرحله، یاد آوری این نکته که همه افراد دارای یک خود سطح پایین هستند، یک نکته مهم و مفیدی می باشد.

برای مشخص و شناسایی کردن همه جوانب شخصیتی یک فرد، صادق بودن با خودِ درونی و شجاع بودن ضروری می باشد.

با این وجود، ممکن است یک درمانگر این قابلیت را داشته باشد تا با یاد آوری این نکته که این سفر در مرحله خود سطح پایین به اتمام نمی رسد و تا سطح خود عالی ادامه دارد، باعث اطمینان آفرینی مجدد در این افراد شود.

این آگاهی می تواند باعث شود که افراد برای ادامه دادن پروسه درمانی همچنان انگیزه داشته باشند.

با این وجود، درمانگرها معمولا قبل از این مرحله ارزیابی می کنند که آیا افراد درمانجو این آمادگی را دارند که در معرض خود سطح پایین قرار گیرند.

این امر بدان دلیل است که در معرض خود سطح پایین قرار گرفتن می تواند تاثیرات منفی برای افرادی داشته باشد که برخی از مشکلات، از قبیل قصد خود کشی یا استرس بعد از آسیب را تجربه کرده اند.

سومین مرحله از این فرایند عبارت از قرار گرفتن در سطح خود عالی می باشد و بیانگر یک پیشروی طبیعی از مرحله دوم می باشد. در

مراحل قبلی، از انرژی برای سرکوب کردن عواطف و احساسات ناخواسته در سطوح شخصیتی ماسک و خود سطح پایین استفاده می شد.

این احتمال وجود داشت که احساسات ناخواسته سرکوب شده در مراحل قبل، در افراد درمانجو شکل بگیرد و بر روی رفتار آنها تاثیر گذار باشد و به همین دلیل سرکوب می شدند. این انرژی می تواند در روان و در بدن فرد حضور داشته باشد و هدف آن به دست آوردن یک درک و بیان مستقل و آزاد، از خود عالی خلاق می باشد.

چهارمین و آخرین مرحله به صورت برنامه زندگی جهانی و همگانی شناخته می شود.

در این مرحله، افراد با دنیای پیرامون ارتباط برقرار می کنند. اساسا هدف از این مرحله این است که افراد درمانجو نسبت به به هم پیوستگی ها و ارتباطات داخلی مابین تمامی سبک های زندگی آگاهی پیدا کنند.

همچنین در این مرحله اصل تقابل هم نقش ایفا می کند.

این اصل بیانگر این است که با افزایش تعداد افرادی که به رشد کردن، داشتن یک رابطه آزاد و بیان خود اصلی شان ادامه می دهند، آنها تاثیر بیشتری بر روی جهان و جریان زندگی می گذارند.