نوشته‌ها

نظریه روانشناسی ساختار گرایی
نظریه روانشناسی ساختار گرایی

نظریه روانشناسی ساختار گرایی، که نظریه مربوط به روش درمانی ساختار گرا بر مبنایی آن ایجاد شده است، به درک فرد از حقیقت و واقعیت تمرکز کرده و تاکید دارد که به جای کشف معنای زندگی، این معنا باید از طریق تجربیات صورت گرفته شکل بگیرد.

در زمینه های روان شناسی بالینی، نظریه های ساختار گرا بر مشارکت فعال  فرد درمانجو برای ایجاد تغییر تاکید می کند.

افراد عامل تغییرات خودشان هستند و درمان، کار و وظیفه خود این افراد است و چیزی نیست که به راحتی “دریافت کنند”.

  • شناخت ساختار گرایی
  • تاثیرات ساختار گرایی
  • نقش درمانگر ساختار گرا
  • رهیافت ساختار گرایی چه مشکلاتی را تشخیص می دهد؟
  • نگرانی ها و محدودیت ها

نظریه روانشناسی ساختار گرایی

شناخت ساختار گرایی در مشاوره

نظریه روانشناسی ساختار گرایی محدود به یک حوزه خاص درمانی نمی باشد بلکه در حالت کلی، تاثیر قابل توجهی در زمینه روان شناسی داشته است.

بر اساس عقیده طرفداران ساختار گرایی، این مدل یک رهیافت جدید و یا متفاوت نمی باشد، بلکه یک چشم انداز و دیدگاهی در رابطه با نحوه ارتباط روش های مختلف و همچنین نحوه تفسیر آنها، با توجه به دانش مربوط به انسان می باشد.

به طور خاص، هدف ساختار گرایی دست یابی به معنا و روش های دید مختلفی است که افراد دارند. ساختار گرایی تلاش دارد تا از طریق تحقیقات به این اهداف دست یابد.

ایده مبنایی در نظریه ساختار گرایی این است که واقعیت ایجاد شده است و کشف نشده است (یعنی از قبل وجود داشته است و بشر هیچ مورد جدیدی به وجود نیاورده است).

این نظریه مدعی است که هیچ نوع دیدگاه هدفمند و معقول در رابطه با دنیا وجود ندارد.

سایت “مشاوره خانواده” با  تیمی تخصصی در کنار شماست.

در مقابل، هر فردی خودش یک دیدگاه خاصی نسبت به دنیا دارد و این دیدگاه ها بر اساس تجربیات منحصر به فرد ایجاد می شود.

موضوعات مهم در زمینه ساختار گرایی شامل نظم، حس موجود نسبت به خود و عامل فعال می باشند.

  • به واسطه نیاز به نظم، افراد یک سری الگو هایی پیدا می کنند و ابزاری می سازند تا دنیا را به نحوی سازمان دهی کنند که به راحتی قابل شناخت باشد.
  • رابطه یک فرد با خودش یک عامل مهمی می باشد، ولی در هنگامی که این رابطه تحت تاثیر تجارب شخصی و یا تعامل با افراد دیگر قرار گیرد، رابطه مذکور قابل تغییر و انعطاف پذیر می باشد.
  • افراد در زندگی خود عامل ها و فاکتورهای مهمی هستند.
  • هر چند که برخی از موارد در خارج از حوزه کنترل افراد قرار دارند، ولی افزایش شناخت هر فرد نسبت به دنیا، بستگی به خود شخصی دارد که در نهایت وی مزایای مربوط به بهزیستی را انتخاب می کند.

تاثیر ساختار گرایی روانشناسی

رهیافت های درمانی که از ایده های ساختار گرایی استفاده می کنند، معمولا شامل شناسایی مواردی از قبیل نحوه دید افراد نسبت به تجارب، تایید تاثیر گذاری افکار و عقاید بر احساسات و تشویق  افراد درمانجو ( از طرف فرد درمانگر)، برای داشتن یک حضور فعال در فرآیند تغییر می باشد.

در این روش درمانی تاکید ویژه ای بر روی رهیافت های مشارکتی درمانی صورت می گیرد.

رهیافت مشارکتی درمانی عبارت از تعامل مشترک فرد درمانگر و درمانجو برای کمک به ایجاد تغییرات مثبت در افراد می باشد.

نظریه روانشناسی ساختار گرایی در روش های درمانی مختلف دارای تاثیرات قابل ملاحظه ای می باشد.

 

برخی از این روش ها از نظر مشاروه خانواده عبارتند از رهیافت های درمانی بشر دوستانه، تمرکز کننده بر شخص، رفتاری شناختی، دیالکتیکی و وجودی. روان شناسی که جئورج کلی خودش شخصا ایجاد کرد، یکی از اولین رهیافت هایی بود که در کامل کردن نظریه ساختار گرایی نقش داشته است.

این رهیافت که در میانه دهه ۱۹۵۰ طرفداران زیادی داشت، یک رهیافت است که فرد را به عنوان عالم و دانشمند در نظر می گیرد و بر اساس این ایده شکل گرفته است که افراد برای پیش بینی رفتارهای دیگران، از ساختارهای شخصی خودشان (یعنی از فرضیات و نظریه های یکسان در مورد سایر افراد) استفاده می کنند.

به دلیل اینکه افراد به صورت یک عالِم رفتار می کنند، در زمانی که افراد تلاش می کنند تا در دوره های رفتاری یا زندگی روزمره، رفتارهای جدیدی داشته باشند و چشم اندازهای جدید را در نظر بگیرند، این ساختار ها به صورت مستمر آزمون شده و تغییر می یابند.

نقش نظریه پرداز ساختار گرا

در ساختار گرایی، فرد درمانجو به عنوان عامل تغییر در نظر گرفته می شود.

این نظریه به جای اینکه به عنوان یک مجموعه از تکنیک های درمانی در نظر گرفته شود، می تواند به صورت یک فلسفه در نظر گرفته شود.

به منظور سازماندهی و داشتن یک درکی از جهان، افراد تمایل دارند تا غیر از اتفاقات روزمره، یک سری مفاهیم و مصداق هایی را بسازند.

در اغلب موارد این امر منجر به ایجاد الگوهایی می شود که می تواند بر روی عواطف، تفکرات و رفتار ها تاثیر گذار بوده و تغییر آن یک مساله سخت و مشکل زایی می باشد.

درمانگران ساختار گرا، که به عنوان تسهیل کننده تغییرات و نه به عنوان رهبر نقش ایفا می کنند، به افراد درمانجو می توانند کمک کنند تا افراد درمانجو الگوها را بشناسند و برای ایجاد تغییرات، این الگو ها را تغییر دهند.

ایده مبنایی مربوط به نظریه روانشناسی ساختار گرایی این است که واقعیت ایجاد شده است و کشف نشده است.

درمانگران ساختار گرا، بر این عقیده هستند که انعطاف پذیری تمامی افراد، مبنایی برای توانایی افراد می باشند که بر اساس آن خودشان را دوباره سازمان دهی می کنند.

معمولا این درمان گر ها بر نحوه دقیق استفاده فرد از تجربیات خود برای بازگویی اتفاقات جاری توجه می کنند.

آنها بارها و بارها با فرد درمانجو همکاری می کنند تا یک زنجیره از اتفاقات را ایجاد کنند (اتفاق جدید – تفکر –  و در نهایت واکنش به اتفاق)  و با استفاده از آن، نحوه تاثیر گذاری این الگوها بر روی تفکرات ، عواطف و رفتار بر زندگی فرد، و همچنین نحوه ادامه یافتن آن در ادامه را پیدا کنند ، نظریه روانشناسی ساختار گرایی.

نقش نظریه پرداز ساختار گرا

متخصصان ساختار گرایی می توانند تکنیک هایی از قبیل روزنامه نگاری، تجسم راهنمایی شده و حساسیت نسبت به تمرین استفاده کنند.

همچنین آنها می توانند به افراد درمانجو کمک کنند تا از تکنیک ظاهری سازی مشکلات، تکنیکی که اغلب موارد در داستان درمانی بکار گرفته می شود، استفاده کنند.

ادامه مطلب …